قابل اعتماد باشد
مرکز مشاوره خانواده در تبریز باید مورد تایید باشد
حتی این مرکزتخصصی می تواند خارج تبریز باشد و از مشاوره تلفنی یا حضوری استفاده کنید
با فرهنگ این شهر آشنایی داشته باشد
روانشناسان تخصص لازم جهت انجام این کار را داشته باشند
در صورت نزاع با نیاز است که به یک “مشاور خانواده” یا مرکز مشاوره خانواده تبریز مراجعه کنید
با این حال می توانید از مشاوره تلفنی و انلاین نیز استفاده کنید
شهر تبریز بی شک یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران و بی تردید شهری است که توان رقابت جهانی با شهرهای دیگر جهان دارد.
تبریز مرکز جهان اسلام در سال ۲۰۰۸ نام گرفت. این شهر نیز در دوره های مختلف پایتخت ایران بوده است. مرکز مشاوره تبریز را در منطقه و محلات ان را از طریق لینک زیر جستجو کنید
آدرس درمانگاه خانواده تبریز : محله آبرسان آخونی آخماقیه امیر خیز محله انگج محله اهراب ائل گلی بارنج باغشمال محله باغ میشه بیلان کوه پل سنگی
محله چرنداب چوست دوزان حکم آباد محله خطیب خیابان راسته کوچه رواسان سرخاب شاه آباد شتربان محله ششگلان
محله شنب غازان عباسی تبریز عمو زین الدین قراملک قره آغاج تبریز کجاآباد(کجوار)تبریز کوچه باغ تبریز محله گجیل تبریز لاله تبریز
مارلان تبریز محله مقصودیه تبریز نصف راه تبریز نوبر تبریز ویجویه تبریز یانیق تبریز محله یکه دکان تبریز محله خلعت پوشان تبریز محله سنجران تبریز چهار منار تبریز
چگونه با فرزندتان در مورد دروغگویی صحبت کنید؟
زمانی که فرزندتان به شما دروغ می گوید، آمیزه ای از هیجانات قوی را بر می انگیزد. ممکن است یکدفعه کاملا عصبانی، آزرده و دلخور شوید. دروغ گویی برای پدر و مادر ها بشدت ناراحت کننده است زیرا پایه ها ی اعتمادی که به فرزندانمان داریم را سست می کند. بنابر این اگر واکنشی هیجانی به دروغ گویی نشان دهید قابل درک و طبیعی است- چه دروغ ساختگی و «عمدی» باشد چه ناخودآگاه- دروغ کوچکی که کودکتان به دلیل اینکه مکث و فکر نکرده می گوید.
برای مطالعه بیشتر:
دلائل دروغ گویی در کودکان و مقابله با آن
اما اهمیتی ندارد زمانی که مچ فرزندتان را وقتی دروغ می گوید بگیرید چقدر احساس عصبانیت، آزردگی یا دلخوری می کنید، مهم این است که همیشه به او با آرامش و شیوه ای سنجیده پاسخ دهید، به جای روش هیجانی واکنشی “چطور می تونی به من دروغ بگی؟ هرگز دوباره به تو اعتماد نخواهم کرد!”.
زمانی که بیش از حد هیجانی واکنش نشان میدهیم، باعث میشود فرزندانمان به رفتار غیر منطقی ما توجه کنند و گاهی آنها را از مسئولیت پذیری فردی در قبال رفتارشان باز دارد.
علاوه بر این، مهم است که با اعمال عواقب نامتناسب و نامناسب که سازگار با شرایط نیستند واکنش افراطی نشان ندهید: “تا یک ماه حق نداری از خانه خارج شوی، از لوازم الکترونیک و ماشین استفاده کنی”.
هرچند اعمال تنبیه ممکن است باعث شود احساس بهتری در لحظه داشته باشید، اما این به فرزندتان کمک نمی کند که از اشتباهش درس بگیرد. معمولا، کودکان ترجیح میدهند صرفا: «حرفشان را بزنند». به جای اینکه گفتگویی هدفمند راجع به دلایل و تاثیرهای دروغشان با پدر و مادرشان داشته باشند. اما با صحبت راجع به دروغ است که یادگیری فرزندتان اتفاق می افتد و می توانید بر انتخاب های بیشتر برای رفتاری همواره مسئولانه تاثیر بگذارید.
۱- افزایش آگاهی او از تاثیر دروغگویی بر دیگران. دروغ در خلا اتفاق نمی افتد. بسته به ماهیت دروغ و عواقب ناشی از آن بر افراد بسیاری تاثیر می گذارد، از خواهر و برادر ها گرفته تا معلم ها و مربیان. از آنجایی که کودکان تمایل دارند: «گز نکرده بپرند،» آنها اغلب متوجه نمی شوند اعمالشان چقدر دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد… تا زمانی که شما آنها را از این موضوع آگاه کنید.
۲- باعث میشود آگاهی آنها نسبت به تاثیری که دروغ بر آنها دارد افزایش پیدا کند. ممکن است کودکان زمانی که دروغ می گویند احساس گناه، خجالت، عدم اعتماد به نفس و عزت نفس کنند. آزادیشان را از دست می دهند و مجبورند نظارت پدرومادرانه ی بیشتری را تحمل کنند. این که روراست در مورد این واقعیت ها با فرزندتان صحبت کنید موثر خواهد بود بنابر این او بیشتر آگاه خواهد شد که به عنوان یک فرد زمانی که راست نمی گوید چه عواقبی برایش خواهد داشت.
۳- اهمیت ارزش های اصلی را به کودکان یاد می دهد. نظام ارزش گزاری های اصلی نمی تواند تغییر پذیر یا مختص شرایط خاصی باشد؛ باید همواره معنی داشته باشد. نظام ارزش گذاری فرزند شما اساس اعتماد در رابطه تان است.
با صحبت کردن راجع به دروغگویی با فرزندتان، شانسی برای او ایجاد می کنید تا فهم بهتری از عواقب عملش و در نهایت راست گو تر بودن بدست آورد.
فقط غرق در مکالمه نشوید. پس از مدتی که آرام شدید و دورنمایی بدست آوردید، مکالمه را با درنظر گرفتن این چهار مورد تنظیم کنید:
۱. تنبیه یا از دست دادن مزایا را ایجاد کنید. قطعا این که برای دروغگویی عواقب و تنبیهی در نظر بگیرید لازم و مناسب است. رایج ترین عواقب، از دست دادن مزایا برای مدت زمانی خاص است. این با «عواقب دائمی» که قبل تر اشاره شد فرق دارد. مزیتی که به تخلف مربوط می شود را تعلیق کنید. برای مثال، فرض کنیم پسرتان می گوید این جمعه در مهمانی حضور خواهد داشت که یک بزرگسال نظارت دارد، ولی بعد می فهمید که اینطور نبوده.
می توانید عواقبی که «بازبینی» خوانده می شوند را در نظر بگیرید. در آینده ای قابل پیش بینی، پسرتان مزیت رفتن به هر مهمانی ای را از دست می دهدتا زمانی که به شما اثبات شود بزرگسالی در آنجا حضور دارد. (ضمنا، این پیامد بسیار موثر است. کودکان درواقع آن را دوست ندارند و اغلب سعی می کنند راستگو باشند و تصمیم می گیرند اعمال صداقت پیشه تری انجام دهند).
یا فرض کنیم دخترتان با ماشین شما جایی رفته که گفته بودید اجازه ندارد برود، و راجع به آن دروغ می گوید. پیامد می تواند محدود شدن استفاده ی او از ماشین فقط برای رفت و آمد به مدرسه باشد. کیلومتر شمار را چک کنید. وقتی که به مدت دو هفته نشان دهد از قوانین پیروی می کند، مزیت رانندگی را دوباره بدست خواهد آورد. کسر مزیت ها برای مدتی، مهم است زیرا کمک می کند کودک وارد مرحله ای ازتفکر شود. بنابر این، زمانی که معمولا پای تلفن یا پلی استیشن صرف می شده، صرف فکر کردن راجع به گفتن حقیقت و این می شود که چگونه متفکر باشند، نه واکنشگر.
۲. قبل از گفت و گو چهار چوب را مشخص کنید. صحبت در مورد موضوع به این نحو ممکن است برای فرزندتان کمی سنگین به نظر برسد و ممکن است نداند از کجا شروع کند یا انتظار چه چیزی را داشته باشد. می توانید به سادگی به او بگویید، «چیز هایی وجود دارد که می خواهم قبل از اینکه صحبت کنیم درموردشان فکر کنی.» سپس فهرستی از سه یا چهار با سوال پایان باز برای فکردن به او بدهید، مانند:
۳. سخنرانی نکنید. از کلمه ی «چرا» دوری کنید. وقتی عواقبی را در نظر می گیرید، چهار چوب تنظیم کنید و گفت و گویی واقعی داشته باشید، از انگیزه ی هیجانی سخنرانی کردن برای فرزندتان درمورد سرپیچی دوری کنید. این مسئله را جدی بگیرید و آرام باشید، سوال هایی با پایان باز بپرسید که نتواند با بله یا خیر ساده پاسخ داده شود. از کلمه چرا پرهیز کنید. پرسیدن این از کودکتان که «چرا راجع به مهمانی رفتن دروغ گفته» احتمال دارد باعث کشمکش قدرت و دفاع شود که سد راه یادگیری می شود.
وقتی برای فرزندتان چهارچوب تعیین کردید و او همه چیز را درست کرد، گفت و گو کنید. می توانید از چهار چوبی که تعیین کرده اید به عنوان راهنما استفاده کنید.
شما بهتر می دانید که چه وقت فرزندتان قابل اعتماد است و کی فقط آنچه فکر می کند شما می خواهید بشنوید را به شما می گوید. کودکان عموما با آزادانه و بی ریا صحبت کردن در مورد دلایل اشتباهشان نشان می دهند که دارند از اشتباهاتشان درس می گیرند. همچنین آنها معمولا درجاتی از هیجان واقعی را نشان می دهند، غمگینی، گناه، خجالت. برای اکثر کودکان، دروغگویی حس خوبی ندارد. در گفت و گویتان، به آنها اجازه دهید راجع به آن و اینکه چرا حس خوبی ندارند صحبت کنند.
بعضی کودکان می توانند مرتب دروغ بگویند و فقط در برخی موارد دستشان رو شود. به همین خاطر است که وقتی می فهمید فرزندتان راستش را نگفته، مهم است که صحبتی نظام مند داشته باشید که تاثیر دروغ آنها را روشن کند. این مکالمه ای نیست که فرزندتان از آن لذت ببرد، اما بازده این صحبت زیاد است- کودکی که احترام زیادی به خود، شما و دیگران می گذارد. کودکی که می توانید به او اعتماد کنید.
سلام دختری 25 ساله و در حال گذراندن طرح پزشکی عمومی ام هستم .خانواده ی خوب و آبروداری دارم و خدا رو شکر همه چیز عالی ست .اما تا بحال خواستگارانم مورد های دلچسبی نبودند و بیشترشان وقتی تماس میگرفتن به جای خودم در مورد شغل و دارایی پدرم سوال میکردن .چند وقت پیش یکی از دوستان خانوادگی برادرم در خارج از کشور مرا برای پسرش خواستگاری کرد .آقا پسر از نوجوانی خارج از کشور زندگی میکنن و دو سه سالی هست که با برادرم رفت و امد و دوستی دارند و یک بار که با برادرم برای دادن امانتی آقا پسر به خانوادشون در ایران دم خونشون رفته بودیم ما رو به داخل دعوت کردن و اونجا مادرش منو دید .خانواده ی خوب و تحصیل کرده و موجه ی دارند و خود ایشان مدرک مهندسی و شغل معمولی ای در همان رابطه دارند .برای تعطیلات زمستانی که به ایران آمده بوددند همراه مادرشان آمدند و صحبت کوتاهی داشتیم .من از افکار و شخصیت ایشون خیلی خوشم اومد .با اینکه تا حدودی رفتارشون متاثر از فرهنگ غرب شده بود ولی در کل ایرانی بودنشون رو حفظ کرده بودن و به نظرم از خیلی پسر های داخل ایران موجه تر بودن .من ازشون خوشم اومده ولی خانوادم مخالفن و میگن دوست نداریم از ما دور بشی همون برادرت کافیه .پدرم میگه تو تو مملکت خودتم میتونی پزشک بشی و کار کنی و موفق باشی .خیلی از دستشون ناراحتم ولی روم هم نمیشه بهشون بگم به جای من تصمیم نگیرن .از طرفی مادرم همش نیش وکنایه میزنه که آدمی که با خدا نباشه به درد نمیخوره ومنظورش خانواده ی اون آقا هست که از ما اپن تر هستن و مادرشون در خارج از کشور حجاب نداره .(از نظر مادر بنده آدم خوب یعنی کسی که از زیر چادرش فقط دماغش بیاد بیرون )دلم میخواست به مادرم بگم خدا فقط برای شما چادری ها و مسجد بروها نیست و ظاهر افراد ملاک نیست .ولی باز هم به احترامشون سکوت کردم .گذشته از اون من با مادرم فرق میکنم و مثل ایشون مذهبی نیستم و اعتقادات و پوششم به خانواده ی این آقا نزدیک تره تا خانواده ی خودم .با برادرم هم صحبت کردم گفت پسر خوبیه و نظر خاصی در موردش ندارم هر طور خودت صلاح میدونی .نمیدونم چیکار کنم نه توانایی مخالفت و ایستادن مقابل خانوادم رو دارم و نه دلم میاد ازین آدم بگذرم .با کلی پسر تو محیط درس و کار برخورد داشتم(هیچوقت با پسری دوست نبودم) و به جرات میتونم بگم این اولین باره که از کسی واقعا خوشم اومده .لطفا راهنماییم کنید .
دوست عزیز با تمام این تفاسیر و توجیحات شما تا این فرد مدتی نامزد نباشید نمیتونید به این سادگی در موردش تصمیم گیری کنید
خانواده شما هم در قبالتون حق دارن و شما باید درکشون کنید و سعی نکنید با زیر سوال بردن دین و یا اعتقادشون به خودتون حق بدید
برای شروع آشنایی با مشاوری مجرب مشاوره ای حضوری و دو نفره داشته باشید و تمام شرایط و اختلافات دو خانواده رو در نظر بگیرید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22689558
اسم خواستگار خارج از کشور که می آید، خیلی از دخترها حسابی ذوق زده می شوند. زندگی در یک کشور پیشرفته رویایی است که به سادگی تحقق نمی یابد و برای فردی که همیشه دلش می خواسته زندگی خارج از کشور را تجربه کند، آرزویی بزرگ است.
بهترین حالت این است که دوره آشنایی های قبل از ازدواج و نامزدی، حضوری باشد. ساعت ها مکالمه تلفنی، ایمیل های مختلف یا چت طولانی هیچکدام نمی توانند به اندازه دو سه ساعت ملاقات حضوری موثر باشند.
با این وجود ازدواج با چنین خواستگارانی آنقدر ها هم که به نظر می رسد، آسان نیست. یکی از مشکلات این جور آشنایی ها این است که شما در ایران هستنید و از محیطی که قرار است با همسرتان در آنجا زندگی مشترک را شروع کنید، تصور درستی ندارید. دراین شرایط ممکن است خیلی زود و بعد از چند بار گفتگو، عاشق و شیفته طرف شوید. غافل از اینکه ممکن است واقعیت زندگی در خارج از ایران با رویاهای شما زمین تا آسمان فاصله داشته باشد و بعد از ازدواج و مهاجرت، تازه به این موضوع پی ببرید.
طبیعت زن ها این است که خیلی زود دل می بندند و درست از همین نقطه آسیب می بیندند. کمتر پیش می آید که مردها با نامه نگاری عاشق شوند.ممکن است مدتی با فردی آشنا شوید، تلفنی صحبت کنید و حتی ساعت ها برای چت کردن با او وقت بگذارید. اما این احتمال وجود دارد که وقتی برای اولین بار همدیگر را می بینید، از شما خوشش نیاید و خواستگاری به هم بخورد بنابراین برای این جور آشنایی ها زمان محدودی را تعیین کنید و اگر می بینید طرف به این زودی ها قصد دیدار شما را ندارد یا می خواهد به این گفتگوهای نوشتاری بی هدف ادامه دهد، به این ارتباطات بی سرانجام خاتمه دهید.
قبل از ازدواج هر دو نفر باید به اندازه کافی به هم اعتماد داشته باشند اما وقتی از هم دور هستید بعضی وقت ها شک و تردید هایی پیش می آید که ممکن اشت آسیب زا باشد.
یکی از مشکلات این جور آشنایی ها این است که شما در ایران هستنید و از محیطی که قرار است با همسرتان در آنجا زندگی مشترک را شروع کنید، تصور درستی ندارید.
هر فردی می تواند به شما بگوید که آدمی قابل اعتماد است و خیلی دوستتان دارد. اما باید خودتان به این «باور» برسید. زمانی می تواند به فردی اعتماد داشته باشید که رفتارش را در عمل دیده باشید. ضمن رفت و آمد با خواستگار ودیدن رفتار و کردار او می توانید در این باره به یقین برسید. وقتی از هم دور هستید و به ندرت همدیگر را می بینید، حلقه اعتمادی تشکیل نمی شود و نمی توانید فقط روی گفته ها و شنیده ها حساب کنید.
بهترین حالت این است که دوره آشنایی های قبل از ازدواج و نامزدی، حضوری باشد. ساعت ها مکالمه تلفنی، ایمیل های مختلف یا چت طولانی هیچکدام نمی توانند به اندازه دو سه ساعت ملاقات حضوری موثر باشند. با استفاده از آشنایی های مجازی و غیر حضوری نمی توانید همسر آینده تان را به درستی بشناسید و این احتمال وجود دارد که بعد از ازدواج از انتخاب تان پشیمان شوید
شروع موضوع توسط ehsannasr در 14 ژانویه 2018 در انجمن سیستم های مدیریت محتوا