مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

چگونگی صحبت با کودکان ۴

همانطور که در مقالات قبلی سایت گفتیم روشی که با آن با کودکان خود صحبت می کنیم، تاثیر زیادی بر یادگیری و توانایی گوش کردن آنها به حرف های ما دارد. در این مقاله نیز در ادامه مقالات قبلی باقی نکات در زمینه صحبت و گفتگو با کودکان را آورده ایم.

مقالات مرتبط را بخوانید:

چگونگی صحبت با کودکان ۱

چگونگی صحبت با کودکان ۲

چگونگی صحبت با کودکان ۳

  1.  اطلاع دهید- اگر کودکتان به طور کامل با چیزی یا فعالیتی غوطه ور شده باشد و زمان این است که حرکت کند و یا آن را تمام کند، چند اخطار قبلی به آنها بدهید بطوری که به این روش عادت کنند. به عنوان مثال “علی، تقریبا زمان رفتن است. لطفا شروع به خداحافظی با بابابزرگ کن”.
  2. از روش گوش کردن با دقت استفاده کنید- به کودکانتان نشان دهید که آنها توجه کامل شما را دریافت می کنند و شما به حد کافی به گوش دادن به آنها توجه دارید. روزنامه خواندن، جارو کشیدن، و کار با کامپیوتر برای بذل توجه کافی به کودکانتان حواس پرت کننده هستند. اگر شما واقعا نمی توانید آن لحظه صحبت کنید، وانمود نکنید که در حال گوش دادن هستید. به آنها قول بدهید که هر زمانی که بتوانید به حرفشان گوش دهید، حتما این کار را خواهید کرد و مطمین شوید که حتما هم این کار را انجام می دهید. با استفاده از گوش دادن با دقت به آنها، نشان دهید به آنچه که می خواهند بگویند علاقه مند هستید. این زمانی است که شما با لغات بیشتری که ادامه ی مکالمه را تشویق کند، به آنها پاسخ می دهید. به عنوان مثال، “به نظر می رسد که می خواستی بگویی..” یا “این مساله چه احساسی به تو داد؟” یا “منظورت این است که…؟”.
  3. برای یک ماکلمه یک به یک زمان اختصاص دهید- این به خصوص زمانی که یک فاصله سنی زیاد با کوکتان وجود دارد، اهمیت دارد. گاهی اوقات خواهر برادرهای بزرگ تر، رفتاری از بالا به پایین با کوکان کوچکتر صحبت می کنند و گاهی کوچکترها ترجیح می دهند برادر و خواهر بزرگتر تمامی مکالمه را انجام دهند. مکالمه با خواهرها و برادرهای بزرگتر گاهی بالاتر از سطح ارتباطی کودکان جوان تر باشد. علاوه بر این که خواهر برادرهای بزرگتر نیاز به مکالمات تحریک کننده دارند که کودکان می توانند یاد بگیرند و برای اطلاعات بیشتر پرس و جو کنند. بنابراین، تلاش کنید تا زمانی مشابه این حالت برای مکالمه ای یک به یک ترتیب دهید بطوری که بتوانید در سطح آنها صحبت کنید و از واژگان مناسب استفاده کنید. این ممکن است زمانی باشد که قدم زنان به پارک می روید، یک کتاب قبل از خواب می خوانید یا در حال رانندگی برای خرید بستنی هستید. نیازی نیست که یک زمان از پیش تعیین شده باشد، اما استفاده بهینه از فرصت هایی که رخ می دهند، بکنید.
  4. روی چیزهای کوچک زیاد مانور ندهید- به هر حال، قوانین جدی خود را به اجرا در آورید، اما سعی کنید چیزهای کوچک را بزرگ نکنید. اغلب اوقات بچه ها در صورتی که والدین روی یک مساله ی کوچک زیاد گیر بدهند و راجع به آن حرف بزنند، بجای گوش دادن از کوره در می روند. به عنوان مثال، همیشه گفتن اینکه کودکتان همیشه چه کاری را “باید” انجام دهد، با گوش ناشنوا مواجه خواهد شد. آنها به آنچه که باید انجام دهند اصلا با خودشان فکر نمی کنند چرا که همیشه در حال شنیدن آن چیزی هستند که باید انجام دهند. به عنوان مثال، به جای گفتن “تو باید به معلمت در مدرسه گوش بدهی وگرنه یاد نمی گیری” سعی کنید از رویکردی بهره بگیرید که آنها بتوانند با خودشان به آنچه که بایستی انجام دهند، فکر کنند. از پرسشی مبتنی بر سوالاتی مانند “یادگیری چه چیزی در مدرسه برایت سخت است؟ چرا فکر میکنی که این سخت است؟ چه کاری می توانی در کلاس درس انجام دهی تا از معلم خود بیشتر یاد بگیری؟” با این رویکرد شما قادر خواهید بود بحث مرتبط تری داشته باشید به طوری که کودکتان مجبور به فکر کردن در رابطه با کیفیت و استراتژی خواهد بود تا بتواند رفتار خود یا مساله ی مورد بحث را بهبود ببخشد. زمانی که نیاز به اعمال زور برای قوانین جدی تر دارید که جای بحث ندارد، کودکتان احتمالا بهتر گوش دهد.
  5. محتاط باشید- در رابطه با روشی که با دوستانتان صحبت کنید فکر کنید. بعد در رابطه با روشی که با کودکتان صحبت می کنید، هم فکر کنید. آیا همان تن صدا و میزان توجه است؟ اگر بزرگسالان همان میزان فکر و توجه را که حین صحبت با دیگر دوستانشان نشان می دهند، در مورد صحبت با کودکان خود نیز اختصاص دهند، رابطه ای بسیار بهتر با کودکانشان می توانند داشته باشند.
  6. پذیرش خود را نشان دهید- زمانی که به کودکتان نشان می دهید که آنها را با تمامی آن چیزی که هستند علی رغم تفاوت هایشان می پذیرید و دوست دارید، بیشتر احتمال دارد که احساسات و مشکلات خود را با شما در میان بگذارند. آنها خواهند دانست که با بزرگ شدن و تغییر کردن، شما هر چه که پیش آید پشت آنها هستید. ما مجبور نیستیم که رفتار نامناسب آنها مانند خشونت و یا آزار را بپذیریم. با این وجود می توانیم کودکانمان را همانگونه که هستند با شخصیت و کاراکتر آنها و علابق فردیشان بپذیریم و دوستشان داشته باشیم. به عنوان مثال، الیور می گوید :”مامان من از رفتن به تخت خواب می ترسم”. یک پاسخ برای تشویق مکالمه ی بیشتر می تواند اینگونه باشد:”الیور مشکلی نیست. من در را باز می گذارم و بعد لامپ اتاق را خاموش می کنم. بعدا هم می آیم و تو را چک می کنم”. یک پاسخ ضعیف تر می تواند اینگونه باشد: الیور یک بچه ی زرزرو نباش. تو به حد کافی بزرگ شدی که از این مساله نترسی. فقط پسر بچه ها می ترسند!”.
  7. مزاحم نشوید- سعی کنید زمانی که کودکتان در حال تعریف یک داستان برای شما است، حرف او را قطع نکنید. کودکان علاقه ی خود را برای به اشتراک گذاشتن احساساتشان با شما از دست می دهند اگر شما موضوع بحث را تغییر داده و بخواهید به آنها درس دهید. به عنوان مثال، هنری از خانه ی سالی هیجان زده به خانه برمیگردد و در رابطه با زمان خوبی که موقع بازی با سد داشته شروع به تعریف کردن ماجرا برای مادر خود می کند. مادر او با بی ادبی داستان او را قطع می کند و شروع به سخنرانی برای او در مورد خطرهای احتمالی بازی در اطراف آب می کند. هنری داستانش را تمام نمی کند و دفعه ی بعدی که می خواهد تجاربش را با مادرش در میان بگذارد به شک و دو دلی می افتد. مادر هنری قطعا بایستی قوانین در مورد بازی نزدیک آب را یادآوری کند و تاکید کند که یک فرد بالغ است اما در یک زمان دیگر و دقیقا زمانی که کودک او داستانش را تمام کرده باشد.
  8. گفتگو با فرزندتان را به یک اولویت تبدیل کنید- ارتباط باز و راحت با کودکانتان اعتماد به نفس، خودباوری، رابطه خوب با دیگران، مشارکت و روابط گرم با شما را در کودک تقویت می کند. زمان و تلاش لازم برای پرورش مهارت های ارتباط و رابطه با صحبت کردن با کودکانتان هر اندازه که می توانید اختصاص دهید. به یاد داشته باشید که صحبت با کودکان یک مسیر دو طرفه است. با آنها صحبت کنید و سپس به آنچه که آنها می خواهند بگویند، گوش دهید. گوش کردن درست به اندازه صحبت کردن اهمیت دارد.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

اشتباه مهلک والدین در تنبیه بدنی کودک!

اشتباه مهلک والدین در تنبیه بدنی کودک!

متخصصان هشدار می دهند که کودکانی که از سوی والدین تنبیه بدنی می شوند در سنین بالاتر بیشتر در معرض مشکلات سلامت روانی و روحی هستند.

تنبیه بدنی کودکان به منظور اصلاح رفتارهای اشتباه شیوه رایج است.

اما والدین باید آگاه باشند که:

  • این شیوه ناکارآمد است
  • تنها استفاده آن بدون داشتن تاثیر مثبت بر روی کودک تاثیرات منفی آن است
  • همچنین در سال های آینده این روش نادرست در رفتار کودک با دیگران نیز رسوخ می کند

بسیاری از والدین، گاهی مجبور به تنبیه فرزندان می شوند.

آیا این کار موثر واقع می شود؟

پژوهش های خارجی حاکی از این است که خردسالانی که در سنین پایین تنبیه بدنی می شوند از سنین شش سالگی به بعد اخلاق هجومی خود را بروز می دهند.

عملی که در آن در پی تلاش برای تغییر نامناسب رفتار نامناسب کودک هستیم را تنبیه می گویند.

اگر والدین تنبیهی را انجام داده و کودکان ها به جای اینکه بهتر بشود در آن زمینه بدتر شود.

اشتباه مهلک والدین در تنبیه بدنی کودک!

اشتباه مهلک والدین در تنبیه بدنی کودک!

 بایستی بدانیم که تنبیه ما اشتباه بوده است و روش های تنبیه را عوض کرد.

پس اگر والدین با کودک خود قهر بوده و یا بخواهند او را تهدید کنند.

دیگر پدر یا مادر او نیستند و هدف آنها تنها این باشد که کودک گریه خود را قطع کرده و یا کار ناپسند را برای مدتی کوتاه کنار بگذارد بایستی گفت این اعمال نه تنها مثمر ثمر واقع نخواهد شد.

بلکه باعث می شود در ادامه نیز فرزند بر روی آن موضوع حساس شده و برای جلب رضایت پدر و مادر هم که شده کارها را انجام دهد.

  • وقتی کودک را تنبیه می کنیم
  • وقتی کودک را کتک می زنیم
  • در مقابل از او می خواهیم که شخص دیگری را تنبیه کنند و یا کتک نزنند

مسلما این رفتار نمی تواند درست باشد.

چرا که او رفتار شما را دیده و الگوبرداری می کند.

الگوی رفتاری اون کسی نیست جز والدین او.

چون که ما در زمان هایی که بر اعصاب و رفتار خود کنترل نداشتیم کودک را تنبیه نموده ایم او یاد می گیرد که زمانی که بر اعصاب خود مسلط نیست دیگری را تنبیه کند.

این ویژگی تا آخر عمر در او باقی خواهد ماند لذا همواره باید تلاش کنیم تا به بهترین نحو ممکن برای تربیت کودک مان قدم برداریم.

 بدترین نوع تنبیه را می توان تنبیه بدنی کودکان دانست.

که در آن کودک دچار صدمه و آسیب می شود و در عین حال پدر و مادر در این راه بهترین حالت ممکن را برای کودک خود در نظر می گیرند.

تنبیه کودکان راه های مختلفی دارد.

  • مقایسه کودک با یک فرد دیگر
  • سرزنش کودک به خاطر کاری که انجام داده
  • سرزنش کودک به خاطر اینکه ما را مریض نموده
  • محروم کردن او از دوست داشتن و عشق
  • تهدید به جدایی از او
  • تحقیر کردن کودک نزد دیگران به خاطر کاری که انجام داده
  • ترساندن او

و سایر مواردی از این قبیل می تواند راه های تنبیه نامناسب کودک باشد.

تنبیه بدنی کودکان را می توان بدترین نوع تنبیه برای آنها دانست.

در این نوع تنبیه نیز پدر و مادر و یا شخص دیگری که در حال تنبیه کودک است تلاش می کنند تا کنترلی موقتی بر رفتار کودک داشته باشد.

باید مطمئن باشد که در دراز مدت این کار روی او بی تأثیر بوده و اثرات بر عکس و نامناسبی دارد.

مطالعات نشان می دهد که تنبیه بدنی فرزندان دختر را به سمت افسردگی و اضطراب و پسران را به سمت پرخاشگری سوق می دهد.

والدین زمانی تنبیه را برای کودک در نظر می گیرند که خودشان به شدت خشمگین و عصبانی هستند.

آن ها می خواهند راهی را برای کاهش این حس خشم و عصبانیت خود یافته و بلافاصله پس از تنبیه کودک نیز پشیمان و نادم خواهند شد.

حتی ممکن است پس از آن به سراغ کودک رفته و از او دلجویی کنند.

  • پس از مدتی این رفتار متناقض در والدین سبب می شود که هیچ چیز در آن ها قابل پیش بینی نشود.
  • پس از مدتی کودک نیز آشفته شده و نمی داند که رفتارهای او چه واکنشی را در والدین او به دنبال خواهد داشت.
  • پس از مدتی مشکلات رفتاری او به شدت افزایش یافته و والدین نیز خود را در مقابل تربیت مناسب کودک و رفع گرفتاری های او ناکام و ناتوان می بینند.

مورد دیگری که در تنبیه بدنی کودکان مورد استفاده قرار می گیرد که والدین با داد و فریاد به کودک بگویند که چه کاری را باید انجام بدهد.

چه کاری و نباید آنچه در این میان صحیح به نظر می رسد این است که کودک در کنار باید ها باید نباید ها را هم بشناسد.

به جا است که مثلاً بیاییم به او بگوییم به جای کشیدن عربده بایستی آرام سخن بگویند.

لذا همواره والدین باید تلاش کنند تا بهترین نوع تربیت مفید و موثر را برای کودک خود در نظر گرفته و حتی الامکان از تنبیه کودک به صورت فیزیکی و بدنی خودداری کنند.

 والدین مطمئن باشند که تحقیقات ثابت نموده است که تنبیه بدنی کودکان نه تنها مفید و موثر واقع نخواهد شد.

بلکه تأثیرات به شدت سو و نامناسبی بر کودکان بر جای گذاشته و آینده آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

و همواره والدین باید این نکته را مد نظر قرار دهند که الگوهای رفتاری فرزندان خود هستند.

اگر فرزندی را تنبیه بدنی می کنند نباید انتظار داشته باشند که در آینده او فردی مهربان بوده و با دیگران به صورت مطلوب برخورد نماید.

مثلا ممکن است در آینده و در مدرسه دیگران را مورد ضرب و شتم قرار داده و کتک بزند.

لذا پیش بینی این موارد نامناسب را کرده و همواره تلاش کنید بهترین روش تربیت کودک را که توأم با حفظ اقتدار والدین باشد در نظر بگیرید.

براساس یک مطالعه انجام شده در دانشگاه های معتبر خارجی، کودکان در معرض مجازات جسمی در سن پنج سالگی خود این رفتارها را دنبال می کنند.

نتایج این پژوهش ها که در آکادمی کودکان منتشر شده نشان می دهد که کودکانی که به طور پیوسته تنبیه بدنی می شوند، رفتارهای تهاجمی خود را از ۵ سال به بالا در مقایسه با کودکانی که مجازات نمی شوند، بروز می دهند.

به گفته محققان، پرخاشگری، فریاد، تهدید خرابکاری و بدرفتاری با دیگران نشانگر رفتار تهاجمی کودکان خردسال است.

مجازات جسمی کودک

آکادمی آمریکایی درمان هایی را برای کودکان و همچنین توصیه هایی به خانواده ها برای استفاده از روش های موثر به جای مجازات جسمی کودک داده است.

از این طریق اجازه می دهد کودک به فکر درباره رفتار او و آن عواقب باشد.

کاترین تیلور، محقق آمریکایی معتقد است که اگر والدین از مجازات فیزیکی و روش های غیر مجاز استفاده کنند، در سنین بالاتر رفتار در کودک تکرار خواهد شد.

قطعا استفاده از مشاوره کودک و نوجوان می تواند راهی بسیار خوب برای کاهش مشکلات خانواده ها در این زمینه باشد لذا از حضور در مرکز مشاوره برای بیان این مشکلات نترسید.

منبع : مرکز مشاوره .
فلاح محمدجواد , حجازی نسب سمیه. ارزیابی تنبیه بدنی کودکان با معیارهای اخلاق اسلامی. اخلاق : بهار ۱۳۹۳ , دوره ۴ , شماره ۱ (پیاپی ۳۵; از صفحه ۰ تا صفحه ۰
سایت تربیت کودک و نوجوان .
قاسمی لرستان فاطمه , ولی زاده فاطمه, طولابی طاهره, ساکی ماندانا. بررسی برخی مشکلات رفتاری ناشی از تنبیه بدنی توسط والدین در کودکان دبستانی. یافته : زمستان ۱۳۸۶ , دوره ۹ , شماره ۴ پیاپی ۳۴; از صفحه ۵۹ تا صفحه ۶۵
بصیری حمیدرضا, بشارتی زهرا. واکاوی تنبیه بدنی کودکان در خانواده با تکیه بر تحلیل معنایی روایات «ضرب. فصلنامه خانواده پژوهی : بهار ۱۳۹۵ , دوره ۱۲ , شماره ۴۵ ; از صفحه ۹۳ تا صفحه ۱۱۳

غلامی تازه قلعه توحید, بیگی جمال. تنبیه بدنی کودکان در آموزه های فقهی، قوانین داخلی و اسناد بین المللی. فقه و مبانی حقوق اسلامی : تابستان و پاییز ۱۳۹۱ , دوره ۴ , شماره ۱۲-۱۳ ; از صفحه ۳۸ تا صفحه ۶۰

طلاق آخرین راه است، نه اولین راه

طلاق آخرین راه است، نه اولین راه

طلاق، شیوه نهادینه‌شده اختیاری پایان یک پیوند است. اولین نقش و وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط زن و مرد بر پایه اصولی و منطقی است. زیباترین و انسانی‌ترین شکل این تنظیم، همان ازدواج است که با یک زیربنای بیولوژیکی و زیستی شکل گرفته و خانواده را به وجود می‌آورد. برعکس این پیوند انسانی که ازدواج می‌نامیم، طلاق عامل ازهم‌گسیختگی ساختار بنیادی‌ترین بخش جامعه یعنی خانواده است. طلاق پدیده‌ای است قراردادی که به زوج امکان می‌دهد تا تحت شرایطی پیوند زناشویی خود را گسسته و از یکدیگر جدا شوند.

پژوهشگران و متفکران طلاق را یکی از آسیب‌های اجتماعی محسوب نموده و بالارفتن میزان آن را نشانه بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و درمجموعه دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می‌دارند. از طرفی زشت‌ترین حلال‌ها نزد خداوند طلاق است و از کودکی تا به حال شنیده‌ام که در لحظات وقوع طلاق عرش خداوند به لرزه می‌افتد…

به راستی گسستن رشته مهر چه دشوار و ویرانی یک آشیانه چه غم‌انگیز است. ما که از به‌هم‌زدن لانه یک کبوتر و آشیانه یک پرنده در نهایت عطوفت خودداری می‌کنیم، چرا در کمال قساوت آشیانه خود را به هم ریخته و کبوتر بچه‌ها را در عرصه شاهین‌ها و بازها رها می‌کنیم؟! کدامین عروس یا داماد به قصد طلاق بر سفره عقد می‌نشیند و کدامین زبان به آسانی به پریشانی مقدس‌ترین نهاد «بله» می‌گوید؟!

از خداوند می‌خواهم که به همه کسانی که قصد طلاق دارند، قدرت تشخیص و به نوخانمان‌ها و آنها که قصد ازدواج دارند، تمیز عنایت فرماید، چرا که در همین میدان فقط یک زن و یک مرد نیستند که دچار سرخوردگی و افسردگی می‌گردند. در صورت داشتن فرزند اولین قربانیان بی‌گناه هم آنها هستند و والدین و اقوامی که به امید یک زندگی با دوام پسر یا دختر خود را به خانه بخت فرستادند. با در نظر گرفتن فرهنگ مردم، آداب و سنن مذهبی و اجتماعی، شرایط خاصی برای طلاق در کشور ما وجود دارند. با این‌که آمار طلاق از سایر کشورها کمتر است، ولی همین آمار نیز هشداردهنده است.

هرچند مشکلات اقتصادی یکی از دلایل زیربنایی طلاق است و اغلب تعارضات از آن سرچشمه می‌گیرند، اما در صورت وجود تفاهم و رابطه محکم عاطفی است که می‌توان از این گذار دشوار عبور کرد. دومین مسئله معضل مسکن است. گرانی و کمیابی مسکن ارزان و مناسب نیز یکی از مراحل شروع بحث‌های طلاق‌زا می‌باشد. در این مورد باید به نیافتن مسکن برای زوج‌های جوان در آستانه ازدواج اشاره کرد. بعضا مشاهده شده زوجین در مرحله عقد و قبل از عروسی به دلیل اقامت بیش از حد زوجه در خانه پدر به طلاق منجر شده همین جا ترس بسیاری از جوانان از ازدواج را به بهانه مسکن نباید از نظر دور داشت.

عدم اقدام به ازدواج در سنین مقرر و عرفی نه‌تنها موجب پیدایش مشکلات اخلاقی و نهایتا فساد می‌گردد، بلکه عوارض روحی و روانی همچون افسردگی و روان‌پریشی را نیز به دنبال دارد. در این‌جا نقش قاطع و سازنده دولت را نباید از نظر دور داشت. ساختن مجموعه‌ها و شهرک‌های ارزان‌قیمت و واگذاری آنها با شرایط اجاره به شرط تملیک، وام مسکن برای کسانی که ازدواج کنند از اهرم‌های اصلی مقابله با این معضل و آسیب اجتماعی هستند.

کشمکش‌های لفظی و بعضا فیزیکی، تشنجات عصبی و بحث پیرامون ماندن طفل نزد پدر یا مادر اولین ضربات روحی طلاق بر فرزندان هستند. این نکته شوم را فرزندان طلاق بهتر می‌دانند که اگر پدر یا مادر به جای فرزند خود شاهد ویرانی کاشانه‌شان بودند، هیچ وقت دست به این کار نمی‌‌زدند یا اگر حس می‌کردند که این جگرگوشه‌شان در دل با خدا، راز و نیاز می‌کند که کار به دادگاه و محضر نرسد، حتی راضی می‌شود که بمیرد یا به سختی بیمار شود، بلکه والدین از این حرکت ناپسند خودداری کنند، آموزه‌های دینی، باورهای سنتی و خانوادگی و شرایط ما هر یک بنا بر دلایل خویش مخالف این حرکت بوده، اما همه بر سرنوشت کودکان و حوادثی که از این رهگذر بر آنها واقع می‌شود، متفق‌القولند.

انتخاب همسر بر اساس معیارهای ظاهری و صوری توقعات بیش از حد توان دخالت‌های ناروای اطرافیان، تضاد تربیت و فرهنگ طرفین اختلال سطح تحصیلات، اختلاف سلیقه و عقیده زوجین بر سر اصول کلی زندگی و بعضا کوچک‌ترین موضوع جاری، چشم و هم‌چشمی مادی معاشرت‌های مغایر با صیانت خانوادگی به‌ویژه با افراد مجرد چه زن و چه مرد. تحریکات برخاسته از حسادت‌های بعضی از اطرافیان، در کنار دلایل دیگر همچون هوسران بودن ذاتی مرد یا زن، اعتیاد منجر به ضعف جسمانی و شخصیتی به ویژه مضایق مادی، عدم امیدواری به آینده به خاطر بیکاری یا پایین‌بودن درآمد، به اضافه دلایل شخصی دیگر همه و همه نهایتا منجر به حادثه شومی به نام طلاق می‌گردند.

اگر همسران جوان می‌دانستند که با سرکوفت‌ها و تحریکات غیر مستقیم چه سرنوشتی برای همسرانشان رقم می‌زنند، قطعا راضی نمی‌شوند که جفتشان به سرنوشت زندانی یا حتی اعدام برسند.

البته سست شدن ارتباطات عاطفی به لحاظ زندگی ماشینی و بعضا اشتغال هر دو نفر از زوجین نیز در بسیاری از طلاق‌ها نقش موثری داشته است. روزهای متوالی در دادگاه خانواده و در کریدورهای پر از هیاهوی آن قدم زدم، با فرزندان طلاق در مراکز تربیتی گفت‌وگو کردم، با همسران جوان مصمم به طلاق حرف زدم و نهایتا به این واقعیت رسیدم که عدم عنایت به اصول و ارزش‌ها در بدو تشکیل زندگی و انتخاب صرفا از روی ظاهر و بعضا هوس زیربنای اصلی اکثریت قابل توجهی از طلاق‌هاست. حدود ۶۰ درصد از همسران کسانی بودند که خود اقدام به انتخاب همسر نموده بودند و طبعا درصد قابل توجهی از زن‌ها در مقابل دلایل و استدلال والدین خود مقاومت تا حد خودکشی کرده بودند.

این واقعیت که درصد ناچیزی از زوجین با نظر و تایید والدینشان ازدواج کرده بودند را نمی‌توانم انکار کنم، یعنی هر جا که پای تجربه و ضابطه بود، هوس رنگ کمتری داشت و مالا دوام بیشتری در زندگی ملاحظه می‌شد. بی‌توجهی به خواسته‌های طرفین و عدم احترام به سلیقه‌ها نیز جای خود را داشت، اما بعضی از مواقع بهانه‌ها بیشتر به شوخی می‌ماند تا دلیل جدی آن هم برای امری به اهمیت طلاق.

صدادادن دهان موقع غذا خوردن، ریز بودن چشم‌ها، بوی دهان یا پا! خرخر شبانه و از این قبیل دلایل نیز در میان استدلال‌ها ملاحظه می‌شد که صد البته برخاسته از تمایلات دیگری بود تا این دلایل یک صفت بیشتر از سایر اوصاف شنیده می‌شد و اصلی‌ترین بهانه برای متلاشی نمودن یک زندگی بوده و آن هم اعتیاد بود. در مقابل این سوال که آیا به آینده بچه فکر کرده‌اید؟ یا سکوت بود و خیره مانده به یک نقطه و یا به من چه… پدر یا مادرش چه کرد که فرزندش بکند و با کمال تاسف در تمام این صحنه‌ها فرزند نیز به عنوان شاهد بر این سریال غم‌انگیز نظاره‌گر بود… بعضی از زوجین بدون این‌که خود بدانند، دچار مشکلات روحی و روانی بوند. عدم تعادل ذهنی، افسردگی، ضعف شخصیت، مبتلا به هیستریونیک (خودنمایشی) بودن و… در همین جا لازم است اشاره کنم همان‌طور که مراجعه به پزشک و آزمایش خون و عدم اعتیاد برای ازدواج ضروری است، باید مراجعه به مشاور خانوادگی و روانکاوان نیز به جهت شناسایی نقاط ضعفو قوت روحی و روانی زوجین وجوب قانونی یابد تا بدینوسیله از بسیاری از طلاق‌ها به دلیل عدم تفاهم روحی و بروز مشکلات روانی بعدی جلوگیری شود.

با توجه به مشکلات اقتصادی، یک زن بعد از طلاق به ویژه اگر مسئولیت بچه‌ها نیز به وی واگذار گردد، وی نقش اقتصادی در اجتماعی می‌گردد و از این رهگذر به امرار معاش می‌پردازد و این امر در مورد زن‌های بلاتکلیف و یا کسانی که همسران آنها به دلیل زندان یا مرگ حاضر نیستند، بیشتر صادق است.

تا این‌جا مشکلات در مرحله طلاق است، در صورتی که ازدواج مجدد اتفاق بیفتد، مشکلات دیگری نیز به معضلات قبلی افزوده خواهند شد. ناسازگاری اخلاقی فرزند با پدر یا مادر جدید، تعارض‌های عاطفی زمینه‌ساز مشکلات بعدی می‌شوند. بعضا پسر یا دختر علاقه و گرایش به دیدن عضو جدید خانواده نداشته و در مقابل او شروع به ناسازگاری و پرخاشگری می‌نمایند. بر اثر یک فرهنگ و سنت غلط این مسئله بیشتر در مورد مادر جدید و (نامادری) صادق است. رفتارهای خشونت‌آمیز بعضی از نامادری‌ها با فرزندان و انعکاس‌های وسیع آنها در جراید به قصد و افسانه‌های مانده از قدیم در مورد ظلم و تعدی نامادری جان تازه می‌بخشد و حتی در بسیاری از موارد فرزندخوانده را به یک پیشداوری دعوت می‌کند. این موضوع در مورد ناپدری‌ها کمتر اتفاق می‌افتد، نه این‌که مشکلات به وجود نیاید، بلکه درصد بسیار ناچیزی از حوادث به این موضوع اختصاص می‌یابد.

در این میان ناگزیرم به یک نکته اساسی اشاره کنم و آن نقش مخرب خرافات در اینگونه مواقع است. رمالی، سرکتاب بازکنی، دعانویسی، فال‌بینی قهوه، چای، شمع و خرافاتی از این قبیل متاسفانه در مواقع بروز مشکلات محل مراجعات کثیری هستند. این قبیل شیادان با توجه به زمینه تسلط شغلی و شناخت حساسیت شرایط سنی در آب و تاب دادن به هوو مادر شوهر، دشمن داخلی و جادو جنبل توسط آنها با دریافت مبالغی هنگفت اقدام به دادن زبان‌بند، باطل سحر پسرزایی و امثال آنها می‌کنند کاش موضوع در این‌جا خاتمه یابد. از مغز گرگ گرفته تا چشم کلاغ و پوست جوجه تیغی استخوان روباه و معجون‌های کشنده از این قماش با قیمتی کلان به مراجعه‌کننده داده می‌شود تا به همسر بینوا خورانده شود و چه بسیار مرگ‌ها و بیماری‌های صعب‌العلاج که از این رهگذر دامنگیر افراد گشته‌اند.

متاسفانه امروز اینگونه افراد در جامعه جایگاه خاصی یافته و با وجود موانع قانونی و مبارزات قضایی با تمام ظرفیت و توان به کار مشغول کار. که نه بلکه ویرانگری، متاسفانه بعضی از بانوان حتی تحصیل‌کرده راهنمایی‌های اینگونه افراد را ملکه ذهنی خود می‌کنند و به صرف این‌که فلان فال‌بین در فنجان زنی بیگانه در طالع همسر وی دیده کار را به جای باریک می‌رسانند.

در این‌جا نباید نقش اذکار و ختوم دینی گفته شده در کتب معتبر را در حل مشکلات روحی نادیده گرفت و صد البته این موضوع تفاوت و اخلاق فاحشی با مسائل گفته شده در مورد طلسم و جادو و جنبل دارند، خب اگر زوجین به جای مراجعه به اینگونه شیادان خانمان‌برانداز به مشاورین خانوادگی و روانکاوان مجرب مراجعه کنند، نتیجه بهتری نمی‌گیرند؟

ایجاد امکانات و تسهیلات برای ازدواج به ویژه ازدواج مجدد می‌توانند یکی از اهرم‌های مبارزه با طلاق باشند. دقت در انتخاب همسر و آموزش‌های ضروری در این زمینه، تنزل توقعات به حد معقول و مقدور چه در مورد پسران مثل مهریه و چه در مورد دختران مثل جهیزیه و پرهیز از تحمیل هزینه‌های بیهوده مثل شیربها و مخارج کمرشکن عروسی و مثل آن از اصول اولیه توسعه و تشویق ازدواج و کاهش طلاق است. گذشت و چشم‌پوشی از اشتباهات کوچک و تسامح در باب بعضی از خطاهای اولیه تا حدود بسیار زیادی می‌توانند از تولد بحث و جدال جلوگیری کنند. پرهیز از چشم و هم‌چشمی و خودداری از رقابت‌های بیهوده نیز از راهکارهای اصلی کمک به کاهش آمار طلاق است، چه آن‌که رقابت‌های مسموم نه‌تنها سازنده نیستند، بلکه در نهایت ممکن است زوجین را به مجاری غیراخلاقی و غیرقانونی بکشاند که مقصدی جز ندامت و نابودی نخواهند داشت.

اصولا می‌توان گفت عوامل زیر که ماحصل مطالعات میدانی طلاق است، به عنوان عوامل افزایش‌دهنده احتمال وقوع طلاق می‌باشند:

۱- عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ایفای وظایف و نقش‌های خود

۲- ازدواج در سنین پایین به ویژه در مناطق شهری

۳- کوتاه بودن مدت آشنایی قبل از پیوند

۴- زندگی در خانواده‌هایی که والدین آنها زندگی موفقی نداشته‌اند

۵- عدم تایید ازدواج توسط خانواده خویشاوندان و نزدیکان

۶- عدم تشابه محلی فرهنگی و سنتی زوجین

۷- داشتن عقاید و دیدگاه‌های مختلف مذهبی – اجتماعی – سیاسی

۸- داشتن مذهب متفاوت

۹- سابقه زندگی شهری برای افرادیکه همسر روستایی می‌گزینند

نسبت به علاقه همسرتان شک دارید؟

اگر به علاقه همسرتان شک دارید، آزمایش کردن وی با رفتارهایی غیر متعارف می تواند بسیار خطرناک بوده و سرانجامی بد را داشته باشد. در ابتدا فکر کنید که چرا همچین حسی دارید؟ آیا کاری کرده اید؟ سپس با همسرتان در این زمینه صحبت کنید و بگویید که همچین احساسی دارید. این روش می تواند بهترین راه برای برطرف کردن شک شما باشد.

برای خواندن مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع به سایت ازدواج مراجعه کنید

منبع:کانون مشاوران ایران

راه حل هایی برای بازسازی ارتباطات اجتماعی

راه حل هایی برای بازسازی ارتباطات اجتماعی

مسلماً شما و ما تاکنون چنین موضوعاتی داشته ایم:

وقتی چیزی می گویید یا کاری انجام می دهید که رابطه ای را خدشه دار می کنید، ممکن است شما بدخلق شوید و از معشوقه تان بخواهید از زندگی تان بیرون برود. شاید کسی برای انجام کاری روی شما حساب کند و شما روی آنها را زمین بیندازید و موجب ناراحتی آنها شوید: شما سپرده گذاری بانکی را فراموش می کنید، مرخصی برنامه ریزی شده را در کمتر از یک دقیقه لغو می کنید، درمورد چیزهای مهم دروغ می گویید، سر موقع برای انجام کاری مهم حاضر نمی شوید یا اطلاعاتی خصوصی که در حفظ آنها قول داده اید را فاش می کنید. اما باز هم هر چقدر اشتباه کرده اید، روشی که شما آن را اداره می کنید و خودتان را درک می کنید (عزت نفس )، اصلاح کردن یا احتمال برطرف کردن موضوع به صورت سازنده، مهم هستند. اینجا برخی از ایده ها را ذکر کرده ایم که بهتر است انها را در نظر بگیرید.

1. صادقانه معذرخواهی کنید. یک تأسف بی مقدمه ممکن است از اقرار کردن آنچه انجام داده اید، آسانتر باشد و شما در آنچه مایه ندامت است، جزئی و خاص تر می شوید؛ اما به خاطر داشته باشید که هدفتان بازسازی رابطه در حد توانتان می باشد. به شخص متأثر اجازه دهید تا بداند وضعیت آشفته کننده را پذیرفته اید تا آنها تفاوت را احساس کنند. این بدان معناست که شما دلخوری های شخص دیگر را مدنظر قرار دادید.آمادگی نپذیرفتن معذرت خواهی را داشته باشید، حتی اگر صادقانه معذرت خواسته باشید. اگر شخص دیگری معذرت خواهی را نمی پذیرد، بدانید که تفکرات شما در این جهت صحیح بوده است. آنچه را که می دانید در حفظ شرافت نفس بالامانع است انجام دهید. معذرت خواهی کردن یک مهارت رابطه است و به معنای ضعیف بودن شما نیست. اگر شما در این راه داوطلب شدید و شخص دیگر آن را به خوبی نمی پذیرد، به شما آسیب خواهد زد. اما، این کار یک ریسک مهمی برای مورد قبول واقع شدن است اگر درصدد حفظ ارتباطات باارزش هستید.

2. در مورد آنچه اتفاق افتاده است به خودتان دروغ نگویید. آنچه رخ داده را به حداقل برسانید. به خودتان دروغ نگویید که آشفته شدن طرف مقابل برایتان اهمیتی ندارد وقتی شما مقصرید. به خودتان بیایید و از اینکه که با خودتان صادق نیستید آگاه شوید.

3. به دنبال روشی برای بازسازی ارتباط باشید. زمانی که شما یک رابطه مهم را خدشه دار کرده اید به روش بازسازی رابطه فکرکنید، ضمن اینکه بازسازی رابطه نشان می دهدکه شما از اعمالتان احساس پشیمانی می کنید و اینکه حاضرید زمانی را صرف آن کنید و تلاش می کنید تا نشان دهید رابطه مهم است. اگر شما به کسی بگویید که برای شما مهم نیستند بنابراین چگونه می توان به آنها نشان داد که واقعا مهم هستند؟

4. ویژگی های آنچه رخ داده و آنچه می توان برای پیشگیری در آینده انجام داد را در نظر بگیرید. بدانید که تکرار عملی مشابه برای فراموش کردن سخت تر است. اگر شما هنگام عصبانیت شدید، بدخلق می شوید بنابراین فکرتان را به اشتراک بگذارید تا برای حل آن مشکل در آینده و جلوگیری از آن راهکاری بیندیشید.

5. سرزنش نکنید. باسرزنش کردن و مقصردانستن طرف مقابل به خاطر رفتارش، خاطر نشان ساختن اشتباهات دیگران و یا حق دادن به رفتارتان؛ احتمال بیشتری وجود دارد که موقعیت بدتر شود.

6. بپذیرید که شما نمی توانید واکنش شخص دیگر را کنترل کنید. آنها ممکن است شما را ببخشند یا بالعکس. صرف نظر از اینکه شما چگونه به خوبی اشتباهات را اداره می کنید، طرف مقابل در مورد ادامه رابطه تصمیم می گیرد.

پس از همین الان دست به کار شوید و سعی کنید ارتباط از دست داده را دوباره ترمیم کنید.

بیشتر: راه حل های اختلافات رابطه
توقعات غیرواقعی از همدیگر

برچسب ها: ارتباطات اجتماعی ,اصلاح اشتباهات ,ایده هایی برای اصلاح رفتار ,بازسازی ارتباط ,عزت نفس ,مهارت های رابطه ,