مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مشاوره خانواده شیراز

مشاوره خانواده شیراز

مشاوره خانواده شیراز

مشاوره خانواده تلفنی در شیراز چه کمکی می تواند ارائه دهد؟

خانواده ها و مردمی که در شیراز زندگی می کنند به مشاوره نیاز پیدا خواهند کرد.

جزو آن دسته از اشخاصی می باشید که میخواهید یک تصمیم پر اهمیت را در زندگی خود بگیرید.

در زندگی خانوادگی خود به مشکل برخوردید می توانید با مشاوره خانواده تماس حاصل فرمایید .

و مشکلات خود را برای آنها بازگو کنید.

در آخر خواهید دید که وجود داشتن یک مشاور در زندگی شما دارای اهمیت می باشد.

و فایده های زیادی را برای شما دارد فقط کافی می‌باشد .

که برای یک بار هم که شده به این مشاور آن اطمینان پیدا کنید .

بعد از مدتی خواهید دید که در زندگی شما موثر می باشند.

مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

 مشاوره خانواده شیراز

اهمیت مشاوره خانواده

مشاوره خانواده به همشهریان خود در رابطه با برطرف شدن مشکلات خانوادگی کمک می کنند.

و اگر شخصی وجود نداشته باشد که به کمک کردن ما بپردازد.

تا اندازه ای که امکان دارد  زندگی برای ما سخت می شود .

و همینطور زندگی را برای خانواده و همسر خود تلخ خواهیم کرد.

باید به این نکته توجه داشت که اطرافیان ما تا حدودی می‌توانند به تحمل کردن بپردازند.

بنابراین اگر مشکل ما برطرف نشود اولین شخصی که ضرر می‌بیند خودمان می باشیم.

مردم شیراز توانایی این را دارند که از شیوه ی مشاوره تلفنی خانواده بهره ببرند.

و هر وقت و بدون تلف کردن آن پرسش‌های خود را از مشاوران از طریق تلفن بپرسند.

به خاطر اینکه با اشخاص زیادی مشکلات آنها مواجه می باشند می‌توانند بهترین راهکار را برای شما ارائه دهند.

به دلیل اینکه آنها دارای تجربه کافی می ‌باشند  و در درمان مشکلات اطرافیان بارها مواجه شدند.

مشاوران وظیفه دارند که با احترام با انسان ها برخورد کنند با هر مشکل و دیدگاه که دارند.

درک صحیح احتیاج ها ، احساسات و مشکلات رجوع کنندگان واکنش های مطلوب و دقیق برای برطرف کردن مشکلات بپردازند.

علت خودکشی سربازان

علت خودکشی سربازان:صحبت کردن درباره مسئله های دوره خدمت احتیاج به تحقیق دقیق دارد

تا بشود از ارزش انسانیجوانان و از صدمه هایی که در این زمان امکان وقوع آن می باشد جلوگیری کرد.

مسئله سربازی موارد بسیار متفاوت و متعددی را در بر می گیرد ، از مسئله تغذیه و سالم بودن تا

گفتگوهای حق و جامعه شناختی.

خودکشی سربازان درپادگان ها 

در پادگان ها معمولا به سربازان فرمان بردن را یاد می دهند یعنی از آنها انتظاراتی دارند

که از دستورهای درجات بالاتر از خود و همه قانون های پادگان اطاعت کنند. امکان دارد این

جوان تا قبل از سربازی با چنین محیطی روبرو نشده باشد. این تغییر محیط با توجه به اثر

مثبت که این راه طرز رفتار دارد ، چه تاثیر روانی به همراه دارد؟ به چه صورت می شود به این

اثرات برخورد پر خطر خاتمه داد؟

سربازان در ایران 

هنگامی که درباره موضوع سربازی در ایران گفتگو می کنیم اولین موضوعی که با آن روبرو می شویم که با

یک پدیده برابر روبرو نیستیم . یعنی به این صورت نیست که به طور مثال در یک پادگان در جنوب کشور

همان طور برخورد می شود که در جنوب کشور رفتار می کنند بلکه بر اثر تجربه ای که همه افرادی که به

خدمت سربازی رفتند دارند، تجربه ها متفاوت می باشد و بیشتر به سلیقه های این اشخاص بستگی دارد.

ولی آن چیزی که ما درباره مسئولیت افراد که یکی از آنها سربازی می باشد از نظر روانشناسی باید ترجیح

دهیم که این مسئولیت انسانی و اشخاص را به طوری که عادت ندهد که آنها شیوه مطلوبی برای زندگی پس

از آن دوره مسئولیت نداشته باشند . یعنی چی؟ یعنی اینکه هنگامی که دو سال از عمر یک شخصی را در

دوران جوانی به دوران سربازی مختص می دهیم ، این دوران ، دورانی می باشد که شخص سرمشق

می پذیرد خیلی زیاد می باشد و شخصیت شخص به طور کامل صورت نگرفته است.

الگو ها در دوران سربازی

پس بر اساس این اگر روشی از تربیت را در آنجا ایجاد کنیم ، به طور مثال خودسرانه ، مسلط گرایانه ،

نا امید یعنی به طور مثال اشخاص احساس می کنند از پس کار خود بر نمی آید و خود کارآمدی آنها

کم می شود. این مسئله چه موقعی پدید می آید ؟هنگامی که آن بازخورد را که این شخص در دوران

سربازی می گیرد به طور دائم تصور می کند هیچ فعالیت صحیحی انجام نمی دهد. وقت کمی نمی باشد

یک سال و نیم یا دوس سال .

پس هر چیزی که در دوران سربازی به دست می آید در جوامع ما این اشخاص آن چیزی که به دست

آورده اند را استفاده می کنند. به طور مثال این اشخاص اگر با فرمانده خود روبرو شوند که طبق سرمشقی

که با آنها برخورد می شود این اشخاص هم آموزش می بینند و به آن عادت دارند با اشخاص دیگر که مواجه

می شوند طبق آن سرمشق برخورد می کنند.

این سرمشق همان مسئله ای می باشد که سرباز می تواند به اشخاص بدهند . یا برعکس هم می باشد ،

اینکه اشخاصی در این زمان حس می کنند خودکفا شده اند و مسئولیتی که به آنها واگذار شده را به طور

صحیح انجام دهند.

مسئولیت هم به قدر کافی احتیاج به مهارت دارد ، مانند مسئولیتی مثل پر کردن یک برگه یا دفتر

نمی باشد . قطعا در هنگام بعد از سربازی احساس خودکفایی آنها افزایش یافته و هنگامی که داخل جامعه

می شوند نیروهای خودکفایی می باشند.

استرس و افسردگی در سربازان

اگر خودکفایی آنها کاهش یابد ، استرس و افسردگی آنها کم می شود . یعنی اشخاصی مضطرب میشوند

اشخاصی هستند که حس می کنند در برابر وضعیتی که در پیش رو دارند از پس آنها بر نمی آیند.

شما در گفتگوهایتان دو گروه را نام ببرید . برخی با این موقعیت کنار می آیند و برخی نه . دلیل

این تفاوت چه می باشد؟ آیا روشی موجود می باشد که هر دو گروه با شرایط سازگاری پیدا کنند

تا به برخورد های خشونت آمیز کشیده نشود؟

اولین نکته ای این می باشد که خود وضعیت باید مشاهده شود که این مسئولیتی که به سرباز واگذار

می شود باید مسئولیت مثبت از نظر روانشناختی باشد.

این مقیاس f هر چقدر افزایش یابد انسان ها در موقعیت های خشن بیشتر دوام دارند و مسلط شدن را

می پذیرند و بر همه چیز مسلط می شوند یعنی درجات بالاتر سلطه را قبول می کنند و نسبت به

درجات پایین تر هم سلطه گر می شوند.

این مقایسه در میان انسان ها در زمان تربیت صورت می گیرد . انسان هایی می باشند که هنگامی

که داخل پادگان می شوند کلا سلطه را به خوبی قبول می کنند ، و به راحتی با شرایط وفق پیدا

می کنند و بابت این مسئله پاداش دریافت می کنند.

در هر حال انسان هایی می باشند که سر موقع می خوابند و سر موقع بیدار می شوند و به فرمان ها

عمل می کنند. ولی انسان هایی می باشند که این طور نیستند یعنی در روش تربیت آنها به این صورت

یاد نگرفته اند و به این طریق زندگی نکرده اند.

برای این اشخاص سربازی در زندگی آنها مانند یک درز می باشد . نسبت به موقعیتی که در آن هستند

یک درز بزرگ می باشد و توانایی وفق دادن ندارند. این اشخاص هم می باشند که در زمان سربازی دست

به برخوردهای آزار دهنده مثل خودکشی می زنند.

متاسفانه مانند نظام یاد گیری مان ، مانند مدرسه همه را از هر راه و تیپ شخصیتی داخل نظام برابر

می کنیم و یک معلم به طور مثال در مدرسه ۳۰ دانش آموز با ۳۰ خصوصیات متفاوت از آنها انتظار

برابر می خواهیم و این قاعده غلط است.

تیپ شخصیتی سربازان

در خدمت سربازی هم همین برخورد برابر رخ می دهد ، یک فرمانده بی اهمیت و بی توجه به این

مسئله مثل این می ماند که به او ربات داده اند. از همه آنها به یک نوع انتظار دارند. شاید وظیفه

فرمانده این نمی باشد این امر که یک فرد و خصوصیات شخصیتی او پی ببرد و بر طبق تیپ شخصیتی

آن شخص انتظار خود را معین کند.

شما از کرمانشاه یا هر شهر دیگر آمده باشید برای یک فرمانده تفاوتی ندارد. حتی برخی قومیت ها

یک سری خصوصیات تربیتی را در فرزند خود شکل می دهند که در پادگان اگر هزاران قومیت هم

باشند با همه به طور برابر برخورد می شود اتفاقی که رخ می دهد این می باشد که بعضی صدمه

می بینند و در برخی اینگونه نمی باشد که باز هم به تیپ شخصیتی بستگی دارد.

علت خودکشی سربازان

زنگ خطر معین یعنی یا به خودکشی تهدید کرده اند یا اظهاراتی مانند :

برای زنده ماندن هیچ گونه انگیزه ای ندارم ، زیرا باید زنده باشم و از این گونه صحبت ها ونظرات.

یا اینکه یک سابقه ناکام ماندن نسبت به خودکشی در گذشته با آن روبرو شده اند.

پس من نمی توانم قبول کنم که با یک شخصی روبرو شوم که خودکشی آن به فوت بی انجامد

و از او به هیچ عنوان زنگ خطر در پادگان دیده نشده است . اینگونه نمی باشد ، دیده شده اما

به آن بی تفاوتی شده است.

به همین علت در سربازی ما برای حماقت روانی از اشخاص جایی نداریم. حتی اگر شخص اظهاراتی

داشته باشد که کارش به روانشناس یا پزشک منجر شود یک جور امتیاز منفی برای او می باشد.

پس بنابراین شخص تلاش می کند که این زنگ خطر را خیلی آشکار نکند.

سیستم  حمایتی سربازان در خارج از پادگان قرار دارند. یعنی به طور مثال ارتش برای خود

یک بیمارستان هایی تهیه کرده است که در بیرون از پادگان که در آن بیمارستان روانشناس و روانپزشک

موجود می باشد . سپاه هم به همین صورت و سازمان هایی مانند نیروی انتظامی به همین شکل.

اما ما به یک سیستم حمایتی که قدرتمند و با تجربه که فرمایشی نباشند در درون پادگان تهیه کردیم.

امکان دارد یک سازمانی بگوید که ما در پادگان مان یک روز در هفته روانشناس و روانپزشک حضور یابند

ولی این فعالیت کار فرمایشی می باشد و وضع خوبی ندارد.

نکته دیگر که باید رخ دهد برخی دخالت های پیشگیری شده می باشد . یعنی اینکه ما باید راه حل ها

و تکنیک هایی را بررسی کنیم که این تکنیک بتواند از اشخاصی که موقعیت خطرناکی دارند جلوگیری

کنند.

همان طور که گفته شد باید خصوصیات شخصیتی که بعد ها می تواند برای اشخاصی که در سربازی

صدمه دیدند پر اهمیت باشد ، بسنجیم . اتفاقا سنجیدن آن مشخصات شخصیتی راحت می باشد که

توسط یک سیستم دارای سنجش روانی همان هنگام که شخص به پادگان داخل می شود یا پیش از آن

کنترل شود که این شخص آیا ممکن است که در دوران سربازی صدمه ببیند یا خیر.

مشاهده ای که به عقیده من موجب می شود این مسئله (سنجش روانی و اهمیت به زنگ خطر از طرف

سرباز ها داده شود که امکان دارد به برخورد دارای خطر منجر شود )این دیدن می باشد که اشخاصی که

از آشفتگی روانشناسی خود صحبت می کنند در دوران سربازی می خواهند به فرار دست بزنند.

این دیدن می باشد که موجب می شود توجهی نکنیم و بی خبر بمانیم و یک باره مشاده کنیم

که مثلا یک سربازی به خودش و یا حتی دیگران آن طوری که به او خبر داده شده است صدمه بزند.

ارضاء جنسی خانمها

 با وجود اهمیّت به ارضای جنسی زنان در قرن حاضر، باز هم در مورد برخی خانم ها، زمان و چگونگی ارضای آنها شفاف نیست و نیاز به بررسی بیشتر دارد. طبق آخرین آمار، حدود ۲۰% خانم ها اصلاً ارضاء نمی شوند، شاید با این آمار فکر کنید که خوشبختانه ۸۰% آنها به درجه ارضای جنسی می رسند، امّا متأسفانه در همین بین هم بخش عمده ای از آنها، با خود ارضایی به این درجه می رسند نه سکس واقعی! در این مقاله، مبحث اصلی، کمک به ارضای طبیعی در حین رابطه ی جنسی برای زنان است.

ارضای جنسی چیست؟ ارضای مردها در ظاهر به دلیل انزال، کاملاً دیده می شود، البته به ندرت این حالت در برخی زن ها نیز وجود دارد، امّا حقیقت این است که ارضاء در اکثر خانم ها قابل تشخیص نیست و به چشم دیده نمی شود. ارضاء در خانم ها، ابتدا با مرطوب شدن دهانه و گردن رحم و دیگر اعضاء بخش تناسلی آنها شروع و بعد ادامه می یابد. دهانه ی رحم آنها تا ۳۰ درصد باز می شود، ماهیچه و عضلات دیواره رحم، گردن رحم و خود دهانه بطور متناوب منقبض و منبسط می شوند.
مطالعات نشان داده است که زمان رسیدن به اوج لذّت در خانم ها متفاوت است، برخی زمان زیادی باید بگذرد تا ارضاء شوند و در مقابل بعضی نیز خیلی زود ولی چندین بار در طی یک رابطه ی جنسی، ارضاء می شوند. (این درحالیست که یک مرد معمولاً ظرف تنها چند دقیقه یا بیشتر به درجه ی انزال می رسد)

یکی از موانع اصلی رسیدن به اوج لذّت در زنان، کنترل مستقیم رابطه جنسی توسط مرد است، در بیشتر مواقع، نحوه ی اجرای مراحل رابطه جنسی و دخول بر اساس آن چیزیست که مرد لذّت می برد و تحت اختیار اوست. البته زن نیز در این بین از رابطه جنسی لذّت می برد ولی این نشانه ی رسیدن به درجه ی ارضاء کامل نیست. مرد به محض انزال می تواند دست از ادامه ی رابطه جنسی بردارد و این زن است که به زمان بیشتری نیاز دارد.


اولین راه حل اصلی برای اینکه خانم ها به اوج لذّت و ارضاء برسند، این است که از مرد بخواهد، آهسته تر مراحل رابطه جنسی را پیش ببرد. در این بین خود زن نیز می تواند با دخالت خود، روال را به نفع خود آرام تر کند. می توانید خود، کنترل اوضاع را بدست بگیرید. جالب است بدانید که اکثر مردها این حالت را بیشتر دوست دارند و جذابیت بیشتری برای آنها خواهد داشت.

همانطور که در مقالات پیش نیز به این موضوع اشاره کرده ایم( کلماتی که موقع رابطه جنسی می توانید بکار برید)، خود زن می تواند آن روش و حالتی که دوست دارد و بیشتر از آن لذّت می برد را از همسر خود درخواست کند. دقیقاً این موضوع را بگویید که اگر وی سریع و خیلی زود زمان ارتباط جنسی را تمام کند و خود، تنها به درجه ی انزال برسد، شما لذّتی نخواهید برد. البته لازم به ذکر است که علی رغم آگاهی کم بیشتر مردها درباره ی چگونگی و زمان ارضاء خانم ها، خود آنها حقیقتاً مایلند که زن نیز ارضاء شود و همچون خود، نهایت لذّت را از این رابطه ببرد. اگر روش رابطه جنسی همسرتان با سرعت، خشن و دردآور است، از او با کلماتی محبت آمیز و عاشقانه بخواهبد که آرامتر پیش رود تا شما هم ارضاء شوید.

شما نیز می توانید همسرتان را در این راه همراهی کنید، با تحریک اندام تناسلی در حین عمل دخول، زمان رسیدن به ارضاء را کمتر کنید، از همسرتان انتظار نداشته باشید که در حین دخول این کار را برای شما انجام دهد، چرا که او تمرکزش را در ارضای خود گذاشته است.


طبق آمار در ۲۰ تا ۳۰ درصد مردها، به دلیل عدم کنترل و درنتیجه انزال زودرس، ناخواسته مجبورند که شما را در همان حالت و در حین رسیدن به اوج ارضاء، رها کنند، که خود عاملیست ویران کننده در روابط زناشویی و البته که خود مردها نیز از این حالت ناراضی و ناراحت هستند.

اختلالات جسمی و روحی، یکی از دلایل انزال زودرس در مردهاست. مردهایی که تجربه ی کمی در روابط جنسی دارند، به دلیل هیجانات و شهوت بیش از حدّ دچار این حالت می شوند. استرس، نگرانی، افسردگی، و … نیز خود، می توانند عواملی مهم در اختلال در عملکرد رابطه زناشویی و انزال زودرس باشند.

خانم ها باید بدانند که اگر در حین عمل رابطه جنسی با وجود اینکه از همسرتان خواسته اید آرامتر مراحل را پیش ببرد، با انزال زودرس و در نتیجه عدم ارضای خود روبرو شدند، عصبی نشوید و وی را محکوم نکنید، بهتر است به دنبال عامل روحی یا جسمی در او باشید، چرا که باور کنید، برای مرد هیچ چیزی بدتر از این نیست که نتواند معشوقه و طرف مقابل خود را ارضاء کند.

به جای غر زدن و محکوم کردن، از پیش از زمان ارتباط جنسی، با سخنان عاشقانه و تسکین دهنده در مورد رابطه ی مستحکم و رویایی خود صحبت کنید و ذهن و روح وی را آرام کنید، صحبت و بحث در مورد مشکل اصلی (زودانزالی) در مواقعی که زود انزالی مرد شما منشاء روحی، استرس، … داشته باشد اوضاع را بدتر می کند.

در مقابل خیلی از مردها نیز با تکنیکی خاصّ، می توانند طرف خود را به اوج لذّت جنسی و درجه ی ارضاء برسانند، به طوری که در حین عمل دخول، ۲۰ تا ۳۰ ثانیه دست از آن می کشند، نفسی عمیق می کشند و دوباره شروع می کنند، شاید این عمل برای مرد کمی ناخوشایند باشند، امّا کمک شایان توجّهی در کنترل انزال زودرس در آنهاست. با این کار شما نیز فرصت دارید که به خود برسید و بر ارضاء و دستیابی به اوج لذّت خود در حین مراحل دست یابید.

در آخر، می توانند با مطالعه در کتابها، اینترنت و مأخذهای جدید، بر آگاهی خود بر چگونگی درجات و حالات ارضای زناشوییبیافزایید، ( این مسئله را جدّی بگیرید، همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره کردیم، در زندگی زناشویی، رابطه جنسی ، لذّت و ارضاء، نقشی حیاتی را ایفا می کند و منشأ حقیقی و اصلی بیشتر طلاق ها عدم انجام رابطه ی جنسی مناسب بین زن و شوهر است. )

رابطه بین مشکلات خواب و احساس بی ارزشی در ارتباط

ما یک سوم از زندگیمان را صرف خواب می کنیم، ولی همه نمی توانند خواب خوبی داشته باشند. برای زوج ها، داشتن خواب خوب بستگی به این دارند که ما فکر می کنیم که چقدر شریک زندگیمان ما را درک می کند و به ما اهمیت می دهد. این یافته حاصل یک مطالعه است که در مجله شخصیت اجتماعی و علوم روانشناسی چاپ شده است. یافته های این مطالعه نشان داده است که افرادی که شریک زندگی شان پاسخگوی نیاز های روحی آنهاست سطح استرس و انگیختی پایینی دارند، که باعث بهبود کیفیت خواب آنها می شود.

یکی از کارکردهای مهم خواب محافظت از سلامت جسمی در مقابل زوال است. به هر حال عملکرد حفاظتی خواب می توان فقط زمانی به دست می آید که ما بتوانیم خواب بدون وقفه را داشته باشیم، که به عنوان خواب ترمیمی شناخته شده است.

خواب ترمیمی نیازمند احساس ایمنی، امنیت، حمایت و عدم وجود تهدید می باشد. برای انسان، قویترین منبع برای احساس ایمنی و امنیت یک شریک اجتماعی پاسخگو به نیازهاست— چه این نیاز از طریق والدین در کودکی  پاسخ داده شود و چه در بزرگسالی به وسیله ی شریک زندگی.

دکتر سلسوک که نویسنده مسئول این مطالعه است می نویسد: «داشتن یک شریک زندگی پاسخگو به نیازها کسی که قادر است از ما در برابر مشکلاتی که به وجود می آید محافظت کند و آرامش دهد برای ما انسانها تاثیرگذارترین راه است تا اضطراب، تنش و انگیختگی مان را کاهش دهیم،»

رابطه بین مشکلات خواب و احساس بی ارزشی در ارتباط

این پژوهش از طریق یافته هایی است که چند سال پیش به وسیله ی یک همکاری بین المللی از محققان از جمله امره سلسوک (دانشگاه فنی شرق میانه در ترکیه)، آنتونی اونگ (دانشگاه کورنل آمریکا)، ریچارد اسلاتچر و سارا استنتون (دانشگاه ایالتی وین آمریکا)، گول گونایدین (دانشگاه بیلکنت ترکیه)، و دیوید آلمیدا (دانشگاه ایالت پنسیلوانیای آمریکا) جمع اوری شده است.

دکتر سلسوک می نویسد: «در مجموع، مجموعه ای از شواهد ما در طول سال های اخیر نشان داده است که بهترین پیشنهاد ما برای داشتن شادی و سلامت بیشتر و داشتن زندگی طولانی داشتن شریک زندگی پاسخگو به نیازهایمان است».

بنابراین یکی از راه های بدست اوردن تعادل روانی در زندگی روزمره به دنبال یک شریک جنسی پاسخگو و متعهد باشید!

نیاز به امنیت در کودکان

برآورده شدن این نیاز در درجه اول به وجود امنیت در روابط مستحکم خانوادگی که در آن، نگرش ها و رفتارها، هم جهت و قابل اعتماد باشند؛ و امنیت حاصل از محیطی صمیمی و آشنا؛ و امنیت حاصل از وجود نظمی همواره و معین، بستگی دارد. تمامی موارد فوق، باعث می شود که ئنیا در چشم کودک، محیطی برخوردار از پیوستگی و قابل پیش بینی به نظر رسد تا بتواند با جهانی سرشار از تغییرات و تجارب جدید روبرو شود و با آنها کنار بیاید.

کودک به علت جثه بسیار کوچک و ناآگاهی  بیش از حدش، بسیاری از موارد بدیهی زندگی، همچون سررفتن آب از وان حمام را تهدیدآمیز می انگارد. هم چنین، ناتوانی او را در پیش بینی وضعیت های مختلف اشیاء، همچون شکستن لیوان به هنگام افتادن، می تواند در او ایجاد وحشت کند. احتمالاً ماهیت و شدن احساسات کودک بیش از همه، احساس ایمنی او را به مخاطره می اندازد. اگر چارچوب زندگی کودک ایمن باشد، او جرأت پیدا می کند تا با اطمینان از اینکه می تواند بار دیگر به ایمنی و آسایشی که داشت رو بیاورد، به جستجوی جهان بیرون برآید.

مطالب مرتبط: نیاز به عشق در کودکان

کیفیت روابط خانوادگی، مهم ترین اصل برای تحول روانی کودک محسوب می شود. این امر نه تنها روابط پدر و مادر با کودک، بلکه روابط بین خود والدین، همین طور روابط میان فرزندان خانواده با هم، و با دیگر خویشاوندان نزدیک را نیز شامل می شود. همسو بودن انتظارات والدین با شیوه های تربیتی آنان ـ چه سخت و چه آسان گیرانه ـ حس ایمنی کودک را افزایش می بخشد و چارچوبی قابل پیش بینی و مطمئن را در اختیار او قرار می دهد. محیط آشنا هم، چنین حالتی را ایجاد می کند، و مقایسۀ بین رفتار معمولی کودک خردسال در خانۀ خود و در محیطی ناآشنا، این وضعیت را کاملاً به روشنی نشان می دهد.چسبیدن به مادر یا فرد آشنا، امتناع از صحبت کردن یا خوردن، همگی نشانه هایی از ناامنی است. شیئی آشنا، به او ایمنی می بخشد، زیرا به هنگام خواب یا در مواقع پرتنش این شیئی مأنوس و دوست داشتنی ـ همانند عروسک های پارچه ای که بتوانند آنها را بغل کند یا پتوی نرمی که آن را به خود بچسباند ـ را از خود دور نمی کند.

اصرار کودک بر اینکه امور روزانه، دقیقاً با همان نظم و ترتیب اجرا شوند، نقش روال روزانه را در تحول کودکانِ در حال رشد، نشان می دهد. آداب خوابیدن و این که قصه ها باید دقیقاً با همان کلمات بیان شوند، تنها دو نمونه از اهمیت روال معمولند. تنها پدر و مادرند که می دانند چه آداب، اشیاء، با موقعیت هایی می توانند در کودک آنها ایمنی ایجاد کنند. آنها با دادن امکان ابراز وجود(و در صورت لزوم، فرصت لازم)، نیاز او را به فردیت و تصمیم گیری به رسمیت می شناسند، که این دو به پایه ریزی احساس ارزشمند بودن در او، کمک می کنند.

اینکه والدین به کودک حق بدهند تا در محدودۀ خانه، رفتارهای خاص خود را پیش بگیرد، دو مزیت دیگر نیز دارد: نخست این که، این واقعیت که کودک می تواند به اعنال ناپخته دست بزند، در رویارویی با خواسته های ثابت و فزاینده ای که به او تحمیل می شود، در جهت بالندگی و کنترل بیشتر او، سوپاپ اطمینان ارزشمندی محسوب می شود؛ و دوم اینکه، کودک به تدریج می آموزد که در محیط خانوادگی خاص او، رفتارهای بخصوصی پذیرفتنی قلمداد می شوند، و این امر، بعدها به او کمک خواهد کرد تا این واقعیت را، در مدرسه و دیگر محیط های اجتماعی، بهتر درک کند و با آن کنار آید.

بیشتر بخوانید: نیازهای کودکان و نحوه برآورده کردن آنها

نیاز به امنیت، با معیارهای رفتاری که پدر و مادر تعیین می کنند، ارتباط مستقیمی دارد. اینکه کودک بداند پدر و مادر چه انتظاراتی از او دارند، و بعدها که بزرگتر شد، علت آنها را نیز دریابد.بتعث می شود که بزرگ شدن را امر دشواری تلقی نکند. کودک به طور حتم، با اشتباه و نافرمانی دست خواهد زد ـ که بخشی از آن به خاطر این است که او نیاز دارد پیامدهای چنین کاری را بیازماید، و بخشی دیگر بدین خاطر است که قوانین را فراموش می کند. اما آگاه نبودن او به اینکه چه مواردی جایز است، تصور قابل اعتماد و قابل پیش بینی بودن امور را در او تقویت می کند. برعکس، هرگاه همان رفتار کودک، در زمان های دیگر از سوی همان والد یا هریک از آن دو، با واکنش های کاملاً متفاوت روبه رو می شود، کودک اخلاق و رفتار مورد قبول را با امیال فردی، و نه اصولی کلی، مرتبط می سازد.

آخرین، و شاید مهم ترین نکته، این است که زندگی خانوادگی مستحکم نیز احساس پیوستگی فردی کودک را تأمین می کند و او را صاحب گذشته، و نیز آینده ای خاص می کند. کودک با مرتبط دانستن آنچه در اوایل عمر او گذشته از طریق تماشای عمس ها و دیگر موارد، و با داشتن تصوری از آیندۀ احتمالی خود، به خودانگاره ای منسجم دست می یابد که برای بروز شخصیتی سازگار، ضروری است. کودکان از شنیدن داستان هایی دربارۀ کارهای خود، لذت می برند. این موارد، به همراه اظهار نظرهایی که گاه و بیگاه دربارۀ دیگر اعضای خانواده انجام می گیرند، ذخیرۀ خاطراتی را برای کودک فراهم می کنند که چشم اندازی طولانی مدت را برای او ایجاد می کند. اگرچه در بعضی از مواقع، تکرار عباراتی همچون((وقتی کوچکتر بودی)) و ((زمانی که بزرگتر شدی)) ممکن است کودکان را به شدت بیازارد، با وجود این، موارد فوق به باور کردن پیوستگی تصور ذهنی کودک از خود، در درون بافت خانوادگی بزرگتر کمک می کنند. هویت شخصی، از طریق پیوندهای انسانی استقرار می یابد.