با توجه به محققین دانشگاه پنسیلویزیون، وقتی معلمان در
CARE (آگاهی رسانی و انعطاف پذیری در آموزش و پرورش)
برای معلمان شرکت می کنند، استرس، استرس، استرس، فرسودگی شغلی معلمان، استرس و
ذهنیت زمانی موثر است.
CARE یک برنامه توسعه حرفه ای مبتنی بر ذهن است که برای کاهش استرس و بهبود عملکرد معلمان و محیط های یادگیری کلاس درس طراحی شده است، که توسط موسسه گریسون، یک سازمان غیر انتفاعی مبتنی بر نیویورک است که قدرت انتقادی تفکر را به سوی اجتماعی و محیط زیست امروز نگرانی ها. مراقبت از مهارت های هیجانی شامل آموزش مهارت های ذهنی و فعالیت های محبت آمیز است تا معلمان را با مهارت هایی برای کاهش استرس های احساسی و بهبود مهارت های اجتماعی و عاطفی مورد نیاز برای ایجاد روابط حمایتی با دانش آموزان خود، مدیریت رفتارهای دانشجویی به چالش کشیدن، و ارائه مدل سازی و مستقیم آموزش برای یادگیری موثر اجتماعی و عاطفی. برنامه 30 ساعته شدید در چهار جلسه روزانه در طول چهار تا شش هفته ارائه می شود
پاتریشیا جینینگز، استاد معاونت تحقیق، گفت: "امروز، معلمان در حال افزایش سطح استرس هستند که می تواند تاثیر منفی بر آموزش و محیط یادگیری آنها داشته باشد." "CARE طراحی شده است تا ابزارهایی را که نیاز به مدیریت پیشرفت های عاطفی و فراز و نشیب تدریس دارند، طراحی کند. این برنامه ترکیبی از شیوه های آگاهی ذهنی و مهارت های هیجانی است که به چالش های خاص محیط زیست کلاس درس اعمال می شود."
محققان 53 شرکت کننده در مدارس دولتی شهری و حومه ای را در دو ناحیه مدرسه در یک منطقه کوچک شهری در شمال شرق آمریکا استخدام کردند تا در این مطالعه شرکت کنند. آنها به طور تصادفی مشارکتکنندگان معلم را به شرط مراقبت یا مراقبت از لیست انتظار گذاشتند. افرادی که در گروه CARE قرار داشتند، با استفاده از اقدامات خودپرداخت در پیش و پس از مداخله، برای ارزیابی تاثیرات برنامه بر سلامت عمومی، اثربخشی، استرس مرتبط با فرسودگی، استرس و ذهنیت مرتبط با زمان، تکمیل کردند.
· مطالعه بر روی اثرات متقابل ژن پس از انواع مختلف حوادث محیطی تأثیر می گذارد
· سرطان سینه تهاجمی، فرایند فیزیولوژیکی محافظ طبیعی را برای زنده ماندن از بین می برد
· ورزش سه بار در هفته استرس را کاهش می دهد، پیری سلولی را در مراقبت از خانواده کاهش می دهد
شرکت کنندگان سطح بالایی از رضایت از برنامه CARE را گزارش دادند که نشان می دهد استفاده از آن روابط خود را با دانش آموزان خود، مدیریت کلاس درس و محیط زیست کلاس درس بهبود می بخشد. پیشرفت در رفاه، اثربخشی، فرسودگی شغلی و ذهنیت معلمان با گزارش معلمان از پیشرفت در نتایج دانش آموزان و کلاس درس ارتباط دارد. به طور کلی، یافته های این مطالعه نشان می دهد که توانایی یک برنامه توسعه حرفه ای تمرکز ذهنی برای کاهش واکنش های احساسی و ارتقاء سلامت در بین معلمان است.
مارک گرینبرگ، ادنا پترسون بنت، رئیس پژوهشی پیشگیرانه گفت: "یک دلیل مهم که CARE در کاهش فرسودگی شغلی، بهبود آموزش لذت بخشیدن به معلمان و کاهش پیامدهای سلامتی بدنی است، این است که CARE به طور خاص برای پاسخگویی به نیازهای معلمان طراحی شده است. و استاد انسانی و روانشناسی. "معلمان CARE نه تنها راه های جدیدی را برای مقابله با استرس یاد می گیرند، بلکه یاد می گیرند که خود را پرورش دهند و یک کلاس درس شادتر و دلسوز تر ایجاد کنند."
نتایج در شماره اخیر مجله روانشناسی مدرسه فصلنامه منتشر شده است .
مطالعه دوم CARE، که در حال حاضر در شهر نیویورک در حال انجام است، با هدف تکثیر این یافته ها در یک نمونه بزرگتر از معلمان و بررسی اثرات این تغییرات در رفاه معلمان بر کیفیت محیط های کلاس درس و دانش آموزان آنها نتایج علمی و رفتاری.
محبت عامل کم شدن پرخاشگری کودک: بوسیدن و محبت کردن به کودک در شکل گیری شخصیت و روحیه او موثر است ، کم شدن پرخاشگری ،
خارج کردن انرژی های منفی و اضافی از جمله فایده های آن است.
اثرات مثبتی که محبت کردن و بوسیدن کودک دارد این است که موجب تقویت شدن و محکم شدن روابط
عاطفی میان والدین و فرزند می شود و احساس امن بودن و آرامش در کودک به وجود می آید. از دیگر
فایده آن با بالا رفتن اعتماد به نفس ، افزایش مهارت های اجتماعی ، به والدین اعتماد می کنند و از آنها
حرف شنوی بیشتری دارند و از همه مفیدتر مهارت مهر ورزیدن به دیگران را یاد می گیرند.

کودکان به طور طبیعی منطقی نیستند و بیشتر احساساتی و دارای هیجان هستند ، از ترکیب این دو با هم
شخصیت کودک شکل می گیرد و والدین با رعایت کردن مرز رفتاری می توانند شخصیت کاملی در
کودکشان ایجاد کنند.
منبع: مشاورانه
سلام. موقع دخول با همسرم مشکل داریم. یا آلت من بزرگه یا آلت خانمم کوچیکه. تا الان موفق به دخول نشدیم و خانمم درد زیادی احساس می کند. مشکلمون رو جطور حل کنیم؟
با سلام
دوست گرامی الت زنان که برای دخول مشکلی نخواهد داشت البه به نوع پرده
بستگی دارد ولی دهانه وازن انعطاف پذیر است و اجازه دخول را میدهد مگر
اینکه همسر شما نتواند درد ناشی از دخول را تحمل کند و اصلا مایل به ادامه
رابطه نباشد .که این خود نوعی از اختلال است که فرد باکره باقی می ماند و
با روش های شناخت شده روانشناختی درمان صورت می پذیرد و وازن اجازه ورود
الت تناسلی را می دهد
در مورد اینکه کوچک بودن الت شما اگر در حالت نعوظ الت سیخ و راست قرار
بگیرد و طول الت بین 7 تا 12 سانت باشد الت شما سالم است و می توانید دخول
داشته باشید مگر اینکه این شرایط را در هنگام تحریک نداشته باشد که باز هم
با مراجعه به اورولوزیست و بررسی خود الت می توان به رفع مساله کمک کرد .
و روش های مختلفی برای برقراری رابطه مناسب است که درد کمتر حس شود در مورد
خانم ها و اقایون استفاده از لوسین های مختلف و روغن های گیاهی طبیعی می
تواند به دخول بدون درد کمک کند و البته نوع رابطه برقرار کردن هم مهم است
در شرایطی که قبل اماده سازی باشد و هر دو مایل به داشتن رابطه باشید
امیدوارم به زودی مساله رفع شود
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
44034490
موفق باشید
دو روی سکه رسیدن به استقلال: احساس تسلط و پشیمانی
زندگی سرشار از سرخوردگی هاست. اعتقاد و تفکر ما در مورد پیشرفت، تبدیل به ناامیدی بزرگی می شود.
نوجوان متوجه می شود که فرشته دندان شیری، پری های مهربون، ننه سرما، عمو فیروز و … همه داستان هایی هستند که توسط بزرگسالان مورد اعتماد برای الهام بخشیدن تخیلات معصومانه بوده است. حالا او می داند که والدین نیز می توانند دروغ های حساب شده بگویند. زمانی که متوجه می شوند قدرتی خارج از توهم و بالاتر از قدرت والدین هم وجود دارد.
این چیزی است که در سنین پایین تر می خواهد والدینش بگویند: «هر وقت به ما نیاز داشته باشی ما پیش تو هستیم.» «ما همیشه از تو در برابر آسیب ها محافظت می کنیم.» «ما همیشه تصمیمات خوبی می گیریم.» «ما همیشه می دانیم که باید چه کاری انجام دهیم.»
ولی تجربه ای که کودک از والدینش به دست می آورد باعث ناامیدی اش خواهد شد. بنابراین به اکتشافات نامطلوبی دست می زند. «من هر وقت به انها نیاز داشته باشم آنها نخواهند بود. من تنها هستم.» «آنها نمی توانند همیشه در برابر مشکلات از من محافظت کنند. اتفاقات بدی برای من خواهد افتاد.» «آنها همیشه تصمیمات درستی نمی گیرند. بعضی وقتها من باید تاوان اشتباهات انها را بدهم.» «آنها همیشه نمی دانند که چه کاری باید انجام دهند. من خودم باید مشکلات زندگی ام را حل کنم.» قسمت دردناک بزرگ شدن باور داشتن به این است که والدین امنیت او را تامین نخواهند کرد.
با در نظر گرفتن اینکه سرخوردگی های بزرگی در پایان دوره ی نوجوانی برای کودک به وجود می آید: «من وقتی مستقل شوم می توانم زندگی ام را اداره کنم.» بعد از همه ی اینها هدف کودک از همه ی سرکشی هایش، برای دستیابی به این است که از راه و روش خودش رشد کند.
و اما قصه از همین جا شروع می شود؛
واقعیت غم انگیز این است که زمانی که قدرت والدین کم می شود و موانع برداشته می شوند، روند تغییر می کند و فرد جوان متوجه می شود که محافظت والدینش برای او پناهگاهی بود و اکنون به صورت مستقیم در معرض اتفاقات و حوادث اجتماعی قرار می گیرد. در این زمان است که با درک این موضوع، از خواب غفلت بیدار می شود. در مقایسه، مواجه با نیروهای غیرشخصی برای انطباق اجتماعی، نگرش والدین به فرزندشان دلسوزانه تر می شود، انتظارات والدین کمتر بود، و قوانین والدین بخشنده تر بود.
اکنون باید صورتحساب ها را پراداخت کند، باید یک شغل دست و پا کند، به دنبال راهی برای تجدید نظر در مورد برخی از نظرات در مورد آزادی نوجوانان است، ولی چیزی که نوجوان در می یابد آرمانهای غیر واقعی است. وقتی که آزادی وارد عمل می شود، «من آزاد نیستم که هر کاری را بخواهم انجام دهم.» وقتی آزادی نتیجه اش فردیت می شود، «من آزاد نیستم که بتوانم کاملا خودم باشم.» برای آزادی بیان، «من آنقدر آزاد نیستم که افکارم را به زبان بیاورم.» زمانی که آزادی در مورد آینده است، «من آنقدر آزاد نیستم که به هر چیزی که می خواهم دست پیدا کنم. زمانی که آزادی در مورد پیدا کردن یک شغل واقعی است، « من آزاد نیستم که بتوانم کسی را پیدا کنم که برای کارم به من پول زیادی بدهد.»
بعضی مواقع هر کس نیاز به همراه دارد، بعضی مواقع شخص باید برای برقراری ارتباط خود را انطباق دهد، برخی مواقع یک نفر باید سکوت کند تا چاره ای پیدا کند، بعضی وقتها باید چیزی را که کسی از فرد گرفته باید پس بگیرد. به عنوان نتیجه گیری برای یک نوجوان می توان این را گفت: «آزادی واقعی که من اکنون به دست اورده ام این است که من خودم باید با مشکلاتی که خودم ایجاد کرده ام روبه رو شوم.»
به عبارتی، نوجوان به این نتیجه می رسد که اکنون به عنوان یک بزرگسال اونقدرها هم ازاد نیست. وقتی نوجوان بودم ازادتر بودم، می توانستم قوانین خانه را نقض کنم و مجبور نبودم برای مشکلاتم نگران باشم چون کسانی وجود داشتند. من آزادی می خواستم اما ان را داشتم و نمی دانستم. اکنون بزرگتر شده ام و با قوانین اجتماع روبرو هستم. آزادی داشتن والدینی که از من مراقبت می کردند و نمی گذاشتند تمام مسئولیت ها را به گردن بگیرم. و این همان تراژدی استقلال و مسئولیت پذیری است!
شما می توانید دلیل عصبانیت او را درک کنید. او واقعا از اینکه باورهایی که در دوره ی نوجوانی اش داشته احساس پشیمانی و شکست می کند. در مورد آزادی هر کسی باید نتیجه ی دلخواه را داشته باشد و هر کسی بتواند خودش باشد.
مترجم: نسرین بنی عباسی زاده
منبع:مقالات کانون مشاوران ایران