مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

نکاتی که در سفر به استانبول باید بدانیم

شهر استانبول با حدود چهارده میلیون جمعیت پرجمعیت ترین شهر ترکیه میباشد این شهر یکی از بهترین شهرهای توریستی دنیا میباشد که سالانه بیش از ده میلیون گردشگر از این شهر بازدید میکنند که بیشترین بازدید کنندگان از کشور های اروپایی و کشور عزیزمان ایران میباشد.اگر میخواهید به این شهر سفر کنید باید قبل از سفر نکاتی که در سفر به استانبول باید بدانیم را بخوانید.


آب و هوای استانبول:

استانبول در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان بسیار سرد همراه با باد های تند است و متوسط دما در ماه های ژوئن تا سپتامبر تقریبا بیست و هشت درجه سانتی گراد میباشد، همچنین در ماه زمستان بارش باران در استانبول بسیار زیاد است. بیشتر گردشگران در ماه های فصل بهار یا تابستان به وسیله تور استانبول به این شهر سفر میکنند زیرا در این وقت هوا کاملا مطلوب است.

atourbato.ir_wp_content_uploads_2017_11_havaye_stanbul_tourbato6.jpg
آب و هوای استانبول
شهر استانبول به طور کلی دارای سه موقعیت شهری است که میتوانید از آن ها بازدید کنید: موقعیت اول شامل بخش های قدیمی فاتح و امین اونو است که مرکز شهر را از قسمت های شمالی شهر جدا کرده است،موقعیت دوم مناطق بی اوغلو و بشیکتاش است که زنجیره ای از روستا ها در سواحل بسفر است و موقعیت سوم کوی اوسکودر و کادیکوی است که شهر های مستقلی را تشکیل داده اند که حدود یک سوم از جمعیت استانبول در این منطقه زندگی میکنند.

نحوه سفر به استانبول:

شما میتوانید با استفاده از اتوبوس،هواپیما و قطار به شهر زیبای استانبول سفر کنید: تقریبا تمام شرکت های هواپیمایی ایران پرواز مستقیم به فرودگاه آتاتورک استانبول دارند،اگر میخواهید با اتوبوس به استانبول سفر کنید باید به ترمینال غرب مراجعه کنید در آن جا اتوبوس هایی مستقر است که به مقصد آنکارا و استانبول میروند و همچنین برای سفر به استانبول به وسیله ی قطار میتوانید پس از تهیه بلیط قطار از تهران روانه ی این شهر بشوید.

امنیت استانبول:

استانبول به دلیل اینکه یک شهر توریستی است دارای امنیت با ثباتی میباشد در نقطه به نقطه ی شهر پلیس وجود دارد که امنیت شمارا تضمین میکنند،سعی کنید در مکان های شلوغ مراقب جیب و مدارک خود باشید و در ساعت های ده شب به بعد به خیابان های خلوت محدوده ی قدیم استانبول نروید.

تبدیل پول در استانبول:

اگر میخواهید با تور استانبول به این شهر سفر کنید، بهتر است دلار آمریکا به همراه خود ببرید و در صرافی های استانبول به لیر تبدیل کنید در سراسر شهر استانبول صرافی های زیادی وجود دارد و به راحتی میتوانید دلار را به لیر ترکیه تبدیل کنید،توجه داشته باشید که سراغ صرافی هایی که درصد میگیرند نروید که بسیار برایتان گران تمام میشود. اگر آفر تور استانبول خوبی دارید با لیر برید.



در استانبول کجا اقامت کنیم:

در استانبول انواع اقامتگاه اعم از هتل و سوییت وجود دارد که قیمت های متفاوتی دارد، برای اطلاع از قیمت های اقامت در استانبول بهتر است به سایت اصلی اقامتگاه های استانبول مراجعه کنید تا هزینه بیشتری پرداخت نکنید، مکان هایی مانند میدان تقسیم و بی اوغلو برای رزرو هتل از همه نظر مناسب و امن میباشند ما به شما توصیه میکنیم تا آن جایی که امکان دارد از هتل های چهار ستاره استفاده کنید زیرا این هتل ها از نظر کیفیت و امن بودن برای تمامی گردشگران بسیار مناسب است.

در استانبول چه غذایی بخوریم:

خیابان های شهر استانبول پر از رستوران ها و کافی شاپ های فراوان است ما به پیشنهاد میکنیم که حتما غذاهای اصیل ترکی مانند دونر کباب و اسکندر کباب را امتحان کنید این غذا ها به قدری خوشمزه و لذیذ هستند که حتما خوشتان می آید غذا در استانبول قیمت مناسبی دارد و میتوانید با مبلغی مناسب در بهترین رستوران های استانبول غذا میل کنید.

نحوه رفت و آمد در استانبول:

برای رفت و آمد در شهر استانبول بهتر است از کارت اعتباری استانبول کارت استفاده کنید این کارت را میتوانید از تمامی دستگاه های خودپرداز سراسر شهر تهیه کنید و به هر مبلغی که خواستید شارژ کنید، برای بازدید از مکان های دیدنی شهر میتوانید تراموا،اتوبوس،مترو و تاکسی استفاده کنید اگر از تاکسی استفاده میکنید حتما یادتان باشد تاکسی متر حتما روشن باشد و یا کرایه را از قبل با راننده طی کنید، طی کردن قیمت در ترکیه امری عادی است اگر این کار را نکنید مطمئن باشید کرایه بیشتری از شما خواهند گرفت.

نکات بهداشتی:

در سفر به استانبول بهتر است خود را بیمه کنید و دفترچه بیمه در طول سفر همراهتان باشد،اگر از دارویی استفاده میکنید حتما نسخه تجویز شده توسط پزشک را همراه خود داشته باشید،یادتان باشد هزینه بیمارستان های شخصی در استانبول بسیار گران است پس بهتر است به هنگام بیماری به درمانگاه های عمومی شهر مراجعه کنید در تمام شهر استانبول داروخانه ها از هشت صبح تا هفت عصر باز هستند و در این ساعات میتوانید برای تهیه انواع دارو و قرص به داروخانه ها مراجعه کنید.

نحوه ارتباط با ایران:

برای ارتباط با ایران بهتر از از سیمکارت های اعتباری ترکیه استفاده کنید برای خرید این سیمکارت ها میتوانید به موبایل فروشی های سراسر شهر مراجعه کنید یادتان باشد استفاده کردن از سیمکارت های ایرانسل و همراه اول برای ارتباط با ایران هزینه بسیار زیادی را در بر دارد.

تلفن های ضروری:

اورژانس ۱۱۲،آتش نشانی ۱۱۰،اداره پلیس ۱۵۵

چند توصیه مهم:

از صحبت های سیاسی شدیدا خودداری کنید.

دست زدن به بقایای تاریخی و عکس گرفتن در موزه ها ممنوع است.

سعی کنید تا جایی که میتوانید به غریبه ها اعتماد نکنید.

از اشاره به افراد و لمس کردن دیگران خودداری کنید.

نقشه ی شهر را همراه خود داشته باشید.

از هرگونه دعوا و بحث دوری کنید.
 

موضوعات مشابه

amoo11, ‏دوشنبه ساعت 16:2

تست اضطراب

تست اضطراب و امور مربوط به آن بهترین سایت مشاورخانواده سال ۱۳۹۱٫ ۴٫۸

حتماً در زندگی خود با این مشکل مواجه شده اید.

خدمات مرکز در درمان اضطراب

که با توجه به استرس و اضطراب بالای خودتان در انجام کاری نتوانسته اید به نتیجه دلخواه برسید.

و یا اصلاً در نتیجه گیری ناموفق عمل کرده اید.

همواره این استرس جلوی پیشرفت شما را گرفته و نتوانسته اید توانایی های خود را آنگونه که است نشان بدهید.

بسیاری هستند که به دلیل همین استرس و اضطراب نمی توانند وارد دانشگاه دلخواه بشوند.

و یا با همه توانایی که دارند نمی توانند وارد بازار کار شوند همه اینها به دلیل عدم اعتماد به نفس و استرس و اضطراب بالایی است که دارند.

متخصصان ما در امر استرس با کمک برترین مشاوران و دکتران روانشناس و با راه اندازی بخشی در مشاوره خانواده با نام تست اضطراب ،

اقدام به بررسی علل استرس بالا در افراد کرده و به نتایج بسیار خوبی دست یافته اند.

این مرکز با ارائه خدمات مشاوره ای و همچنین برگزاری آزمون اضطراب  و تست استرس  از متقاضیان این تست اضطراب،میزان استرس شما را میسنجد.

و بهترین راه کار را برای جلوگیری از آن ارائه می کنند.

شما می توانید با اطمینان و اعتماد به متخصصین ما برای همیشه از این مشکل خود یعنی استرس و اضطراب در زندگی رهایی یابید

تست اضطراب

کاهش اضطراب

اضطراب داشتن برای رسیدن به هدف های زندگی می‌توانند سیستم عصبی ما را دچار اختلال کنند .

و برای سلامتی ضرر داشته باشد که برای کنترل کردن اضطراب هفت راه حل موجود می باشد که شامل موارد زیرمی باشد:

 

۱ – از یاد بردن مسائلی که نمی توانید آن را عوض کنید

  • مسائلی که در گذشته موجب اضطراب شما میباشد را فراموش کنید.
  • به یاد آوردن خاطرات بد در گذشته برای سلامتی فرد مضر می باشد.

 

۲- نوشتن یک لیست از اضطراب های خود

  • همه عواملی که موجب اضطراب شما می شود را در یک لیست تهیه کنید.
  • سپس آنها را از یک تا ده در اولویت قرار دهید.
  • شما توانایی این را خواهید داشت که مسائلی که موجب اضطراب شما می شود از میان بردارید.
  • بعد از آن احساس آرامش خواهید داشت که روشی دارای اطمینان برای بیشتر شدن شادی و برطرف شدن اضطراب می باشد.

 

۳- بر فکر خود نظارت داشته باشید

  • همه مسائل منفی را از ذهن خود دور کنید و موارد مثبت را به جای آن قرار دهید.
  • این راه حل شیوه‌ای بسیار مهم برای برطرف کردن اضطراب می باشد.

 

 

 

۴- انحراف ذهن با متمرکز شدن اعصاب

 

  • هنگامی که دچار اضطراب می شویم مغز ما به دنبال یک راهکار دارای منطق برای برطرف کردن مشکلات می باشد.
  • در این گونه موارد سعی کنید نفس عمیق بکشید. بعد از چند دقیقه آرام می شوید و اضطراب از بدن شما بیرون می رود.
  • در این صورت شما شرایط بهتری برای مبارزه با مشکل خود دارید.

 

۵- گفتگو کردن به دوستان و خانواده

  • وقتی که یک مشکل را برای دیگران بازگو می‌کنید نصب آن برطرف شده است.
  • سعی کنید با خانواده دوستان و یا با یک کارشناس که شما ارتباط بهتری با دارید گفت و گو کنید.
  • هنگامی که مشکلات خود را با صدای بلند بیان کنید می تواند راه حل خوبی باشد.
  • با اشخاصی که نزدیک به شما می باشند هر چقدر که علاقه دارید بخندید و گریه کنید. این روش سالم برای برطرف کردن اضطراب می باشد.

 

۶- مبارزه با مشکلات

  • بعضی از اضطراب ها را نمی توان از روش بازگو کردن برای دیگران برطرف کرد بلکه باید با آن مشکل روبه‌رو شود.
  • برخی اوقات مسائل زیادی در فکر ما میباشد که در برخورد کردن با آن دچار مشکل می‌شویم.
  • برای برطرف کردن آن مشکل تصمیم گرفتند و از میان برداشتن آن بهترین راهکار می‌باشد.

 

۷- گذاشتن مسئله ها در چشم انداز

  • خود را در مسائل کوچک و نکنید و به مسئله های پر اهمیت فکر کنید.
  • همیشه این احتمال موجود میباشد که اکثر مردم مشکلاتی برتر از ما دارند.
  • شما برای یک مسئله هفته‌ها و ماه‌ها دچار اضطراب می شوید اگر جواب منفی می باشد از آن مسئله اهمیتی ندارد.

مرگ

سلام من دختری هستم 25ساله.حدود سه سال پیش با شخصی آشنا شدم که به معنای واقعی عاشقش شدم عشق واقعی یک احساس زود گذر نبود چون اون شخص خیلی مهربون و همه چیز تمام بود.نه تنها من همه ی اطرافیانش او را دوست داشتن و من از تمام حرکات و رفتارش غرق خوشی میشدم اینها رو گفتم تا بدونید چقد برام مهم و دوست داشتنی بود .اما در حدود شش ماه پیش تصادف کرد و فوت شد.من خیلی غم سنگینی تحمل کردم فکر میکردم اگر زمان بگذره دردم کمتر میشه اما روز به روز حس دلتنگی من بیشتر میشه هر چقدر گریه میکنم باز اتش قلبم از بین نمیره گاهی از شدت دلتنگی حس میکنم دارم دیونه میشم و ساعتها گریه میکنم و این گریه ها باعث سردردم میشه و همچنین حس میکنم پر خاشگر شدم لطفا منو راهنمایی کنید.
ممنونم

نقدی بر روش نویسندگی

نقدی بر روش نویسندگی

همه آنهایی که فیلم «هامون» را دیده‌اند، حتما صحنه‌ای را به یاد دارند که شخصیت اصلی فیلم خودش را به دریا می‌اندازد تا برای همیشه در دریا بماند. بعد خواب می‌بیند در یک تور ماهی‌گیری افتاده و نجات پیدا می‌کند. اما برای همیشه این صحنه در ذهن ما نقش می‌بندد که نویسنده‌ای می‌خواسته برای همیشه ساکن دریا باشد و این رازی است که همیشه نویسنده‌ها با دریا دارند. مهرجویی در این فیلم، از بهترین نماد موجود استفاده کرده است؛ صحنه‌های کابوس کنار دریا، موسیقی باخ و نویسنده‌ای که قلمش خشکیده. حمید هامون که خسرو شکیبایی آن را بازی کرده، نمادی از یک نویسنده سرگشته است که میان زندگی خانوادگی و نقشش به‌عنوان یک نویسنده سرگردان است. و چه جایی بهتر از دریا می‌تواند این تلاطم روحی او را به نمایش بگذارد. اصلا اگر نگاهی به تاریخ ادبیات داشته باشیم، خواهیم دید که نویسندگان زیادی با دریا ارتباط داشته‌اند. چرا؟ شاید ماجراجو بوده‌اند. شاید هیچ چیزی روح سرگشته‌شان را راضی نمی‌کرده و شاید دریا آنها را به نوشتن علاقه‌مند کرده است. پس بخوانید تا بدانید رابطه فامیلی نویسنده‌ها و دریا چیست.

نمی‌خواهیم خیلی تیشه به ریشه تاریخ بزنیم و از نویسنده‌هایی بنویسیم که مثلا هزار سال قبل «دریایی» بودند، عشق سفر دریایی داشتند و از موج‌های دریا می‌نوشتند. اما نمی‌توانیم از میخل سروانتس یاد نکنیم. اصلا انگار نمی‌شود در مورد مسئله‌ای ادبی حرف زد و اسم سروانتس و ارنست همینگوی را نبرد. فعلا به بخش سروانتس بپردازیم تا برسیم به آقای همینگوی که یک‌جورهایی اسمش همه جا قرار است بیاید.

پدر رمان‌نویس، یک دریانورد بازنشسته است

سروانتس زمانی شروع به نوشتن رمان «دن‌کیشوت» کرد که یک دریانورد بازنشسته بود. او سال‌ها به سفرهای دریایی رفته بود و تجربه‌های زیادی در این عرصه داشت، اما هیچ اثری از دریا در کارهایش نیست. می‌گویند که قرار بوده «دن‌کیشوت» درباره سفرهای دریایی سروانتس باشد. او وقتی که مهار «آهوی قلم» را به دست گرفت تا در صحرای ادبیات بتازد، اول از سفرهای دریایی نوشت، اما ماجرا به یک شکل دیگر پیش رفت. یعنی وقتی دست‌نوشته‌های اولیه‌اش را به دوستانش نشان داد، خیلی‌ها دلگیر شدند. آن روزها مثل زمان ما نبود که دیگران خیلی ظرفیت داشته باشند، بلکه همه خیلی زود دلشان می‌شکست. به همین دلیل سروانتس تصمیم گرفت تا همان ماجراها را به جای دریا، در ساحل دریا بنویسد. خدا پدر و مادر دوستان سروانتس را بیامرزد، چون وقتی که او داستانی‌تر به خاطراتش نگاه کرد، ماجرا کلا فرق پیدا کردند. یعنی ماجرا کلا پهلوانی شد و یک شخصیت بامزه به اسم «سانچو پانزا» هم به داستان اضافه شد که نمک داستان «دن‌کیشوت» است.

البته این نویسنده قرن شانزدهمی البته چند داستان دریایی هم دارد؛ داستان‌هایی که کوتاه‌اند و نویسنده خجالت می‌کشیده آن را به دیگران نشان دهد، چون در روزگار سروانتس، قصه‌های کوتاه نوعی بچه‌بازی به حساب می‌آمدند. او اسم این داستان‌های کوتاه را «حکایت» گذاشته بود.

جزیره گنج، سفرهای گالیور و چرا ژول ورن نباشیم؟

نویسنده‌های مشهور جهان زمانی به دنیا آمدند و مردند که هنوز توپولوف‌های روسی اختراع نشده بودند. آن روزها فقط چندتایی کشتی ساخته شده بودند که گاهی سر به بیابان (نه دقیقا بیابان، بلکه جاهای پرت) می‌گذاشتند، گم می‌شدند و اتفاق‌های عجیب می‌افتاد. مثلا جاناتان سویفت، که اسم خودش آشنا نیست، اما «سفرهای گالیور»ش را هزار بار خوانده‌اید و دیده‌اید، درباره مردی نوشته است که کشتی‌اش غرق می‌شود و بعد موج‌ها او را به جزیره‌ای می‌رساند که ساکنان عجیب و غریبش، داستان‌های بامزه‌ای خلق کردند. شاید اگر جانان سویفت این روزها زنده بود، به جای «سفرهای گالیور» رمانی به اسم لاست می‌نوشت که چند نفر توی جزیره گم می‌شدند و بعد اتفاق‌هایی شبیه آن چیزهایی که در سریال «گم‌شده» دیدیم، در آن روی می‌داد.

البته قضیه لویی استیونسن کمی فرق دارد. این نویسنده هم اسمش کمی ناآشناست، اما رمان و فیلمش را احتمالا بارها خوانده یا دیده‌اید. البته نه به اندازه «سفرهای گالیور». ماجرای رمان «جزیره گنج» درباره یک دزد دریایی معروف است به نام جان سیلور، احتمالا با یکی از آن چشم‌بندهای معروف سیاه که به‌طور اریب روی چشم می‌بستند. تفاوت جان استیونس با جاناتان سونیت در آن است که ما هنوز دزد هوایی نداریم. البته شاید در آینده دزد هوایی هم داشته باشیم. در حال حاضر فقط آدم‌هایی هستند که هواپیماربایی می‌کنند و جالب آنجاست که هنوز «دزدهای دریایی» به طور فعال به کار خود ادامه می‌دهند و حتی ماهواره‌های جاسوسی هم کاری نمی‌توانند بکنند. مثلا چند دزد دریایی مشهور در سواحل سومالی به کار مشغولند که هر روز دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند.

حالا که بحث از رمان‌های تخیلی شد و این‌که می‌شود رمانی در مورد «دزدهای هوایی» نوشت، بد نیست اسمی هم از ژول ورن بیاوریم. او زمانی از سفر به اعماق دریا نوشت که هنوز کشتی‌ها روی آب هم مطمئن نبودند. ژول ورن که مثل خیلی از آدم‌ها دلش می‌خواست بداند در اعماق دریا چه خبر است، یک زیردریایی تخیلی طراحی کرد و آن را روانه زیر آب‌ها کرد. البته هنوز هم بشر نتوانسته به اعماق ۲۰ هزار فرسنگی زیر دریاها سفر کند، اما به هر حال آرزو و تخیل ژول‌ورن، راه اختراع زیردریایی را هموار کرد. برای انجام هر کاری، باید در ابتدا تصورش کرد. باید در ابتدا در تخیل آن را ساخت تا به واقعیت بپیوندد. البته این ماجرا فقط به ادبیات مربوط نمی‌شود. خیلی از جنایتکارهای معروف جهان هم، کارهای محیرالعقول خود را از همین تخیل شروع کرده‌اند.

در این بخش قرار است نهنگی کشته شود

روزگاری که هرمان ملویل، رمان «موبی دیک» را نوشت، نهنگ‌ها هنوز سلطان بی‌منازع دریاها بودند. او زندگی شخصیتی به نام ناخدا اهب را نوشت که در جنگ با یک نهنگ سرکش به نام «موبی دیک» یا نهنگ سفید با کلی دردسر مواجه شد. اگر فیلمی را که از روی این رمان ساخته شده ببینید، خواهید دید که این ناخدا برای شکست‌دادن نهنگ چه مرارتی کشید. او حق داشت. اگر سال‌ها بعد ما از موجودات ناشناخته فضایی نوشتیم و هنوز که هنوز است از این موجودات فضایی می‌ترسیم (چون آنها را نمی‌شناسیم)، دریا در روزگار هرمان ملویل چندان شناخته‌شده نبود. در نتیجه وقتی در رمان او، یک دریانورد بر یک حیوان بزرگ دریایی پیروز می‌شود، درست شبیه آن است که انسان بر کل طبیعت چیره شود.

موبی دیک یک استعاره بود؛ یک استعاره از انسانی که قرار بود همه دنیا را بشناسد؛ انسانی که فکر می‌کرد می‌تواند همه دنیا را در آزمایشگاه بازسازی کند و همه دنیا را در جدول ۲‍×۲ قرار دهد، اما کمی بعد، دیگر دریاها افسانه نبودند، هرچند که هنوز دریا ناشناخته‌های زیادی دارد. آدم‌ها دنبال چیزهای عجیب‌تری هستند. حتی دیگر «سفر به ماه» هم جواب نمی‌دهد.

آن سوی اقیانوس، یک یانکی قایق‌سوار

درست در همان روزهایی که هرمان ملویل، داستان حماسی «موبی دیک» را می‌نوشت، یک آمریکایی همه چیز را از دریچه خنده و شوخی می‌دید. مارک تواین که کارگر کشتی هم بود، رمانی به اسم «هاکلبری فین» نوشت که خنده را روی لب‌های بسیاری از مردم جهان جاری کرد. او حکایت پسربچه بازیگوشی را قلمی کرد که نمی‌توانست خودش را با قواعد متداول هماهنگ کند و مدام سر به بیابان می‌زد. مارک تواین قصه روزگار خودش را نوشت؛ قصه روزگاری که سیاه‌پوست‌ها، هنوز «کاکا سیاه» بودند و آنها را لینچ می‌کردند. آنها را قطعه قطعه می‌کردند و هنوز خبری از باراک اوباما نبود.

تواین از دنیایی صنعتی می‌نوشت که همه چیز در حال نابودی بود؛ اخلاق، قواعد اجتماعی و همه چیزهایی که بعدها دیگر کسی به شکستن آنها توجهی نداشت. قهرمان او یک جاشوی کشتی بود که در می‌سی‌سی‌پی می‌راند و ماجراهای جدید می‌دید، دنیای سیاه‌ها، دنیای سفیدها…

همین نکته در رمان‌های جوزف کنراد هم بود؛ نویسنده‌ای که اصل و نسب اشرافی لهستانی داشت، اما به انگلیسی می‌نوشت. او در همه قصه‌هایش، نگاهی به دریا و دریانوردی دارد. از رمان «دل تاریکی» گرفته تا «لردجیم». و جالب آن‌که در بیشتر این رمان‌ها، سفیدپوست‌ها «آدم بده» ماجرا هستند و سیاه‌پوست‌ها «آدم خوبه‌ها». کنراد هم مثل ملویل خیلی جدی به وقایع نگاه می‌کرد، اما آثارش درست به اندازه مارک تواین خواندنی هستند.

آقای نویسنده با یک قلاب ماهی‌گیری

همیشه پای یک ارنست همینگوی در میان است، حتی وقتی قرار است در مورد دریانوردها بنویسیم. اگر قرار باشد در مورد شکارچی‌ها، نویسنده‌های دائم‌السفر، مردهای چندزنه، نویسنده‌ای که به سمت خودش شلیک کرد، نویسنده‌ای که رمان دیگران را به اسم خودش چاپ کرد و خلاصه خیلی چیزهای دیگر بنویسیم، پای یک ارنست همینگوی در میان است و وقتی که اسم دریا می‌آید، یک‌راست باید به سراغ «پیرمرد و دریا» برویم که نجف دریابندری آن را ترجمه کرده است.

همینگوی وقتی سراغ این رمان رفت که به قول خیلی از منتقدها، قلمش خشکیده بود. او به خانه ساحلی‌اش رفت تا کمی به استراحت بپردازد. بعدازظهرها به ماهی‌گیری می‌رفت و همان جا بود که پیرمرد را دید. و جالب آن‌که اثرش بی‌شباهت به «موبی دیک» نیست؛ پیرمردی که همه فکر می‌کردند که دیگر نمی‌تواند ماهی‌گیری کند و شبی بزرگ‌ترین ماهی دریا را صید کرد. جدال پیرمرد ماهی‌گیر بی‌شباهت به نبرد ناخدا اهب با نهنگ نبود؛ هرچند که او تنها اسکلت را به ساحل رساند.

ایرانی‌ها و دریا

نجف دریابندری، مترجم و نویسنده‌ای است زاده یک شهر ساحلی. پدرش ناخدای یک کشتی بوده و رمان «پیرمرد و دریا» را ترجمه کرده. به همین دلیل ما با او از دریا حرف زدیم. دریابندری که در کتاب «آشپزی مستطاب» خیلی به غذاهای دریایی توجه دارد، عاشق دریاست، گرچه بیشتر عمرش را دور از دریا و در تهران بی‌آب و علف زندگی کرده است.

او از روزهای نوستالژیک جوانی یاد می‌کند که با صفدر تقی‌زاده و ناصر تقوایی در کنار رود کارون جمع می‌شدند. نویسندگان معروف به «مکتب جنوب» در کنار خلیج فارس و رود کارون شکل گرفتند. همان رودی که این روزها دیگر مثل گذشته پر آب نیست و وسطش «جنگل کارون» روییده است. صادق چوبک هم در کنار خلیج فارس رشد کرد.


عشقم دیگه منو نمی خواد

عشقم دیگه منو نمی خواد:”عشقم دیگه منو نمی خواد” .

جمله ای است که از زبان بسیاری از افراد و جوانان با حالتی غمگین شنیده می شود.

برای بسیاری از ما، این سوال است که:

  • آیا بهتر است عاشق شدن با طرف دیگر قبل از ازدواج یا پس از ازدواج باشد؟
  • برای درک بهتر این موضوع، در اینجا بمانید و مقاله را بخوانید.

عشقم دیگه منو نمی خواد1

عشقم دیگه منو نمی خواد

خانواده های هستند که همسرانشان را برای فرزندانشان انتخاب کرده اند.

و به تنها چیزی که در آنها فکر نمی کرده اند عشق فرزندشان بوده است.

آن ها اعتقاد داشتند که علاقه پس از ازدواج، اما امروز بسیاری از جوانان در عشق نمی افتند.

در مورد ازدواج فکر نمی کنند. راه مناسب برای زندگی بهتر چیست؟

زندگی عاشقانه ای شروع کنید یا زندگی ام را امیدوار باشید که عاشقانه باشد؟

آیا شما مجبور به ازدواج هستید؟ ابتدا تعریف کنید که “عشق” چیست؟

مردم از این واژه به روش های مختلف استفاده می کنند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

معنای واقعی عشق

  • گفته شده است که “عشق” به معنای “خواسته” است، اما در زبان عربی گفته می شود.
  • عشق علاقه شدید قلبی به یک شخص است، زیرا آن را مثل یک درخت رشد می دهد.
  • و به همین ترتیب فرد رشد می کند. عشق می تواند یک راه ساده، عشق.
  • یا نوعی مهربانی و اغراق آمیز را تعریف کند که نشانه ای از بی ثباتی در خلاقیت .
  • و اشکال شناخت و تفکر است. بنابراین، اگر ما از اولین معنی صحبت کنیم.
  • عشق برای ازدواج ضروری است، و اگر ما از معنای دوم صحبت کنیم.
  • عشق برای ازدواج مضر است: مطالعات غربی نشان داده است .
  • که زوج های متاهل یکی از تفاوت های اساسی آنها با افراد مجرد.
  • عشق کهنه تر و عشق متقابل دو طرف می دانند.

دلیل عاشق شدن 

عشق بزرگ لزوما همراه با سعادت و شادی بعد از ازدواج نیست، بلکه با پایداری این رابطه مرتبط است.

البته، بیشتر مردم می توانند عشق بیشتری را تجربه کنند و بیشتر خوشحال هستند.

بنابراین عاشق شدن و داشتن رابطه عاشقانه یک اثر شناخته شده و مشهور در ازدواج است.

  • عشق، ضمانت شادی است؟ رابرت استرنبرگ، روانشناس آمریکایی.

در یکی از نظریه معروف خود که مثل مثلث عشق شناخته می شود.

به سه فاکتور عشق  یعنی «صمیمیت»، «کشش جنسی» و «تعهد» می پردازد.

هر ترکیبی از این سه می تواند یک رابطه عاشقانه باشد.

به عنوان یک نوع اول ما ارتباطی پیدا می کنیم که تنها صمیمیت را داشته باشد .

و تعهد و کشش جنسی را ندشته باشد.

تعهد و کشش جنسی

  • تلاش های جنسی به تنهایی نوعی از عشق را ایجاد می کند .
  • که معادل “شیدایی و شیفتگی” است و تعهد فقط “عشق پوچ” است.
  • بنابراین برای ازدواج، که یک رابطه طولانی مدت است.
  • ما فقط نیاز به چیزی بیش از یک یا دو جزء در عشق داریم.
  • “عشق رمانتیک” از تعهد بی خبر است و ممکن است تعهدی در آن نباشد.
  • “عشق مهربان گونه” بخشی از شهوت نیست و بنابراین ممکن است.
  • با رضایت زیاد در ازدواج در آینده ارتباط نداشته باشد.
  • عشق معجزه آسا صمیمیت را از بین می برد و منجر به نامزدی می شود .
  • که در آن تصور می شود که تعهدی بر اساس رابطه جنسی نیاز ندارد.

عشق پرشور قبل از ازدواج

از سوی دیگر، عشق پرشور قبل از ازدواج ممکن است اختلالات روانی را نشان دهد.

  • مانند اختلالات خلقی، اختلال سازگاری برقراری رابطه جدید .
  • برای جبران زیان یا نارضایتی که ممکن است صمیمیت باشد.

به جای نشان دادن یک رابطه صادقانه و پیش بینی تعهد آینده .

برعکس، در طرف مقابل، اغراق آمیز است.

و اختلالات شخصیتی مانند اختلالات شخصیت مرزی، از جمله رفتارهای ناگهانی.

غیر منتظره، اما موقت و ناپایدار هستند.

  • عشق که منعکس کننده “ایده آل سازی” معشوق است.
  • که در آن عاشق به معشوق معنایی خدایی می دهد.
  • احتمالا به دنبال یک فرآیند مخرب “فرامرزی” است.

عشقم دیگه منو نمی خواد

روانشناسی عشق

معشوق عاشق شخص کامل و بی نقصی است و تصور می کند که او تنها کسی است.

که از بدبختی و نابودی زندگی او را رهانیده و به سمت شادی و رفاه سوق می دهد.

با اولین اشتباه از محبوب، این قدرت مقدس و بی گناه از او گرفته شده و اعتقاد بر این است که:

  • گرگ، که در لباس گوسفند ظاهر می شود، و تنها هدفش این است که به نفوذ و محبت عاشق دست یابد!
  • این به این معنی است که شما باید عشق بزرگ قبل از ازدواج را در نظر بگیرید.
  • من توصیه می کنم که در چنین مواردی با یک متخصص روانپزشک یا روانشناس مشورت کنید.
  • عشق تنها کافی نیست. عشق قبل از ازدواج به هیچ وجه سلامتی ازدواج
  • و خوشبختی در رابطه را تضمین نمی کند، اما در عین حال، اگر کم و افراطی نباشد.
  • می تواند منجر به احساس شادی و رضایت از ازدواج شود.

ازدواج و خوشبختی

  • از سوی دیگر، خطرناک بودن کسی است که شخص را دوست ندارد.
  • که با همسرش پس از ورود به زندگی عادی به عشق برسد.
  • کسی ممکن است به شریک زندگی خود بپردازد، اما او لزوما او را دوست ندارد.

از سوی دیگر، باید بدانیم که برای ازدواج موفق، عشق به اندازه کافی نیست .

و ویژگی های دیگری نیز وجود دارد مانند قبول کردن ویژگی های شخصیتی.

توانایی های فیزیکی، ذهنی، فکری، مالی و شغلی، سازگاری خانوادگی از لحاظ فرهنگی.

اموزشی، و طبقه اجتماعی و اقتصادی، نیازهای مشترک .

و اهداف که این موارد باید به خوبی در میان افراد تناسب داشته باشد.

تا در نهایت شاهد گفتن جمله” عشم دیگه منو نمی خواد” .

در هیچ فرد و جوانی نباشیم زیرا می تواند برای هر شخصی دردناک بوده  است.

و مشکلات زیادی را برای او ایجاد نماید.