مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

حواس پرتی در نوجوانان، معضل بزرگ والدین و راه درمان

حواس پرتی در نوجوانان، معضل بزرگ والدین و راه درمان

نوجوانان که دچار عارضه و اختلال بیش فعالی هستند در زمره نوجوانانی قرار می گیرند که حواس پرتی در ان ها بیشتر است و مشاوره نوجوانان می تواند راهی برای کاهش مشکلاتش باشد.

اما باید گفت که حواس پرتی تنها مختص نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی و یا عدم تمرکز نمی باشد.

بلکه خود حواس پرتی در نوجوانان می تواند به عنوان اختلال مهمی در نوجوانان شناخته شود.

این گونه نوجوانانی که با اختلال در تمرکز و حواس پرتی مواجه هستند معمولا در طول تحصیل با مشکلات متعدد مواجه می شوند.

این ها نمی توانند به خوبی و به راحتی تکالیف خود را انجام دهند و یا اینکه در سر کلاس درس مرتبا حواس آن ها پرت شده و در نتیجه یادگیری در انان به شدت کاهش خواهد یافت.

این دسته از نوجوانان که دچار مشکل حواس پرتی هستند حتی در انجام کارهایی مانند تمیز و مرتب کردن اتاق خود نیز با مشکل مواجه می شوند.

برخی پدر و مادرها ان را به پای تنبلی و کسالت نوجوان خود بگذارد.

اما باید گفت که این دسته از نوجوانان معمولا انرژی بیشتری نسبت به سایر نوجوانان دارند.

همین انرژی بیش از حد در ان ها می تواند سبب این اختلال شده و به این دلیل برقراری تعادلی بین مغز و عملکرد می تواند کمک مهمی در این نوجوانان باشد.

می توان با استفاده از تمرین های خاص روانپزشکی به این مهم در نوجوانان حواس پرت دست یافت.

دانشمندان سال های متمادی گمان می کردند که مغز افراد با سلول های خاص خود به وجود امده وتغییر و اصلاح در  ان امکان پذیر نیست.

هفت مورد اساسی در جهت کم شدن مشکلات شدید خانوادگی

نکته اول:

لازمه به وجود آوردن و حفظ روابط زناشویى سالم این است که هر دو طرف براى خصوصیات، تمایلات و نیازمندی‎هاى یکدیگر ارزش قائل شوند. از این رو تلاش کنید در روابط کلامی، غیرکلامی، احساسی و اقدام‎ها و تصمیم‎گیری‎ها به رفتار و طرز فکر و نیازها و خواسته‌‎هاى همسرتان دقت کنید، حساسیت نشان دهید وجواب صحیح  بدهید و بى‌‎تفاوت نباشید. بنابراین اگر زن یا شوهرى گفت: «همسر من به فکر من نیست، من براى او ارزشى ندارم، او سرش به کارهای شخصی خودش مشغول است و…» این مساله  زنگ خطر به نظر می رسد.

نکته دوم:

زن و شوهر باید معین کنند که از همدیگر چه توقعاتی دارند؟ آنها باید گاه‎گاهى در یک فضاى محرمانه، عاشقانه و صمیمانه به بررسی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر سؤال کنند: «آیا از من رضایت داری؟» «آیا من توانسته‎ام جوابگوی انتظارات تو باشم؟» «نسبت به من چه حسی داری؟» و مانند  آن.
همسران  نباید فکر کنند که این انتظارات و احساسات به قدرى روشن و ,واضح هستند که نیازى به طرح و بیان آنها نیست و همه  اطلاع دارند…..
بنابراین شوهر نسبت به زن و زن نسبت به شوهر باید احساسات و عواطف و انچه ک مورد نیاز دارد را در میان گذارند و به طور واضح  ابراز کنند و براى اصلاح روابط خود کوشش کنند.

نکته سوم:

خطاهاى همدیگر را در حضور دیگران مطرح  نکنید و گذشت و ایثار داشته باشید. گذشت و عفو عنصر اصلى مداوم و استحکام پیوند زناشویى از سوى هریک از زوجین است. لذا ازاشتباهات یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید. در سوره مبارکه نساء آیه 19 به شوهران سفارش شده است که:
«با زنان خود با نیکى و مهربانى معاشرت کنید و از بى‌‎عدالتى و خشونت بپرهیزید».

نکته چهارم:

لازمه به وجود آوردن ، حفظ و پایداری روابط زناشویى سالم و با نشاط این است که فضاى خانواده سالم و آرام‌‎بخش باشد و زن و شوهر از تمسخر یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‎آمیز و کنایه دوری کنند.

نکته پنجم:

در هر زمانی که پیش می‎آید سعى کنید با همسر و اعضاى خانواده‎تان ارتباط رو در رو  و احساسی برقرار کنید و به گفتگو‎هاى خانوادگى بپردازید. قابل  ذکر است که زن‎ها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر احساس رضایت می‎ کنند  و از این روش براى نشان دادن مهر و محبت  خود نسبت به همسرشان استفاده مى‌‎کنند. بنابراین سفارش می‎شود شوهران فعالانه به صحبت‎هاى همسران خود گوش کنند و عکس العمل مناسب نشان دهند.

نکته ششم:

داشتن دیدگاه ‎هاى آرمان‎گرایانه و شاعرانه نسبت به ازدواج و روابط زناشویى از یک طرف و ازدواج‎هایى که براساس لذت های گذرا، جاذبه‎هاى اقتصادی  یا زیبایى صورت می‎گیرد از سوى دیگر، زوج‎ها را بیشتر با سوء تفاهم‎ها، تضادها و… مواجه می‎کند و این گونه پیوندها به سرعت به سستى گرایش پیدا می کند. علت اصلى چنین مسائلی این است که زن و شوهر از یکدیگر انتظاراتى غیر معقول دارند و این امر نیز به برداشت‎هاى اشتباه  از یکدیگر و سرانجام به ارتباطات نا درست ختم می‎شود.

نکته هفتم:

وقتى در زندگى زناشویی، اختلاف‎نظر یا سوءتفاهمى به وجود آید ، به جاى سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر اشتباه مسائل، به شناسایى درست مسئله، علت‎یابى و سرانجام به رفع کردن آن بپردازند. اگرچه بعضی وقتا  یافتن دلیل ، کار ساده‌‎اى نیست و زن و شوهر هر دو وظیفه دارند که از به وجود آمدن سوء تفاهمات و سوء ارتباطات جلوگیری کنند و در اولین زمان ممکن به حل و فصل آنها بپردازند. زیرا سوء تفاهمات به صورت یک فرآیند خراب کننده عمل می‎کنند و حالت پیشرونده دارند. گاهى یک سوء تفاهم کوچک مانند یک گلوله برفى کوچک  به یک بهمن بزرگ تبدیل می‎شود.

منبع: تالار همیاری ایرانیان

برچسب ها: مشکلات خانوادگی ,

مریضی‌ها و تحمل خانواده‌ها از قدیم تا امروز

مریضی‌ها و تحمل خانواده‌ها از قدیم تا امروز

مرگامرگی، اسم مرضی است که از قرن هفتم هجری، توی آب تهران می‌خزید و جان مردمانش را می‌گرفت. ما می‌گوییمش وبا و قربان شهرمان بروم که هنوز بعد قرن‌ها، هم وبا دارد هم آبش آلوده است، هم چه می‌دانم ما را چرا به کشتن می‌دهد از عشقش. حالا این که وبا جان همه مردم ایران را گرفت، ولی تهران را قتل عام کرد یک طرف، آن بی‌خبری مردم عهد بوق از همدیگر و نیامدن خبر کشته‌های شهر‌های دیگر، در سفرنامه‌های خارجی‌ها یک طرف دیگر. یعنی چون تهران تهران بود، داستانش توی شعر‌ها و قصه‌ها بیشتر آمد و یادمان ماند که وبای شهر ری عزرائیل را هم فراری می‌داد و البته شاهان و درباریان و خانزاده‌ها و بادمجان دور قاب چین‌هایی که وقتی آب معدنی نبود، آب گوارای چشمه می‌نوشیدند و به ریش مردم وبازده…، استغفراله.

پس حالا که بحث آب آلوده و وبا و گرمازدگی و کم آبی تهران هست و سالگرد مرگامرگی ترسناک ۱۲۶۱ ق تهران (۱۲۲۴ شمسی)، گفتیم وبا بازی کنیم، از بس که پوست کلفتیم، مثل پدرانمان که خدا می‌داند چطور از پس مرض‌الموت برآمدند و زنده ماندند.

۱- سال وبایی یکی از سال‌های هولناکی بود که تا این اواخر، تاریخ زمان خود به حساب می‌آمد. که هر کسی در معرض تعرض آن قرار می‌گرفت، دچار بیماری شده و در کمتر از دو ساعت با…. تلف شده بود. مرگ و میر این سال به جایی می‌رسد که نعش‌ها در کنار کوچه و بازار، چپ و راست، هیزم‌وار دسته کرده را با گاری حمل می‌کنند و مردم با وجود خیراندیشی و ثواب‌خواهی…. باز از کفن و دفن آنها عاجز می‌مانند و سالی دیگر در زمان احمد شاه، بلدیه بابت کفن و دفن ]مرده یکی هفت قران[ دوازده هزار تومن به کنراتچی گورستان بدهکار می‌شود.

۲- شهری که کوچه‌هایش به قول شهری و بقیه قدیمی‌ها، آلوده به اجساد حیوانات است و خاک و کاه گل بام‌هایش به آبراه‌هایش می‌ریزد و آب حمام و آب انبارهایش سالی یک بار عوض می‌شود. شهری که خود مرده‌ها را هم در آب می‌اندازند و تنها دوا و دارویی که به مریض‌هایش می‌دهند هندوانه و لیمو است و آب دعایی و نبردن اسم وبا جلوی بچه‌هایی که دارند دسته دسته می‌میرند. شهری که به قول قدیمی‌ها صاحاب ندارد و شاه و دار و دسته‌اش از بابای مظفرالدین شاه گرفته تا نوه جانش احمد، همگی آب جوشانده و از ییلاق آمده نوش می‌کنند و بعد هم دسته جمعی فراری می‌شوند تا کنار مریض‌ها و مرده‌ها نباشند. شهری که لیموی یک من سه قرانش شده چارکی بیست تومان، دیگر چه اسمی بگیرد، بهتر از شهر وبایی و شهر سمی، که می‌گویند نسیمش مرگ می‌آورد در آن سال‌های ترسناک.

۳- دیدم سحرگهی ملک الموت را که پای

بی کفش می‌گریخت ز دست وبای ری

۴- اصلا تهران همیشه کم‌آب بود، از زمان ناصر خسرو تا امروز و باد شهریارش، هم وبا می‌آورد و هم مرض موت و مردم را فراری می‌داد. می‌گویند باد شهریار که می‌وزید، توفانی از گرد و غبار می‌آورد و گرد و غبار و کثافت و بیماری که حتی آب قنات‌ها را دست نخورده باقی نمی‌گذاشت. این وسط هوای شمیرانش خنک‌تر بود و آبش زلال و روان و این شمیران جای کی‌ها بود، آب چشمه‌هایش توی قوری کی‌ها می‌ریخت و نان سفیدش توی سفره کی می‌رفت؟ از ما بهتران که نبودند، که هم طولوزان حکیم فرانسوی به دادشان می‌رسید، هم آب شربت سکنجبینشان با ظرف در بسته می‌رسید، خب لابد از ما بهتران بودند دیگر شازده قَشَمشَم با سم و بال و شاخ جنی.

۵- ۱۰ شعبان ۱۳۲۶ قمری، (۱۲۳۲شمسی)خاطرات ریشار خان سفیر فرانسه در تهران

۲۴ ژوئیه که من به شهر آمده بودم، شاه به واسطه وبایی که بروز نموده از نیاوران کوچ نموده توی کوه‌ها رفت… ۳۱ ژوئیه، امروز در کوچه‌ای که منزل دارم یکصد و بیست نعش وبایی شمردم که به قبرستان می‌بردند….

۶- می‌گویند اصلا وبا از هند به ایران آمد، وقتی هندی‌های وبا زده در ۱۲۳۲ قمری (یا ۱۱۹۶ شمسی)، مرده‌ها را توی دریا ریختند و دعا کردند مرض از سرشان دست بردارد، بعد هم مرض به آب‌های ایران رسید و درست ۱۹۳ سال پیش شروع کرد جان مردم بوشهر و شیراز را گرفتن، بعد هم چون مردم سوزاندن جسد و لباس مرده را بلد نبودند و باز آب آلوده می‌خوردند و کسی هم نبود نجاتشان بدهد، مریضی به تهران و بعد گیلان و مازندران رسید و انگار ماند و هر سال عده‌ای را در فصل گرما کشت. تاریخ می‌گوید در شعبان ۱۲۶۹ قمری، روزی ۱۳۰ نفر در تهران تلف می‌شد و کسی هم چاره‌ای نمی‌کرد، این وسط فقط اسم یک نفر هست که دل آدم را خوش می‌کند؛ امیر کبیر که در دوره صدارت کوتاهش یک کار خیر دیگر هم کرد، جزوه قواعد معالجه وبا منتشر کرد و عده‌ای را نجات داد، وگرنه به قول امین الضرب تاجر مشهور عهد ناصری، این تلفات همه از ناخوشی وبا نبود، بلکه مردم ایران ناخوش و آماده بودند که چنین زیاده از اندازه مردند.

۷- در سال۱۸۵۶ (یا ۱۲۳۵ شمسی) بیمارى وباى سختى در ایران و تهران بروز کرد و هر کس دو پا داشت و مى‌توانست فرار نماید، براى حفظ جان خود از پایتخت فرار نمود.

مردم چنان مى‌مردند که گویى برگ از درخت مى‌ریزد و با این که در تهران آمارى براى تعیین شمار بیماران وجود ندارد، مع‌ذالک من تصور مى‌نمایم که بیش از یک سوم سکنه تهران بر اثر وبا مردند.

۸- اما جزوه معالجه چی بود، مسافرى که علامت درددل یا ناخوشى معده و امعاء مثل اسهال و تهبج و باره زبان و فرورفتگى چشم در آنها مشاهده مى‌شود، باید چند روز ایشان را نگهدارى نمایند تا معالجه نموده، مرضشان را قلع و قمع نمایند. بعد هم لباس‌های مرده را بسوزانید، قرنطینه کنید، آب جوشیده بخورید، میوه جوشیده بخورید و… جزوه را دست کدخدایان، روحانیون و بزرگان محلات و شهرها دادند، اما مردمی که حالا قحطی هم می‌دیدند، از خیر گوشت خر و گربه هم نمی‌گذشتند، چه برسد به میوه نشسته. می‌گویند در قحطی تبریز مردم کلاغ خوردند و در شیراز شتر از زیر پای صاحبش کشیدند و هزار تکه کردند. بعد هم مردند البته، در تهران هم هجوم بردند به شمیرانات به هوای خنکی هوا و از شدت شلوغی و ازدحام زیر دست و پا له شدند یا به قول اعتمادالسلطنه، وزیر سال وبایی زمان ناصری روزی ۱۶۰۰ نفرشان تلف شدند، از گرسنگی و درد و البته شاهشان هم  در روز بیست و چهارم ]۱۳۱۰ شعبان[ با مختصری از حرم به سمت شهرستانک تشریف بردند…

اصلا به گفته همین وزیر در تهران انگار پارچه سفیدی روی قبرستان کشیده بودند، از ازدحام کفن‌ها تا این که طبیبان اروپایی سر خود به داد مردم رسیدند، آن هم با دوا و درمان سرپایی و زورکی چون به قول طولوزان طبیب فرانسوی دربار، یا قبل‌تر از آن دوگوبینوی سیاح، مردم ما فکر می‌کردند بلا را خدا فرستاده و حقشان هم هست.

۹- در همان روزهاى اول که بیمارى بروز مى‌کرد، از طرف سفارت فرانسه براى جلوگیرى از توسعه بیمارى اقداماتى شد. منجمله ما به دربار تاکید کردیم که به وسایل مقتضى به مردم بفهمانند که به هیچ وجه آب خام ننوشند و همواره آب را پس از این که ۱۵-۱۰ دقیقه جوشید میل نمایند، ولى هیچ کس به این حرف گوش نمى‌داد و مردم مثل همیشه آب‌هاى جوى را مى‌نوشیدند. ما به وسیله جارچى‌هاى دربار به مردم گوشزد کرده بودیم که البسه اموات را بسوزانند و تا آنجا که ممکن است آب‌هاى مشروب را نیالایند و در چاه‌ها مرتبا آهک بریزند. ولى مردم به اقدامات بهداشتى ما توجه نداشتند و مى‌گفتند که مرض از طرف خدا مى‌آید، اگر خدا خواست ما خواهیم مرد، وگرنه زنده خواهیم ماند. دیگر از یادآورى‌هایى که ما کردیم، این بود که مردم مطلقا سبزى خام نخورند و از خوردن میوه تا آنجا که ممکن است خوددارى نمایند و در صورتى که میل به خوردن میوه دارند، آن را با شکر بجوشانند، لیکن این حرف‌ها در گوش کسى اثر نمى کرد.

به زودى چند تن از اطرافیان ما از بیمارى وبا مردند و من که وضع را چنین دیدم، براى فرار از این مرض تهران را ترک کردم.

(باز هم کنت دو گوبینو فرانسوی ۱۵۴ سال پیش)

۱۰- پزشکان گفته‌اند وبا تباهی باشد که عارض جوهر هوا گردد و آن یا به واسطه عوارض آسمانی است و یا بر اثر حوادث زمینی مانند آبی که کیفیت آن دگرگون شده و یا وجود مردار و امثال آن و… در این صورت این‌که گویند هوای بسیط متعفن نشود بی اصل است. برخی گفته‌اند و با طاعون است، مرضی است عمومی و مسری که حیوانات و آدمیان بدان گرفتار می‌شوند و خداوند وبا را برای تنبیه قوم اسرائیل می‌فرستاد.

۱۱- وقتی امیرکبیر قانون گراختین یا قرنطنیه زایرین عراق و عربستان را وضع می‌کرد و آبله‌کوبی را باب می‌کرد، خبر نداشت که به زودی سرش را زیر آب می‌کنند و میرزا آقا خان نوری می‌آید که حوصله گراختین بازی ندارد و اعتمادالسلطنه، نوه قاتلش هم در دفتر خاطراتش می‌نویسد که در وبای ۱۳۱۰ قمری؛ سلطان عثمانی از جیب خود ۱۵۰ هزار لیره خرج قرانتین حدود خود نمود که رعیتش را سالم بدارد. این نوع حفظ جان رعیت را می‌کنند.

۱۲- ۱۳۲۶ قمری

شاهزاده فرار کرده وزرا و اعیان هم به دنبالش، مردم را سرگردان بر جاى گذاردند. گاه دیده مى‌شد چند نفرى به خیال این که با عنصرى دیوانه و متجاوز رو‌به‌رو شده‌اند، در کوچه‌ها مى‌دویدند و فریاد برمى‌آوردند، این ناخوشى پدر سوخته کجاست؟ جرئت دارد بیاید جلو تا حسابش را برسیم و گاه از سحر تا شام با دسته توپ‌چیان به کوه مى‌روند تا با غرش توپ و صداى شیپور، همراه فریاد هزاران نفر، وبا را از خود برانند و این حالت دهشت نفرت‌بارى بر آن مى‌افزود.

۱۳- وبا چه وبای ناصری بود که شاه از ترسش نذر آش ییلاقی کرد و به قول طولوزان فرانسوی، پدر همه را درآورد، چه مظفری بود که می‌گویند از باد سام، یا باد سمی تهران نشئت گرفت، چه وبای احمد شاهی و قحطی بعد از جنگ جهانی‌اش…. فرقی نداشت، همه این وبا‌ها عین هم جان مردمان بگرفتند و بخوردند، اما نمی‌دانم چطور و چرا تهران همان جوری که بود، ماند با خاطراتش و باد آلوده و آب سیاهش که می‌گویند به خوشمزگی این آب در هفت بلاد آب خوردنی پیدا نمی‌شود، همین هم هست که ما هی می‌خوریم و هی می‌میریم.

هفت راهکار برای بازیابی اعتماد به نفس پس از طلاق

ارزش خود را حفظ کنید و از راهی دیگر قوی تر به زندگی تان ادامه دهید

طلاق دردناک است و خلاص شدن از این درد کار دشواری است. ولی برای بعضی از افراد طلاق می تواند تاثیرات منفی در اعتماد به نفسشان داشته باشد.

ولی نباید این اتفاق بیافتد.

در اینجا چند نکته برای حفظ اعتماد به نفستان در این مرحله‌ی گذار زندگی ارائه شده است:

  1. از فکر کردن در مورد طلاق به عنوان یک شکست دست بردارید. ازدواجتان دوامی نداشته و به پایان رسیده است، و مانند شما بسیارزیاد هستند، امروز ه طلاق بیشتر از قبل در جوامع مختلف بخصوص ایران صورت می پذیرد.

به یاد داشته باشید که جرأت آشنایی با آن را داشته باشید حتی اگر این آشنایی کار آمد نیست و باعث رنج شما می شود. فکر کردن در مورد طلاق به عنوان انتقال به مرحله ی دیگری از زندگی تان- باعث می شود که شما برای مرحله ی بعدی تجربه ی بهتری داشته باشید.

  1. برای انچه از دست داده اید غصه بخورید. اگر شما مدام سعی در نادیده گرفتن قسمت های خوب ارتباط داشته باشید (مطمئنان قسمت های خوبی هم وجود داشته است)، تا زمانی که این کار را می کنید غصه دار خواهید بود.

بگذارید برای قسمت های خوب ارتباط هم دلتان تنگ شود. بنابراین این احساسات از شما عبور می کنند و پراکنده می شوند، و جای جدیدی برای احساسات جدیدی فراهم می شود.

  1. اجازه ندهید که احساسات شما رفتارتان را تحت تاثیر قرار دهد. عصبانی بودن از همسر سابقتان یک چیز است و به دادگاه رفتن به خاطر آن چیز دیگری است. از دست دادن یک نفر هیچ تاثیری در شرایط ندارد؛ به خاطر سپردن آن هم به همین صورت است. احساس دوست داشته نشدن هم دردناک است. پیدا کردن یک رابطه ی جدید می تواند درد را طولانی کرده و دو برابر کند.

از روی احساسات که ممکن ایت موقتی باشند عمل نکنید. به جای آن، بر اساس ارزش های خود عمل کنید، در صورت وجود کودکان به انها عشق بورزید، و به اهدافتان فکر کنید.

مشکلی نیست که در ذهنتان به جلو و عقب بروید، ولی اینکه شما در زندگی واقعی تان بر طبق احساساتتان عمل کنید دنیای شما را ویران خواهد کرد. بر روی رفتارتان کنترل داشته باشید این کار شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

هفت راهکار برای بازیابی اعتماد به نفس پس از طلاق

  1. این تصور را نداشته باشید که کودکانتان آسیب جبران ناپذیری دریافت کرده اند. تحقیقات نشان داده است که زندگی کردن با والدینی که به صورت مکرر با یکدیگر درگیر هستند به کودکان آسیب می زند. اگر ازدواج شما سطح بالایی از درگیری را دارد، طلاق شما می تواند به کودکانتان آرامش بیشتری ببخشد.

ولی توجه داشته باشید: چگونه طلاق گرفتن شما می تواند تاثیر خوبی بر روی کودکان داشته باشد…

  1. هیچگاه در مقابل کودکانتان از والد دیگر بدگویی نکنید. مهم نیست که همسرتان چه کاری انجام داده است، بد دهنی در مقابل کودکان تنها باعث خراب شدن رابطه ی شما با کودکتان می شود. این گونه صحبت کردن به احساسات او آسیب خواهد زد.

خواه همسر سابقتان والد کودک باشد یا نه، همچنان در مورد کلماتی که در مورد در مقابل فرزندتان به کار می برید دقت کنید. شما کسی هستید که انتخاب کرده اید که با این شخصیت باشید؛ از احساس اعتماد به نفستان و احساسات فرزندانتان به وسیله ی اجتناب کردن از صحبت کردن بد در مقابل کودکانتان در مورد همسر سابقتان، حفاظت کنید.

  1. به بدنتان برسید. اگر شما قبلا به بدنتان توجه نمی کردید، بعد از طلاق فرصت مناسبی برای شروع است به پزشکتان مراجعه کنید.

اگر شما کار فیزیکی انجام می دهید یا ورزش می کنید خیلی مهم است که این کار را ادامه دهید.

تمرینات ورزشی باعث ایجاد احساس خوبی می شود. پس برای این کار برنامه ریزی کنید و هدف داشته باشید. با همه ی اتفاقاتی که رخ داده است شما شایستگی داشتن احساس خوب را دارید. یک برنامه ی تناسب اندام یا یک هدف جدید مانند یک ماراتن کوتاه می تواند خلق شما را بهبود بخشیده و اعتماد به نفستان را افزایش دهد.

  1. در جستجوی حمایت باشید بخصوص اگر بعد از طلاق احساس دوست داشته نشدن می کنید. به دنبال یک درمانگر مهربان باشید، و در مورد اتفاقی که در ازدواج شما رخ داده است صحبت کنید.

زیرا بار احساس گناه، شرمساری، یا احساس بی ارزشی رفتن مواردی هستند که می تواند برای شما اتفاق بیافتد و شما باید برای این اتفاقات کاری انجام دهید.

زمانی که شما به اتفاقاتی که برای شما به دلیل طلاق اتفاق افتاده است رسیدگی کنید شما می توانید بر سرنوشت خود احساس کنترل داشته باشید.

شجاعت توجه و نگاه کردن به مسائل درونی تان، و انجام دادن برخی از موارد بالا، شما را متقاعد خواهد کرد که شما شجاع، انسانی در حال رشد هستید- کسی که استحقاق محبت و احترام و اعتماد به نفس را دارد.

 

منبع: com.مشاوره-آنلاین

کاخ ابراهیم پاشا استانبول + تصاویر

کاخ ابراهیم پاشا استانبول : یکی از زیباترین و جذاب ترین جاذبه های گردشگری استانبول در میدان سلطان احمد در منطقه فاتح، کاخ ابراهیم پاشا می باشد. این کاخ امروزه به یکی از موزه های هنر اسلامی و ترکی تبدیل شده است. این کاخ موزه در قرن شانزدهم میلادی ساخته شده و در ابتدا قصر مسکونی شخص ابراهیم پاشا، وزیر سلطان سلیمان عثمانی بود. کاخ ابراهیم پاشا نیز یکی از بزرگ ترین سازه های دوران عثمانی بوده و از آثار بسیار مهمی است که از قرن نوزدهم تاکنون نگهداشته شده و مورد توجه بسیاری از توریست ها و گردشگران تور استانبول قرار گرفته است. alasttours.net_up_uploads_1545683860.jpg تاریخچه کاخ ابراهیم پاشا استانبولاین کاخ ابراهیم پاشا نمادی از معماری قرن شانزدهم میلادی می باشد. کاخ ابراهیم پاشا در زمین های میدان تاریخی هیپودروم که بوسیله امپراتوری بیزانس ساخته شده، قرار دارد. ساخت این کاخ به زمان امپراتوری سلطان بایزید بازمیگردد. این قصر بزرگ و باشکوه بوسیله سلطان سلیمان عثمانی برای ابراهیم پاشا و همسر ابراهیم پاشا، خدیجه سلطان خواهر سلطان ساخته شد. کاخ ابراهیم پاشا در طول زمان شاهد اتفاقات بسیار بوده از جمله شورش ها، نافرمانی های مدنی، جشن های عروسی، فستیوال های عمومی و ... بوده. همینطور بعد از اعدام ابراهیم پاشا نیز به دستور سلطان سلیمان و تحریک کردن خرم سلطان، مدتی منزل مسکونی بعضی از وزرای عثمانی بود. بعد از آن نیز تغییر کاربری داده و به یک سفارتخانه، زندان، اقامتگاه نظامی، اقامتگاه نوازندگان ارتش عثمانی و ... تبدیل شد. همینطور بعد از منقرض شدن امپراتوری عثمانی و اعلام جمهوریت در ترکیه، این کاخ کاملا فراموش شد. اما در سال 1938 میلادی، یک معمار به اسم سدات چتین تاش این کاخ را قبل از اینکه تخریب شود نجات داد. بعدها در سال 1983 میلادی نیز این کاخ به یک موزه هنرهای اسلامی و ترکی تبدیل شد. alasttours.net_up_uploads_1545708094.jpg آثار موجود در موزه هنرهای اسلامی و ترکی استانبولاین موزه آثار دیدنی و بسیار زیبایی از جمله خوشنویسی، کتیبه ها، فرش ها، قالی و همینطور آثاری هم از قوم های بیابانگرد و چادرنشین دارد. در کاخ موزه ابراهیم پاشا آثار تاریخی هر دوره ای در قسمت ها و غرفه های جداگانه نگهداری می شوند. در این قصر باشکوه میتوان تمام آثارهای مختلف اسلامی که متعلق به دوران عثمانی بین قرن چهارده تا بیستم میلادی بوده و همینطور دوره سلجوقی بین قرن یازدهم تا سیزدهم میلادی و دوره های قبلی آن یعنی قرن هشتم را دید. به طور کلی این موزه به چند قسمت خط و خوشنویسی، قالی و گلیم، مهر و سکه، آثار و کتیبه های سنگی، قوم شناسی، سفال و سرامیک و قسمت چوبی تقسیم می شود. alasttours.net_up_uploads_1545754300.jpg ساعت بازدید و هزینه ورود به کاخ ابراهیم پاشا استانبولتوریست ها و گردشگران تور لحظه آخری استانبول میتوانند هر روز هفته از ساعت نه صبح تا پنج بعد از ظهر از این کاخ موزه جذاب دیدن کنند. همینطور هزینه ورودی برای هر نفر 25 لیر بوده اما کودکان زیر شش سال میتوانند رایگان از این مجموعه دیدن کنند. alasttours.net_up_uploads_1545741931.jpg دسترسی های نزدیک به کاخ ابراهیم پاشا استانبولدسترسی راحتی برای توریست ها و گردشگران تور ارزان استانبول به این کاخ موزه هست. ارزان ترین دسترسی به این کاخ خطوط مترو تراموای استانبول است. ایستگاه متروی سلطان احمد نیز تنها دویست متر و ایستگاه تراموای جانکورتاران فقط با یک کیلومتر فاصله از کاخ ابراهیم پاشا استانبول قرار گرفته اند.
 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: ‏چهارشنبه ساعت 14:42