مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

نگرانی در مورد رفتارهای جنسی نوجوان

زمانی که با نوجوان در مورد مسائل جنسی و رفتارهای جنسی صحبت می کنید، در واقع دارید درمورد روابط، محدودیت ها، سلامت، اخلاقیات، و ارزش ها صحبت می کنید.

تغییراتی که در گذار از کودکی به بزرگسالی رخ می دهند دوره ای از زندگی مملو از خطر را در جامعه برای نوجوان رقم می زنند. از همان سال های ابتدایی زندگی، کودکان در معرض برنامه های تلویزیونی و فیلم های مختلف قرار می گیرند که همواره این پیام را به بیننده منتقل می سازند که داشتن جاذبه ی جنسی یک ویژگی ضروری است که هر فرد باید تا حد ممکن در پی بدست آوردن آن باشد. نوجوانان در معرض خطر قرار دارند، نه تنها از بیماری هایی چون ایدز و دیگر بیماری های مقاربتی، بلکه این تبلیغات گسترده خود منشأ بسیاری از خطرا ت هستند. محتوای جنسی به صورت مداوم به کودکان، و نوجوانان عرضه می گردد و این مسئله فعالیت و باورهای آنها را در مورد امور جنسی تحت تاثیر قرار می دهند. کودکان زیر بمبارانی از محتواها و پیام های جنسی قرار گرفته اند آمار زیر در مورد کودکان و نوجوانان آمریکایی است که چه بسا در کشور ما مثال های مشابه بسیاری موجود است.

  • بیش از نیمی از نوجوانان بیان کرده اند که بخشی از اطلاعات یا بیشتر اطلاعات خود در مورد مسائل جنسی را از تلویزیون دریافت کرده اند.
  • به طور متوسط، هر ساعت ویدئو موزیک حاوی ۹۳ صحنه با محتوای جنسی است، که ۱۱ صحنه از آنها آشکارا اعمال جنسی مانند آمیزش جنسی، سکس دهانی، و بردگی جنسی را به نمایش می گذارند.
  • در بین دخترانی که بیش از ۱۴ ساعات در هفته را به تماشای ویدیو موزیک های رپ پرداخته بودند، داشتن چند شریک جنسی رواج بیشتری داشته و به میزان بیشتری بیماری های مقاربتی نیز در آنها تشخیص داده شد.
  • پسرانی که در معرض صحنه های خشن جنسی، از جمله تجاوز، در تلویزیون قرار گرفته بودند، کمتر نسبت به زنانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند دلسوزی نشان می دهند.

 

تلویزیون، فیلم ها، و موسیقی ها تنها عوامل تاثیرگذار در این مسئله نیستند، اینترنت نیز دسترسی نامحدودی را به اطلاعات جنسی در اختیار نوجوان قرار می دهد و علاوه بر آن در این محیط همواره می تواند افرادی را بیابد که مایل هستند در رابطه با اعمال جنسی صحبت کنند. نوجوان در محیط اینترنت احساس امنیت می کند زیرا می تواند به صورت ناشناس در پی اطلاعات جنسی باشد.

شکارچیان جنسی نیز از این مسئله آگاه هستند، و نوجوانان را به برقراری روابط آنلاین وسوسه می کنند و سپس زمان و مکانی را برای ملاقات ترتیب می دهند. نوجوانان نیاز به شکارچیان جنسی ندارند تا به یک سایت آنلاین پورنو گرافی معرفی شوند. بلکه آشنا شدن آنها با این سایت ها می تواند از طریق دریافت ایمیل های اسپم یا اشتباها کلیک کردن یک لینک به سایت های پورن اتفاق بیفتد. پورنوگرافی باعث می شود نوجوان دیدگاهی ناسالمی از روابط معمولی پیدا کند. در حقیقت، پورنوگرافی ارتباطی مستقیم با سوء استفاده جنسی، تجاوز، و خشونت جنسی دارد. انحراف های جنسی رفتارهایی هستند که افراد در واقع آنها را فراگرفته اند،و این مسئله ناشی از قدرت پورنوگرافی برای ایجاد انحراف جنسی در افراد است. پورنوگرافی می تواند اعتیاد آور باشد، ابتدا فرد بوسیله ی مشاهده ی تصاویر پورنوی معمولی و بدون خشونت به تماشای این صحنه ها خو گرفته و به مرور در معرض تصاویری قرار می گیرند که دارای محتوای بردگی جنسی، تجاوز، آزار و شکنجه، روابط جنسی با حیوانات، سوء استفاده جنسی از کودکان و دیگر مصادیق خشونت جنسی هستند.

نابودی روابط بواسطه ی افول ارزشهای انسانی در فرد و کاهش توان عشق ورزی، کمترین آسیبی است که اعتیاد به پورنوگرافی در پی خواهد داشت. اما در بدترین شرایط، برخی از افراد معتاد به پورنوگرافی، فانتزی های نشات گرفته از صحنه های پورن را عملا با قربانی کردن دیگران، از جمله کودکان و حیوانات، در زندگی روزمره به اجرا خواهند گذاشت. نوجوانان نیز اعتقادات مخصوص به خود را در مورد رفتارهای جنسی سالم دارند. با آنکه بیشتر دختران نوجوان روابط جنسی را برابر با عشق می دانند، اما دیگر نوجوانان، بخصوص پسران، روابط جنسی را مستلزم تعهد ندانسته، بلکه آن را فعالیتی کم اهمیت دانسته و در ذهن خود خطرات و عواقب آن را ناچیز می شمارند و این نگرش نادرست را از برنامه های تلویزیونی کسب کرده اند. عدم نمایش کافی خطرات فعالیت ها و رفتارهای جنسی در تلویزیون، مانند بیماری ها و بارداری، اهمیت مسئله ی تعهد جنسی را درذهن بیننده کم رنگ جلوه می دهد. دیگر باورهایی که از این طریق به بیننده القاء می شوند از این قرارند:

  • همه ی نوجوانان رابطه ی جنسی دارند
  • داشتن رابطه ی جنسی باعث می شود که بزرگ شوید
  • اگر نوجوانی در سن ۱۷ تا ۱۹ سالگی فاقد رابطه ی جنسی باشد، حتما مشکلی دارد
  • دختران در طی عادت ماهانه باردار نمی شوند
  • دختر در اولین رابطه ی جنسی باردار نمی شود

 

واضح است که والدین نوجوان در وضعیت بغرنجی قرار دارند. اما راهنمایی های کلیدی برای روشن کردن مسئله وجود دارد. نوجوانان را باید از حقایق مربوط به تولید مثل، نیازهای جنسی، و بیماری های مقاربتی آگاه ساخت. از مجموع بیش از ۶۰ میلون نفر که در طی ۲۰ سال گذشته به بیماری HIV مبتلا شده اند، نیمی از آنها در سنین بین ۱۵ تا ۲۴ سال به این بیماری مبتلا شده اند. بر اساس اعلام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های واگیردار (CDC)، هر ساله حدود ۲۵ درصد از نوجوانانی که دارای روابط جنسی هستند، به بیماری های مقاربتی واگیردار مبتلا می شوند، و ۸۰ درصد از نوجوانان مبتلا شده حتی از بیماری خود بی اطلاع هستند، و در نتیجه بیماری خود را به افراد دیگر نیز منتقل می کنند. آمارهای مربوط به بیماری ایدز حتی وحشتناکتر هستند، از مجوع افرادی که هر سال به این بیماری مبتلا می شوند، حدود ۵۰ درصد از افراد دارای سن پاییین تر از ۲۵ هستند. جوانان باید بدانند که نوجوانانی که دارای رابطه ی جنسی هستند و از روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمی کنند معولا باردار می شوند و در نتیجه ی آن مجبورند با تصمیماتی برای حل مسئله ی بارداری (سقط، سرپرستی، یا مسئولیت های نگهداری از فرزند)  روبرو شوند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.

کلاس های سلامت و برنامه های آموزش مسائل جنسی در مدارس معمولا اطلاعاتی را در رابطه با خطرات انتقال بیماری ها، خطر بارداری، و پیشگیری از بارداری در اختیار نوجوان می گذارند. اما شواهد نشان می دهند که آموزش های سنتی و مرسوم در رابطه با مسائل جنسی که در ایالات متحده ارائه می شود، با وجود نقش مثبتی که در ارتقاء دانش جنسی دارند، تاثیر ناچیزی برروی برقراری روابط جنسی نوجوانان یا استفاده ی آنها از روش های پیشگیری دارند. علاوه بر نوجوانان والدین نیز باید بسیاری از مسائل مهم را بدانند، برای مثال آنها باید بدانند که هر قدر سن فرد در هنگام انجام اولین آمیزش جنسی پایین تر باشد، احتمال اینکه رابطه ی جنسی غیر داوطلبانه و با توسل به زور رخ دهد بیشتر خواهد بود، و آمیزش جنسی ای که با توسل به زور انجام می شوند می توانند منجر به اثرات منفی طولانی مدت در زندگی فرد شوند.معمولا نوجوانانی که اولین رابطه ی جنسی خود را در سنین بالاتر تجربه می کنند دارای شرایط زیر هستند:

  • معمولا والدین آنها از تحصیلات بالاتری برخوردار هستند
  • بهره مندی از حمایت خانواده
  • نظارت والدین
  • دوستانی که از رفتار های جنسی پرهیز می کنند
  • کسب نمرات بالا در مدرسه
  • حضور مداوم در کلیسا یا دیگر مکان های مذهبی

 

چالش پیش روی هر انسانی شناخت حقایق است به گونه ای که بتواند در زندگی آنها را به کار گرفته و بتوانند با کمک آنها تصمیمات هوشمندانه ای بگیرند. درس هایی که در کلاس های مدرسه فرا گرفته می شوند به هیچ وجه جواب گوی این نیاز نیستند. تعهدات و ارزش ها در جامعه آنقدر گوناگون و متفاوت هستند که مدارس نمی توانند تمام عرصه های مربوط به اخلاقیات را پوشش دهند. برپایه ی شواهد تحقیقات متعدد انجام گرفته در این زمینه، ترکیب تاثیر والدین و باورهای مذهبی، عوامل بسیار موثر در تصمیم گیری های نوجوان برای برقراری روابط جنسی و یا خود داری از آن هستند.

بهترین شیوه ای که والدین می توانند با کمک آن نوجوان را از فعالیت های جنسی باز دارند، حفظ روابط گرم و محبت آمیز و ایجاد روابط صمیمی ای می باشد که نوجوان بتواند به راحتی مسائل خود را با والدین مطرح سازد. والدینی که روابطی نزدیک با فرزندان خود دارند و از نزدیک در جریان زندگی فرزندان خود قرار دارند، و قاطعانه اصول و ارزش های اخلاقی خود را به فرزندان انتقال می دهند، بیشترین موفقیت را در پیشگیری از رفتارهای پرخطر و ناسالم در فرزندان خود، بدست می آوردند.

به همین دلیل، برای نوجوانان مشاهده ی افرادی که طبیعت جنسی خود را به خوبی درک کرده و در قبال آن مسئولانه رفتار می کنند، می تواند به عنوان الگو بسیار مهم باشد.اخلاقیات صرفا مفاهیمی انتزاعی نیستند. اخلاقیات باید در قالب تعهد در قبال افراد و مسائل ارزشی در زندگی روزمره نمود پیدا کنند. والدین و دیگر افراد بالغ اثرگذار در زندگی نوجوان (در محیط مدرسه، در کلیسا و مکان های مذهبی، و جامعه) باید بتوانند تفاوت میان علاقه و صمیمیت را با شیدایی و شیفتگی لجام گسیخته و بی قاعده را به او نشان دهند و به آنها کمک کنند تا تمایز این دو را از یکدیگر در قلب خود احساس کنند. نوجوانان باید این مسئله را درک کنند که روابط سالم و رضایت بخش مستلزم  تفکر دقیق و محتاطانه و تصمیمات هوشمندانه بر پایه ی اصول و ارزش ها است.

منبع:مشاوره-خانواده.com


اختلال در صحبت کردن کودکان در خارج از منزل

اختلال در صحبت کردن کودکان در خارج از منزل

هنگامی که کودک شما صحبت می کند و با هیجان صحبت می کند، او نیز با دوستانش ارتباط برقرار می کند.

با دوستانش بازی می کند، اما بعد از چند روز از تحصیل، آنها از مدرسه اطلاع می دهند کودک تان حرف نمی زند.

کودک شما در مدرسه هیچی نمی گوید و زبان باز نمی کند.

این وضعیتی عجیب و غریب و باورنکردنی برای شماست.

زیرا به محض این که کودک وارد خانه شود، او شروع به صحبت می کند و روند زندگی عادی ادامه می یابد.

این چیزی است که ممکن است ناشی از اضطراب از شرایط نامعلوم یا سایر شرایط در کودکان باشد.

آنها خلق و خوی انتخابی یا سکوت انتخابی نامیده می شوند.

اختلال در صحبت کردن کودکان در خارج از منزل

اختلال در صحبت کردن کودکان در خارج از منزل

  • سکوت انتخابی چیست؟

سکوت اختیاری یا سکوت انتخابی به ناتوانی مداوم در صحبت کردن در موقعیت های خاص اجتماعی مانند مدرسه می پردازد، که انتظار می رود در این موارد کودک صحبت کند.

معمولا یک کودک از صحبت در موقعیت هایی مانند مدرسه، جامعه و بزرگسالان و خارج از خانه اجتناب می کند.

با وجود اینکه او با خواهر و برادرش در خانه است و حداقل با یکی از والدینش، او به راحتی صحبت می کند.

این اختلال اغلب کسانی که در اطراف شما هستند را تحت تاثیر قرار می دهد و حتی باعث اختلال در زندگی عادی کودک می شود و مانع از پیشرفت تحصیلی یا ارتباطی کودک می شود.

مهم است که توجه داشته باشید که در هنگام ورود به مدرسه یا مهد کودک ممکن است کودک برای مدتی ساکت  بماند.

در این صورت به آنها نمی توان چنین وضعیتی را نسبت داد و این اختلال حداقل باید یک ماه طول بکشد تا لالی انتخاب او قطعی شود.

این اختلال عمدتا به علت کمبود اطلاعات یا ناراحتی در مورد استفاده از زبان گفتاری نیست.

عدم گفتار بهتر از لکنت زبان، نفوذ اختلال رشد، اسکیزوفرنی یا اختلال دیگر روانی نیست.

  • دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند

در موارد نادر، کودک در خارج خانه ساکت است و در داخل منزل سخن می گوید.

جالب توجه است که دختران بیشتر از پسران از بیماری رنج می برند.

در بسیاری از موارد، کودکان ممکن است در دوره گذار، مانند ورود به مهد کودک یا مدرسه، اختلالی خفیف داشته باشند که در چند ماه بهبود می یابد.

این کودکان معمولا در معرض اضطراب هستند و تمایل به افسردگی دارند.

در مواردی که علائم خفیف است، معمولا با درمان یا بدون درمان، بهبود کامل و زود هنگام اتفاق می افتد.

بهتر است که سن و طول مدت این بیماری و اختلال پایین تر باشد.

  • چرا کودک ساکت است؟

این اختلال به عنوان اختلال اضطرابی در نظر گرفته می شود، بنابراین علل اختلالات اضطرابی و به ویژه اضطراب اجتماعی نیز باعث این اختلال می شود.

اختلال ژنتیکی همچنین نقش مهمی در اختلال اضطراب دارد.

والدین باید آگاه باشند که هرکسی که این عامل ژنتیکی لزوما دارای موارد ژنتیکی نیست، اما وجود اضطراب در مادر و والدین، وابستگی بالا و افسردگی در بستر خانواده، باعث اختلال می شود.

جالب توجه است، ۹۵ درصد از این کودکان دارای اضطراب اجتماعی هستند، به همین دلیل است که این اختلال به عنوان زیرمجموعه اضطراب اجتماعی شناخته می شود.

از آنجا که کودکان ممکن است به دلیل این اختلال توسط همسالانشان مورد تمسخر قرار گیرند، احتمال دارد که با اختلال رفتار مقابله ای در یک سوم موارد همراه باشد.

تخمین زده شده است که یک سوم از این کودکان مستعد اضطراب و افسردگی مرتبط با اختلال هستند.

نکته مهم این است که این اختلال بیشتر از اختلالات اضطرابی ناشی می شود.

پیش از این، اختلال به دلیل تاثیر فیزیکی یا عاطفی بود، اما این نظریه هنوز معتبر نیست.

انتخاب زمان مناسب!

انتخاب زمان مناسب!

تقصیر او نبود. من روز خوبی را انتخاب نکرده بودم. صبح جمعه‌ها برای خریدکردن عجله دارد. خب جمع‌های هفتگی‌شان برپاست و پای آبرو در کار است، پیش آدم‌هایی که بلدند دود سیگار را دایره دایره کنند و حرف‌های مهم بزنند؛ همان چیز‌های که من بلد نیستم.

وقتی کار مهمی نتوانی بکنی، حتما حرف‌های مهمی باید بزنی، اما من به کل مهم بودن از دستم بر نمی‌آمد. یک ۵۶ متری دو خوابه قلمروی من و بابا بود و پایتخت رفقایش. سوسک‌ها را البته حساب نکردم. آنها به من اعتماد به نفس می‌دادند و تنها کسانی که به راستی می‌ترسیدند از من. شاید هم از دمپایی من. آدم‌های نامُهم کارهای نامهم انجام می‌دهند همیشه، همین حذف سوسک از چرخه طبیعت یا آب دادن کاکتوس‌ها یا سر جمع موشک درست کردن با روزنامه‌های صبح.

آن روز هم مشغول کار‌های نامُهم خودم بودم. می‌خواستم آن قدر رکاب بزنم آن قدر رکاب بزنم آن قدر رکاب بزنم آن قدر رکاب بزنم… آن‌قدر رکاب بزنم که چه؟ یادم رفت. یادم رفت برای چی داشتم آن‌قدر رکاب می‌زدم، پس وسط چهارراه دیگر رکاب نزدم. مگر می‌شود با این «فاصله» کسی پسرش را بشناسد؟! وقتی حتی نمی‌داند او یک دوچرخه دارد. گفتم که تقصیر او نبود. تقصیر ترمز ماشین یا آلزایمر من باشد، بهتر است. می‌شود دفعه بعدی نقش رستم را ایفا کنم؟

کلاه سال‌های بعد

قرص‌ها را در چمدان گذاشتم. آنها تنها دارایی‌هایم بودند. رفتم در صفی که آنجا تشکیل شده بود ایستادم و چیزی هم نگفتم. کلاهی را که به من هدیه داده بودی بر سرم گذاشته بودم و با یک دستم چمدان را گرفته بودم. دست دیگرم در جیب کتم بود. سرم را مدام این طرف و آن طرف می‌کردم و می‌شمردم و نمی‌دانستم در آن سوی صف چه خبر است. ولی پناه‌گرفتن در آن جمع آرامم می‌کرد‌. ناگهان متوجه شدم که همه نگاه‌ها رو به سوی من است. مردی جلو آمد؛ لبخند می‌زد، دستش را جلو آورد، تردید کردم. چاره‌ای نبود انگار. تنها بودم. دستم را به سختی در آوردم از جیبم… و در یک لحظه سردی وجود مرد وارد بدنم شد. چیزی که همیشه از آن می‌ترسیدم. مرد گفت باید چیز مهمی را به من بگوید. زبانش را خوب نمی‌فهمیدم. اما میان کلماتش دستم آمد که ایراد از کلاهم است. می‌گفت نباید این‌جور کلاه‌ها بر سرم بگذارم در این شهر. انگاری اینجا باید کلاه‌هایمان جور دیگری باشد. با این که فکر نمی‌کردم مسئله این قدر جدی باشد، قول دادم روزهای بعد کلاه معمول را سر بگذارم. اما او می‌گفت باید این کار را همین حالا بکنم. به صف نگاه کردم و این که این همه مدت انتظار کشیدم، بیرون آمدم و با او به کلاه‌فروشی رفتم. کلاه مورد نظر را خریدم. کلی پول بالایش دادم. پس از چندی به سختی از چنگ مرد بیرون آمدم. در فاصله نبودنم صف باز هم درازتر شده بود. دوباره آخر صف ایستادم و آرام پشت آن همه جمعیت پناه گرفتم. با کلاهی جدید. باز هم برایم مهم نبود آن طرف صف چه چیزی انتظارم را می‌کشد. انتظارش را دوست داشتم؛ آرامشی که آنجا بود. مرد دیگری جلو آمد.

نگاهش نکردم. گفت: «کلاهی که سرت گذاشته‌ای برای قاتلی است که خودش چند وقت پیش به قتل رسیده، تو باید با ما بیایی.» با آنها رفتم. مجبور بودم! در راه به تو فکر کردم که چرا کلاهی را که به من هدیه داده بودی از سرم برداشتم… لبخندی زد و آرام جلو آمد. کلاه زیبایی بر سرش گذاشته بود. سرم را به نشانه احترام خم کردم و دستش را بوسیدم. سرم را که بلند کردم فهمیدم کلاهش را گذاشته است روی سر من. ناگهان گم شدم. در خیل جمعیت چشم‌هایش. چند سال بعد گفت سردش شده و دلش هوای آفتابی می‌خواهد. کلاهش را برداشت و رفت.

واقعا تو بی‌گناه بودی؟!

دختری به نام ویولته که سال‌هاست داره با بیماری ام اس مبارزه می‌کنه. اون روز خیلی کوتاه و قشنگ دیدم از این که یکهویی به یه دختر ۱۱ ساله گفته احمق احساس خوبی نکرده و بعد هم خیلی راحت رفته و ازش عذرخواهی کرده. این مطلب ناگهان من رو برد تو اتفاقات بسیاری که درش کسی مقصر نبوده، اما من تقصیرا رو انداختم گردنش، خصوصا اونایی که زیر دست ما کار می‌کنند یا از ما کوچیک‌ترند و خلاصه یه جورایی زور ما بهشون می‌رسه متاسفانه زمان هم فراموشی خاص خودش رو به ما تحمیل می‌کنه و با رفتن روزهای قدیم و اومدن روزهای جدید ما یادمون می‌ره که چطور فلان وقت حتی ناخواسته به کسی پریدیم یا تقصیری رو انداختیم گردنش و بعد هم در ادامه با فراموشی زمان یادمون رفته که خیلی ساده بریم و بهش بگیم ببین: «اون روزی که من بهت پریدم یا جلو همه سرت داد زدم یا تقصیر فلان ماجرا را انداختم گردنت، واقعا تو بی‌گناه بودی، من اون موقع حالم گرفته بود، بی‌حوصله بودم، خسته بودم، مریض بودم، گرمم بود، سردم بود، با عشقم دعوام شده بود یا هزار کوفت و درد دیگه – دور از جون شماها البته – داشتم و همه اینا باعث شد که به تو بپرم و الان گرچه مدت‌ها ازش گذشته و تو شاید حتی یادت نباشه، اما ازت عذر می‌خوام که بابت چیزی که حقت نبود شماتت کردم و ناراحت شدی.» شاید هم آن‌قدر بزرگ باشه که اصلا یادش نیاد، اما من بهتون قول می‌دم که شما حال خیلی خوبی پیدا می‌کنی.

یاد مادربزرگ به خیر همیشه می‌گفت همه شجاعت‌ها هم خوب نیست. اما این از اون شجاعت‌های خوبه، از اونا که یادمون می‌اندازه که ما انسانیم و جایزالخطا، اما چه خوب که وقتی بابت خطای خودمون بی‌خودی دل کسی رو می‌شکنیم جسارت عذرخواهی‌اش رو هم داشته باشیم.

موقع نوشتن یادم افتاد که وقتی بچه بودم و مامانم تو آشپزخونه‌مون داشت کاری می‌کرد، تا دستش رو می‌برید یا چیزی رو می‌شکست، یهو سر من داد می‌زد که: «ای وای تو چقدر حرف می‌زنی»! قربونش برم الهی که دوست دارم ۱۰۰ سال دیگه هم زنده باشه و هی از این غر‌های الکی بهم بزنه!

گاهی به یاد دیگران هم باشید

من همیشه روزهای تولد رو خیلی دوست داشتم؛ غافلگیرشدن و خندیدن و کادوگرفتن و کیک‌خوردن و… شاید به خاطر این بوده که همیشه روز تولدم حسرت تبریک از طرف اونهایی که دوستشون داشتم، رو دلم می‌مونده. به قول مامانم ما زیاد تولدی نیستیم (یعنی زیاد روزای تولد رو جدی نمی‌گیریم). واسه همین همیشه دوست داشتم که روز تولد بقیه رو بهشون تبریک بگم و ذوق‌زده‌شون کنم که به یادشون بودم. خنده‌شون واسم خیلی ارزش داره و دلیلی می‌شه که منم از ته دلم خوشحال بشم…

این شد که یک کتاب خریدم که واسه هر روز سال، یه پیغام داشت. بعد پارسال عید تاریخ تولد تک‌تک فامیل‌ها و دوستام رو توش نوشتم. بعدتر کامل‌ترش کردم و سالگرد ازدواج و روزهای عزیز آدم‌های دور و برم رو هم بهش اضافه کردم. اول هر ماه تمام تاریخ‌ها رو توی موبایلم ثبت می‌کنم که ساعت ۹ صبح اون روز بهم یادآوری کنه و بهشون زنگ می‌زنم. خیلی باحاله.

تازه این کار باعث شده چیزهای جالبی رو کشف کنم مثل این‌که مثلا پسرعمه‌ام با دختر خاله‌ام همزادن یعنی توی یه روز متولد شدن یا دوستم و داییم و پسرداییم همه توی یه روز متولدشدن.

شما هم می‌تونین امتحان کنید

کسی هست که می‌تونه حتی با کارهای خیلی کوچیک آدم‌ها رو خوشحال کنه، با یه جمله، با یه نگاه. ولی اگه یه روز شخصی مریض باشه و نخواد توی در و همسایگی بگرده و خوشحالمون کنه چی؟ حتما می‌ره کنار پنجره و از دیدن پیرزن و پیرمرد همسایه که عاشقونه دارن با هم صبحونه می‌خورن لذت می‌بره، یا از دیدن پسر کوچولوی همسایه که مامان باباش بالاخره براش دوچرخه خریدن.

دلم می‌خواد یاد بگیریم که هر کدوممون برای خودمون هم باشیم. که اگه یه روز صبح از خواب پا شدیم و اون روز هیچکی سعی نکرده بود خوشحالمون کنه خودمون این کار رو بکنیم. بلد باشیم که لذت‌هامون رو پیدا کنیم، که خوشبختی‌مونو پیدا کنیم. به اتفاق‌های کوچیکی که تو زندگیمون می‌افته، ارزش بیشتری بدیم و باور کنیم که این اتفاق‌ها، می‌افتند برای خوشحالی ما. چه یک‌سری رویدادهای کاملا شخصی مثل پیداکردن یه کار خوب باشه، یا یک واقعه کلی مثل چاپ‌شدن کتاب جدید نویسنده مورد علاقه‌مون یا اکران یک فیلم از بازیگر محبوبمون.

کلینیک نوین تخصصی ترین مرکز ارائه دهنده خدمات درمانی بیماری های نشیمنگاهی زیر نظر بهترین پزشک متخصص

کلینیک نوین تخصصی ترین مرکز ارائه دهنده خدمات درمانی بیماری های نشیمنگاهی زیر نظر بهترین پزشک متخصص هموروئید ( بواسیر ) ، فیستول ، شقاق و کیست مویی

آمارها و گزارشات دنیای پزشکی حاکی از آن است که بیماری های نشیمنگاهی یا مقعدی با شیوع بالایی در حال گسترش است و هر روز بر شمار تعداد مبتلایان به آن اضافه می شود.

وظیفه ی جامعه ی پزشکی در چنین شرایطی طبیعیست سنگین تر شود و این وظیفه چیزی جز ارائه ی خدمات درمانی موثر و قطعی در این زمینه نیست.

بیماری های مقعدی کشنده و مهلک نیستند ولی می توانند کیفیت زندگی ما را به شدت کاهش دهند و به عنوان یک مشکل آزاردهنده می توانند مشکلات زیادی را برای ما ایجاد کنند.

اگر برای درمان بیماری هایی مثل بواسیر ، شقاق ، فیستول و کیست مویی به دنبال یک کلینیک مجهز و یک پزشک متخصص با تجربه و حرفه ای در این زمینه هستید کلینیک نوین یکی از ایده آل ترین انتخاب هاست.

ما فقط در کلام این را نمی گوییم که کلام ادعایی بیش نیست. آمار بالای درمان های موفق ما در کنار رضایت بالای بیماران و مراجعین به کلینیک ما گویای همه چیز است.

اخلاق پزشکی سرلوحه ی کار ما و حفظ سلامتی شما بالاترین رسالت و هدف ماست. انتخاب یک دکتر متخصص خوب می تواند شما را برای همیشه از شر بیماری ها و مشکلات مقعدی رها کند.

و اما چرا کلینیک نوین را به شما معرفی کرده ایم:

  • ارائه ی خدمات تشخیصی و درمانی در زمینه ی انواع بیماری های مقعدی توسط پزشکان مجرب خانم و آقا
  • بهبود سریع بیماری های مقعد بدون نیاز به انجام بستری و بیهوشی
  • ارائه ی خدمات درمانی تخصصی به وسیله ی لیزر
  • حضور بهترین تیم پزشکی و کادر درمانی مجرب
  • ارائه ی تمامی خدمات درمانی تحت بی حسی کامل
  • ارائه ی درمان قطعی در 1 جلسه مراجعه به کلینیک
    منبع: http:// jarah.clinic/

 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: ‏پنج شنبه ساعت 23:41

علت صحبت کردن زیاد زنان نسبت به مردان

علت صحبت کردن زیاد زنان نسبت به مردان

دنیای درک زن و مرد ها با یکدیگر تفاوت دارد و شاید به خاطر همین تفاوت هاست که آنها ارتباطی

همراه با آگاهی با یکدیگر برقرار می کنند.

هنگامی که زن و مرد با هم شروع به صحبت می کنند اکثرا خانوم ها تصور می کنند که همسرش کم حرف

می باشد و مرد می پندارد که زن پرحرفی می کند در حالی که این خصلت درونی زن و مرد است.

مردانی که تصور می کنند خانوم ها بیش از حد توضیح می دهند و سوال می کنند باید توجه داشته باشند

که خانوم ها برای ایجاد صمیمیت این کار می کنند و پیوند شان ر محکم تر می کند.

 

علت صحبت کردن زیاد زنان نسبت به مردان

وقتی شما حرف های کسی را گوش می کنید شاید میان حرف های او از کلمه تایید استفاده کنید ولی

بعضی از افراد امکان دارد این ویژگی را نداشته باشند. این تصور که مرده ها چون صحبتی نمی کنند پس

به حرف های شما گوش نمی دهند بلکه او ترجیح می دهد به حرف شما در سکوت گوش دهد و درباره

حرف هایتان فکر کند. زن و شوهری که درک درستی از این مسئله ندارند باعث تنش بین آنها می شود

که برای کاهش آن مرکز مشاوره خوب راه حل مناسبی می باشد.

رابطه زناشویی یک رابطه دو طرفه محسوب می شود و برای اینکه به یک رابطه ایده آل برسیم زن و مرد

باید تلاش خود را به کار بگیرند. اصول یک زندگی مشترک شامل : به صحبت کردن یکدیگر احترام بگذاریم،

منعطف بودن در رفتار ، به حرف های یکدیگر گوش کنیم و در زندگی ایده های مختلفی بدهیم که موجب

می شود اختلاف از بین برود.

منبع: com.مشاوره-آنلاین