مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

تمایلات جنسی و افسردگی

تمایلات جنسی و افسردگی

تمایلات جنسی و افسردگی

آن‌چه مسلم است این است که افسردگی هم مثل خیلی از بیماری‌ها بر عملکرد اعضای بدن تاثیر منفی می‌گذارد و هورمون‌های جنسی و اعضای تناسلی خارج از این قاعده نیستند. افسردگی بر تمایلات جنسی به طرق مختلف تاثیر می‌گذارد: اول این که در هنگام افسردگی، در عملکرد مغز و میزان ترشح هورمون‌ها اختلال به وجود می‌آید که بعضی از این هورمون‌ها در ایجاد تمایلات جنسی نقش مهمی دارند، از طرف دیگر کاهش فعالیت‌های بدنی و ذهنی و خستگی و کسالت ناشی از افسردگی در مردان در نهایت منجر به کاهش شهوت و بروز مشکلاتی در زمینه نعوظ می‌شود و در زن‌ها علاقه به برقراری ارتباط جنسی را کم کرده و رسیدن به ارگاسم، (رسیدن به اوج لذت جنسی) را دچار مشکل می‌کند. افسردگی همچنین باعث کم شدن فعالیت‌هایی که نیاز به شوق و شوق و حرارت و همکاری دوجانبه دارد (مثل رابطه جنسی) می‌شود و فرد افسرده معمولا حوصله انجام اینگونه فعالیت‌ها را ندارد و همین‌طور کم‌حوصلگی ناشی از افسردگی باعث می‌شود فرد نسبت به ظاهر و سر و وضع و بهداشت فردی خود بی‌توجه شده که این امر هم باعث دوری و رانده شدن شریک جنسی می‌شود. از مسائل دیگری که شریک جنسی یک فرد افسرده را ممکن است برنجاند، عدم علاقه، بی‌محبتی، بی‌میلی و غمگینی و انزواطلبی فرد افسرده است که ممکن است این سوءتفاهم را ایجاد کند که او علاقه خود را از دست داده و یا به فرد دیگری علاقه‌مند شده است و در نهایت منجر به قطع رابطه، جدایی و یا کم شدن تمایلات زوج‌ها نسبت به هم شود که این حالت هم باعث ایجاد حس تنهایی و غم بیشتر در فرد افسرده شده و بیماری او را تشدید می‌کند، در کنار همه این تاثیراتی که افسردگی دارد، بعضی از داروهای ضد افسردگی هم می‌تواند رسیدن به اوج لذت جنسی را به تاخیر بیندازد و یا توانایی فرد را برای رسیدن به ارگاسم کم کرده یا از بین ببرد. اما این مسئله را نباید فراموش کرد که یکی از راه‌های درمان افسردگی ایجاد رابطه جنسی خوب و رضایت‌بخش همراه با عشق و محبت است. ثابت شده که چنین رابطه‌ای فرد افسرده را از دلتنگی درآورده و به او آرامش خاطر می‌دهد.

316

چاقی و افسردگی

چاقی و افسردگی مکمل یکدیگرند، یعنی هم چاقی و اضافه وزن می‌تواند منجر به افسردگی شود و هم افراد افسرده می‌توانند دچار اضافه وزن و چاقی شوند. شاید شنیده باشید که بسیاری از افراد چاق می‌گویند در مواقع احساس اضطراب و یا تنش، بیشتر غذا می‌خورند (پراشتهایی عصبی)، آزمایش‌ها نیز این نکته را تایید می‌کنند. بیشتر افراد چاق در موقعیت‌های پراضطراب بیشتر غذا می‌خورند و هر نوع فعال‌شدگی هیجانی مثل دیدن یک فیلم غم‌انگیز می‌تواند در افراد چاق انگیزه و میل به خوردن را بیشتر کند و این عمل در حیوانات نیز دیده شده که تنش هیجانی می‌تواند محرک خوردن شود و این شاید بدین معنی باشد که تنش می‌تواند دستگاه‌های بنیادی مغز را فعال سازد و این فعال‌شدگی در برخی شرایط به پرخوری می‌انجامد. گاهی هم پرخوری‌های دوره‌ای (در این پرخوری مقدار غذایی که شخص مبتلا در خلال این مدت می‌خورد، بیشتر از مقدار غذای بسیاری از افراد است که در همین مدت و شرایط، توانایی خوردن آن را دارند) که در آن دوره‌های متناوبی از پرخوری مفرط و در پی آن تلاش برای تخلیه معده از راه استفراغ با استفاده از داروهای مسهل روی می‌دهد (تخلیه معده توسط استفراغ یا مسهل شاید بتواند وزن بیمار را در حالت نسبتا طبیعی نگه دارد، اما مشکلات دیگری نظیر عدم تعادل پتاسیم بدن، از دست رفتن آب بدن، بی‌نظمی ضربان قلب و عفونت‌های ادراری را به همراه دارد) نشانه‌ای از افسردگی است.

بررسی زنان مبتلا به پرخوری دوره‌ای نشان می‌دهد که بیشتر آنان دست کم یک بار (معمولا عصرها) پرخوری می‌کنند و غذاهای صرف شده در هر نوبت غالبا کربوهیدرات‌های نمک‌دار یا شیرینند که کالری زیادی را به بدن می‌رسانند. افرادی که با این مشکل سروکار دارند، معمولا از عزت نفس پایین برخوردارند و این افراد عمل خوردن را به عنوان وسیله‌ای برای ارضای آرزوها و پرکردن خلأهای درونی خویش به کار می‌گیرند و آن دسته از عواملی که علت برخی از افسردگی‌ها هستند، احتمالا در برخی از موارد در پرخوری دوره‌ای نقش اساسی دارند، برای مثال کمبود سروتونین هم عامل افسردگی است و هم عامل بیماری پرخوری دوره‌ای، علاوه بر این از سوی دیگر، افرادی هم که به دلایل دیگری مثل عوامل ژنتیکی چاق هستند و از این وضعیت خود ناراحت و شرمگین‌اند، به مرور زمان (به‌خصوص نوجوانان و زنان) دچار احساسات ناخوشایند، غم، گوشه‌گیری و انزوا شده و رفته رفته به افسردگی مبتلا می‌شوند.

316

توصیه‌های غذایی برای کاهش فشارهای عصبی و افسردگی

مواد غذایی که ایجاد نشاط و آرامش می‌کنند: شاید بارها برای شما و یا اطرافیان پیش آمده باشد که هنگام بیماری پزشک معالج معمولا توصیه‌های غذایی یا رژیم غذایی خاصی را برای بهبودی و رفع بیماری تجویز می‌کند. در بیماری‌های روحی – روانی هم تغذیه نقش مهمی در رفع یا ایجاد و تشدید آن دارد. بررسی‌های مختلف حاکی از آن است که موارد غذایی در کاهش یا افزایش حالت‌های روانی موثرند، بنابراین در این مقاله سعی شده که شما را با بعضی از این مواد غذایی آشنا سازیم:

– متخصصان تغذیه، پزشکان و روانپزشکان معتقدند که گیرنده‌های بو با سیستم لیمبیک مغز در ارتباط هستند که مرکز احساسات، هیجانات و خاطرات قدیمی است. بوهای دلنشین که به خاطرات خوب مربوط می‌شوند، احساسات مثبت را برمی‌انگیزند، البته دریافت برخی از بوها فقط به دلیل یادآوری خاطرات گذشته باعث خوش‌اخلاقی نمی‌شوند، بلکه این بوها روی تعادل مواد شیمیایی مغز اثر گذاشته و خلق و خوی افراد را بهتر می‌کنند. بنابراین یک فنجان دم کرده نعنا یا یک فنجان شکلات داغ که روی آن پودر دارچین ریخته شده، می‌تواند خستگی را کم کرده و نشاط را هدیه دهد. اگر ناراحت، عصبی و بی‌حال هستید، کمی وانیل را در شرب، چای و یا هر نوشیدنی دیگر بریزید و بنوشید، استفاده از مواد غذایی حاوی وانیل، کیک و شیرینی و بیسکویت‌ها احساس نشاط و آرامش را به شما می‌دهد. دارچین و نعنای فلفلی هم برای رفع خستگی و بالا بردن انگیزه زندگی بسیار مفیدند، زیرا سیستم عصبی مرکزی بدن را تحریک می‌کنند. چای دارچین، بیسکویت‌های معطر، زنجبیل باعث افزایش دوپامین می‌شود. (کاهش هورمن دوپامین در بدن باعث ایجاد افسردگی می‌شود).

– در ضمن زنجبیل علاوه بر استفاده خوراکی می‌تواند در استحمام هم بسیار مفید باشد (کمی زنجبیل در وان حمامتان بریزید و در آن دراز بکشید)، عطر اسطوخودوس و گل رز هم روی خلق و خو تاثیر مثبت می‌گذارد. بوی دانه‌های قهوه بوداده استرس را کاهش داده و در ضمن خطر زوال حافظه و زوال قدرت درک در زنان را کاهش می‌دهد (البته با توجه به کافئین موجود در قهوه بهتر است در مصرفان زیاده‌روی نکنید).

– کربوهیدرات‌ها فراموش نشود، شکر، شکلات، آب نبات، سوهان، ژلاتین میوه‌ای، نشاسته، نان، ماکارونی، سیب زمینی، حبوبات و غلات اثر خوبی بر رفع استرس و افسردگی دارند. اگر در معرض یک تنش سریع و ناگهانی قرار گرفتید، دو قاشق و نیم شکر را در آب حل کرده و میل نمایید؛ خواهید دید که ظرف مدت کوتاهی استرس و تنش عصبی برطرف می‌شود. اگر در هنگام استرس یک لیوان نوشیدنی شیرین بدون کافئین را آرام بنوشید، حس خوبی را تجربه خواهید کرد. استفاده از شیرینی‌ها باعث افزایش هورمون سروتونین که هورمون شادی‌بخش است، می‌شود (یکی از دلایلی که افراد افسرده تمایل بیشتری به خوردن شیرینی دارند، به همین علت است). در ضمن بعضی وقت‌ها علت ایجاد استرس، افت قند خون می‌باشد که با مصرف شیرینی جبران می‌شود. البته بهتر است به جای مصرف شکلات و کیک و شیرینی‌های پرچرب، از شیرینی‌های طبیعی مثل عسل و خرما استفاده شود، خوردن کمی عسل قبل از خواب و یا یک لیوان شیر ولرم با چند عدد خرما بسیار خواب‌آور است (به دلیل تاثیرات بسیار زیاد شیرینی در رفع افسردگی و غم است که در مراسم‌های عزاداری به افراد حلوا و خرما تعارف می‌کنند). فقط یادتان باشد مواد پروتئینی و کربوهیدرات‌ها را با هم مخلوط نکنید، مثلا خوردن غلات به همراه شیر تاثیر آرامش‌بخشی آنها را از بین می‌برد.

– میوه‌های تازه مثل موز و میوه‌های خشک مثل توت و انجیر و مواد غذایی حاوی امگا سه نظیر گردو و ماهی همیشه برای رفع خستگی توصیه می‌گردند، از مرکبات نیز غافل نشوید، خوردن مرکبات و استشمام بوی آنها نیز تاثیر معجزه‌آسایی بر رفع افسردگی دارد، بوی مرکبات مثل پرتغال، لیموترش و نارنگی روی مغز تاثیر گذاشته و استرس را رفع کرده و خواص ضدافسردگی دارد.(مشاوره جنسی)

– برگ‌های کاهو هم باعث افزایش هورمون سروتونین می‌شوند که در نتیجه احساس شادی را به ارمغان می‌آورند.

– در این میان نقش پیاز را در ایجاد آرامش نمی‌توان نادیده گرفت؛ مصریان قدیم هیچ چیز را به اندازه خوردن یک پیاز بزرگ خواب‌آور نمی‌دانستند، در آزمایش‌هایی که فرانسوی‌ها بر روی حیوانات انجام داده‌اند، اثرات خواب‌آور این ماده غذایی ارزشمند ثابت شده است.

– بنابراین توصیه‌های غذایی را جدی بگیرید و در هنگام استرس و افسردگی از این مواد غذایی استفاده نمایید و در کنار همه این توصیه‌ها ۲۰ دقیقه پیاده‌روی روزانه را هم در برنامه خود بگنجانید و سعی کنید همیشه از غذا خوردنتان لذت ببرید. فرانسوی‌ها ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید (افسوس هیچ چیزی را به جز عشق و غذا نخورید!) با وجود این‌که فرانسوی‌ها رژیم غذایی سنگینی دارند، اما آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی در این کشور کم است و وقتی دانشمندان تحقیق کردند، متوجه شدند که فرانسوی‌ها غذای خود را با شور و هیجان می‌خورند و واقعا از آن لذت می‌برند و به غذا به عنوان یک گناه نگاه نمی‌کنند، بلکه آن را چیزی مطبوع و لذت‌بخش می‌دانند و غذا خوردن برای آنها چیزی است برای لذت بردن و هیچ‌گاه هم عادت ندارند غذای خود را در هر مکان و هر موقعیتی بخورند، جای غذا خوردن در فرانسه فقط در رستوران‌ها و یا سر میز نهارخوری در منزل است، نه در خیابان، پشت فرمان و پشت میز کار… آنها معتقدند غذای خوب روح را تغذیه می‌کند، نه بدن را و طعم و کیفیت غذا برای فرانسوی‌ها بسیار مهم است، نه کمیت و اندازه و حجم غذا، زیرا وقتی انسان را خوردن غذا لذت می‌برد، در خونش (اندروفین) ترشح می‌شود که به داشتن احساس بهتر و رها شدن از ترس کمک می‌کند، بنابراین لذت بردن از غذا را فراموش نکنید.

مواد غذایی که فشارهای عصبی را افزایش می‌دهد: نوشیدنی‌های حاوی کافئین، بسیار تحریک‌کننده هستند و هیجانات روانی را تشدید می‌کنند، البته ممکن است بعضی از افراد با نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه آرام شوند، اما غالبا سلول‌های عصبی نسبت به کافئین حساسیت دارند. مصرف بیش از حد این نوشیدنی‌ها (بیش از ۴ تا ۵ فنجان در روز) ممکن است فرد را دچار مشکلات روانی کند. بی‌خوابی و افزایش ضربان قلب از مهمترین عواض مصرف بی‌رویه این نوشیدنی‌هاست، علاوه بر نوشیدنی‌های کافئین‌دار، مصرف بیش از حد فرآورده‌هایی که حاوی ادویه و مواد افزودنی هستند، باعث افزایش استرس و افسردگی می‌شوند.

316

آرامش‌یابی (ریلکسیشن):

یکی از موثرترین روش‌ها برای رفع تنش‌های روانی و درمان افسردگی، آرامش‌یابی یا آرامیدگی است. در هنگام استرس، در ماهیچه‌ها و عضلات تنش ایجاد می‌شود و اگر با این شیوه به عضلات بدن آرامش دهیم، می‌توانیم استرس را کنترل کرده و یا کاهش دهیم. این روش به شیوه‌های مختلفی انجام می‌شود. یکی از این شیوه‌ها، آرمیدگی جاکوبسون است و عبارت است از سفت و شل کردن عضلات، در این روش باید شانزده ماهیچه بدن را سفت و شل کنیم. این شانزده ماهیچه عبارتند از:

۱- دست و ساعد راست ۲- بازوی راست ۳- دست و ساعد چپ ۴- بازوی چپ ۵- پیشانی ۶- بینی و چشم‌ها ۷- فک‌ها و لب‌ها ۸- گردن ۹- سینه و شانه‌ها ۱۰- شکم ۱۱- ران راست ۱۲- ساق پای چپ ۱۳- پای راست ۱۴- ران چپ ۱۵- ساق پای چپ ۱۶- پای چپ

سردرگمی در مورد سوال جواب خواسته هام در مورد ازدواج ..

سلام خب هستین دوستان ..
من قصد ازدواج دارم و الان تو موقعیتی هستم که نمیدونم دقیقا چی میخوام چه خواسته هایی دارم و چه حرف هایی باید بزنم نزنم .. یک جور سر درگمی شلوغ با کلی فکر و رویا ..

بنظرتون چه موضوعاتی رو بیان کنم چطور بیان کنم و چه موضوع عاتی رو نگم
Top | #2

در این مورد میتونید با کانون مشاوران ، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282

021-88422495

021-88472864

حساس شدن به رفتار خانواده

سلام من 27 ساله هستم و برادرم سه ساله به دلیل اینکه با خانمش مشکل داره با ما درخانه پدری با هم زندگی میکند از وقتی که او برگشته کسی در خانه مرا تحویل نمیگیرد و حس پوچی بودن رو دارم در حال حاضر شغل هم ندارم و فقط خودم رو با درس خوندن برای دکتری مشغول میکنم چه کار کنم که پدر و مادرم بهم توجه کنن؟
پاسخ داده شده 15 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (45,560 امتیاز)
ویرایش شده 16 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس
با سلام .
دوست عزیز یعنی قبل از رفتن ایشون هم چنین شرایطی بوده یعتی خانواده به ایشون مدام توجه می کردند و نسبت به شما بی تفاوت بودند ؟به هر حال ایشون اکنون شرایط ویژه ای دارند و به همین خاطر است که  به هر حال  توجه بیشتری دارند چون به هر حال شکست در زندگی زناشویی مشکلات زیادی را ایجاد می کند که باید دقت داشته باشید ..اینکه به هر حال ایشون در تجربه شرایط سختی هستند و خب خانواده باید حامی باشند
منتهی به غیر از این مساله اینکه خود شما بتوانید شرایط مطلوب را ایجاد کنید و شرایط مطلوبی داشته باشید بسیار حائز اهمیت است همینکه به هر حال بدونید که  باید مهارت های  ارتباطی را تقویت کنید و تلاش کنید که شرایط مطلوبی برای شما ایجاد شود بسیارمساله حائز اهمیتی است .در هر صورت امیدوارم موفق باشید ولی برای پدر و مادر واقعا فرزندان تفاوتی ندارند ولی گاهی برخی به خاطر ویژگی های شخصیتی خود توجه خاصی را می طلبند .
موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

982122354304

موفق باشید

ده روش برای تربیت کودکان بدون تنبیه

 “دلیل اینکه یک کودک رفتاری خشن یا آسیب زننده دارد همواره در بی گناهی و معصومیتش نهفته است. گاهی اوقات او سرزنده و خوشحال است و برخی اوقات دیگر او باهر گونه عصبانیت و پرخاشگری، ناراحت و آشفته می شود. هر چقدر رفتار کوک مخرب تر باشد نشان دهنده اینست که بیشتر نیاز به محبت و درک از سوی شما دارد. به عبارتی دیگر، چیزهایی از قبیل بدرفتاری در کودکان وجود ندارد. در عوض،کودک سعی دارد در حد توانش بهترین کار را انجام دهد، ولی ما او را درک نمی کنیم.”

نوآمی آلدورت

والدین اغلب با شنیدن این جمله که “من به بیشتر چیزهایی که ما به عنوان تأدیب (کتک زدن، محاسبه پیامدهای عمل و محروم سازی) در نظر می گیریم اعتقادی ندارم”، شگفت زده می شوند زیرا این قبیل رفتارها مانع از پرورش فردی مسئولیت پذیر و مؤدب می شوند. آنها می پرسند: “پس کودکم چطور بدون تنبیه، درست رفتارکردن را یاد بگیرد؟ ”

مطالب مرتبط:

اجتناب از تنبیه و تهدید در فرزندپروری

دستور دادن به کودکان

پاسخ ما این است که کودکان آنچه که محصول عمل خود آنها است را یاد می گیرند. مؤثرترین روش آموزش به کودکان رفتارکردن با آنها به روشی است که ما می خواهیم با دیگران رفتار کنند: رفتاری توأم با محبت و درک. وقتی ما کتک می زنیم، تنبیه می کنیم یا بر سر آنها فریاد می زنیم آنها نیز از خود این گونه رفتارهای پرخاشگرانه ای نشان می دهند.

حتی تمرین وقفه یا محرومیت دادن (رها کردن نمادین) به کودکان پیامی حاکی از تنها بودن با احساسات بسیار ترسناک را می رساند تا ایجاد فرصتی برای یادگیری مدیریت هیجان های خود، آن هم هنگامی که آنها نیاز بیشتری به ما دارند. اما تکنیک زمان دادن هم تکنیک خوبیست که در طول آن کودک را از موقعیت دور کرده و وی را می نشانیم و فرصت می دهیم تا احساساتی را که باعث شده هیجانات غیر قابل قبول داشته باشد پردازش کند.

مخالفت با تنبیه ها به این معنا نیست که ما مسئولیت خود را در قبال تعیین محدودیت ها برای کودک نادیده می گیریم. در خیابان ندو، خواهر یا برادر کوچکت را نزن، بر روی فرش ادرار نکن، گل های باغچه همسایه را در نیاور، سگ را اذیت نکن؛ همه اینها محدودیت هستند نه تنبیه.

حتما برای شما تعجب آور است که کودکی یاد بگیرد کاری را در فرصت بعدی انجام ندهد بدون اینکه تنبیه شود؟ زیرا با خود می گویید که او باید تنبیه شود تا درس بگیرد.

در واقع تحقیقات نشان می دهند که تنبیه کودکان بدرفتاری بیشتری را به بار می آورد. تنبیه شدن موجب عصبانیت کودکان و تدافعی بودن آنها می شود. تنبیه موجب تحریک آدرنالین و هورمون های جنگ و گریز می شود که قوه استدلال و انگیزه های همکاری را به سکون می برد. کودکان سریعاً رفتار بدی که موجب تنبیه شدن شده است را فراموش می کنند حتی هنگامی که آنها هفته ها در معرض عواقب بعدی تنبیه هستند. در این حالت آنها همه چیز را یاد می گیرند، مثل راه کارهایی برای دروغ گفتن و فرار کردن از تنبیه. تنبیه موجب جدایی ما از کودک می شود چنانکه ما کمتر بر آنها تأثیرگذار خواهیم بود. تنبیه حتی موجب کم شدن هوشبهر می شود از آنجائیکه کودکان حس آرامش مطلق نمی کنند و امنیتی برای یادگیری وجود ندارد. قطعاً تنبیه هیچ وقت ابزار مؤثری برای افزایش مسئولیت پذیری، همدلی و شادی کودک نیست. تجربه نشان داده است که این کار درس های خوبی به همه ما نمی آموزد.

در عوض اگر ما بتوانیم با کودک خود ضمن وضع محدودیت ها متصل و مهربان باشیم کودک ما درونی کردن آنچه فراگرفته اند را یاد می گیرد. آنها در مقابل رهنمودهای ما مقاومت نمی کنند طوری که والدین وجود پیوند عمیقی را حس می کنند و اثر آن را بر دیگران می بینند، چنانچه این کودکان محتاط و مسئول می شوند. به دلیل آنکه آنها والدینی داشته اند که خودتنطیمی هیجانی را الگوسازی کرده است، کودکان  نحوه کنترل هیجان های خود و لذا رفتارهای خود را یادگرفته اند. از آنجائیکه آنها خود را آنگونه که هستند پذیرفته اند، احساسات و اشتیاق خود را لمس کرده اند و در جهت کشف آنها به فعالیت وا داشته شده اند.

برای مطالعه بیشتر:

کودک منضبط داشتن

پس ما چه کاری می توانیم برای هدایت کودکان بدون تأدیب و سرزنش آنها انجام دهیم؟

۱- هیجان های خود را کنترل کنید. از آن نظر که کودکان یادگیری مدیریت هیجان های خود را یاد خواهند گرفت، شما برای او نقش یک الگو را دارید. هنگام غم و اندوه اقدامی انجام ندهید. اگر نمی توانید از روی عشق و محبت با کودک خود تعامل کنید، به عنوان پدر و مادر واقعاً خارق العاده در این مواقع چه رفتاری می کنید؟ کنترل هیجانی را انجام می دهند. اگر نمی توانید سپس نفس عمیقی بکشید وصبر کنید تا آرام شوید قبل از آنکه به موقعیت برگردید. در برابرتکانه ها و انگیزه های تنبیه گرانه مقاومت کنید. این کارها همیشه نتیجه معکوس می دهند.

۲- به احساسات کودک خود احترام بگذارید. وقتی که کودک شما تحت کنترل آدرنالین و دیگر هورمون های جنگ یا گریز قرار می گیرد و در نتیجه دستخوش هیجان های منفی است، یادگیری او امکانپذیر نیست. به جای سخنرانی کردن، یک دوره مشخصی را تعیین کنید که در آن شما در کنار کودک خود هستید و به او اجازه دهید در حضور شما ارام شود. هدف شما ایجاد بستری برای آرام کردن محیط متشنج به وجود آورنده آشفتگی کودک است. اشتراک هیجان ها با یک بزرگسال آرام، متوجه و پذیرا همان چیزی است که به کودکان کمک می کند تا این احساسات را به خوبی از سر بگذراند و خود-آرامی را یاد بگیرند طوری که آنها بتوانند در نهایت هیجان های خود را تنطیم کنند. در طی طوفان هیجانی سعی در استدلال آوردن برای او نداشته باشید. سپس، او حس خیلی بهتری و خیلی نزدیک تری به شما خواهد داشت طوری که او به راحتی با رهنمودهای شما کنار می آید مثلا در مورد اینکه به او می گویید “عبارت خفه شو را نگو” (زیرا آن احساسات را جریجه دار می کند) یا دروغ نگو (زیرا دروغ ریسمان های مرئی که موجب ارتباط ما با یکدیگر می شود را قطع می کند).

۳- روند یادگیری کودک خود را در نظر بگیرید. مثال مسواک زدن را تصور کنید. ابتدا با کودک شروع کنید مسواک زدن دندان های خود را برایش به صورت متوالی و زنجیره وار الگوسازی کنید آن را برایش با کارهایی حاشیه ای جالب کنید به تدریج مسئولیت بیشتری بدهید و در نهایت خودش به تنهایی مسواک می زند. اصولی مشابه همین برای یادگیری گفتن متشکرم، خردکردن کارهای بزرگ، به یاد آوردن علایق و تعلقات خاطرش، غذادادن به حیوانات خانگی، انجام تکالیف درسی و خیلی چیزهای دیگر که فکرش را می کنید به کار ببندید. کارهای روزمره تاحدی ارزشمند هستند زیرا آنها یک نوع داربست برای یادگیری مهارت های اساسی کودک شما فراهم می کنند درست همانطور که داربست اساس شکل گیری یک ساختمان را در آینده فراهم می کند. شما ممکن است ناراحت شوید از اینکه کودک شما دوباره ژاکت خود را جا گذاشته است، با کتک زدن مسئله حل نمی شود. اما با روند داربست امکانپذیر است.

۴- قبل از سرزنش کردن و اصلاح، با او ارتباط برقرار کنید و این ارتباط را حفظ کنید. حتی در حالی که شما برای فهمیدن آرزوهای کودک، برای داشتن بهترین خود او را راهنمایی می کنید. بدانید که کودکان هنگامی که حس بدی در مورد خود داشته باشند بدرفتاری کرده و از ما فاصله می گیرند. هم سطح و اندازه قد کودک خود خم شوید و به چشمان او نگاه کنید. به نرمی! “تو ناراحتی به من چیزهایی که می‌خواهی را زبانی بگو” ….

او را در آغوش بگیرید:” می دونم می‌خوای بیشتر بازی کنی.. اما الان موقع خواب است “.

ارتباط چشمی پرمهری برقرار کنید: “تو الان خیلی ناراحتی” .

دست های خود را بر روی شانه های او بگذارید: “می ترسی که به من بگی بیسکویت می‌خوای”.

۵- محدودیت ها را وضع کنید اما در قالب همدلی با دیگری. البته که شما باید بر قوانینی پافشاری کنید. اما شما همچنین می توانید دیدگاه خود را پس از شنیدن صحبت های کودک خودبازگوکنید. وقتی که کودک شما آنها را درک کرد آنها بیشتر خواهند توانست محدودیت های ما را بپذیرند.

“گاز نگیر!”. خیلی خیلی ناراحت و عصبی هستی اما باید این عصبانیت رو در قالب کلمات به برادرت بگی.

“الان موقع خوابه. می دونم دوست داشتی ایکاش می‌تونستی بیشتر بازی کنی”

“تو که نمی خوای جواب نه از مامان بشنوی من اینو می دونم. اما من به تو نه می گم، ما به یکدیگر نمی گیم “خفه شو”. حتی اگر ما ناراحت و غمگین باشیم.

“مهم نیست چقدر می ترسی. اما باید حقیقت را به من بگی، و بگویی چه میخواهی”

۶-به خاطر داشته باشید که همه بدرفتاری ها نشان دهنده یک نیاز معقول و مشروط هستند اگرچه گمراه کننده می باشند.

او دلیل دارد اگرچه شما به عنوان پدر یا مادر آن را دلیلی خوبی نمی دانید. رفتارش وحشتناک است؟ او می بایست از درون حس وحشت کند. آیا او نیاز به خواب بیشتر، زمان بیشتری کنار شما، استراحت بیشتر، فرصت بیشتر برای جیغ و داد زدن و تخلیه این گونه هیجان های آشفته کننده ای دارد که در وجود همه ما نهفته است؟نیازهای اساسی را مشخص کنید و در جهت رفع بدرفتاری اقدام کنید.

۷-بگویید بله. کودکان تقریباً هر چیزی را که ما با مهربانی از آنها درخواست کنیم به خوبی انجام می دهند. به دنبال راه معطوف به بله باشید به جای نه حتی هنگامی که محدودیت ها را وضع می کنید. بله فرصتی برای منفعت بردن از موقعیت است، بله من به تو کمک خواهم کرد، بله ما می توانیم با کمک یکدیگر اهدافت را عملی کنیم، بله تو حق غرولندکردن داری، بله اگر ما بجنبیم می توانیم داستان بیشتری بخوانیم، بله ما می توانیم با این سرگرم شویم، بله من بهت افتخار می کنم، بله چقدر من خوش شانس بودم که فرزندی مانند تو دارم؟ بله، کودک شما رفتاری محبت آمیز هماهنگ با واکنشهای شما از خود نشان خواهد داد.

۸.هر روز زمان خاصی را با یکدیگر باشید. تلفن را خاموش کنید، صفحه کامپیوتر را ببندید و به کودک خود بگویید بسیار خوب من بیست دقیقه ای را با تمام وجود در خدمت تو هستم. من چکار باید بکنم؟ از رهبری او تبعیت کنید. از نظر کودکان دنیا پر از حقارت است پس در این بیست دقیقه فقط نقش یک موجود پرسر و صدای پر ازخرابکاری را بازی کنید و بگذارید او برنده شود. با مسخره بازی ترس ها و اضطراب های محبوس آزاد می شوند پس سعی کنید بازی لودگی و احمقانه ای راه بیندازید. بالش ها را به سمت یکدیگر پرتاپ کنید، کشتی بگیرید و یکدیگر را به خاک بمالید. بگذارید آنچه در ذهنش است را به شما بگوید.

بگذارید پرحرفی کند یا فریاد بزند. فقط تمام این احساساتش را بپذیرید. صددرصد با روح و جان حضور داشته باشید. کودکانی شکوفا می شوند که می دانند آنها زمان خاصی به والدین خود وابسته بوده اند زیرا آنها از سوی والدین به اندازه کافی اعتماد برای بیان طیف کاملی از هیجان ها رادارند و نیازمندآداب سلوک هستند.

۹.خود را بپذیرید. اگر شما در مورد خود احساس خوبی نداشته باشید نمی توانید والدینی سرحال و پرانرژی باشید، اگرچه در صورتیکه کودک شما احساس خوبی از خود نداشته باشد رفتار مناسبی نخواهد داشت. شما همواره می توانید رابطه را بازسازی کنید، از همین امروز شروع کنید.

۱۰-وقتی در مسائل دیگر شکست می خورید به خودتان فرصتی بدهید و آرامش کسب کنید. سپس کودک خود را در آغوش بگیرید. ارتباط از هر چیز دیگری در فرزندپروری برتر است. باور نمی کنید؟ این هفته این کار را تمرین کنید و ببینید چه معجزه ای می توانید خلق کند.

مهارت حرف زدن در جمع

مهارت حرف زدن در جمع:صحبت کردن در جمع و ارتباط برقرار کردن با دیگران حتی در مهمانی های خودمانی

و دوستانه برای بعضی از اشخاص مشکل دائمی باشد. اگر توانایی صحبت کردن در جمع را در خودتان تقویت کنید

مطمئن باشید رابطه اجتماعی موفق  خواهید داشت و میان دوستان دارای محبوبیت و جذابیت خواهید شد.

 

شیوه های تقویت توانایی حرف زدن در جمع

  1. نگاه خود را نسبت به صحبت کردن عوض کنید

پر اهمیت ترین مسئله ای که درباره صحبت کردن در جمع باید آن را مورد توجه قرار داد این می باشد که

نگاه خود را به حرف زدن عوض کنید. برخلاف آن چیزی که به ما آموزش داده شده است ،  این که شنونده

بودن بهتر است گوینده بودند نیست.  برای حرف زدن ارزش قائل شوید و تلاش کنید این مهارت را در خود

بیشتر کنید. نگاه منفی به صحبت کردن موجب می‌شود تا هنگامی که اعتماد به نفس لازم برای نظر دادن

نداریم یا هنگامی که حوصله نداریم در بعضی از مباحث شرکت کنیم ،  خود را اینگونه توجیه کنیم:  کم

گوی و گزیده گوی چون در….!  و این روش فراری می‌باشد تا همچنان در گفت و گو کردن و نظر دادن

ناتوان بمانیم.

  1. عجله نکنید.

زمان حرف زدن در جمع عجله نکنید. به خودتان اجازه دهید تا کلمات مطلوب‌تری پیدا کنید و با آرام بودن

آن چیزی که در ذهن خود دارید را بازگو کنید. نگران به انتها رساندن کلمات خود نباشید. وقتی که افراد در

مورد آن چه می گویند مطمئن نیستند و عصبی می باشند ،  مایل هستند به سرعت صحبت کنند.  شمرده

صحبت کردند نه تنها موجب می شود که شنوندگان درک مطلوب تری از صحبت های شما داشته

باشند ، بلکه نشانه اعتماد به نفس و خویشتن داری در لحن شما آشکار می شود.

۳٫صحبت کردن یک هنر و امتیاز محسوب می شود

بلند صحبت کردن و کلمه ها را صحیح و کامل از کردند نه تنها مشکلی ندارد بلکه یک عامل مهم در

برقراری ارتباط می باشد. این که ما توانایی در جمع حرف زدن را داشته باشیم و دیگران را هم وادار به حرف

زدن کنیم می‌تواند به روابط اجتماعی ما کمک کرده و ما را میان اطرافیانمان  محبوب تر کنند. هنگامی که

وارد یک جمع می شوید وظیفه خودتان را بفهمید که با صحبت کردن در جمع و جمع را بشکنید. این

موجب می شود آنها بیشتر به شما علاقه داشته باشند.

۴٫توانایی برقراری رابطه را آموزش ببینید

تلاش کنید توانایی ارتباطی را آموزش ببینید و آن را خودتان تقویت کنید از جمله این مهارت ها شامل:

۱٫خودتان را با آهنگ صدا و حالت بدن شخص مقابل متناسب کنید.

  1. در برابر دیگران حالت دفاعی نگیرید.
  2. خوب گوش کنید و مهارت درک منظور دیگران را در خودتان تقویت کنید.
  3. توانایی‌های لازم برای بیشتر شدن هوش هیجانی را یاد بگیرید.

۵٫در موقع صحبت کردن سوال هایی به پرسید که کوتاه پاسخ نباشند و بتوان با آن به گفت و گو پرداخت.

  1. خودتان نیز به سوال ها جواب های طولانی دهید.

با تمرین و تکرار می توانید این عوامل را به عادت و روش زندگی خود تبدیل کنید.

  1. با کلمات رفیق شوید

آموزش ببینید که فکر و احساستان را به کلمه تبدیل کنید. برای کلمات اهمیت قائل شویم. اجازه ندهید

کلمات در ذهن شما کمرنگ شود. از نظر علمی ثابت شده است که هرچه بیشتر گفت و گو کنید احتمال

اینکه دچار الزایمر شوید کم می باشد. در مورد کلمات ،  مترادف و متضاد بیاندیشید. اگر موضوع جالبی

مطالعه کرده‌اید آن را به خاطر بسپارید تا برای دیگران هم انتقال دهید. در حقیقت کوشش کنید با کلمه ها

رابطه خوبی برقرار کنید.

۶٫مغرور نباشید

بعضی اوقات دلیل حرف زدن ما در جمع مغرور بودن می باشد. همیشه می خواهیم همه چیز از بهترین‌ها

باشد. به همین خاطر در هنگام صحبت کردن در جمع شک می کنیم تا مبادا مورد مسخره شدن دیگران

قرار بگیریم. در عوض مغرور بودن می توانید فلسفه حداقل گرایی را بررسی کنید. یعنی در عوض این که

همیشه دنبال بهترین ها باشید به حداقل‌ها راضی باشید. شاید در آغاز به نظر برسد که این تصور مانع

موفقیت ما می شود اما هنگامی که ما به دنبال بهترین هستیم مثلاً وقتی میخواهیم صحبتی در جمع کنیم

کامل و بدون عیب باشد احتمال اینکه هیچ چیزی نگو این افزایش می‌یابد. ولی اگر به حداقل آن چیزی که

امکان دارد انجام دهیم رضایت داشته باشیم جرات ما  برای اقدام کردند افزایش پیدا می‌کنند. هنگامی برای

رسیدن به حداقل قدم بر می دارید به خاطر احساس راضی بودن و آرامش در شما احتمالاً خیلی بیشتر از

آن هم به دست می آورید.

۷٫فی البداهه حرف زدن را تمرین کنید

موقعیت صحبت کردن در جمع درباره ی موضوعات متفاوت صحبت کنید بدون اینکه از قبل در مورد آن

فکر کرده باشید. شاید در آغاز چیزی به ذهن خود نرسد ولی پس از مدتی با تمرین در این فعالیت موفق

خواهید شد و میتوانید که مطالب خیلی جالب و کاملی را بازگو کنید. از دچار اشتباه شدن نهراسید و اجازه

ندهید قضاوت دیگران از حرکت شما جلوگیری کنند.

  1. در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنید

داشتن اعتماد به نفس واقعی به این معنی میباشد که ما اطمینان داریم در هر مواردی همه سعی خود را می

کنیم نه اینکه اطمینان داشته باشیم در فلان کار توانایی کامل را داریم. اعتماد به نفس در قدم برداشتن. اگر

قرار می‌باشد که صبوری کنیم تا اعتماد به نفس کافی برای مواجه شدن با نیاز های مان را به دست بیاوریم

بعد قدم برداریم احتمالاً باید تا همیشه صبر کنیم.

اعتماد به نفس کم مانند خیلی دیگر از عادت های بد ترک آن دشوار می باشد. ولی همیشه می‌توان عوض

شد. با برداشتن اولین گام ها حرکت را شروع کنید. گام‌های کوچک شما را به هدفهای بزرگ نزدیکتر می

کنند. در لحظه زندگی کنید و به خداوند توکل کنید تا اعتماد به نفس معنوی شما افزایش یابد. اعتماد به

نفس معنوی به این معنی میباشد که  اعتقاد به هر جایی که هستید همان جایی می باشد که باید باشید و

همان جایی است که احتیاج دارید که باشید.

 

 نکات مهم  درباره صحبت کردن در جمع

۱٫سرعت حرف زدن خود را با خواندن رشته طولانی از اعداد و نوشتن آنها در هوا آزمایش  کنید. هر وقت

توانستید همه اعدادی که می خوانید را بنویسید ،  سرعت شما در حد مناسبی قرار دارد.

  1. در موقع حرف زدن نفس عمیقی از ناحیه شکم به کشید. نفس عمیق آرامش بخش می توانند عمق

صدا شما را بهتر کنند و کمک کنند که اعتماد به نفس شما در ذهنتان افزایش یابد.

  1. نشستن به صورت صاف نه تنها به شما اجازه می دهد که تنفس بهتری داشته باشید، بلکه در این

حالت ها صدای شما دارای قدرت و وضوح بهتری خواهد شد. اگر به اصطلاح قوز کنید ،  مقدار زیادی از

قدرت صدا شما بریده می‌شود.

  1. داد زدن زیاد مانند در هنگام تحسین تیم مورد علاقه تان فشار زیادی به تارهای صوتی شما وارد می‌کنند

و گفت و گو کردن را برای شما دشوار می کنند.

  1. آب بنوشید. سلول های بدن اگر پر آب باشند می توانند به کیفیت صدای شما کمک کنند.