مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

دکوراسیون داخلی اتاق کودک

همانطور که می دانید دکوراسیون در اتاق کودک دارای طیف وسیعی از نکات است که هر کدام به نوبه خود تاثیر گذاری شایانی در رسیدن به هدف زیبایی در این بعد دارد.در این مقاله به بیشتر این نکات اشاره می کنیم.


• در دکوراسیون اتاق نوزاد و کودکتان برای بلند مدت برنامه ریزی کنید


منظور از بیان این موضوع این است که رنگ اتاق را طوری در نظر بگیرید که برای سنین بالاتر کودکتان هم جای مانور باقی بماند.این موضوع که همه خانواده ها برای سیسمونی نوزادشان یک اتاق رویایی را تصور می کنند و دوست دارند همه چیز خاص باشد را نمی توان ندید گرفت اما حرف ما این است که این ذهنیت را با آینده نگری همراه کنید چرا که چند سال بعد که فرزندتان بزرگتر شد خواسته هایش از اتاقی که برایش در نظر گرفته اید فراتر از یک نوزاد است و اگر بدون در نظر گرفتن بالا رفتن سنش برایش برنامه ریزی کرده باشید به مشکل خواهید خورد.توصیه ما این است که سعی کنید از رنگهای ساده و کار آمد استفاده کنید تا در این مورد به مشکل نخورید.بخصوص اگر بودجه شما به اندازه ای نباشد که در هر رده سنی قادر به تعویض دکوراسیون داخلی اتاق کودکتان باشد در این مورد باید دقت بیشتری به خرج دهیدو شرکت دارکوب میتواند این مشکل رو برای شما حل کند.


awww_decodarkoob_com_1025042638731001B_.jpg


• برای انتخاب سرویس خواب عاقلانه تصمیم بگیرید


برای سرویس خواب نوزاد معمولا چیزهایی که در نظر می گیرند شامل تخت، کمد و قفسه لباس است .علاوه بر این موارد باید یک یونیت یا جایی برای تعویض نوزاد و جایی برای انبار اسباب بازی هایش و یک کاناپه برای شیر دادن در سالهای اولیه و استفاده کودک در سالهای آتی هم در نظر بگیریم تا بعد از تولد و در سنین بالاتر به مشکل نخوریم.توصیه ما این است که با توجه به فضایی که در اختیار دارید و بودجه ای که می خواهید صرف کنید اولویتها را در نظر بگیرید.اولویت در مرحله اول با کمدی است دارای کشوهای زیاد برای جا دادن لباسها باشد و در وسط آن هم دکوری لحاظ شده باشد که بتوان از آن برای جا دادن وسایل تزیینی کودکتان استفاده کرد.علاوه بر آن می توان کمد را طوری طراحی کرد یک طرف وسط آن دکوری و طرف دیگر دارای آویز باشد برای لباس های مهمانی کودک.بعد از انتخاب کمد مناسب نوبت به انتخاب تخت می رسد، تختی را انتخاب کنید که در ناحیه زیر آن دارای کشو باشد که بتوانید از آنها هم استفاده کنید.اگر بودجه و فضا به شما اجازه می دهد تخت اتاق کودکتان را برای نوجوانی اش تهیه کنید و یک تخت کوچک جابجا شو هم تهیه کنید تا بتوانید در سالهای ابتداییکه نوزاد کنار شما می خوابد از آن استفاده کنید و در سنین بالاتر مشکل تعویض نداشته باشید.




• اهمیت کشو ها و قفسه ها در دکوراسیون داخلی اتاق کودک


در ابتدای امر که می خواهید اتاق فرزند دلبندتان را طراحی کنید شاید به نظرتان این موضوع خیلی حائز اهمیت نباشد ولی به مرور به اهمیت آن پی خواهید برد چرا که با بالا رفتن سن فرزندتان تمایلات و خواسته هایش از لحاظ لباس و وسایل مورد نیازش افزایش پیدا می کند و این شما هستید که نیاز به فضایی که اتاق را مرتب تر جلوه دهد را بیش از هر چیزی احساس خواهید کرد .پس بهتر است قبل از اینکه به این مرحله برسید در ابتدای امر هوشیارانه تصمیم بگیرید و هر جایی که امکانش هست قفسه و کشو لحاظ کنید.


awww_decodarkoob_com_1025049538731001B_.jpg


• از عکس های کودکتان غافل نشوید


بعد از تولد کودکتان مطمئنا شما هم مانند دیگر والدین از لحظات کودکتان عکاسی خواهید کرد.این عکس ها را در اتاق کودک لحاظ کنید چرا که علاوه بر اینکه به اتاق جلوه خاصی می دهد باعث می شود حس اعتماد به نفس در او بالا رود .این ایده برای متحول کردن دکوراسیون داخلی اتاق کودکتان بسیار جذاب و زیبا خواهد بود.




• نور و دکوراسیون اتاق کودک


بحث نور در طراحی های داخلی امری است بسیار مهم که نمی شود از اهمیت آن غافل شد.این موضوع در دکوراسیون داخلی اتاق کودک هم در گوگل حائز اهمیت است.کودکان در اتاق هایی که نور کافی دارند آرامش بیشتری دارند .اینطور که تجربه نشان می دهد اکثر کودکان به نور ماه علاقه دارند.برای رفع این نیاز می توانید از لامپهایی که نور تولیدی آنها مشابه نور ماه است و یا رقص نور هایی که نوری مشابه نور ماه دارند استفاده کنید تا آرامش را به کودکتان هدیه دهید.البته این موضوع را بخصوص در سالهای ابتدایی فراموش نکنید که تخت کودک تا جایی که ممکن است نباید زیر نور لامپ قرار گیرد.منبع:دکوراسیون داخلی دارکوب
 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: امروز ساعت 16:21

به من شک دارد!

به من شک دارد!

باسلام و وقت بخیر.بنده دختری 28 ساله و فوق لیسانس مهندسی- از دانشگاه سراسری دارم و چندین سال مشغول به کار هستم. در تمام دوران دانشگاهی به فواصل مختلف چند روابط دوستی نزدیک و در یک مورد رابطه عاطفی داشتم. به طوری که بعد از آن،افسرده شدم و هیچ تمایلی برای برقراری رابطه و حتی جواب دادن به خواستگار ها نداشتم. من موقعیت مناسبی از نظر وضعیت ظاهری،مالی و خانوادگی دارم و تعداد زیادی خواستگار همیشه وجود داشت.تا اینکه با آقایی به صورت تصادفی از طریق اینترنت آشنا شدم ایشان در شهر دیگری زندگی میکنند و 29 ساله لیسانس از دانشگاه غیر انتفاعی و اخیرا سربازیش تمام شده و الان بیکار هست. ابتدا این رابطه را جدی نگرفتم در عین حال با درخواست من هم رو دیدیم و چند روز بعد از من خواست جدی به ازدواج فکر کنم. اول مخالفت کردم ولی وقتی دیدم پسر سالم و خوش اخلاقی هست و از نظر فکری و روحی با هم نزدیک هستیم و بسیار مصمم و جدیست من هم جدی به این موضوع فکر کردم و الان نزدیک یک سال هست با هم در ارتباط نزدیک ولی به صورت دورادور هستیم!هر سه چهار ماهی یک بار(به صورت سفر چند روزه)همدیگر را میبینیم اما هر روز حداقل دو ساعت صحبت و در مورد تمام مسائل با هم مشورت می کنیم!مسئله ای که اخیرا باعث اذیت و آزار هر دو نفرمان شده شک کردنش به من هست!من با شروع این رابطه از تمام روابط قبلی واقعا پشیمانم و همه ی آنها،حتی عادی ترین نوعش را کاملا تمام کردم و تمام وقت و انرژیم را در اختیارش گذاشتم.او اصرار دارد از گذشته ام بداند و من اصلا حاضر نیستم بگویم در حالی که خودش می گوید روابط نزدیکی با هیچ دختری نداشته و تنها دو سه مورد دوستی عادی بوده و عقیده دارد که روابط نزدیک فقط برای ازدواج است. خودم حس می کنم که با من کاملا صادق است ولی من در این مورد نمی توانم صادق باشم. او روز به روز بیشتر به من شک می کند به قدری که هر حرف عادی و روزمره که می زنم به نظرش دروغ می گویم! من هر جور خواسته پیش رفتم حتی رمز فیس بوک و بانک من را برای چک کردن دارد! اخیرا به قدری اذیت شدم که به فکر جدایی افتادم!مدتی است دلسرد شدم چون به من کاملا بی اعتماد است. اما اصرار می کند که نباید جدا شویم و خودش را اصلاح می کند حتی در این مورد گریه می کند اما تا به حال چند بار قول داده که دیگر اینقدر حساس و مشکوک نباشد ولی هر بار این اتفاق شدیدتر از قبل می افتاد!هر دفعه با هم در این مورد مفصل حرف می زنیم و من پیشنهاد میدهم به مشاوره برود ولی به هیج وجه این کار را نمی کند و می گوید،من هم حق ندارم بروم! این بی اعتمادی و از طرفی نداشتن موقعیت ازدواج در حال حاضر از نظر کار و شرایط خاص خانوادش، (هر چند خودش می گوید هر جور شده کار پیدا می کند و فوق لیسانش هم می گیرد و من هم تا آن زمان باید صبر کنم!)و از طرف دیگر فکر می کنم این ازدواج با این شرایط از نظر عقلی و منطقی احتمالا ازدواج درستی نخواهد بود باعث شده به جدایی فکر کنم ولی از نظر احساسی و قلبی وقتی فکر می کنم که هر وقت هم را مبینیم، کنار هم کاملا شاد و آرامیم و از همه وجودمان برای هم مایه می گذاریم، و اینکه من به راحتی و بی رودربایستی می توانم در مورد همه مسائل با او صحبت کنم و او شنونده بسیار خوب و صبوری برای من هست من را برای جدایی دو دل کرده است. مسئله ازدواج و در نظر گرفتن تمام جوانب عقلی و احساس برای من بسیار مهم هست ممنون میشوم مرا برای گرفتن تصمیم مناسب،راهنمایی بفرمایید

دوست عزیز نیاز به نوشتن این همه مورد نبود چون چنین ازدواجی براساس معیارهای لازم مردوده

شما فاصله زیادی از هم دارید و هیچوقت نمیتونید شناختی که لازمه زندگی مشترک هست رو بدست بیارید

دوم ایشون به شما شک داره و همین شک در آینده برای شما تبدیل به اسارت و تنگی و در نهایت تنش خواهد شد

متاسفانه و متاسفانه شما چنان خودتون گیج و سردرگم چنین روابطی کردید که نمیدونید به چه راهی قدم گذاشتید

واقعا" معیار شما در زندگی و ازدواج چیه ؟ شما چقدر به خودتون مطمئن هستید که چنین روابط مجازی میتونه شمارو خوشبخت کنه ؟

به هر حال این خود شما هستید که بخوایت به اینچنین روابطی ادامه بدید و یا اینکه تکلیفتون رو با چنین ارتباطی مشخص کنید

و ایکاش بتونید درست و منطقی فکر کنید و تصمیم بگیرید

تظاهر نکنیم!

تظاهر نکنیم!





اگر از 20 نفر بپرسید «دوست داشتی چه قدرت ویژه‌ای داشتی؟» احتمالاً 11 نفرشان جواب خواهند داد: «دوست داشتم ذهن آدم‌ها رو می‌خوندم.»

خب... به نظرم برای فهمیدن این که در ذهن مردم چه می‌گذرد نیازی به داشتن قدرت‌های ویژه و عجیب و غریب نیست.

کافی است اپلیکیشنی ساخته شود تا با آن بشود 20 ثانیه از صدای آدم‌ها بعد از قطع شدن تماس تلفنی را شنید.

مردم معمولاً چیزی که واقعاً در ذهنشان می‌گذرد را بعد از فشردن دکمه پایان مکالمه به زبان می‌آورند.

«باز این آویزون مزاحم یه چیزی ازم می‌خواد» «امشب دوباره باید این لعنتی رو ببینیم» «وای... خبر بدی دارم.
فلانی اینا دارن میان اینجا!» «کاش می‌شد شماره مو از تو گوشیش پاک می‌کردم تا دیگه نتونه بهم زنگ بزنه» «...» و خیلی حرفای زشت تر...

بیشتر ما به دلیل ملاحظات فرهنگی هرگز احساس قلبی‌مان را به هم نمی‌گوییم.

معمولاً هیچ‌وقت به کسی نمی‌گوییم از او ناراحتیم، دلخوریم، رفتار و عملش روی روانمان است و ترجیح می‌دهیم دیگر او را نبینیم.

بیشتر ما آدم‌های پشت سر هستیم.

آدم‌هایی که بدی‌ها و مشکلات دیگران را پشت سرشان با صدای بلند اعلام می‌کنند و با لبخند و آغوش گشوده به دیدارشان می‌روند.

بیشتر ما سلطان صحنه‌ایم و می‌توانیم دیالوگِ «عشقم، دلم خیلی برات تنگ شده بود» را مریل استریپ وار به زبان بیاوریم و 40 ثانیه بعد، وقتی از او دور شدیم لیست فحش‌هایمان را برایش ردیف کنیم.

بیشتر ما آدم‌های دروغگویی هستیم و احترامی برای کلمات قائل نیستیم.

ما آشنایی که شاید سالی 4 بار با او ملاقات کنیم را «عشقم» و «دوستم» خطاب می‌کنیم و برای کسی که حتی فامیلش را از یاد برده‌ایم بی‌دلیل ابراز دلتنگی می‌کنیم و به کسی که ازش بیزاریم به دروغ پیشنهادِ «آقا بیشتر برنامه بذاریم و بیشتر ببینیم همدیگه رو» می‌دهیم.

نه، ما مجبور نیستیم همه را دوست داشته باشیم و همه را در آغوش بگیریم.

دلیلی هم ندارد که توی چشم‌های دیگران زل بزنیم و با گوشه تیز جمله‌ی یخیِ «ازت متنفرم» صورتشان را زخمی کنیم.

بیشتر ما سکوت کردن را بلد نیستیم.

«دوستت دارم عزیزم» را برای آن‌هایی نگه داریم که واقعاً دوست‌شان داریم، نه آن‌هایی که قلباً دوست داریم با صندلی توی گردنشان بکوبیم.

داریم با این تظاهر کردن‌های بی‌دلیل، ارزش واژه‌ها را از بین می‌بریم.

فقط تلفن‌ها می‌دانند که در ذهن آدم‌ها نسبت به یکدیگر چه می‌گذرد.

شرط عروسی

شرط عروسی

ازدواجخانهرسم

سلام.پسری هستم که دو سال است عقد کردم.الان که میخوام مراسم بگیرم و اصلاحا بریم سر خونه و زندگیمون، خونواده همسرم از من طلب به نام زدن سه دنگ از آپارتمانی که دارم رو کردن به این بهانه که این رسم ماست که ملک به نام دختر زده بشه.همسرم هم به طبع خونواده ش از این موضوع حمایت میکند.اما این موضوع رو روز اول خواستگاری کاملا باهاش مخالفت کردم.به نظرتون چکار باید بکنم؟
لازم به توضیح است تو شهر ما رسم اینه که اکثر جهزیه با پسره.الان که جهیزیه و خونه آماده است با این موضوع روبرو شدم.

با سلام
دوست عزیز شما با همسرتون تفاهم دارید ؟؟ایا ایشون رو پذیرفتید به هر حال گر واقعا مساله صرفا سر این موضوع است احتمالا از قبل خانواده همسر شما مساله را مطرح کرده اند .نمی شود که به یک باره چنین تصمیمی بگیرند اگر یه یک باره چنین نظری داده اند بهتره با همسرتون صحبت کنید و البته دلیل اینکه تمایل ندارید این کا رور انجام بدهید ولی در هر صورت شما زن و شوهر هستید و خب اینکه منزل دقیقا به نام چه فردی باشد شاید مهم نباشد
مگر در مواردی که فرد از خودش مطمئن نباشد .و خب نگران این باشید که اگر خدای ناکرده مساله طلاق مطرح شود شرایط به چه صورتی پیش خواهد رقت و البته خانواده همسر شما هم همین مساله رو در نظر می گیرند و احتمالا می خواهند دخترشون تضمیمنی داشته باشد .در هر حال امیدوارم این مساله رو درست مدیریت کنید و باعث ایجاد اختلافات نشوید و به هر حال ایشون رو هم درک کنید .به هر حال برخی از مناطق ممکنه چنین رسمی داشته باشند و چنین مطالبه ای کنند .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید

دزدی کردن نوجوان

سلام برادرزاده ام دختری 13 ساله است روزهای مشخصی از هفته به منزل ما آومده که اتفاقا من آن روزها در منزل نبودم و متوجه شدم که وسایل من مفقود شدن وسایل مفقودی را مادرم در کیف برادرزاده ام پیدا کرده ولی او بر کار خود متعرف نشده از من خواستن پدر و مادرش رو درجریان نگذارم تا خود مادرم با انجام رفتار متقابل به او کار اشتباهش رو بفهماند بعد از گذشت چند ماه هنوز برادرم از کار زشت دخترش اطلاعی ندارد من به عنوان عمه چه برخوردی باید باهاش داشته باشم و کار درست چیست؟
پاسخ داده شده 27 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (44,600 امتیاز)
ویرایش شده 28 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست عزیز اگر صرفا یک بار این مساله اتفاق افتاده و وسایلی برداشته شده که به هیچ وجه گفته نشود چون به هر حال در دنیای نوجوانی او شاید صرفا جهت کنجکاوی و حتی بدون داشتن ذهنیت نسبت به دزدی و دزدی کردن این مساله اتفاق افتاده است و اصلا مساله مربوط  به دزدی و اینکه قضیه واقعا تا این حد جدی باشد نبوده و نیست  ..به هر حال امیدوارم مساله خاصی نباشد ولی گفتن به خانواده و تذکر دادن انها ممکن است شرایط بدی را ایجاد کند
ولی اگر چندین بار تکرار شده و کنترلی ندارد ب این کار و حتی وسایل بی ارزش و بدون کاربرد برای خودش را بر می دارد و ممکنه بعدا سر جاش بزاره و یا حتی ممکنه  دور بندازه  ممکنه جنون دزدی باشه که در سن نوجوانی هم هست و مشکلاتی ایجاد می کند
در هر صورت امیدوارم  به زودی مسائل مرتفع شود ولی در مورد دوم حتما باید به روانشناس مراجعه داشته باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید