شیوع اختلالات روانی در این کشور در 20 سال گذشته تقریبا
دوبرابر شده است. چه کسی این همه بیمار را درمان می
کند؟ روانشناسان بالینی و درمانگران
مسئولیت این کار را بر عهده دارند، اما بسیاری از آنها با استفاده از روش هایی که
از نظر تاریخی و فاقد دقت علمی هستند، کوتاه می شوند. این به این دلیل است که بسیاری از برنامه های آموزشی، به خصوص
برخی از برنامه های دکترای روانشناسی (PsyD) و مراکز
آموزشی سودآور، در علوم پایه نیستند.
یک گزارش جدید در علوم روانشناسی در منافع عمومی ، مجله انجمن علوم روان شناسی، توسط هیئت دانشمندان بالینی برجسته - تیموتی بیکر (دانشگاه ویسکانسین - مدیسون)، ریچارد مکفال (دانشگاه ایندیانا) و وردا شوهام (دانشگاه) از آریزونا) - درخواست اصلاح برنامه های آموزش روانشناسی بالینی و درخواست تجدید نظر برای یک سیستم اعتباربخشی جدید برای اطمینان از اینکه پزشکان روان درمانی برای استفاده از تحقیقات موثر و در حال حاضر برای درمان بیماران خود آموزش دیده اند.
· مدل های مراقبت همکاری ثابت کرده اند که نتایج و دسترسی به خدمات درمانی روان بهبود یافته است
· حتی پس از لوبکتومی، یک مغز کودک به منظور جبران بخش های از دست رفته بازسازی می شود
روشی متداول در روانشناسی بالینی وجود دارد که مبتنی بر علم است و اثبات شده است که کار می کند، اما در غیاب آموزش مبتنی بر علم استاندارد، این درمان ها بی فایده است.
برای مثال، درمان شناختی رفتاری (CBT) موثرترین درمان برای PTSD بوده و دارای کمترین عوارض جانبی است، اما بسیاری از روانشناسان از این روش استفاده نمی کنند. بیکر و همکارانش یک مطالعه را مطرح کردند که تنها 30 درصد از روانشناسان برای انجام CBT برای PTSD آموزش دیده بودند و تنها نیمی از آن روانشناسانی که از آن استفاده می کردند انتخاب شدند. این بدان معنی است که شش نفر از هر هفت قربانی بهترین مراقبت از پزشکان خود را دریافت نکردند. علاوه بر این، CBT مزایای طولانی مدت و فوری را به عنوان درمان برای PTSD نشان می دهد؛ در حالی که داروهایی مانند Paxil 25 تا 50 درصد موارد عود را نشان داده اند.
این گزارش نشان می دهد که افزایش هزینه درمان مراقبت های بهداشتی روان کاهش استفاده از درمان های روانشناختی و انتقال مراقبت به مراکز درمانی عمومی را کاهش داده است. نویسندگان همچنین بر اهمیت پیوستن مداخلات روانشناختی به پزشکی تاکید می کنند، زیرا بسیاری از رفتارهای رفتاری نشان داده اند که هزینه ها را کاهش می دهند و مزایای طولانی مدت را برای مشتری به ارمغان می آورند.
بیکر و همکارانش دریافتند که یک سیستم اعتباربخشی جدید کلید اصلاح آموزش در روانشناسی بالینی است. این سیستم جدید در حال حاضر در حال توسعه است: سیستم اعتباربخشی علوم بالینی روانشناسی (PCSAS www.pcsas.org ).
محققان روانشناسی دو دانشگاه کانزاس کشف کرده اند که اگر
چه دید مرکزی به چشمان ما اجازه می دهد که جزئیات صحنه را تشخیص دهند، دیدگاه
محیطی ما مهم تر است برای اینکه بگوییم ما چه نوع صحنه هایی را که در آن به دنبال
آن هستیم، از قبیل اینکه آیا این خیابان، کوه یا آشپزخانه است.
آدام لارسون، دانشجوی کارشناسی ارشد K-State در رشته روانشناسی گفت: "من فکر می کنم بخش شگفت انگیز این مطالعه این است که ما واقعا نمی انتظار چشم انداز محیطی را به خوبی به دست آوردن درک صحنه. "مطالعه جالب این است که این نشان می دهد که دید محیطی برای درک صحنه ها بسیار مهم است."
لارسون در حال کار با لستر لوشکی، استادیار روانشناسی دولت K، برای تحقیق درباره چگونگی شناخت و برچسب گذاری آنچه که در اطراف آنها در جهان دیده می شود، است. این مطالعه از دید محیطی در مقابل دید مرکزی در مجله بینایی ظاهر شد .
محققان مردم دو نوع عکس از صحنه های روزمره را به نمایش گذاشتند، آنهایی که حاشیه اطراف آنها محصور شده بود و دیگران که در آن مرکز تصویر خیره شده بود.
لارسون گفت: "ما دریافتیم که دید محیطی شما برای درک صحنه بسیار مهم است و شما می توانید بخش مرکزی یک تصویر را حذف کنید، جایی که بینایی شما بهتر است، و هنوز هم فقط در شناسایی صحنه خوب است."
Loschky و لارسون همچنین تصاویری را نشان دادند که در آنها کمتر از تصویر خراشیده شده بود. آنها دریافتند که دید مرکزی مردم تنها از چند پیکسل اضافی بیشتر از چشم انداز محیطی خود بهره مند شدند. این نشان می دهد که چگونه مناطق چشم ما به عنوان زمینه های دید ما شناخته شده متفاوت از اطلاعات استفاده می کنند.
Loschky گفت چشم انسان به طور متوسط سه بار در هر ثانیه حرکت می کند. زمانی که چشمها همچنان باقی میمانند - اصطلاحا نامیده میشوند - مغز ما اطلاعات را میگیرد. به شکل متافیزیکی، فیشینگ مانند عکس های فوری یک صحنه است. هنگامی که چشم ها در حال حرکت هستند، او گفت: این مانند حرکت یک دوربین فیلم برداری بسیار سریع است - تصاویر تار شده اند، بنابراین مغز ما اطلاعات زیادی را نمی گیرد.
· تحقیقات ارتباط بین افزایش میزان ویتامین K2 و کاهش میزان شکست در کودکان را نشان می دهد
· حتی پس از لوبکتومی، یک مغز کودک به منظور جبران بخش های از دست رفته بازسازی می شود
· مجموعه ای از مقالات ویژه تحقیق در مورد ژنتیک craniofacial را برجسته می کند
"سوال ما در حال تلاش برای پاسخ این است که چگونه ما اطلاعات در مورد محیط زیست خود را از این عکس ها دریافت کنید؟" Loschky گفت. "معلوم می شود که اولین اطلاعات معنی دار که می توانید از تثبیت دریافت کنید احتمالا به آن یک برچسب بسیار کوتاه می دهد."
او گفت، این چیزی است که ما انجام می دهیم وقتی که ما کانال را جستجو می کنیم.
Loschky گفت: "مردم تمایل دارند این کار را به سرعت انجام دهند، به ویژه کسانی که همه چیز را دیوانه می کنند." "برای اینکه سریعا تصمیم بگیرد که آیا یک برنامه را تماشا کند، باید تصور کلی از آنچه را که دنبال می کنند، دریافت کند، حتی اگر آنها جزئیات زیادی از آن را بدانند."
Loschky گفت که بررسی چگونگی گرفتن اطلاعات در صحنه مردم راه را برای درک بهتر شهادت شهروندان در پرونده های دادگاه، و همچنین برنامه های کاربردی در تبلیغات و بازاریابی. اما او گفت مهمترین نقش این تحقیق شاید بتواند ساختن روباتهای بهتر باشد.
او گفت: "اگر می خواهید یک ماشین را بسازید که بتواند درک کند چه چیزی در آن نگاه می کند، ما باید بدانیم که چگونه انسان برای اولین بار آن را انجام می دهد." "فرض کنید شما دو چشم دوربین فیلمبرداری خود را به ربات خود می دهید. چگونه می خواهید ربات را به گام مهم بعدی برساند، این است که بدانید که چه چیزی می بیند؟ این یک مشکل واقعا دشوار است که دانشمندان کامپیوتر از دهه 1950 کار خود را آغاز کرده اند و آنها فقط اکنون شروع به موفقیت کرده اند. "
در تحقیقات آتی، لارسون و لسچکی مطالبی را در مورد افرادی که حوادثی را در طول زمان در بر می گیرند مطالعه می کنند، نظیر دیدن کسی که در حال شستشو ظروف، پیاده روی یا سرقت از یک بانک است. محققان گفتند که تحقیق در مورد صحنه، تجربیات بصری انسان را با استفاده از عکسهای یکپارچه انجام می دهد، این تحقیق تجربیات تصویری ما را با استفاده از توالی عکس ها یا فیلم ها بررسی می کند.
یک دانشمند که فهمید که چگونه درد را تجربه می کند - و
شیوه هایی که می توان آن را کنترل و تسکین داد - برنده جایزه دانشگاه لوئیزویل
Grawemeyer برای روانشناسی 2010 شد.
رونالد Melzack، استاد رشته روانشناسی در دانشگاه مک گیل در مونترال، برای این جایزه از 24 نامزد انتخاب شد.
ملزاک پیشنهاد داد که مردم احساس درد در نقطه آسیب را احساس نمی کنند، بلکه در مسیر مغزی که از طریق ستون فقرات حرکت می کند، در مغز آنها قرار می گیرد. تئوری درد دروازه "کنترل دروازه" نشان می دهد که مردم می توانند با استفاده از فرآیندهای احساسی و شخصی خود را کنترل یا کنترل کنند تا احساس درد را افزایش دهند یا کاهش دهند.
· نرم افزار منبع باز شبیه سازی قدرتمند و دقیق برای تحقیق حرکت می کند
· محققان کشف سلول های بنیادی که اجازه می دهد گکوک ها سلول های جدید مغز را ایجاد کنند
· یافته های تحقیقاتی ممکن است راه جدیدی برای درمان یا پیشگیری از بیماری های ندرتا ایجاد کند
بر اساس این نظریه 1965، وی نتیجه گرفت که درد به صورت ذهنی و چند بعدی است، زیرا چندین قسمت از مغز در همان زمان به آن کمک می کند.
مطالعات Melzack منجر به درمان نوآورانه برای افرادی که احساس درد مزمن و مستمر دارند. بیماران در حال حاضر به مدیریت درد با هدایت تمرکز خود از طریق تکنیک هایی نظیر مراقبه و حواس پرتی کمک می کنند.
وودی پتری، استاد علوم روانشناختی و مغز در UofL که جایزه روانشناسی را بر عهده دارد، گفت: «کار او تغییر زیادی را در نحوه تفکر دانشمندان و پزشکان در مورد درد و ساختن روانشناسی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از تحقیقات و درمان درد انجام داد.
ملزاک همچنین درد "فانتوم اندام" را که اغلب با آمپوته تجربه می شود، بررسی کرد. او دریافت که شبکه عصبی که متولد شده است، باعث می شود درک ما از بدن، خود و تجربه - حتی از درد در غیاب آسیب.
در یک پروژه دیگر Melzack و همکارش پرسشنامه مک گیل درد را که جنبه های حسی و احساسی درد را اندازه گیری می کند، به جای تعیین شماره به میزان آسیب زدن آن، توسعه داد. فرم کوتاه پرسشنامه به 57 زبان ترجمه شده و به طور گسترده ای در تحقیقات بالینی مورد استفاده قرار می گیرد.
ملزاک در سال جاری پس از برنده جایزه های متعدد از گروه های مختلف از جمله انجمن روانشناسی کانادایی، انجمن درد کانادایی، شورای هنر کانادا، آکادمی مدیریت درد آمریکا و انجمن آمریکایی بیهوشی منطقه ای، در سالن پزشکی مشاهیر کانادایی قرار گرفت.
اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی
داشتن روابط جنسی سالم بین زوجین یکی از ملزومات زندگی مشترک میباشد. روابط جنسی یکی از اصلیترین و اساسیترین انگیزههای ازدواج جوانان میباشد و اگر این رابطه بین زوجین به خوبی وجود داشته باشد، بیشتر مسائل و موضوعات اختلافبرانگیز از بین میرود، اما در صورتی که رابطه جنسی از بین برود و یا از میزان آن کاسته شود، جزئیترین و پیشپاافتادهترین مسائل نیز به یک اختلاف بزرگ و حلنشدنی تبدیل میشوند. در رفتار بسیاری از مراجعان در هنگام مطالعه فهرست بروشورها دقت کردهام. بیشتر آنها وقتی چشمشان به بحث روابط جنسی میافتد، سریعا به صفحه موردنظر میروند و شروع به مطالعه این فصل از بروشور میکنند. این رفتار که در اکثریت مراجعان دیده میشود، نشاندهنده اهمیت روابط جنسی در زندگی مشترک میباشد. اما نکته مهم دیگری که به مبحث مقاله ما مربوط میشود، رابطه رفتار جنسی با تمایل مردان به انتخاب همسر دوم میباشد. این مقاله بدین منظور نوشته شده است که علل و عوامل تمایل مردان به انتخاب همسر دوم را شناسایی نموده و جهت جلوگیری از این پدیده، راهکارهای علمی ارائه نماییم. اگر در زندگی مردانی که همسر دوم انتخاب کردهاند دقیق شوید، متوجه خواهید شد که بلااستثناء همه آنها از نظر روابط جنسی با همسر خود کم و کاستیهایی داشتهاند و فردی که به عنوان همسر دوم وارد زندگی آنها شده است، چون از این موضوع آگاهی و اطلاعات کاملی داشته است، به خوبی این نیاز مرد را تامین نموده و همین عامل باعث گرایش و کشش مرد به طرف او شده است. گاهی اوقات بودهاند خانمهایی که ابراز داشتهاند که ما هم از نظر روابط جنسی شاهد کم و کاستیهایی از طرف شوهر خود بودهایم، اما چرا ما منحرف نشدهایم. چرا مردها در دوران حاملگی همسرشان به خود این اجازه را میدهند که به دنبال انتخاب همسر دوم باشند؟ گله و شکایت این خانمها کاملا منطقی است و باید به آنها حق داده شود، اما نکتهای که باید به آن توجه داشته باشند، این است که نقش و اهمیت روابط جنسی برای دو طیف زن و مرد و میزان مقاومت زن و مرد در مقابل فقدان روابط جنسی با هم متفاوت میباشد. همه محققان و روانشناسان عقیده دارند که میزان تمایل و علاقه مردان به روابط جنسی بسیار بیشتر از زنان است. اگر بین زن و مرد، اختلاف و کدورتی وجود نداشته باشد، مردها هرگز از روابط جنسی کنارهگیری نمیکنند. کنارهگیری مردها از روابط جنسی به بهانه استرس و خستگی ناشی از کار روزانه هم بهانه است. اینها همه ناشی از انتقادها، جر و بحثها و غرزدنهای همسرشان میباشد. اگر مردی به همسرش علاقه داشته باشد و بین آنها کدورتی وجود نداشته باشد، تقریبا همیشه برای روابط جنسی آمادگی دارد. از سوی دیگر استرس نهتنها مانع از روابط جنسی نخواهد شد، بلکه روابط جنسی کاهشدهنده استرس میباشد و مشاهده شده است که مردها در هنگامی که استرس زیادی دارند، برای کاهش میزان استرس خود به روابط جنسی روی میآورند.
اهمیت روابط جنسی برای مردان به مانند اهمیت حرف زدن برای زنان است. همانگونه که یک زن به یک گوش شنوا برای حرف زدن نیاز دارد و بدون داشتن آن دچار افسردگی میشود، یک مرد نیز به روابط جنسی محبتآمیز با همسرش نیاز دارد. روابط جنسی میزان استرس یک مرد را به شدت کاهش میدهد و مرد از برقراری روابط جنسی با همسرش در بسیاری از موارد میزان عشق و علاقه به همسرش را نشان میدهد. اما متاسفانه نکتهای که باید در اینجا در مورد آن صحبت کنیم، این است که برخی خانمها به روابط جنسی با شوهرشان اهمیتی نمیدهند و برخی هم از این روابط به عنوان یک اهرم تنبیهکننده استفاده میکنند. بیتوجهی به مسائل جنسی و استفاده از آن به عنوان یک اهرم تنبیهکننده یکی از بزرگترین اشتباهاتی هستند که ممکن است یک زن در طول زندگی مشترک خود مرتکب شود.
وقتی که یک زن به آرایش و وضعیت ظاهری خود در خانه رسیدگی کرده و همچنین در روابط جنسی با شوهرش در برخی موارد پیشقدم میشود، عشق و علاقه شوهرش را به خود چندین برابر میکند، اما وقتی که به این مسائل بیتوجهی میکند و یا از روابط جنسی با همسرش به عنوان یک اهرم تنبیهکننده استفاده میکند، علاوه بر این که عشق و علاقه بین خود و همسرش را از بین میبرد، بلکه با این رفتار باعث میشود که همسرش برای روابط پنهان خارج از خانواده یک دلیل و توجیه منطقی داشته باشد. در طول دو سال گذشته بیشتر مراجعان خانمهایی بودند که از رفتار مشکوک همسرشان گلهمند بودهاند. اکثر این خانمها بعد از چند جلسه مشاوره به بیتوجهی خود به مسائل جنسی اذعان نمودند. به طور کلی میتوان گفت که در طول سالها مشاوره به ندرت به موردی برخورد کردهایم که زنی از نظر روابط جنسی گرم و عاطفی باشد، اما با این حال همسرش به دنبال زنی دیگر باشد. در مورد خانمهایی که رفتار جنسی سرد و نامناسبی داشتهاند، تشویق آنها به توجه به مسائل جنسی بیشترین تاثیری را داشته است.
هرگز مراجعه خانمی را فراموش نمیکنیم که به خاطر نارضایتی از زندگی زناشویی مراجعه کرده بود و با توجه به اینکه وضعیت مالی مناسبی نداشتند، هزینه مشاوره را هم به سختی تهیه کرده بود و بدون اطلاع شوهرش و به طور مخفیانه مراجعه کرده بود. در اولین برخورد متوجه شدم عدم توجه او به وضعیت ظاهر و از همه مهمتر بیتوجهیاش به روابط جنسی شدم، بنابراین اولین راهکارها را بر این موضوع متمرکز نمودیم تا بدین وسیله باعث گرایش همسرش به طرف او شدیم. بعد از دو هفته تغییر رفتار، شوهرش شدیدا به او علاقهمند شده بود و از همه مهمتر اینکه به دنبال علت تغییر رفتار همسرش بود. خانم اظهار میکرد که با توجه به وضعیت مالی مناسبی که داشتیم، از شوهرم خجالت میکشیدم که بگویم مبلغی را برای مشاوره پرداخت کردهام، اما با کمال تعجب وقتی که واقعیت را به او گفتم، شوهرم بسیار خوشحال شد و اول هر هفته ابتدا هزینه مشاوره من را پرداخت میکرد و روزی که قرار بود به مشاوره بروم، چندین بار با من تماس میگرفت تا مطمئن شود که برای مشاوره مراجعه کردهام. او اعتراف میکند که تاکنون علت این بیتوجهی و بهانهگیریهای همسرم را نمیدانستم و به وضعیت مناسب دوستان و اقوام خود حسادت میکردم، اما اکنون متوجه شدهام که مردها به سادگی قابل تغییر هستند. زن اگر برای شوهرش معشوقه خوبی باشد، مردها همسران خوبی خواهند بود. اما اگر به این موضوع بیتوجهی کند، زندگی را به کام خود، همسر و فرزندان خود تلخ خواهد کرد.
اهمیت روابط جنسی در زندگی زناشویی
تحقیقات نشان دادهاند که پس از اولین زایمان میزان رضایت زناشویی به مقدار قابل توجهی کاهش مییابد. این نتیجهگیری تاییدی است بر رابطه بین رسیدگی به ظاهر و توجه به روابط جنسی با میزان رضایت زناشویی. پس از ازدواج خصوصا بعد از بچهدار شدن خیلی از زنان دیگر به خود نمیرسند، به جای آنکه در خانه مانند دختران جوان لباس بپوشند، دائما پیژامههای پشمی یا شلوارهای خیلی گشاد به تن میکنند، کمتر اصلاح میکنند، ناخنهایشان را تمیز نمیکنند، در هفته کمتر به حمام میروند، آرایش نمیکنند، حتی موهای خود را هم شانه نمیزنند و هرگز جلوی همسرشان لباسهای جذاب به تن نمیکنند و بعد هم از شوهرشان انتظار دارند که با آنها رفتار محبتآمیز داشته باشد. متاسفانه وقتی که به زنها پیشنهاد میشود که باید به خودشان رسیدگی نمایند، اکثرا جبههگیری میکنند و حالت تدافعی به خود میگیرند، اما بینظمی، غفلت از خود و شلختگی یک بیماری روانی است که باید درمان شود.
زنان باید توجه داشته باشند که شوهرشان آنها را با یک ظاهر زیبا و مرتب پسندیده است و باید همچنان آن ظاهر زیبا و مرتب را حفظ کنند. هرگز انتظار نداشته باشید که بعد از ازدواج علیرغم بینظمی و بیتوجهی به خود، همسرتان همواره به شما علاقهمند باشند، بلکه در صورتی این عشق و علاقه ادامه پیدا میکند که شما هم به نیازها و خواستههای او توجه داشته باشید. تغییر دادن رفتار یک مرد بسیار ساده است. زنان به آسانی میتوانند رفتار شوهرشان را تغییر دهند. مردها به آسانی گذشت میکنند و با دیدن کمی محبت و توجه از سوی زنان خود رفتارشان را تغییر میدهند. آنچه مردان را به سوی زنان جذب میکند، ظرافت زنانه آنان است. این ظرافت تنها مربوط به ظاهر نیست، بلکه رفتار را نیز در بر میگیرد. داشتن ظاهری آراسته، رفتاری پسندیده و کمی توجه، از جمله کارهایی است که زنان با آن میتوانند شوهران خود را خوشحال کنند. زنان با این کارها نشان میدهند که شوهر خود را یک تکیهگاه میدانند، نه ابزاری برای تامین نیازهایشان. زنها اگر میخواهند شوهرشان دوستشان داشته باشد، باید علاوه بر انجام کارخانه خانه، همیشه به ظاهر خود نیز رسیدگی کنند و ظاهری آراسته و تمیز داشته باشند.
روابط جنسی یکی از روشهایی است که مردان میزان عشق و علاقه همسر خود را با آن میسنجند. اگر به روابط جنسی با شوهرتان بیتوجهی کنید، او تصور میکند که مرد مورد علاقهاش نیستید و با توجه به اینکه عشق دوطرفه است، از میزان عشق و علاقه او به شما کاسته میشود. زنان عشق خود را با کلمات زیبا، با یک شاخه گل، یک شیشه عطر و هدیه بیان میکنند، اما مردان میزان عشق همسرشان را نسبت به خود به طرز دیگری میسنجند. مردان در دو صورت پی به عشق همسرشان میبرند:
۱- در صورتی که همسرشان نیازهای جنسی آنان را تامین نماید.
۲- در صورتی که همسرشان با رفتار خوب اعتماد به نفس آنها را تقویت کند. در این صورت مرد احساس میکند که قهرمان زندگی زنش میباشد.
این دو نکته به حدی در حل مشکلات زناشویی موثر است که ارزش دارد همه خانمها این دو سطر را تایپ نموده و در کیف خود و یا در جای خصوصی دیگر بگذارند و هر روز به آن توجه نمایند. در طول چند سال گذشته توجه عمده ما به این مسئله معطوف شده بود که به راستی «علت اصلی تمایل مردان به انتخاب همسر دوم چیست؟» پاسخگویی به این سوال وقتی برایمان بااهمیتتر شد که مشاهده کردیم که تعداد زیادی از مردانی که همسر دوم اختیار کردهاند، فردش را انتخاب کرده بودند که به مراتب از همسر اولشان پایینتر بود. در بسیاری از موارد مشاهده کردیم که همسر اول از نظر سطح تحصیلات، وضعیت خانوادگی، چهره ظاهری از همسر دوم آنها بالاتر بود، اما با این حال این مردها به همسر دوم خود علاقه و توجه بیشتری نشان میدادند. پس از سالها پژوهش و مشاورههای فراوان اکنون جواب سوال مشخص شده است.
بله، اکنون به این نتیجه رسیدیم که اکثر زنانی که به عنوان همسر دوم وارد زندگی افراد متاهل میشوند، همگی روانشناسان حرفهای هستند، یعنی اینکه لااقل از نیازهای مردان و نحوه تامین آنها آگاهی کامل دارند. همه شما زنانی را میشناسید که از خیلی جهات نقاط مثبت زیادی ندارند، اما شدیدا مورد علاقه همسرشان میباشند و برعکس زنانی را هم میشناسید که علیرغم داشتن زیبایی، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و… از زندگی زناشویی مناسبی برخوردار نیستند. این موضوع نیز یکی از مسائلی بود که مدتها به دنبال پیداکردن علت آن بودیم، اما اکنون جواب این سوال نیز مشخص شده است. با مردانی که به هر نحوی ارتباطاتی خارج از حریم خانواده داشتهاند، مصاحبههای زیادی کردهایم که ماحصل این مصاحبهها نتایج خوبی برای شما به دنبال دارد. اکثر آنها اظهار میکنند که همسر دومشان در خیلی از موارد پیشنهاددهنده روابط جنسی میباشد و با تنوع و کیفیت بسیار بالایی نیازهای جنسی آنها را تامین میکند و از طرف دیگر از بودن در کنار آنها احساس آرامش میکنند. ماحصل این گفتهها دقیقا تاییدی است در مورد دو نکتهای که در بالا ذکر کردیم.
متاسفانه به علت وجود یک نوع حجب و حیای افراطی زنها تصور میکنند که همیشه باید شوهرشان به طرف آنها بیاید و درخواست روابط جنسی نماید. و این مسئله باعث میشود که مردها تصور کنند که همسرشان تمایلی به روابط جنسی با آنها ندارد و به اجبار و به حکم وظیفه به این کار تن در میدهند. موضوعی که رفته رفته از مقدار روابط جنسی و به دنبال آن میزان عشق و علاقه مرد به همسرش کم میکند و بسیاری از مردها آرزو دارند که حتی یک بار هم که شده همسر آنها به طرفشان بیاید و از آنها درخواست روابط جنسی نماید، در صورتی که هرگز به این آرزوی خود نمیرسند.
حال تصور کنید اگر یک دختر جوان و یا یک زن مطلقه به این نیاز آنها پاسخ بدهد، احتمال گرایش و تمایل آنها قطعا زیاد میباشد، در صورتی که اگر همسرشان این نیاز آنها را برآورده نماید، احتمال ارتکاب خطای آنها قطعا به نقطه صفر میرسد.دلسوزی برای اعتیاد:والدین بلافاصله بعد از فهمیدن این مسئله در اوج دلسوزی و محبت به شخص ،
تلاش می کنند این مسئله را مخفی می کنند.
به شخص معتاد پول کافی برای ترتیب دادن مواد می دهند تا به خاطر به دست آوردن پول دست به
عمل های بعدی نزند.
گاهی اوقات حتی برای او مواد هم به دست می آورند و با برنامه ریزی و ناظر بودن تلاش می کنند که
استفاده مواد شخص معتاد را مدیریت کنند.
متاسفانه این جور برخوردها پشتیبانی غیر سالم می باشد که فقط باعث بدتر از شدن می شود.
زیرا شرایط مطلوب برای استفاده را آماده می کنند.
شخص استفاده کننده می فهمد که همواره اشخاصی هر جور که شده او را حفظ می کنند.
حمایت های غیر سالم شامل :
اکثر مردم ،اعتیاد را یک بی قاعدگی اخلاقی می اندیشند که شخص می تواند اگر اراده کند به تنهایی با آن
مبارزه کند.
در صورتیکه این طور نمی باشد و اعتیاد یک بیماری خطرناک است .
بعد از اینکه شخص به این مسئله مبتلا شود ، واقعا هیچ ارتباطی به اراده او ندارد.
اعتیاد با گذر زمان جسم و روان شخص را به طور کامل به در اختیار خود قرار می دهد و زمینه منحرف
شدن اخلاقی و حتی جنسی شخص می شود.
اعتیاد ، وقتی در شخص پیشرفت می کند دیگر شخص معتاد قدرت خود را از دست می دهد.
استفاده دائم شخص را دچار توهم می کند. شخص تمام صدمه ها و عذاب هایی که بر سر خود و والدین
وارد می کند نمی فهمد یا همان طور واقعیت را قبول نمی کند.
اولین قدم و مشاوره اعتیاد و آغاز درمان آن ، اطلاع دادن به والدین می باشد.
پس والدین بدون اطلاع در کنار شخص معتاد ، می تواند بدون اینکه خواستار آن باشند دچار عوارض جنون
اعتیاد می شوند و قدم به قدم با عدم موفقیت شخص معتاد ، خسته می شوند.
اطلاع دادن والدین و حاضر شدن در جوامع و جلسه های راهنمایی به خانواده های اشخاص معتاد گام
تاثیر گذاری در آغاز ترک اعتیاد می باشد.
در واقع شخص هنگامی به فکر سالم شدن می افتد که در آغاز این بیماری همه عواقب آن را قبول کنند.
والدین باید به شخص اجازه دهند که با تجربه های بد آن شناخت پیدا کند.
در حقیقت اعتیاد به اندازه ای فرد را به هلاکت می کشاند که او را برای هر کاری اجبار می کند.
مثل:
دزدی ، بیماری های ریسک دار بعد از استفاده ، منحرفی اخلاقی رنج آور.
گاهی حتی شخص از همه سرانجام اطلاع دارد و رنج می برد و اراده می کند که آن را ترک کند ، ولی
به خاطر پشتیبانی های ناسالم خانواده ، با سرانجام اعتیاد با جدیت روبرو نمی شود.