مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مخالفت با ادامه تحصیل و کار در خارج منزل

  • سلام
    بنده دختری 27 ساله هستم که دوست دارم ازدواج کنم و خواستگارهای زیاد با شرایط خوب و حتی عالی دارم ولی با ادامه تحصیل و شاغل بودن بنده مخالف هستند و این موضوع برای بنده تعریف نشده است و از طرفی میترسم سن بره بالا و ازدواج نکرده باشم جال با این شرایط به نظرتون به چه صورت عمل کنم؟
     
     
  • Top | #2
     
     
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدیس نمایش پست ها
    سلام
    بنده دختری 27 ساله هستم که دوست دارم ازدواج کنم و خواستگارهای زیاد با شرایط خوب و حتی عالی دارم ولی با ادامه تحصیل و شاغل بودن بنده مخالف هستند و این موضوع برای بنده تعریف نشده است و از طرفی میترسم سن بره بالا و ازدواج نکرده باشم جال با این شرایط به نظرتون به چه صورت عمل کنم؟
    دوست عزیز تماما" به خواست و نظر شما بستگی داره

    اینکه ازدواج برای شما مهمه و یا دست کشیدن از کار و تحصیل ؟

    از نظر سن هم خیلی از افراد هستند که سن براشون مهم نیست چون هدفشون در زندگی مشخصه

    شما هم اگر تمایل به ازدواج دارید بهتره بتونید معیارهای خودتون رو روشن و یا تغییر بدید

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر قیطریه:
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    دفتر شریعتی:
    ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

اهدافتان را با این افراد درمیان نگذارید؛

اهدافتان را با این افراد درمیان نگذارید؛





گفته شده است که همان لحظه ای که هدفی را تعیین می کنیم، باید آن را به همه بگوییم تا ابزاری برای تضمین موفقیت باشد.
این تعهدی به تمام دنیاست که تضمین می کند تا ما برای رسیدن به آن هدف، حاضر باشیم فشار اضافه را تحمل کنیم.
ولی آیا این کار همیشه بهترین رویکرد است؟


این ها چند دسته از افرادی هستند که در هنگام مطرح کردن اهدافتان، باید حواستان به آن ها باشد:



1. افرادی که اهداف خودشان را دنبال نمی کنند؛

هر کسی سیستم اعتقادی مخصوص به خود را دارد که چه چیزی ممکن یا غیرممکن است، که با نحوه تربیت او در ارتباط است.
بسیاری از افراد هستند که به شما پیشنهاد می دهند تا اهداف خود را به سطحی پایین تر بیاورید که با توجه به درک آن ها از ممکن بودن، به نظرشان امکان پذیر بیاید.
با این کار، ما به زندگی بر اساس قواعد مورد قبول اجتماع بسنده می کنیم به جای اینکه به دنبال نوآوری ها، کسب و کارها و رفتارهایی باشیم که می تواند تمام جامعه را از وضع کنونی بهبود دهد.

کسی که اهداف خودش را دنبال نمی کند ممکن است به شما پیشنهاد دهد که نیازی به تغییر کردن ندارید.
این خواسته خودخواهانه فردی است که می خواهد با پایین نگه داشتن شما، احساس برابری کند.
این موضوع بسیار زیان آور است، چرا که باعث می شود شما به جای تلاش کردن، به وضع فعلی بسنده کنید.
در این حالت، باورهای آن ها هرگز به چالش کشیده نمی شود و اهداف شما هرگز برآورده نمی شود.

حتی بدتر از آن، فردی است که به طور کلامی با تلاش شما موافقت می کند، ولی به صورت غیر کلامی مخالفت می کند.
گفته شده است که ما 93 درصد به طور غیر کلامی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم.
از طریق نورون های آینه ای، مغزهای ما حداقل به صورت غیر هوشیارانه می توانند هر چیزی که گفته نمی شود را متوجه شوند.
کسی که به صورت کلامی با شما موافقت می کند ولی به صورت غیر کلامی به شما تردید دارد، باعث خواهد شد که شما خودتان را زیر سؤال ببرید.

وقتی که به هدف خود فکر می کنید احساس تردید می کنید، و این ممکن است پیشرفت شما را خدشه دار کند حتی پیش از اینکه شروع شود.
وقتی که اهداف ما هنوز در حال توسعه هستند، باید مطمئن شویم که در کنار افرادی قرار نداریم که در ناباوری و بی اعتقادی زندگی می کنند.


راهکار: اهداف خود را با کسانی در میان بگذارید که قبلاً در آن زمینه از زندگی خود به موفقیت دست یافته اند، یا کسانی که در حال حاضر در تلاش برای رسیدن به موفقیت در زندگی خود هستند.
آن ها سیستم هایی اعتقادی دارند که شکاک ها و کسانی که فکر کوچکی دارند از آن بهره مند نیستند.
این ها معدود افرادی هستند که وقتی شما به خودتان تردید پیدا کنید، با شما مخالفت خواهند کرد.
کسانی که با باورهای محدود کننده شما مبارزه خواهند کرد و شما را به استاندارد بالاتری از زندگی سوق خواهند داد.



2. افرادی که به جای تعهد و سرسپردگی شما، هدفتان را تحسین می کنند ؛

از آنجایی که ما مخلوقاتی اجتماعی هستیم، اغلب می خواهیم که به وسیله افرادی که نزدیک خود نگه می داریم پذیرفته شویم. دوستان و خانواده های خوش نیت ما سعی می کنند با تحسین اهدافی که تعیین می کنیم، عزت نفس ما را تقویت کنند.
ولی این کار بی فایده است چرا که به جای اقدام ما، نیت مان را مورد تأیید قرار می دهد.
روانشناسان ثابت کرده اند که تحسین کردن فرایند به جای عملکرد، برای عزت نفس و دستیابی به هدف سودمندتر است.
عمل مشخص کردن هدف و دنبال کردن راهی برای رسیدن به عظمت، آزاردهنده است.
اگر اطرافیانمان فقط برای تعیین کردن هدف ما را تحسین کنند و این کار مایه تسلی ما شود، شاید هرگز پیگیری لازم برای دستیابی به آن هدف را پیدا نکنیم. مجدداً به کُنج راحتی خود بر می گردیم به جای اینکه سوار هواپیمای موفقیت شویم.

راهکار: یادتان باشد که هدف تعیین کردن شما را از بقیه جدا نمی کند.
باید مراقب حس آسایشی باشیم که تحسین توسط دیگران می تواند به وجود بیارد.
اگر هدف های خود را با کسانی که دوستشان دارید در میان بگذارید، به خودتان یادآوری کنید که هنوز راه درازی تا رسیدن به موفقیت دارید و پیگیری راه همیشه حس بهتری نسبت به تأیید شدن توسط دیگران دارد.
اگر کسی به شما بابت هدف تعیین کردن تبریک بگوید، آن تبریک را در ذهن خود به گونه ای جای دهید که انگار بابت تعهد و تلاشتان برای دستیابی به آن هدف به شما تبریک می گویند.



3. افرادی که همیشه انتقاد می کنند ؛

انتقاد لزوماً سمی نیست، ولی این شخصی نیست که شما وقتی هدفتان تازه در مراحل اولیه است، بخواهید با او صحبت کنید.

شاید شما تمام اعتماد به نفس موجود در جهان را داشته باشید، ولی هنوز هم باید در نظر بگیرید که چشم اندازتان تازه در ابتدای راه است و باید مورد محافظت قرار بگیرد.
در این مرحله، حرکت لحظه ای دارای اهمیت بسیار زیاد است.
اغلب اوقات، فرد منتقد نیت خوبی دارد؛ او نمی خواهد ببیند که شما وارد مسیر اشتباهی شوید.
ولی ممکن است توصیه او را به سادگی با کمال گرایی اشتباه بگیریم.
وقتی نظر این افراد در مراحل اولیه فرایند بیان شود، تنها باعث می شود که سفر ما به تعویق بیفتد یا اینکه مسیرمان به سمت موفقیت به کلی متوقف شود.


راهکار: این افراد ذهنیتی دارند که می تواند برای ویرایش دستنوشته های ما، بررسی محصولاتمان و قوی کردن مجموعه مهارت هایمان بسیار مفید باشد.
مهم است که این افراد را در حلقه ارتباطی خود حفظ کنیم، ولی تنها وقتی می توانیم اهدافمان را با آن ها در میان بگذاریم که به نتایج قابل قبولی رسیده باشیم.
در آن نقطه، می توانیم از منتقدان درخواست فیدبک کنیم. آن ها می توانند کیفیت تلاش ما را افزایش دهند

همسر کم حرف ...

سلام من همسرم خیلی کم حرفه چطور به آدمی زندگی کنم که اصلا حرف نمیزنه وقتی که داغون و بهم ریخته هستم شوهرم به جای حرف زدن سوالهای بی ربط میپرسه مثلا اینکه کفشات چطورن.دیگه خسته شدم چیکار کنم؟
1 پاسخ
پاسخ داده شده 26 Mar 2018 توسط مشاور
دوست عزیز قبل از اینکه با این فرد ازدواج کنید باید به این مساله فکر میکردید به قول ژاپنی های تنها راه خوشبختی انسان ازدواج با همصحبتی نیک است چون اعتقاد دارن در سنین کهولت فقط یک همصحبت خوبه که میتونه به درستی تمامی احساساتشون تهیج کنه به هر حال توصیه میشه از روشهای آموزش ارتباط موثر بین زوجین استفاده کنین یه سری مدرسین مشاوره ارتباط موثر هستند که این روش رو میتونن به شما مشاوره بدن تا بیشتر و بهتر به همدیگه به صورت کلامی در ارتباط باشین

ده ویژگی والدین سالم

همه والدین سالم در موارد خاصی شبیه هم هستند و در مواردی با دیگران متفاوتند. مواردی که شبیه هم هستند نشان دهنده ویژگی های اصلی است که والدین خوب را تشکیل می دهد. اگر پدر و مادر بسیاری از این ویژگی ها را داشته باشند، به اندازه کافی پدر و مادر خوبی هستند. به اندازه کافی خوب، برای بزرگ کردن فرزندان سالم.

برای مطالعه بیشتر:

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

نکات ارتباطی برای والدین جوان

والدین ممکن است آن ویژگی های مناسب را داشته باشند یا نداشته باشند. آن ها نمی توانند آن ویِژگی ها را در یک فروشگاه خریداری کنند و یا با خواندن در مورد آن ها در یک کتاب آموزشی یا وبلاگ آن ویژگی ها را بدست آورند. آن ها از روش آموزش و پرورشی که از والدین خود یادگرفته اند، بدست می آیند. هم چنین می توانند  از خود واقعی  یا از درمان بدست آیند.

  1. همدل بودن: همدلی بدون شک مهم ترین کیفیتی است که والدین سالم دارند. آنها قادر هستند خود را به جای کودکان خود بگذارند و بنابراین آن ها می توانند عمیق ترین احساسات کودک و زبان بدن کودک را درک کنند. این همچنین به آن ها کمک می کند تا هنگامی که کودک بی وقفه گریه می کند، صبر و تحمل خود را از دست ندهند. آن ها درک می کنند و صبر دارند.
  2. صمیمی بودن: والدین سالم به فرزندان خود متصل هستند. مطالعات متعدد نشان داده است که برای فرزند، داشتن صمیمیت واقعی و دلبستگی به مادر و پدرش تا چه اندازه مهم است. آزمایش های هارلو با میمون ها نشان داد که وقتی میمون های کودک از مادر محروم بودند، با مشکلات روانی رشد می کنند. اگر پیوند اول کودکی کافی باشد، او قادر خواهد بود بعدا با دیگران نیز پیوند خوبی داشته باشد. والدینی که نمی توانند پیوند داشته باشند (مانند کسانی که از افسردگی رنج می برند) قادر نخواهند بود که این عنصر ضروری برای رشد سالم را فراهم کنند.
  3. توجه: کودکان به توجه نیاز دارند. اگر آنها نور چشمی های پدر و مادرشان باشند، با حس سالمی درمورد خودشان رشد می کنند. آن ها از توجه دیگران از جمله دوستان و معلمان، احساس با ارزش بودن می کنند. اگر والدین زیاد مشغول باشند و یا موارد دیگری مانع  توجه به فرزندان به اندازه کافی شود، فرزندان با نیاز به توجه رشد می کنند و هنگامی که آن را دریافت می کنند، خود را لایق آن نمی دانند.
  4. احترام: پدر و مادرانی که واقعا به خود احترام می گذارند، قادر هستند به فرزندان خود نیز احترام بگذارند. با یک کودک باید محترمانه رفتار شود تا احترام به خود در او رشد پیدا کند. والدین با احترام، فرزندان خود را رهبری نمی کنند، بلکه به آنها راهنمایی می کنند که چیزهایی را برای صلاح خودشان بدانند. هنگامی که آن ها یاد می گیرند به خود احترام بگذارند، کودکان به گونه ای رشد خواهند کرد تا بزرگسالانی باشند که از کارکنان و دوستان خود احترام دریافت می کنند.
  5. دوست داشتن: والدینی که عاشق هستند، قادر به دوست داشتن فرزندان خود نیز خواهند بود. کودکانی که دوست داشته شوند، احساس می کنند که دوست داشتنی هستند و با الهام عشق از دیگران از جمله دوستان و همکاران خود رشد می کنند. وقتی والدین فرزندان خود را دوست دارند، آن ها  نیز احساس می کنند که پذیرفته شده اند و معنای مربوطه را درک می کنند که تعلق دارند. والدینی که فرزندان خود را دوست دارند، در مورد احساسات خود مراقبت می کنند و یک پناهگاه امن برای آنها در جهانی فراهم می کنند که در آن احساس ناامنی وجود دارد.
  6. نظم و انضباط: والدین سالم در زندگی خود نظم و انضباط دارند و از این رو آن ها نظم و انضباط را به عنوان الگویی برای کودکان خود تبدیل می کنند و قاطعانه (اما نه به شدت) آن ها را به سوی منضبط بودن هدایت می کنند. به کودکان باید چگونگی مدیریت زندگی به طریقی مفید نشان داده شود و همچنین چگونگی مدیریت احساسات خود و مقابله با احساسات دیگران نیز باید به آن ها یاد داده شود. ممکن است زمان هایی وجود داشته باشد که کودکان باید مجازات شوند، اما پدر و مادر سالم با آرامش و به طور دوست داشتنی کودکان را تنبیه می کنند، نه با عصبانیت یا شدت.
  7. با هم بودن: برای این که والدین رابطه سالم با فرزندان خود داشته باشند، باید با یکدیگر نیز رابطه سالمی داشته باشند. اگر والدین با توجه به نحوه برخورد با فرزندان خود با یکدیگر خوب رفتار نکنند، این امر باعث ایجاد مشکلاتی خواهد شد. اگر یکی از والدین به مجازات کودکان اعتقاد داشته باشد، در حالی که دیگری معتقد به نوازش او باشد، کودک گیج شده و بدون درک از آنچه به معنای همبستگی است، رشد می کند.
  8. صادق بودن: هیچ چیز بدتر از آن چیزی نیست که والدین به یک فرزند می گویند که یک چیز را انجام دهد، اما خودشان کار دیگری انجام می دهند که متفاوت است. به عنوان مثال، پدر به کودک می گوید که سر برادر کوچکتر خود فریاد نکشد، اما بعد سر همسرش فریاد می کشد. صادق بودن واقعا بهترین سیاست است، همانطور که بنجامین فرانکلین گفت؛ برای والدین صادق بودن با یکدیگر و فرزندانشان مهم است. اگر والدین به فرزند خود قولی بدهند، باید این وعده را حفظ کنند. در غیر این صورت، کودک بدگمان و متقلب خواهد شد.
  9. بازی: والدین سالم می دانند که چگونه می توانند با کودک بازی کنند و شادمانی زندگی را به فرزندان خود انتقال دهند. جمله معروفی می گوید که: “کار به تنهایی و بازی نکردن باعث می شود جانی پسر بسیار کسل کننده ای بشود”. قادر بودن به بازی به این معنی است که می توانید آرام شوید. والدینی که با فرزندان خود بازی می کنند و یا از تماشای بازی کودکان خود لذت می برند، به آن ها اهمیت لذت بردن از زندگی را آموزش می دهند و این که همه چیز جدی نیست.
  10. اخلاق. یکی از مهمترین وظایف والدین این است که فرزندان خود را اجتماعی کنند. آنها به فرزندان خود آموزش می دهند که مهربان باشند، و هنگامی که با دیگران رفتاری می کنند، هدفمند به خود نگاه کنند. آن ها “سیستم اعتقادی” ندارند، اما با توجه به شایستگی ها، هر وضعیت را به صورت جداگانه قضاوت می کنند. آن ها به کودکان خود آموزش می دهند که نباید دیگران را دنبال کنند، و پیروی از وجدان فردی خودشان صحیح است.

داروی حملات میگرن

داروی حملات میگرن:دانشمندان داروهای تازه ای را تهیه کرده اند که حملات میگرن را کم می کنند.

این دارو حملات میگرن را از نصف هم بیشتر می کاهد

نتیجه های ای تحقیق نشانگر این می باشد که  ، این دارو تازه به وجود آمده

توانایی این را داد که حملات میگیرن را در اشخاص دچار از نصف هم بیشتر کم کند.

این دارو اولین معالجه جلوگیری شده از میگرن در ۲۰سال گذشته به حساب می آید.

داروی جدید میگرن

در این تحقیق با انجام دادن آزمایش هایی بر ” ارنوماب” دریافتند که این دارو حمله کردن میگرن را از

نصف هم کمتر می کند ، این دارو امید تازه ای برای دچار شدن به این سردرد ضعیف کننده می باشد.

با تزریق کردن ماهی یک بار این دارو که حتی در منزل هم قبل تزریق می باشد، مولکول مغزی در ارتباط با

میگرن را محدود می کند.

اشخاص زیادی در تمام جهان دچار میگرن می باشند و نشانه های این بیماری میتواند بسیا حادتر در

صورتیکه تنها شیوه خلاص شدن از این درد و تهوع ، استراحت کردن در یک اتاق می باشد. به نظر می آید

که این دارو ، زمان هایی را که اکثر افراد دچار میگرن بر اثر مبتلا به این سر درد ضعیف کننده از دست

می رود، از نصف هم کم میکند ، این شرایط را نهادهای خیریه شروع یک عوض شدن حقیقی  برای افراد

مبتلا به میگرن توضیح داده اند.

معالجه میگرن

به طور آشکار معلوم می باشد که محدود کردن این راه می تواند بر کم شدن میگرن موثر می باشد.

نتیجه ها نشانگر منتقل شدن واقعی برای بیماران دچار به میگرن از معالجه های ضعیف به یک معالجه

مخصوص می باشد که به طور خاصی تهیه شده است.

میگرن معمولا شامل سردرد خود می باشد و اغلب به صورت مداوم از جمله تهوع و حساس بودن به نور و

صدا می باشد. در خانمها از هر پنج خانوم یک نفر ولی در مردان از هر ۱۵ مرد یک نفر دچار میگرن

می شود. تقریبا نصف اشخاص دچار میگرن ارتباط فامیلی دارند که این مسئله نشانگر این می باشد که این

بیماری ژنتیکی محسوب می شود.