مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

علل ناباروری در مردان و زنان

در گذشته درمان درستی برای آن نمی‌یافتند و نداشتن بچه تبعات زیادی برای زن و شوهر، بخصوص برای زنان​ به بار می‌آورد. چون عقیده بر این بود که مشکل حتما از جانب زن است، اما دکتر محمدرضا صفری‌نژاد، متخصص اورولوژی فوق‌تخصص آندرولوژی و استاد دانشگاه​ می‌گوید: «زن و مرد به یک میزان در ناباروری نقش دارند و هر دو باید بررسی شوند و خبر خوب این که امروزه با پیشرفت علم و فناوری درمان‌های موفقی برای ناباروری زن و مرد وجود دارد.»
آیا به هر زوجی که چند ماه از ازدواجشان بگذرد و بچه‌دار نشوند نابارور گفته می‌شود؟
۱۰ تا ۱۵ درصد زوج‌ها نابارورند، اما ابتدا باید تعریف درست ناباروری را بدانیم. به زوجی که بعد از ۱۲ ماه نزدیکی منظم و بدون پیشگیری صاحب فرزند نشوند، نابارور اطلاق می‌شود. این زمان برای ما خیلی مهم است؛ چون با توجه به همین نکته درمان آغاز می‌شود، اما اگر خانمی بیش از ۳۵ سال ​ داشته باشد، دیگر ۱۲ ماه صبر نمی‌کنیم. در این افراد ۶ ماه را در نظر می‌گیریم. بعد از ۳۵ سالگی ذخایر تخمدان خانم‌ها به سرعت کاهش می‌یابد و دشوارتر حامله می‌شوند. بنابراین باید خیلی زود اقدامات درمانی آغاز شود. اقدامات درمانی برای نازایی بخصوص در زنان بسیار پرهزینه است (مصرف برخی داروها هم ممکن است عارضه‌دار باشد). معمولا هنگامی که زوج برای درمان ناباروری مراجعه می‌کنند، قبل از هر اقدامی ابتدا مرد آزمایش می‌شود و اگر اشکالی وجود نداشت اقدامات بعدی مربوط به زنان آغاز می‌شود.
آیا قبل از ازدواج می‌توان از باروری خانم و آقا اطمینان حاصل کرد؟
بله. ناباروری به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود. ناباروری اولیه یعنی زن و شوهر از ابتدا مشکل دارند؛ ولی ناباروری ثانویه به آن معناست که زوج فرزند دارند و دوباره بچه می‌خواهند، اما زن باردار نمی‌شود. وجود ناباروری اغلب وقتی مسجل می‌شود که زن و شوهر بچه‌دار نمی‌شوند، اما گاهی به‌طور تصادفی مثلا در آزمایش اسپرم مرد می‌توان متوجه ناباروری او در آینده شد.
توصیه می‌شود آزمایش از نظر باروری هم در زن و هم در مرد جزو آزمایش‌های قبل از ازدواج گنجانده شود، چون بعدا که یکی از طرفین متوجه ناباروری طرف مقابل می‌شود، اختلافات شروع می‌شود و در درصد قابل‌ملاحظه‌ای کار به طلاق می‌کشد. علاوه بر آن، زوج‌ها معمولا در چند سال اول زندگی نمی‌خواهند صاحب فرزند شوند و در نتیجه از روش‌های جلوگیری استفاده می‌کنند و بعد که می‌خواهند صاحب فرزند شوند، متوجه ناباروری یکی از طرفین یا هر دو می‌شوند. بنابراین توصیه می‌شود زوج‌هایی که می‌خواهند بارداری را به تعویق بیندازند حتما ابتدا از باروری هر دو طرف اطمینان حاصل کنند.
آیا از روی علائمی (در زنان یا مردان) می‌توان گفت احتمال ناباروری‌شان در آینده زیاد است؟
همان‌طور که گفتم ناباروری قبل از ازدواج به طور تصادفی کشف می‌شود و بدون علامت است. در بسیاری از موارد ناباروری علائم خاصی ندارد، ولی برخی موارد نشان می‌دهد ممکن است در پس‌زمینه مشکل ناباروری وجود داشته باشد. مثل تحلیل بیضه‌ها در مردان و خانم‌هایی که عادت ماهیانه نامنظمی دارند. یکی از مواردی که سبب نازایی خانم‌ها می‌شود داشتن تخمدان پلی‌کیستیک است. این خانم‌ها یا پریود نمی‌شوند یا این که پریودشان نامنظم است. از خصوصیات این تخمدان‌ها ترشح هورمون مردانه است.
در نتیجه این خانم‌ها دچار هیرسوتیسم یا پرمویی می‌شوند و موهای سر شروع به ریزش و موهای صورت و بدن شروع به افزایش می‌کند. این علائم نشان‌دهنده احتمال وجود ناباروری در خانم‌هاست و ممکن است در آینده با مشکل ناباروری مواجه شوند. آقایان هم اگر مبتلا به واریکوسل شدید یا بیضه نهفته باشند یا انتشار مو در بدن‌شان نامنظم باشد، ممکن است در آینده دچار ناباروری شوند. باز هم تاکید می‌کنم که با قطعیت نمی‌توان نظر داد و حتما نیاز به بررسی‌های آزمایشگاهی دارد. بنابراین خانم‌ها باید به متخصص زنان و مردان به متخصص اورولوژی مراجعه کنند. به‌طور کلی خانم‌هایی که بیش از ​۳۵ سال سن، یا خونریزی‌ها نامنظم و توام با درد و سابقه یک بار سقط دارند یا مبتلا به بیماری آندومتریوز یا بیماری‌های التهابی لگن هستند احتمال می‌رود با تاخیر باردار شوند. همچنین مردان دچار بیماری‌های پروستات یا بیضه نیز باید با پزشک مشورت کنند.
علت اصلی ناباروری در زنان چیست؟
یکی از علت‌های بسیار شایع در خانم‌ها سندرم تخمدان پلی‌کیستیک است. این بیماری در زنان بسیار شایع است. در این بیماری کیست‌های متعدد و ریزی اطراف تخمدان را احاطه کرده‌اند که مانع تخمک‌گذاری می‌شوند. همچنین در این بیماری، هورمون‌های مردانه نیز افزایش می‌یابد. بیشتر مبتلایان به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک چاق هستند و در بدن‌شان مقاومت به انسولین وجود دارد و پرمویی یا هیرسوتیسم هم یکی از علائم این بیماری است.
افرادی که شیمی‌درمانی می‌شوند یا ورزشکار حرفه‌ای هستند یا بعضی از داروها را مصرف می‌کنند، ممکن است تخمک‌گذاری نداشته باشند؟
بیماری آندومتریوز هم باعث چسبندگی رحم و لوله‌ها می‌شود و اجازه ورود اسپرم به لوله رحمی و رسیدن آن به تخمک را نمی‌دهد. افزایش هورمون پرولاکتین نیز از عوامل دیگری است که باعث ناباروری می‌شود. پرولاکتین هورمونی است که برای ترشح شیر از غده هیپوفیز در مغز آزاد می‌شود. این هورمون مانع تخمک‌گذاری می‌شود. عفونت‌های شدید رحمی که باعث التهاب لوله‌ها شوند نیز ممکن است انسداد در لوله ایجاد کنند. عفونت‌ها ممکن است باعث چسبندگی لگنی هم شوند که خود عامل دیگری در ناباروری است. اختلالات هورمونی مانند پرکاری یا کم‌کاری تیروئید، پرکاری غده فوق‌کلیوی، بیماری دیابت و کم‌خونی و مصرف داروهای هورمونی و شیمی‌درمانی، یائسگی زودرس و استعمال سیگار هم از دیگر علل ناباروری‌اند.
چه عواملی در ناباروری مردان موثر است؟
همان‌طور که اشاره کردم، قدم اول در ناباروری انجام آزمایش در مرد است. این آزمایش تجزیه منی نام دارد و هزینه زیادی هم ندارد. آزمایش تجزیه منی اطلاعات بسیار خوبی از وضع اسپرم‌ها از نظر شکل، حرکت، تعداد و… به ما می‌دهد. اگر مشکلی وجود داشته باشد بقیه بررسی‌ها آغاز می‌شوند؛ زیرا گاهی اوقات عملکرد بیضه‌ها طبیعی نیست و نمی‌توانند اسپرم باکیفیت تولید کنند. در این موارد علت‌ها مختلف است. از علل شایع عدم نزول بیضه، بیماری‌های ژنتیک و عفونت‌های بیضه را می‌توان نام برد. بیضه جنین پسر ابتدا درون شکم قرار دارد، ولی بتدریج از مجرایی به نام اینگوینال عبور می‌کند و از شکم خارج می‌شود. بعد از تولد باید هنگام معاینه کیسه بیضه لمس شوند.گاهی یکی یا هر دو بیضه داخل حفره شکمی می‌ماند. در این صورت کودک باید تحت نظر گرفته شود. بیضه‌ها باید قبل از ۱۲ ماهگی وارد کیسه شوند. اگر این اتفاق نیفتد باید با عمل جراحی بیضه را از حفره شکمی خارج و در کیسه بیضه ثابت کرد. ماندن بیضه در داخل شکم، اگر دوطرفه باشد، باعث ناباروری مرد می‌شود. زیرا حرارت شکمی، بافت بیضه را از بین می‌برد (بیضه‌ها داخل کیسه و در حرارتی پایین‌تر از بدن قرار دارند). عفونت‌ها نیز ممکن است به بافت بیضه آسیب برسانند. مردان باید مراقب عفونت‌های مقاربتی باشند، مقاربت مشکوک نداشته و اگر احساس ناراحتی کردند خیلی زود اقدام کنند. همچنین بیماری اوریون نیز ممکن است بیضه‌ها را گرفتار و به آنها صدمه وارد کند.
برخی ​مردان در معرض بیماری‌های شغلی قرار دارند. مثلا افرادی که با آفات و سموم کشاورزی سروکار دارند. بعضی از مواد شیمیایی در عملکرد بیضه تاثیر منفی دارند. مشاغل دیگری که در آن مردان مجبورند ساعت‌ها در محیط گرم قرار گیرند هم به بیضه‌ها صدمه وارد می‌کند؛ مثل نانواها، آهنگرها یا کسانی که ساعت‌ها در جکوزی می‌نشینند یا عادت به پوشیدن لباس‌های تنگ دارند تولید اسپرم‌شان بتدریج مختل خواهد شد.

مردان الکلی، سیگاری‌ها، مبتلایان به سوءتغذیه، تحت شیمی‌درمانی و دچار چاقی مفرط هم ممکن است دچار ناباروری شوند. البته مردان دچار انزال زودرس شدید یا واریکوسل هم ممکن است دچار ناباروری باشند.

آیا آسیب‌هایی که بر اثر شیمی‌درمانی به اسپرم وارد می‌شود، بهبودپذیر است؟
شیمی‌درمانی یا رادیوتراپی آسیب زیادی به بافت حساس بیضه‌ها وارد می‌کند. گاهی تا چند سال بعد از اتمام شیمی‌درمانی و گاهی هم تا پایان عمر، بیضه‌ها عملکرد طبیعی خود را پیدا نمی‌کنند.

آیا پول بر خوشبختی و بهزیستی تاثیر می گذارد؟

پول اجازه ی برآورده کردن نیازهای اساسی را به ما می دهد  برای خرید غذا، سرپناه، و پرداخت هزینه برای مراقبت های بهداشتی. برآوردن این نیازها ضروری است، و اگر ما پول کافی برای انجام این کارها نداشته باشیم، بهزیستی ما آسیب می بیند.

فراتراز این، “تام راث” در کتاب خود پیرامون تندرستی چنین می گوید: پول می تواند با دادن قدرت کنترل به ما درباره ی اینکه چگونه وقتمان را بگذرانیم، شادی های کوتاه مدت مان را افزایش دهد”. برای مثال، می تواند برای ما گزینه هایی همچون زندگی نزدیک تر به محل کار، کار کمتر، و صرف زمان بیشتر برای فعالیت های اوقات فراغت با دوستانمان  فراهم کند. پول می تواند زندگی ما را آسان تر کند.

اما در حقیقت ما از پول برای خرید وقت آزاد بیشتر استفاده نمی کنیم، در عوض ما آن را صرف خرید اموال گران قیمت تر می کنیم.

یک سرگذشت

زنی در مرکز شهر به عنوان خریدار برای یک خرده فروش بزرگ کار می کرد، هنگامی که او پیشرفت کرد و ترفیع یافت، او و همسرش یک خانه ی بزرگ در حومه ی شهر خریداری کردند. وی خیلی زود متوجه شد که زمان رفت و آمدش از حومه به شهر و بلعکس بیشتر شده است، با افزایش مطالباتی که وضعیت جدیدش از او طلب می کرد، همان زمان اندکی را هم که برای ورزش یا دیدار با دوستان اختصاص داده بود،از دست داد، بنابراین این فعالیت ها را کاهش داد. وقتی همسرش هم یک ترفیع خوب گرفت، آنها به این مساله فکر کردند که برای کاهش این رفت و آمدهای استرس آور از حومه به شهر، به جایی نزدیکی شهر نقل مکان کنند. اما به جای ان، تصمیم گرفتند اشپزخانه خود را مانند آشپزخانه زیبایی که درجای دیگر محله دیده بودند تغییر مدل بدهند. با وام مسکنی که آنها بدین منظور گرفتند، هزینه های ماهانه شان اضافه شد، که تمام افزایش حقوق همسرش را دربر میگرفت. همچنین آنها دیگر نمی توانستند برای استخدام کسی که دوبار درماه بیاید و خانه شان رانظافت کند هزینه ای بپردازند.

همانند این داستان، بسیاری از ما ممکن است از پولمان برای کسب حداکثر تندرستیمان استفاده نکنیم.

پول بیشتر لزوما به معنی به دست آورن خوش بختی نیست:

برخلاف آنچه که بیشتر ما باور داریم، زمانی که ما پول کافی برای خرید ضروریات زندگیمان داریم، درآمد بالاتر از آن ممکن است تاثیر قابل توجهی بر افزایش تندرستی ما نداشته باشد، حتی ممکن است دربرخی مواقع تاثیرات منفی هم داشته باشد.

داده های جالبی در حمایت از این مساله وجود دارد. برای مثال:

.درآمد سرانه در ایالت متحده آمریکا از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۹۰، افزایش ۱۵۰ درصدی داشت. (که این امر تفاوت بسیار زیادی در قدرت خرید ایجاد کرد) اما درصد اینکه افراد خود را شاد ببینند بسیار کاهش یافته بود.

.علاوه بر این، رتبه ی افسردگی در ایالات متحده امریکا در مدت ۵۰ سال، ۱۰ مرتبه افزایش یافت.

.در ژاپن، بین سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۹۱، درآمد سرانه ۶ برابر افزایش یافت، اما میزان بهزیستی ذهنی ثابت ماند.

.مردمی که مقدار زیادی پول در قرعه کشی ایالت متحده آمریکا یا استخر فوتبال در انگلستان برنده شده بودند، یک سال بعد به صورت قابل توجهی شادتر نشده بودند و نسبت به وقایع روزمره ناراضی تر بودند.

.دریافت کنندگان تسهیلاتی که در یک مطالعه کنترل شده، پول بیشتری دریافت کرده بودند، نسبت به آنهایی که مقدار معولی را دریافت کرده بودند، استرس بیشتری را تحمل می کردند.

مطالعات دیگر، بیان کردند که درآمدهای بالاتر، با سطوح بالاتر استرس، افزایش احتمال طلاق و لذت بردن کمتر از فعالیت های کوچک ارتباط دارد. رینر، محققی که بیش از ۳۰  سال از زندگی اش را صرف مطالعه تندرستی کرده است، ادعا کرد که درآمد بیشتر ممکن است منجر به کاربیشتر، اوقات فراغت کمتر و ارتباطات قوی اجتماعی کمتری باشد. به عبارت دیگر، مزایای داشتن پول بیشتر، ممکن است به وسیله ی قربانی کردن افراد در دیگر جنبه های سلامتیشان جبران شود، همانطور که در داستن نمونه ذکر شد.

علاوه بر این، ما همیشه خودمان را با آنهایی که بهتر از ما عمل می‌کنند، مقایسه می کنیم. اگر درآمد ما بالا رود، اما درآمد شخص دیگری هم بالا رود، ما احساس شادی نمی کنیم. یک شخصی که در سال صد میلیون تومان بدست اورده است اگر دوستش در سال ۱۵۰ میلیون تومان کسب کرده باشد، ناراضی خواهد بود. شما حتما به این فکر می کنید که یک افزایش ۱۲۰ ملیون تومانی او را خوشحال می کند. درست است؟ خیر، اگر دوستش هم پول بیشتری کسب کند، خوشحال نمی شود. او کاملا از به دست آوردن ۱۵۰ میلیون تومان ناراضی خواهد بود اگر دوستش اکنون ۲۰۰ میلیون کسب کرده باشد!

بسیاری از اوقات، نارضایتی ما از شرایط مالی مان ، از فهمیدن اینکه ما به اندازه ی مردم اطرافمان پول انباشته نکرده ایم ناشی می شود.

آیا پول بر خوشبختی و بهزیستی تاثیر می گذارد؟

مادی گرایی شادی را از مردم می گیرد:

ما انسانها همیشه نمی دانیم چه چیزی ما را راضی میکند! و این بر میگ‌ردد به ارزش های جامعه ما، ما معتقدیم که پول برای ما شادی به همرا می آورد اما به عواقبی که به دنبال دارد توجهی نمی کنیم.

این حقایق را در نظر بگیرید:

.خشنودی ناشی از به دست آوردن کالاها همیشه زودگذر است، و به تدریج فراموش می شود. برای مثال، ما ممکن است واقعا برای خرید یک ماشین بزرگ تر هیجان زده باشیم، اما با گذشت زمان، آن ماشین را واگذار می کنیم. علاوه بر این، ما هنوز در حال پرداخت اقساط ماهانه خودرو هستیم، که این می تواند ما را از انجام برخی فعالیت های سرگرم کننده مثل تفریحات یا بیرون رفتن برای شام محروم کند.

.انتظارات ما بالا می رود. همانطور که درآمد ما بالا می رود، ما احساس می کنیم که به وسایل گران قیمت تری نیاز داریم و همه ی درآمد ما صرف این امیال و آرزوهای بزرگ تر می شود.به عبارت دیگر، همه ی  افزایش حقوق ما صرف خرید نسخه گران تر از چیزهایی می شود که در حال حاضر داریم.

.خواسته های ما می تواند سیری ناپذیر شود- پول ما بیشتر می شود-خواسته هایمان هم بیشتر می شود. این می تواند منجر به بدهی های بزرگ و تمام استرس هایی که در پی دارد، شود.

.مادی گرایی بیشتر با افزایش تاثیرات منفی ارتباط دارد: کاهش عزت نفس، افزایش خودشیفتگی، کاهش همدلی، و افزایش روابط متناقض.

درحقیقت، مهم‌ترین لذت های زندگی خریدنی نیستند! آنچه که واقعا برای ما در زندگی، رضایت به همرا دارد، روابط، هدف، معنا و ارتباط با طبیعت است.

ما در جست و جوی کامل شدن از نظر فردی هستیم، و زمانی که وسایل مادی برایمان فراهم نیست ناامید می شویم.علاوه بر این، پول واقعا می تواند از توانایی های ما برای ارتباط با دیگران بکاهد.

“کاتلین وهس” محقق دانشگاه مینه سوتا مطالعاتی انجام داد که نشان می دهد وقتی پول تبدیل به ذهنیت مردم شود، آنها کمتر مفید می شوند و می خواهند برای خودشان کار کنند و اهمیتی هم ندارد که تبدیل به جداشدگان جامعه شوند.

بررسی مشکلات دلبستگی در کودکان

در این سایت طی مقالات بسیاری از سبک دلبستگی ایمن و چگونگی ایجاد آن صحبت کردیم. در این مقاله از دلبستگی ناایمن صحبت به میان آورده ایم. پیگیری این دسته از مقالات به شما والدین در فهم بهتر موضوع بسیار کمک خواهد کرد.

دلبستگی یک ارتباط عمیق است که بین کودک و مراقب تحقق می یابد و عمیقاً بر رشد و توانایی ابراز هیجان ها و گسترش ارتباط تأثیرگذار است. اگر شما والد یک کودک دارای اختلال دلبستگی هستید ممکن است شما از تلاش برای برقراری ارتباط با کودک خود خسته شوید. کودکان دارای سبک دلبستگی ناایمن یا اختلال دلبستگی دارای مهارت های برقراری رابطه موفق نیستند. اما، با این ابرازها، میزان تلاش درست و به جا، صبر و عشق ممکن است بتوانید چالش های دلبستگی را اصلاح کنید.

بیشتر بخوانید: چالش های ایجاد پیوند دلبستگی ایمن با کودک

درک مسائل و اختلالات دلبستگی

کودکان دارای اختلال یا دیگر مشکلات دلبستگی قادر به ارتباط با دیگران و نیز مدیریت هیجان های خود نمی باشند. این مسئله موجب فقدان حس اطمینان و اعتماد به نفس، ترس از نزدیک شدن به همه، خشم یا پرخاشگری و نیاز به کنترل شدن می شود. کودک دارای اختلالات دلبستگی احساس تنهایی و ناامنی می کند.

با این اوصاف چرا برخی از کودکان دچار اختلال دلبستگی می شوند و برخی دیگر خیر؟

پاسخ می بایست در فرآیند دلبستگی نهفته باشد که بر تعامل کودک و والد متکی است. اختلالات دلبستگی نتیجه تجارب منفی در اوایل این رابطه است. اگر خردسالان مکرراً به هر دلیلی احساس رهایی، انزوا، ناتوانی یا بی توجهی کنند آنها یاد می گیرند که به دیگران وابسته نشوند و دنیای برای آنها جای خطرناک و ترسناکی تلقی می شود.

اختلال دلبستگی واکنشی و دیگر مشکلات دلبستگی به چه دلایلی رخ می دهند؟

اختلال دلبستگی واکنشی و دیگر مشکلات دلبستگی زمانی که کودکان قادر به ارتباط مداوم با والدین یا مراقب اصلی نباشند رخ می دهند. این مسئله می تواند به دلایل زیادی بستگی داشته باشد:

  1. کودکی که گریه می کند و هیچ واکنشی یا حالتی حاکی از آرامش و تسلی یافتن را نشان نمی دهد
  2. کودک یا گرسنه است یا جایش خیس است و تا چند ساعت به آنها رسیدگی نمی شود.
  3. با کودک هیچ گونه ارتباطی از طریق تماس چشمی، صحبت و لبخند برقرار نمی شود بنابراین کودک احساس تنهایی می کند.
  4. کودک تنها از طریق انجام دادن یا به نمایش گذاشتن دیگر رفتارهای افراطی توجه را دریافت می کند.
  5. کودک یا طفلی که مورد بدرفتاری یا سوءاستفاده قرار می گیرد.
  6. گاهی اوقات نیازهای کودک برآورده می شوند و گاهی اوقات خیر. کودک هرگز نمی داند که چه چیزی انتظار می رود.
  7. طفل یا کودکی که بستری می شود و یا دور از والدین نگهداری می شود.
  8. کودک یا طفلی که از مراقب به فرد دیگری سپرده می شود (می تواند ناشی از به فرزندی پذیرفتن، مراقبت در مواقع اورژانسی یا از دست دادن والدین باشد )
  9. والد از لحاظ هیجانی و به دلایل افسردگی، بیماری یا مشکلات مرتبط با سوء مصرف مواد در دسترس نیست.

همانطور که نمونه ها نشان می دهند گاهی اوقات شرایطی که موجب مشکلات دلبستگی می شوند اجتناب ناپذیر می باشند اما کودک برای درک اینکه چه اتفاقی رخ داده است و دلیل آن چیست، خیلی کوچک است. در خردسالان این شرایط درست مانند عدم مراقب و عدم وجود سرپرست حس می شود و آنها به دیگران اعتماد نمی کنند و بنابراین دنیا جای ناامنی محسوب می شود.

*** چرا بعضی از دخترها هرگز عروس نمی شوند؟ ***

*** چرا بعضی از دخترها هرگز عروس نمی شوند؟ ***

اگر جزو خانم هایی هستید که هنوز مجرد مانده اید شاید دلیل ازدواج نکردن شما یکی از این موارد باشد


105498_148.jpg

اگر تا به حال موقعیت های ازدواجی که سراغتان آمده*اند را از دست داده*اید، نگاه دوباره*ای به دلایلی بیندازید که شما را مجرد نگه داشته*اند محمود هندی پور مشاور و روانشناسی است که به شما می گوید چرا چنین مشکلی برایتان پیش آمده است. ، یک*بار این مطلب را مرور کنید و ببینید که در گروه کدام یک از زنان ازدواج گریز جا می*گیرید.

از زمین*خوردن می*ترسید؟

همه زن*ها به یک شکل به شکست عاطفی پاسخ نمی*دهند. برخی معتقدند زخم یک رابطه را باید با شیرینی وارد شدن به یک رابطه دیگر درمان کرد و برخی هم روی نام عشق برچسبی منفی می*چسبانند و تصمیم می*گیرند دیگر سراغش نروند. شما هم از یکی از این دو دسته*اید؟
اگر این مشکل شماست...

از آخرین شکستی که تجربه کرده*اید چند وقت گذشته است؟ اگر بیش از شش ماه است که جدایی را پشت سر گذاشته*اید و هیجان*های منفی*تان تا حدودی فروکش کرده است، می*توانید با مشاوره و روانکاوی ارتباط قبلی، نقش خودتان را در بحران*هایی که پشت سر گذاشته*اید پیدا کنید. شاید شما به انتخابی نامناسب دست زده بودید و شاید هم در زمان نامناسب و در مکان نادرست در یک رابطه قرار گرفته بودید. از قانون همه یا هیچ استفاده نکنید و با تعمیم دادن تجربه*هایتان به موقعیت*های دیگر، خود را از لذت عاشق شدن و زندگی در کنار فردی که می*تواند به شما آرامش دهد محروم نکنید.

نمی*خواهید ترمز بگیرید؟

تمایل بیش از حد به پیشرفت*کاری، فکر و ذکر آدم*های کمال*طلبی است که می*خواهند همیشه اولین و بهترین باشند اما از طرف دیگر، این روزها چنین میلی در دخترانی که شکست عاطفی سنگینی را پشت سر گذاشته*اند کم دیده نمی*شود. این همان اتفاقی است که در اصطلاح به نام «ازدواج با کار» شناخته می*شود و دختران سعی می*کنند با کار بی*وقفه، ذهنشان را از نیاز عاطفی*ای که دارند، منحرف کنند.

اگر این مشکل شماست...

یکی از مواردی که در زندگی به آن نیازمندیم ارزیابی احتمالات و برنامه*ریزی برای زندگی حال و آینده است. کار و پیشرفت*های کاری لذت*های خاص خود را به همراه دارد اما آیا به دوران بازنشستگی هم فکر کرده*اید؟ حالا به این تصویر فکر کنید: عبور از راه پر پیچ و خمی *که برای خودتان تصور کرده*اید، در کنار همسفری که گاهی شما را به جلو هل می*دهد و گاهی با یک لبخند شما را به نفس تازه کردن و ایستادن دعوت می*کند، راحت*تر نیست؟

منتظر گزینه*های بهترید؟

اگر با وجود روبه*رو شدن با مردانی که گمان می*کردید توان خوشبخت کردنتان را داشته*اند، باز هم بخاطر از دست ندادن گزینه*های بهتری که حتمالا در آینده سراغتان می*آیند، پاسخ منفی داده*اید، به شما مشاوره با یک روان*شناس را توصیه می*کنیم.

چرا که این مدل تفکر می*تواند زمینه بروز وسواس فکری در شما باشد. یادتان نرود که در هر زمینه*ای ممکن است انتخاب بهتری وجود داشته باشد. ممکن است شما با گذر از همین خیابان بغلی که نادیده گرفته*ایدش، شانس پیدا کردن یک گردنبند طلا را از دست داده باشید اما آیا با چنین تصوری، می*توانید همیشه در جایتان بایستید و از هیچ خیابانی عبور کنید؟

اگر این مشکل شماست...

به جای چنین فکر و خیال*های بی*نتیجه*ای، بهتر است نیازهایتان را خوب بشناسید و نسبت به جنسیت روانی خود و جنسیت روانی جنس مخالف اطلاعات مفیدی به دست بیاورید. هنگامی* که بعد از ایجاد شناخت مناسب دست به انتخاب بزنید و گزینه پیش رو را برای ازدواج با خود مناسب ببینید، دیگر جای نگرانی باقی نخواهد ماند. پس عجله نکنید و با شناخت و گام به گام جلو بروید.از همه مهم*تر این است که مسوولیت این تصمیم را به عهده بگیرید و با یک بام و دو هوا بودن، خود را در شک و شبهه نگه ندارید


(( برای شروع زندگی مشترک، مشاوره ازدواج با مراکز معتبر و یا حتی مشاوره آنلاین ازدواج را فراموش نکنید ))

با والدین بد چطور رفتار و برخورد کنیم

با والدین بد چطور رفتار و برخورد کنیم

اگر شما هم والدینی دارید که شما را مورد آزار احساسی قرار می دهند، نکات زیر می‌تواند کمکتان کند.








مراحل

۱٫ هراز گاهی با دوستان یا اعضای خانواده که قابل اعتماد هستند دردودل کنید. این امکان وجود دارد که آنها هم متوجه رفتارهای والدینتان شده باشند.

۲٫ به حرف زدن ادامه دهید. اگر یک فرد خاص حرفهایتان را باور نکرد یا یکی به شما گفت مشکلتان آنقدرها هم بد نیست، دلسرد نشوید. گاهی ‌اوقات بچه‌هایی که به دیگران درمورد والدین بد خود می‌گویند جدی گرفته نمی‌شوند چون از نظر جسمی آسیب ندیده ‌اند، اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، به آن فرد بگویید که آزار احساسی زخم‌هایی به جا می‌گذارد که برطرف شدن آن مدت بیشتری می‌برد.

۳٫ اگر همه چیز خیلی غیرقابل‌کنترل شد به پلیس یا هر کس دیگری که فکر می‌کنید مراجعه کنید. تازمانیکه به حرفهایتان گوش نداده‌اند دست از کار نکشید.

۴٫ دوستی‌های عمیق ایجاد کنید و در فعالیت‌های زیادی شرکت کنید. اینکار به شما کمک می‌کند بتوانید مشکل با والدینتان را از ذهنتان بیرون کنید و بهتر با آنها کنار بیایید.
۵٫ سعی کنید با والدینتان حرف بزنید. امیدهای واهی نداشته باشید—نمی‌خواهید که دلسردتان کنند.
۶٫ راهی برای دور شدن از والدینتان پیدا کنید. سعی کنید از یکی از اقوام که درکتان می‌کند بخواهید و پیش او بروید یا دانشگاهتان را شهرستان انتخاب کنید که از آنها دور شوید.

نکات·

ریلکس باشید،

زمانی را به تنهایی بگذرانید،

احساساتتان را یادداشت کنید،

چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید با آرامش و مهربانی با والدینتان حرف بزنید. مثلاً، “مادر معذرت می‌خواهم. وقتی به من توجه نمی‌کنی و به حرفهایم گوش نمی‌دهی عصبانی می‌شوم. اینطوری فکر می‌کنم هیچ ارزش و اهمیتی برایت ندارم. فکر می‌کنم اگر صادق باشیم و آرامشمان را حفظ بکنیم بتوانیم مشکلمان را حل کنیم.” از کلمات غیرمحترمانه استفاده نکنید و حتی اگر تقصیری به گردنتان نباشد عذرخواهی کنید.

سعی کنید باگذشت باشید.·

دلسرد و ناامید نشوید.·

به خودتان آسیب نرسانید.

· افکار خودکشی نداشته باشید.·

کمی پول پس‌انداز کنید. مطمئناً به آن نیاز پیدا می‌کنید.·

نادیده‌شان بگیرید.· بخاطر حرفهای بدی که والدینتان به شما می‌گویند خودتان را مقصر ندانید.·

درصورت امکان از روبه ‌رو شدن با آنها خودداری کنید.

سعی کنید وقتتان را در اتاقی جدا یا خانه دوستانتان سپری کنید.·

به دنبال راه ‌حل‌ های طولانی مدت برای به دست گرفتن کنترل امور باشید، مثل نقل مکان از آن خانه یا رفتن به دانشگاه شهرستان یا مدارس شبانه روزی.·

از داد زدن سر والدینتان و بدوبیراه گفتن به آنها خودداری کنید. اینکار همه چیز را بدتر می‌کند.

هشدارها·

هیچوقت هیچ‌نوع بی ‌احترامی نشان ندهید.·

اگر نادیده‌ شان می‌گیرید، نگذارید خیلی به چشم بیاید چون اینکار عصبانیشان می‌کند.