مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

امکان پاک کردن حافظه

برخی محققان کانادایی میگویند اساس نظریه پاک کردن حافظه را با آزمایشهایی که روی موشها انجام داده اند ثابت کرده اند .

آنها در اساس میگویند سلولهای مغزی یا همان نورونهایی که خاطرات را شکل میدهند و ذخیره میکنند میتوان خاموش یا روشن و یا به عبارتی فعال و غیر فعال کرد . آنچه این تغییرات نشان داده است این است که فقط تعداد اندکی سلول که با هم شبکه ای را تشکیل داده و به شیوه ای خاص عمل میکنند در شکل گیری و ذخیره حافظه نقش دارند . به گفته دکتر جاسلین ، تحقیقات قبلی نشان داده که وقتی خاطره ای شکل میگیرد مجموعه ای از سلولهای مغزی بنام انگرام به شکل خاص عمل میکنند از میلیونها سلول مغز فقط تعداد کمی برای شکل گیری خاطرات ترس یا تهدید لازم است بنابراین وقتی مشکل خاطرات است ، لازم نیست تمام بدن یا مغز را هدف بگیریم .

بنابراین آنها با جراحی انگرامهای موش را برداشتند و دیدند که خاطره بد از ذهن آنها پاک شد آنها وقتی به این ترتیب موشهای معتاد به کوکایین را درمان کردند .

با حذف حافظه عاطفی مرتبط به استفاده از کوکایین آنها برعکس همچنین با فعال کردن انگرامها ، خاطرات بد را در موشها زنده کردند . به این ترتیب میتوان به درمان بیماریهایی مثل ضربه روحی پس از اتفاق بسیار وحشتناک ( پی تی اس دی ) امیدوار بود.

یافته های ما این امکان را مطرح میکنند با پاک کردن خاطرات بد میتوان اختلال استرس پس از ضربه روحی را درمان کرد . در این افراد بخصوص خاطرات منفی بدجوری مزاحمند و زندگی روزمره را مختل میکنند .

برای مواردی که خاطرات بد منفی و تاسف آور واقعا مخل زندگی افراد میشوند ، من فکر میکنم درمانی که فقط همان سلولها را هدف بگیرد میتواند مفید باشد .

ضربه روحی پس از اتفاق وحشتناک ( اختلال تنش زایی پس از رویداد ) چیست؟

این اختلال معمولا در کسانی اتفاق می افتد که شاهد اتفاق وحشتناک بوده اند، بخصوص کسانی که در جنگ یا زندانی جنگی یا شرایط اسف بار شکنجه خانوادگی یا قربانی تصادف دلخراش بوده اند ، حتی هر گونه کودک آزاری مرگ عزیز یا شکست های پی در پی در این راه قرار میگیرند برای این افراد ،

مرتب خاطره ، صحنه ها و احساساتشان در زمان این اتفاقات زنده میشود ویاخواب آن را میبینند و پس از آنکه اضطراب و افسردگی شدید پیدا کردند ، به راحتی از کوره در رفته و پرخاشگر میشوند . این افراد احساسات و عواطف مثبت را حس نمی کنند و علاقه به زندگی و فعالیت روزمره را از دست میدهند و برای پرهیز از زنده شدن آن اتفاقات ،فعالیت و معاشرت های خود را محدود میکنند .

البته در مورد انسان نمیتوان به جراحی برای غیر فعال کردن این سلولها ، فکر کرد بلکه باید داروهایی ساخت که مثل موشکی به سمت هدف برود و سلولهای خاطره بد را غیر فعال کند اما در موارد دیگر چه؟ اگر رابطه ای شکست خورده و دردناک را تجربه کرده ایم ، میتوانیم با شیوه ای آن را از ذهن خود پاک کنیم . مثل فیلم درخشش ابدی ذهن پاک با بازی کیت وینسلت که در آن او به کلینیکی مراجعه میکند و با دستکاری ژنتیکی خاطرات یک رابطه بد را از ذهن پاک میکند .

دکتر جاسلین میگوید : همه ما از اشتباهاتمان یاد میگیریم . اگر خاطره این اشتباهات را از ذهن پاک کنیم ، . مثل فیلم درخشش ابدی ذهن پاک با بازی کیت وینسلت که در آن او به کلینیکی مراجعه میکند و با دستکاری ژنتیکی خاطرات یک رابطه بد را از ذهن پاک میکند .

دکتر جاسلین میگوید : همه ما از اشتباهاتمان یاد میگیریم . اگر خاطره این اشتباهات را از ذهن پاک کنیم ، آنوقت چه چیزی میتواند مانع از تکرار آن شود ؟ در  واقع این در حد یک تئوری و فرضیه در حال حاضر مطرح است و عملی کردن آن باید با سیاستهای اخلاقی و تربیتی جامعه و حتی هدف از آفرینش انسان و حتی لزوم ایجاد اشتباهات و خطاها و بعد هم مدیریت آنها هماهنگ و سازگار باشد .

هدف دکتر جاسلین این است که این کشف بزرگ علمی برای همه افراد و همه شرایط قابل طرح و بحث نیست و فقط در شرایط خیلی خاص و ضربه آخر درمان میتوان از طریق دارو و غیر فعال کردن برخی سلولها تا حدی به مراجعه کننده کمک کرد ولی نه اینکه قضیه مسری شود .

پروفسور سر سایمون وسلی رییس انجمن سلطنتی روانپزشکان بریتانیا میگوید:

این پیشرفت جالبی در تحقیقات علمی است ولی باید محتاط باشیم . در واقع فراموش کردن یا پاک کردن حافظه یکی از کارکرد های مهم و طبیعی سیستم حافظه مغز است ، اما هنوز نمیدانیم که پاک کردن عمدی خاطرات ، تا چه حد دارای ریسکهای بعدی است . از لحاظ مسائل اخلاقی من هنوز به نتیجه قابل قبولی نرسیده ام .

اما پیام و نکته آخر اینکه دکتر جاسلین اضافه کرده است که: ” نباید فراموش کنیم که همه در واقع مجموعه خاطراتمان هستیم “

در واقع بدیهی است که با پاک کردن صورت مسئله بخشی از هویت ،تاریخ،احساسات و خاطرات و عواطف ما در یک مبدا زمانی ، عکس العمل و واکنشهای ما در قبال حوادث تلخ ، ظرفیتهای قبلی و سابق ما تاریخچه حسی روحی و روانی ما ، همه و همه انگاره یکباره نیست و نابود میشود . حالا اینکه این مساله چقدر طرفدار یا مخالف داشته باشد و خودش یک چند سالی میتواند دغدغه اندیشمندان، روانشناسان و محققین و اساتید این حوزه باشد .

البته به زعم خود من این اراده و قدرت و اقتدار و هوشمندی هر انسان مافوق همه اینها بوده و هست و خواهد بود و بر این باورم که حتی سرنوشت را میتوان از سر نوشت بارها بارها و بارها .

انتظارات نوجوانان از والدین

تا اینجا هر چه مقاله نوشتیم در مورد دغدغه های والدین بود، اکنون در این مقاله انتظارهایی که ممکن است نوجوانان از والدین خود داشته باشند اشاره خواهیم کرد “با ما همراه باشید.

انتظار نوجوان از بزرگسالانی که از نظر او و همچنین در زندگی اش ارزش و اهمیت دارند، را می توان به صورت مختصر به شرح زیر بیان کرد:

  • محرم اسرا بودن:

نوجوان به بزرگسالانی نیاز دارد که به حرف های او گوش دهند، او را درک کنند و مهمتر از همه؛ راز دار او باشند این اشخاص می توانند مادر، پدر و یا معلم او باشند.

  • مورد اعتماد بودن:

نوجوان قبل از آن که به فردی راز دار نیاز داشته باشد، می خواهد که در زندگی خود افرادی مورد اعتماد و اطمینان داشته باشد. زمانی که نوجوان مرتکب به خلافی می شود باید فرصتی برای توضیح به او داد. برای یک نوجوان دردمند ، هیچ چیزی برای او آرامش بخش تر از وجود والدینی که بتواند آزادانه حرف هایش را به آنان بگوید، نمی باشد.

برای مطالعه بیشتر:

اضطراب در نوجوانان

رفتارهای نابهنجار در نوجوانان

  • آزادی در تصمیم گیری:

نوجوان ، خودش می خواهد مشکلاتش را حل کند، و براساس کمک های والدین و یا معلمان در تصمیم گیری آزادانه عمل کند. والدنی که چنین فرصتی به فرزند خود نمی دهند، در واقع آنان را، هم از اعتماد به نفس در برخورد با موقعیت بازداشته اند ، و هم از تجربه ی ناشی از حل مشکل محروم کرده اند.

به جای این که به نوجوانان بگوییم چه کاری انجام دهید؛ به کمک ما نیاز دارند، تا بتوانند همه ی ابعاد و جوانب مختلف مسئله را ببینند. به عبارتی دیگر؛ سازگاری در خانواده ای که در آن یک الگوی منطقی وجود دارد، و زندگی براساس رابطه ای متقابل است ، یعنی دادن و گرفتن، به طور کامل دشوار نیست. بدیهی می باشد که این الگوی منطقی در چارچوبی که ارزش های ارزشمند انسانی و اخلاقی بر آن حاکم می باشد، معنی می دهد.

  • توجه و علاقه ی مداوم والدین:

کودکان، نوجوانان و حتی جوانان علاقه مند هستند که والدین مسئولی داشته باشند. دانستن این موضوع که می توانند رو یاین گونه والدین حساب کنند، باعث می شود که به آنان اطمینا و امنیت خاطر دهد.

  • همخوانی در رفتار والدین:

نوجوانان انتظار هم خوانی در رفتارهای والدین خود را تا حد متعادلی دارند، ولی گاهی رفتار والدین غیرقابل پیش بینی می باشد، هرچند که آنان مشکلات و مسائل خود را دارا می باشند. گاهی مادر خسته و عصبانی است، پدر همچنین نگرانی های خاص خود را در مورد افزای هزینه های زندگی ، تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی، و… دارد.

از منبع دیگری از ناهم خوانی در رفتار والدین؛ عدم توافق بین والدین در برخورد با کودک و یا نوجوان می باشد. به طور کلی، ناهم خوانی در رفتار بزرگسالان، سبب بروز ناراحتی و گاه عصبانیت در کوکان و به خصوص نوجوانان می شود. گروهی از والدین می باشند که مرتبا بین سهل گرفتن و سخت گرفتن در مورد فرزندانشان در نوسان هستند. کودکان و نوجوانان دوست دارند که از امنیت حاصل از دانستن این که می توانند چه کار هایی بکنند و چه کارهایی نمی توانند بکنند، برخوردار باشند. آنان علاقه ندارند که در یک دنیای نامطمئن زندگی کنند. و دنیایی که در آن برای انجام یک عمل یک روز مجازات شوند و روز دیگر به کلی همان عمل نادیده گرفته شود.

نوجوانان به خوبی از ناهمگنی و ناهماهنگی بین گفتار و رفتار والدین خود و به خصوص در زمینه هایی همانند مسائل اخلاقی و ارزشی به خوبی و کاملا آگاه می باشند و نسبت به آن حساسیت به خرج می دهند. آنان در حل مسائلی که دارای ارزش ها و معیار هایی تعارض آمیز است، نیاز به کمک دارند. جوانان، خشونت و سخت گیری والدین را اگر برگرفته از عشق و علاقه و بر مبنای ضابطه هایی صحیح و درعین حال همیشگی باشد، بهتر از ناهمخوانی در رفتار آنان یعنی بعضی اوقات سخت گیری و گاهی اوقات سهل گیری ، می پذیرند. روان شناسان طبق تحقیقات گسترده ای در این مورد گزارش می دهند که؛ سخت گیری و یا آزادی بیش از اندازه برای شکل یافتن شخصیت، خطراتی کمتر از ناهمخوانی در انضباط و دیسیپلین دارد.

  • تشویق:

نوجوانان نیازمند به تشویق و تحسین در اموری که شایستگی آن را دارند، هستند. در بسیاری از خانواده ها متاسفانه بیشتر، انتقاد را دریافت می کنند. هیچ کسی وجود ندارد که علاقه مند به تنهایی باشد و بدون کوچکترین تایید و تشویقی در خانواده بزرگ شود.

در تحقیقات گسترده ای، روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که ؛ خانواده ای ایده آل و مطلوب خانواده ای است که: می تواند عواملی همچون؛ امنیت عاطفی، احساس ارزشمندی، احساس تعلق و مورد عشق و علاقه بودن را تامین کند. زمانی که کودکی مورد علاقه و احترام خانواده اش باشد، برای رسیدن به استقلال و مسئولیت پذیری، فرصت بیشتری را خواهد داشت و برای برنامه ریزی و نیز انتخاب امور مربوط به خود در چارچوب معیارهای اخلاقی ، از تشویق و تحسین کافی برخوردار خواهد شد. کودکان و نوجوانانی که در خانواده هایی که همخوانی و عدم تعارض در ارزش ها، ثبات، گرمی، اعتماد و احترام متقابل میان والدین و میان والدین و فرزندان در آن حاکم باشد، با زندگی به آسانی، سازگاری می یابند.

راهنمای والدین برای کنترل خشم

تربیت فرزند آرام: چگونه کنترل را بدست بگیرید زمانی که کودکتان شما را عصبانی می کند
چرا از کوره در رفتن وقتی که کودکان ما را عصبانی می کنند انقدر متداول است ؟ دلایل بسیاری وجود دارد اما، به نظر می رسد عمدتا به این خاطر است که ما به خودمان اجازه می دهیم که از کوره در رویم. در واقع، وقتی بیش از حد عصبانی می شویم، وقتی هیجانی برخورد می کنیم، به جای استفاده از راه های دیگر، به رفتار کودکانمان اجازه می دهیم که چگونگی رفتارمان را تعیین کند.
ما خیلی کار ها را خودکار انجام می دهیم، حتی بدون اینکه راجع به آن فکر کنیم. این اغلب بدین خاطر است که ما باور داریم کودکانمان باید تحت کنترل ما باشند، به جای اینکه لحظه ای درنگ و فکر کنیم و بگوییم: «صبر کن، اول باید خودم را کنترل کنم قبل از اینکه چیزی بگویم.» بهترین راه برای اینکه خود را از عصبانی شدن بازدارید این است که تشخیص دهید عصبانی خواهید شد و چه چیز باعث می شود عصبانی شوید. در حقیقت، احتمالا این یکی از مهم ترین کارهایی است که می توانید به عنوان پدر و مادر انجام دهید.

برای مطالعه بیشتر:

شیوه های فرزند پروری و تاثیر آن در ابراز خشم

پرخاشگری کودکان در سنین مختلف

در این میان، رازی وجود دارد: زمانی که خودتان را کنترل می کنید، معمولا کودکتان نیز آرام می شود. به یاد داشته باشید، آرامش مسری است و همینطور اضطراب. وقتی ما در جایگاه پدر و مادر عصبی یا مضطرب می شویم، مسلم است که این باعث ایجاد اضطراب در کودکانمان می شود. همچنین می توان گفت احتمالا بزرگترین نگرانی شما به عنوان پدر و مادر،از نظر هیجانی واکنش پذیر بودن است. از این نظر به این مسئله نگاه کنید: اگر نمی توانید آرام شوید، اگر نمی توانید خونسردی خود را حفظ کنید، آنچه واقعا انجام می دهید این است که سهوا همان جوی را به وجود می آورید که دارید تلاش می کنید از بین ببرید.
وقتی سعی می کنید به جای اضطراب خودتان، رفتار کودکتان را مدیریت کنید، آنچه انتقال می دهید این است که «من کنترلم را از دست داده ام. من باید رفتار تو را تغییر دهم تا حس بهتری داشته باشم!»
به این مثال توجه کنید. فرض کنید شما دارید به کودکتان یاد می دهید چگونه دوچرخه سواری کند. کودکتان یاد نمی گیرد و بد عنق شده و با شما بحث می کند. شما درمانده، رنجیده خاطر، عصبانی و نا امید شدید، زیرا در درون حس می کنید شما مسئولید به او یاد دهید که چگونه دوچرخه سواری کند و او گوش نمی دهد و شما شروع به مقابله با آن می کنید. سر کودکتان داد می زنید زیرا از کوره در رفته اید. نتیجه ی نهایی این است که احتمالا کودکتان از دوچرخه خواهد افتاد. دلیلش این است که: او مملو از اضطرابی شده که اطرافش را گرفته و او نمی تواند تمرکز کند. او احساس می کند مجبور است کاری انجام دهد و با شکست خوردن به آن واکنش می دهد. چه کاری می توانید انجام دهید؟ به جای پرخاشگری و واکنش به این دلیل که احساس می کنید مجبورید به کودکتان یاد دهید دوچرخه سوار شود، سعی کنید او را در اطراف بچرخانید و از خود بپرسید: «چگونه می توانم کاملا آرامشم را حفظ کنم و چقدر این رفتار من می تواند در درست پیش رفتن کودکم کمک کند؟» به خود یادآوری کنید که شما مسئول آموزش دوچرخه سواری به او نیستید، شما مسئول حفظ خونسردی خودتان هستید. از این رو، شما می توانید به موثرترین راهی فکرکنید که، می توانید کمکش کنید یاد بگیرد.
به این دلیل است که اگر نتوانیم خودمان را آرام کنیم احتمالا دقیقا همان چیزی را به وجود می آوریم که در تلاشیم از آن دوری کنیم- شکست. به کسی که آرام و متین است و او را می شناسید فکر کنید؛ شخصیتشان همه را در اتاق تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی آرام هستید، همین تاثیر را روی فرزند و خانواده تان خواهید گذاشت. این به فرزندتان کمک خواهد کرد که یاد بگیرد چگونه زمانی که عصبی یا آشفته است خود را تسکین دهد و او را بهتر قادر خواهد ساخت آنطور عمل کند که در لحظات پُر تنش باید انجام دهد. و در این لحظات نباید مجبور باشد با شما جنگ و دعوا کند، زیرا شما به صورت موثر از این جنگ قدرت فاصله گرفته اید – با حفظ آرامش در زمانی که او روی نقطه ضعفتان دست می گذارد.
اتفاقا، به نظر می رسد هیچ کس نمی خواهد از کوره در رود- هیچ کس دوست ندارد ناراحت باشد. هدف اغلب خانواده ها این است که خونسردی خود را حفظ کنند، اما معمولا آنها نمی دانند چگونه این کار را انجام دهند. حقیقت این است که، هرکسی باید بهترین روشی که بتواند این را انجام دهد را پیدا کند. (نظراتی درمورد چگونگی انجام این وجود دارد که می شود در یک دقیقه توضیحشان داد). اما نهایتا، مهم این است که چگونه کنترلتان را از دست ندهید و به خودتان این اجازه را ندهید و دلیل خوبی برای این وجود دارد. وقتی در مقابل فرزندانمان به شدت عصبانی می شویم، آنچه در واقع منتقل می کنیم این است که: «من کنترلم را از دست داده ام. من می خواهم تغییر کنی تا احساس بهتری داشته باشم». بنابر این هدف این است که بدانیم چه اتفاقی درحال وقوع است، و فهمیدن اینکه کنترش چقدر مهم است، و در نهایت کنترل خود را بدست بگیریم. سوالی که احتمالا خواهید پرسید این است که «گفتنش راحت است، چگونه می توانم این کار را انجام دهم؟» در اینجا راهکار هایی که برای پدر و مادر ها مفید است آمده:
۱- قول دهید از کوره در نمی روید.به خودتان یاد آوری کنید که دارید سعی می کنید کنترل خود را حفظ کنید. توجه کنید چه چیزی باعث عصبانیت شما می شود- آیا این است که فرزندتان شما را نادیده می گیرد؟ یا حاضر جوابی باعث آزار شما شده است؟ همیشه راحت نیست و به نظر میرسد برای هر کسی سخت باشد که عصبانیتش را صد در صد مواقع کنترل کند، اما هنوز، دادن این قول به خودتان شروع آرامش برای همه ی اعضای خانواده تان است.
۲- بپذیرید که فرزندتان دست روی نقطه ضعفتان خواهد گذاشت. معمولا از این ناراحت می شویم که فرزندانمان آنچه می خواهیم انجام دهند را انجام ندهند. گوش ندهند یا اطاعت نکنند. در ذهنمان، شروع به نگران شدن درمورد این می کنیم که به عنوان پدر و مادر کارمان را خوب انجام نمی دهیم. از این نگرانیم که نمی دانیم چه کاری انجام دهیم تا آنها را تحت کنترل خودمان در آوریم. گاهی به سرعت به آینده می رویم و حیران می شویم که آیا بقیه ی زندگیشان را نیز اینگونه خواهند بود. در کوتاه مدت به سراغ هر فکر غلطی می رویم. و با این کار، اضطرابمان شدید می شود. به نظر می رسد بهترین راه این است که برای این که فرزندتان شما را عصبانی خواهد کرد آماده باشید و آن را شخصی نکنید. به عبارت دیگر، فرزندتان دارد کار خودش را انجام می دهد (کودکی که نمی تواند مشکلاتش را حل کند) و کار شما این است که آرام بمانید تا بتوانید او را راهنمایی کنید.
۳- آنچه در قبالش مسئول نیستید را درک کنید.برای خیلی از پدر مادر ها گیج کننده است که بدانند مسئول چه هستند و مسئول چه نیستند، و اگر در برابر چیزهایی که در واقع به شما مربوط نیستند احساس مسئولیت کردید- چیز هایی مانند اینکه او به موقع از خواب بیدار شود یا تکالیفش را کامل کند- موجب درماندگی خواهد شد. آنها به شما مربوط نیستند- آنها به فرزندتان مربوط هستند. اگر مدام فکر می کنید که سرانجام کارها چگونه است، در کار های فرزندتان مداخله می کنید طوری که باعث استرس بیشتر و دوباره کاری می شوید. بنابر این می توانید بگویید: «من مسئول این هستم که به تو کمک کنم تا بفهمی چگونه مشکل را حل کنی. اما من مسئول حل کردن مشکل برایت نیستم.» اگر احساس کردید شما مسئول حل مشکلات فرزندتان هستید، سپس او حس نمی کند که خودش مسئول حل آنها است. شما بیشتر و بیشتر پریشان خواهید شد و بیشتر و بیشتر تلاش خواهید کرد. شما مسئول این نیستید که فرزندتان را مجبور کنید به حرفتان گوش دهد، اما اینکه وقتی به حرفتان گوش نمیدهد چگونه عکسالعمل نشان دهید وظیفه ی شماست.
بنابر این هم اکنون باید در برابر این نوع افکار آرامشتان را بیشتر حفظ کنید. اگر احساس کردید مسئولید فرزندتان را مجبور کنید گوش دهد، به این فکر کنید- چگونه باید این را انجام دهید؟ چگونه می توان دیگری را به انجام کاری مجبور کرد؛ چگونه می توانیم آنچه شخص دیگری انجام می دهد را کنترل کنیم؟ در عوض تصمیم بگیرید مسئول این باشید که اگر فرزندتان به شما گوش نکرد چگونه با او برخورد کنید. به عواقبی فکر کنید که می خواهید به او بدهید، بر پایه ی آنچه می توانید یا نمی توانید با آن زندگی کنید، خط قرمز های خودتان. در بلند مدت، اینکه محکم بایستید به شما کمک خواهد کرد راهنمایی باشید که فرزندانتان نیاز دارند.
۴- از قبل آماده باشید. توجه کنید چه زمانی اضطراب زیاد است و سعی کنید برایش آماده شوید. ممکن است مشاهده کنید که هر روز ساعت پنج، اعصاب خانواده تان بهم می ریزد. همه از سر کار یا مدرسه برگشته اند، گرسنه اند و دارند استراحت می کنند. برای خیلی از خانواده ها این دقیقا افتضاح ترین زمان در طول روز است، اضطراب همه زیاد است و تحمل کم است. از خودتان بپرسید، «چگونه با این کنار آیم وقتی می دانم نوجوانم سرم فریاد خواهد زد؟ چه کار کنم وقتی درخواست می کند از ماشین استفاده کند وقتی می داند می گویم نه؟» خودتان را آماده کنید. بگویید «این بار با او جر و بحث نخواهم کرد. هیچ کس نمی تواند باعث شود چنین کاری کنم. اجازه نمی دهم عصبانیم کند.» طرز ایستادنتان باید بگوید، «مهم نیست چقدر سخت تلاش می کنی که با من وارد جر و بحث شوی، قرار نیست چنین اتفاقی بیافتد» به جای اینکه تحت تاثیر احساسی که در لحظه دارید قرار بگیرید، بگذارید روشی که می خواهید به عنوان پدر و مادر داشته باشید هدایتتان کند.
۵- از خود بپرسید «در گذشته چه چیزی به من کمک کرده؟»به این فکر کنید که در گذشته چه چیز کمکتان کرده اضطرابتان را کنترل کنید. چه چیز در برابر آنچه ناراحتتان کرده باعث تسکین شما شده؟ معمولا اولین چیز این است که خود را متعهد کنید زمانی که این احساس در شما به وجود می آید، هیچ چیزی نگویید. می توانید در ذهنتان چیزی شبیه این را بگویید: «هیچ چیز نخواهم گفت؛ صبر خواهم کرد؛ نفس عمیقی خواهم کشید.» به خودتان فرصت دهید تا هر آنچه برای آرام شدن نیاز دارید را انجام دهید. مانند: قدم زدن در اتاق، رفتن به اتاق خواب یا دستشویی، ترک کردنسریع موقعیت. به یاد داشته باشید هیچ اشکالی ندارد. مجبور نیستید به فرزندتان واکنش نشان دهید.
۶- نفس بکشید. زمانی که حس می کنید از کنترل خارج شدید نفس عمیق بکشید و به اتفاقات فکر کنید. تفاوت زیادی بین پاسخ دادن و واکنش نشان دادن وجود دارد. زمانی که پاسخ می دهید، درواقع لحظاتی راجع به اینکه می خواهید چه بگویید فکر می کنید. زمانی که واکنش می دهید، به صورت خودکار عمل می کنید. تا حد امکان شما می خواهید با فکر به گفتار یا رفتار فرزندتان پاسخ دهید. مطمئن شوید که قبل از پاسخ به گفتار یا رفتار فرزندتان نفس عمیق کشیده اید زیرا این لحظه به شما این شانس را می دهد که درمورد چیزی که می خواهید بگویید فکر کنید.
این طور فکر کنید که: وقتی ناراحت هستیم و سعی می کنیم فرزندانمان را مجبور کنیم آنچه می خواهیم را انجام دهند، بیشتر فشار خواهیم آورد. سعی می کنیم آنها را بیشتر کنترل کنیم، اصلاحشان کنیم یا تشویقشان کنیم بیشتر معقول باشند، بنابر این بیشتر فریاد می زنیم، و کم کم عصبانی می شویم و عصبانیتمان تشدید می شود. ممکن است این همان زمان روز باشد. شاید فرزندتان روز سختی داشته است و ما به وضعیت روحی آنها واکنش نشان داده ایم و سپس آنها با خشم پاسخ داده اند و این تشدید شده است. اضطراب به آرامی زیاد می شود.
۷- در ذهنتان تکیه کلام هایی داشته باشید. هر بار که احساس کردید هیجان هایتان افزایش پیدا کرد چیزی به خودتان بگویید. این می تواند هر چیزی باشد از «بس کن» گرفته تا «نفس بکش» «آرام باش» «این واقعا اهمیت دارد؟» یا «آیا اینقدر مهم است؟» کلمات می توانند هرچیزی که به شما کمک می کند، باشد، از این موقعیت استفاده کنید و طبق اولویت هایتان پیش روید. می توانید از تصویر ذهنی ای سودمند برای آرام شدن استفاده کنید، مانند مکان زیبایی که همیشه آرامتان می کند. سعی کنید این تصویر ذهنی را برای خودتان ایجاد کنید. کار کردن روی تصویر ذهنی توانایی شما را برای فکر کردن خودکار به آن را فزایش خواهد داد.
۸- به این فکر کنید که می خواهید رابطه شما چگونه باشد. می خواهید رابطه شما با فرزندتان چگونه باشد؟ اگر اینگونه که در حال حاضر بعد از بیست و پنج سال رابطه تان پیش می رود همان نیست که می خواهید، به این فکر کنید که چه می خواهید. از خودتان بپرسید «این روشی که اکنون به فرزندانم پاسخ می دهم مفید خواهد بود؟ آیا این به من کمک خواهد کرد که به اهدافم برسم؟»البته به این معنا نیست که همیشه هر کاریفرزندانتان خواستند انجام دهید. پای قوانین خانه بایستید و اینکه وقتی فرزندانتان بد رفتاری می کنند عواقب رفتارشان را به آنها نشان دهید، همه بخشی از پدر و مادر موثر و فداکار بودن است. این بدین معنا است که شما سعی می کنید با احترام با فرزندتان رفتار کنید، همانطور که می خواهید او با شما رفتار کند. این هدف را به خاطر داشته باشید. از خودتان بپرسید، «پاسخم ارزشش را دارد؟» اگر هدفتان این است که رابطه ی دوستانه ای با فرزندتان داشته باشید، آیا واکنشتان شما را به این هدف نزدیک تر خواهد کرد؟ وقتی فرزندتان شما را عصبانی می کند، روند فکر کردنتان در آن لحظه بسیار مهم است. هدف کلی این است که نسبت به آنچه بین ما و فرزندانمان اتفاق می افتد تا جایی که می توانیم واقع بین باشیم. بپرسید «فرزندم در حال حاضر دارد چه کار می کند؟ دارد سعی می کند چه کاری کند؟ آیا او دارد به تنش های خانه پاسخ می دهد؟» مجبور نیستید او را وادار به گوش کردن کنید، اما باید بفهمید که چه اتفاقی دارد میافتد و بسنجید که چگونه می خواهید به آنچه در حال وقوع است پاسخ دهید. سپس می توانید در مسیر بمانید و به سمت هزار ها مسیر متفاوت کشیده نشوید.
روند فکر کردن به تنهایی به شما کمک می کند که آرام شوید. به عنوان پدر و مادر آنچه در واقع برایش تلاش می کنیم این است «مشکلم چیست که نمی توانم خودم را آرام کنم؟» بنابر این هرچه کمتر واکنش دهیم، بهتر است، و هرچه بیشتر در مورد اتفاقات فکر کنیم، نتیجه مثبت تر خواهد بود. فکر کردن به ما کمک می کند آرام باشیم و نفس بکشیم، آرامش به ما کمک می کند بهتر فکر کنیم. بررسی کردن خودمان به بخش منطقی مغز کمک می کند و انواع «هیجانی» که سد راه بهتر فکر کردن می شوند را کاهش می دهد.
این دقیقا همان چیزی است که درموردش صحبت می کنیم: به جای فقط واکنش نشان دادن متفکرانه پاسخ دهید. شخصی می گفت: «پاسخ دادن از مسئولیت می آید» بدین ترتیب اینکه میخواهیم وقتی عصبانیمان می کنند، اینکه به جای واکنش غیرارادی چگونه عمل کنیم، برایمان مسئولیت دارد، و اگر بتوانیم با فکرمان در برابر احساسمان بایستیم، به عنوان پدر و مادر بهتر عمل خواهیم کرد؛ و این همان هدف است.

درمورد دبی پینکوس: بیش از ۲۵ سال است که همدردی و درمان موثرانجام می دهد. آموز و کمک به اقراد و زوج ها و پدر مادر ها تا خود و رابطشان را بهتر کنند. دبی موسس برنامه ی Calm Parent AM & PM™ و همچنین نویسنده ی بیشمار کتاب درمورد نوجوانان و روابط بین فردیشان است.

درخواست نامشروع خواستگار

سلام.دختری هستم 23 ساله چن مدته خاستگاری دارم که منو می خواد ولی تنهامشکلی که داره این که ازم می خواد در زمان اشنای و عقد باهم رابطه جنسی داشته باشیم . من چن بار جواب نه رو بهش دادم بخاطر همین. خودش میگه که دست خودم نیس ولی تا حدی جلوی خودم رو میگرم من میگم شاید برای بعداا واسم مشکل یا منجر به خیانت بشه لطفا جواب بدید که خیلی خیلی مهمه پای زندگیم در میونه.
Top | #2

دوست عزیر یکی از نشانه های خواستگار محترم و قابل اینه که از نظر رفتاری جانب احترام و ادب رو رعایت کنه

چنین فردی مسلما" برای هوس رو به ازدواج اورده و در زمان اشنایی ممکنه برای شما مشکل ساز باشه

ولی اگر در دوران رسمی و عقد باشید ... زن و شوهر به حساب میایت و ایشون در برابر شما مسئولیت شوهری رو داره

در صورتی که بسیار داشتیم که در دوران عقد رابطه برقرار کردن و باردار شدن و دچار مشکلات

چون معمولا" خانواده ها نظرشون بر این هست که رابطه جنسی بعد از مراسم عروسی برقرار بشه

پس خوب در این مورد فکر کنید ... کسی که فقط و فقط برای رابطه جنسی پا در ازدواج گذاشته باشه میتونه به سرعت سرد بشه

بحث بعدی در مورد خیانت به امروز شما بستگی نداره و کسی که بخواد به این روش به شما خیانت کنه اصلا" شایسته همسری شما نیست

پس خودتون رو گول نزنید و بیهوده سرگردان نکنید

سردرگمی در ازدواج

مشکلمو به طور خلاصه براتون بیان میکنم: من پسری 28 ساله ک در آذر92 با دختری همشهری خودم در یکی از دانشگاههای شهرستان آشنا شدم که با بررسی رو مشخصاتش اونو همه جوره برای ازدواج مناسب دیدم و بعد باهم قرار گذاشتیم بعد از دفاع پایان نامه ازدواج کنیم و بعد گذشت چندماه خانوادهامونم در جریان قرار گرفتن و ماهم روز به روز به عشق وعلاقمون افزونتر میشد و واقعا یه رابطه عاشقانه و احساسی خوبی داشتیم ک حتی حسادت میکردن به این رابطه... همه چی خوب بود تا اواخر اردیبهشت 94 که پدرم برای تحقیق از خانواده دختر رفتن و یه سری اطاعاتی از پدر دختر بدست آوردن ( اعتیاد و حمل مواد مخدر و زندان و همسر دوم) که برای هضمش براشون سخت بود و به مخالفت اولیه بااین ازدواج بخاطر مشکلاتش پرداختن و بهم راه رو از ناحیه خودشون نشون میدادن و این وسط بعلت جور نبودن شرایط کاری و سربازی من درگیری های گاهی اوقات صورت میگرفت و میگفتن لااقل پایان نامتو دفاع کن برات بریم خواستگاری... من و دختر خانم در بهمن 94 باهم درسمون تموم شد و میخواستیم کم کم مقدمات عقد رو بریزیم و منم با صحبت با خانواده ام و اونام با مشورت از بزرگان فامیل پذیرفتیم که من در این ازدواج علیرغم وجود مشکلات موفق میشوم و با قبول مسئولیت میخواستیم بریم خواستگاری... از طرفی برای دختر هم یه خواستگار توعید اومد ک شرایط کاریش مشخص بودو خاونواده دختر بعلت مخالفت اولیه ما و بیان اینکه خانواده پسر چیزهایی از پدر دختر میدونن که حرمتها شکسته شده به مخالفت پرداختن و طوریکه با اینکه اول از من راضی بودن آب پاکی رو دست دختر ریختن و گفتن تموم کن این رابطه رو....... الان من و خانواده ام خیلی مشتاق به این ازدواج هستیم و همه ناراحت از بهم خوردن مراسم خواستگاری.... اما خانواده دختر حاضر به اینکار نیستن و دختر خانم هم علیرغم دوست داشتن فراوان من ته دلش خالی شده و حاضر نیست با این وضعیت باهام ازدواج کنه و میگه کنار تو احساس خوشبختی نمیکنم.... من الان حاضرم هر کاری کنم ک از ناحیه من و خانواده ام ک واقعا از ته دل میخایمش برا عروس این خونه شدن..... اما اون میگه اگه منو دوست داری برو از زندگیم... این روزا دارم دیوونه میشم و نمیدونم چیکار کنم.... ممنون میشم راهنماییم کنید.
Top | #2
در این مورد حتما " با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه