مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

هشت عادت کسانی که از افسردگی پنهان رنج می برند

افسردگی همچون هیولایی در درون ما کمین می کند تا افکار و انرژی ما را تسخیر و زندگی را به کام ما تلخ کند. افسردگی اغلب پنهان و غیر قابل تشخیص است. کسی که از افسردگی پنهان رنج می برد اگرچه همواره با هیولای درون خود درگیر است اما این مسأله در ظاهر عیان نیست. گاهی کسانی که دچار افسردگی هستند مشکلات خود را از دوستان، خانواده و نزدیک ترین همدم خود پنهان می کنند. ممکن است آن ها در مقابل شما لبخند به لب داشته باشند اما در درون خود در حال غرق شدن هستند. در ادامه به هشت عادت کسانی می پردازیم که از افسردگی پنهان رنج می برند.

۱- دیگران را مجاب می کنند که شاد هستند و حتی ممکن است در ظاهر سرحال به نظر برسند

این تصور که افراد مبتلا به افسردگی همیشه غمگین به نظر می رسند یا شخصیت افسرده ای دارند کاملا اشتباه است. افسردگی چیزی بیشتر از یک حالت روحی است. افراد افسرده اغلب یاد می گیرند که حالت خود را تغییر دهند و گاهی به نظر می رسد که آن ها شادترین کسانی هستند که در زندگی خود دیده اید. این مسأله در حقیقت به دلیل آن است که این افراد فارغ از آنچه که در درون شان می گذرد، تلاش می کنند در ظاهر چهره ای مثبت از خود نشان دهند. آن ها مایل نیستند دیگران را درگیر مشکل خود کنند، حتی اگر به این ترتیب مجبور باشند رنج خود را پنهان کنند و در تنهایی غرق شوند.

چستر بنینگتون خواننده ی مشهور گروه لینکین پارک از کسانی بود که از افسردگی پنهان رنج می برند. طبق گفته های همسرش تالیندا، بنینگتون تنها ۳۶ ساعت پیش از خودکشی، با فرزندانش بازی می کرد و لحظات شادی با آن ها داشت. تالیندا حتی در حساب توییترش ویدئویی از آخرین لحظات زندگی بنینگتون منتشر کرد. با وجود افسردگی پنهان ممکن است همه چیز عادی به نظر برسد تا آنکه دیگر به قدری دیر می شود که کاری نمی توان کرد.

۲- ممکن است عادت هایی برای مقابله با رنج خود داشته باشند
اگر کمک مناسبی به شخص افسرده صورت گیرد افسردگی قابل درمان خواهد بود. روان درمانی، استفاده از داروها و حتی صحبت با خانواده و دوستان می تواند به فرد مبتلا در مقابله با رنج خود کمک کند. با این حال، کسانی که از افسردگی پنهان رنج می برند اغلب عادت هایی در سبک زندگی خود دارند که به آن ها کمک می کند رنج خود را تسکین بخشند. این کار می تواند هر چیزی باشند؛ از موسیقی و ورزش گرفته تا رانندگی، پیاده روی، حمام کردن یا خوابیدن. آن ها این کار را انجام می دهند تا خود را از غرق شدن در احساسات شان نجات دهند.

۳- عادات غذایی و خواب آن ها طبیعی نیست

بدن انسان به خواب و تغذیه نیاز دارد و هر دو از عوامل اساسی در حفظ سلامتی هستند. ذهن انسان قادر است این دو عامل را کنترل کند اما افسردگی این توانایی را از بین می برد و در فرد نوعی احساس خفگی ایجاد می کند. این مسأله باعث می شود چنین افرادی در خواب و تغذیه ی خود افراط کنند چون با این کار احساس می کنند قادرند دست کم کنترل چیزهایی را در زندگی خود دوباره به دست گیرند. عکس این مسأله یعنی بی خوابی یا بی اشتهایی هم ممکن است.

۴- از اینکه عزیزان شان آن ها را ترک کنند وحشت دارند

کسانی که از افسردگی پنهان رنج می برند مشکلات زیادی در روابط عاطفی خود دارند. این افراد همواره از اینکه باعث دردسر محبوب شان شوند ترس دارند. آن ها تصور می کنند اگر شریک عاطفی شان را وارد زندگی خود کنند و به آن ها اجازه دهند مشکلات شان را ببینند، شریک عاطفی شان آن ها را ترک خواهد کرد. اگرچه در مواردی افراد به دلیل فشار بیش از اندازه ای که بر آن ها است رابطه ی عاطفی خود را بر هم می زدند، اما این مسأله تقصیر آن ها نیست. با این وجود، فرد مبتلا احساس می کند ترک شده است.

arooziato.com_wp_content_uploads_2018_04_Untitled.jpg

۵- مستعد هستند

افسردگی پنهان می تواند گریبانگیر هر کسی شود. تاریخ نشان می دهد هنرمندان و موسیقیدان های مشهور و حتی رهبران دنیا دچار این مشکل بوده اند. کسانی که به افسردگی مبتلا هستند با وجوه منفی و مثبت احساسات خود درگیر هستند. اگرچه بسیاری از ما خود واقعی این افراد را نمی توانیم ببینیم، اما ممکن است آن ها توانایی هایی داشته باشند که فراتر از تصور ما است. شاید آن ها زیر بار سنگین احساسات شان در رنج باشند اما قادرند از میان سایه های تیره و تار احساسات شان، زیبایی را به تصویر بکشند.

۶- همواره به دنبالی هدفی در زندگی هستند

همه ی ما در زندگی خود هدفی داریم و با گذشت زمان مایلیم بدانیم که آیا در مسیر درست قرار گرفته ایم. اینکه عزیزان مان موفقیت های حال حاضر زندگی مان را تأیید کنند اتفاق خوبی است. متأسفانه، اشخاص افسرده به سختی می توانند از خود درونی شان رضایت داشته باشند. احساس پوچی و ترس به آن ها انگیزه می دهد بیش از دیگران به دنبال یافتن هدف حقیقی شان باشند. این مسأله به دلیل آن است که آن ها همواره به دنبال شادی هستند.

۷- کمالگرا هستند و درک متفاوتی از مواد دارند

افرادی که از افسردگی رنج می برند همیشه به دنبال عشق و محبت هستند. با این حال، وقتی متوجه می شوند از هر نظر بی نقص نیستند، از خواسته ی خود به کلی امتناع می کنند. چون اگر به دیگران نشان دهند که بی نقص نیستند به این ترتیب آسیب پذیری آن ها و آنچه که ضعف خود می دانند برای دیگران آشکار خواهد شد.

علاوه بر این، کسی که دچار افسردگی است می داند که چه موادی را وارد بدنش می کند. مشروبات الکلی برای چنین افرادی آرامش بخش هستند، در حالی که کافئین و قند آن ها را سرحال می کنند. همچنین آن ها می دانند کدام داروها بیشترین تأثیر را بر آن ها دارند، چون تغییر افکارشان به آن ها کمک می کند رنج خود را از یاد ببرند.

۸- در پنهان کاری تبحر دارند

مقابله با افسردگی کار دشواری است. بسیاری از افراد مبتلا برای تسکین رنج شان به خود آسیب می زنند. اگر تا به حال قصد داشته اید به خود صدمه بزنید، باید فورا به دنبال کمکی برای حل مشکل خود باشید. با این کار تنها به جسم خود آسیب نمی زنید، بلکه نزدیکان شما هم از این مسأله آسیب خواهند دید. خودزنی همیشه با درد همراه نیست. این کار می تواند به سادگی حذف صبحانه یا شام از برنامه ی روزانه باشد. این افراد اغلب توجیه هایی برای کار خود دارند که به اندازه ی کافی مجاب کننده است و باعث می شود اطرافیان شان متوجه مشکل اصلی نشوند.

نکته ای که لازم است در مورد افسردگی بدانیم آن است که افراد مبتلا به افسردگی همواره احساس تنهایی می کنند. آن ها به عشق و پذیرش دیگران نیاز دارند تا به آن ها در غلبه بر هیولای درون شان کمک کند. این فرآیند دشواری های زیادی دارد اما شاید بتوانید با کمکی اندک زندگی آن عزیزان یا نزدیکان تان را که دچار این مشکل هستند نجات دهید. اما کسانی که خود دچار افسردگی هستند می بایست احساسات شان را با عزیزان شان در میان بگذارند و درباره ی آن صحبت کنند. نشان دادن اینکه نیازمند کمک هستید یک ضعف محسوب نمی شود.
 

موضوعات مشابه

تجربه ی آسیب زا یا تروما در کودکی ۱

 ۸ تصور غلط ازآسیب های روانی یا تروماهای دوران کودکی

تروما یا آسیب روانی چیست؟ شما تروما را چگونه توصیف می کنید؟ اگر شما در معرض تروما قرار بگیرید، می دانید چگونه آن را تشخیص دهید؟ ممکن است بگویید چیزی مانند تروما، یک تجربه ی منفی و ناخوشایند است که شما نمی توانید آن را فراموش کنید و یا تغییر دهید. ممکن است من به شما امتیاز A+ بدهم اما همچنین شما را به چالش می کشم تا موقعیت های مختلفی را که در آن تروما رخ می دهد و بر قربانی تاثیر می گذارد، مد نظر قرار دهید.

به عنوان مثال، همه ما می دانیم که کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته و نادیده گرفته شده یا چیز وحشتناکی را دیده است به احتمال زیاد در معرض تروما قرار می گیرد. اما آیا یک کودک سه ماهه را که به شدت مورد بی توجهی قرار گرفته است را هم تروما دیده در نظر می گیرید؟ آیا فکر می کنید که یک بزرگسال که سابقه ی تروما دارد، هنوز هم از تروما رنج می برد؟

این سوالات در این مقاله و مقاله بعدی در همین زمینه پاسخ داده خواهند شد.

برای مطالعه بیشتر:

کمک به کودکان بعد از آسیب روانی

هفت نشانه استرس زیاد در خانواده شما

در اغلب موارد مساله این است که کودکی که تروما دیده است درون خود محبوس شده و اغلب نسبت به بیرون آمدن از زندان درونی خود ترس دارد. چرا آنها می خواهند بعد از روبرو شدن با یک تجربه ی تکان دهنده از “پنهان شدن” بیرون بیایند؟ اغلب کودکان نسبتا ترجیح می دهند پنهان باقی بمانند.

ارتباط بین مغز و بدن

متاسفانه، برخی از بزرگسالان ممکن است همچنین پنهان باقی بمانند. ترس و اضطراب می تواند شما را فرا بگیرد و برای سالها شما را اسیر کند. بسیاری از کودکان تروما دیده، تبدیل به بزرگسالانی ترسو و مضطرب می شوند که با افسردگی و عدم اطمینان دست به گریبان هستند. دیگر بزرگسالان به سادگی تبدیل به افرادی کمال گرا می شوند که نمی توانند آرامش بگیرند و یا از زندگی لذت ببرند  چرا که همه چیز می بایست کامل باشد و اشتباه اصلا مجاز نیست.

تروما یک پدیده ی بسیار پیچیده است که با بیولوژی/ژن ها، تاثیرات محیطی و فیزیولوژی در هم تنیده است. مواد شیمیایی موجود در مغز و بدن در شرایط تروما، برای ایجاد تغییرات واقعی و پایدار در مغز، با همدیگر متعاملا فعالیت می کنند. به عنوان مثال، انسان ها یک هورمون استرس در بدن دارند که با عنوان کورتیزول شناخته می شود و زمانی که کورتیزول از کنترل خارج شود، بدن در معرض استرس قرار می گیرد و مغز به طرق منفی پاسخ می دهد. بدن دوره هایی از “فروپاشی های خفیف” و یا “تحمل رنج” را تجربه می کند. با تمام تغییرات فیزیولوژیکی به علاوه ی تجربه ی ذهنی افراد از تروما، فرد گوش به زنگ تر شده و در برخی از موارد در مورد اعتماد به دیگران به مشکل بر می خورد. مجموعه ای از تغییرات روانی و عاطفی رخ می دهد و عملکرد زندگی روزمره را برای بسیاری از افراد در معرض تروما بسیار سخت و حتی گاهی عملا غیر ممکن می کند. هر چه کودک در معرض تروما کوچکتر باشد، اثرات تروما بدتر خواهد شد. این به این معنی نیست که بزرگسالان و یا کودکان بزرگتر نمی توانند تجربه ی استرس و اختلال بزرگتری را در وضعیت های تروماتیک داشته باشند. اما بر اساس دانش عمومی، هر چه کودک کم سن تر باشد، اثرات تروما شدیدتر می شود. خوشبختانه، بسیاری از کودکان بسیار مقاوم هستند و با درمان و دریافت عشق و محبت، می توانند قوی تر از قبل بشوند.

  • عوامل محیطی

به منظور دستیابی به اهداف این بحث، بیایید نگاهی به عواملی داشته باشیم  که فرد در حال تجربه ی تروما (یا فردی که قبلا تجربه ی تروما داشته است) را تحت تاثیر قرار می دهد:

عوامل محافظتی:

– سیستم حمایتی

– ثبات اقتصادی

– سلامت خوب احساسی و روانی

– مهارت های مثبت مواجهه

– ارتباط با جامعه مانند مدرسه، کلیسا و یا گروههای جوان/ حمایت کننده

– ارتباط های اجتماعی و یا خانوادگی

– محیط آموزشی و یا دانشگاهی

– اشتغال و

– مهارت های حل مشکل

عوامل خطر:

– وضعیت های نا مناسب اجتماعی- اقتصادی

– سوء مصرف مواد مخدر

– سلامت روان کم و یا عدم فعالیت های احساسی

– مشکلات مالی

– سبک مقابله ی ضعیف

– واکنش دیگران به تروما

– عدم وجود سیستم حمایتی

– عدم وجود اشتغال

– مورد آزار و اذیت قرار گرفتن

– زندگی در وضعیت هایی که امکان مواجهه با تروما را افزایش می دهند

– عزت نفس پایین

– عدم هویت

– خشونت خانگی و یا سوء استفاده ی جنسی و

– عملکرد تحصیلی ضعیف

 

هر دوی عوامل خطر و عوامل محافظتی تاثیرات زیادی بر تجربه ی ترومایی دارند که بر فرد اثر خواهند گذاشت. با تعدادی از عوامل محافظتی در دسترس، افراد به احتمال زیاد، مقاوم تر بوده و امکان بازگشت به شرایط قبل از تروما دارند. به آن این گونه فکر کنید: عر چه فرد عوامل محافظتی بیشتری را در اختیار داشته باشد، اثر تروما به همان میزان کمتر می شود. به همین دلیل است که کودکی که به شدت توسط والدین مورد آزار و اذیت قرار گرفته و نادیده گرفته شده است، می تواند به خوبی تروما را تحمل کرده و با پدربزرگ و مادر بزرگ خود از مساله گذر کرده و در خانه، مدرسه و جامعه بخوبی رفتار کند. عامل محافظتی یک سیستم حمایتی است که عشق و همدردی را نشان می دهد و برای کمک به کودک برای دستیابی به موفقتی اختصاص داده شده است. با این حال، مورادی وجود دارند که در آن فرد تروما دیده دسترسی به عوامل محافظتی دارد و همچنان با پیامدهای آن تروما دست و پنجه نرم می کند. این مورد بایستی یک ترومای پیچیده در نظر گرفته شود چرا که تاثیر آن تروما و نیز درمان آن پیچیده است.

 

زندگی چند ساله و ازدواج مجدد

سلام من یه مرد 56 سالم چند ساله از زنم طلاق گرفتم بچم ندارنم یعنی خیلی ما رابطه نداشتیم شاید باورتون نشه ولی ادم بسیار سرد دیگه نتونستم ادامه بدم حالا عاشق خانمی شدم و اون هم منو دوست داره که تقریبا 14 سال اختالاف سنی داریم و همه به من میگم دیگه توی این سن زشته برای تو ولی منم حق زندگی دارم من چیز یاز زندگیم نفهمیدم حالا که می خوام لذت ببرم میگن درست نیست چرا اخه درست نیست ؟ پاسخ داده شده 10 ساعت قبل توسط دکتر روانشناس حرفه ای (85,040 امتیاز)

با سلام

دوست عزیز

ببینید شما به دلیلی انتخاب اشتلاهی داشتید و خب به واسطه اون انتخاب  با شرایطی رو به رو شدید .و خب نتوانستید ادامه بدهید و طلاق صورت گرفته به هر حال نمی شود هر طرفی را بدون شنیدن صحبت هایش مقصرد دانست ولی به هر حال طلاق گرفتید حالا شما عاشق شدید و می تواند این برای هر فردی اتفاق بیفتد اینکه ایا می خواهید برای دیگران زندگی کنید یا برای خودتون زنمدگی کنید طبیعتا وقتی می خواهید برای دیگران زندگی کنید به حرف های انها توجه می کنید و بسیار هم ناراحت می شوید که  چرا مطابق میل نبودید ولی شما هم حق زندگی دارید حق دوست داشتن و مورد دوست داشتن واقع شدن خب اینها نکات مهمی هستند که باید توجه داشته باشید ضمن اینکه با همه این شرایطی که وجود دارد نکته مهم تر واقعا این است که به هر حال شما 14 سال اختلاف سنی دارید چون یک بارر دز نزدگی با مشکل مواجه شدید دقت داشته باشید که خدای ناکرده دوباره با مساله ای مواجه نشوید که نتوانید جبران کنید و مشکلات گشترش پیدا کند طبیعتا چون ممکگنه ایشون هم احساسی قضاوت کنند به هر حال برای اطیمنان خاطر حتما یبا هم به روانشناس برای مشاورهپیش از ازدواج مراجعه کنید و اگر همه چیز درست بود امیدوارم خوشبخت باشید و. ازدواج موفقی در پیش داشته باشید

ما برای داشتن زندگی درست و با عشق اصلا مساله سن و سال را نداریم این نکته را باید توجه داشته باشید

موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

44034490

موفق باشید

مشاوره خانواده: صمیمیت در خانواده

صمیمیت، جنبه های عاطفی و رفتاری را شامل می شود که بر اعتماد دو جانبه متکی است. صمیمیت زمانی رخ می دهد که زوجین همدیگر را خیلی خوب درک می کنند. از جمله از عواملی که موجب محبت و صمیمیت در خانواده می شود شامل موارد زیر می باشد:

۱-خوش اخلاقی

۲- خوش زبانی

۳- خوش برخوردی

۴- احترام به یکدیگر

۵- تایید و پذیرش یکدیگر

۶- قاضی عادل بودن

۷- هدیه دادن

۸- احترام به خانواده همسر

مرکز مشاوره خانواده مشاوره آنلاین ازدواج مرکز مشاوره آنلاین مشاوره ازدواج تهران مشاوره آنلاین خانواده

تن ندادن به ازدواج

تن ندادن به ازدواج یکی از پر اهمیت ترین موضوعات می باشد.

که در جامعه امروزی باید به آن توجه بسیاری کرد.

علت تن ندادن به ازدواج 

دلیل افزایش سن ازدواج و تمایل نداشتن جوانان برای ازدواج و شکل دادن زندگی یکی از موضوعاتی مهم می باشد.

که موجب مشغولیت بسیاری از خانواده ها شده است.

علتهای متعددی موجب تاخیر انداختن ازدواج میان جوانان شده است.

که شامل موارد زیر می باشد:

 

تن ندادن به ازدواج 

تاخیر انداختن ازدواج

  1. بیکار بودن:

عکس در یک جامعه بیکاری یکی از مشکلات مهم جوانان تحصیلکرده محسوب شود.

و کاری هم سطح رشته خود و مربوط به مهارتهای خود به دشواری پیدا شود .

حتما در یک زمان طولانی توانایی به وجود آوردن زندگی مستقل را ندارند .

به خصوص افرادی که میخواهند ازدواج کنند و به دلیل بیکاری و نبود شغل مطلوب از این امر پشیمان می شوند.

کار و شغل امر این می باشد که نتوان به آن دسترسی پیدا کرد زیرا شخصی که مهارت لازم را برخوردار باشد .

می توانند به راحتی در شغل های متفاوت جذب شود و فقط تعداد محدودی از اشخاص برای دسترسی به کار دچار مشکل باشند.

که آنها هم می توانند با کسب کردن مهارت به کار مشغول شوند.

 

  1. افزایش یافتن توقع ها و انتظارات

هنگامی که جوانی به ازدواج و تشکیل دادن خانواده فکر می‌کنند با توقع های زیادی روبرو می شود.

در چنین صورتی اشخاصی که تحت فشارهای روحی و روانی می باشند.

  • باید تا هنگامی که از نظر اقتصادی و مالی به جایی برسند توقف کنند.
  • این معیار برای خانواده‌ها صحیح نمی باشد که حتماً باید همه موقعیت فراهم باشد.
  • در هر صورت اگر خانواده‌ها انتظارات خود را کاهش بدهند. جوانان دچار ناامیدی نمی شوند.
  • شاید علت مخالفت جوانان به خاطر وجود توقعات و انتظارات بیش از اندازه می باشد.
  • اگر دختر و پسر با تلاش و کوشش یکدیگر و صبور بودن در سختی ها یک زندگی را شروع کنند.
  • بهتر از این باشد که یک زندگی آماده داشته باشند.
  • این امر باعث می شود که علاقه و محبت بین آنها افزایش یابد.

 

  1. نبود مسئولیت

باید به این نکته اهمیت داد که کسانی می باشند که از داشتن مسئولیت هراس دارند.

ولی کسی می تواند موفقیت بدست بیاورد که مسئولیت را قبول کنند.

در اینجا خانواده ها باید اهمیت دهند که اگر جوان شان قصد ازدواج ندارد آیا مسئولیت را می پذیرد .

  • یا اینکه عدم شرایط مطلوب برای ازدواج بهانه ای می باشد.
  • که او مسئولیت را نپذیرد و از ازدواج فرار کنند.
  • در تن ندادن به ازدواج تاثیرگذار است.
  • هنگامی که جوان بهانه می آورد باید خانواده‌ها به راهنمایی پردازند و او را به این امر هدایت کنند.
  • هیچ وقت جوانان تلاش نکنند که بدون اطلاع داشتن خانواده خود  با فردی آشنا شوند که هیچ شناختی از یکدیگر ندارند .

برای این که همه قول و قرارهایی که میان دو شخص گفته می شود هیچ گونه ارزشی ندارد .

و امکان دارد یکی از طرفین سوء استفاده کنند و باید دقت کرد که چنین ارتباطی دارای هدف و از روی اطلاعات نمی باشد.

بلکه از روی میل جنسی صورت می گیرد.

  1. این گونه ارتباط به دلیل آنکه بدون اطلاع خانواده شکل گرفته است نتیجه آن جز پشیمانی نخواهد بود.
  2. اکثر اشخاص  اگرچه به تحصیل مشغول می باشند و یا دارای وضع مالی خوبی نیستند .
  3. ولی به علت فشارهای روحی احتیاج به ازدواج دارند و هیچ وقت نمی خواهند به گناه و خطا دچار شود .
  4. و بهترین روش را ازدواج آن هم به صورت آسان می دانند.
  5. معیار صحیح نمی باشد که بعضی از خانواده‌ها تصور می‌کنند که باید همه شرایط ازدواج موجود باشد.

اشخاص متفاوتی بوده اند که پیش از ازدواج خود هیچ چیزی نداشته اند و پس از ازدواج یک زندگی خوب و مرفهی را فراهم کرده اند.