مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاور ستاره ایرانیان

مرکز مشاور ستاره ایرانیان:موسسه مشاوران ستاره ایرانیان با بکار گرفتن کادری باتجربه شروع به فعالیت کرده است.

این موسسه دارای 30 مشاوره روانشناسی و همین‌طور روانپزشکی  می باشد.مرکز مشاور ستاره ایرانیان

هدف های مرکز مشاور ستاره ایرانیان

  • هدف این موسسه ارائه دادن بهترین و همینطور پیشرفته ترین خدمات است .
  • و راه حل ها به رجوع کنندگان در رابطه با کسب کردن رضایت کامل آنها می باشد.

خدمات مشاور ستاره ایران

شیوه جدید و دارای قدرت روان شناسی با رویکرد  بسیار موفق در رابطه با مشکلات روحی روانی که در خاطرات ریشه دارند مانند:

  • فوبیا .
  • شکست خوردن در عشق .
  • از دست دادن فرزند.
  •  قربانی شدن در کودک آزاری.
  • از دست دادن عزیزان .
  • افسردگی و…  می باشد.

مرکز مشاور ستاره ایرانیان1

مرکز نوروفیدبک ستاره ایرانیان

اختلالات روانی معمولاً به دلیل رویکرد نامطلوب مغز و سرمش نادرست مغزی به وجود می آید.

مغز هم مانند هر سیستم دارای پیچیدگی می باشد که احتیاج به  برطرف شدن نقص آن می باشد.

نوروفیدبک یک نوع نورتراپی محسوب می شود که بر سر بیمار قرار خواهد گرفت.

سنسورها فعالیت الکتریکی مغز شخص را ثبت کرده  و در قالب موج های مغزی به فرد نشان می‌دهد.

به این صورت می باشد که پخش کردن فیلم یا هدایت کردن بازی های کامپیوتری بدون استفاده کردن از دست است.

و فقط با موج های مغزی فرد صورت می گیرد.مرکز مشاور ستاره ایرانیان

مشاوره روانپزشکی

درمان شدن دارویی در رابطه با افسردگی و وسواس و همین‌طور اختلالات روانپزشکی بی اشتها شدن و پرخوری کردن و… احتیاج به درمان دارند.

که این کار بر عهده مشاوره روانپزشکی می باشد..مرکز مشاور ستاره ایرانیان

مرکز مشاور ستاره ایرانیان

فایده های معالجه روانپزشکی

  • ارزان و همینطور به صرفه بودن
  • بدون احتیاج به رجوع کردن هفتگی
  • مدیریت کردن نشانه های روان پریشی و پرخاشگری

مشاوره کودک با هدف 

  • آموزش دادن والدگری درست و تاثیر گذار
  • آگاه ساختن والدین در رابطه با خصوصیات و فرق های کودکان در هر دوره سنی.
  • بررسی کردن، شناسایی و معالجه اختلالات کودک

روانشناسان این مرکز با توجه به ارزیابی های انجام شده و بررسی داده ها و نتیجه های تست .مرکز مشاور ستاره ایرانیان

و بر طبق آخرین متد های روانشناسی بهترین راهکار را برای برطرف شدن مشکلات و ایجاد شدن یک زندگی سالم و شاد را به شما ارائه خواهند داد.

عاشق دختری شدم

به تازگی وارد دانشگاه شدم .عاشق دختری شدم اما نمی دونم چیکار کنم اصلا از کجا شروع کنم , هیچکسی را هم ندارم واسطه کنم.از لحاظ مادی هم خدا را شکر مشکلی ندارم، شغل خونه ،ماشین همه چی دارم از لحاظ قیافه هم معمولی هستم.این دختر خانم هم که میگم از هر لحاظ به دلم نشسته خانوم محجبه باوقار متین مطمنم خوشبختش می کنم. اما یه مشکلی بنظرم هست که واقعا می ترسم پا پیش بزارم اختلاف سن ماست که فک می کنم ده سال باشه.من سی و پنج سالمه ولی تو این مدت وجدانم راحته پاک زندگی کردم، خواهشاً کمکم کنین ایا پا پیش بزارم چطور و چگونه ؟یا اصلا عشقش را از دلم بیرون کنم.دو بار دیگه هم عاشق شده بودم اما نشد به بن بست خوردم ،قول داده بودم دیگه عشق را به دلم راه ندم اما نمیشه با عشق نمیشه مبارزه کرد این بار هم می ترسم همون قضیه تکرار بشه لطفاً برام‌دعا کنین . خوشبخت بشین همتون ممنونم از توجه تون

توسط M.asady درازدواج ·


0 votes

با سلام بهتره از واسطه های یی مثل دوستان و سایر داشنجوها که البته مطمئن هستید بهشون کمک بگیرید تا اقدام کنند ولی بدونید وقتی در ذهنتون راجب فردی فکر می کنید فقط اون فرد رو بزرگ تر می کنید و این خودش مشکلاتی رو ایجاد می کنه یعنی بدون اینکه اصلا با اون فرد زندگی کنید و حرف بزنید در ذهنتون اونقدر پرو بال می دید که باور می کنید عاشق اوشدید و بدون او واقعا زندگی برای شما سخت می شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید ولی قدم اول در ازدواج داشتن جسارت است و اتفاقا برای بسیاری از خانم ها این خصوصیت بسیار مطلوب است

تاثیر محیط های نامساعد خانوادگی بر کودکان

بررسی مشکلات خانواده و سلامت روان فرزندان

برای این که در کودک این توانایی وجود داشته باشد که به سبکی سالم و بهنجار رشد و تکامل یابد، باید نیاز های فیزیکی، شخصیتی و اجتماعی او در حد معقول ارضا شوند. اگر مشکلاتی همچون؛ مشکلات رفتاری، بزهکاری و ناشادی کودک و نوجوان در آنان وجود دارند اساسا مربوط به ناکامی در رفع این نیاز ها می باشد. در کودکان و نوجوانان عواملی مانند: شرایط نامساعد خانوادگی سبب بروز ناکامی و در نهایت ناسازگاری در آنان می شود. از جمله ی این شرایط ، خانواده هایی از هم پاشیده، سخت گیری و محدودیت شدید، طرد شدگی، فقر و کمبود های شخصی، نبودن معیار های صحیح اعتقادی و اخلاقی در خانواده و غیره را می توان نام برد.

بیشتر بخوانید:

خانواده و سلامت روان فرزندان

الگوهای خانواده و پرخاشگری کودکان

خانواده های از هم پاشیده

امکان دارد خانواده ها به دلایل مختلف از هم بپاشند. مرگ یکی از والدین یا هر دوی آنها، غیبت یکی از والدین به علت طلاق و جدایی، و نیز تعهدات نظامی و شغلی که یکی از والدین در مأموریت طولانی مدت باشند ، بیماری طولانی و یا …، همگی از عواملی هستند که می توانند خانواده هایی از هم گسسته به وجود بیاورند. کودکی که یکی از والدینش را از دست بدهد، به خصوص در سال های اولیه ی دبستان، در بخشی از موارد دچار بحران های عاطفی و احتمالا ناامنی خواهد شد.

تحقیقاتی در مورد کودکان متعلق به خانواده های از هم پاشیده وجود دارند که نشان می دهند که این گونه کودکان از عقب ماندگی تحصیلی و یا برعکس برخوردار از پیشرفت خوب تحصیلی هستند. در مقایسه با کودکانی که متعلق به خانواده هایی گرم و صمیمی هستند ، این کودکان احتمالا دارای مشکلاتی جسمی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری بیشتری می باشند و کلا به نسبت ناسازگار تر می باشند. کودکانی که والدین شان به علت طلاق یا هر علت دیگری جدا ازهم زندگی می کنند، نسبت به کودکانی که والدین آن ها فوت شده اند مشکلات بیشتری خواهند داشت. از جمله ی این مسائل شامل: حساسیت زیاد و زود عصبانی شدن، کم توجه کردن به تایید و توجه اجتماعی، خود داری، افسردگی، و بیش از همه احتمالا دروغ گویی، دزدی و اشکال مختلفی از نافرمانی را می توان ذکر کرد. به نظر می رسد که تعارض و هیجانات عاطفی که منجر به طلاق می شود، در ایجاد چنین واکنش هایی بیش از صرف طلاق مؤثر است. والدینی که اختلافات خود را می توانند با مسالمت حل کنند متاسفانه اغلب فرزندان خود را وجه المصالحه قرار می دهند ، بدون آن که از این حقیقت تلخ آگاهی داشته باشند که بر اثر سهل انگاری و یا خود خواهی آنان، چه عواقب بدی در انتظار فرزندانشان خواهد بود.

طرد شدن زیاد در خانواده

بسیاری از کودکان به خانواده هایی تعلق دارند که از عشق و محبت و علاقه و احترام کافی والدینشان برخوردار نبوده اند، به همین دلیل نیاز کودک به محبت و امنیت مورد تهدید واقع شده، و در او احساس تنهایی و بی پناهی باقب مانده است. رفتار والدین می تواند در شکل های مختلف در کودک تجلی گردد؛ از جمله بی اعتنایی و بی توجهی به کودک ، جدایی از او ، تنبیه و تهدید کودک، نق زدن به او، تحقیر او در حضور دیگران و مقایسه ی ناعادلانه ی او با کودکان دیگر خانواده ها.

کودکانی که از سمت خانواده های خود طرد شده اند؛ این افراد در مدرسه، خانه و همچنین موقعیت های دیگر، علائمی نا سالم از خود بروز می دهند. یکی از این موارد آن است که؛ به دلیل جلب توجه دیگران به سمت خود، رفتاری خاص از خود بروز می دهند که این نوع رفتار در کودکانی بی نهایت شیطان و بیش فعال و ناآرام و بی قرار دیده می شود. مطالعات نشان می دهند که والدین این کودکان با آنان با خشونت برخورد می کنند و یا آنان از سمت خانواده طرد شده اند، دچار بی ثباتی عاطفی هستند و اگر مرتکب به اشتباه یا گناهی شوند، خود را مقصر نخواهند دانست. کودکانی که با پاسخ های عاطفی والدین خود کمتر مواجهه بوده اند، در ایجاد رابطه ی نزدیک با دیگران ، بیشترین مشکل را خواهند داشت، و نیز تا هنگامی که مطمئن نشوند که با محبت به آنان پاسخ داده خواهد شد، محبت کردن را بسیار سخت می یابند.

پذیرفتن کودک توسط هر بزرگسالی که مورد احترام کودک و هم سن و سالان او باشد، مانند معلم، حداقل تا حدودی می تواند تجربه ی طرد شدگی در خانواده را جبران نماید.

محدودیت زیاد از سوی خانواده

والدینی که خودشان احساس ناامنی و اضطراب دارند، اکثرا نسبت به فرزند خود بسیار سخت گیر خواهند بود. این گونه خانواده ها ، تمام نیاز های مادی کودکشان را مهیا می کنند ولی از اینکه او با هم سالان خود بازی کند و یا بدون والدین از خانه خارج شود بسیار محدودیت ایجاد می کنند و حساسیت بسیاری دارند. این گونه کودکان خصوصیات رفتاری خاصی دارند و از جله آن ها شامل؛ پرخاشگری، خود خواهی، عدم مسئولین و به طور کل ، گرایش به رفتار همچون عادات عصبیریال مانند مکیدن انگشت، زود عصبی شدن و از کوره در رفتن وشب ادراری، اغلب در میان این گونه کودکان مشاهده می شود. مشکل عمده ای که این گونه کودکان دارند، ناسسازگاری اجتماعی می باشد. به این صورت که در برقرار کردن رابطه با کودکان دیگر، گاهی خود خواه تر، پر توقع تر، و نسبتا متظاهر تر می باشند و در رابطه با بزرگترها، گاهی خشن و بی ادب و نافرمان هستند.

به طور کلی این گونه کودکان نیاز فراوان به اجتماعی شدن دارند، با این حال به همدردی و درمان واقع بینانه و قاطع نیازمندند. پس از گذشت مدتی به نسبت طولانی، این نوع کودکان از طریق معاشرت و محالست با افرادی خارج از خانواده می توانند رفتار اجتماع پسند را یاد بگیرند. بدون شک با ورود این کودکان به مدرسه، می تواند با مسئولیت دادن و غلبه بر رفتار کودکانه و خود خواهانه ی این نوع کودکان، کمک بسیاری به آن ها بکند.

عیب ها و نقص های شخصی

 اگرچه وظیفه ای را به کودکی محول کنیم و او از لحظ جسمی و یا ذهنی توانایی انجام آن را نداشته باشد، به طور حتم احساس ناکامی می کند. کودک معلول در مقایسه با کودک بهنجارو نرمال، برای سازگار شدن، با مشکلات بیشتری مواجهه است.

تحقیقات و مطالعات تجربی این موضوع را این گونه نشان می دهند که ناسازگاری بین افراد معلول جسمی و یا دارای نقص عضو ، به احتمال زیاد به مراتب بیشتر از افراد بهنجار و سالم از لحاظ جسمی می باشد. این گونه سازگاری های رفتاری شامل: کم روئی، گوشه گیری، ترس، احساس حقارت، ناپختگی عاطفی، جنسی و روانی، تنهایی و نداشتن دوست، واکنش های پارانوئید، حساسیت زیاد، کمبود محبت، رفتار برای جلب توجه، هدف هایی دور از دسترس، پرخاشگری شدید، عصبانیت، تنش و… می باشد.

باید به این امر توجه کامل داشت که تنها شرایط، علت ناسازگاری نیست، بلکه برداشت و نگرش کودک نسبت به وضع خود است که سبب تعیین واکنش های او می شود. باید والدین و مربیان نکونه هایی از افرادی را به کودک نشان بدهند که با عیب ها و نواقص و نارسائی های زیادی که در زندگی آنان وجود دارد، موفقیت هایی را کسب کرده اند.و به این شکل به کودک کمک می کنند تا بتواند محدودیت های شخصی خود را فراموش کند، و حداکثر استفاده را از خصوصیات مثبت خود می کند.

فقر  در خانواده

همه ی کودکانی که متعلق به خانواده هایی غیرمرفه  هستند، کودکانی دشوار نمی باشند، ولی موقعیت و شرایط غیرمرفه، فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، بدون شک برای سازگاری مطلوب فرد، زمینه هایی نامساعد و شرایطی نامطلوب هستند.

به طور خلاصه موقعیت کودک در خانواده، روابط بین آنان با والدین، تعداد و جنسیت فرزندان و ترتیب تولد آنان، وجود ارزش ها و معیار های صحیح اخلاقی و اعتقادی در خانواده، حضور دیگر افراد فامیل در خانه، روابط با همسالان و بچه های محله و دیگر عوامل مربوطه، همانند عوامل فرهنگی و اقتصادی، همگی با تعامل و در هم ورزی خود ، سبب شکل گیری شخصیت کودک می شوند. خوشبختانه بعضی مواقع تغییر در بخشی از عوامل امکان پذیر می باشد. مواردی وجود دارند که سبب می شود به والدین در درک و شناخت فرزندان و همچنین به یادگیری اصول تربیت کودک کمک می کنند ، این موارد شامل؛ برنامه های تربیتی از طریق رسانه های همگانی و آموزش های غیر رسمی، کتاب هایی ساده حاوی دستورالعمل های تربیتی و اخلاقی و اعتقادی می باشند. علاوه بر اینها، جلسات مشاوره ی فردی مشاور یا معلم با والدین، در مشخص ساختن مشکلات و کمبود ها و نارسایی هایی که در خانه و یا مدرسه وجود دارند و همچنین اقداماتی سازنده در جهت جبران آن ها، می توانند بسیار ارزشمند و موثر و مفید واقع شوند.

چهار روش ساده اما مؤثر برای ارتباط با کودکان خود

ما مجبور نیستیم تعطیلات خود را در سرزمین دیزنی (در فلوریدا) یا برخی از جاهای رویایی دیگر بگذرانیم و به منظور محکم کردن رابطه خود و کودک برای آنها سوغاتی های آنچنانی بیاوریم. ما مجبور نیستیم هدایایی قیمتی یا هر چیزی که آنها در هر سفر (یا در اکثر مسافرت ها) می خواهند را بخریم. ما مجبور نیستیم تمام لحظات را با آنها باشیم بلکه آنها به احساس نزدیکتری دست یابد.

شما ممکن است این کارها را خردمندانه بدانید. اما وقتی می خواهید برای آنها سنگ تمام بگذارید و آنها را شاد و خندان کنید همه چیز را فراموش می کنید. همچنین، سبد خرید خود را پر از اسباب بازی ها و اشیای به درد نخور خریداری شده می کنید و قول سفری طولانی را می دهید که از عهده شما خارج است.

مطالب مرتبط:

نکاتی برای صحبت با کودکان در ارتباط با خود ارضایی

آیا باید با کودکم در مورد خودکشی صحبت کنم؟

اما، رابطه در لحظه لحظه زندگی روزمره راههای کوچکتری شکل می گیرد. در حالی که یک گردش طولانی می تواند لحظات خاطره انگیزی بسازد همین طور می توانید با کودک سه ساله خود به طورساختگی بازی کنید.

همانطور که کرچن رابین گفت”آنچه ما هر روز انجام می دهیم مهمتر از آنچیزی است که گاهاً انجام می دهیم”. در زیر درمانگران استراتژی هایی کوچک اما بسیار باارزش را به اشتراک گذاشته اند که می تواند موجب پیوند صادقانه بین شما و کودکان خود شود.

بازی با یکدیگر.

به نظر ریسیکا زیف روان درمانگر متخصص در زمینه کودکان، نوجوانان و خانواده “بازی یکی از مهم ترین روش های برقراری ارتباط با کودکان خود است”. وقتی که شما با کودک خود بازی می کنید شما به آنها می فهمانید که آنها مهم و دوست داشتنی اند و بودن آنها نیز سرگرمی است. وی گفت بازی یکی از روش های عمده ابراز خود در کودک است.

دکتر لورا آثی لیود روانشناس متخصص  کودکان ونوجوانان گفت: “بازی کار کودکان است، و برحسب رشد فیزیکی، شناختی و هیجانی کودک بسیار مهم و حیاتی است”. زیف پیشنهاد داد که به طور روزانه زمان خاصی را برای بازی با کودک خود اختصاص دهید. بگذارید آنها فعالیت را مطابق میل خود و براساس سطح رشد خود (بر روی زمین، پهلو به پهلو) انتخاب کنند و اجازه دهید آنها رهبر باشند.

به نظر آثی – لیود مثلاًدر سن دوسالگی ممکن است کودک شما بخواهد به شما با غذایی که او می پزد کمک کند. کودک پنج ساله ممکن است بخواهد از زبان شخصیت عروسک های خانگی یک قصه را با تمام جزئیات بیان کند. و کودک هشت ساله ممکن است به بازی های تخته ای (شطرنج) علاقه داشته باشد.

سعی نکنید به کودک خود بگویید چگونه بازی یا از قواعد سخت بازی یا فعالیتی مانند رنگ بندی تبعیت کند. بگذارید خودش شروع کند طوری که شما ببینید. زیف گفت سپس آنچه آنها در حال انجام دادن هستند را به خود آنها بازتاب دهید. ممکن است کودک شما نقطه های داخل کتاب رنگی را رنگ کند، پس شما هم او را همراهی کنید. ممکن است آنها حتی رنگ نکنند ولی مداد رنگی ها را پخش کنند و دوباره آنها را جمع کنند که شما نیز این کار را انجام دهید.

از جمله دیگر راههای با هم بازی کردن می تواند شامل آشپزی، پخت و پز، درست کردن هر چیزی، پیاده روی (یا لی لی کردن!)، بازی هولاهوپ، رقصیدن و خواندن باشد. انجام این نوع از فعالیت ها نه تنها الزامی بلکه اعتماد به نفس کودک را نیز تقویت می کنند، سین گراور روان درمانگر و نویسنده کتاب “وقتی کودکان دستور می دهند” چگونگی غلبه بر قلدری کودک دلبند شما را بر می شمرد تا بار دیگر لذت پدر و مادر بودن را تجربه کنید. گراور گفت: بعلاوه، این کار موجب می شود کودک شما خاطراتی شگرف از والدینی واقعاً متعهد و فداکار داشته باشد. وقتی کودکی از سوی والدین به احساس ارزشمندی  دست می یاید آنها خود را بیشتر ارزشمند و سخت کوش تر برای رسیدن به اهداف کودکی خود می دانند.

بازی آنها را روایت کنید.

دکترزیف و آدام پلیتر روانشناس کودک داستان سرایی بازی کودک خود را توصیه کرده اند. این صرفاً به معنای با صدای بلند بیان کردن آنچه کودک شما انجام می دهد است. زیف گفت “شما می توانید خود را به عنوان یک گوینده بازی بیسبال در حال گزارش بازی به بازی ببینید”. این کار همچنین شامل شناسایی رفتارهای خوب آنها است. پلیتر روانشناس درگیر با خانواده های نگران برقراری تعادل در ارتباط خود با فرزندان همراه با کنترل مسئولیت پذیری های و فشارهای نوجوانی گفت: “بیشتر والدین به رفتارهای مثبت توجه می کنند بیشتر کودکان برای کسب توجه مثبت تلاش می کنند که صرفاً والدین توجه خود را به این رفتارها در طی دقایقی تقسیم می کنند” او گفت: این کارارتباط را تقویت می کنند زیرا کودک شما احساس حمایت و اشتیاق می کند.

زیف نمونه هایی از آنچه روایت کردن به نظر می رسد (البته بسته به سن کودک شما) را روشن ساخته است: شما شروع به درست کردن سوپ می کنید. سبزیجات زیادی به آن اضافه می کنید، بعد کمی اسپاگتی، شیر و مقدار زیادی فلفل! اوه، حالا شما شعله گاز را زیاد می می کنید و غذا با جلز و ولز بیشتری جوش می زند.

علایق کودک خود را بسط دهید.

آثی لیوود گفت شخصیت های مورد علاقه و ترانه های دلخواه کودک خود را بشناسید. ممکن است حال شما از شنیدن هزارمین بار آهنگ”آهوی کوچولو” به هم بخورد. اما این روزهاسریع می گذرید و روزی دلتنگ بازپخش آنها می شوید. همچنین، سعی کنید بر علایق آنها بیفزایید. آثی لیود می گوید: اگر آنها به قطار علاقه دارند علاوه بر تهیه راه آهن؛ آنها را طی گردشی به دیدن قطار ببرید. او گفت: به ویژه یادگیری آزمایشی خود ارتباط دهنده است و انواع خاطراتی زنده و شگرف را خلق می کند.

آنها را در علایق خود نیز شریک کنید.

پلیتر درگیری در فعالیت های متناسب با سن و نیز والدگرا را توصیه کرد. برای مثال، ممکن است در رویدادهای ورزشی یا کنسرت شرکت کنید. ممکن است موتورسواری کنید یا به تماشای موزه بروید.

این به ویژه به دلیل فرزندسالاری بودن بسیاری از خانوارهای امروزی اهمیت دارد. بیشتر خانواده ها بر خواسته ها و علایق کودک متمرکز می شوند که واقعاً اثراتی منفی بر ارتباط داشته و منجر به ایجاد فشار می شود. کودکان شروع به کنترل گری بیشتر نسبت به والدین می کنند. پلیتر گفت آن را با دسترسی کودک به دنیای مجازی بزرگسال (در بسیاری از موارد) و حد و مرزهای بین نسل های رو به انحطاط در هم بیامیزید.

این منجر به وارد آمدن فشار زیاد بر کودک به خاطر عمل کردن بیشتر از سن خود و اضطراب می شود که کودک گاهی اوقات به دلیل سطح تصمیم گیری و اجبار بزرگسال آشفته می شود. پلیتر برای ایجاد تعادل این تمرینات را پیشنهاد داد: کاغذی را به شش نیم بریده، سه قسمت برای خود و سه قسمت برای کودک. سه فعالیت مختلفی را بنویسید که انجام آنها را برای کودک خود لذت بخش می دانید و شما نیز مایل به انجام آنها هستید. سپس، کودک شما سه فعالیت مختلفی که شما از انجام آنها لذت می برید و آنها تمایل دارند را انتخاب می کند. هر شش برگه دو نیم شده را در استوانه ای بیندارید و هر بار یکی را بردارید ضمن آنکه دیگر می دانید هر شش فعالیتی که شما  می توانید همراه با  بعضی از علایق مشترک انجام دهید ارتباط والد- فرزندی را تقویت می کند. سرانجام، بهترین راه برای ارتباط با کودک خود اختصاص دادن نهایت توجه به او است.  آثی لیود گفت: “از نظر من، رمز ارتباط با کودک خود تمرین دیدن دنیا از منظر آنها است”. این روشی مفید برای نشان دادن عشق است.

وضعیت جسمانی خواستگار

سلام
من مدتی هست با یک آقا آشنا شدم که شباهت های خیلی زیادی به هم داریم و من بسیار بهشون علاقه مند شدم فقط مشکلی که دارم مساله سلامتی ایشان هست. ایشان چشمهای بسیار ضعیفی داره که من اصلن متوجه نشدم یک عینگ خیلی قطوری میزنن که چون عینگ را خوب درست کردن زیاد به چشم نمیاد. شماره چشم ایشان ۱۲ هست.

این مساله خیلی من را ترسونده بزای اینکه تو اینترنت خوندم که چشمهایی به این ضعیفی ممکن است که مشکلات زیادی براشون پیش میاد. البته خودشون هم مداوم میرن چک آپ.


چند وقت پیش هم یک دکتری ما را ترسوند و بهشون گفت امکان آب سیاه داره که خدا را شکر گفتن که زودی مشخص شده و اتفاقی براشون نیافتاد


لطفن نظرتون را بگید من خیلی به نظزهای شما نیازمندم و چون ایشان انسان بسیار خوبی هستن دوست ندارم با احساساتشون بیش از این بازی بکنم
ویرایش توسط samirabaroon : 04-26-2016 در ساعت 09:03 PM
Top | #2
توصیه اول به شما مشاوره است

چون الان میدونید به چه کسی ازدواج میکنید و این که شما تمایل به این کار داشته باشید یا خیر بستگی به خودتون داره

به همین دلیل میطلبه اول خوب فکر کنید و لحظه ای هم شده خودتون در زندگی آینده با این شرایط تصور کنید ببینید چه احساسی دارید ؟

آیا در جمع چنین حالتی برای شما مهمه یا خیر زندگی مشترکتون معیارهای دیگه ای داره ؟

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282

021-22689558