سلام وقت بخیر .من دو ساله که مشکلی دارم اونم اینه که هر چقدر کتاب
میخونم و پرس و جو میکنم راجب صفات خدا و معاد به نظرم دلایل قانع کننده
نیست.البته شک ندارم اما میگم مهم ترین مسئله تو زندگی باید دلیل بیاریم
ولی وقتی دلیل میخونم سرم مشغوله همش.به دلایل شک میکنم.ذهنم درگیره سردرد
میگیرم .فقط فکر میکنم فلانی اعتقاد داره یا نه ؟؟دلیل داره ؟؟الان با
بیخیالی خیلی خیلی بهتر شدم اما گاهی این افکار ازارم میده نوعی وسواس راجب
معاد گرفتم .به نظرتون چیکار کنم ؟ کل زندگیمو درگیر کرده.مثلا یا کتاب یا
ویدیویی غیر از موضوع معاد میبینم یا کارهای دیگه میکنم میگم چطوره به
اینا میرسم ولی به مهم ترین موضوع زندگی نه.کل زندگیمو بهم زده
گفته:
سلام دوست من
اولا
باید بهتون نوید بدم ک این خیلی خوبه ک شما حضرت پروردگار فکر میکنید.شک
داشتن ب برخی مسائل دینی هم اصلا ایرادی نداره و شک زمینه ای هست برای ب
یقین رسیدن.
در این مورد توصیه میکنم برای رسیدن ب پاسخ مناسب اصلا سراغ
آخوند جماعت نرین،چون اینها ب غیر از سفسطه و مغلطه هیچی بلد نیستن و باعث
گمراهی شما میشن.
در مورد معاد در کتاب “انسان کامل” بحث شده.میتونید تهیه کنید و بخونید…فکر میکنم با خوندن کتاب “تذکرة الولیا” هم ب نتیجه ای برسید.
اما
در مورد اینکه گاهی اوقات فکر میکنید ک فلانی اعتقاد داره یا ن؟اگه داره
دلیلش چیه؟ و … . پیشنهاد میکنم ب هیچ عنوان واستون مهم نباشه ک دیگری ب چ
چیزی اعتقاد داره،پیرو چ دینی هست و چ اندیشه ای داره….بنده شخصا اصلا واسم
مهم نیست ک برادرم مسلمانه،یهودی یا زردتشتی…چون دین ایشون هیچ سود و
زیانی برای من نداره….اصل بر انسانیت هست و همه ادیان و اندیشه ها محترمند.
باسلام
دختری30ساله ومجردهستم.باحضور درجمع فامیلی ویاخانوادگی قادر
به برقراری ارتباط موثر باآنها نیستم وهمیشه اضطراب واسترس از کم اوردن یا
مورد توهین یاتمسخر وتحقیر شدن درهنگام برخورد ویا صحبت کردن با آنها
رادارم والبته هرزمان که حرفی مخالف حرف خودم به ویژه با لجبازی و اصرار
طرف مقابل بشنوم سخت درخودم فرومیریزم وخودخوری میکنم واین موضوع بیشتر
مراتبدیل به فردی زودرنج حساس وعصبی کرده است.درضمن زمانیکه درجمعی یا
درارتباط بافردی قرار میگیرم که نمیتوانم حریف زبانش شوم به خصوص هنگامیکه
مرا مسخره میکند ویا باغیض وکنایه بامن صحبت میکندوبه اصطلاح زبان دراز است
ومن درمقابل اودرجواب دادن کم می اورم حسابی دیوانه میشوم وبسیار باخودم
مرو میکنم که ایکاش همان لحظه یک جواب دندان شکن به اومیدادم یا کاش فلان
جواب را میدادم وخلاصه کلی خودخوریهای فراوان واعصاب خوردی و ناامیدی به
سراغم می آید.
ممنون میشوم اگر راهکاری درمقابله مثبت با اینجور شرایطی که درآن قرار میگیرم به من ارائه فرمایید.
منبع :ناتوانی در برقراری ارتباط بادیگران- سامانه پرسش و پاسخ مشاور
سلام.خانم ۲۸ساله هستم که ۲فرزنددارم.۲سوال داشتم.پسرای من ۵ساله و۱ساله
هستن.لیسانس دارم.وازاول دوست داشتم که شاغل باشم.بالاخره بعدچندوقت درس
خوندن تونستم ازمون بانک قبول شم.ولی الان استرس بچه هاروهم گرفتم.بااینکه
خونم خیلی نزدیک خانه مادرم هست وایشون کمک بسیاربزرگی هستن برام.ازطرفی
میگم اگه این فرصت روازدست بدم دیگه نمیتونم ازمون بدم وجای خوبی
کارکنم.باوجودبیکاری تواین دوره واینکه میخوام بچه هام تورفاه بیشتری
باشن.سوال دومم اینکه رفتاربرادرم خیلی اذیتم میکنه.هروقت توجمع میخوام
حرفی بزنم باحالت تمسخرباهام رفتارمیکنه وحرصمودرمیاره.چندبارهم سراین
موضوع باهاش بحثم شده.ولی ترک نمیکنه این اخلاقشو.هیچکس انقدرکه برادرم
ناراحت میکنه عصبیم نمیکنه.به خیال خودش میخوادشوخی کنه ولی من اصلاازاین
رفتارش که توجمع منوضایع میکنه خوشم نمیاد.همیشه هم به شوخی میگه دوست دارم
عصبیت کنم.مادرم هم بهم میگه توزودرنجی.ولی دست خودم نیست این مدل شوخی
روددوست ندارم.حالانمیدونم واقعازودرنجم یااینکه مشکل
ازبرادرمه.لطفادرمورداین ۲سوال راهنماییم کنین.مرسی
راهنما گفته:
زود ناراحت شدن:کدوست عزیز نظر شما با شاغل شدنه پس تمرکزتون رو روی این مورد بگذارید .در مورد زودرنجی که نیاز به مشاوره حضوری هست.
افرادی
که اعتماد به نفس خوبی دارند، معمولا زندگی بهتری را هم تجربه می کنند و
در زندگی شرایط مناسب تری خواهند داشت. این شرایط تا جایی پیش می رود که
کمبود اعتماد به نفس حتی می تواند موجب ایجاد حساسیت و زود رنجی هم بشود.
پایین
بودن میزان اعتماد به نفس، یکی از مهم ترین دلایلی است که می تواند فرد را
حساس و زود رنج کند. نباید فراموش کنیم حساسیت بیش از حد افراد، به اعتماد
به نفس آنها بستگی دارد. به این معنی که این افراد چون نسبت به نوع زندگی و
شرایطی که دارند، حساس هستند و خودشان را پایین تر از دیگران می دانند،
نمی توانند حرف ها و نظرات دیگران را تحمل کنند و چنین رفتارهایی را از خود
نشان می دهند.
کسانی که حساس هستند، معمولا خیلی دوست ندارند در جمع
حاضر شوند و ترجیح می دهند تنها بمانند. گروهی از این افراد هم هستند که
همیشه از دیگران ناراحتند و برای همین هنگامی که در جمع هستند، احساس خیلی
بدی را تجربه خواهند کرد. در نتیجه طبیعی است این افراد کم کم از جمع دور
شوند و تنهایی را ترجیح دهند، اما وقتی آنها از دیگران فاصله می گیرند، طرز
فکر و نگرش منفی که نسبت به جمع و دیگران دارند نیز تقویت می شود و در
نتیجه نمی توانند با شرایط و موقعیت های جدید هماهنگ شوند.
بنابراین
گاهی افراد حساس تصمیم می گیرند به جای حل مساله و ایجاد توانایی برای
برطرف کردن این مشکل، از جمع فرار کنند و همین دوری از گروه باعث تشدید
مشکلات شان می شود.
اولین و یکی از بهترین کارهایی که می توان برای
این گروه از افراد انجام داد، مواجه شدن با موقعیت است. به این معنی که
قرار نیست زمانی که احساس می کنید از قرار گرفتن در جمع ناراحت می شوید یا
از حرف ها و نظرات دیگران احساس خوبی ندارید، رفت و آمدهایتان را قطع کنید.
بلکه توصیه می شود روابط اجتماعی بیشتری داشته باشید، اما قبل از این
مرحله، خودتان را بهتر بشناسید و اعتماد به نفس را تقویت کنید و پس از آن
مهارت های ارتباطی را بیاموزید و بدانید در هر رابطه ای چطور باید برخورد
کرد. وی ادامه می دهد:افرادی که حساسیت بیش از حد دارند، معمولا از کمبود
قدرت ابراز وجود هم رنج می برند و نمی توانند حرف ها و نظرات شان را بدرستی
مطرح کنند. برای همین هم احساسات منفی شان بیشتر می شود و همین می تواند
شرایط آنها را بدتر کند. همچنین به این موضوع هم توجه داشته باشید که تمام
رفتارها و حرف های دیگران را به خودتان نسبت ندهید و بدانید خیلی از حرف ها
و رفتارها به شما ارتباطی پیدا نمی کند.
مقاله مرتبط:
https://sppm.ir/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-3
با سلام ، پسر 7 ساله من از وقتی که به مدرسه رفته یاد گرفته که به
اندام جنسی پسر بچه های دیگه دست بزنه ، چند وقت پیش به شکل اتفاقی متوجه
موضوع شدم ، حالم خیلی بد شد ، خیلی زیاد سرزنشش کردم از گناه بودن کارش تا
حتی غیر قانونی بودن و جرم بودن اینکار براش گفتم! گریه کردم پیشش و واقعأ
دست خودم نبود شوکه شدم! نمیدونم برخوردم صحیح بوده یا نه و یا اینکه
میتونه موثر باشه در عدم تکرار این کار!خیلی میترسم که این عادت باهاش
بمونه و یا اینکه فقط به خاطر ترس از من انجامش نده و یکروز مثلأ در خفا
آیا تکرار میکنه یا نه؟من از سن 3-4 سالگی رو ذهنش کار کرده بودم درمورد
اینکه نباید اجازه بده کسی به اندام های خصوص اش دست بزنه و خودشم اینکارو
نکنه ولی ظاهرا بی فایده بوده!نمیدونم واقعأ چجور باید باهاش برخورد
بکنم!لطفأ کمکم بکنید
راهنما گفته:
مشاوره جنسی کودکان
دوست عزیز بهتر بود به جای گناه جلوه دادن این رفتار .
کمی در این مورد با فرزندتون صحبت میکردید .
در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88422495
منبع :رفتارهای ناشایست جنسی در کودکان- سامانه پرسش و پاسخ مشاور
پریدن نوزاد در خواب
خوابیدن در تصور هر فردی نشانه آرامش می باشد.
اما در بعضی از شیرخواران مایه نگرانی والدین می باشد.
از بد خواب شدن که بگذریم .
بعضی از پدیده های عجیب می باشند .
که کودکان در موقع خواب از خود نشان خواهند داد .
و همین پیامدها که به ظاهر ساده به نظر می رسد .
والدین را به شدت می ترساند.پریدن نوزاد در خواب
پریدن نوزاد در خواب
علت نوزاد پریدن نوزاد در خواب
قطع شدن تنفس
امکان دارد متوجه این بشوید که:
فرزندان در موقع خواب خیلی آرام به نفس کشیدن می پردازند .
و همین امر شما را خواهد ترساند.
که نکند رو به خفگی برود.
در این صورت کودک امکان دارد مدتی دارای تنفس سریع شود.
و سپس تنفس آن آرام شود.
بعد از آن امکان دارد که ۱۵ ثانیه نفس نکشد .
و نگران این مسئله نباشید .پریدن نوزاد در خواب
این حالت تا ۶ ماهگی کودکان عادی می باشد.
ولی اگر این مسئله باعث نگرانی شما شده است.
به پزشک رجوع کنید.
خرخر کردن نوزاد در خواب
این موضوع جای هیچگونه نگرانی ندارد.
مخصوصاً اگر خرناس کشیدن شیرخوار دارای ریتم منظم باشد.
معمولا کودک هنگامی که به خرناس کشیدن می پردازد .
که بینی آن به خاطره سرماخوردگی دارای گرفتگی شده باشد.
اگر خرخر کردن کودک به صورت مداوم همراه باشد .
و بعد از آن نفس های کودک بریده شود .پریدن نوزاد در خواب
امکان دارد راه هوایی به خاطر مشکلات لوزه دارای گرفتگی شده باشد .
که باید به پزشک بروید تا با ارزیابی کردن گوش.
و بینی معالجه های ضروری را انجام دهند.
پریدن نوزاد در خواب1
تعریق در خواب نوزاد
برخی از کودکان در هنگام خواب عمیق بیش از اندازه عرق خواهند کرد.
عرق کردن یک موضوع طبیعی می باشد.پریدن نوزاد در خواب
ولی عرق کردن بیش از اندازه .
می تواند یکی از علائم بیماری های قلبی باشد.
کودک برای تنفس خود تقلا خواهد کرد .
همین موضوع موجب عرق کردن بیش از اندازه در او می شود.