مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

چگونه یک کودک مسئولیت پذیر داشته باشیم؟

تربیت فرزندی مسئولیت پذیر یکی از مهم ترین آرزو ها و یا اهداف پدران و مادران است.

همه ی والدین آرزو دارند فرزندی مسئولیت پذیر پروش دهند و تصور داشتن کودکی بی مسئولیت که در بزرگسالی به فردی لجباز و ضداجتماع تبدیل می شود، بسیار آزار دهنده است.

برای برخی از والدین تصور داشتن فرزند مسئویت پذیر در حد آرزو باقی می ماند.

به عبارت دیگر دسته ای از والدین چنین تصور می کنند که مسئولیت پذیری امری ذاتی است و با اعمالی مانند دعا و آرزو می گویند “کاش فرزندم مسئولیت پذیر شود!”.
کودک مسئولیت پذیر - مشاورکو (3)کودک مسئولیت پذیر – مشاورکو
اگر چه این نگرش می تواند به شدت خطرناک باشد اما بسیار رایج است.

در نقطه ی مقابل این نگرش، دسته ای از والدین بر این اعتقادند که مسئولیت پذیری امری نیازمند آموزش و یادگیری است و تلاش می کنند تا با بهره گیری از بهترین اصول، آن را به فرزندشان آموزش دهند.

برای شروع بهتر است به این سوال پاسخ دهید که ” نگرش شما در خصوص آموزش مسئولیت پذیری از کدام یک از دو اصل نام برده شده تبعیت می کند؟”

در صورتی که جزء دسته ی دوم هستید می توانید به مطالعه ی متن ادامه دهید و راهبردهای لازم برای “آموزش مسئولیت پذیری” به کودک تان را بیاموزید.
حق انتخاب، خط اول آموزش مسئولیت پذیری

نمی توان قصد آموزش فرزندی مسئولیت پذیر داشت و از “حق انتخاب” صحبت نکرد.

ممکن است با خودتان بگویید “چگونه به کودکی سه ساله حق انتخاب بدهم؟!”

اما رفتار بر اساس اصول نظریه انتخاب می گوید که این کار ممکن است.

برای این منظور لازم است زبان نظریه ی انتخاب را بیاموزید و با الفبای آن با کودک تان گفت و گو کنید.
نظریه ی انتخاب چه می گوید؟

بر اساس اصول اساسی نظریه ی انتخاب، ما بر رفتار هیچ کس جز خودمان کنترل نداریم و تلاش برای کنترل دیگران بی فایده است.

ویلیام گلسر پایه گذار این رویکرد معتقد است اصولا هر آنچه که از ما سر می زند، یک رفتار است و با تغییر رفتارهای مان می توانیم  پیامدهای دیگری را تجربه کنیم.

والدی که با استفاده از زبان این نظریه با فرزندش گفت و گو می کند، از تنبیه، سرزنش، تهدید و سایر ابزارهای کنترل بیرونی استفاده نخواهد کرد چرا که معتقد است اصولا رفتار هیچ کس جز خودش قابل کنترل نیست.

والدین پیرو تئوری انتخاب، تلاش می کند تا در موقعیت های مختلف کودک را در معرض انتخاب قرار دهد تا او بر اثر تجربیات روزمره اش، با مفهوم مسئولیت آشنا شود.

به عنوان مثال برای تصمیم گیری در مورد پوشیدن لباس، ممکن است به فرزندش بگوید ” برای مهمونی امشب دوست داری لباس صورتی رو بپوشی یا لباس جدید آبی ت؟ “

با این پرسش به ظاهر ساده، کودک می آموزد که حق انتخاب دارد و تبعات انتخابش نیز متوجه اوست.

بنابراین در صورتی که لباس نامناسبی را انتخاب کند، سرزنش نمی شود چرا که بر اساس اصول تئوری انتخاب، پیامدهای انتخابش را تجربه خواهد کرد.

ممکن است والد تصمیم بگیرد تا کودک را با گزینه های دیگر نیز آشنا کند بنابراین به جای او تصمیم نمی گیرد و می گوید “فکر می کنم لباس صورتیت برای الان زیادی گرم باشد. لباس آبی ت هم بیشتر مناسب خونه ست تا مهمونی. میخوای لباسای دیگه ت رو هم ببینی؟ نظرت چیه؟”
با کودک بی مسئولیت چگونه برخورد کنم؟

در صورتی که تاکنون بر اساس این اصول پیش نرفته اید ممکن است با کودک و یا نوجوانی بی مسئولیت مواجه باشید.

در این حالت نیز می توانید به مرور مسئولیت پذیری را به او آموزش دهید.

به عنون مثال می توانید با هم صحبت کنید و نوعی تقسیم کار انجام دهید.

سپس از او بخواهید تا از لیست مسئولیت های مشخص شده، چند مورد را انتخاب و شروع به اجرای آن ها کند.

بخاطر داشته باشید در صورتی که تهدید، تنبیه، سرزنش و گله  و شکایت های تان، مفید بود، در حال حاضر فرزندی مسئولیت پذیر داشتید.
با کودک بی مسئولیت چگونه برخورد کنم؟
با کودک بی مسئولیت چگونه برخورد کنم؟
روش حق انتخاب برای تربیت بک کودک مسئولیت پذیر

بنابراین از عمل کردن به شیوه های قدیمی دست بکشید و شیوه های جدید مبتنی بر “حق انتخاب” را امتحان کنید.

فرزندتان برای یادگیری این شیوه نیازمد صبر و حوصله و تمرین است تا بتواند رفتارهای تازه را بروز دهد بنابراین از تشویق او برای پیشرفت هایش غافل نشوید.

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بسیاری از کودکان  بیش از حد مطیع، در بزرگسالی تحت آزار جنسی قرار خواهند گرفت چرا که مهارت هایی از قبیل “نه گفتن” و “حق انتخاب” را نیاموخته اند و دیگران را مهم تر از خود می دانند.

چنین افرادی با درصد احتمال بالاتری، پیشنهادهای کاری، تحصیلی و ارتباطی نامناسب را می پذیرند و به دلیل مشکلات متعدد در نه گفتن و تصمیم گیری، برای مدت زیادی در آن وضعیت می مانند.
به فرزندتان برچسب نزنید.

برچسب بی مسئولیت می تواند در درونی کردن احساس بی مسئولیتی بسیار قوی عمل کند.

در حقیقت پس از مدتی فرزندتان همانی خواهد شد که شما به او گفته اید.

بنابراین بهتر است خودتان را کنترل کنید و به او مهارت های لازم برای مسئولیت پذیری را آموزش دهید.
برای او نقش الگو را ایفاکنید.

کاملا واضح است که فرزند بی مسئولیت نیازمند یادگیری انجام اعمال مسئولانه از جانب اطرافیان است.

بنابراین در صورتی که خودتان مسئولیت پذیر نیستید، به وعده های تان عمل نمی کنید و رفتارهای خلاف قانون مرتکب می شوید، چگونه می توانید از فرزندتان توقع داشته باشید تا مسئولیت پذیر باشد!
کودک مسئولیت چگونه است؟ مشاورکو
کودک مسئولیت چگونه است؟ مشاورکو
از دادن مسئولیت های متناسب با سن غافل نشوید.

کودکان از سن دو سالگی به بالا می توانند مسئولیت های مختلفی را متناسب با سن شان بپذیرند و انجام دهند.

این مساله می تواند شامل کمک کردن در چیدمان شام، شستن طرف ها، جمع کردن غذا، انتخاب لباس و هزاران مسئولیت دیگر باشد.

این تصور که “الان برای بچه ام تصمیم بگیرم تا وقتی بزرگ شد خودش تصمیم گیری کند” می تواند اشتباه ترین نوع تصور باشد که توانایی های کودک تان را خاموش کرده و او را لجباز و غمگین می کند.
کودکان به والدین انتخاب گرا چه عکس العملی دارند؟

انتخاب پدیده ای مسئولیت آور است به همین دلیل نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان نیز ترجیح می دهند تا فردی به جای آن ها دست به انتخاب بزند و آن ها تنها مجری تصمیم های دیگران باشند.

این قبیل افراد تبدیل به همان دسته از بزرگسالانی خواهند شد که شخصیت هایی مطیع، وابسته و فاقد استقلال دارند.

در مسیر آموزش مسئولیت پذیری به فرزندتان ممکن است با واکنش هایی مانند خشم، قهر و ناراحتی او نیز مواجه شوید.

لازم است بدانید که چنینی واکنش هایی کاملا طبیعی است و در صورت مقاومت در برابر آن ها، می توانید آرزوی داشتن فرزند مستقل، مقتدر و مسئولیت پذیر را محقق کنید.
 مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین

روانشناسی کودک از سنین ۲ تا ۱۲ سالگی و مهارت فرزندپروری به منظور موفقیت کودک در آینده

تربیت کودک از نظر رفتاری و اجتماعی و آشنایی با تکنیک های پرورش کودک

تشخیص و درمان انواع بیماری و مشکلات کودک ، گفتار درمانی، رفتار درمانی، افسردگی ، بیش فعالی و کمبود توجه ، پرخاشگری

دوران بلوغ و نوجوانی و آشنایی با علائم فیزیکی و روانی این دوره زمانی و روش رفتاری والدین و خانواده

** تمامی حقوق برای مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از محتوای انجمن پیگرد قانونی دارد و استفاده با ذکر نام منبع و لینک سایت بلامانع است. **

    چگونه بیان احساسات را به کودکان آموزش دهیم؟
    پیدا کردن والدین اصلی – پدر و مادر واقعی من کیست؟
    چگونه برای بدرفتاری جنسی کودک گنبد حفاظتی بسازیم؟
    حمایت خواهرانه – بهترین خواهر دنیا
    آژیر قرمز والدین – تاثیر کودک هم سن و سال بر یکدیگر

منبع : چگونه یک کودک مسئولیت پذیر داشته باشیم؟- مشاورکو

ویژگی و تشخیص تیپ شخصیتی برون گرا

ما انسان ها دارای ویژگی های شخصیتی و رفتاری متفاوتی هستیم و این تفاوت های شخصیتی باعث سلیقه ها، علاقه‌مندی ها و رفتارهای متفاوت ما می شود.

در روان شناسی به مجموعه ی این ویژگی های خاص در هر شخص « تیپ شخصیتی» می گوییم.

روان شناسان زیادی به مطالعه و بررسی تیپ های شخصیتی پرداخته اند و هر کدام دسته بندی و تقسیم بندی های خاصی برای ویژگی های انسان ها انجام داده اند.

 اهمیت این تقسیم بندی ها به این خاطر است که همانطور که گفته شد، هر ویژگی شخصیتی ما باعث بروز رفتارهای متفاوت و انتخاب های متفاوتی در ما می شود.

 با آگاهی از تیپ ها و ویژگی های شخصیتی ما می توانیم حساسیت ها و علاقه مندی های خود را بشناسیم و علت بسیاری از رفتارهای خود را متوجه شویم.
ویژگی و تشخیص تیپ شخصیتی برون گراویژگی و تشخیص تیپ شخصیتی برون گرا
شناخت خود به ما کمک می کند در مواقع تصمیم گیری، انتخاب های بهتری داشته باشیم؛

خصوصا در انتخاب رشته تحصیلی، شغل و محیط شغلی مان، در انتخاب دوست و انتخاب همسر.

همچنین در ارتباط با دیگران، ما می توانیم اطرافیان و نزدیکان خود را  بشناسیم، علاقه مندی ها و حساسیت های آنها را درک کنیم و بنابراین در برخورد با آنها آگاهانه رفتار کنیم؛

برای مثال در انتخاب محیط زندگی مان با در نظر گرفتن ویژگی های دیگران انتخاب درست را انجام دهیم تا موجب عدم درگیری و اختلاف، صمیمیت و ارتباط خوب با اطرافیانمان شویم.

 یکی از مهم ترین تقسیم بندی های تیپ های شخصیتی، دسته بندی افراد به تیپ برون گرا و درون گرا می باشد.

در ادامه به معرفی ویژگی های تیپ شخصیتی برونگرا می پردازیم و زمینه های موفقیت این تیپ را بیان می داریم:
ویژگی های افراد برون گرا

افراد برون گرا افرادی هستند که به دنیای بیرون بیشتر از دنیای درون خودشان توجه و علاقه دارند؛ یعنی این افراد به اشیاء و اشخاص و محیط اجتماعی توجه بیشتری دارند تا به درون خودشان.

اگر دنیای بیرون شما را برانگیخته می کند بدانید که شما برون گرا هستید.

افراد برون گرا اشتیاق زیادی برای برقراری ارتباط با دیگران دارند و باتری آنها از بودن با دیگران شارژ می شود.

آموزش مهارت ارتباطی به منظور دستیابی و توان ارتباط با جنس مخالف به منظور ازدواج و ارتباط کاری و درسی در دانشگاه
ویژگی های افراد برون گراویژگی های افراد برون گرا
افراد برون گرا معمولا با محیط اطرافشان سازگارترند و همراه با هیجان و خلق مثبت هستند.

افراد برون گرا برای درک دنیا باید آن را تجربه کنند.

به همین خاطر این افراد معمولا اول عمل می کنند،  بعد فکر می کنند.

افراد برون گرا معمولا افکار و اندیشه هایشان را با صدای بلند می گویند. حتی وقتی در تنهایی هستند، با خود بلند صحبت می کنند و افکارشان را به زبان می آورند.

کسب موفقیت و انگیزه در کار و تحصیل و دستیابی به زندگی موفق با درآمد بالا که زیر مجموعه مشاوره شغلی است.
افراد برون گرا نمی توانند رازها را خوب نگه دارند.

این افراد اطلاعات شخصی خود را به راحتی در اختیار دیگران می گذارند. بنابراین خیلی زود می توان آنها را شناخت.

افراد برون گرا وقتی به مسیر و موقعیتی تعامل پیدا کنند، سعی در تاثیر گذاردن بر محیط دارند.

افراد برون گرا به پهنا و طول بیشتر توجه می کنند، مثلا تعداد دوست بیشتری دارند، در مسافرت ها دوست دارند مدت مسافرت طولانی تر باشد و … .

سلیقه ها و علائق افراد برون گرا متنوع و متعدد است، اما عمق زیادی ندارد. مثلا ممکن است به جای یک یا دو دوست خیلی صمیمی، با ده ها نفر دوست باشند ولی با هیچ کدام صمیمیت زیادی نداشته باشند.
 افراد برون گرا دوست دارند کانون توجه باشند.

به همین دلیل در جمع ها و مهمانی ها معمولا انرژی زیادی می گذارند و سلیقه زیادی به خرج می دهند و به صحبت های دیگران اهمیت زیادی می دهند.

افراد برون گرا بیشتر از آنکه گوش دهند حرف می زنند.

و به سرعت پاسخ می دهند.

این افراد معمولا افکار خود را با بدن خود نیز بیان می کنند، یعنی وقتی حرف می زنند، برای بیان منظور خود اعضای صورت و دست و پاهایشان را هم به کار می برند.
علاقه مندی ها و زمینه های موفقیت افراد برون گرا
افراد برونگرا علاقه به یادگیری از طریق محیط های عملی دارند.

یعنی آنها محیط های واقعی و آموزش های کوتاه مدت را ترجیح می دهند و دوست دارند سریعا شروع به کارکردن کنند.

آنها به  دوره های طولانی و بسیار تخصصی که ممکن است استاد و مطالب تکراری و طولانی باشند علاقه ندارند.

از آنجایی که افراد برون گرا:

    اجتماعی،
    فعال،
    حراف
    و اهل گفت و گو
    ، هیجان و تحرک

بنابراین محیط های شغلی و کاری شلوغ و پر رفت و آمد را بیشتر دوست دارند.

این افراد در محیط زندگی و محیط های کاری که با افراد زیادی سر و کار دارند عملکرد خوبی دارند.

رشد فرد و خودشناسی به منظور بهره برداری حداکثری از توان و استعداد فردی و شناسایی توانمندی ها و مهارت های لازم
افراد برون گرا مهارت های اجتماعی خوبی دارند.

در مشاغلی که در آن به مهارت های ارتباطی نیاز است، خوب عمل می کنند.

مثل سخنرانی ها، رهبر گروه بودن و..

این افراد به کارهای انفرادی علاقه ندارند و ایفای نقش و وظیفه کاری به تنهایی برای آنها خسته کننده و سخت است.

بناربراین اگر شما فردی برون گرا هستید، در انتخاب رشته تحصیلی و شغل آینده تان به این نکات توجه کنید و آنها را در نظر بگیرید.

همچنین افراد برون گرا مشاغلی که نیاز به دستور دادن و هدایت دیگران است را به خوبی می توانند انجام دهند، به علاوه در دستور گرفتن از دیگران و همکاری شغلی هم خوب عمل می کنند؛

چرا که حس همیاری و جهت گیری گروهی، اهداف مشترک و کمک به هم گروهی برای رسیدن به هدف مشترک از ویژگی های بارز این افراد است.

افراد برون گرا در اصطلاح عامیانه «خونگرم» هستند.

معمولا این افراد هر چه به آنها بگویید دلخور نمی شوند، یعنی از شوخی کردن در ارتباط با دیگران خوششان می آید و در جمع احساس راحتی و آرامش بیشتری دارند.

البته این افراد برون ریزی احساسی و هیجانی نیز دارند، مثلا شما احتمالا هم گریه آنها را دیده اید و هم خنده های زیاد آنان را.
افراد برون گرا گلایه هایشان در کلام آنها ست

بارها از اطرافیان شنیده اید که گفته اند « فلانی زبانش تند هست اما چیزی ته دلش نیست»، این مصداقی از یک فرد برون گرا است.

از آنجایی که افراد برون گرا حس همکاری و کار گروهی بیشتری نسبت به افراد درونگرا دارند، توافق پذیری بیشتری نیز نسبت به درون گرایان دارند؛

یعنی معمولا از خواسته های شخصی خود برای پیش برد اهداف جمعی می گذرند.
دو نکته مهم در مورد تیپ شخصیتی
یک. افراد در اوایل بلوغ و نوجوانی معمولا برونگرا می شوند.

در اواسط بلوغ بیشتر درون گرا می شوند و در مرحله سوم بلوغ به سمت آن حالت شخصیتی که هستند می روند.

 بنابراین در سنین نوجوانی با دیدن چند ویژگی و نشانه، نمی توان در مورد شخص تشخیص برون گرایی/ درون گرایی داد.

به عبارتی تیپ شخصیتی افراد در سنین نوجوانی هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تحت تاثیر محیط و تربیت والدین تغییر پیدا می کند.
یک. افراد در اوایل بلوغ و نوجوانی معمولا برونگرا می شوند.یک. افراد در اوایل بلوغ و نوجوانی معمولا برونگرا می شوند.
دو. ویژگی ها و تیپ های شخصیتی همیشه در یک طیف قرار دارند.

یعنی  این طور نیست که افراد صرفا دورن گرا و یا کاملا برون گرا باشند، بلکه این ویژگی ها در هر فردی شدت و مقدارمتفاوتی دارد.

 برای مثال ممکن است کسی در برون گرایی صد در صد باشد و تمام ویژگی هایی که بیان می شوند، برای وی پررنگ باشد.

اما برای شخص دیگری ۵۰ درصد درون گرا و ۵۰ درصد برون گرا باشد و از ویژگی های تیپ برون گرا و درون گرا هر دو را داشته باشد.

تست برونگرایی و درونگرایی

نویسنده: مشاور کو
تمامی حقوق برای مشاور کو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از محتوای انجمن پیگرد قانونی دارد و استفاده با ذکر نام منبع و لینک سایت بلامانع است.

    کمال گرایی دردسرساز – راه درمانی دکتر محمدی
    تعرض جنسی یا تجاوز جنسی – از پیشگیری تا درمان
    چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟
    با این راهکارها، برای همیشه با کمرویی تان خداحافظی کنید!
    ۱۱ تکنیک موفقیت از طریق پرورش تفکر خلاق

منبع :ویژگی و تشخیص تیپ شخصیتی برون گرا- مشاورکو

۹ تفاوت بین پذیرفتن و یا تحمل کردن همسر

ممکن است که شما در روابط عاطفی خودتان یک سری ویژگی های خاصی را در مورد همسر خودتان بپذیرید و در عین حال فقط وی را تحمل کنید.

البته این امر منجر به شناخت تفاوت های موجود مابین پذیرفتن و تحمل کردن می شود تا در نتیجه بتوانید مابین آنها تمایز قائل شوید.
پذیرفتن یا تحمل کردن همسر

کیو اولور[۲] به عنوان موسس یک مرکز رابطه ای و نویسنده کتاب اسرار مربوط به زوجین خوشحال[۳] گفته است که

    “زمانی که ما یک رفتاری را تحمل می کنیم، ما همچنان نسبت به آن رفتار عصبی، ناامید و متنفر هستیم. با این وجود در زمانی که همسرمان را می پذیریم، از تمام موارد منفی مربوط به وی چشم پوشی می کنیم – در این شرایط هیچ نوع عصبانیت، ناامیدی و تنفری وجود ندارد.”
    کیو اولور[۲]

وی گفته است در زمانی که شما همسرتان را با تمام شرایطی که دارد می پذیرید، یا یک مورد خاصی را در مورد وی می پذیرید، این احساس را خواهید داشت که:

    “من این را به عنوان یک بخش کوچک از یک پکیج بزرگتر انتخاب کردم که شما می باشید. من به این نتیجه رسیدم که این مورد در رابطه با شما کارایی دارد و من این مورد را به عنوان یک بخش کلی از شما پذیرفتم و نمی خواهم که آن را تغییر بدهم.”
    کیو اولور[۲]

برای مثال وی گفته است زوجینی که یک نفر از آنها ولخرج می باشد و طرف دیگر پس انداز کننده می باشد، مورد تحمل شده توسط فرد ذخیره کننده عبارت از خرج کردن خود بخودی و بی مسولانه می باشد، در حالیکه فرد ولخرج کننده، خساست و عدم توانایی بی اختیارانه را برای انجام دادن تحمل می کند.
از تحمل کردن به سوی پذیرش همسر مشاورکو
از تحمل کردن به سوی پذیرش همسر مشاور کو
از تحمل کردن به سوی پذیرش همسر

با این وجود، اولور بر روی زوجین کار می کند تا رفتار تحمل کننده را به یک رفتار مورد پذیرش تبدیل کند، و حتی بعدا از این شرایط قدردانی کند. وی بیان کرده است

    “زمانی که یک فرد می تواند رفتاری را در نظر بگیرد که تحمل می کند و نسبت به تبدیل آنها به یک مورد مثبت شناخت پیدا کند، در اینصورت زوجین می توانند تا مرحله فراتر از پذیرش پیشرفت کنند و از رفتار خودشان قدردانی کنند.
    اولور

    برای مثال، فرد ولخرج از رفتار همسر خودش در زمینه پس انداز کردن برای آینده و نگرانی برای امنیت قدردانی می کند، در حالیکه فرد پس انداز کننده نسبت به خود انگیخته بودن همسرش و لذت بردن از زندگی قدردان می شود.”
    اولور

در ادامه یک سری روشهایی بیان شده است که با استفاده از آنها نه تنها می توانید همدیگر را تحمل کنید، بلکه همدیگر را هم بپذیرید.
همسر خودتان را بر اساس شرایط و ویژگی هایی که دارد بپذیرید

هر شخصی دارای ویژگی ها و خصوصیاتی می باشد که ممکن است شما دوست نداشته باشید، ولی زمانی که شما یک فرد را می پذیرید، در واقع شما تمامی موارد “بد” و خوب وی را می پذیرید.

دکتر رمای دورواسولا[۶] به عنوان یک روان شناس بالینی مجاز، استاد روان شناسی و نویسنده کتاب آیا باید بروم یا باید بمانم: نگه داشتن یک رابطه خودشیفتگی[۷] معتقد است که

    “پذیرش باعث نمی شود که من بخواهم این مورد یک موضوع متفاوتی باشد.”
    دکتر رمای دورواسولا[۶]

وی گفته است که:

    “در واقع پذیرش و عامل اصلی آن عبارت از ایده ای می باشد که در رابطه با خود شخص می باشد – و شما باید با این موارد متناسب باشید. همچنین ‘تحمل کردن’ دقیقا به این معنا نمی باشد که ‘من با طرز تفکر همسرم هیچ مشکلی ندارم’”.
    دکتر رمای دورواسولا

همسر خودتان را بر اساس شرایط و ویژگی هایی که دارد بپذیرید مشاور کوهمسر خودتان را بر اساس شرایط و ویژگی هایی که دارد بپذیرید مشاور کو
شما نیازهای آنها را می پذیرید

در یک رابطه مشخص، هر شخصی خواسته ها و نیازهای خاصی دارد و باید امیدوار باشند که موارد انطباق یافته خواسته ها و نیازها بیشتر از موارد بدون انطباق باشد.

به همین دلیل گفته می شود که برخی از خواسته ها و نیازها متفاوت خواهند بود و در این شرایط است که نگرش شما نقش مهمی را ایفا می کند.

دکتر الیزابت کوهن[۹] به عنوان یک روان شناس بالینی گفته است که

    “تفاوت مابین پذیرفتن و تحمل کردن همسرتان بستگی به عواطف و تفکراتی دارد که در رفتار شما وجود دارد. هر دو مورد تحمل کردن و پذیرفتن از بیرون به یک شکل دیده می شوند.”
    دکتر الیزابت کوهن

    ” برای مثال، در صورتی که همسر شما در طول کل هفته با بهترین دوستان خودش باشد، شما می توانید بگویید که “فوق العاده است، امیدوارم خوش باشی”.
    دکتر الیزابت کوهن

این حرف وی هم می تواند به عنوان یک مورد پذیرش و هم به عنوان یک مورد تحمل کردن تفسیر شود.

همچنین دکتر کوهن بیان کرده است در زمانیکه همسر شما بیرون می باشد، ممکن است این تفکر را داشته باشید که

    “چه زمانی بر می گردد؟ دوست دارم که عجله کند. چرا آنها این برنامه را دارند؟”،
    دکتر الیزابت کوهن

یا ممکن است فکر کنید که

    “من خوشحالم که همسرم شانس بیرون رفتن و بودن در کنار دوستانش را دارد. من خیلی خوشحالم که همسرم در مورد نیازهایی که دارد با من صریح می باشد و من تنها شخصی نیستم که می تواند توجه وی را جلب کند و منجر به خوشحالی وی شود.”
    دکتر الیزابت کوهن

آیا متوجه تفاوت های موجود در دو حالت بیان شده می شوید؟
در مورد آنها قضاوت نکنید

هیچ فردی دوست ندارد که مورد قضاوت قرار داده شود و در صورتی که همسر خودتان را مورد قضاوت قرار دهید، آنها را از صمیم دل خودتان نخواهید پذیرفت. دکتر دورواسولا بیان کرده است

    “پذیرش، یک نوع تمایل بیشتر به کل نگر بودن و حتی شاید وضعیت دوست داشتن بیشتر می باشد. شما ماهیت واقعی شخص را شناسایی می کنید و در مورد وی قضاوت نمی کنید.”
    دکتر دورواسولا

همچنین در صورتی که شما صرفا وی را “تحمل کنید”، در این شرایط شما به صورت شدیدی با رفتار(های) وی مشکل خواهید داشت.

دکتر دورواسولا معتقد است:

    “این مورد یک مقداری از تجربه دندان شکن سگک سفید (منظور شرایط بسیار سخت و غیرقابل تحمل) می باشد و معمولا در شرایط بلندمدت کارایی مناسبی ندارد، چرا که خسته کننده و ناخوشایند می باشد.
    دکتر دورواسولا

    ممکن است که رفتارها و ویژگی های این افراد در زیر پوست شما قرار بگیرند و شما احساس ناراحتی کنید و یک آرزوی در حال پیشرفتی نسبت به متفاوت بودن وی در شما شکل خواهد گرفت.”
    دکتر دورواسولا

تفاوت های آنها را بپذیرد و تلاش نکنید که آنها را تغییر بدهید

آیا همسر خودتان را می پذیرید و یا تلاش می کنید که وی را تغییر دهید.

سندی وینر[۱۰] به عنوان رئیس اداره محبت مربوط به آخرین ملاقات اولیه[۱۱]  گفته است که

    “در صورتی که یک فرد رفتار نامناسبی داشته باشد و شما در هر صورت در کنار وی بمانید، شما همواره آن رفتار را تحمل خواهید کرد، و این شرایط در نهایت می تواند منجر به تنفر و اهانت شود.”
    سندی وینر

وی یک مثال مشخصی را در مورد وجود داشتن تفاوت های مذهبی بیان کرده است.
تفاوت های آنها را بپذیرد و تلاش نکنید که آنها را تغییر بدهید مشاور کو
تفاوت های آنها را بپذیرد و تلاش نکنید که آنها را تغییر بدهید مشاور کو
وینر گفته است که:

    “فرض کنید که شما یک مسیحی مذهبی و همسر شما یک ملحد باشد. شما در حقیقت می خواهید همسر شما شخصی باشد که همراه با شما به کلیسا برود و عقاید شما را داشته باشد، ولی وی این کار را انجام نمی دهد.”
    وینر

    شما در حقیقت می خواهید همسر شما شخصی باشد که همراه با شما به کلیسا برود و عقاید شما را داشته باشد، ولی وی این کار را انجام نمی دهد.”
    وینر

وی می گوید که همسر شما دارای ویژگی های قابل توجه دیگری می باشد، ولی این مشکلات مذهبی بیشتر مطرح خواهند شد.

روابط جنسی و زناشویی به منظور درمان مشکلات دیرانزالی، زودانزالی، خوشنت جنسی ، تجاوز
وینر در مورد تحمل کردن همسر معتقد است

    “در صورتیکه شما نسبت به عقاید یکدیگر احترام نگذارید – و آنها را نپذیرید – در این صورت رابطه شما پایدار نخواهد ماند.”
    وینر

وی اضافه می کند که احترام گذاشتن به تفاوت های یکدیگر یک عامل کلیدی در پذیرش همدیگر می باشد.

    “در صورتی که شما تفاوت های همدیگر را بپذیرید و سعی نکنید که وی را تغییر بدهید، در این صورت شانس مناسبی را برای ایجاد یک رابطه هماهنگ خواهید داشت.”
    وینر

به راحتی از دست آنها خشمگین نشوید

در صورتی که شما و همسرتان یکدیگر را بپذیرید، احتمالا هیچ نوع ویژگی در وی پیدا نخواهید کرد که به صورت مکرر منجر به اذیت شدن شما شود.
یک روان شناسی به اسم شاء ویان[۱۲] گفته است که

    “تفاوت ما بین پذیرفتن و تحمل کردن همسرتان با توجه به روشی که دارد، بزرگ می باشد. زمانی که همسرتان را با توجه به روشی که دارد بپذیرید، در این صورت در نتیجه رفتارهای وی اذیت نخواهید شد، چرا که شما مواردی را پذیرفته اید که نمی توانید تغییر بدهید.”
    شاء ویان

برای مثال ویان گفته است که قبلا یک مراجعه کننده مردی (شوهری) داشته است و شکایت می کرده است که در نتیجه قفل نکردن در ماشین به صورت مکرر توسط همسر خودش اذیت می شد.
وی این رفتار را تحمل می کند، ولی همچنان می خواهد که در کنار وی بماند.

ویان بیان کرده است

    “در طول کار بر روی این درمانجوی خودش، در نهایت فرد درمانجو پذیرفت که همسرش این کار را به صورت هدفمند انجام نمی دهد و شاید به دلیل شلوغ کاری های بچه ها، فراموش می کند که در را قفل کند.
    شاء ویان

    ” ویان گفته است که در زمان تحمل کردن یک شخصی، شما به صورت هدفمند تلاش می کنید تا آن رفتار شما را اذیت نکند – ولی زمانی که آن را می پذیرید، در این شرایط به تلاش کمتری نیاز خواهید داشت.
    شاء ویان

تشخیص و پیشگیری از خیانت و تعهد مندی میان زوجین و جلوگیری از طلاق عاطفی و جنسی
مثبت اندیشی در جنبه های مثبت همسر

شاید در یک زمانی یک سری از موارد مربوط به همسرتان منجر به اذیت شدن شما می شد، ولی در شرایط فعلی شما این موارد را پذیرفته اید و جنبه های مثبت آن را در نظر می گیرید و به همین دلیل در حال حاضر به عنوان یک مشکل در نظر گرفته نمی شوند.

پائول دِ پومپو[۱۳] به عنوان درمان گر مجاز CBT در موسسه درمانی رفتاری شناختی در کالیفرنیایی جنوبی گفته است که

    “پذیرش در زمانی صورت می گیرد که شما همه موارد مثبت و منفی را قبول می کنید. همچنین جنبه هایی از همسرتان که می خواهید تغییر پیدا کند، در حال حاضر منجر به اذیت شدن شما نمی شود.”
    پائول دِ پومپو[۱۳]

در نقطه مقابل وی معتقد است که می توانید مشاهده کنید هر ویژگی اذیت کننده جای خودش را به موارد خوبی داده است

در صورتی که همسر شما فرد مغروری باشد، شاید شما هوش وی را دوست داشته باشید، یا در صورتی که خودپسند باشد، احتمالا توانایی وی برای خود – توجهی را مورد تحسین قرار خواهید داد.
مثبت اندیشی در جنبه های مثبت همسر مشاور کومثبت اندیشی در جنبه های مثبت همسر مشاور کو
دکتر دِ پومپو معتقد است

    “زمانی که شما صرفا تحمل می کنید، احساس می کنید که کاسه صبر شما به صورت تدریجی پر می شود و امیدوار هستید که یک مورد دیگری به آن اضافه نشود.”
    دکتر دِ پومپو

شما دارای صداقت عاطفی هستید و دارای وابستگی مشترکی نمی باشید

در صورتی که شما یک رابطه دارای وابستگی مشترک داشته باشید، تمایل داشتن به تحمل کردن رفتارهای همسرتان راحت تر از پذیرفتن آنها خواهد بود.

کریستینا وازکوئز[۱۴] به عنوان یک روان درمانگر و نویسنده کتاب همسر بدون دلبستگی: نجات یافتن از مرد بدون عاطفه[۱۵] گفته است

    “زمانی که زوجین به جای پذیرفتن رفتارهای یکدیگر، این رفتارها را تحمل می کنند، آنها با ریسک وابستگی مشترک مواجه خواهند شد. وابستگی مشترک می تواند منجر به پوشش دادن جنبه های مختلفی شود، ولی شما با صحبت نکردن شفاف در مورد اولویت ها، خواسته ها و ارزش های خوتان، از نظر عاطفی با خودتان و همسرتان صادق نخواهید بود و این مورد در نهایت منجر به ایجاد تنفر خواهد شد.”
    کریستینا وازکوئز[۱۴]

وی معتقد است که پذیرفتن بیشتر منجر به خنثی بودن یا بی تفاوت بودن می شود – و این پتانسیل را دارد که به قدردانی و مانوس شدن منجر شود.

در حالیکه تحمل کردن منجر به ایجاد احساساتی همانند اذیت شدن، ناراحتی، و تنش می شود که در رفتارهایی همانند انتقاد، تمسخر یا قضاوت نشان داده می شود.
وازکوئز گفته است که

    “برای مثال، فرض کنید که همسر شما از جمله طرفداران شدید و افراطی فوتبال می باشد، و زمان قابل توجهی از تعطیلات خودش را در مقابل تلویزیون صرف می کند.
    وازکوئز

    همچنین فرض کنید که خودتان از فوتبال متنفر باشید، ولی جرات گفتن آن را به همسرتان ندارید، چرا که باعث خواهد شد در آخر هفته زمان کمتری را در کنار یکدیگر صرف کنید. به جای اینکه در کنار وی بنشینید و ساعت ها خسته شوید، به این مورد فکر کنید که می توانید یک سری کارهایی را همراه با هم انجام بدهید و از آن لذت ببرید.”
    وازکوئز

وی معتقد است به دلیل اینکه در این مثال شما خسته می شوید، جنبه تحمل کردن بیشتر از جنبه پذیرفتن می باشد.
روزهای خوب شما بیشتر از روزهای بد شما بوده است

زمانی که همسرتان را می پذیرید، تعداد روزهای خوب شما بیشتر از تعداد روزهای بد شما خواهد بود و این مورد دلایل مناسبی خواهد داشت – یک نامزدی متجانس نمی باشد.

دکتر دِ پومپو گفته است:

    زمانی که شما شرایط موجود را می پذیرید، همچنان می توانید با همسر خودتان باشید و با وجود نقایص موجود، از زندگی خودتان لذت ببرید.
    در حالت معکوس، شما زمانی همسر خودتان را تحمل خواهید کرد که در اغلب مواقع تفکرات منفی نسبت به وی داشته باشید یا به صورت مکرر در رابطه با مواردی جر و بحث کنید که غیرقابل تغییر می باشند.

الگوهای زندگی روزمره توسط همسر

همچنین دکتر دِ پومپئو معتقد است که شما باید همراه با همسرتان الگوهای روزمره را بررسی کنید تا مشخص کنید که آنها را بیشتر می پذیرید یا بیشتر تحمل می کنید. وی گفته است که :

    “در صورتی که در یک روز معمولی، الگوهای مناسبی مابین شما وجود داشته باشد، احتمالا همدیگر را به صورت کلی می پذیرید. ولی در صورتی که جر و بحث هایی وجود داشته باشد، یا در مورد همسرتان با دوستان خودتان صحبت کنید، و / یا در طول روز یا در زمان خواب دارای رابطه ها و تعاملات منفی باشید، احتمالا همدیگر را تحمل می کنید.”
    دکتر دِ پومپو

می خواهید که همراه با یکدیگر بمانید، یا بهانه برای ماندن در کنار یکدیگر

زمانی که رابطه تیره ای ما بین شما وجود داشته باشد، ممکن است که علائم هشدار دهنده و عدم تحمل یکدیگر بیش از هر زمان دیگری وجود داشته باشد و شما همچنان همراه هم باشید.

معمولا این مورد به دلیل تحمل کردن همسرتان صورت می گیرد و پذیرفتن وی هیچ تاثیری در ایجاد این شرایط ندارد.

جولیو بریونز[۱۷] به عنوان مدیر بحران شخصی و رئیس موسسه خدماتی تخصصی مربوط به پاسخ به سوالات مردان[۱۸] به مشاور گفته است که

    “مهمترین تفاوتی که من مابین تحمل کردن و پذیرفتن در یک رابطه عاطفی مشاهده کرده ام، عبارت از نوع توجیه بودن در کنار یکدیگر می باشد. یکی از دستور العمل هایی که من به عنوان یک مدیر بحران شخصی در کمک به خانواده ها و افراد مورد استفاده قرار می دهم، عبارت از شناخت مشکل تحمل کردن در برابر پذیرفتن می باشد. در نتیجه افراد می توانند در موقعیت های مختلف کنار یکدیگر بمانند.”
    جولیو بریونز[۱۷]

بریونز گفته است که در اغلب موارد از مراجعه کنندگان می پرسد که

    “آیا می خواهید برای انجام دادن این کار تلاش کنید؟”
    بریونز

وی معتقد است که این یک سوال مهمی است، به دلیل اینکه در صورتیکه زوجین بخواهند این کار را از طریق آزمایش انجام بدهند، آنها باید موقعیت و همسر خودشان را با وجود تمامی نواقص بپذیرند.

    “در صورتیکه یک شخص فردی را تحمل کند که همسر وی می باشد، استفاده کردن از عبارات توجیه کننده همانند “من به خاطر بچه ها مجبور هستم” یا “من مجبور هستم، چرا که این مورد را بعد از گذشت چند سال انتظار دارم”، این ذهنیت معمولا منجر به ایجاد تنفر می شود و در برخی مواقع یک حالت تلخ و نامناسبی را ما بین زوجین ایجاد می کند.”
    بریونز

می خواهید که همراه با یکدیگر بمانید، یا بهانه برای ماندن در کنار یکدیگر مشاور کومی خواهید که همراه با یکدیگر بمانید، یا بهانه برای ماندن در کنار یکدیگر
شما مجبور به پذیرفتن این شرایط هستید

بر اساس عقیده کارشناسان حوزه رابطه، در صورتی که همسرتان را بپذیرید یا تحمل کنید، شما باید تفاوت ها را تحمل کنید.

همانطور که دکتر کوهن در بالا گفته است، تفاوت اصلی که وجود دارد عبارت از احساس و نحوه تفکر شما در یک شرایط مشخص می باشد.

نانسی کرمر[۱۹] به عنوان یک مشاور مرجع و موسس مرکز مشاوره مسابقه صحیح[۲۰]، یک فلسفه راهنمایی خاصی را در مورد درمانجوهای خودش استفاده می کند. وی گفته است:

    “در صورتی که کارکرد منطقی وجود نداشته باشد، در این صورت حتما موردی نادرست وجود دارد.”
    نانسی کرمر[۱۹]

وی گفته است که یکی از درمانجوها بدون هیچ دلیل مشخصی هر روز با یک برخورد عصبی از طرف همسرش مواجه می شود؛ تغییراتی که وی در رفتارش ایجاد می کرد، هیچ نوع کارایی نداشت و وی با واکنش عصبی از طرف همسرش مواجه می شد.
کرمر بیان کرده است که:

    در صورتی که شما همواره مکالمات و بحث های صورت گرفته را ترک کنید، در این صورت باید نسبت به موارد صورت گرفته نگران باشید.
    در این صورت در موقعیتی قرار خواهید گرفت که همسرتان به جای پذیرفتن شما، شما را تحمل خواهد کرد.
    پذیرفتن یک شخصی شامل قدردانی از وی به خاطر شخصی که هست و دوست داشتن آنها به دلیل تفاوت های موجود می باشد، در حالیکه تحمل کردن شامل متمرکز شدن بر روی ویژگی های آزار دهنده آنها می باشد.

همانطور که مشخص است، کارشناسان بالا منجر به راحت تر شدن تشخیص تفاوت مابین پذیرفتن همسرتان و تحمل کردن وی شده اند.

شما با مشخص کردن شخصی که بر روی روابط شما مسلط می باشد، باید تصمیم بگیرید که به چه نحوی ادامه بدهید (یا اصلا به رابطه موجود ادامه ندهید).
 مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین

    برترین مقالات خانواده و زوج درمانی با رویکرد بهبود روابط میان خانواده
    مشاوره قبل از ازادواج برای روج های جوان با آموزش روابط و و رفتار پیش از ازدواج
    مشاوره طلاق و جدایی به منظور حل مشکلات زناشویی و نجات زندگی والدین و یا آغاز زندگی پس از طلاق
    روابط جنسی و زناشویی به منظور درمان مشکلات دیرانزالی، زودانزالی، خوشنت جنسی ، تجاوز
    تشخیص و پیشگیری از خیانت و تعهد مندی میان زوجین و جلوگیری از طلاق عاطفی و جنسی
    ارتباط با جنس مخالف پیش از ازدواج ، دوره نامزدی و عقد و داشتن روابط در بستر علمی و اجتماعی بدون مشکلات و چالش ها


نویسنده: ناتالیا بوسینسکی[۱] – اردیبهشت ۱۳۹۸ – مترجم: مشاور کو
تمامی حقوق برای مشاور کو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از محتوای انجمن پیگرد قانونی دارد و استفاده با ذکر نام منبع و لینک سایت بلامانع است.

منبع:۹ تفاوت بین پذیرفتن و یا تحمل کردن همسر- مشاورکو

چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟

با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟

زندگی کردن با فردی که زود عصبانی می شود، پرخاشگر است، به شما توهین می کند و به راحتی از کوره در می رود می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

این چالش در مواقعی که همسرعصبی، طوفان خشم خود را به راه می اندازد و اشیا و وسایل را می شکند، فحاشی می کند و یا خود و دیگران ا در معرض آسیب قرار می دهد می تواند بسیار بیشتر شود.

اما بر اساس دیدگاه شناختی، افراد عصبی تنها کسانی نیستند که دست به پرخاشگری می زنند بلکه درصد زیادی از افراد جامعه معیارهای عصبیت از جمله:

    افسردگی،
    بی حوصلگی،
    شکست ها
    و مشکلات عاطفی

زیادی را تجربه می کنند که می تواند منجر به ایجاد مشکلات ارتباطی فراوانی شود.

به منظور مدیریت شرایط و کنترل این ارتباط نوروتیک، نیازمند آن هستید تا راهکارهای برقراری رابطه با چنینی افرادی را بیاموزید و از واکنش های هیجانی، مقابله به مثل و یا پرخاش متقابل پرهیز کنید.
با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟
آیا تغییر ممکن است؟

واقعیت آن است که تغییر دادن عادات زندگی یک همسر عصبی ممکن است اما کار ساده ای نیست.

در حقیقت افرادی که چار مشکلات عصبی از جمله بی حوصلگی، خشم، اضطراب و یا افسردگی هستند، با برخورداری از مجموعه ای از شرایط، چنین رفتارهایی را بروز می دهند و تغییر، نیازمند ان است که ریشه ی اصلی مشکل را بشناسید و بتوانید او را برای تغییر، علاقمند کنید.

اگر به عنوان همسر و یا مادر فردی عصبی، صرفا بر ویژگی های منفی فرد تمرکز کنید و از او خواهید تا آن ها را کنار بگذارد، اتفاقی معکوس رخ خواهد داد.

در حقیقت ممکن است همسر عصبی نیز به اندازه ی شما از عادات رفتاری منفی اش در عذاب باشد اما مجبور کردن او به تغییر عادات نمی تواند موثر واقع شود.

بنابراین لازم است بدانید که رفتارهای نامناسب این افراد، ریشه در افکار و باورهای بنیادی دارد و اگر بتوانید با شناخت آن افکار، فرد را به چالش با آن ها دعوت کنید، به موفقیت زیادی دست یافته اید.

گام اول در کمک به افراد عصبی چیست؟

افراد عصبی رفتارهایی توام با خشم، غضب، ناسپاسی، بی احترامی و یا توهین دارند.

ممکن است این رفتارها چنین احساسی را در شما به وجود آورد که او علیه شما رفتار می کند، با شما خصومت دارد و یا می خواهد شما را آزار دهد.

اما واقعیت آن است که یک همسر عصبی، به دلیل مسایل وراثتی و یادگیری های قبلی اش، چنین رفتاری را بروز می دهد و به دنبال آزار رساندن تعمدی به دیگران نیست.
اولین و مهم ترین گام می تواند این باشد که او را به عنوان همسر عصبی بپذیرید.

در این صورت از او انتظار نخواهید داشت تا مانند یک فرد طبیعی رفتار کند.

همچنین از رفتارهای نامناسب او آشفته و عصبانی نمی شوید و می دانید که چنین رفتارهایی خبر از مشکلات درونی این فرد نیازمند کمک دارد.

به خاطر داشته باشید که شما مجبور نیستید به چنین افرادی کمک کنید اما سعی در درک علت های رفتار آن ها و برخورد مناسب و به دور از سرزنش، در حقیقت نوعی از کمک کردن به خودتان است.
حمایت و محبت توام با اقتدار را فراموش نکنید.

پس از تفاوت های یک همسرعصبی با افراد عادی را شناخته و پذیرفتید، می توانید وارد گام بعدی شوید.

افراد پرخاشگر، بی حوصله، مضطرب، خجالتی، افسرده و در یک کلمه “عصبی”، دیدگاه واقع بینانه ای در مورد اطرافیان ندارند.

آن ها خود را مستحق طرد شدن و تنها ماندن می دانند و کوچک ترین رفتارهای اطرافیان را موید این باور فرض می کنند.

نکته ی  بسیار مهم آن است که بتوانید به چنین فردی بفهمانید که او را بی قید و شرط و به عنوان یک انسان پذیرفته اید.
این نکته نه از طریق گفتار، بلکه از طریق اعمال و رفتارهای شما اتفاق می افتد.

ممکن است همسر عصبی شما، در پاسخ به رفتارهای محبت آمیزتان، رفتاری توام با ناسپاسی نشان دهد و منتظر باشد تا واکنش شما را ببیند.

آنچه مهم است آن است که قلبا بتوانید او را به عنوان فردی ارزشمند بپذیرید و این باور را در رفتارهای تان نیز جاری کنید.

اما این مساله به معنای آن نیست که آدم عصبی زندگی تان را لوس بار آورید و به رفتارهای نامناسب او مجوز دهید.
چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟ مشاور کو
وقتی محبت بی قید و شرط، همسر عصبی را لوس می کند!

شما نیازمند آن هستید که در کنار محبت بی قید، رفتاری توام با اقتدار و قاطعیت داشته باشید و حد و مرزهای خود را نیز مشخص کنیدتا او شما را فردی بی اراده و ضعیف تصور نکند.

به عنوان مثال فرض کنید که همسرتان فردی بی حوصله و خجالتی است و در هیچ مهمانی شرکت نمی کند.

در این حالت اگر به او بگویید ” اصلا به فکر من نیستی.

همش توی خونه نشستی و انگار زندانی شدیم.

اصلا برات مهم نیست که من چی دوست دارم و…”

در حقیقت صرفا به نیازهای خودتان توجه کرده اید و شرایط روحی و روانی همسرتان را کاملا نادیده گرفته اید.

در این حالت مطمین باشید که همسرتان رفتارهای انزواطلبانه ی بیشتری نشان می دهد و بیش از پیش به لاک دفاعی خود فرو می رود.
واکنش صحیح به همسر عصبی

نوع واکنش صحیح می تواند این باشد که در عین درک حالات روحی او، احساسات و انتظارات خود را نیز به روشنی بیان کنید.

به عنوان مثال می توانید بگویید ” می دونم که الان اصلا دوس نداری کسی رو ببینی و ملاقات با مردم کلافه ت می کنه اما شاید بعدا بخوای این کار رو بکنی.

تا آن زمان، من هم واقعا احساس تنهایی و کلافگی می کنم. دوست دارم هر از گاهی به مهمانی بروم و ماندنم در خانه، کمکی به هیچ کدام مان نمی کند.

اگر بعدا دلت خواست به مهمانی بروی می توانیم هر دو باهم این کار را بکینم”.

در این حالت خواهید توانست وضعیت خودتان را نیز در نظر بگیرید و احساس بهتری را تجربه کنید.
اجازه ندهید همسرعصبی شما را استثمار کند!

افراد عصبی از روش های متفاوت  و متنوعی برای رسیدن به خواسته های شان استفاده می کنند.

واقعیت آن است که آن ها شیوه ی صحیحی از رفتار را نمی دانند و در تلاش اند تا از طریق ارتباط با شخصیت های محکم و مقتدر، شیوه هایی رفتاری صحیحی را بیاموزند.

بنابراین بی توجهی و یا عدم واکنش شما به رفتارهای نادرست آن ها می تواند بسیار مخرب باشد.

افراد عصبی از نادرستی رفتارهای خود کاملا آگاه اند و بی توجهی و یا بی تفاوتی شما نسبت به این رفتارها می تواند برای شان عجیب باشد.
اجازه ندهید همسرعصبی شما را استثمار کند!اجازه ندهید همسرعصبی شما را استثمار کند!
محبت بی قید و شرط

 فراموش نکنید که در کنار محبت بی قید و شرط، حد و مرز گذاری و بیان مقتدرانه ی خواسته ها و انتظارات خودتان نیز کاملا ضروری است.

اجازه ندهید تا آن ها با رفتارهای ترحم طلبانه شان از شما باج عاطفی بگیرند و حد و مرزهای رفتاری خود را کاملا واضح و شفاف کنید.

ازم است بدانیم که ما بر رفتار هیچ فردی جز خودمان کنترل نداریم و تنها از طریق افزایش آگاهی و تغییرات رفتاری خودمان خواهیم توانست بر دیگران و رفتارهای آن ها نیز تاثیر بگذاریم.

با به کار گیری این اصول خواهید توانست ارتباطات خود با افراد عصبی در محیط کار و زندگی را به نحو موثر تری کنترل کنید و با تمرکز بر رفتارهای خود، آرامش بیشتری را به خودتان هدیه خواهید داد.
 مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی خانواده آنلاین

    برترین مقالات خانواده و زوج درمانی با رویکرد بهبود روابط میان خانواده
    مشاوره قبل از ازادواج برای روج های جوان با آموزش روابط و و رفتار پیش از ازدواج
    مشاوره طلاق و جدایی به منظور حل مشکلات زناشویی و نجات زندگی والدین و یا آغاز زندگی پس از طلاق
    روابط جنسی و زناشویی به منظور درمان مشکلات دیرانزالی، زودانزالی، خوشنت جنسی ، تجاوز
    تشخیص و پیشگیری از خیانت و تعهد مندی میان زوجین و جلوگیری از طلاق عاطفی و جنسی
    ارتباط با جنس مخالف پیش از ازدواج ، دوره نامزدی و عقد و داشتن روابط در بستر علمی و اجتماعی بدون مشکلات و چالش ها

نویسنده: مشاور کو
تمامی حقوق برای مشاور کو : مرکز مشاوره روانشناسی خانواده آنلاین محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از محتوای انجمن پیگرد قانونی دارد و استفاده با ذکر نام منبع و لینک سایت بلامانع است.
مطالب روانشناسی جدید

    کمال گرایی دردسرساز – راه درمانی دکتر محمدی
    تعرض جنسی یا تجاوز جنسی – از پیشگیری تا درمان
    چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟
    با این راهکارها، برای همیشه با کمرویی تان خداحافظی کنید!
    ۱۱ تکنیک موفقیت از طریق پرورش تفکر خلاق

    حتما دعوای زناشویی داشته باشید! نظر روانشناسان در مورد نزاع همسران

منبع :چگونه می توان با یک همسر عصبی زندگی کرد؟- مشاورکو

ماهیچه های رابطه زناشویی را تقویت کنید – پذیرفته شدن بیشتر توسط همسر

روشهای پذیرفته شدن بیشتر توسط همسر و ایجاد یک رابطه قوی تر

هر رابطه ای جر و بحث های مختص به خودش را دارد.

بنابراین سوالی که مطرح می شود عبارت از این است که آیا یک استراتژی واقعی برای خاتمه دادن مناسب به اختلافات ما بین شما و همسر شما وجود دارد؟

پاسخ یکی از مشاور به این سوال “بله” بوده است.

یکی از موارد فریب دهنده ای که در هر رابطه ای وجود دارد، عبارت از این فرض می باشد که فرد دیگر شخصی است که به تغییر نیاز دارد.

هر چند که تهییج می شوید به دلیل مشکلات موجود در رابطه، همسرتان را مورد سرزنش قرار بدهید، ولی آندرا میلر، رئیس و موسس سایت yourtango و نویسنده کتاب پذیرش رادیکالی: رمز مربوط به زندگی عاشقانه شاد و بادوام[۲] معتقد است:

    که یکی از بهترین روش ها برای غلبه بر روی جر و بحث ها، متوقف کردن تلاشتان برای تغییر همسرتان می باشد.
    آندرا میلر – Radical Acceptance: The Secret to Happy, Lasting Love

ماهیچه های رابطه زناشویی را تقویت کنید - پذیرفته شدن بیشتر توسط همسرماهیچه های رابطه زناشویی را تقویت کنید – پذیرفته شدن بیشتر توسط همسر
میلر در مورد داشتن یک زندگی عاشقانه شاد و بادوام معتقداست:

    پذیرش رادیکالی افرادی که رابطه نزدیکی با آنها دارید منجر به کاهش تنش های موجود می شود و شما را به همسرتان نزدیک تر می کند.
    شما با رها کردن خودتان از مسولیت مربوط به ایجاد تغییر در همسرتان، به خودتان اجازه خواهید داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت کامل و با تمام اشتباهات و سایر ویژگی هایی که دارد بپذیرید.
    این مورد منجر به معرفی پویایی های جدیدی در رابطه می شود که در نتیجه آن زوجین به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پیدا می کنند.
    شما با رها کردن خودتان از مسولیت مربوط به ایجاد تغییر در همسرتان، به خودتان اجازه خواهید داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت کامل و با تمام اشتباهات و سایر ویژگی هایی که دارد بپذیرید.
    این مورد منجر به معرفی پویایی های جدیدی در رابطه می شود که در نتیجه آن زوجین به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پیدا می کنند.

در ادامه یک سری توصیه هایی برای ایجاد یک رابطه شاد معرفی شده است.
همدلی کردن را جایگزین قضاوت کردن بکنید

هر شخصی دوست دارد یک رابطه ای داشته باشد که در نتیجه آن به یک احساس امنیت کامل دست پیدا کند و در عین حال مورد قضاوت واقع نشود.

زمانی که زوجین به صورت مکرر با یکدیگر اختلاف پیدا می کنید و به دلیل تصمیمات و اقدامات ضعیف همدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند.

این مورد به جای ایجاد صمیمیت، فقط منجر به بیشتر شدن اختلاف ما بین آنها و آسیب پذیر شدن بیشتر زوجین خواهد شد.

به جای انتقاد کردن از همسرتان به دلیل نحوه پر کردن ماشین ظرفشویی، یک زمانی را صرف از بین بردن تفکرات مربوط به قضاوت بکنید و احساس قدردانی در مورد کار کردن همسرتان در خانه را جایگزین آن بکنید.

در صورتی که یک بار دیگر نسبت به دیر آمدن همسرتان از سر کار به خانه عصبی شدید، سعی کنید که تفکرات خودتان را تغییر بدهید و به دلیل روز طولانی که در محیط کار داشته است، با وی همدلی کنید. میلر معتقد است که “این مورد عامل اصلی در پذیرش رادیکالی می باشد.

این یک تمرین قدرتمند، زیبا، حدی و قابل تغییر می باشد – بر روی تمرین کردن متمرکز شوید!
همدلی کردن را جایگزین قضاوت کردن بکنید- مشاور کوهمدلی کردن را جایگزین قضاوت کردن بکنید
در رابطه زناشویی قضاوت نکنید

عامل اصلی عبارت از ملزم کردن خودتان برای دستیابی به این هدف و آگاهی یافتن نسبت به زمان هایی می باشد که مورد قضاوت قرار داده می شوید و همچنین فرمان دادن به خودتان بر مبنای این تمرین می باشد.

من از این روش در مورد همسرم و سایر افراد مهمی که در زندگی ام وجود دارند، استفاده کردم – به خصوص کسانی که منجر به عصبانیت من می شدند.

    من می دانم در زمانی که یک شخص دیگری را مورد قضاوت قرار می دهم، حالت منفی آن به سمت خودم برخواهد گشت”.

      ماکسیم فسنکو[۳] / شاتراستاک[۴]

گسترش دادن همدلی

بهترین روش برای متوقف کردن جریان موجود در اختلافات، عبارت از قرار دادن خودتان به جای همسرتان می باشد.

در طول یک جر و بحث، دوست دارید که به چه نحوی با شما برخورد شود.

این مورد در اغلب مواقع کمک می کند تا یک سری از تکنیک های مدیریتی به کار گرفته شود که به عنوان صداقت رادیکالی نامیده می شود.

به نحوی که زوجین به صورت واقعی نسبت به یکدیگر اهمیت می دهند و همچنین بازخورد مستقیم و صادقانه ای را برای کمک به بهتر شدن یکدیگر فراهم می کنند.
احترام مالی و پذیرش کافی است؟!

شما فقط از طریق احترام گذاشتن، پذیرفتن، و دوست داشتن به همسرتان می توانید منجر به بهبود رابطه تان شوید.

موارد بیان شده عبارت از کارهایی هستند که دوست خواهید داشت به صورت متقابل از طرف همسرتان هم صورت بگیرد.

    “جایگزینی همدلی به جای تشخیص و توسعه دادن همدلی به صورت مشارکتی پیشرفت خواهد کرد.

    شما با گسترش دادن همدلی نسبت به یک فرد دیگر، می توانید یک ایمنی مناسبی را در رابطه خودتان ایجاد کنید، که در نهایت توانایی هر دو شما را برای دیدن و شنیده شدن واقعی افزایش خواهد داد.

    در برخی مواقع این مورد می تواند ترسناک باشد، ولی یک عامل کلیدی برای ایجاد رابطه صمیمی و عاطفی عمیقی می باشد.”
    میخیل – کایل[۵]

تلاش خودتان برای کنترل کردن وی را متوقف کنید

بهترین رابطه ها شامل دو فردی می باشند که احساس می کنند به صورت مستقل از طرف دیگر می توانند کارایی خودشان را داشته باشند.

زمانی که یک نفر موجود در رابطه می خواهد که طرف دیگر را کنترل کند، نتایج ایجاد شده می تواند برای هر دو فرد مخرب و تاسف بار باشد.

یک رابطه سالم شامل اعتماد، و توانایی شخص برای اجازه دادن به طرف مقابل برای بودن خود واقعی اش می باشد، و همچنین شامل دوست داشتن و پذیرفتن  کامل طرف مقابل می باشد.
میلر در مورد رابطه زناشویی معتقد است:

    تلاش برای کنترل کردن طرف مقابل یکی از ناسالمترین روش ها می باشد، ولی متاسفانه رایج ترین رفتار موجود مابین زوجین می باشد.

    کنترل یکی از خائنانه ترین راه هایی است که می تواند منجر به تخریب خودمان و سایر افراد شود.

    احساس نیاز به کنترل موارد عبارت از نفس شما می باشد و ترس موجود عبارت از مشخص و ظاهر شدن نیات زشت می باشد.

    با این وجود این موجودات توهمی (نیات زشت) آنقدر ملایم هستند که به صورت فریب دهنده و معمولا از طریق روش های ناهوشیارانه عمل می کنند.

    در برخی مواقع ما احساس نیکوکاری می کنیم و حتی در برخی مواقع احساس می کنیم که دارای قدرت معنوی هستیم، و در نهایت می خواهیم که موارد موجود و سایر افراد را کنترل کنیم.

    فرضیه ضمنی موجود عبارت از “من بهتر می دانم” یا “من به شما اعتماد ندارم” می باشد، که در نهایت به “من درست می گویم، شما اشتباه می کنید” یا “احساسات من مهمتر از احساسات شما می باشد” تبدیل می شود.
    مشاور کو به نقل از مشاور خانواده میلر

همسر خودتان را بر اساس شرایط واقعی که دارد، بپذیرید

تبدیل شدن به یک بخش از رابطه نمی تواند به این معنا باشد که شما شخصیت قبلی خودتان را فراموش کنید و آن را از بین ببرید.

در حالی که رشد و پیشرفت شخصی عبارت از موارد خوبی می باشند، ولی هر دو فرد موجود در رابطه باید بدون شرط و با همه معایب و شرایطی که دارند، مورد پذیرش قرار بگیرند.

این بدان معنا می باشد که فشار دادن خمیر دندان از وسط منجر به از بین رفتن معامله نمی شود، و شاید نیاز باشد که عدم توانایی همسر شما برای تسهیم کردن بدون اکراه شما در غذا ، باید به عنوان یک ویژگی دوست داشتنی در نظر گرفته شود و عاملی برای ایجاد جر و بحث های بعدی نباشد.

میلر سریعا در کتاب خودش اشاره کرده است که: این مورد شامل مشکلات شدید، همانند سوء استفاده فیزیکی یا زبانی نمی باشد. وی نوشته است که :

    “پذیرش رادیکالی به این معنا نمی باشد که همسر شما مجاز است نسبت به شما برتری داشته باشد. این پذیرش به رفتارها و ویژگی هایی که به صورت مشخصی غیرقابل پذیرش هستند، همانند معایب شخصیتی حساس (برای مثال، او به صورت جدی دروغ می گوید، تقلب می کند یا دزدی می کند)؛ سوء استفاده زبانی، عاطفی یا فیزیکی؛ یا هر رفتاری که تهدید کننده یا خطرناک می باشد، اجازه بروز یافتن نمی دهد.
    میلر به نقل از میخای لووسکی[۶

تعهد کردن برای دوست داشتن بدون شرط همسرتان
همسر خودتان را بر اساس شرایط واقعی که دارد، بپذیریدهمسر خودتان را بر اساس شرایط واقعی که دارد، بپذیرید

عشق بدون شرط عبارت از هدف نهایی اکثر روابط تعهدآور می باشد.

دوست داشته شدن و به صورت صحیح شناخته شدن، عبارت از هدیه هایی می باشند که منجر به ایجاد خوشحالی و داشتن عملکرد کاملی می شوند که بر روی تمامی نگرانی های زندگی تاثیرگذار می باشند.

این وضعیت باعث می شود که شما اعتماد بنفس مناسبی را برای دستیابی به کامل ترین پتانسیل تان داشته باشید و در نهایت ایمنی و اطمینان مورد نیازتان را، که برای تشویق همسرتان به انجام دادن همان کار به آن نیاز دارید، ایجاد کند.
میلر در کتاب خودش نوشته است که:

    “در یک پذیرش رادیکالی، هیچ چیزی همانند جلسه داشتن با یکدیگر در وسط راه نمی باشد.

    پذیرش رادیکالی به این معنا می باشد که شما همواره از همسرتان حمایت می کنید – حتی در زمانی که وی کار اشتباهی انجام دهد.

    پذیرش رادیکالی عبارت از دوست داشتن بدون شرط می باشد – حتی در زمانی که سخت و غیر قابل تحمل باشد.

    یا زمانی که عمیقا احساس آسیب دیدن و مایوس شدن بکنید و یا اینکه احساس کنید که وی اشتباه می کند.”
    کمیل ماکنیاک[۷]

یک زمانی را صرف گوش دادن کامل به وی بکنید

صرف زمانی برای دیدن واقعی همسرتان به این معنا می باشد که شما به وی ارزش قائل هستید و به دلیل شخصی که هست، از وی قدردانی می کنید.

میلر زوجین را تشویق می کند تا در هر روز آرام باشند و به صورت واقعی به گفته های همسرشان گوش دهند. وی در کتاب خودش توضیح داده است که

    “یکی از نقل قولهایی که دوست دارم همواره بیان کنم، مربوط به پاول تیلیچ[۹]، به عنوان یک فیلسوف که بیان می دارد «اولین وظیفه در دوست داشتن، عبارت از گوش دادن می باشد».

    شما در واقعیت این مورد را چند بار انجام می دهید؟ ما خودمان چند وقت به چند وقت به صورت فعال به صحبت های همسران خودمان گوش می دهیم؟”
    رومن کوسولاپو[۸]

توصیه در مورد رابطه زناشویی زوجین

وی در مورد رابطه زناشویی به زوجین توصیه کرده است که:

    یک کار بزرگی را که دوست دارم انجام بدهید، عبارت از این است:
    در دفعه بعدی که همسرتان با شما صحبت می کند، بدون توجه به موضوع مورد بحث، فقط به حرف های وی گوش دهید.
    زمانی که می گویم فقط گوش دهید، منظورم این است که با چشم های خودتان هم به وی توجه کنید؛
    به این معنا که به صورت و بدن همسرتان نگاه کنید.
    به نیاز خودتان برای قطع کردن صحبت ها یا فکر کردن در مورد یک چیز دیگر یا هدایت کردن مکالمه به یک مسیر دیگر، بی توجه باشید.
    به خصوص در زمانی که با وی مخالف باشید.

 منبع:ماهیچه های رابطه زناشویی را تقویت کنید – پذیرفته شدن بیشتر توسط همسر- مشاورکو