مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

پسر 5 ساله ای که دارم که بعد از یک جادثه دچار شب اداری شده کجا باید مراجعه کنم

1 پاسخ
پاسخ داده شده 8 ساعت قبل توسط دکتر روانشناس حرفه ای (78,040 امتیاز)
با سلام
والد گرامی شما مشخصا توضیح ندادید که مشکل کجاست  و خب چرا چنین شرایطی ایجاد شده است .و خب اون حتدثه به لحاظ شدت چگونه بوده ایا کوک شما قبل از این حادثه دچار شب اداری نبوده و اخیرا ایجاد شده یا خیر خب طبیعتا این ها همه نکات مهمی هستند که باید توجه داشته باشید به ان و اصلا جای نگرانی نیست شب اداری مساله ای است که امروزه کاملا قابل درمان و قابل حل است  .
به هر صورت در شرایطی که ما قرار گرفتیم صحبت در مورد شب اداری اولین نکته درمانی که به ذهن می اورد بحث زنگ تشکچه است که بسیار کمک کننده برای حل مساله است و بسیار مفید است و اصلا جای نگرانی وجود ندارد و خب 90 درصد درمان می شوند منتهی باید به روانشناس کودک مراجعه کنید چرا که ممکن است مساله مربوط باشد به چیز دیگری تحت این عنوان که به هر صورت  برای یک فرد  مشکلات دیگری به لحاظ روانشناخای ایجاد شده باشد که  شما اکنون نمی توانید ان را در نظر داشته باشید و توجهی هم نداشته باشید  
که اگر بحث شب اداری هم مرتفع شود به خار شدت حادثه ان عوارض روانشناختی باقی بماند که خب باید تلاش کنید که مساله بر طرف و حل شود .
پس امیدوارم شرایط در  نظر گرفته شود و امیدوارم موفق باشید و مشکلی ایجاد نشود .موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

44034490

موفق باشید

علل دروغگویی در کودکان

علل دروغگویی در کودکان

دروغگویی نیز مثل سایر مسائل اخلاقی و عاطفی، خالی از علت نیست. علل و انگیزه‌ها هستند که کودکان را در مسیر انحرافات قرار می‌دهند و یا برای سال‌های بعد و انحرافات عارضی در آنان، زمینه‌سازی می‌کنند. بعضی از والدین با امتناع یکی دو تا از غرایز خیال می‌کنند که کار تمام شده و از سایر مسائل غریزی کودکان غافل می‌مانند.

بچه ها به دلایل زیادی دروغ می گویند که بسته به شرایط و انگیزه شان متفاوت است. ان ها ممکن است برای پنهان کردن چیزی، پوشاندن اشتباهات و تقصیراتشان، اجتناب کردن از پیامد های عملی و یا پیشگیری از تنبیهی که در انتظارشان است، دروغ بگویند. اغراق کردن در مورد موضوعی و یا تحت تأثیر قرار دادن دیگران، مورد توجه قرار گرفتن، احساس فشار و ناراحتی و یا ضعف و ناتوانایی، حسادت و رقابت، خودنمایی و غرور، امیدها و آرزوهای تحقق نیافته، انتقام گیری از دیگران، بازی و یا تخیلات کودکانه و آزمودن والدین ، از دیگر علّت های دروغ گویی است. پی بردن به دلایل رفتاری که در پشت دروغ گویی پنهان است، در حل آن بسیار مؤثر خواهد بود.

یادگیری

به عقیده روان شناسان دروغ جنبه اجتماعی و یادگیری دارد، یعنی اینکه کودک از خانواده، اجتماع و کسانی که در اطرافش هستند دروغ را می آموزد، دروغگویی نیاز به فراگیری و تحمل تجربه های مختلف دارد. کودک به آسانی نمی تواند دروغ بگوید و به همین دلیل در موقع دروغ گفتن با دشواریها و اشکالاتی مواجه می شود که می توان به پریدگی رنگ چهره، ضربان شدید قلب، خشک شدن دهان، گرفتار شدن به به لکنت در حین سخن گفتن، بی سر و ته حرف زدن، پریشان گویی، عدم کنترل بر اعضا و … اشاره کرد. کسانی که جدیداً شروع به دروغگویی کرده اند این علائم واضح تر بوده و به تدریج که عادت کرده اند این علائم از بین می روند تا جایی که فرد در مواردی قادر است به مظلوم نمایی پرداخته و در حین دوغگویی گریه و زاری کند، خود را محقق بداند و چند سوگند دروغ هم بخورد.

ناتوانی

در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادی های او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونت هایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.

مادر می‌گوید با “الف” بازی نکن زیرا “الف” کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه “الف” می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با “ج” زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.

ترس از والدین

بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.

یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.

کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی

بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.

بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید.

حسادت و رقابت

منشاء ‌برخی از دروغهای کودکان حسادت و یا رقابت است . او می بیند که برادر  یا خواهر کوچکش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب کرده و محبت آنها را  به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است. او از طریق رقابت که  در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد می خواهد جای پایی برای خود ایجاد کند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد. زمانی هم دیده می شود که طفل  خردسال  را اذیت کرده و به گریه اش می اندازد و بعد منکر قضیه می شود .

تخیل کودکانه

منشاء ‌برخی از دروغهای کودکان حسادت و یا رقابت است. او می بیند که برادر  یا خواهر کوچکش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب کرده و محبت آنها را  به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است. او از طریق رقابت که در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد  می خواهد جای پایی برای خود ایجاد کند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد. زمانی هم دیده می شود که طفل  خردسال  را اذیت کرده و به گریه اش می اندازد و بعد منکر قضیه می شود.

منبع:کانون مشاوران ایران

کودک و مشاهده روابط عاشقانه والدین

اگر کودکی وارد اتاق خواب والدین شد و شاهد روابط عاشقانه آنها بود چه باید کرد؟

 آرامشتان را حفظ کنید.به فرزندتان بگویید عزیزم به اتاق برو منم الان میام پیشت.از او بپرسید چه دیده و فکر میکنه چه اتفاقی افتاده؟

 بسیار مهم است کودک بداند اتفاق بدی نیفتاده و کسی آسیب ندیده یا به دیگری آسیب نمیزده.به او بگویید این روشی است که پدر و مادرها هم را در آغوش میگیرند و فقط مخصوص بزرگسالان است که عاشق هم هستند.

 همیشه مراقب باشید کودکان عاشق گوش ایستادن و یواشکی دید زدن هستند.آنها ممکن است از عمد خود را به خواب بزنند تا بفهمند چه اتفاقی در نبود آنها میافتد.

شماره های تماس 01

منبع: کانون مشاوران ایران

تکریم و قدردانی از زن

روی صحبتمان با مردان است.گاهی پیش می آید که خسته و عصبانی از یک روز شلوغ و طولانی به خانه بر میگردیم و تمام عصبانیت خود را سر کسی خالی میکنیم که تنها دارایی ما از علاقه  و عشق جوانی و این زندگی در دنیا است. اما با خود فکر کرده اید که در اوج این عصبانیت چه چیزی اتفاق می افتد که اندکی بعد دیگر آن مرد عصبانی و پرخاشگر نبوده و آرام  شده ایم.

این هنر آن زن است که با رفتار خود شما را چنان آرام می کند که اصلاً متوجه نخواهید شد چه چیزی اتفاق افتاده است! در آن روزهای دیگر که عصبانی و خسته هم نیستید او هست که با فعالیت ها و رفتار های خود بهترین زندگی را برای شما فراهم کرده است. با تمام دل مشغولی ها و فکر های درگیرانه خودش هم وظیفه همسرداری را انجام داده و هم وظیفه مادری را.

زن این جنس لطیف جامعه، آنقدر ها هم که می گویند لطیف نیست! او با مشکلاتی می جنگد که تویی که مرد هستی در قبال آن ها کم آورده و شونه خالی میکنی. پس شایسته نیست بعضی از شما مردان رفتار خود را در قبال خانوم هایتان عوض کرده و او را همانند جواهری گرانبها قدر بدانید؟!

بلی باید قدر دان آنها بوده و از زحمات آنان سپاسگذار باشیم. با کلمات عاشقانه و از ته دل آنان را مورد نوازش و لطف قرار داده و به آنان بفهمانیم که زحمات آنان را دیده و ارج می نهیم. در ستایش زن، این خلقت شایسته خدا، همین کافیست که جایگاه او را در بالاترین نقطه زندگی قرار داده و قدر دان زحمات او باشیم.

منبع:مشاوره-خانواده.com

 

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت مشاوره ازدواج رجوع کنید

افسردگی در سالمندان: علل، علائم، درمان موثر

افسردگی در سالمندان به عنوان یک مشکل جدی به رسمیت شناخته شده است. براساس گزارشات CDC (مراکز کنترل و پیشگری از بیماری) 7 میلیون سالمند در سنین 65 به بالا یا حدود 17 درصد از این گروه سنی به این بیماری مبتلا هستند. تعداد قابل توجهی از آنها اولین بخش افسردگی شان را پس از 60 سالگی تجربه کرده اند. متاسفانه سالمندان بالاترین نرخ خودکشی را در این گروه سنی دارند.

افسردگی در سالمندان علائم متفاوتی نسبت به افسردگی در جوانان دارد، و معمولا به علائم طبیعی پیری نسبت داده می شود. بنابراین، بیشتر سالمندان و اعضای خانواده هایشان این بیماری را به رسمیت نشناخته و در پی درمان آن نیستند. خبر خوب اینکه: به محض تشخیص افسردگی در سالمندان (به مانند گروه های سنی دیگر) این بیماری قابل درمان است. در واقع بیشتر سالمندان زمانی که درمان را شروع می کنند رو به بهبودی می روند.

نگاه های متفاوت نسبت به افسردگی پس از 60 سالگی

بسیاری از افراد افسردگی با غمگین بودن را یکسان فرض می کنند، و این مسئله که احساس غم مداوم یکی از علائم معمول افسردگی بالینی می باشد، بسیاری از سالمندان افسرده احساس غم خاصی نمی کنند اما افسرده هستند. علائم معمول در سالمندان شامل تحریک پذیری، بی قراری، از دست دادن علاقه به انجام فعالیت ها، خستگی، مشکل در داشتن تمرکز، تغییر در اشتها، از دست دادن حافظه یا سردرگمی، دردهای مزمن که با وجود درمان همچنان ادامه دارد. این شکایات می تواند منجر به به ایجاد شرایط دیگری از جمله زوال عقل شود. پیچیده تر از این مسائل این است که، بسیاری از سالمندان تمایلی به صحبت کردن در مورد احساساتشان ندارند و ممکن است نسبت به افراد جوانتر در مورد مشکلات سلامت روان احساس شرمندگی کنند. این مسئله می تواند تشخیص افسردگی در این گروه سنی را با مشکل ویژه ای روبرو کند.

افسردگی در سالمندان: علل، علائم، درمان موثر

دلایل افسردگی در سالمندان

بسیاری از عوامل فیزیکی و اجتماعی در رشد افسردگی سالمندان مشارکت دارند. از جمله:

سابقه شخصی و خانوادگی افسردگی. فردی که حداقل سابقه ی افسردگی را داشته یا کسی که سابقه ی بیماری در خانواده اش وجود داشته ممکن در برابر اینکه به افسردگی سالمندی دچار شود آسیب پذیرتر باشد.

کاهش سلامتی. بیماری های مزمن یا مشکلات دیگر سلامتی می تواند منجر به افسردگی شود- به خصوص اگر این شرایط باعث محدود شدن در عملکرد شخص در انجام کارهای روزانه شود. حدود 80 درصد از سالمندان حداقل یک مشکل سلامتی را دارا می باشند، بر طبق اطلاعات CDC، دو سوم از این افراد با انواع بیماری های مزمن زندگی می کنند. در یک مطالعه منتشر شده در تحقیقات دوران سالمندی، عوامل مرتبط با افزایش خطر افسردگی در سالمندان شامل ضربه دیدن، از دست دادن شنوایی، کاهش حس بینایی، بیماری قلبی، دیابت و بیماری ریوی مزمن می شود. و مشکلات سلامتی که فعالیت های جسمی را محدود می کند می تواند باعث کاهش توانایی های شخص برای شرکت در فعالیت های اجتماعی، این مسأله منجر به انزوای اجتماعی شخص شود که خود یکی از عوامل خطر ابتلا به افسردگی می باشد.

حوادث استرس‌زا و انزوای اجتماعی. از دست دادن همسر، اعضای خانواده، یا یک دوست قدیمی می تواند باعث به وجود آمدن عم و اندوه پایدار شود. از دست دادن عزیزان می تواند ساختار اجتماعی فرد را مختل کند؛ با کم شدن تعداد افراد مرتبط با فرد در جامعه، شخص به شدت منزوی می شود، که این مسئله می تواند باعث تشدید افسردگی شخص شود. بالعکس، شواهد نشان داده است که سالمندانی که روابط اجتماعی قوی دارند کمتر به سمت افسردگی گرایش داشته و گرایش بیشتری برای سلامت جسمانی دارند.

درمان افسردگی سالمندان

نخستین گام برای درمان افسردگی مراجعه به ارائه دهنده ی مراقبت های بهداشتی- یا یک پزشک مراقبت های اولیه و یا یک متخصص سلامت روان، مانند روانشناس، روانپزشک، مشاور یا مددکار اجتماعی می باشد. این شخص می تواند تشخیص دهد که این علائم نشان دهنده ی افسردگی است و یا اینکه دلیل دیگری مانند تاثیر جانبی یک دارو باشد.

اگر بیماری افسردگی تشخیص داده شد، گزینه های درمانی عبارتند از: داروهای ضد افسردگی، روان درمانی، و یا ترکیبی از هر دو می باشد. علاوه بر درمان های مرسوم، مطالعات متعددی نشان داده است که ورزش برای مبارزه با افسردگی بسیار موثر است، این تاثیر به صورت افزایش سطح انتقال دهنده های عصبی که بروی خلق و خو و انجام فعالیت های بیرون از خانه تاثیر دارند می‌باشد. تغییرات دیگر در سبک زندگی، مانند رژیم سالم غذایی و داشتن برنامه ی خواب منظم می تواند کمک کننده باشد. همچنین محدود کردن مصرف الکل یک ایده ی مناسب است. در حالی که بسیاری از سالمندان برای مخفی کردن و یا مقابله با علائم افسردگی الکل مصرف می کنند در حالی که الکل افسردگی را تشدید کرده و یک چرخه ی معیوب به وجود می آورد.

نکات بیشتر: افسردگی در سالمندان یک مشکل جدی است که می تواند تاثیرات قابل توجهی بر روی شخص و خانواده ی او داشته باشد. به یاد داشته باشید، افسردگی یک پدیده ی طبیعی در دوران پیری نمی باشد. اگر شما و یا شریک زندگیتان علائم افسردگی دارید به یک متخصص سلامت روان مراجعه کنید و اگر شما در یک دوره ی بحرانی به سر می برید و به فکر آسیب زدن به خود و یا دیگران هستید متخصصان ما در خدمت شما هستند.

منبع:مشاوره-آنلاین.com

برچسب ها: افسردگی در سالمندان: علل، علائم، درمان موثر ,