مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

حواس‌پرتی

حواس‌پرتی، فراموشی، بی‌خیالی و بی‌اعتنایی از ویژگی‌ها و صفات مبتلا به اغلب آقایان و آقاپسرهای این روزها و شاید هم همه دوران خلقت بوده است.

۴۰ بار اس‌ام‌اس زده‌اید که برگشتنی کاغذ کادو فراموش نکند. وقتی دست خالی می‌آید خانه و می‌گویید پس کاغذ کادو کو؟ با کمال پررویی می‌گوید: کاغذ کادو؟ کدوم کاغذ کادو؟ گاهی اوقات این حواس‌پرتی‌ها آن‌قدر جدی هستند که مشکل‌ساز شوند. اصلا حاضر شده تا از خانه بیرون برود و پول به حساب بریزد تا چک برگشت نخورد، اما دم در یکی از رفقایش زنگ می‌زند که بریم جایی و برگردیم. به همین راحتی چک را فراموش می‌کند تا بعدازظهر که وقتی زنگ می‌زنی، ببینی پول را به حساب ریخت، فکر می‌کنی چه جوابی داشته باشد؟

وا….ی. بانک‌ها تا ساعت چند باز هستند؟ تازه اگر دروغ نگوید و نبافد که بانک بسته بود، تصادف کردم، ترافیک بود و… ماجرای حواس‌پرتی یا اگر بخواهیم به صراحت بگوییم گیج‌زدن برای آقایانی که تازه متاهل شده‌اند، بسیار جالب توجه‌تر است. البته برای عروس خانم که انتظارش را ندارد، بسیار ضدحال است. چند ماهی از مراسم عروسی گذشته و تصمیم می‌گیرد تغییری در رنگ و صورت و ابرو ایجاد کند. از لحظه‌ای که آمده خانه کلی هیجان، استرس، اضطراب، نگرانی، شادی، دلهره و کلی‌های دیگر دارد که آقا وقتی تشریف بیاورد منزل با این چهره جدید و متفاوت چه برخوردی خواهد کرد. اگر دلتان می‌خواهد برای خودتان ماجرا را تبدیل به یک سکانس کنید.


(صدای زنگ)
خانم در را باز می‌کند و خودش می‌رود داخل اتاق. مرد وارد می‌شود.
– سلام.
جوابی نمی‌شنود و این بار با صدای بلندتر می‌گوید: سلام.
خانم از اتاق می‌آید بیرون و با لبخندی به صورت می‌گوید: سلام.
مرد نگاهی به صورت زن می‌کند.
چهره زن منتظر شنیدن است.
مرد می‌گوید: وای قرمه‌سبزی درست کردی، بوش تا طبقه پایین می‌آمد. سفره را بندازیم که خیلی گرسنه‌ام!
آخه بی‌توجهی تا کجا؟ فکرش را بکنید. کمی دقت، کمی توجه، پسرها و آقایان همه همین‌طور هستند. یک ماه است که قول داده خواهر کوچک‌تر را ببرد تئاتر. آن‌قدر نرفتند که اجرا تمام شد. دو ماه است که شیر آب چکه می‌کند، هر شب می‌گوید فردا. سه هفته است که پدربزرگ بیمار است و هر جمعه می‌گوید این هفته… گاهی واقعا از این همه حواس‌پرتی و بی‌خیالی می‌شود تعجب کرد.

خروس خوونِ دمِ غروب
آقای ف صبح حدود ساعت ۶:۱۵ از خواب بیدار شد. صبحانه مفصلی خورد و بعد هم حمام رفت و اصلاح کرد و دست آخر هم مسواک زد. لباس‌های خوبش را پوشید، چون فکر می‌کرد این کار اعتمادبه‌نفسش را بالاتر می‌برد و از در خانه زد بیرون تا به جلسه امتحان مرحله دوم دکتری‌اش برسد. آقای ف سر خیابان که رسید، ساعت ۲۰ دقیقه‌ای از هفت گذشته بود، جلوی اولین تاکسی را گرفت و سوار شد. پیرزنی که روی صندلی جلویِ تاکسی نشسته بود و روسری گل گلی به سرش کرده بود، داشت از راننده می‌پرسید که:
– هنوز نرسیدیم پسرم؟، حواست هست که ایشالا…
– بله مادر، حواسم هست، جاشو بلدم اصلا، بانک سر نبشی رو شما منظورته، هنوز راه مونده تا اونجا.
و پیرزن که خیالش راحت شده بود، با لحن مادرانه‌ای گفت:
– خیر ببینی مادر، گفتم اول صبحی بیام تا بانک خلوتِ حسابم رو ببندم و زودی برگردم، ای مادر این‌جوری خیالم راحت‌تره، می‌دونی پس‌انداز یه عمرمه، پیش خودم باشه خیالم جمع‌تره…
و بعد هم انگار که چیزی یادش آمده باشد:
– پناه به خدا، تلویزیون این روزها هی می‌گه دارن از بانک‌ها اختلاس می‌کنن، چشمم ترسیده مادر، منم و همین چندرِغاز پس‌انداز آخه.
آقای ف که داشت آخرین مرور درسی را توی ذهنش انجام می‌داد، هم‌زمان به این فکر کرد که پس‌انداز این پیرزن میان این همه صفری که جابه‌جا می‌شود، گم است و بعد هم این ماجرا هیچ ربطی به حساب مشتری‌ها ندارد، یعنی نمی‌تواند داشته باشد و پیش خودش گفت بعضی آدم‌ها چقدر ساده‌اند و آخر سر هم از فکر این‌که یکی از هشتصد و خُرده‌ای جماعتی باشد که دکتری قبول می‌شوند کلی قند توی دلش آب کرد. تاکسی پشت چراغ ایستاد. آقای ف به ساعتش نگاه کرد، توی دلش کلی به راننده بد و بیراه گفت که از این مسیر آمده و بعد هم برای این‌که دلشوره‌اش یادش برود، حواسش را داد به حرف‌های پیرزن که هنوز همین جور داشت حرف می‌زد.
– این دو واحدی رو یه هفته پیش دادم اجاره، مغازه زیرش هم چند ساله دست یه بنده خداییه، آدم خوش‌حسابیه، اهل کار و زندگیه، پول اجاره‌شم ماه تا ماه که میاد می‌ده یه خوردشو سهام می‌گیرم و بقیه‌شم خرج زندگی می‌کنم، آخه من که خرجی ندارم که…
راننده از توی آینه نگاهی به آقای ف کرد و آقای ف هم زیرچشمی اسکناس‌های توی کیفش را شمرد و یک کمی دلش برای خودش سوخت، آخر ۱۸ سال بی‌وقفه درس خوانده بود.
– پسرِ گیر داده که باغ لواسونو بفروشه، فکر کرده من تا زنده‌ام می‌ذارم این یه وجب زمین و خرج قر و فر زنش کنه، به خدا اگه خودشم بکشه…
آقای ف وقتی داشت کرایه‌اش را حساب می‌کرد، پیرزن هنوز داشت حرف می‌زد. انگار داشت کارخانه‌ای چیزی را جابه‌جا می‌کرد. راننده برگشته بود داشت توی صورت آقای ف می‌خندید. آقای ف یادش رفت بقیه مطالب مهم را توی ذهنش مرور کند و حالا دیگر پیش خودش زیاد هم مطمئن نبود که دلش بخواهد جزو هشتصد و خرده‌ای آدمی باشد که می‌خواهند دکتری بگیرند!


کاسه‌ای از جنس آسمان
بعضی روزها ظرف بارفَتَن را برمی‌دارم و خاک از سر رویش می‌گیرم. دست‌هام بعضی وقت‌ها می‌لرزند. نمی‌دانم چرا. کاسه از روزهای دور آمده نشسته گوشه اتاقم. قبل از من بوده و بعد از من می‌ماند. بلندش که می‌کنم سنگین است. به قاعده یک کف دست… سبک است، اما سنگین‌جان. خاک زیادی به خود نمی‌گیرد، اما می‌خواهم تمیز باشد. تمیز که باشد دلم آرام می‌گیرد. خیالم جمع می‌شود که آسوده خاطر گوشه تاقچه می‌ماند و باز حیات فیروزه‌ای‌اش برقرار می‌ماند. یک بار بس که همین قدر دلم لرزید از دستم افتاد و از میان نشکست و گوشه‌اش پرید. به اندازه ناخن یک دست. بغض کردم، اما بعد به جانش که دست کشیدم گرم شد دلم. حالا دیگر می‌دانم بعضی کاسه‌ها شکستنی‌اند، اما نمی‌شکنند. بند می‌خورند و باز می‌مانند. شبیه خودِ زندگی. از جنس سنگ و شیشه‌اند. فرو می‌افتند و باز دوام می‌آورند. این‌جوری‌ها قدر زندگی را دانستن برایم معنی می‌شود. شاید زندگی به ازای هر نفسی که فرو می‌رود، معنا می‌شود و باز به ازای هر نفس که بند می‌آید باز ساخته می‌شود. قدرش را بدانی و ندانی، مانده کنارت، با تو راه می‌آید. زندگی قدر ما را بهتر می‌داند وقتی این همه وقت زیر سایه‌اش ادامه یافته رسیده‌ایم به چند هزار سال حیات. دست کم نگیریمش. از جنس همین بارفَتَن گوشه اتاق، گرم و دلگشا نفس می‌کشد. گیرم که گاهی وقت‌ها نفسش جا نمی‌آید. به سرفه می‌افتد. کبود می‌شود. رنگ خون به خود می‌گیرد. اما باز از جان نو آمده‌ای نفس تازه می‌کند و همه چیز از همین تکرار باشکوه آغاز می‌شود. همین که از نداشتنش که بترسی، دلت که بلرزد گوشه‌اش می‌پرد و حسرت می‌خوری که کاش آسوده ‌خاطر خاک از آن می‌گرفتی. ماهیتش دوگانه است. سخت است، اما گاه تلنگری را تاب نمی‌آورد. گاهی فکر می‌کنم اگر این تکه فیروزه‌ای اتاقم را از یاد ببرم… چه حاصل… با من و بر من می‌ماند. چه قدرش را بدانم چه ندانم جایی نفس می‌کشد و به کار خویش است. به دست‌های من نیاز ندارد. زندگی جایی میان زمین و آسمان در آمد و رفت است. کوچک‌تر از آنم که بگویم قدرش را می‌دانم. مرا می‌برد و می‌آورد و قدرتش افسانه‌ای است.
نور می‌نشیند روی ظرف بارفَتَن. در خانه را می‌بندم پشت سرم. دلم گرم می‌شود. در سایه راه می‌روم. کودکی سوار اتوبوس می‌شود. زنی با کیسه‌ای پر از سیب زنگ خانه‌ای را می‌زند. مردی گوشی تلفن را می‌گیرد جلوی دهانش و بلند می‌گوید: «الو…»
همه جا فیروزه‌ای است. زندگی، قدر همه ما را می‌داند، حتی اگر تا ابد در سایه راه برویم…

شش نکته برای تربیت کودک خوش بین

آیا می دانید چگونه یک کودک خوش بین تربیت کنیم؟ مهم تر از همه، کودکانی که نیمه پرلیوان را می بینند بهتر می توانند در برابر چالش های زندگی مقابله کنند و شادتر باشند. در ادامه شش نکتهوجود دارد که به شما کمک می کندبا دیدگاهی آفتابی به زندگی بنگرید.

دلایل زیادی در ترغیب خوش بینی در کودکان ما وجود دارد از جمله آنها می توان به اثرات بادوام مثبت بر بهزیستی روانی و جسمی آنها اشاره کرد (آیا می دانستید که خوش بین ها به احتمال زیاد بیش از صد سال عمر می کنند؟) اما چطور به سوی پرورش کودک خوش بین برویم؟ شش نکته زیر برای تازه واردها پیاده کنید و نظاره گر اثرات مثبت آن در بقیه اعضای خانواده خود باشید.

  1. کمتر شکایت کنید

افسانه اغلب داد و بیداد می کند طوری که با فریاد پسران ۲ و ۴ ساله اش را از زیر باران با مراقب کودک سوار ماشین می کند و می برد. او ممکن است بگوید”ما هرگز نمی خواستیم به آنجا برویم” یا”ما همیشه دیر میاییم.

بیشتر بخوانید:

ده روش برای تربیت کودکان بدون تنبیه

نکات تربیتی برای والدین نوجوانان

“گرچه تمرکز بر افکار  و احساسات مثبت نوعی بدبینی کلاسیک است. هر چه بیشتر برای مسائل مالی آه و ناله کنید یا روز کاری را سخت تر کنید بیشتر احتمال دارد فرزندان شما نیز همان ها را یاد بگیرند. در واقع، درمورد چیز هایی صحبت کنید که موفق بوده اند (من امروز در محل کارم یک پروژه بزرگ را تمام کردم) یا”من امروز در اداره پست به بهترین شکل برخورد کردم”. مهناز بعد ازشام با دوقلوهای نُه ساله اش “گل ها و تیغه ها”بازی می کند؛ که در آن هر یک از اعضای خانواده می توانند به بهترین و بدترین شکل ممکن حوادث اتفاق افتاده برای خود در طی روز را بازگو کنند. به جای گله کردن از ناراحتی هاباید هدف تمرکز بر مثبت ها باشد. رسیدن به فینال بازی بخش دلخواه مهناز است. او می گوید”همه ما در کاشتن یک نهال امید برای فردا سهیم هستیم”

  1. انتظارات بالا داشته باشید

زیبا حتی قبل از شروع پیش دبستانی پسرهایش برای یادآوری به آنها فهرستی از کارهایی برای انجام دادن از قبیلزمان خواب، لباس پوشیدن، مسواک زدن و مرتب کردن اتاق را در بالای کلید برق اتاق آنها چسباند. مادری می گوید به آنها اجازه پایین آمدن برای خوردن صبحانه  را نمی دهم تا وقتی که همه کارها را انجام دهند. در حالی که بیکر اساساً برای کاهش بارکاری خودش  از قبل برنامه ریزی می کرد خیلی زود متوجه شد که پسرانشاز این برنامه روتین نیز سود می برند. او می گوید آنها هیجان زده همه پله ها را پایین آمدند و گفتند مادر تختخواب خود را خیلی خوب مرتب کردیم. بیا ببین. آنها “احساس غرور زیادی داشتند”.

کودکان نگرش”خواستن توانستن است” خوش بینانه ای ایجاد نمی کنند تا زمانی که آنها فرصتی برای اثبات ارزش خود بداشته باشند. دکترتامر چانسکی روانشناس کودک و نویسنده کتاب کودک گوید واگذار کردن کارهای نیمه تمام به کودکان برای کامل کردن موحب ایجاد احساس شایستگی در آنها می شود. این کارها باید متناسب با سن کودک باشند از آنجایی که سرآغاز موفقیت در کودکان می شود. کودک دوساله می تواند اسباب بازی ها را جمع کند؛ کودک سه ساله لباس های کثیف را درون سبد بیندازد، کودک چهار ساله بشقاب ها را با خود تا ظرفشویی حمل کند، کودک پنج ساله سطل زباله را خالی کند و کودک شش ساله توانایی مرتب کردن لباس های شسته شده را دارد.

  1. ریسک پذیری معقول را ترغیب کنید

برای همه ما سخت است که از فرزندان خود در برابر آسیب هامحافظت کنیم. سقوط میله های میمون ها جلوی دوستان یا پیوستن به لیگ هاکی روی یخ آن هم وقتی که شما اسکیت سواری بلد نیستید موجب احساس شرمندگی می شود پس کاملاً طبیعی است که بخواهیم از فرزندان خود در این گونه موقعیت ها حمایت کنیم. اما او را از انجام این کارها بر حذر دارید زیرا ممکن است به اندازه دیگر کودکان ماهر نباشد لذا اعتماد به نفس او از بین می رود و کم کم بدبینی در او نمایان می شود.دکتر میشل تامپسون مشاور و نویسنده به والدین تأکید می کند؛ شما به راحتی با تسلط و کنترل گریمسبببی اعتمادی کودک می شوید. به کودک پیش دبستانی خود اجازه دهید تا به تنهایی در حیاط پشتی بازی کند یا بدون همراهی شما مانند یک اسکورت به گردش میدانی درسی برود. با گذشت زمان کارهای پرخطر بزرگتری مانند صخره نوردی جشنواره ای یارفتن به اردوهای تابستانی دور از خانهرا متقبل می شوند. دکتر تامسون می گوید شما که نمی خواهید کودک خود را از امتحان کردن حوادث جدید بترسانید. شما دوست دارید او به خانه برگردد و بگوید “مامان، از پسش براومدم!”

  1. قبل از عکس العمل نشان دادن صبر کنید

وقتی دکتر از یکی از همکلاسی های کلاس دوم دخترش شاینا شنید که به اومی گوید چاق، اولین چیزی که به ذهنش رسید این بود که با والدینش تماس بگیرد اما خودش را از این کار منصرف کرد او گفت”قصدم این بود که به شاینا یاد بدهم از خودش دفاع کند” پس آنها با هم برنامه ریزی کردند که شاینا دفعه بعد در صورت چنین اتفاقی چه بگوید. دفعه بعد همین موقع، شاینا متن دست نوشته آماده ای را به او داد”شماره یک، من چاق نیستم. شماره دو، این حرف خوبی نیست که به دوستت بگویی”. آن دختر معذرت خواهی کرد و شاینا با نوعی احساس قدرت به خانه برگشت.فرونشانی نگرای های مادرانه موجب خودکنترلی شگرفی می شود. وقتی کودک شما تلاش می کند تا کلمه ای  جدید را صداگذاری کند یا زمان زیادی را بر روی جایگذاری یک قطعه پازل صرف می کند سریعوارد مداخله شدن آسان است. دکتر ریویچ می گوید اماآزادی در تکمیل چیزها بدون کمک بزرگترها موجب تقویت حس پیشرفت می شود و نیز به او حس خوشبین تری نسبت به توانایی خود در انجام دادن کارهای دفعه بعد را می دهد.

  1. تلاش کردن را تشویق کنید

وقتی که دختر کلاس اولم با زحمت کار برگ کلاسی اش را کامل می کند او اغلب با عصبانیت داد می زند”ریاضی ام ضعیف است” متأسفانه،تنها یک پس رفت برای به وجود آمدن حس دائمی از نقاط ضعف خود در کودک کافی است.”من باهوش نیستم، در فوتبال گند می زنم “.”من نمی توانم نقاشی بکشم”.

دکتر آندریو شات روانشناس و طراح برنامه های آموزشی کودکانه در جهت کمک به مقاومت دربرابر چالش ها می گوید، برای پیشگیری از این نتیجه گیری ها سعی کنید ادراک خود را تغییر دهید. شما ممکن است برای تغییر دیدگاه به طور مثبت تری بگویید”ورزش های جدید از اول برای یادگیری سخت هستند”یا “من می دانم که تو هنوز نمی توانی زمان را بگویی اما بعداً خواهی توانست”. همینطور به کودک اجازه دهید بداند که او تنها نیست(“بچه های زیادی در کلاس تو مانند تو سرخورده می شوند” یا”من هم دوران سختی را هنگام یادگیری تفریق پشت سر گذاشتم”). با گوشزد کردن مهارت های دیگری که کودک شما بر آن تسلط دارد به او کمک کنید تا امیدوار بماند. “زمانی را به یاد بیاورید که نمی توانستید بخوانید و چقدر زیاد تلاش کردید تا مسلط شدید؟” تو هم اینطوری هستی.

  1. واقعیت را بگویید

وقتی خانواده هاشمی به شهر دیگری مهاجرت کردند اوایل پسر شش ساله اش هومن نمی توانست با آنجا سازگار شود. او به مادرش شکوه می کرد””من هیچ دوستی ندارم” مادرش وسوسه شد تا او را خوشحال کند و به او بگوید “هنگام برگشتن به شهرمون دوستان خیلی زیادی داری و  وقتی بچه های اینجا بفهمند که تو چه پسر فوق العاده ای هستی از تو خواهش می کنند که با تو دوست شوند” اما مادرش زبانش را گاز گرفت چون نمی خواست به پسرش امید کاذب بدهد. تصمیم عاقلانه ای بود.

دکتر شات می گوید”کودکان از طریق نوع تقویت حرمت نفس متوجه کار درست می شوند”. با تلخی اطمینان خاطر دادن به کودک از بابت اینکه همه چیز دارد عالی پیش می رود اغلب اثر کاملاً معکوسی دارد. دکتر چانسکی اضافه کرد”خوش بینی واقعاً مستلزم تفکر واقع گرایانه تری از مثبت اندیشی است”. “هر طوری که کودک شما آمادگی هر چیزی را داشته باشد با آن رویارو می شود”

بالاخره، کودکان آن شهر جدید با هومن ارتباطی برقرار نکردند او شاید به این نتیجه رسید که او واقعاً مرد فوق العاده ای همانطور که مادرش میگفت نبود. در عوض، پدر به خاطر صحبت خودمانی او کنارش نشست و توضیح داد”نقل مکان کردن به مکان جدید و از اول شروع کردن کار خیلی سختی است “.”پیدا کردن دوستان جدید هم زمان بر است” از آن به بعد هومن دیگر شکایتی نکرد وفعالانه درجستجوی حل مشکل بود. او از مادرش خواست تا بعد از فراغت ازتحصیل او را به نزدیکترین جای تفریح ببرد و اجازه دهد در آن محله سوار دوچرخه اش شود تا با کودکان آن حوالی آشنا شود. ظرف چند هفته، او دوستان زیادی پیدا کرد. پدر می گوید”او یک مرتبه متوجه شد که چیزها کم کم رو به راه می شوند” و من سرانجام از او یک یا دو چیز در مورد خوشی بینی یاد گرفتم.

اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی

اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی یک مقوله بسیار مهم است.

روانشناسان در زمینه تحقیق در زمینه اختلال بیش فعالی کمبود توجه به تعصب جنسیتی می پردازند.

هنگامی که روانشناس Stephen P. Hinshaw، PhD، در ماه اکتبر در اکتبر ۲۰۰۳ دو تحقیق در مورد اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) منتشر کرد، دکتر کتلین نادو، روانپزشک، دلشوره داشت که زنان مبتلا به ADHD در نهایت شروع به توجه طولانی مدت از محققان می کنند.

پژوهش نادو در مورد اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی

کار اصلینادو ، منتشر شده در مجله مشاوره و روانشناسی بالینی (شماره ۷۰، شماره ۵) می گوید: “Hinshaw یکی از اولین کسانی است که خود دختران را مطالعه می کنند.”

“بسیاری از مطالعات پیشین چندین بار در مورد مقایسه دختران و پسران با استفاده از علائم ADHD پسران به عنوان شاخصی که دختران باید اندازه گیری شوند، متمرکز شده است.”

تحقیقات هینشو برای نادو تحقیقاتی را برای آنچه که سالها از نظر بالینی دیده بود را نشان می دهد:

“این دختران تلاش های قابل توجهی را تجربه می کنند که اغلب نادیده گرفته می شوند، زیرا علائم اختلال بیش فعالی (ADHD) آنها کمی مشابه با پسران است.”

همچنین نشانه ای برای او بود که فشار بیشتری را برای بالا بردن آگاهی از نیازهای زنان با اختلال ایجاد کند.

نادو و گروه کوچکی از روانشناسان از طریق حمایت و تحقیق و نوآوری، در حال مبارزه هستند تا مسائل مربوط به اختلال بیش فعالی در زنان را از نقاط مختلف تحقیق به مرکزیت برسانند.

“از لحاظ تاریخی، تحقیقات در مورد اختلال بیش فعالی تقریبا به طور انحصاری بر روی پسران بسیار زیاد تمرکز کرده است و تنها در شش یا هفت سال گذشته، هر تحقیقاتی که بر اختلال بیش فعالی بالغ متمرکز است، متمرکز شده است.”

نادو، متخصص اختلال در زنان و مدیر خدمات روانشناسی چزیپیک مریلند در نقره ای بهار.

“و شناخت زنان [با این اختلال] حتی بیشتر از پیش عقب مانده است.”

باید به اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی توجه شود.

طبق گفته نادو، این شناخت عقب ماندگی دختران و زنان به دلیل معیارهای تشخیصی فعلی است که برای مردان نسبت به زنان مناسب تر است.

و الگوهای ارجاع والدین و معلم که منجر به رفتارهای اختلال بیش فعالی مردانه و آشکارتر می شود.

برخی انکار می کنند که اختلال در زنان وجود دارد – یا در هر کس دیگری.

پژوهش جین آدلیزی پیرامون اختلال بیش فعالی

جین آدلیزی، متخصص جراحی و متخصص آموزش و پرورش، تئوری می کند که زنان مبتلا به اختلال بیش فعالی به طور عمده از سوی محققان نادیده گرفته شده اند.

زیرا بیش از حد فعالیت در دخترانی که معمولا اختلال کمبود توجه (ADD)، نوع نامنظم اختلال بیش فعالی را دارند، از دست رفته است.

اما برای طرفداران، خط پایین این است: دختران مبتلا به اختلال بیش فعالی ناشناخته به احتمال زیاد مشکلات خود را به بزرگسالی می اندازند و درمان نمی شوند.

زندگی آنها اغلب از هم جدا می شود.

نادو می گوید: “دختران مبتلا به اختلال بیش فعالی بدون درمان در معرض خطر ابتلا به زیر هستند.

  • کمبود اعتماد به نفس پایین
  • عدم پیشرفت
  • اضطراب
  • افسردگی
  • حاملگی نوجوان
  • سیگار کشیدن در اوایل دبیرستان و دبیرستان

به عنوان بزرگسالان، آنها در معرض خطر طلاق، بحران مالی، تک فرزندی فرزند مبتلا به اختلال بیش فعالی ، تحصیلات تکمیلی، مداخله درسی، سوء مصرف مواد، اختلالات خوردن و استرس مداوم به علت مشکل در مدیریت خواسته های زندگی روزمره هستند.

نادو اضافه می کند که بیش از ۵۰ درصد از آنها به اختلال بیش فعالی مبتلا هستند.

الن لیتمن، PhD، یکی از اولین روانشناسان و محققانی که در زمینه اختلالات جنسیتی در اختلال بیش فعالی متمرکز است.

از بازنگری در مورد این اختلال، حمایت می کند، گفت: “دختران مبتلا به اختلال بیش فعالی ، مبهم هستند – اغلب نادیده گرفته می شوند.

سوء تفاهل و به شدت مورد بحث قرار می گیرند.” تعریف شده است.

Littman تئوری می کند که دختران مبتلا به اختلال بیش فعالی شناسایی نشده و به زودی در زندگی خود کمک می کنند.

چرا که الگوهای مذهبی اختلال بیش فعالی در ادبیات بیش از حد نشان داده شده است.

لیتمن می گوید: “همانطور که در مورد همه مسائل تنوع، خطر وجود دارد، فرض بر این است که این الگوهای معمول تر همه کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی را مشخص می کند،” لیتمن که عمل بالینی در Mount Kisco، NY انجام می دهد.

“بنابراین، در حالی که به نظر می رسد فراوانی اطلاعات موجود در اختلال بیش فعالی ، ممکن است حس غلطی داشته باشیم که بیشتر در مورد تجربه دختران مبتلا به اختلال بیش فعالی بیشتر از ما واقعا می دانیم. ”

جولیا جی. روکلیج، استاد روانشناسی دانشگاه کاتتربری در کریستوچر نیوزیلند، که در زمینه زنان اختلال بیش فعالی مورد مطالعه قرار گرفته، می گوید تحقیقات بیشتری در مورد مسائل جنسیتی در اختلال بیش فعالی به دلایل مختلفی مورد نیاز است.

“ما نمی توانیم فرض کنیم که چه چیزی در مورد مردان به زنان مربوط می شود – زنان دارای تأثیرات هورمونی متفاوتی برای شروع دارند که می تواند تا حد زیادی بر رفتار آنها تأثیر بگذارد.

” همچنین، روسکلیج می گوید، زنان به طور متفاوتی در اجتماع زندگی می کنند.

و بنابراین تمایل دارند خودشان را با شیوه ای متفاوت بیان کنند و بیشتر به چنین مشکلی مانند افسردگی یا اضطراب که دوباره بر رفتار تاثیر می گذارد، حساس هستند.

این نشان می دهد که اختلال بیش فعالی “در زنان به صورت متفاوتی آشکار و بیان می شود”. “اما تنها تحقیق می تواند این را به طور قطعی به ما بگوید.

تا آن زمان، این پیش فرض هایی است که ما ایجاد می کنیم.”

سایت مشاوره خانواده” برای مشاوره های تخصصی خانواده میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه  

عامل مادرزادی اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی

عامل دیگر اختلال بیش فعالی و تعصب جنسیتی می باشد.

بسیاری از زنان در اواخر دهه یا اوایل ۴۰ سالگی، قبل از اینکه با اختلال بیش فعالی تشخیص داده شوند.

نادو می گوید: “یکی از رایج ترین روش ها برای تشخیص زن این است که یکی از اطفالش تشخیص داده می شود.

او شروع به خودآموزی می کند و خودش را به رسمیت می شناسد.”

“این زنان [معمولا] بزرگتر می شوند”، زیرا کودکان معمولا در مدرسه ابتدایی اواسط تا اواخر اختلال بیش فعالی تشخیص داده می شوند.

نادو می گوید که زنان مبتلا به ADHD به طور معمول با چالش های مدیریت زمان فوق العاده، بی نظمی مزمن، احساسات طولانی مدت استرس و غرق شدن، مشکلات مدیریت پول، کودکان و خواهران و برادران ADHD و سابقه اضطراب و افسردگی ADHD خود را تا سن متوسط ​​و دارای یک دختر و یک برادر با شرایط است.

نادو می گوید: اختلال به طور معمول با ترکیبی از داروهای محرک و روان درمانگری متمرکز بر اختلال بیش فعالی متمرکز شده است:

“که بسیار ساختار یافته، هدف گرا و از بسیاری از تکنیک های مربیگری، و همچنین تکنیک های استاندارد روان درمانی استفاده می شود.”

او افزود: “زنان بیش از مردان مبتلا به اختلال بیش فعالی با اعتماد به نفس کم، و این نیاز به تمرکز اصلی درمانی است.”

بسیاری از زنان که به پزشکی بالینی و روانپزشک Mitchell Clionsky، PhD، برای آزمایش اختلال بیش فعالی می آیند، به مشخصات معمولی می رسند.

یک بیمار ۴۲ ساله که با ADD دچار تشنج شد، توسط روانپزشک فرستاده شد و او را برای افسردگی مورد ارزیابی قرار داد.

یک متخصص مشاوره خانواده میگوید که ازدواجش دچار مشکل شده است و او اعتماد به نفس کمتری دارد. او همچنین یکی از مؤسسین مرکز ADD از ماساچوست غربی در اسپرینگفیلد است.

از دوران کودکی، بیمار فکر کرد او تنبل و غیر مسئولانه است، زیرا او چیزهایی را که او شروع نکرده است کامل نکرده است. او می گوید “یک زن بسیار روشن”، چند سال از کالجش را تکمیل کرد و “احتمالا دورتر خواهد شد اگر مشکل او زودتر شناسایی شود.”

فاجعه این است: “اینها افرادی هستند که به طور قابل ملاحظه ای از دست رفته اند و [که] مسیر ریاکاری را به پایان می رسانند، عمدتا از نتیجه شکست زندگی”.

“این مثل آنها هستند که مسابقه زندگی را با وزن سرب در مچ پا خود اجرا می کنند.”

سایت مشاوره خانواده” برای مشاوره های تخصصی خانواده میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه 

با همسرم مشکل دارم

شاید این را شنیده باشید که اشخاص متاهل در برابر اشخاص مجرد از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردار می باشند.

ولی اختلاف های زناشویی موجب می‌شود که سلامت زن و شوهر هم به خطر بیفتد و اگر دارای ازدواج بدی می باشید.

نقش استرسی که دچار آن می باشید را دست کم نگیرید.

و اگر ارتباط روزانه شما پر از استرس و همینطور دعوای یا بی محلی به همسرتان می باشد.

هر روزه سلامت شما در خطر قرار خواهد گرفت.

و بعضی ها نمی توانند در این استرس ناشی از مشکل های ارتباطشان مقابله  کنند.

با همسرم مشکل دارم

استرس ناشی از مشکلات 

به طور مثال :

  • در مواردی که یکی از طرفین بدون احساس همدلی نسبت به همسرش می باشد.
  • یا خشونت جسمی نسبت به او انجام میدهد.
  • ولی در اغلب زوج ها و امید داشتن به غلبه بر این استرس موجود می باشد.
  • حتی اگر سالها هم از یکدیگر دلخور باشند و به یکدیگر صدمه رسانده باشند.

مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

پنج مورد از این عادت هایی که در ازدواج های بد موجود می باشند .

و چگونگی غلبه کردن با آنها شامل موارد زیر خواهد شد:

ازدواج های بد

هر زوجی که با چالش‌هایی مواجه می باشد ولی اگر در رابطه با این مشکل ها با همسر خود گفت و گو نکنید.

تنش ناشی از این اختلاف زناشویی و ایجاد فاصله بین شما بیشتر خواهد شد .

و اشخاصی که در خانواده‌های شما بزرگتر می باشند.

  • در رابطه با بیان کردن مشکلات شان با اطرافیان به آسانی باهم دیگر رابطه برقرار کرده اند.
  • و به آسانی می‌توانند به ‌نحوی سازنده با همسر خود گفت و گو کنند.
  • ولی بیشتر اشخاص در زمان کودکی این توانایی های ارتباطی را یاد نگرفته اند .
  • و احتیاج به ابزارهایی دارا می باشند تا بتوانند در مورد مسئله های حساس به روش ایمن صحبت کنند.

 برطرف کردن این مشکل

توانایی های ارتباطی خود را بهتر کنید و برای این کار می توانید کتاب هایی که در این رابطه نوشته شده است.

آن را مطالعه کنید و مشاوران ازدواج هم یک گزینه خوب دیگر می باشد و البته باید به این نکته توجه کنید .

که مشاور ازدواج را مورد انتخاب قرار دهید که بتواند به صورت موثری مهارت‌ها و توانایی‌های ارتباطی را به شما یاد دهد.

 به صحبت‌های یکدیگر گوش نکردن

بیشتر اشخاص می‌خواهند که حرف‌های آنها شنیده شود.

ولی همسران در ازدواج‌های دچار مشکل اغلب به طرز صحیح و موثر به همدیگر گوش نمی کنند.

و وقتی که درست به حرف ها و صحبت های همدیگر گوش نمی‌دهیم.

با شنیده شدن یک کلمه تحریک خواهیم شد.

و از ادامه دادن بحث دوری خواهیم کرد و وقتی که فردی حرفش شنیدن نخواهد شد.

  • این احساس را می کند که در رابطه با خصوصی‌ترین قسمت های خود با دیگری سهیم نخواهد شد.
  • به دلیل اینکه نمی خواهد در معرض صدمه قرار بگیرد.
  • وقتی که آنها شنیده می شوند مکالمه های عمیق تری را انجام می دهند.

 برطرف کردن این مشکل

با همسر خود به این توافق برسید تا در نوبت های ۳ تا ۵ دقیقه بدون قطع کردن صحبت های دیگری.

با یکدیگر گفت و گو کنید و به صحبت های یکدیگر گوش بدهید.

و وقتی که شنیدن را آغاز می‌کنید دیدگاه تازه ای از همسر خود کسب خواهید کرد.

مقصر دانستن همدیگر

در ازدواج هایی که اشخاص درگیر مشاجره های برطرف نشده و دلخوری های سرکوب نشده می‌باشند .

اغلب در عوض اینکه مسئولیت خود را بپذیرند همسر خود را مقصر خواهند دانست.

و مقصر دانستن شخص مقابل مشکلی را برطرف نمی‌کند و تنها با این کار اختلاف ها افزایش پیدا خواهد کرد.

برطرف کردن این مشکل

تلاش کنید که مسئله های اساسی را که به طور حقیقی که بر سر آن جنگ و دعوا دارید .

به  پیدا کردن بپردازید به طور مثال آیا این احساس را می‌کنید که صحبت‌های شما شنیده نخواهد شد .

و در رابطه با عشق و احترام همسرتان قرار نمی‌گیرید.

  • اگر در پیدا کردن این مسئله های اصلی مورد اختلاف دچار مشکل می باشید.
  • از خودتان این سوال را بپرسید که این اختلاف چه چیز و چه افرادی را به یاد شما خواهد آورد.
  • هنگامی که متوجه شدید چه چیزی عامل این اختلاف می باشد.
  • می توانید سرمشق های فکری و برخوردی خود را به تغییر دادن بپردازید.

با همسرم مشکل دارم1

قدر یکدیگر را ندانستن

یکی از رایج ترین مشکل های ازدواج ندانستن قدر همسر و کم شدن حساسیت به احتیاج های او در طول زمان می باشد.

و شاید همسرتان دیگر وقتی که از سرکار باز می‌گردد به شما به سلام کردن نپردازد .

و شاید شوهر دیگر از اینکه زن غذای مورد علاقه او را برای شام پخته اید تشکر نکند.

ولی تمام ما احتیاج به تحسین کردن و ابراز احساسات دارا می باشیم .

و بدون اینها شخص احساس تنهایی و نادیده گرفته شدن و قدر نشناسی خواهد کرد.

 برطرف کردن مشکل با همسر

  •  با دادن یک هدیه یا یک تشکر ساده سپاسگزاری خود را نسبت به همسر خود به نشان دادن بپردازید .
  • و برای بهتر شدن ارتباطتان وقت بگذارید به طور مثال قراری برای رفتن به یک رستوران داشته باشید.
  • و امکان دارد که آن قدر نسبت به همسرتان خشمگین باشید که سپاسگزاری او برای شما مشکل باشد.
  • و حتی اگر این گونه به نظر می رسد هم پیشنهاد این می باشد که سپاسگزاری خود را انجام بدهید .

و هر بار با انجام دادن این کار دیوار دلخوری و خشم را اندکی کاهش بدهید.

و همینطور با یادآور شدن چیزهایی که در همسرتان هنگامی به آن علاقه داشتید.

و به بیان کردن آنها به او و چیزهایی که در برخورد او که شما را آزار می دهد.

در یک زمان آرام و صمیمی خودتان را با همسرتان افزایش بدهید.

کمک به کودکی که تازه خواندن را می آموزد

کودکان خواندن با سرعت های بسیار مختلف را یاد می گیرند. برخی در کودکستان به طور مستقل توانایی خواندن را دارند برخی دیگر نیازمند گذراندن یک سال تمام یا آموزش بیشتری برای مهارت های کلمه سازی و آوایی هستند. اگر کودک شما از مشاهده کردن خواندن خود ناراحت است بهترین روش برای گفتن زمانی است که متوجه می شوید کودک شما مشکل دارد. به خاطر داشته باشید که خوانندگان مبتدی نمی توانند کتاب ها را بدون اشتباه بخوانند یا قادر به صداکشی هر کلمه نیستند. کودک شما ممکن است نیاز به کمک بیشتری داشته باشد اگر او:

  • علاقه ای به کتاب ها نشان نمی دهد. دکتر سوسان گلزر کارگردان برنامه فارغ التحصیلی دانشگاه ریدر درهنرهای زبان خواندن می گوید: “فقدان علاقه می تواند اجتنابی باشد”
  • هنگام خواندن بدخلق و دلسرد می شوند
  • سعی در فهم ساختار اساسی کتاب (جلد کتاب یا پشت آن) و یا حرکت راست به چپ در متن ندارند .
  • الگوهای اصلی کلمات را تا آخر دنبال نمی کنند (بعد از این مجموعه چه چیزی می آید: بزرگ، کوچک، بزرگ، کوچک،……. ).

اگر به نظر می رسد کودک شما در یادگیری خواندن مشکل دارد خود یا کودک را سرزنش نکنید. ریشه این مشکل کودک شما می تواند در مشکلات بینایی یا شنوایی، رویکرد آموزشی معلم، قابل فهم نبودن مطالب براساس سن او باشد. گلزر می گوید”من هرگز نمی گویم کودک شکست می خورد”.  منظور من کتابی است که باعث عقب ماندن کودک شده است.

مطالب مرتبط:

فواید کتاب خواندن برای کودک

نکاتی برای کمک به کودکان با ناتوانی های یادگیری

اینجا شش مرحله ای که می تواند برای بازشناسی و اصلاح مشکل کارآمد باشد در نظر گرفته شده است:

خواندن کودک خود را تماشا کرده و به آن توجه کنید.

حیطه های دشوار را یادداشت کنید: آیا او در بازشناسی کلمات آشنا مشکل دارد؟ او بارها یک کلمه را به طور مکرر غلط تلفظ می کند؟ زمان زیادی را به حدس زدن متن اختصاص می دهد؟ سعی نکنید او را اصلاح کنید؛ هدف شما مشاهده است.

با کودک صحبت کنید بدون اینکه زیاد نگران یا ناامید به نظر برسید.

شما قصد ترساندن کودک از کتاب ها را ندارید. از کودک خود در مورد مدرسه بپرسید. آیا معلم در کلاس تند تند راه می رود؟ کتاب ها خیلی سخت است؟ بدون اینکه کودک خود را با دیگر کودکان کلاس مقایسه کنید سعی کنید اطلاعاتی کسب کنید. نگویید”آیا همه کودکان سریع تر از تو می خوانند؟”بلکه بپرسید”آیا معلم هنگام خواندن کلاس را گروه بندی می کند؟”

با معلم کودک خود یا با یک متخصص در زمینه خواندن ملاقات داشته باشید.

قبل از رفتن سوإالات را آماده کنید و هر مشکلاتی که در منزل در کودک خود مشاهده کرده اید را بیان کنید. آنچه فکر می کنید مشکل است ممکن است برای خوانندگان مبتدی مشکلی عادی باشد. در مورد برنامه درسی خواندن و هر گونه ارزشیابی های خواندنی که برای کودک اختصاص داده شده است را، از معلم بپرسید.  معلم می تواند به شما در مورد سطوح خواندن اطلاعاتی بدهد، و بر اساس آزمون های گرفته شده کمک هایی را ارائه دهد.

سعی کنید همراه با معلم ریشه مشکل را پیدا کنید.

ابتدا موارد مشهود را در نظر بگیرید: آیا کودک شما توسط بینایی سنج و شنوایی سنج بررسی شده است؟ مشکلات بینایی می توانند منبع مشکل کودک شما در خواندن روی تابلو در حین تمرینات خواندن و واژگان یا ناتوانی در رمزگشایی حروف در صفحه باشند. مشکلات شنوایی می توانند به طوری جدی در توانایی خواندن کودک شما اثر بگذارند به دلیل آنکه در طی چند سال اول تحصیل  بسیاری از کلمات جدید به صورت شفاهی ارائه می شوند.

همزمان با کار کردن مشکل خواندن، پیشرفت کودک خود را تشویق کنید.

بسیاری از کودکان از خواندن و پیش رفتن با همکلاسی های خود عصبی می شوند، پس سعی کنید به او حسی مانند تسلط بر خواندن بدهید. اگر شما بیرون از فروشگاه هستید و علامتی را می بینید که کودک شما نام آن را می داند مانند لوازم التحریر یا مواد غذایی آن ها را از کودک بپرسید “می توانی آن علامت را برایم بخوانی؟”نام کودک یا هر کسی از اعضای خانواده را بنویسید و از کودک خود بخواهید تا آنها را بخواند. متخصص خواندن و معلم پایه اول کیندی فوست می گوید”اجازه دهید آنها خود را به عنوان یک خواننده ببینند”.

جلوی کودک خود مشکل خواندن او را با دیگر بزرگسالان و یا دوستانش مطرح نکنید.

بهتر است این مشکل بین شما، کودک، همسر شما و معلم یا متخصص خواندن باقی بماند.