با سلام
مدتی پیش برای اولین بار از یکی از همکارانم که پسر جوانی هست خوشم آمد و
او نیز ظاهرا به من بی تمایل نبود و چند جلسه با هم صحبت کردیم و ارتباط
داشتیم تا من به ایشون به عنوان اولین پسر زندگیم دلبسته شدم . چند وقت پیش
به طور غیر مستقیم به ایشون ابراز علاقه کردم که متوجه هم شدن اما گفتن
شرایطشون برای ازدواج مناسب نیست و تو این مدت متوجه شدن به درد من نمیخورن
و اگر ازدواج کنیم برای من سخت میشه چون از لحاظ مالی وضعیت چندان خوبی
ندارن و یکسری مشکلات دیگه ..ولی من فکر میکنم میتونم با این مشکلات کنار
بیام .. به نظرتون باید چیکار کنم ؟ازدواج باهاش کار درستیه ؟؟اصلا ابراز
علاقه من درست بود ؟؟
امتیازدهی به مطلب:
(بدون رای)
پاسخ های عمومی
عدم علاقه پسر به ازدواج
خانم negin:
هر رفتاری نشانه ای از تصمیماتی داره .
اینکه ایشون به این روش به شما پاسخ منفی داده میتونه دلایلی داشته باشه .
نداشتن شرایط ازدواج که بسیار مهم هست .
و یا عدم علاقه به شما که باید مدنظرتون باشه .
خود شما در نوشتتون گفتید به خاطر مشکلات مالی ایشون شرایط بدی رو خواهید داشت .
پس وقتی شما کاملا به این موضوع آگاهی دارید .
باید بدونید در آینده همین مشکل زندگی مشترک شمارو به تنش و سردی خواهد کشاند.
برانگیختگی و پاسخ های جنسی تحتتاثیر عوامل مختلفی همچون ظرفیت مغز
برای تصویرسازی و خیالپردازی، هیجانات و احساسات، پردازشهای حسی گوناگون،
هورمونهای جنسی، سطح صمیمت بین افراد قرار دارد. بنابراین باید اظهار
داشت مجموعهای از عوامل فیزیولوژیکی، روانشناختی و فرهنگی در این ارتباط
موثر هستند. هرکدام از این عوامل به نوعی در شکلگیری برانگیختگی و
پاسخهای جنسی ما موثر هستند. تعیین اینکه کدامیک از این عوامل تاثیر
بیشتری در این ارتباط دارند، سخت و دشوار است؛ ولی در نهایت باید گفت رفتار جنسی ما را تعاملات پیچیده و گسترده عوامل اجتماعی، هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی تعیین میکنند.
همه چیز از مغز شروع میشود برانگیختگی جنسیمیتواند
بدون هیچگونه تحریک لمسی و صرفا از طریق خیالپردازی (مثلا فکر کردن به
تصاویر جنسی) اتفاق بیفتد. برخی افراد حتی در طول خیالپردازی خود و بدون
هیچگونه تحریک فیزیکی میتوانند به ارگاسم برسند. صرفنظر از تجارب فردی و
عوامل فرهنگی و اجتماعی، همگی ما به دلیل مکانیسمهای خاص مغزمان به
برانگیختگی میرسیم. هیچکدام از ما به محرکهای مشابه، به یک شکل پاسخ
نمیدهیم؛ مثلا فردی ممکن است با دیدن تصاویر به شدت برانگیخته شود و دیگری
با دیدن همان تصاویر واکنش متفاوتی داشته باشد. فردی ممکن است صرفا با
تحریک لمسی به برانگیختگی برسد، ولی واکنش دیگری توام با ترس و اضطراب
باشد.
رویدادهای ذهنی مانند خیالپردازی محصول قشر مخ (لایه بیرونی نیمکره مخ
که مسئول فرایندهای عالی ذهنی است) هستند. قشر مخ صرفا بخشی از کارکرد مغز
را هنگام برانگیختگی جنسی ارائه میدهد. به نظر میرسد سیستم لیمبیک در مغز
نقش مهمی را در تعیین نوع رفتارهای جنسی ایفا میکند. مطالعاتی که در این
زمینه انجام شده، نشان میدهد تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در آزمودنیها
باعث ایجاد برانگیختگی و در برخی موارد ارگاسم میشود. مطالعات دیگر نشان
داده، آسیب بخشهایی از هیپوتالاموس باعث کاهش نسبتا چشمگیر فعالیت جنسی هم
در زنان و هم مردان میشود. از طرف دیگر، انتقالدهندههای عصبی مانند
دوپامین از طریق تاثیراتی که بر بخشهای از هیپوتالاموس میگذارند، باعث
تسهیل در برانگیختگی جنسی میشوند. بهعلاوه ثابت شده است تستوسترون منجر
به آزادسازی دوپامین و دوپامین خود باعث برانگیختگی جنسی میشود. از طرف
دیگر، به نظر میرسد انتقالدهنده عصبی دیگری با نام «سروتونین» باعث کاهش
فعالیت جنسی میشوند. انزال در مردان، با آزادسازی سروتونین در هیپوتالاموس
همراه است و آزادسازی سروتونین از طریق جلوگیری از آزادسازی دوپامین، باعث
کاهش میل و رفتار جنسی میشود. مغز مهمترین اندام حسی موثر در برانگیختگی
جنسی است و تقریبا هر نوع رویداد حسی که تجربه میکنیم، بهوسیله آن
پردازش میشود و بر تحریک و برانگیختگی جنسی تاثیر میگذارد.
حس لامسه
تحریک و برانگیختگی از طریق سطوح مختلف پوست، شاید شایعترین منبع
برانگیختگی جنسی حسی باشد و بیش از سایر حواس نقش داشته باشد. پایانههای
عصبی که به لمس واکنش نشان میدهند، در نقاط مختلف بدن متفاوت و متغیر
هستند و همین مسئله باعث میشود برخی نقاط بدن، تحریکپذیری بیشتری داشته
باشد. نقاطی را که به لذت لمسی، واکنش بیشتری نشان میدهند، اصطلاحا «نقاط شهوانی»
مینامیم. نقاط شهوانی به دو گروه اولیه و ثانویه تقسیم میشوند؛ نقاط
شهوانی اولیه، نواحیای هستند که در برگیرنده تراکم بالای پایانههای
عصبیاند و عمدتا شامل نواحی تناسلی، سطح داخلی ران، لاله گوش، زیربغل،
گردن، لبها، زبان و… است. البته باید توجه داشت صرفا اینکه این نواحی جزء
نقاط شهوانی اولیه هستند، باعث نمیشود تحریک و لمس آنها منجر به
برانگیختگی شود. مثلا ممکن است در فردی باعث برانگیختگی شود و در دیگری نه!
نقاط شهوانی ثانویه، نواحیای از بدن هستند که در طبقه اول جای نمیگیرند و
فقط در شرایطی که رابطه زناشویی دارید برایتان تحریککننده، شهوانی و
لذتبخش میشوند؛ مثلا ممکن است فردی حین فعالیت، دوست داشته باشد شانه یا
بازوان همسر خود را لمس و نوازش کند یا پیشانی همسرش را ببوسد. نقاط شهوانی
ثانویه ماهیتا تحریککننده نیستند اما حین فعالیت زناشویی ماهیتی
تحریککننده و لذتبخش پیدا میکنند.
حس بینایی
تحریک بصری نقش مهمی در برانگیختگی جنسی دارد. مطالعات نشان میدهد در اغلب
موارد، افراد از نظر ظاهری جذب یکدیگر میشوند. حرکتها و رفتارهای خاص،
شکل بدن، ظاهر اندامهای بیرونی، نوع لباس پوشیدن، راه رفتن و… نقش مهمی در
ایجاد برانگیختگی ایفا میکنند. البته مطالعات نشان داده است در این زمینه
بین مردان و زنان تفاوتهایی وجود دارد مثلا مردان نسبت به زنان، در این
ارتباط، برانگیختگی بیشتری دارند؛ بهگونهای که با دیدن تصاویر یا
فیلمهایی با محتوی جنسی، بیشتر برانگیخته میشوند. البته این مسئله تا
حدودی تحتتاثیر عوامل فرهنگی است. بهعلاوه، بسیاری از زنان معتقدند
فیلمهای مستهجن، عمدتا تصویری خشن و مهاجم از مرد ارائه میدهد که نهتنها
تحریککننده و موثر نیست بلکه باعث تغییر نگرش آنها نسبت به مردان و
رفتارهای زناشوییشان میشود.
حس بویایی
بهطور معمول و در اثر تجارب گوناگون از کودکی تا بزرگسالی درمییابیم که
برخی از بوها، مثلا برخی عطرها تحریککنندهتر از بوهای دیگر هستند. در
سالهای اولیه زندگی، برقراری روابط زناشویی و همراهی آن با استشمام بوی
عطر همسر میتواند در برانگیختگی فرد در سالهای بعدی نیز تاثیرگذار باشد،
بهعلاوه بویی که از نواحی تناسلی ترشح میشود، ممکن است در برخی افراد
باعث برانگیختگی جنسی شود. استفاده از عطرهای طبیعی و صنعتی میتواند در
برانگیختگی جنسی موثر باشد. بسیاری از افراد برای افزایش جذابیت جنسی
خود، علاوه بر پوشیدن لباسهایی که جذابترند، از عطرهای مختلف برای
افزایش جذابیتشان استفاده میکنند یا فضای موردنظر را معطر میکنند تا در
رابطه خود لذت بیشتری به دست بیاورند.
حس چشایی
حس چشایی نقش به مراتب کمرنگتری نسبت به سایر حواس ایفا میکند. شکی نیست
که حس چشایی حین روابط زناشویی، بوسیدن و برقراری رابطه نقش مهمی در
برانگیختگی ایفا میکند. این مسئله هم بر برانگیختگی ما تاثیر میگذارد و
هم باعث برانگیختگی جنسی همسرمان میشود. این تاثیر البته میتواند مثبت یا
منفی باشد؛ گاهی فرد ممکن است مزههای نامطبوعی را تجربه کند و همین مسئله
باعث شود احساسی منفی نسبت به روابط زناشویی و حتی همسرش پیدا کند.
حس شنوایی
آخرین حس، حس شنوایی است که میتواند نقش مهمی در برانگیختگی داشته باشد.
برای بسیاری از افراد، لحن و آهنگ صدا در برقراری ارتباط، نقش موثری دارد.
جدای از لحن و آهنگ، نوع کلماتی هم که فرد میشنود، در تمایل یا بیتمایلی
او به رابطه زناشویی موثر هستند. برخی کلمه و جملهها برای برخی افراد،
ماهیتی شهوانی، عاشقانه و تحریککننده دارد و برای برخی، زننده و نامطلوب و
در عین حال، برای فردی دیگر میتواند معنایی متفاوت بههمراه داشته باشد.
برخی دوست دارند هنگام روابط زناشویی با شریک زندگیشان صحبت و برخی دیگر
تمایل دارند در سکوت، رابطهشان را برقرار کنند. برخی هم دوست دارند حین
فعالیت زناشویی، همسرشان بگوید که دوست دارد او چه کاری را برایش انجام دهد
و برخی دیگر نه! این مسئله البته در دو جنس نیز متفاوت است، بسیاری از
مردان سکوت در رابطه را دوست دارند و ترجیح میدهند ساکت بمانند درحالی که
زنان از ساکت بودن اکراه دارند و معتقدند حین فعالیت زناشویی، باید صحبت
کرد و جملههای عاشقانه و… به زبان آورد. به هر حال، صرفنظر از مسئله
برانگیختگی جنسی، صحبت در طول رابطه میتواند کمککننده باشد زیرا باعث
میشود زوج بتواند اطلاعات مهمی در مورد نحوه رفتار جنسی مطلوب به یکدیگر
بگویند.
با عرض سلام و خسته نباشبد خدمت مشاور عزیز. دختری هستم 23ساله .به تازگی فارغ التحصیل شدم و بلافاصله ارشد رو در دانشگاه دولتی قبول شدم. اما چند وقتی هستش که احساس میکنم روحیه برای درس خوندن ندارم .احساس خستگی میکنم و فکر میکنم بین دوره کارشناسی و ارشد نیاز به یک تام آف دارم.البته نسبت به رشته تحصیلیم هم دچار بی علاقگی شدم. از سمت دیگه دوست دارم که کار کنم و چند وقتی هستش که دنبال کار میگردم اما فعلا کاری پیدا نکردم. دوست دارم ترک تحصیل کنم اما میترسم پشیمون شم که این موقعیت رو از دست دادم.
اگه انصراف بدید سال بعد نمیتونید در کنکور شرکت کنید ... از طرفی کلاس های ارشد معمولا دو روز هست و میتونید روزهای دیگه رو کار کنید... اگر هم خیلی خسته هستید و دانشگاه مرخصی بهتون میده میتونید ترم اولتونو مرخصی بگیرید و از بهمن وارد دانشگاه بشید... همه جوانب رو بسنجید... کاری کنید که چند سال آینده پشیمون نشید...
افسردگی
در سالمندان به عنوان یک مشکل جدی به رسمیت شناخته شده است. براساس
گزارشات CDC (مراکز کنترل و پیشگری از بیماری) ۷ میلیون سالمند در سنین ۶۵
به بالا یا حدود ۱۷ درصد از این گروه سنی به این بیماری مبتلا هستند. تعداد
قابل توجهی از آنها اولین بخش افسردگی شان را پس از ۶۰ سالگی تجربه کرده
اند. متاسفانه سالمندان بالاترین نرخ خودکشی را در این گروه سنی دارند.
افسردگی
در سالمندان علائم متفاوتی نسبت به افسردگی در جوانان دارد، و معمولا به
علائم طبیعی پیری نسبت داده می شود. بنابراین، بیشتر سالمندان و اعضای
خانواده هایشان این بیماری را به رسمیت نشناخته و در پی درمان آن نیستند.
خبر خوب اینکه: به محض تشخیص افسردگی در سالمندان (به مانند گروه های سنی
دیگر) این بیماری قابل درمان است. در واقع بیشتر سالمندان زمانی که درمان
را شروع می کنند رو به بهبودی می روند.
نگاه های متفاوت نسبت به افسردگی پس از ۶۰ سالگی
بسیاری
از افراد افسردگی با غمگین بودن را یکسان فرض می کنند، و این مسئله که
احساس غم مداوم یکی از علائم معمول افسردگی بالینی می باشد، بسیاری از
سالمندان افسرده احساس غم خاصی نمی کنند اما افسرده هستند. علائم معمول در
سالمندان شامل تحریک پذیری، بی قراری، از دست دادن علاقه به انجام فعالیت
ها، خستگی، مشکل در داشتن تمرکز، تغییر در اشتها، از دست دادن حافظه یا
سردرگمی، دردهای مزمن که با وجود درمان همچنان ادامه دارد. این شکایات می
تواند منجر به به ایجاد شرایط دیگری از جمله زوال عقل شود. پیچیده تر از
این مسائل این است که، بسیاری از سالمندان تمایلی به صحبت کردن در مورد
احساساتشان ندارند و ممکن است نسبت به افراد جوانتر در مورد مشکلات سلامت
روان احساس شرمندگی کنند. این مسئله می تواند تشخیص افسردگی در این گروه
سنی را با مشکل ویژه ای روبرو کند.
دلایل افسردگی در سالمندان
بسیاری از عوامل فیزیکی و اجتماعی در رشد افسردگی سالمندان مشارکت دارند. از جمله:
سابقه
شخصی و خانوادگی افسردگی. فردی که حداقل سابقه ی افسردگی را داشته یا کسی
که سابقه ی بیماری در خانواده اش وجود داشته ممکن در برابر اینکه به
افسردگی سالمندی دچار شود آسیب پذیرتر باشد.
کاهش سلامتی. بیماری های
مزمن یا مشکلات دیگر سلامتی می تواند منجر به افسردگی شود- به خصوص اگر
این شرایط باعث محدود شدن در عملکرد شخص در انجام کارهای روزانه شود. حدود
۸۰ درصد از سالمندان حداقل یک مشکل سلامتی را دارا می باشند، بر طبق
اطلاعات CDC، دو سوم از این افراد با انواع بیماری های مزمن زندگی می کنند.
در یک مطالعه منتشر شده در تحقیقات دوران سالمندی، عوامل مرتبط با افزایش
خطر افسردگی در سالمندان شامل ضربه دیدن، از دست دادن شنوایی، کاهش حس
بینایی، بیماری قلبی، دیابت و بیماری ریوی مزمن می شود. و مشکلات سلامتی که
فعالیت های جسمی را محدود می کند می تواند باعث کاهش توانایی های شخص برای
شرکت در فعالیت های اجتماعی، این مسأله منجر به انزوای اجتماعی شخص شود که
خود یکی از عوامل خطر ابتلا به افسردگی می باشد.
حوادث استرسزا و
انزوای اجتماعی. از دست دادن همسر، اعضای خانواده، یا یک دوست قدیمی می
تواند باعث به وجود آمدن عم و اندوه پایدار شود. از دست دادن عزیزان می
تواند ساختار اجتماعی فرد را مختل کند؛ با کم شدن تعداد افراد مرتبط با فرد
در جامعه، شخص به شدت منزوی می شود، که این مسئله می تواند باعث تشدید
افسردگی شخص شود. بالعکس، شواهد نشان داده است که سالمندانی که روابط
اجتماعی قوی دارند کمتر به سمت افسردگی گرایش داشته و گرایش بیشتری برای
سلامت جسمانی دارند.
درمان افسردگی سالمندان
نخستین
گام برای درمان افسردگی مراجعه به ارائه دهنده ی مراقبت های بهداشتی- یا
یک پزشک مراقبت های اولیه و یا یک متخصص سلامت روان، مانند روانشناس،
روانپزشک، مشاور یا مددکار اجتماعی می باشد. این شخص می تواند تشخیص دهد که
این علائم نشان دهنده ی افسردگی است و یا اینکه دلیل دیگری مانند تاثیر
جانبی یک دارو باشد.
اگر بیماری افسردگی تشخیص داده شد، گزینه های
درمانی عبارتند از: داروهای ضد افسردگی، روان درمانی، و یا ترکیبی از هر دو
می باشد. علاوه بر درمان های مرسوم، مطالعات متعددی نشان داده است که ورزش
برای مبارزه با افسردگی بسیار موثر است، این تاثیر به صورت افزایش سطح
انتقال دهنده های عصبی که بروی خلق و خو و انجام فعالیت های بیرون از خانه
تاثیر دارند میباشد. تغییرات دیگر در سبک زندگی، مانند رژیم سالم غذایی و
داشتن برنامه ی خواب منظم می تواند کمک کننده باشد. همچنین محدود کردن مصرف
الکل یک ایده ی مناسب است. در حالی که بسیاری از سالمندان برای مخفی کردن و
یا مقابله با علائم افسردگی الکل مصرف می کنند در حالی که الکل افسردگی را
تشدید کرده و یک چرخه ی معیوب به وجود می آورد.
نکات بیشتر: افسردگی
در سالمندان یک مشکل جدی است که می تواند تاثیرات قابل توجهی بر روی شخص و
خانواده ی او داشته باشد. به یاد داشته باشید، افسردگی یک پدیده ی طبیعی
در دوران پیری نمی باشد. اگر شما و یا شریک زندگیتان علائم افسردگی دارید
به یک متخصص سلامت روان مراجعه کنید و اگر شما در یک دوره ی بحرانی به سر
می برید و به فکر آسیب زدن به خود و یا دیگران هستید متخصصان ما در خدمت
شما هستند.
عدم علاقه پسر به ازدواج
خانم negin:
هر رفتاری نشانه ای از تصمیماتی داره .
اینکه ایشون به این روش به شما پاسخ منفی داده میتونه دلایلی داشته باشه .
نداشتن شرایط ازدواج که بسیار مهم هست .
و یا عدم علاقه به شما که باید مدنظرتون باشه .
خود شما در نوشتتون گفتید به خاطر مشکلات مالی ایشون شرایط بدی رو خواهید داشت .
پس وقتی شما کاملا به این موضوع آگاهی دارید .
باید بدونید در آینده همین مشکل زندگی مشترک شمارو به تنش و سردی خواهد کشاند.