بازگشت به موسیقی فولکلور و الهام گرفتن از آن که از میانههای قرن بیستم آغاز شد، هنوز یک موج فراگیر است. در گوشه و کنار آنقدر با تلفیقهای غربی و شرقی گوناگون روبهرو میشویم که دیگر گویی شنیدن هیچ نوای بکری از سرزمینی دور و دستنیافتنی، آنقدرها که باید سر ذوقمان نمیآورد. اما آن زمان که هنوز تبوتاب جستوجو در میان آثار شرقیها، برای موزیسینهای غربی تبدیل به امری رایج و همهگیر نشده بود، شبه قاره هند مردی را به دنیا معرفی کرد که نامش دیگر هرگز از دهان اهالی موسیقی نخواهد افتاد. مردی که بیشتر عمر خود را صرف این مقوله کرده و به خود میبالد و خوشحال است از اینکه توانسته است تا حد بسیار زیادی در این کار موفق باشد.
گرچه این روزها دیگر او را دمی و بازدمی نیست و از میان ما رفته. اما میراثی که او به جای گذاشت، چه در حفظ و گسترش موسیقی گسترده هند و چه در معرفی آن به خارج از مرزهای سرزمین افسانهها، ارثیهای نیست که شامل گذر زمان شود و روزی از یاد برود.
راوی شانکار که یازدهم دسامبر به دور از سرزمین مادریاش در کالیفرنیای ینگه دنیا، چشم از جهان فرو بست، یکی از مردان بزرگ قرن بود و موسیقیاش، نوایی که گویی از آباء انسان در تکه زمینی کهنسال سخن میگفت. هر چند موسیقی بر خلاف آدمی مانا است و بهتر است از فعل «میگوید» استفاده کنیم. چند کلامی درباره راوی شانکار بخوانید.
تولد یک نخبه
شانکار متولد ۱۹۲۰ بود. فرصتی که او در اختیار داشت، از همان ابتدا مسیری به زندگیاش بخشید که کمتر موسیقیدانی از اهالی موسیقی فولکلور، در هر جغرافیایی، شانس به چنگ آوردنش را دارد. مادر او گروه موسیقی کوچکی داشت و در همان سالهایی که شانکار نوجوانی را پشت سر میگذاشت، تورهای موسیقی هند در اروپا و ایالات متحده برگزار میکرد.
قبل از آنکه راوی به سن ۱۸ سالگی برسد، گروه مادرش را رها کرد تا موسیقی را به شکلی جدیتر دنبال کند. سیتار، این ساز اسطورهای، همانطور که بسیاری از نوازندگان هند و ممالک اطرافش را به خود میکشاند، شانکار جوان را هم به خود جذب کرد. چند سالی طول میکشید تا قهرمان چندوچون نوازندگی را بیاموزد و مسیری پیدا کند.
پس از این دوره کوتاه، او به سرعت به آهنگسازی روی آورد و راهی را رفت که در بین موسیقیدانان موسیقی فولک، چندان مطرح نیست. گویی حالوهوای عرفان شرق، بسیاری از نوازندگان در هر رشته سازی را، از خلق و ورود به دنیای حرفهای بر حذر میدارد. ساز، مونس دل است و برای اوقات فرو رفتن در بحر تنهایی. اما شانکار که آن سوی مرزها را تجربه کرده بود و جایگاه موسیقی در غرب را شناخته بود، وسوسهای دیگر در سر میپروراند. از همین جهت آهنگسازی را دنبال کرد و خیلی زود با بزرگان موسیقی هند نشست و برخاست کرد. ۲۶-۲۵ ساله بود که به همراه ساتیاجیت رای کارگردان شهره هند، در مجموعهای به آهنگسازی پرداخت و در یک ایستگاه رادیویی در دهلی، به فعالیت پرداخت.
عبدالله خان نقش بسزایی در آموزش او داشت. استاد بینظیر سیتار، شاگرد را چنان زیر بال و پر خود گرفت که نشانههای نبوغ از همان سالهای ابتدایی در او بروز کرد و وسوسه پرداختن به موسیقی، فارغ از محدودهها و فرهنگها، ذهن او را به کلی به خود مشغول کرد. خود عبدالله خان جزو آن دستهای بود که نواختن در خفا و تنهایی را به کناری نهاده بود و در نشر موسیقی هند به دیگر سرزمینها نقش فعالی بازی میکرد.
پرداختن به موسیقی آن هم به شکلی که به سمت حرفهای شدن میل میکند، در سالهای ابتدای جوانی، برای شانکار کار راحتی نبود. جنگ دوم جهانی در گرفته بود و گرچه هند در بطن غوغا حضور نداشت، اما نیروهای هندی به تبعیت یا اجبار نیرویهای متفقین، خواه ناخواه در جنگ درگیر بودند. اما ممارست و توانی که شانکار را رو به جلو هدایت میکرد، به همین آسانیها از حرکت باز نمیایستاد. او اولین اجرای زنده خود را در ۱۹۳۹ به روی صحنه برد و این آغاز مسیری بود که بلاانقطلاع تا ۲۰۱۲ کذایی که مرگ او را رقم زد، ادامه داشت.
در سال پایانی جنگ، شانکار به «مجمع تئاتر خلق هند» وارد شد و شیوه دیگری را هم آزمود. او در آن دوران به آهنگسازی برای باله پرداخت و بعدها خود شهادت داد که این تجربه، تاثیر فراوانی بر آهنگسازی او گذاشت و به او آموخت که چگونه از تصویر، برای ساخت موسیقی الهام بگیرد. درباره این دوره از زندگی او، میتوان این موضوع را هم متذکر شد که سیتار، تنها دلمشغولی او نبود و تبلا و سوربهار (سورباهار) و بسیاری دیگر از سازهای فولک هندی، به تجربههای این مرد کنجکاو وارد شدند. سوربهار چه به لحاظ فیزیکی و چه از منظر صدایی که تولید میکند، بسیار به سیتار نزدیک است. سازی که در عکس یک در دستان شانکار میبینید، سوربهار است.
ورود به دنیای شهرت
دوره دوم زندگی شانکار، مربوط میشود به آشنایی با موسیقیدانان جوراجور از نقاط دیگر دنیا. موسیقی هند از دیرباز در کانون توجه موسیقیدانان غربی بود و میشد دید که چگونه با ولع به سوی سرزمین ۷۲ ملت روانه میشوند تا در میراث موسیقایی آنان سرکی بکشند.
اواسط دهه ۵۰ میلادی، شانکار جوانترین مرد بزرگ موسیقی هند محسوب میشد و بارها آوازهاش در مجامع بینالمللی پیچیده بود. بنابراین طبیعی بود که مردان جوان اهل موسیقی اگر میخواستند همزبانی پیدا کنند و از دریای موسیقی هند، قدحی پر کنند، سراغ او را میگرفتند. شانکار در اولین گام به عنوان نماینده فرهنگی به روسیه شوروی فرستاده شد تا در آنجا کنسرت برگزار کند و پس از آن بود که قرار شد به دعوت بنیاد فورد در نیویورک، به ینگه دنیا برود و کنسرت برگزار کند. گرچه شانکار به دلایل شخصی و مواردی که بعدها اشارهای به آن نکرد، نتوانست سفر را سامان دهد و به جای خود، علی اکبر خان، دیگر استاد موسیقی هند را به جای خودش روانه آن سر دنیا کرد.
اما گویی همین اتفاق مشتاقان را تشنهتر از پیش کرد و سیل تقاضا بود که بر سر شانکر میریخت. او خیلی زود توانست در انگلستان، آلمان و آمریکا تور موسیقی برگزار کند و موسیقی کلاسیک هند را به دنیا بشناساند. بخت او خوانده بود و در جشنواره موسیقی یونسکو در سال ۱۹۵۸ هم، او بود که به نمایندگی از هند به پاریس فرستاده شد.
دیگر دور، دور شانکار بود و او به حق، به عنوان نماینده موسیقی هند شناخته میشد. در سفرهایش به اروپا و آمریکا، کمپانیهای ضبط و نشر موسیقی از جمله پاسفیک رکوردز، پیشنهادهای درخوری به او میدادند که بیاید و این میراث موسیقی هند را به بهترین شکل به ثبت برساند. در همین اثنا، آشنایی او با چهرههای جنجالی موسیقی، از سالهای دهه ۶۰ آغاز شد. یکی از اولین چهرههایی که به سمت او کشیده شد، جوانکی به نام جرج هریسون بود که بعدها سروکلهاش در گروه بیتلز پیدا شد.
همان مرد بیصدا و آرامی که در سایه سنگین لنون و بعد از او مککارتنی محو شده بود. هریسون بعد از آنکه یک بار در همان کمپانی پاسفیک رکوردز، سانکار را دید، قصد کرد سفری به هند تدارک ببیند. آن سفر را در ۱۹۶۶ رفت و برای شش هفته پای درس سیتار شانکار نشست. دنیای شانکار، دنیای رسانه و بوق و کرنا نبود. بنابراین تاثیر او بر موسیقی غرب، به شکل وارونه رخنمایی کرد. هریسون که در مقام شاگرد بود، گویی عامل شهره شدن شانکار شده بود که در آن دوران، مرد جاافتاده و دنیادیدهای بود که نهتنها نوازنده چیرهدستی بود، بلکه آهنگساز قدر و موسیقی پژوه خبرهای شده بود.
اما کار دنیا برعکس است دیگر. پیدا شدن او و هریسون روی یک استیج در جشنواره موسیقی مونتری در ۱۹۶۷ و برنده شدن او در مراسم بیسروته گرمی، باعث شد مخاطبان بیشتری پیدا کند. وود استاک ۶۹ هم صحنهای بود که شانکار در آن درخشید. اما مسلما نه هریسون و نه آنگونه از مخاطبان ارزش کار شانکار را در نیافتند، بلکه همکاری شانکار و فیلیپ گلس در آلبوم تاثیرگذار «پسیجز» بود که این مروارید هندی را درخشانتر از قبل کرد.
در ۱۹۷۴ عکسی به ثبت رسید که نگاه غربیها به شانکار را کاملا در خود نهفته دارد. در عکس بیلی پریسون حضور دارد و جرج هریسون و جرالد فورد رئیس جمهور وقت ایالات متحده و راوی شانکار. اما آن چه از شانکار پیداست، نیمچهرهای تیره و تار است. عکاس مطمئنا توجهی به شانکار نداشته و او را طوری از کادرش بیرون کرده که به سختی دیده میشود.
شانکار برای آن دوره از موسیقی پاپ آمریکا، چیزی جز یک ابزار اولدفشن و بکر برای دنیایی که رنگ میبازد و فرسودگیاش را از بدو تولد شاهد بوده، نبود. این گلس بود که میدانست جایگاه شانکار در موسیقی پاپ نیست. بلکه او میراث قرنها تمدن و نوزایی است و آنگاه درخشندهتر خواهد بود که به سان گنجینهای با او مواجه شویم.
شانکار واقعی
آلبوم «پسیجز» که در بالا هم از آن یاد کردیم، حاصل همکاری دو آهنگساز است؛ دو نابغه قرن. این شانکارِ نوازنده نیست که به دعوت کسی آمده باشد تا قطعهای را همراهی کند و سیتارنوازیاش دهان مخاطب را از تعجب باز کند. این شانکارِ آهنگساز است که حاصل تجربه را به دوش میکشد و به همکاری دعوت میشود تا مجموعهای را سامان دهد که میتوان از آن به عنوان یکی از پرافتخارترین آلبومهای تولیدشده در حیطه «موسیقی جدی» نام برد. البته که باید زمانه را هم در نظر قرار دهیم. این آلبوم در ۱۹۹۰ روانه بازار شد.
زمانی که شانکار دیگر در اوج پختگی به سر میبرد و نه دیگر شهوت برایش جایگاهی داشت و نه اجراهای زنده پرهیاهو. ترکیب کمنظیر تمهای تکرارشونده در موسیقی مینیمال خاص فیلیپ گلس و شور فرازوفرودهای موسیقی ملودیک شانکار، ترکیبی رویایی بر جای گذاشته که آنقدر فراتر از مرزها حرکت میکند که دیگر نمیتوان آن را خاص جغرافیایی مشخص قلمداد کرد. این موسیقی، همان زبان مبهم اما قابل فهم برای همه نوع بشر است.
شانکار و گلس در این آلبوم نه توجهی به فولکلورها دارند و نه به ابداعات منسوب به موسیقی مدرن. آنها نوایی خلق کردهاند که بدون در نظر داشتن هر چهارچوبی، قابل فهم است و لذت و زیبایی میآفریند.
اهمیت کار شانکار در آن است که نه به عنوان یک تکنواز عزلتنشین شرقی وارد میدان موسیقی شد و نه به عنوان یک دانای کل در حیطه خود که حاضر به اعمال هیچ گونه تغییری در موسیقی کلاسیک دیارش نباشد. او آزادانه هم موجب نشر موسیقی هند شد و هم تغییرات و ابداعات جدید در آن را به رسمیت شناخت. پویایی موسیقی هند که به شکل عمده در قرن بیستم شاهد آن بودیم، مدیون امثال شانکار است.
جالب این که او موفق شد و توانست جویباری از موسیقی را به دریای بیپایان آن متصل کند و این اتفاقی است که میبایست آن را محترم و ارزشمند شمریم. چه بسیار رگههای بکر و ناب موسیقی در سراسر دنیا که به علت بیتوجهی موسیقیدانان فولکلور و روحیه زاهدمسلکشان، به نابودی محض کشیده شد و هرگز به گوش جهانیان نرسید. این تمدن بشری است که در نتیجه چنان خودخواهی بزرگی، رو به زوال و نابودی میرود و از آن گذشته، کار پژوهشی برای پژوهشگران را به دشوارترین شکل ممکن درآورد.
شانکار نقش خود را به خوبی بازی کرد و در نهایت زمان حیاتش به پایان رسید. گرچه این گفتار در برابر کار بزرگی که او به انجام رسانید، ناچیز است، اما میتوان از همین طریق یادش را گرامی داریم و بذر توجه به آثارش را در دل موسیقی دوستان بکاریم، دوستانی که علاقه زیادی نسبت به او نشان میدهند؛ کسانی که میل و اشتیاق زیادی نسبت به این شخص از خود نشان میدهند.
شوهرم گرم مزاجه:بسیاری از افراد از اینکه شوهرشان گرم مزاج است اظهار کلافگی می کنند.
و می گویند شوهرم گرم مزاجه و نیازهای جنسی زیادی داره.
در این مقاله سعی می کنیم ویژگی گرم مزاج ها و نیز دلایل آن را مورد برررسی قرار دهیم .
غذا می تواند انرژی بدن و ذهن را تحت تأثیر قرار دهد.
اگر غذا سالم و سازگار با خلق و خوی شما باشد.
تمام سلولهای بدن را می توان تغذیه کرد و به بدن انرژی داده می شود.
به همین دلیل، طبقات، طبق گرم مزاجی و سرد مزاجی، غذاها را به گروه های گرم، سرد و معتدل تقسیم می کنند.
یک پزشک و عضو انجمن تحقیقات پزشکی سنتی ایران و عضو دانشکده دانشگاه علوم پزشکی تهران.
در گفتگو با ما گفت:
و غذاهایی که درجه حرارت بدن را پایین می آورند و موجب سردی، آرامش، خواب آلودگی سنگین.
بی حالی شوند و غذاهای معتدل مانند دمای مشابه با دمای بدن، خنثی هستند.
و تغییرات در گرما و سرمای مزاج در افراد بسیار متفاوت نیست.
مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.
فردی گرم و مبتلا به این علائم به علت عادت خوردن غذای که طبیعت گرم دارد این موارد را تجربه کرده یا نکند.
اما اگر غذاهای سردی مثل خیار، برنج و غیره بخورید، و کمتر احتمال دارد گرم مزاج شوید.
و شما نیاز به استراحت و خواب دارید، و شما می دانید.
علاوه بر این، مصرف غذاهای سرد مزاج شما را متعادل تر می کند.
احتمال دارد که خلق و خوی جنسی و فیزیکی شما سرد باشد.
و در این مورد استثنائات وجود دارد.

افرادی که اضافه وزن دارند برای افزایش عملکرد جنسی نیاز به غذاهای گرم تردارند.
طب سنتی ایران می گوید گرچه ممکن است گرما و خشکی در برخی موارد رخ دهد.
اما معمولا غذاهای گرم و خشک، یک محرک است که سبب ایجاد انرژی فیزیکی و جنسی می شود.
مواد ترش مانند ترنج، آب لیمو، سرکه و دارچین میزان خشکی و سردی بدن را افزایش می دهند.
و اسیدی بیشتر آن را بر سیستم تنفسی، تولید مثل و نوروپاتیک تاثیر منفی می گذارد .
و این سبب کاهش انرژی جنسی می شود.
مواد شیرین گرم و تازه هستند و انرژی زیادی دارند و پس از گوشت و نان توصیه می شود.
همان فرد با همان شدت علائم را می توان با مراجعه به متخصصان پزشکی سنتی درمان نموده و متعادل نمود.
به طور کلی غذاهای سرد و تر سبب کاهش نیازهای جنسی فرد می شوند.
و برای افرادی که از گرم مزاج بودن شوهرشان ناراضی هستند و می خواهند.
نیازهای جنسی او را کم کنند پیشنهاد می شود که مواد غذایی مثل هندوانه.
خیار، آب سرد، و مواد ترش مزه را در دستور کار قرار داده و مصرف کنند.
اگر فردی را می شناسید که از گرم مزاج بودن همسر خود گلایه دارد و می گوید.
دوست داشتم شوهرم نیاز جنسی کمتری داشته باشد و من در این حالت خیلی اذیت می شوم .
بهتر است او را به خواندن این مقاله دعوت کنید و مواد غذایی که باید به خوبی برای درمان او مصرف شود.
را به او معرفی نمایید، زیرا به طور کلی ثابت شده است که مواد غذایی در کنار موارد دیگر ی مثل:
مشکل های جنسی میتواند به صورت شکل های متعددی اتفاق بیفتد .
و مشاوره هایی که در این حوزه رفتار شناسی جنسی انجام می دهند.
دارای جنبه اطلاعاتی می باشند و در واقع مسئله های جنسی قلمروی می باشد.
که تفکرات اشتباه و کارهای غلط و اشتباه فراوانی در آن موجود می باشد.
و از این رو هنگامی که این سوال به ذهن شما می آید.
که آیا من در زندگی زناشویی خود و همینطور در ارتباط جنسی خود به طور طبیعی عمل میکنم.
یا خیر حتما به یک روانشناس جنسی مراجعه کنید.
و شما را از این نگرانی در خواهد آورد و متوجه این موضوع خواهد شد .
که آیا به طور حقیقی شما مشکلی برای برطرف شدن دارید یا خیر.

مشاوره های رفتار شناسی جنسی در رابطه با مشکل های حاد و همینطور دارای ریشه انجام میشود.
به طور مثال نبود تمایل داشتن جنسی در مردان و همینطور زنان، مشکل داشتن در نعوظ و یا انزال زودرس.
یا همینطور دیررس، خشک بودن مزمن واژن و نرسیدن به ارگاسم یا اوج رسیدن جنسی و غیره همگی.
از جمله مسئله هایی میباشند که با مشاوره علتش روشن خواهد شد.
به صورتی که او به کمک پزشک متخصص شیوه هایی را برای برطرف کردن این مشکل پیدا می کند.
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
بیشتر مشکل های جنسی ریشه در تنش ها و همینطور اتفاق هایی دارد .
که در زمان گذشته بین زوج ها اتفاق افتاده است .
که رفتارشناسان جنسی بر روی ارتباط بین زوج ها به کار کردن میپردازند .
و برخی از آنها حتی در حوزه روان درمانی زوج متخصص می باشند.
دارا بودن سابقه تجاوز جنسی در کودکی یا همینطور در بزرگسالی .
و خشونت جنسی در دوران کودکی تمام اینها اتفاق هایی می باشند.
که منجر به ضربه های روحی دشواری خواهد شد .
و می تواند پیامدهای جنسی وخیمی را به همراه داشته باشد.
که رفتار شناسان جنسی به شخصی که از این گونه ماجرا های دشوار در حال رنج می باشند .
یاری می دهد تا ضربه های روحی خود را بهتر کنند.
ولی هنگامی که مشکل به صورت دائمی باشد و هفته ها و همینطور ماه ها طول بکشد.
به صورتی که شما نمی توانید به تنهایی و یا حتی با کمک همسرتان به آن پایان بدهید.
رجوع کردن به یک مشاوره جنسی امکان برطرف شدن حل مشکل .
و در آخر پیشگیری کردن مزمن شدن آن برای شما فراهم خواهد شد.
در هر سنی از ۱۷ سالگی به این متخصصان میتوان رجوع کرد ولی الزاماً احتیاجی نمی باشد.
که به دلیل حل مشکل جزئی جنسی به نزد آنها رجوع کنید که با پزشک عمومی.
و همینطور پزشک متخصص زنان هم می توانید این مشکلات را برطرف کنید .
و تمام این اشخاص اطلاعات ضروری و کافی برای معالجه مسئله های جنسی را برای شما ارائه خواهند داد .
و حتی اگر مشکل شما در رابطه با حوزه کاری آنها نباشد به شما یک مشاوره جنسی معرفی خواهند کرد.

تحقیقات نشان گر این می باشد که زن و شوهرهایی که در ارتباط جنسی خود به صورت صحیح عمل می کنند.
ارتباط بهتری را در زندگی زناشویی و مشترک خود دارا نمی باشد این زوج ها دارای تجربه ها .
و همینطور آموزش های ضروری برای ارتباط جنسی خود میباشند .
که بعضی از اشخاص تمایل به خیانت داشته اند و ریشه آن نبود آگاه بودن همسر به شیوه های جنسی می باشد .
که بر اساس تحقیقات صورت گرفته نبود اطلاع زنان و شوهران یکی از علتهای جدایی زوجین می باشد.
ام خسته نباشید. خواهش میکنم منو راهنمایی کنید. من نزدیک یک سالو نیم پیش با پسری به قصد ازدواج آشنا شدم ما همه مشکلاتمون رو با هم حل کردیم. مادرم از رابطه ما با خبره. و چند وقتیه پی گیر شده چرا ایشون رسماً خاستگاری نمیاد. ایشون حرف از ازدواج هم میزنه. تو حرفاش میگه مثلا هر وقت ازدواج کردیم این کارو کنیم. ولی رسمی جلو نمیاد. میگه کارام و اهداف مالیم خوب پیش بره بعد بیام خاستگاریت. ولی مادر من میگه خب ایشون بیاد جلو فوقش نامزد کنید. من خودم ته دلم خالی شده. نمیدونم این مسئله رو چه جوری با این آقا در میون بذارم که ایشون فکر نکنه من دارم بامبول در میارم
روان درمانی بدن و ذهن (BMP) یک رهیافت درمانی شناختی – بدنی می باشد .
و شامل عناصر فیزیولوژی، پیشرفت حرکتی اولیه و تمرکز بدن و ذهن می باشد.
و به یک رهیافت درمانی دارای برند تجاری تبدیل شده است. BMP با استفاده از مواردی از قبیل:
روش روان درمانی بدن – ذهن توسط سوزان آپوشیان[۱] و مابین دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ معرفی شد.
در طول دهه ۱۹۷۰، آپوشیان یوگا، مدیتیشن و رقص را مورد مطالعه قرار داد.
وی همچنین رساله های فارغ التحصیلی خود را با موضوعات روان شناسی، بیو مکانیک.
و رقص درمانی را به ترتیب در دانشگاه ویرجینیا، دانشگاه بوستون و دانشگاه نیویورک ارائه داد.
ولی آموزش تمرکز بر بدن – مغز باعث شد که دانش وی نسبت به شناخت کاربرد بالینی.
مربوط به روش روان درمانی بدن – ذهن بیشتر شود.
مطالب و مقالات سایت ” مرکز مشاوره ” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناس تهیه و پشتیبانی شده است.
بر اساس وب سایت رسمی این روش درمانی، تمرکز بر بدن و مغز یک مطالعه تجربی بوده .
و بر اساس تجسم و کاربرد اصول آناتومی و کالبد شکافی، روانشناسی، سایکو فیزیکال.
(وابسته به علم روابط ما بین تن و روان) و توسعه ای می باشد.
در این روش از حرکت، تماس، صدا و ذهن استفاده می شود.
آپوشیان بعد از کامل کردن آموزش خود در زمینه تمرکز بر بدن – ذهن .
و به همراه موسس این روش، بونی بایندبرج کوهن[۲] در سال ۱۹۸۲٫
روش روان درمانی بدن – ذهن بر مبنای این ایده است که افراد تمایل دارند تا از تجارب بدنی خود دور شوند.
به دلیل اینکه وجود و شخصیت انسانی قادر به تفکر، ایجاد و اعمال کنترل بر محیط پیرامون خودش است.
آنها بر ذهن خود متمرکز می شوند و نسبت به بدنشان بی توجهی می کنند.
پیدا کردن درمانگری که قادر به استفاده از BMP باشد می تواند به فرد کمک کند .
تا ذهن و بدن خود را آزاد بگذارد و به آنها اجازه دهد تا تجربه کنند و هماهنگ باشند.
برای کمک به افراد به منظور دسترسی به چنین یکپارچگی و هماهنگی مابین بدن و ذهن.
BMP چند عامل، اصول و تکنیک های کلیدی را به کار می گیرد.
این موارد عبارتند از:
توسعه موارد مرزی:
تجسم:
آسیب های قبلی، الگوهای منفی و دیگر مشکلات روان شناختی را که به آنها ضربه می زند را از بین ببرند.
پیشرفت و توسعه:
آناتومی تجربی:
برنامه ریزی فعال:
چرخه بر هم کنش:
در دوره های روان درمانی بدن و ذهن چه اتفاقاتی صورت می گیرد؟
بر اساس عقاید موسس آن ، سوزان آپوشیان، “هر یک از دوره های BMP متفاوت از سایر دوره ها می باشد.
یک دوره BMP با پیدا کردن هدف فرد از مراجعه به درمان شروع می شود.
این مرحله برای افراد مختلف دارای تنوع زیاد می باشد.
برخی از افراد قادر به تفکر و بحث در مورد راهی هستند که مربوط به مرحله توسعه بعدی می باشد.
برخی دیگر از افراد بیشتر تنفس می کنند و از بینش بدنی برای پیدا کردن مرحله توسعه بعدی استفاده می کنند.
و در نهایت، برخی از افراد از حرکت و صدا استفاه می کنند”.
معمولا چه نوع شرایط و مشکلاتی با استفاده از روان درمانی بدن و مغز درمان می شود؟
بر اساس وب سایت رسمی روان درمانی بدن و مغز، متخصصان به این نتیجه رسیدند که BMP در درمان مشکلات زیر کاربرد دارد:

متخصصان دارای تاییدیه BMP می توانند درجات آموزش مختلف را پشت سر گذاشته باشند .
که از سطح کارگاهی تا سطح گواهی نامه کامل متغیر می باشد.
دوره های آموزشی BMP به متخصصان رشته های مختلف از قبیل :
درمانگرها، پرستاران، روان شناسان، روان کاوان، روان پزشکان و دیگر رشته ها ارائه می گردد.
دوره های آموزشی این روش درمانی شامل سه سطح عمومی می باشند: