مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

از شوهر خسیس بپرهیزید

یکی از ویژگی های بد انسان ها خساست آنان است این امر باعث میشود تا فرد خسیس جایگاه خاصی در بین افراد ندشاته و زندگی وی همواره در سختی باشد. بنابراین با شوهری که خسیس است ازدواج نکنید زیرا علاوه بر اینکه آرامش شما را تامین نخواهد کرد بلکه خوشبختی را برای شما به ارمغان نیاورده و قطعاً مشکلاتی حاد را به وجود خواهد اورد

در رابطه با این موضوع می توانید در سایت ازدواج مقاله های بیشتر را مطالعه کنید

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

افسردگی دوران بارداری و ارتباط آن با ساختار نابهنجار مغز کودک

افسردگی دوران بارداری و ارتباط آن با ساختار نابهنجار مغز کودک

بر اساس جدیدترین مطالعات منتشر شده در روانپزشکی بیولوژیکی، نشانه های افسردگی در زنان در حین و پس از بارداری با کاهش ضخامت کرتکس (لایه بیرونی مغز و مسئول تفکر و رفتار پیچیده) در کودکان سنین پیش دبستانی ارتباط دارد. یافته ها نشان می دهند که خلق مادران ممکن است بر رشد مغز کودکان در مراحل مهم زندگی تأثیرگذار باشد.

بر اساس نظر جان کریستال، سردبیر ژورنال روانپزشکی بیولوژیکی: “مادران عموماً حاضرند هر کاری انجام دهند تا شانس زاد و ولد را به عنوان بهترین فرصت برای موفقیت در زندگی داشته باشند.”.این مطالعه جدید اکنون نشان می دهد کار دیگری که ممکن است قادر به انجام دادن آن باشند، اطمینان یافتن از بهبودی افسردگی شان می باشد. هجده درصد از زنانی که دارای افسردگی حین بارداری و هم تحت مراقبت های پزشکی در اندکی قبل و پس از زایمان و هم افسردگی پس از زایمان می باشند، پیامدهایی منفی در کودکانشان خواهند داشت.

این مطالعه انجام شده جدید توسط کاترین لبیبل از دانشگاه گالگرای آلبرتا، اولین گزارش در زمینۀ ارتباط افسردگی مادران و نابهنجاری ساختار مغزفرزندان در دوران کودکی است. محققان 52 زن مشکوک به علایم افسردگی در هر سه دوره ازبارداری و چند ماه پس از تولد کودک را غربال کردند. از میان زنان قرار گرفته در طیف و مشکوک به علایم، برخی یا بدون هیچ گونه علایمی و یا دارای علائم ناچیزی و برخی دیگر تمام معیارهای غربال گری را داشتند. محققان در 5/2ماهگی کودکان برای سنجش ساختار مغزی آنها، از MRI استفاده کردند.

زنان دارای علایم افسردگی بیشتر امکان داشت که کودکانی دارای نواحی گیجگاهی و قدامی نازک تر به عنوان مناطق قشری مسئول در فعالیت های بازداری و کنترل توجه داشته باشند. همچنین، محققان دریافتند که بین علائم استرس زا و مادۀ سفید غیرطبیعی در ناحیه قدامی و مجراهای فیبری متصل کننده مناطق مذکور با دیگر نواحی مغز ارتباط وجود دارد. اما، این همبستگی تنها هنگامی یافت شدند که نشانه های افسردگی در سه ماهه دوم و پس از زایمان داده بودند که نشان می دهد این دوره ها، مواقع بسیار حیاتی برای رشد مغز کودک می باشند.

یکی از جنبه های نرمال رشد مغز طی سال های کودکی اولیه، ضخامت قشری است؛ همانطور که لیبل اذعان دارد؛ یافته ها نشان می دهند مغز کودکانی که مادرانشان دارای علائم افسردگی بیشتری هستند ممکن است زودتر از موعد مقرر رشد کند.

نابهنجاری های موجود ساختار مغز در طی دوره های مهم رشد اغلب با پیامدهایی منفی مانند اختلالات یادگیری و اختلالات رفتاری ارتباط داشته است. همچنین، نابهنجاری های ساختار مغز مشخص شده در این مطالعه منعکس کننده نابهنجاری های یافت شده در کودکان مبتلا به افسردگی یا مستعد ابتلاء می باشد ؛ ضمن اینکه نشان می دهد این تغییرات ممکن است به دلیل آن باشد که فرزندان مادران مبتلا به افسردگی قبل و پس از زایمان در مراحل بعدی زندگی شان در ابتلاء به افسردگی آسیب پذیرتر هستند.

اگرچه، مکانیسم زیربنایی این ارتباط مشخص نیست اما، یافته های آن ممکن است حاوی کاربردهایی برای کاهش خطرهای رشد غیرعادی مغز در کودکان داشته باشد. براساس نظر لیبل، یافته های این مطالعه برای برجسته کردن اهمیت نظارت و حمایت سلامت روانی مادران نه تنها در دوران پس از زایمان بلکه در دوران بارداری مهم می باشد.

مطالب مرتبط: تاثیر افسردگی مادر بر کاهش همدلی در کودک درمان افسردگی افسردگی و نوروفیدبک

تجربه تروما یا آسیب زا در دوران کودکی ۲

در مقاله قبلی سایت تجربه ی آسیب زا یا تروما در کودکی ۱ در مورد آسیب یا ترومای دوران کودکی و پاسخ به سوالات معمول در این زمینه صحبت کردیم. در این مقاله نگاهی به تصورات رایج و غلط از این مقوله خواهیم انداخت.

تصورات غلط از تروما

حال بیایید نگاهی به ۸ تصور غلط از تروما داشته باشیم:

  1. تروما کوتاه مدت است: اثرات یک تجربه ی تروماتیک مادام العمر است. حتی بعد از سالها درمان مداوم، یک تجربه ی تروماتیک از سطح هوشیار قربانی پاک نخواهد شد. من شنیده ام که بسیاری از افرادی که مورد سوء استفاده ی جنسی قرار گرفته اند می گویند که “تجاوز تمام می شود اما ترس از آن برای همیشه باقی می ماند”. یک تصور بسیار غلط از تروما این است که کودکی که از محیط و یا وضعیت تروما دور می شود، تروما پیایان می یابد. اما واقعیت این است که فرد نیاز خواهد داشت تا با استفاده از درمان مورد حمایت قرار گیرد.
  2. کودکان آسیب دیده از تروما، کارهای بد انجام نمی دهند: برخی از کودکان که سابقه هایی از ترومای بسیار سخت داشته اند، می توانند تبدیل به کودکانی شوند که مشکلات شخصیتی و رفتاری بسیار شدیدی از خود بروز می دهند. متاسفانه، برخی از کودکان، در دوران نوجوانی مشکلات عملکردی از خود نشان می دهند مانند دزدی، دروغ گویی، تقلب، دستکاری، ایجاد آتش سوزی، حیوان ازاری و تخریب اموال که در نهایت مساوی است با نشانه های رفتاری از ضد جامعه بودن. در موراد دیگر، برخی از کودکان تبدیل به بزرگسالانی می شوند که با سوء مصرف مواد مخدر، اعتیاد جنسی یا رفتارهای تعارضی دست به گریبان هستند. تکرار بستری شدن ها در بیمارستان، حبس شدن، رفتارهای پر خظر، از دست دادن شغل، حمله خشونت آمیز یا دوره هایی از افسردگی شدید همچنین در چنین افرادی متداول است. خیلی رایج است که مردم فکر کنند که کودکانی که سابقه هایی از تروما دارند ممکن است تا حدودی افسرده و مضطرب باشند و یا با مشکلات تحصیلی دست و پنجه نرم کنند. همچنین تصور می شود که کودک و یا نوجوان  با “رفتارهای منفی” رشد خواهد کرد. اما واقعیت از این قرار است که بسیاری از کودکان با چالش های مادام العمری روبرو هستند که برخی اوقات می تواند زندگی آنها را در دوران بزرگسالی فلج کند. این قطعا توجیهی برای رفتارهای شرح داده شده نیست. اما بدون شک برای بسیاری از مردم واقعیت دارد.
  3. تروما احتمالا نمی تواند پس از مدت مدیدی بعد از وقوع، بر مغز و بدن تاثیر بگذارد: برخی از کودکان در طول چند سال اولیه ی زندگی بعد از تجربه ی تروماتیک بسیار مقاوم هستند. برخی از کودکان بدون هیچ مشکلی پیش می روند در حالی که کودکان دیگر حول ۹ تا ۱۲ سالگی شروع به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات می کنند. بسیاری از این مشتریان من در این سن، تروما را تجربه کرده و اکنون چالش های درون فردی، احساسی و تحصیلی را تجربه می کنند. سالهای اولیه ی کودکی آنها خوب بوده و حالا که در مدرسه هستند، انتظارات بیشتری از آنها می رود، از آنها خواسته می شود تا در حد استانداردهای اجتماعی رفتار کنند و بایستی مستقل تر باشند، آنها با نیازهای زندگی روزمره درگیر هستند. برای بسیاری از والدین و حامیان، مشکلات رفتاری و پیشرفتی که در اواخر دوران کودکی رخ می دهد، بسیار گیج کننده هستند چرا که به گفته ی والدین، رفتارها از ناراحتی ها سرچشمه می گیرند.
  4. تروما نمی تواند مشکلات سلامت روان و رفتاری مادام العمر ایجاد کند: بسیاری از کودکانی که تروما را تجربه کرده اند با برخی از مشکلات رفتاری متداول مانند اختلال نافرمانی مقابله جویانه، اختلال رفتار و ADHD دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات توجه، بیش فعالی، و سطوح بالای اضطراب نیز جزو این مشکلات هستند. افسردگی و فوبیا نیز متداول است. من مطمئن هستم که شما بخوبی آگاهی دارید که بسیاری از کودکانی که به شدت بوسیله ی تروما آسیب دیده اند، اختلال استرس پس از تروما در آنها تشخیص داده می شود.
  5. تروما نمی تواند کودکان خیلی کوچک را تحت تاثیر قرار دهد: تروما با توجه به نظر شبکه ملی استرس کودکان، می تواند یک تاثیر حسی بر کودکان داشته باشد. یک کودک می تواند بشنود، ببیند، احساس کند و یا حتی ببوید هر آن چه را که ترس، اضطراب و عدم قطعیت را ایجاد می کند. در نتیجه، یک پاسخ تروما می تواند در کودکان حتی با سن ۵ ماه نیز رخ دهد. اگر تروما تکرار شونده و شدید باشد پاسخ تروماتیک می تواند بسیار بدتر باشد که در رشد صحیح شناختی، احساسی و فیزیولوژیکی اختلال ایجاد کند. برنامه های هد استارت در کمک به کودکان کم سن و سال، از سن ۰ تا ۵ سال، برای مواجهه با تروما در سنین بسیار کم می تواند بسیار کمک کننده باشد. هدف این برنامه ها فراهم کردن ثبات برای خانواده هایی است که درگیر هستند و نیز کمک به جلوگیری از آسیب های بیشتر احساسی، فیزیولوژیک، روانی و شناختی می باشد.
  6. با کمک، هر کسی می تواند از تروما خلاص شود: تروما الزاما زندگی فرد را برای همیشه تحت تاثیر قرار نمی دهد و این در صورتی است که افراد خدمات درمانی مناسب دریافت کرده و تعداد مناسبی از عوامل محافظتی برای حمایت داشته باشند. با این حال، ترما می تواند به حدی پیچیده باشد که جنگی مادام العمر با مرور خاطرات، ترس یا اضطراب و افسردگی می تواند به همراه داشته باشد. درمان تروماتیک مادام العمر همچنین ممکن است برای برخی افراد که تروما دیده اند، مورد نیاز باشد. برای بسیاری از ما که تروما را تجربه نکرده ایم، واقعا سخت است درک کنیم که تروما تا چه حد می تواند برای بسیاری از مردم به لحاظ احساسی و روانی آسیب زننده باشد. این به این معنی نیست که یک کودک تروما دیده نمی تواند به نحوی رشد یابد که تبدیل به یک فرد سالم نشود. اما توجه به این نکته لازم است که لحظات طاقت فرسایی وجود خواهد داشت و درمان مستلزم صبوری و استقامت است.
  7. اگر تروما نبینید، آن نمی تواند بر شششما تاثیر بگذارد: آیا تا به حال واژه ی ترومای نا محدود (یا ثانویه) را شنیده اید؟ این نوع از تروما فردی را تحت تاثیر قرار می دهد که شخصا آن تروما را تجربه نکرده اما در مورد آن شنیده است و یا به صورت ثانویه آن را تجربه کرده است. بسیاری از پاسخ دهنده های اولیه، التهاب و تروما را بعد از درگیری با بسیاری از موارد مکرر از تروما تجربه می کنند. بلایای طبیعی، صحنه های قتل، آزار و اذیت کودکان و نادیده گرفتن، کار قانونی، درمان سلامت روان و غیره همگی می توانند پاسخ دهنده های اولیه و یا حتی افراد جنبی را تحت تاثیر قرار دهند. کودکی که شاهد خشونت خانگی، بزهکاری و یا تجاوز خشونت آمیز است می تواند تروما زده شود. چه باور کنید و چه باور نکنید، کودکی که به ظاهر شاد است، اغلب می خندد، لبخند می زند یا از فعالیت های معمول دوران کودکی مانند بازی کردن لذت می برد نیز می تواند تروما زده باشد. کودکان کاملا مقاوم هستند اما نمی توانیم فرض را بر این بگیریم که چون یک کودک، کودک است پس با تروما درگیر نمی شود. برای بسیاری از کودکان، ترس آنها تا زمان رفتن به تخت خواب در شب یا تا زمان رویارویی با یک عامل آشکار نمی شود.
  8. یک والد با سوء مصرف مواد مخدر نمی تواند عامل تروما برای یک کودک باشد: باور کنید یا نه، هر گونه موادی که رفتار والدین را به طرق منفی تحت تاثیر قرار دهد می تواند برای کودک تروما ایجاد کند. یک والد معتاد به الکل، مصرف کننده ی هرویین، مصرف کننده ماریجوانا یا والدینی که سوء مصرف قرص دارند می توانند به شیوه هایی رفتار کنند که به صورت منفی بر کودک اثر می گذارد. والدین تحریک پذیر، عصبانی، سوء استفاده گر و خشن که تا زمان مستی می نوشند، می توانند حتی بیشتر سوء استفاده گر و تحریک پذیر تر باشند و چیزهایی را بگویند و انجام دهند که کودک را وحشت زده کند. در بسیاری از موارد، کودک یک والدین با سوء مصرف مواد مخدر، اغلب مسئول مراقبت از خواهرها و برادرها، پختن غذا برای خودشان و بردنشان به مدرسه است. کودکی که می بیند مادرشان در گوشه خیابان مواد مخدر می خرد نیز می تواند با چیزی که احساس می کند، می بیند و یا می شنود تروما زده شود. مصرف و یا خرید و فروش مواد نیز می تواند منجر به تروما شود، بسته به اینکه چه کسی حاضر است و یا اینکه چه چیزی رخ می دهد. این حقیقت ساده که کودک زمانی که والدین مست هستند و یا نشئه هستند مجبور است مسئول خودش باشد هم می تواند منجر به تروما شود. بسیاری از مشتریان نوجوان من خشم و تنفر را در قلب خود نسبت به والدین با سوء اسفاده مواد برای دلایلی که گفته شد، نگه می دارند. مهم است که ما دانش صحیحی در مورد تروما و اینکه چگونه بر قربانیان تاثیر می گذارد را گسترش دهیم. ما نمی توانیم به نیازهای یک کودک سر سخت، نوجوان و یا بزرگسال به طور صحیح پاسخگو باشیم مگر زمانی که ذهنمان را به روی آنچه که واقعا بر آنها تاثیر می گذارد باز کنیم. این کار با زبان و دانش صحیح و از تروما آغاز می شود.

منبع:فارس پاتوق

افت تحصیلی فرزندان، دغدغه ی بزرگ والدین

افت تحصیلی فرزندان، دغدغه ی بزرگ والدین

افت آموزشی یکی از مشکلات عمده سیستم های آموزشی در جهان کنونی است.

هر سال مقدار زیادی از منابع مالی و نیروهای انسانی، آموزشی به این مسئله اختصاص می یابد.

  • تحصیلات دانشگاهی

در سال های اخیر شاهد رکود در میان دانش آموزان نوجوان به دلایل مختلف بوده ایم.

بعضی از دانش آموزان، به خصوص پسران، می خواهند در اسرع وقت وارد بازار کار شوند و بنابراین از تحصیل خارج می شوند.

  • افت تحصیلی و علمی

رابطه بین افسردگی و افت تحصیلی دانشجو

آیا افسردگی می تواند دلیل مهمی برای ترک تحصیل نوجوانان باشد؟

بله، متأسفانه، برخی از نوجوانان مطالعه را نیمه کاره رها می کنند و دیگر تمایل به ادامه این مسیر را ندارند .

یکی از مهمترین دلایل آن افسردگی است.

زیرا آنها به دلیل افسردگی میل به دست آوردن چیزهای خوب ندارند و از دست دادن چیزهای خوب نیز برای شان مهم نیست و آینده خود را به خطر می اندازند.

افت تحصیلی فرزندان، دغدغه ی بزرگ والدین

افت تحصیلی فرزندان، دغدغه ی بزرگ والدین

  • به نظر شما دلیل این چیست؟

متاسفانه، تکنولوژی های امروز و ماشین های زندگی همه چیز را آسان می کنند و نسل های امروز کمتر به دنبال زندگی و اهدافشان هستند.

حتی می توان گفت که آنها هدف خود را از دست داده اند و شیوه زندگی و عوامل محیطی باعث این مشکل شده است.

اگر به دقت نگاه کنید متوجه خواهید شد که نسل امروز کمتر از زندگی راضی است.

شخصیت ضد اجتماعی

ویژگی شخصیت ضداجتماعی یا روان رنجور نوعی به هم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه است و به رفتار نابهنجاری گفته می‌شود که در جامعه مورد پسند نیست؛ ولی معمولا نزد عامل آن ناپسند و زیان‌بخش شمرده نمی‌شود. شخص روان‌رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی‌اعتنا و بی‌تفاوت است و با دروغگویی و دزدی حقوق دیگران را پایمال هوی و هوس‌های خود می‌سازد. یک فرد روان‌رنجور نمی‌تواند یا نمی‌خواهد شخصیت اجتماعی خود را بر اساس انتظارات و نیازهای اجتماعی که در آن به سر می‌برد، تطبیق دهد.

روان رنجوران نه سالم‌اند و نه بیمار روانی، اینان در سازگاری اجتماعی ناتوانند و همیشه در پی خروج از دایره قوانین اجتماعی و ضدیت با آن هستند. عموما افرادی بسیار باهوش و گاه هم عادی و معمولی می‌باشند که به هر حال اختلال‌های عمیق در رفتار خود دارند.

روان‌رنجوران ترمزهای اخلاقی ندارند و هنجارهای اجتماعی را کمتر رعایت می‌کنند. گاه دست به کارهایی می‌زنند که اساس نظام اجتماعی را متزلزل می‌کند و ارزش‌های اخلاقی را به پایین‌ترین حد خود تنزل می‌دهند. برخی از آنان نیز به عنوان رئیس و بنیان‌گذار در راس حرکت‌های اجتماعی و سازمانی قرار می‌گیرند و جامعه را به سوی بدبختی و فلاکت رهنمون می‌شوند. مانند «هیتلر» و «استالین» و «الکاپون»، روان‌رنجوران می‌خواهند که نظام موجود را به هم ریخته، به هر قیمتی که شده از راه آسان موفق گردند. آنان دائما در جست‌وجوی ارزش‌های افسانه‌ای هستند و به علت تکانش‌های خود لزوم تمرکز کردن آنها را احساس نمی‌کنند. به علت جست‌وجوی منابع لذت و نیز ضعف اراده به آسانی گرفتار مواد مخدر و الکل می‌شوند. انحراف‌های جنسی به فراوانی در آنها دیده می‌شود و آنان بدون احساس کوچک‌ترین پشیمانی مرتکب جرم می‌شوند. معتادان، منحرفان جنسی، آتش‌افروزان و… هر یک روان‌رنجور به حساب می‌آیند.

اصطلاح شخصیت ضداجتماعی که جامعه رنجور و روان‌رنجور نیز به طور متناوب به جای آن کار می‌رود، برچسبی است که رفتار خلاف قانون و معیارهای اخلاقی جامعه را توصیف می‌کند که به نظر بسیاری شدیدترین و جدی‌ترین نوع اختلال روانی است. از نشانه‌های مشخصه شخصیت ضداجتماعی می‌توان خودمحوری، فقدان احساس گناه، رفتار تکانشی و فریبندگی سطحی و ظاهری را نام برد. چنین افرادی اضطراب و احساس پشیمانی ندارند و هیچ‌گاه احساس گناه نمی‌کنند. حتی و قتی به دیگران آسیب رسانده و باعث رنج و آزار آنان هم شده باشند. این افراد، به‌طور تکانشی عمل می‌کنند، بدون این‌که درباره پیامد و نتیجه اعمال خود فکر کنند. مدام شغل و دوستان خود را به طور ناگهانی عوض می‌کنند. در کارهایشان بسیار بی‌پروا و بی‌ملاحظه‌اند و گاها خودسرانه و بی‌فکر حرکت می‌کنند. سابقه فرار از مدرسه و رفتار خشونت‌آمیز دارند. ظاهری بسیار فریبنده و آرام دارند و خود را در برابر نیازها و مشکلات دیگران حساس نشان می‌دهند و اعتماد و اطمینان دیگران را به سوی خود جلب می‌کنند.

ویژگی‌های شخصیت ضداجتماعی

۱- فریبندگی ظاهری بسیار و دارای هوش متوسط

۲- تجاوز دائمی به حقوق دیگران

۳- فقدان اضطراب، ندامت و شرمساری در آنان

۴- ضعف در قضاوت و پندنگرفتن از تجربه‌ها

۵- بی‌تفاوتی نسبت به توجه، مهربانی یا اعتماد دیگران به او

۶- رفتار خیالپردازانه و ناخوشایند (شوخی‌های زننده، گستاخی، هرزگی و…)

۷- فعالیت جنسی بی‌بندوبار

۸- سوءاستفاده از مواد مخدر

۹- ظهور رفتار ضداجتماعی در ۱۵ سالگی یا زودتر

۱۰- دروغگویی و بی‌صداقتی

۱۱- فقدان روابط پایدار یا صادقانه با دیگران

۱۲- سوابق بزهکاری و سابقه فرار از خانه و مدرسه

اوباش جوان

یکی از معضلات و مشکلات اجتماعی که در حال حاضر در جامعه ما ظهور کرده و موجبات نگرانی و تشویش مسئولین و خانواده‌ها گشته، پایین آمدن سن ارتکاب به تخلفات و جرائم اجتماعی است. این معضل طی چند سال اخیر اگر از سوی بعضی از دلسوزان بیان می‌شد، نشر اکاذیب و یا اشاعه فحشا تلقی می‌گردید.

به هر حال رشد سریع بعضی از مفاسد و مشکلات اجتماعی دیگر جای انکار نداشته، نیاز به عزم ملی و همت عمومی دارد. پایین آمدن سن اعتیاد به ۱۶-۱۵ سال در بین جوانان و ارتکاب به مسائل منکراتی در میان دختران سن ۱۷-۱۵ سال و ارتکاب به اوباشیگری و قداره‌بندی چاقوکشی به ۲۵-۲۰ سال رسیده است. اگر از ۳۰۰ هزار نفر ترک تحصیل‌کرده‌ها فقط ۱۰ درصد از آنها به دلیل شرایط خاص اجتماعی که ناشی از بیکاری و مشکلات اقتصادی خانواده در تامین نیازهای انسانی فرزندانشان، مایوس شدن جوانان نسبت به آینده‌شان می‌باشد به خیل مجرمین آینده بپیوندند، چه نیروی هنگفتی از جامعه ما به انحراف کشیده می‌شوند؟

عدم توجه کافی و لازم به زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه به دلیل هیاهوی سیاست‌بازان کاذب و غوغاسالاری و سیاسی‌کاران و پنهان‌کاری غیرضروری باعث شده است تا توجهات از این مصیبت اجتماعی منحرف گردند و کسی از کسی پاسخ نخواهد. انحطاط اخلاقی و اجتماعی در جامعه ما بخصوص در بین جوانان و نوجوانان رشد فزاینده و سریعی دارد و این‌که مسئولین محترم کی، کجا و چگونه و با کدام برنامه میان‌مدت و بلندمدت می‌خواهند جلوی این سقوط به قهقرا را بگیرند، معلوم نیست.

رسالت خطیر آموزش و پرورش و نهادهای تربیتی به موازات وظایف حساس رسانه‌های گروهی در پیشگیری از این معضل اجتماعی که نسل آینده و سرمایه ملی واقعی را نشانه رفته غیر قابل انکار هستند. در عصر شاهی میانداری و ترکتازی اوباش در هر سن و سال نه‌تنها علامتی از تفاخر در بین بعضی از اقشار اجتماعی بود، بلکه در حد اعلای رشد موجب قرب و منزلت به دربار و مالا نفوذ و قدرت در نظام می‌گشت، چرا که از اینگونه عوامل به خاطر ضعف شخصیت در صف‌آرایی مقابل مردم استفاده می‌شد.

نقطه عطف و اوج اوباشگیری در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نجات تاج و تخت به و سیله شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ) تجلی یافت و از این‌جا نسل کلاه مخملی کت بر دوش با پاشنه کفش خوابیده ظهور کرده و لات منشی به صورت یک خرده‌فرهنگ در بستر جامعه جای گرفته و الگوی بسیاری از فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی گشت. بعد از پیروزی نهضت شکوهمند اسلامی این قشر نیز همانند سایر اقشار مفسده‌جو ریشه‌کن شده و ریشه این فرهنگ با تلاش فراوان مسئولان خشکانیده شد و جلوی بسیاری از فسادهای گوناگون به این شکل گرفته شد.

متاسفانه در دهه دوم ۸۰-۷۰ بنا بر دلایل عدیده تربیتی – فرهنگی که قسمتی از آنها بیان شد، بار دیگر شاهد ظهور و رشد این سلسله منقرض شده هستیم، جوانی که پدرش را کشت، سرقت مسلحانه به وسیله باندی مخوف و قمه‌کش‌هایی که گروه گروه از محلات و از شهرهای مختلف به تبعید و حبس و شلاق محکوم می‌شوند، گویای این حقایق تلخ هستند که جوانان فقط با لباس‌ها و مدل موی عجیب و آرایش‌های کذایی عصیان خویش را اظهار نمی‌کنند، بلکه گروهی از آنان نیز با جای‌گیری در سلسله اراذل و اوباش جوان باعث توسعه اخبار مختلف می‌گردند و با این کار لطمه بزرگی به بدنه اجتماع وارد می‌کنند.

تعارض‌های فرهنگی ناشی از برخوردهای فرهنگی بین فرهنگ جدید و قدیم مهاجرین و حاشیه‌نشینان شهرهای بزرگ و ساکنین شهرک‌های اقماری همراه با عدم برنامه‌ریزی‌های رفاهی سالم و تفریحات ارزان‌قیمت موجب گرایش به اوباشگری می‌گردد. بارها و بارها شاهد قتل والدین یا خواهران و برادران به دست عضوی جوان از خانواده بودیم. قتل به خاطر پول و خرج اعتیاد و یا به آرزوی به دست آوردن ماشین یا سراب‌های کاذب دیگر همه و همه بیانگر این نکته هستند که مصیبتی خزنده آمده است.

بعا وجود تبلیغات فراوان کاری عملی و زیربنایی در مورد جوانان نکرده‌ایم. این نسل یک بار با خلق حماسه‌های جاویدان در جبهه‌ها صلابت، قدرت و عشق به دین و کشور خود را به منصه ظهور گذاشته، پس چه شد؟ نسل سوم و حتی بخش قابل توجهی از نسل دوم به چنین عارضه‌ای گرفتار شدند؟ این نسل که اصلا با فرهنگ فاسد شاهی بیگانه بوده، با انقلاب یا بعد از آن به دنیا آمدند و تمام عمر تربیتی‌شان در دست ما بوده، چرا بدین گونه گشتند؟

اینک وقت آن رسیده تا به دور از جنجال و یا محکوم نمودن این و آن و یا بدون انکار واقعیات علنی به دور از هرگونه وقت‌کشی، صاحبنظران و کارشناسان امور تربیتی – فرهنگی – اجتماعی دور هم جمع شده و چار بیندیشند. توجه به جوان فقط در حرف و شعار مدت کوتاهی کارایی داشته و بعدا بی‌اثر می‌گردد. نسل عصر انقلاب اگر در بستر درست تربیت دینی و اجتماعی قرار گیرد، بسیار منطقی و اثرپذیر بوده و در صورت مراجعه با تهدید و زبان خشونت بردباری از کف داده و به مقاومت می‌ایستد. و به راستی نیز دشمن هدف خوب و گران‌قیمتی را انتخاب نموده و برای به مخاطره انداختن دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی به نقطه موثری خیره شده. بی‌توجهی به ارزش‌ها و آداب و رسوم توسط والدین اساس خطرناکی در روند شکل‌گیری تربیت کودکان است.

نه آنچنان خشن که هر اظهارنظری از سوی فرزند بلافاصله سرکوب شده و از بیان پشیمانش کند و نه آنچنان میدان گسترده و رهایی که تریبون از کف ندهد و در ریز و درشت تصمیمات دخالت کند.

مشورت با بچه‌ها به‌خصوص در سنن بلوغ آنها را مسئول و نقش‌پذیری نموده و واگذاری مسئولیت‌های مدیریت خانه، هرچند ناچیز به آنها شخصیت آنها را با روش مسئولیت‌پذیری و ایفای وظیفه شکل می‌دهد. کوتاه سخن آن‌که چه کسی بهتر از پدر برای فرزند و چه مصاحبی دلسوزتر از مادر برای وی به شرطی که حریم‌ها و معیارها حفظ شده و حد هر حرف و عمل روشن و مشخص باشد. والا با توجه به هجوم وحشیانه فرهنگی اگر دیر دست به کار شویم، حاصلی جز اندوه و پشیمانی نخواهیم داشت.