مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

چرا همسرمان ناراحت است؟

بسیاری از زوجین با عشق و علاقه زندگی خود را آغاز می کنند و هرچه به پیش می روند این علاقه از بین رفته و جای خود را به نفرت می دهد. این افراد باید به دنبال مشکل خود در رفتار خود باشند قطعاً هرکدام از آنان رفتاری را کرده اند که از علاقه طرف مقابلشان کاسته و باعث شده است که در مقابل وی احساس خوبی نداشته باشد.بنابراین در ابتدا درباره همه کارهایمان فکر کرده تا از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنیم و در ادامه درباره مشکلی که داریم به اعملا خود رجوع کنیم و سعی در برطرف کردن ناراحتی همسرمان کنیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت مشاوره ازدواج رجوع کنید

 

منبع: کودک و نوجوان

آیا درست است که زنان مجرد، و مردان متأهل بهتر عمل میکنند؟

در سال 1972 میلادی جسی برنارد جامعه شناس با اظهار این مساله که ازدواج برای زنان و مردان متفاوت است، و اینکه ازدواج مردها بهتر است، سر و صدای زیادی کرد. اکنون بعد از حدود 45 سال هنوز هم بخشی از عقل متعارف ما باور دارد که زنان دوران مجردی را بهتر میگذرانند حال آنکه مردان در وقت تأهل اوضاعشان بهتر است.

اما نکته بحث برانگیز دیگری نیز مطرح است، چیزی که بیشتر مورد پذیرش می باشد: فردی که مدعی است ازدواج کردن برای هرکس بهتر است زیرا که مردم را شادتر و سالمتر و در ارتباط بیشتر باهم دیگر میسازد، و حتی طول عمرشان را بیشتر میکند. بیشتر دو دهه ی گذشته را صرف این کرده ام که نشان دهم این ادعاها به طور برجسته ای اغراق آمیز یا آشکارا غلط هستند. ولیکن سازمانهای قدرتمندی وجود دارد که طرفدار ازدواج (یعنی ازدواج قراردادی مرسوم) هستند و بر همیشگی کردن اسطوره ی تاثیر دگرگون کنندهوی زناشویی برای هردوی زنان و مردان سرمایه گذاری کرده و بسیار هم موفق بوده اند.

از زمانی که برنارد کتابش را منتشر کرد، اگر نه به دهها هزار، به هزاران نسخه ی مطالعاتی درباره ازدواج رسیده است. برای اینکه بطور قطعی بدانیم تحقیق در مورد تفاوت جنسیتها چه میگوید، لازم است نگاهی به فراتحلیل ها بیندازیم –یک جور مطالعه مروری که نتایجِ هر مطالعه ی مربوط را که تاکنون انجام شده به شکل آماری ترکیب میکند. چنین بازبینیِ به روزی وجود ندارد، و حتی اگر وجود داشت، مشکلاتی می داشت، زیرا بسیاری از مطالعات عمیقا به آن خدشه وارد میکنند.

آنچه اینجا پیشنهاد میشود تنها یک نمونه از آن چیزی است که برخی تحقیقات نشان میدهد. فراموش نکنید که نتایج مطالعات، همیشه بینابین است، و تجارب همه کس را در نظر نمیگیرد. استنتاجات من بیش از آنکه قطعی فرض شوند، باید به عنوان پیشنهاد فرض شوند.

زنان و ازدواج: آنها فقط برای این نیستند که ازدواج کنند

برخی از مهم ترین مطالعات و بازبینی ها هیچ تفاوت مبتنی بر جنسیت را نیافته است، و هنگام وجود تفاوت، ظاهرا بیشتر، زنها هستند که با ازدواج از خواب غفلت بیدار میشوند.

یک نمونه از تحقیق که هیچ تفاوت جنسیتی نیافته است، مطالعه ی اندازه گیری طول عمر بوده است که تاکنون از 1912 ادامه داشته است. نتایج نشان میدهد که مردمی که طول عمر دراز داشتند کسانی بودند که مجرد ماندند و نیز کسانی که متأهل ماندند. افراد مطلقه، همچنین آنها که طلاق گرفته و سپس مجددا ازدواج کردند، زندگی کوتاهتری داشتند. آنچه اهمیت داشت سازگاری بود، نه وضع مربوط به زناشویی، و در این بین، هیچ تفاوت جنسیتی وجود نداشت.

نوع دیگری تحقیق که در آن، حکم زنان و مردان در موردش یکسان است مطالعاتی است که افراد یکسانی را در طول زمان دنبال می کند به طوریکه از تجرد به تأهل می روند. بازبینیِ 18 تا از اینگونه مطالعات دریافته است که افراد اساساً بعد از اینکه ازدواج کردند خوشحال تر نمی شوند. در بهترین حالت، آنها در زمانهای نزدیک به عروسی خود تنها کمی خرسندتر میشوند؛ پس از آن به احساس زمان مجردی خود برمیگردند و به همان اندازه ی سابق احساس خشنودی (یا ناخشنودی) میکنند. این الگو در مورد زنان و مردان مثل هم است.

این بازبینیِ 18 مطالعه همچنین دریافت که هم زنان متأهل و هم مردان متأهل هردو با گذشت زمان بیشتر و بیشتر دچار نارضایتی از رابطه خود میشوند. مطالعه ای در مورد ازدواج سفید هم نشان داد که در آن، زنان زودتر از مردان از ازدواج خود دچار نارضایتی میشوند.

یکی از مهم ترین تفاوتهای مبتنی بر جنسیت در عکس العمل نسبت به ازدواج، نزد کسی است که برای طلاق اقدام میکند. این تفاوتها حداقل به سال 1867 سندیت مییابد، و هنوز هم در اروپا، استرالیا و در ایالات متحده صحت دارد. چه کسی به احتمال زیاد از ازدواج کردن کناره گیری میکند؟ زنان. آنان از سال 1867 پیشگام 62 درصد از طلاقها در ایالات متحده بوده اند، و این تعداد اکنون به 70 درصد نزدیک شده است.

برخی ازدواج ها با فوت زوج به پایان میرسد، و این امر میتواند برای هم مردان و هم زنان بی اندازه اندوهناک باشد. نشانه هایی دال بر این امر وجود دارد که زنان سریع تر از مردان با عزاداری خود کنار میآیند.

وقتی ازدواجی به هر علت به پایان میرسد، زنان به احتمال کمتری از مردان سعی در امتحان مجدد آن میکنند. نرخ ازدواج مجدد نزد مردان تقریبا بیش از دوبرابر زنان است. بعضی از دلایل آن را میتوان به سهم برتری جنسیتی در مردان نسبت داد که بیش از زنان، خواهان ازدواج مجدد میشوند، اما بعید است توضیح کاملی برای یک چنین تفاوت بزرگی باشد.

زندگی مجردی و زندگی تنها: زنان بهتر از پسش بر میآیند

مطالعات مهمی وجود دارند که نشان میدهند هیچ تفاوت متکی بر جنسیت در زندگی مجردی، چنانکه در ازدواج، وجود ندارد. وقتی تفاوتی وجود داشته باشد، این زنان هستند که به نظر میرسد وقتی مجرد هستند یا به تنهایی زندگی می کنند بهتر عمل میکنند.

قطعا یکی از افسانه ها راجع به ازدواج کردن که بیش از هرچیز بی مصرف شده این است که فرد مدعی شود که افراد متأهل ارتباط بیشتری با سایر مردم دارند، و متأهل ها هستند که باهم ارتباط برقرار می کنند. در واقع، کل مطالعات نشان داده است که افراد مجرد بیش از افراد متاهل وارد ارتباطات اجتماعی میشوند. افراد مجرد برای برقراری رابطه با خواهر و برادر و والدین و همسایه ها و دوستان، بیشتر از افراد متأهل عمل میکنند. آدمها وقتی ازدواج میکنند، به نوعی منزوی می شوند.

با این وجود، مهم ترین عامل درباره تفاوت های جنسیتی اینست که تفاوت جنسیتها اصلا وجود ندارد. طبق یادداشت نوامی گرستل «ازدواج احتمالاً به یک درجه روابط اجتماعیِ زنان و مردان را محدود میکند.»

افزایش سریع تعداد افرادی که تنها زندگی میکنند یکی از مهم ترین تغییرات آماری عصر ماست. دانش پژوهانی که در مورد این پدیده کتاب نگاشته اند دریافته اند که، برخلاف داستان های هولناک رسانه ها، افرادی که تنها زندگی میکنند خیلی بهتر عمل میکنند. البته در مورد مردان مسنتر، مخصوصا اگر بیکار یا دچار ضعف سلامتی باشند استثنئاتی وجود دارد.

مطالب بیشتر: طلاق در دنیای مدرن
راه های کم شدن مشکلات خانوادگی
الگوهای زناشویی
تغییر سبک دلبستگی

در طول حیات افراد مجرد، اغلب زنان در اواخر حیات به طور مشخص بهتر عمل می کنند. یک مطالعه ی شایان ذکر، شبکه های اجتماعی افراد میانسال 65 سال به بالا از زناشویی های متفاوت و وضعیت های فرزندپروری را در بین شش ملت –استرالیا، فنلاند، هلند، اسپانیا، انگلستان، و ایالات متحده- بررسی کرده است. به طور کلی افرادی که دارای فرزند نبودند محدودترین شبکه ی ارتباط اجتماعی را داشتند. اما یک استثناء بزرگ وجود داشت: در بین پنج ملت از بین شش ملت، زنانی که هیچ فرزندی نداشتند و در تمام دوران زندگی خود مجرد مانده بودند شبکه های اجتماعی وسیعتر با دوستانشان داشتند، دوستانی که بخش عمده ای از سیستم حمایتی روزانه ی آن زنان بود. این زنان مجرد مانده در تمام طول عمر، در تنهایی پیر نمی شدند.

یک مطالعه اخیر از سالمندان ایالات متحده دریافته است که زنان نسبت به مردان، وقتی تنها زندگی میکنند به چندین طریق مهم، بهتر عمل میکنند، در حالیکه مردان وقتی با دیگر افراد –خاصه با همسر- زندگی میکنند به نسبت، بهتر عمل میکنند. مثلا وقتی را که آنها صرف سرگرمی و علایق خود میکنند: زنان وقتی تنها زندگی میکنند زمان بیشتری دارند تا علایق خودشان را دنبال کنند، حال آنکه مردان وقتی با یکی دیگر زندگی میکنند زمان بیشتری دارند تا هر آنچه دوست دارند انجام دهند. نمونه ی دیگر، این پرسش است که سالمندان چگونه با یک تعداد از دوستانی که دارند خشنود و راضی هستند؟ زنان همیشه با تعداد دوستانی که دارند خشنودترند، چه آنها که تنها زندگی میکنند، و چه آنها که با کسی در کنارشان. اما وقتی آنها تنها زندگی میکنند تفاوت، بیشتر است -71 درصد زنان، حال آنکه 48 درصد مردان با دوستانی که دارند خشنودند.

همچنین نشانه هایی دال بر این است که زنان بیش از مردان، انزوای خود را دوست دارند. وقتی سوال شود که آیا آنان از اوقات تنهایی خود لذت میبرند، زنان احتمالا بیشتر از مردان بگویند که چنین است.

فقط یک فرض: با گذشت زمان، مردان در زندگی مجردی، بهتر و بهتر میشوند

با اطمینان نمیدانیم چرا زنان، اغلب اوقات وقتی به تنهایی زندگی میکنند بهتر از عهده ی کارها برمی آیند. یک احتمال این است که با تنها زندگی کردن، به جای زندگی با شوهر و فرزندان، زنان از نقشها و انتظارات سنتی رها میشوند. آنها دیگر وقت زیادی صرف آشپزی، تمیز کردن خانه، و شستشوی لباس اعضای خانواده نمی کنند، بلکه مدت اندکی به آن اختصاص میدهند. آنها از وظایف عاطفیِ تقویت ایگوها و از احساسات ضربه دیده خلاص شده اند. مجبور نیستند پولی را که خرج می کنند برای کس دیگری هم در نظر بگیرند. همچنین یاد میگیرند انواع چیزهایی که شوهرانشان به شکل سنتی انجام میدادند خودشان انجام دهند –یا کس دیگری را برای اجیر کردن یا کمک کردن پیدا کنند.

آنچه غالبا کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که مردان از تنها زندگی کردن سر باز میزنند، مخصوصا اکنون که آنها برای مدت بیشتری نسبت به گذشته مجرد میمانند. لین جیمیسون و رونا سیمپسون در کتاب خود به نام «تنها زیستن: جهانی سازی، هویت و تعلق» خاطرنشان می کنند که هر چقدر مردان (و زنان) در سالهای اولیه ی بزرگسالی به تنهایی زندگی کنند، بیشتر مهارتهایی که برای خدمت در مقابل جنس دیگر بکار برده می شوند را یاد می گیرند. مثلا در زندگی متأهلی، زنان به شکل سنتی، «حافظ خانواده» و برنامه ریز اجتماعی بودند. آنها در تماس با خانواده بوده، و ارتباط با دوستان را هم حفظ میکردند (اگر این دوستان مانع نمی شدند)، دورهمی های اجتماعی را تنظیم میکردند، و تمامیِ دیگر وظایف اجتماعی و عاطفی زوج را تحت پوشش قرار میدادند.

در مشاهدات آنان نسبت به افرادی که تنها زندگی میکنند و در مرور مطالعات مرتبط، نویسندگان دریافتند که اکثر مردان جوانی که تنها زندگی میکنند خیلی بهتر کارها را انجام می دهند. آنها شبکه ای از دوستان و خویشاوندان داشتند و با مردمی که برایشان اهمیت داشت حفظ رابطه می کردند. آنها برای داشتن یک زندگی اجتماعی یا ارتباطات معنادار انسانی نیاز به داشتن همسر نداشتند.

این امر برای آنان و نیز به خودیِ خود اهمیت دارد. ولی همچنین برای چیزی که به آینده هم مربوط است دارای اهمیت است. شاید مردان جوان امروزی اگر تنها زندگی کنند وقتی سنشان بالاتر میرود خیلی بهتر کارها را انجام دهند، همچنین بدانند که چگونه با وجود تنهایی و انزوا زندگیِ خوبی داشته باشند.

آقایان خوش قیافه وکیفیت اسپرم

پژوهشگران بر این باورند آقایان زیبا روی قدرت باروری کمتری در قیاس با چهره های نرمال دارند. طبق مقاله‌ای که در مجله  Evolutionary Biology چاپ شده‌است،اسپرم آقایان زیبا کم کیفیت است

زنان باید بین خوش‌قیافگی مردان و بارور بودنشان یکی را انتخاب کنند. محققان دانشگاه والنس اسپانیا برای اثبات این موضوع ۵۰ دانشجوی پسر را زیر‌نظر گرفتند و از مردان و زنان متعددی خواستند به آنها بر حسب زیبایی نمره دهند.

در عین حال خود محققان آنالیز آنتروپومتریک انجام دادند و بر حسب اندازه چشم، پهنای شانه‌ها و دیگر مقیاسهای زیبایی ،مردان را سنجیدند. سپس میزان زیبایی آنها را با میزان قدرت باروری و کیفیت اسپرماتوزوییدهایشان مقایسه کردند.

نتایج نشان داد، مردانی که از نظر زنان زیباتر تشخیص داده شده بودند، آنهایی بودند که چانه‌های مربع و مردانه‌تری داشتند، اما کیفیت اسپرم این افراد اکثرا پایین بود. محققان می‌گویند مردانی که جذاب‌ترند و صورت مردانه‌تری دارند میزان تستسترون خونشان به نسبت بالاتر از مردان دیگر است و این مسئله خود بر تولید اسپرم و کیفیت آن اثر منفی می گذارد. اما قبل از آنکه خانم‌ها به فکر بیافتند تا برای فرزندانشان پدری بد قیافه انتخاب کنند بهتر است تحقیقات کامل‌تری در این زمینه انجام شود.
منبع: ساینس دیلی

تولید محتوا

تولید محتوا

تولید محتوا
یک سایت هر چقدر که طراحی خوب و جذابی هم داشته باشد،تا زمانیکه از محتوای مناسب برخوردار نباشد مورد توجه موتورهای جستجو و کاربران قرار نخواهد گرفت.دیگرروش های سنتی و لینک سازی انبوه جوابگو نیست و گوگل اولویت نتایج جستجو را بهوب سایت هایی می دهد که از محتوای مفید برای کاربران برخوردار باشند.
با استفاده از خدمات وبسایت کوشاوب محتوا مخاطبان بیشتریرا جذب سایت خود کنید و از حضور خود در رده های اول نتایج موتورهای جستجو لذت ببرید.ما آماده ایم تا ضمن رعایت هویت برند کسب و کار شما، برای وب سایت شما محتوای جذاب و کاربرپسندی تولید کنیم تا شانس دیده شدن شما توسط موتورهای جستجو و به دنبال آن کاربرانبالاتر رفته و بازدیدکنندگان وفاداری برای سایت خود پیدا کنید.

عدم صداقت

فهمیدم که سه ساله با یه نفر رابطه تلفنی داره.

با سلام

بنده 33 سالمه و حدود 7 ساله ازدواج کردم کارمند شرکت نفت هستم و محل کارم جنوب کشور و به صورت اقماری دو هفته کار دو هفته استراحت هستش. همسرم 29 سالشه. ما یه دختر 18 ماهه داریم. حدودا دو سال و نیم پیش یه روز که تازه از سر کار برگشته بودم کاملا اتفاقی داخل گوشی خانمم شماره تلفن و عکس یه آقایی رو دیدم که از طریق تلگرام چند تا عکس و پیام واسه همسرم فرستاده بود. موضوع رو از خانمم پرسیدم گفت که من ایشون رو نمیشناسم و احتمالا از بچه های داخل گروه هستش که اشتباهی پیام داده. و از اونجا که اون موقع هنوز خودم از برنامه تلگرام استفاده نکرده بودم و هیچ اطلاعاتی درباره این برنامه نداشتم به این موضوع اهمیت ندادم که چرا شماره تلفن ایشون قابل روئیت هست و داخل گوشی همسرم ذخیره شده. بنابراین دیگه پیگیر نشدم تا حدودا یک سال پیش همون روزی که از سر کار برگشته بودم و گوشی خانمم رو برداشتم تا برنامه هاش رو بروز رسانی کنم، که مجددا دیدم که بین خانمم و همون آقا کلی پیام رد و بدل شده بود و از روی تصویر آقا تونستم متوجه بشم که این همون شخص قبلی هستش. و وقتی که پیامها رو به همسرم نشون دادم و ازش پرسیدم که این آقا کیه و از کجا میشناسیش گفت که این آقا از بچه های گروهه و من هیچ رابطه ایی با این آقا نداشتم و ندارم و کلی هم از من ناراخت شد که دارم بهش تهمت میزنم.ولی من راضی نشدم و مطمئن بودم که یه چیزی هست که من ازش بی خبرم و بعد از کلی جر و بحث و پافشاری بالاخره اقرار کرد که سه سال پیش با این آقا از طریق شبکه اجتماعی کلوب دات کام آشنا شدم و ازم خواسته که شماره تلفنم رو بهش بدم که منو داخل گروههای مختلط تلگرام دعوت کنه و من نه ایشون رو دیدم و نه میشناسم.!
(بنده هم از وجود گروههای مختلط تلگرام و هم اینکه همسرم در نبود بنده از شبکه کلوب دات کام استفاده میکنه و با افراد مختلف گفتگوی خصوصی انجام میده کاملا بی اطلاع بودم)
ولی از اونجا که من هیچوقت هیچ محدودیتی برای همسرم ایجاد نکرده بودم و همیشه با هم مثل دو تا دوست صمیمی با هم رو راست بودیم و واقعا قبل از این ماجرا هیچوقت چیزی رو نه از هم پنهون کردیم نه به هم دروغ گفتیم، ولی از سه سال پیش که همسرم با این آقا آشنا شده تا الان کلی دروغ بهم گفته و خیلی چیزها رو ازم پنهون کرده و میترسم که در نبود من اتفاقات دیگه ای هم افتاده باشه که من ازشون وحشت دارم.
از وقتی که متوجه این اتفاقات شدم خیلی نا امید و افسرده شدم و هیچ دلیلی واسه ادامه زندگی ندارم فقط به خاطر دخترم دارم تحمل میکنم.
میخواستم بزرگواری کنید و بنده رو راهنمایی کنید

با سلام به دوست عزیز
در موضوع دروغ گفتن زن به شوهر من ابتدا برای شما دلایلی که یک زن ممکنه چنین کاری رو انجام بده و زن به شوهر دروغ میگه رو توضیح میدم در صورتی که شما درگیر هیچ کدوم از این موارد نبودین بهترین راه اینکه که به یک مشاوره خانواده مراجعه کنید تا بتونید تشخیص بدین دلیلی که منجر به این موضوع شده:
یکی از مهمترین دلایلی که میتونم براتون بگم احتمالا خلا عاطفی باشه مرد ها همیشه باید این موضوع رو در نظر بگیرن که زن ها دوس دارند تشویق بشن و مورد توجه شوهرشون باشن چون نزدیک ترین فرد از هر لحاظ براشون محسوب میشه ولی وقتی این اتفاق نیفته این احساس درش به وجود میاد که نادیده گرفته شده و حالا وقتی در این بین پای شبکه مجازی وسط بیاد سیر عظیمی از توجه ها رو میبینه که به سمتش روانه میشه و میبینه که توی این فضای شبکه اجتماعی میتونه به این نیازش پاسخ داده بشه و به اون شبکه های اجتماعی وابسته میشه. در صورتی که اگر توی واقعیت و همسرش این توجه رو بهش بکنه و نیاز روحیش رو پاسخ به هیچ وجه نیازی براش نمیمونه که بخواد برطرف کنه.
دومین دلیل سرد شدن رابطه میتونه باشه،‌زمانی که دیگه شور و هیجان ابتدای رابطه جای خودش رو به یکنواختی میده و دیگه هیچ اتفاق و شاید سورپرایزی توی رابطه حس نمیشه،‌ زنها فکر میکنند که دیگه مورد علاقه نیستن. و کم کم رابطه رو به سردی میره،‌ که این موضوع وظیفه مرده که باز شور اشتیاق و گرما به رابطه ببخشه. و اگر این اتفاق نیفته معمولا زن جوابش رو در جایی دیگر جستجو میکنه.
سومین دلیل ترس و استرس از خیانت شوهره که این مورد اکثرا به دلیل کم دیدن شوهر و توی جریان نبودن از کارهای او رخ میده چون زن ها همیشه ترس این رو دارن که همسرشون رو از دست بدن و به همین دلیل با بی وفایی کردن به شوهر این استرس رو در خودشون تقلیل میکنن، ولی وقتی همیشه همسر خودتون رو در جریان فعالیت ها در کنار و همراه خود داشته باشید به این مشکل بر نمیخورید. فقط کافیه هنگام برگشتن از کار کمی در مورد فعالیت امروز باهاش صحبت کنید تا اون کنجکاویشون برطرف بشه.
بسیاری از دلایل دیگه هم میتونه باشه ولی اصلی ترین دلایل همین عدم توجه ها هستن که جز نیاز های یک زن محسوب میشن که از شوهر انتظار میره اون ها رو برطرف کنه،‌ خصوصا توی جامعه امروزی که پر شده از شبکه های اجتماعی مجازی که فضایی بینهایت رو پیش رو دارن و خیل عظیمی از اطلاعاتی که ممکنه اشتباه باشه و افرادی که قصد سو استفاده دارن،‌ ولی اینکه دلیل اصلی چی میتونه باشه رو بهتره به همراه همسرتون به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا به راحتی با تحیل شخصیتی وضعیتتون شما رو راهنمایی کنه.