مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

تردید و دو دلی در انتخاب

سلام. دختری 23 ساله هستم مدت دو هفته هست که از طریق یکی از دوستان با یک پسر که دو سال از خودم بزرگتر هست آشنا شدم. پسر خوبی به نظرمیاد. خیلی صادق هست و هر سوالی که می پرسم بدون طفره رفتن حقیقت رو می گه. ما توی شهر زندگی می کنیم و ایشون خونشون روستا هست. ولی کارش طوری هست که توی شهر دیگه قراره زندگی کنیم.مشکلی که با این آقا دارم اینه که خیلی زود با من صمیمی شد. و بعد از یک هفته صحبت به تفاهم رسیدن من در خواست کردم یک جلسه خونواده منو بیرون ببینه قبول کرد. خونواده خودشم در جریان گذاشه و حتی برای آشنایی قرار گذاشتیم و بیرون همدیگه رو ملاقات کردن خونواده ها.حالا از من درخواست میکنه که اجازه بدم دستامو بگیره یا معذرت می خوام اینکه منو ببوسه میگه من ثابت کردم تورو می خوام برای زندگی و تو هم باید برای من ثابت کنی من هدف بدی ندارم و تو رو برای زندگیم می خوام ولی من بخاطر اعتقاداتم نمی تونم بپذیرم تا محرم نشدیم دستشو بگیرم و یا رفتارای دیگه داشته باشیم. خیلی تردید دارم لطفا کمکم کنید. این اواخر متوجه شدم که هردختری که رد میشه این آقا بهش نگاه می کنه و حتی در مورد زیباییشون نظر منو می پرسه. میپرسم چرا نگاه می کنی میگه من حسی ندارم برام مهم نیست زیبا هست منم نگاه کردم.... در مورد اینکه قبلا با دخترهای دیگه دوست بوده هم به من گفته و گفت چیزیو ازت مخفی نمی کنم.واقعا نمی دونم چیکار کنم. پسر زرنگو خوش برخوردی هست و برای زندگی خودش از اول رو پای خودش بوده. خیلی اجتماعیه اهل نماز و روزه هست و به خیلی ها هم از لحاظ مالی کمک میکنه صداقت، خوش قولی و خیلی صفتهای خوب داره ولی همین دو مورد منو خیلی اذیت می کنه. لطفا راهنمایی کنید قراره برای خواستگاری رسمی اقدام کنه. من بهش علاقه دارم خونواده ها هم تصمیم رو گذاشتن به عهده خودم ولی نمی دونم چیکار کنم.
Top | #2
دوست عزیز اگر به*دقت متن خودتونو بخوانید متوجه خواهید شد .
ایشون بخاطر احساساتی که داره شدیدا تحت تاثیره .
رفتارهای ایشون که خاص خودشه و در آینده هم تکرار خواهد شد.
چون به جهت نوع تربیت و رشدی که داشته و ممحدودیتها امروز با حرص و ولع برخورد میکنه.
به همین خاطر نسبت به هر جنس مخالفی چنین احساسی رو داره.
شما باید براساس معیار و ملاکهایی که دارید بسنجید .
آیا این شخص با این خصوصیات کسی که شما دنبالش بودید ؟
آیا همین شخص با همین رفتار در سالهای بعد از ازدواج اگر چنین رفتاری انجام داد شما واکنش نشون میدید یا
این موضوع برای شما بی اهمینه؟
این سوالاتو باید قبل از اینکه وابستگی به وجود بیاد پاسخ بدید.
پس در انتخاب خودتون عجله نکنید.و اجازه رابطه فیزیکی رو هم ندید .
بعد عکس العمل ایشون رو در این مورد بسنجید .

تردید و دو دلی در انتخاب

سلام. دختری 23 ساله هستم مدت دو هفته هست که از طریق یکی از دوستان با یک پسر که دو سال از خودم بزرگتر هست آشنا شدم. پسر خوبی به نظرمیاد. خیلی صادق هست و هر سوالی که می پرسم بدون طفره رفتن حقیقت رو می گه. ما توی شهر زندگی می کنیم و ایشون خونشون روستا هست. ولی کارش طوری هست که توی شهر دیگه قراره زندگی کنیم.مشکلی که با این آقا دارم اینه که خیلی زود با من صمیمی شد. و بعد از یک هفته صحبت به تفاهم رسیدن من در خواست کردم یک جلسه خونواده منو بیرون ببینه قبول کرد. خونواده خودشم در جریان گذاشه و حتی برای آشنایی قرار گذاشتیم و بیرون همدیگه رو ملاقات کردن خونواده ها.حالا از من درخواست میکنه که اجازه بدم دستامو بگیره یا معذرت می خوام اینکه منو ببوسه میگه من ثابت کردم تورو می خوام برای زندگی و تو هم باید برای من ثابت کنی من هدف بدی ندارم و تو رو برای زندگیم می خوام ولی من بخاطر اعتقاداتم نمی تونم بپذیرم تا محرم نشدیم دستشو بگیرم و یا رفتارای دیگه داشته باشیم. خیلی تردید دارم لطفا کمکم کنید. این اواخر متوجه شدم که هردختری که رد میشه این آقا بهش نگاه می کنه و حتی در مورد زیباییشون نظر منو می پرسه. میپرسم چرا نگاه می کنی میگه من حسی ندارم برام مهم نیست زیبا هست منم نگاه کردم.... در مورد اینکه قبلا با دخترهای دیگه دوست بوده هم به من گفته و گفت چیزیو ازت مخفی نمی کنم.واقعا نمی دونم چیکار کنم. پسر زرنگو خوش برخوردی هست و برای زندگی خودش از اول رو پای خودش بوده. خیلی اجتماعیه اهل نماز و روزه هست و به خیلی ها هم از لحاظ مالی کمک میکنه صداقت، خوش قولی و خیلی صفتهای خوب داره ولی همین دو مورد منو خیلی اذیت می کنه. لطفا راهنمایی کنید قراره برای خواستگاری رسمی اقدام کنه. من بهش علاقه دارم خونواده ها هم تصمیم رو گذاشتن به عهده خودم ولی نمی دونم چیکار کنم.
Top | #2
دوست عزیز اگر به*دقت متن خودتونو بخوانید متوجه خواهید شد .
ایشون بخاطر احساساتی که داره شدیدا تحت تاثیره .
رفتارهای ایشون که خاص خودشه و در آینده هم تکرار خواهد شد.
چون به جهت نوع تربیت و رشدی که داشته و ممحدودیتها امروز با حرص و ولع برخورد میکنه.
به همین خاطر نسبت به هر جنس مخالفی چنین احساسی رو داره.
شما باید براساس معیار و ملاکهایی که دارید بسنجید .
آیا این شخص با این خصوصیات کسی که شما دنبالش بودید ؟
آیا همین شخص با همین رفتار در سالهای بعد از ازدواج اگر چنین رفتاری انجام داد شما واکنش نشون میدید یا
این موضوع برای شما بی اهمینه؟
این سوالاتو باید قبل از اینکه وابستگی به وجود بیاد پاسخ بدید.
پس در انتخاب خودتون عجله نکنید.و اجازه رابطه فیزیکی رو هم ندید .
بعد عکس العمل ایشون رو در این مورد بسنجید .

چه زمانی به یکدیگر کمک نکنیم؟

چه زمانی به یکدیگر کمک نکنیم؟

در فرهنگ ایرانی همیشه کمک کردن، گرفتن دست دیگری و پیشقدم بودن برای یاری رساندن تحسین می شود. به همین دلیل شاید برخی خرده بگیرند که چرا وقتی «کمک» کردن ارزش است، مقاله ای در مورد «چه زمانی به یکدیگر کمک نکنیم؟» منتشر می شود. در دنیای مدرن با این مقوله هم برخورد حرفه ای می شود و هر اقدام برای کمک کردنی ستایش نمی شود حتی گاهی از آن به عنوان «مداخله» یاد می شود.«راس مک کامون» در مجله معتبر «کارآفرین» که در ایالات متحده منتشر می شود به این موضوع می پردازد. او می نویسد چگونه به همکاری که احتیاج به کمک دارد کمک کنیم و چگونه کمک نکنیم؟ «یه کار خیلی زیاد» همیشه راه حل مناسبی نیست. بیاید زیاد هیجان زده نشویم.

اگرچه ما به همکاران خود از نظر جسمی نزدیک هستیم ولی از لحاظ عاطفی اغلب فاصله زیادی داریم. وقتی یکی از ما یک بحران شخصی را تجربه کند، ما به سمت نقش های ناآشنا از شخصیت خود می رویم و این فاصله می تواند حداقل برای آن شخص آزرده خاطر، ناخوشایند و بی ثمر باشد.روابط حرفه ای بر پایه سلسله مراتب، خط مشی و تعهدات استوار هستند. حمایت عاطفی به این احتیاج دارد که گل آلود نباشد و نیازمند خلوص و سادگی است و برای رسیدن به این کمال شما باید به حدی متواضع باشید که درک کنید که وظیفه شما کاستن از بار غم و اندوه همکارتان نیست بلکه وظیفه شما کاستن از بار کاری اوست.

اولین مرحله این است که با ظرافت به بحران پیش آمده اذعان کنید. این بخش عمده وظیفه شماست و نکته همین است که این کار دشواری است. من فکر می کنم بخش عمده نگرانی ما از صحبت کردن با افرادی سرچشمه می گیرد که ممکن است مایل به صحبت کردن نباشند. پس در فضای امروز بهتر است ایمیل بزنید اما هنگامی که از راهرو عبور می کنید از نگاه کردن به آن شخص خودداری کنید.افراد همیشه تصور می کنند فقط با صحبت کردن می توانند درد شخصی را التیام ببخشند و تلاش می کنیم که کار «خیلی زیادی» انجام دهیم و «خیلی زیاد» دقیقا همان چیزی است که فرد بحران زده، در حال تجربه آن است.






«خیلی زیاد» به خیلی زیاد اضافه نکنید. سعی نکنید با پرسیدن سوالاتی نظیر «اوضاع چطور است؟» یا «چه کاری از من برمیاد؟» از فرد بخواهید که سر صحبت را با شما باز کند.شریل سندبرگ، مدیر اجرایی ارشد فیس بوک، در پی مرگ همسرش دیوید گلدبرگ به صفحه شخصی خود رفت و صادقانه از دردهایش سخن گفت. او با امید به اینکه به زودی به حالت عادی خواهد رسید به محل کارش بازگشت ولی اطرافیانش از وی فاصله می گرفتند یا با حضور وی خود را افسرده نشان می دادند زیرا مطمئن نبودند چگونه رفتار کنند یا چه بگویند.

آنها اغلب به جملات امیدوارکننده روی می آوردند؛ مثل «همه چیز درست میشه» یا می پرسیدند «حالت چطوره؟» اما وی در اولین پستی که پس از مرگ همسرش در فیس بوک گذاشت، هشدار داد که این نوع رفتارها اغلب منجر به درد و سرشکستگی بیشتر خواهد شد. اتفاقا سندبرگ می گوید: «گاهی اوقات همدردی واقعی اصرار بر اینکه همه چیز درست می شود نیست بلکه اقرار به این است که اوضاع خوب نیست.»

اقرار کنید که شرایط سخت و دشواری پیش آمده است. اقرار کنید که نمی دانید تحمل این سختی چه حسی خواهد داشت. به عقیده راسل فریدمن، مدیر اجرایی موسسه بهبود غم و اندوه که به مردم برای کمک به کسانی که از فقدان شخص عزیزی رنج می برند، آ»وزش می دهد. این دو عبارت عملی ترین، مفیدترین، با محبت ترین و بی طرفانه ترین نظرات هستند: «شنیدم چه اتفاقی افتاده» و «نمی تونم تصور کنم برای شما چه حسی داره».

شما می دانید که اگر اتفاق مشابهی برای شما رخ دهد چه حسی خواهید داشت اما باید از تلاش برای تداعی این حس خودداری کنید. سعی نکنید روانپزشک یا مشوق فراموش کردن بحران برای همکار خود باشید. اجرای هر کدام از این نقش ها فقط خود بزرگ بینی است. شما نمی توانید چیزی را بهتر کنید اما با جملات نامناسب می توانید اوضاع را بدتر کنید.

صحبت نکنید!

فریدمن پیشنهاد می دهد که یک «قلب گوش دار» باشید. (امیدوارم همه کسانی که مثل من از استعاره های بانمک نفرت دارند منو به خاطر نقل این اصطلاح ببخشند. همگی ببخشید.) نکته این است که افراد محزون و داغدار نیازمند شنیده شدن هستند نه شنیدن حرف دیگران.

وقتی در حال نصیحت کردن هستید دقیقا برخلاف گوش دادن عمل می کنید. نتیجه این است که آنها به شما گوش می دهند. در حالی که این مسئله برای شما پیش نیامده است و به شما ارتباطی ندارد.

نپرسید که چه کمکی از دست تان برمیاد

بگویید که چه کاری برای کمک انجام خواهید داد یا فقط کمک کنید، حرف زدن لازم نیست. وقتی اجازه می گیرید در واقع طرف مقابل را وادار به کاری یعنی پاسخ دادن به سوال خود می کنید. کار نتراشید، در عوض کاری از دوش فرد داغدیده بردارید.

البته آنها در انجام کارهای خود ناتوان نیستند ولی اگر شما در کوتاه مدت کارهایی را کم کنید، شرایط برای آنها قابل کنترل تر خواهد بود. مثلا بگویید ما در جلسات صحبت می کنیم، پروژه ها و تیم پروژه را مدیریت می کنیم.




حریم شخصی آنها را حفظ کنید

قبل از اینکه برنامه ای برای کمک به کارمند آزرده خاطر بچینید، کارهایش را برایش انجام دهید یا به وی کمک کنید. کار کمتری به عهده بگیرد و تا خودش آنها را انجام دهد.

برنامه شما ممکن است همکاران دیگر را نیز درگیر کند ولی وی ممکن است مایل نباشد که همه متوجه شوند در زندگی شخصی او چه می گذرد. همچنین برخی افراد ترجیح می دهند در اوقات سخت کار کنند تا توجه شان به چیز دیگری معطوف شود.

و در آخر یک کار صحیح انجام دهید

شاید دادن یک شاخه گل باشد. شاید حضور شما در مراسم خاکسپاری باشد. شاید نهایتا فرستادن ایمیلی باشد که سه روز پیش برایش نوشتید. بروید کاری کنید. چیزی بفرستید. علی رقم تمام هشدارهایی که در مورد تحت فشار قرار دادن و شکستن حد و مرزها داده شد، در حین انجام این کارها دقت کنید. وقتی پای کمک کردن به میان می آید، «خیلی زیاد» همیشه راه حل مناسبی نیست.

ازدواج فامیلی

سلام من حدود شش ساله ازدواج کردم و دو فرزند هم دارم بعد از این کدت همسرم به تازگی بیان کرده که زود ازدواج کرده و جوانی نکرده و از ازدواج فامیلی خوشش نمیاد در سن 25 سالگی ازدواج کرده و یک ازدواج سنتی داشته و به خواست بزرگتر ها بوده که از این موضوع بسیار ناراحته از زندگیمون راضی نیست میخواستم لطف کنید بگین با شرایط موجود چه کاری میتونیم برای زندگیم انجام بدم

پاسخ داده شده 3 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (47,800 امتیاز)
ویرایش شده 6 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست عزیز متظور ایشون دقیقا از اینکه جوانی نکردند چیست ؟؟چون این مساله مهمی است که باید دقت داشته باشید به هر حال امروز چه دوستانی دارند و با وجود د فرزند انتظارات چیست اهمیت دارد شاید شما دو نفر با هم توافقی ندارید در مور مسائل مختلف به خصوص ارتباط زناشویی و همین شرایط را برای ایشون سخت کرده و اجازه همراهی به ایشون نداده  ...به هر حال در نظر داشته باشید که  در زندگی باید مسائل را دو جانبه در نظر گرفت و نمی شود یک طرفه تصمیم گرفت و گفت که جه می شود و مسائل چگونه میش می رود و یا صرفا یک نفر مقصر است به هر حال ارتباط یعتی تعامل د نفر بهتره ل
برای حفظ زندگی حتما مراجعه داشته باشبد و همه مسائل بررسی شود ...و طبیعتا  نکاتی که لازم است از شما پرسیده شود د ر جلسات حضوری بهتر گفته خواهد شد ..امیدوارم موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

44034490

موفق باشید

اعتماد کنم یا نه

سلام
من دخترئ حدودأ 23 ساله , با تحصیلات کارشناسی از شیراز هستم ,
چند مدت پیش با یه پسر تو اموزشگاهی که کلاس میرفتم اشنا شدم ؛
با اصرارای اون شمارمون رد و بدل شد و میگفت قصدش ازدواجه, البته اینو در جواب اینکه من میگفتم اهل دوستی نیستم میگفت ؛
بعد از این ماجرا یه بار شماره منزلمون رو میخواست که بیاد خواستگاری اما راستش من چون نمیشناختمش و بخاطر اینکه نمیخواستم طریقه اشناییمون رو خانوادم بفهمن ؛ندادم شماره رو ؛
که دیگه بعد اون نظرش عوض شد و میگه باید قبل از خواستگاری منو بدون لباس فقط ببینه تا مطمعن شه من همونیم که میخاد؛ اخه میگه این مسعله براش خیلی براش مهمه و بیشتر طلاق ها بخاطر این قضیه هس+ از طرفیم بخاطر اینکه مامانش المان زندگی میکنه و بطور کلی میگه خانواده ها مسخره ما نیستن که بیان و بعد بخاطر همچین مسعله ای ما بگیم نمیخوایم ؛
در کل من با این موضوع مشکلی ندارم و بنظرم قبل از ایجاد علاقه و بسته شدن رابطه محکمی مثه ازدواج اطلاع از این موضوعات بنفع دو طرفه و خیالمون راحت میشه ؛
فقط از این میترسم که اگه برم خونش زیر حرفش بزنه بخواد بهم نزدیکی کنه؛ البته خودش که با اطمینان میگه ندید بدید نیسم و فقط میخوام ببینمت
در ضمن غیر از 3بار که تو اموزشگاه دیدمش از اون ببعد فقط از طریق پیامکی در ارتباطیم و با وجود این در خواستش تو پیامکاش حرفی از مسایل جنسی نمیزنه؛
چون این مسعله ای نیس که بخوام از اطرافیانم کمک بگیرم لطفا راهنماییم کنید؛
من چطور میتونم مطمعن شم که هدفش همونیه که میگه یا اینکه اگه بخوام برم خونش اسیبی بهم نمیرسه؟
ببخشید متنم طولانی شد؛قبلآ از راهنماییتون کمال تشکر رو دارم

توسط elika درازدواج · پاسخ 1493 روز 22 ساعت 48 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (20)

2 votes

با سلام
دوست عزیزم،نمیدونم در مورد جوابم چه فکری میکنی اما مردها مثل ما فکر نمیکنند، حتی اگه هدفش همونی باشه که میگه این خیلی خواسته ی مسخره ایه و مطمئن باش اگه الان بتونه تو رو به کاری که توش دو دلی مجبور کنه بعدها هم میتونه این کارو انجام بده.
اگه مردی زنی رو دوست داشته باشه با کم و کاستش دوست داره، اینو یه نصیحت خواهرانه بدون :با کسی باش که عاشقت باشه