مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

نامزد

سلام. من با یه دختری از فامیلمون حدود ۴سال نامزد هستیم. رابطمون خوب بود و به هم علاقه داشتیم و همش با هم در ارتباط بودیم (اکثرا چت و گاهی هم تماس تلفتی و هر ماه هم دو یا سه بار میرفتم منزلشون) من دوسش دارم و اونم میگفت که رضایت داره . ولی الان تقریبا ۲ ماهه که سرد شده و میگه حسی بهت ندارم و باید جدا شیم. خانوادش با توجه به شناختی که از من دارن از من راضی ان . خودش میگه من تو رو از هر لحاظ تایید میکنم، پای نفر سومی هم وسط نیست، دلیلی هم ارائه نمیده و فقط تنها ایرادی که به من گرفته اینه که تو یکم تو ابراز علاقه کم کاری کردی ، در صورتی که اون هیچ کاری در ابراز علاقه به من انجام نداده!! آخه باید انتقال احساسات دوطرفه باشه یا نه!؟ مگه میشه من ابراز احساسات کنم و طرف مقابل انتظار داشته باشه بدون ابراز علاقه احساسی توش شکل بگیره!!؟ خودم فکر میکنم نامزدم توی برداشتش از رابطه و ابراز احساسات دچار اشتباه شده و متوجه نیست که ابراز احساسات باید دوطرفه باشه!! یعنی شما وقتی راه دریافت احساسات رو بستی و احساساتت رو نمیخوای بروز بدی ، این یعنی اینکه نمیخوای احساس داشته باشی نه اینکه احساس نداری !! وگرنه احساس به جنس مخالف در همه هست!! به نظرتون من باید چکار کنم؟ من واقعا دوسش دارم و نمیتونم جدا شم

رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی ، یک رهیافت درمانی می باشد که هدف آن آموزش مهارت های حل اختلاف به افراد است.

این روش برای کمک به زوجین طراحی شده بود، ولی می توان در هر موقعیتی، خانواده و یا ما بین دوستان و همسران، یا در محیط کاری و هر محیطی دیگری که باشد، برای شناسایی اختلاف از این روش استفاده کرد.

افرادی که به درمان مراجعه می کنند، می توانند در پیدا کردن راه حل هایی برای موقعیت های چالشی خاص، بررسی علائم سلامت ذهنی مرتبط و ایجاد یک مجموعه مهارتی که می تواند برای مقابله با اختلاف های آینده استفاده شود، از روش درمان حل اختلاف استفاده کنند.

  • توسعه روش درمانی حل اختلاف
  • نظریه و تکنیک روش درمانی حل اختلاف
  • آموزش روش درمانی حل اختلاف
  • آموزش روش درمانی حل اختلاف
  • محدودیت ها و نگرانی ها

این رهیافت درمانی که ترکیبی از آموزش های روان درمانی تدریس شده و تجارب بدست آمده در کلاس های مدیتیشن روان شناسی به اسم سوزان هیتلر می باشد، برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط یکی از کتاب های چاپ شده سوزان به اسم، از ناسازگاری تا سازش: مهارت ها و استراتژی هایی برای درمان افراد، زوج ها و خانواده ها معرفی شد.

بر اساس عقیده سوزان، در محیط کار توانایی افراد برای ایجاد یک ارتباط مشارکتی بیشتر از محیط خانواده و روابط شخصی است و به همین دلیل این افراد دارای مهارت حل اختلاف می باشند.

این نوع خاص از درمان، بر اساس این عقیده وی شکل گرفت که وقتی که افراد دارای اختلاف، به صورت صحیح به صحبت های یکدیگر گوش کنند و با هم همکاری داشته باشند، این توانایی را پیدا می کنند تا با استفاده از مهارت های حل اختلاف، تضاد موجود را به شیوه ی مشارکتی حل کنند.

هدف از روش درمانی حل اختلاف، ایجاد حس دستیابی به سناریوی “برد – برد” در افراد دارای اختلاف می باشد.

همچنین این رهیافت درمانی به عنوان یک روش درمانی موثر برای زوجین و منبع مهم برای میانجی ها و وکلای طرفین می باشد تا با استفاده از آن، زوجین به یک تفاهم دست یابند.

هیتلر در کار تخصصی خود، روش درمانی حل اختلاف، چندین کتاب در این موضوع چاپ کرد و در کنفرانس های زیادی مطالبی را ارائه کرد و همچنین در سرتاسر کشور ایالات متحده کارگاه هایی را برگزار کرد.

همچنین تعداد زیادی از موضوعات آموزشی هیتلر، در سرتاسر جهان و در برنامه های درسی دوره های عالی مورد استفاده قرار می گیرد.

رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

نظریه و تکنیک روش درمانی حل اختلاف

مبنای این مدل درمانی این ایده است که تضاد می تواند منجر به ایجاد یک احساس منفی شود که خارج از سیستم واکنش طبیعی افراد می باشد.

در زمانی که اختلاف به صورت مناسبی حل نشود، ممکن است برای مدتی در فرد یک وضعیت عاطفی منفی ایجاد شود.

همچنین این امر  می تواند منجر به وضعیتی شود که فرد با پیامدهای جدی و پایدار روبرو شود.

با این وجود، راهنمایی کردن افراد با استفاده از مهارت های مناسب می تواند به افراد کمک کند تا این چالش ها را شناسایی کنند و در نتیجه حل اختلاف، به یک بهزیستی بهتری دست یابند.

مبارزه برای حل اختلاف

شخص تلاش دارد تا بر روی خودش و یا وضعیتی که دارد، تسلط داشته باشد. این انحراف می تواند منجر به مشکلات عصبی، پارانویا (جنون ایجاد سوء ظن شدید و هذیان گویی)، و عملکرد های حدی شود.

درگیری به منظور حل اختلاف

فرد تلاش دارد تا از موقعیت اجتناب کند، به آن موقعیت توجه نکند و یا اینکه از موقعیت فرار کند. این انحراف می تواند منجر به مشکلات اضطرابی و نگرانی در فرد شود که شامل رفتار وسواس فکری در فرد می باشد.

عدم تحرک به عنوان رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

فرد قادر به واکنش و یا تصمیم گیری نیست. این انحراف می تواند منجر به مشکلات اضطرابی از قبیل وحشت زدگی و یا گوشه گیری شود.

مطیع و تسلیم بودن برای حل اختلاف

شخص همه شرایط را به راحتی می پذیرد و هیچ نوع واکنشی نشان نمی دهد.

این انحراف می تواند منجر به افسردگی فرد شود.

در آموزش مهارت های حل اختلاف، سعی می شود تا به افراد کمک شود که بدون هیچ گونه انحراف عاطفی، در مورد اختلاف موجود بیشتر فکر کنند و آن را حل کنند.

در این روش از تجسم و ارتباط، به عنوان ابزارهای اولیه توضیح و حل مشکل استفاده می شود.

به شرکت کنندگان  در این دوره ها مهارت هایی آموزش داده می شود که به آنها اجازه می دهد تا در هنگام مواجهه با مشکلات، با یکدیگر متحد شوند.

آنها تشویق می شوند تا به جای اینکه به صورت انفرادی با مشکلات مقابله کنند، با یکدیگر همکاری داشته باشند و به صورت مشترک مشکل موجود را حل کنند.

اگر زوجین این کار را انجام ندهند، مشکل موجود می تواند به اضطراب، افسردگی و یا تحقیر شدن افراد منجر شود.

در حین بررسی این احساسات، درمانگر به افراد شرکت کننده در درمان کمک کند تا سناریوهای برد – برد را پیدا کنند.

الگوهای رفتاری جدیدی را شناسایی کنند که می تواند برای اجتناب از بحث و جدل ها منفی و واکنش های نامناسب در آینده، مفید باشد.

رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی والس بر

در حین فرآیند درمانی، این رهیافت از مراحل مبنایی زیر (که هیتلر اسم آن را “والس برد – برد یا موزیک برد – برد” گذاشته است) استفاده می کند:

  • بیان کردن وضعیت های اولیه
  • بررسی نگرانی های موجود (با تمرکز بر نگرانی اصلی)
  • ایجاد یک برنامه بر اساس موافقت دو جانبه و برای تامین نیاز های طرفین

هدف روش درمانی حل اختلاف دستیابی به یک ترکیب متوازن از درمان و آموزش مهارت ها می باشد.

همچنین درمانگران دارای آموزش مناسب، قادر خواهند بود تا فعالیت های ایجاد مهارت و اقدامات درمانی را به صورت یکجا برای افراد تحت آموزش بکار ببرند.

رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

برای مثال،

در صورتی که یک مشکل خانوادگی در طول دوره درمان ایجاد شوند، درمانگر برای بررسی عمیق این مشکل خانوادگی می تواند مهارت ممانعت و توقف را بکار گیرد.

هدف روش درمانی حل اختلاف دستیابی به یک ترکیب متوازن از درمان و آموزش مهارت ها می باشد. همچنین “مشاوره خانواده” دارای آموزش مناسب، قادر خواهند بود تا فعالیت های ایجاد مهارت و اقدامات درمانی را به صورت یکجا، برای افراد تحت آموزش بکار ببرند

یک رویکرد جامع رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

درمانگران روش درمانی حل اختلاف چندین نقش را در طول دوره درمان انجام می دهند و برای افراد درمانجو یک رهیافت مناسب و جامع ارائه می دهند.

نقش درمانگران به صورت افراد میانجی می باشد، افراد دارای اختلاف را راهنمایی می کند و به آنها کمک می کند تا مهارت های خود را به طور مناسب به کار بگیرند و به یک راه حل برد –  برد دست یابند.

آنها از طریق آموزش این مهارت ها و بکارگیری آن در طول دوره ها به افراد کمک می کنند.

همچنین آنها با استفاده از مهارت های مربوط به روش های درمانی مرسوم، برای بهبود روابط و شناخت وضعیت گذشته و فعلی تضادهای مربوط به روابط و سایر تضاد ها، نقش درمان کننده را ایفا می کنند.

یک رویکرد جامع رهیافت درمانی حل اختلاف زناشویی

روش درمان حل اختلاف به چه نحوی می تواند مفید باشد؟

روش درمانی حل اختلاف بر مبنای این قضیه می باشد که تضاد ها در قسمت اصلی ناراحتی عاطفی قرار می گیرند، ایجاد شده است.

این اختلاف که می تواند بر اساس موقعیت خاص، به صورت درونی، بین فردی و یا خارجی باشد.

می تواند در نتیجه یک یا چند نگرانی و مشکل اصلی ایجاد شود (بروز دوباره مشکلات منجر به ناراحتی عاطفی و تضاد می شود).

روش درمانی حل اختلاف، رهیافت حل مشکل خود را بر روی انواع تضاد ها اعمال می کند تا تنش را کاهش دهد و بهزیستی را در افراد افزایش دهد و همچنین به یک راه حل بهینه دست یابد.

علاوه بر آن اثبات شده است که استفاده از این روش درمانی منجر به کاهش مشکلات سلامتی در رابطه با عصبانیت، افسردگی و اضطراب می شود.

اغلب افراد استفاده کننده از این روش درمانی قادر به توسعه مهارت های لازم برای شناخت کافی رویدادهای آینده هستند.

در صورتی که این افراد چنین توانایی نداشته باشد، منجر به ایجاد اختلاف مابین همسران دارای روابط عاطفی، اعضای خانواده و یا همکاران می شود.

به دلیل اینکه اصول مربوط به این رهیافت شامل مواردی از قبیل مشکلات مالی و یا شرایط سلامتی خاص می باشد، این روش درمانی می تواند برای طیف وسیعی از افراد که دارای وضعیت های مختلفی هستند، بکار گرفته شود.

در طول درمان، درمانگر حل اختلاف معمولا بر روی مشکلات اصلی توجه می کند و افراد درمانجو را تشویق می کند که این مشکلات را کشف کنند.

همچنین درمانگر می تواند الگوهای تعاملی، جلوگیری از ارتباط منفی و مدل مهارت های مکالمه مفید را ارزیابی می کند.

در طول مدت درمان، افراد می توانند نحوه اجتناب از اختلالات عاطفی، نحوه ایجاد رابطه مناسب و نحوه مدیریت مقررات عاطفی را یاد بگیرند.

این مهارت ها علاوه بر کمک به شناسایی حوزه های تضاد موجود، می تواند از بروز تضاد ها در آینده جلوگیری کند.

سایت” مشاوره خانواده” همواره در کنار شماست.

آموزش برای روش درمانی حل اختلاف زناشویی

در رابطه با روش درمانی حل اختلاف هیچ گونه گواهی نامه رسمی وجود ندارد، ولی درمانگر ها و سایر افراد علاقه مند به یادگیری مهارت های درمانی حل اختلاف می توانند از موارد آموزشی که دکتر هیتلر برای آموزش این رهیافت به کار گرفته است، استفاده کنند.

این  موارد شامل کتاب های وی، دوره های آموزشی وی که بر روی نوار ضبط شده است.

ویدئو درمانگر ارشد زوج عصبانی: درمان با تمرکز بر تضاد، و تعدادی از موارد خود کمکی که وی برای زوج ها و افراد تهیه کرده است، می باشد.

همچنین ویدئوی درمانگر ارشد، در برنامه های مشاوره خانواده  زوج ها در سطح فارغ التحصیلی و در سرتاسر ایالات متحده مورد استفاده قرار می گیرد.

آموزش برای روش درمانی حل اختلاف زناشویی

محدودیت ها و نگرانی ها

روش درمانی حل تضاد یک روش تقریبا جدیدی می باشد، بنابراین هیچ نوع تاریخچه ای در مورد استفاده از آن وجود ندارد.

نتایج استفاده از این روش درمانی، در درمان زوج ها مثبت بوده است و هر چند که مشاهدات صورت گرفته از این روش حمایت می کنند.

ولی در حال حاضر تحقیقات علمی که نشانگر کارایی این روش درمانی باشند، بسیار محدود است.

نبود دوره برنامه آموزشی و گواهی نامه ای رسمی باعث شده است که احتمال عملکرد نادرست پزشکان و درمانجویان استفاده کننده از این روش، وجود داشته باشد.

هر چند که احتمال عدم تاثیر گذاری این روش درمانی بر روی اختلاف موجود پایین است، ولی استفاده از آن باعث ایجاد تغییر در روابط می شود.

توسعه اطلاعات ، تحقیقات و آموزش در دسترس می تواند برای افرادی که علاقه مند به شناخت روش درمانی حل اختلاف هستند، مفید باشد و منجر به توسعه کاربرد این روش درمانی شود.

من دوست دارم بمیرم

من دوست دارم بمیرم:افسردگی یک بیماری روانی به حساب می‌آید که موجب احساس غم .

و همینطور ناراحتی به صورت مداوم و از دست رفتن علاقه خواهد شد و بیشتر اشخاص برخی اوقات.

احساس ناراحتی و همینطور افسردگی و غم خواهند داشت که احساس افسرده و غمگین بودن .

یک نوع واکنش معمولی بدن به مشکل های زندگی و از دست دادن چیزها و افرادی که به آنها علاقه مند می باشیم می باشد.

ولی هنگامی که این احساس ناراحتی ، ناامیدی و بی ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته به طول کشیدن برسد.

شما مبتلا به بیماری افسردگی می باشید که آمارها در ایران حاکی از شایع شدن روزافزون افسردگی در کشور می باشد.

که بیشتر ۱۲ درصد از مردم ایران افسرده می باشند.

من دوست دارم بمیرم

 نشانه های افسردگی

احساس درد و همینطور افسردگی به یکدیگر مربوط می باشند و زندگی با داشتن درد مکرر می تواند خطر افسردگی را بیشتر کند.

و افسردگی به خودی خود امکان دارد حس درد را ایجاد کند به دلیل اینکه هر دو این موقعیت در ناقلین شیمیایی در مغز دارای تأثیر می باشد .

و احتمال پیشرفت کردن درد ها به طور مداوم در اشخاص افسرده ۳ برابر در حال افزایش می باشد.

بیشتر اشخاص افسردگی را نوعی بیماری روحی می‌دانند ولی این اختلال جسمی مثل ذهن و روان ما می‌تواند درگیر باشد .

و نشانه هایی را از خود آشکار کند که معمولا برای شخص بسیار آزاردهنده به حساب می آید.

مطالب و مقالات سایت “مشاوره ازدواج” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

 افسردگی و اختلال در خواب

  •  معمولاً در اشخاص مبتلا به افسردگی به دشواری به خواب خواهند رفت.
  • یا خواب ماندن گزارش خواهد شد.
  • اما برای بعضی دیگر پرخوابی آزاردهنده می باشد.

درد قفسه سینه می تواند نشانه ای از مشکل های قلبی و همینطور ریوی و گوارشی و غیره باشد .

و الزامی می باشد که با پزشک معالج خود درباره دلیل احتمالی این گونه دردها به مشورت کردن بپردازید.

اما در صورتی که دلیل شایع و خطرناک این نوع درد در شخص ارزیابی شود و دلیل جسمانی برای آن یافت نشود .

می توان به این نتیجه رسید که این گونه دردها می‌تواند دارای ریشه عصبی و مخصوصا افسردگی دارا باشد.

خسته بودن و بی حال شدن مفرط

  •  اگر با وجود داشتن استراحت و خواب کافی خستگی شما برطرف نمی‌شود.
  • و انرژی برای انجام دادن کارهای روزانه خود دارا نمی باشید.
  • احتمالا نشانه‌هایی از افسردگی را در خود دارا می باشید .

و بر طبق مطالعه های اشخاص افسرده ۴ برابر بیشتر از اشخاص سالم احتمال خسته شدن های غیرقابل توجیه دارا می باشند.

و در مقابل اشخاص با خستگی و بیحالی آن ها ۳ برابر بیشتر به بیماری افسردگی دچار می‌شوند.

 درد در ماهیچه و مفصل

  •  احساس درد و افسردگی با یکدیگر در ارتباط می باشند .
  • و زندگی با درد داشتن مداوم می‌تواند خطر افسردگی را بیشتر کند.
  • و افسردگی به خودی خود امکان دارد حس درد را ایجاد کند .

به دلیل اینکه هر دو این موقعیت در ناقلین شیمیایی در مغز دارای تأثیر می باشد.

و احتمال پیشرفت کردن درد ها به صورت مداوم در اشخاص افسرده سه برابر بیشتر می باشد.

مغز و سیستم هاضمه ما به صورت قدرتمندی با یکدیگر در ارتباط می باشد .

و به همین خاطر می باشد که  اکثر ما حالت تهوع را در زمان استرس و نگران شدن تجربه خواهیم کرد.

که افسردگی می‌تواند علتی بر نشانه‌هایی مانند تهوع و همین‌طور سوء هاضمه و یا یبوست باشد.

 افسردگی و سردرد

افرادی که به افسردگی دچار می باشند اغلب از سردرد گله مند می باشند.

که تحقیقات نشان گر این می باشد که با افسردگی شدید سه برابر احتمال میگرن افزایش پیدا می کند .

و اشخاص مبتلا به میگرن ۵ برابر بیشتر در معرض خطر مبتلا شدن به افسردگی می باشند.

 افسردگی و بی اشتهایی  

بعضی از مبتلایان به افسردگی برای غذاخوردن بی اشتها می باشند .

و در برابر بعضی دیگر نمی‌توانند از خوردن به دست کشیدن بپردازند .

و غذا خوردن احساس ناکامی را در آنها کم می‌کند و همینطور افسردگی با اختلالاتی مانند :

  • پرخوری کردن های عصبی و بی اشتهایی عصبی .
  • و همینطور بیش خواری در ارتباط می باشد .
  • و این رابطه در زنان به صورت قوی تر خود را نشان خواهد داد.
  • و با وجود این ارتباط ها وزن بیماران امکان دارد بیشتر یا کم شود.

 افسردگی و ناآرام بودن

زود خشمگین شدن و بی قرار بودن احتمالا به خاطر مشکلات در خواب.

یا دیگر مسئله های مربوط به افسردگی ایجاد می‌شود.

که افسردگی گرایش شخص را به مشروب های الکلی یا سوء مصرف مواد افزایش خواهد داد .

و در آنها  تحریک پذیری و ناآرام بودن را در شخص دامن خواهند زد.

 من دوست دارم بمیرم1

افسردگی و مشکلات جنسی

  •  در اشخاص افسرده معمولاً تمایل داشتن به برقرار کردن ارتباط جنسی کم می‌باشد.
  •  افسردگی‌های ها مخصوصا در عملکرد جنسی شخص موثر می باشد.
  •  بعضی از داروهای ضد افسردگی می‌تواند رویکرد جنسی شخص را تحت تاثیر قرار دهد و آن را با مشکل روبرو کند.

 افسردگی و کم شدن تحرک

تحقیقات نشان گر این می باشد که دارا بودن برنامه جسمانی به صورت منظم نه‌تنها اندام شما را متناسب‌تر خواهد ساخت.

بلکه ناقلین شیمیایی را در مغز به آزاد کردن می‌پردازد و احساس نشاط به وجود می آورد و حساس بودن به درد را کم خواهد کرد.

هرچند ورزش کردن افسردگی را معالجه نمی‌کند اما با گذر زمان می‌تواند به کم شدن نشانه‌های آن کمک کند .

  •  اگر از افسردگی دارای رنج می باشید احتمالاً برای ورزش کردن و فعالیت انرژی و انگیزه کافی را در خود پیدا نمی‌کنید.
  • ولی این را به یاد داشته باشید که ورزش کردن می تواند انرژی شما را افزایش دهد و احساس خسته بودن را کم کند.

 

 

  • برای رهایی از افسردگی میتوانید با متخصصین کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

مشاوره شغلی: تاریخ موسیقی

تاریخ موسیقی

تا به حال ۵۰۰ هزار نفر را یکجا دیده‌اید؟ می‌شود پنج برابر جمعیت استادیوم آزادی که البته آن ۵۰۰ هزار نفر موردنظر ما فوتبال نگاه نمی‌کردند، بلکه چشم‌هایشان را چهار تا کرده بودند تا شاهد یک کنسرت باشکوه باشند. حالا ۵۰۰ هزار نفر دیگر را هم تصور کنید که از ترس نمی‌دانند کجا فرار کنند و هر لحظه احتمال می‌دهند توسط عظیم‌الجثه‌ترین آدم‌ها شکار شوند. البته این ۵۰۰ هزار نفر دوم هم رفته بودند کنسرت ببینند، اما همه چیز دست به دست هم داد تا شاهد نبرد گلادیاتورهای رومی باشند. دسته اول آن‌قدر کیف کردند که آن کنسرت به بهترین و مهم‌ترین اتفاق زندگی‌شان تبدیل شد و دسته دوم از هرچه موسیقی و ساز و دهل بیزار شدند. هر دو این اتفاقات در تاریخ موسیقی راک جاخوش کردند و قضاوت‌هایی را هم به دنبال داشتند. عده‌ای هم آن‌قدر خوشنام شدند که هنوز می‌شود به چشم یک قهرمان بهشان نگاه کرد و عده‌ای آنچنان مضحکه شدند که خیلی‌ها حیفشان می‌آید حتی جوهر روان‌نویسشان را برای یادآوری آن اتفاقات به هدر بدهند. اما به هر حال تاریخ بخوان فرزندم…

باتلاقی برای صلح در ایالت نیویورک، شهری وجود دارد به نام بتل (Bethel). در بتل هم یک دریاچه زیبا به نام وایت لیک وجود دارد و همان نزدیکی‌ها هم روستایی به نام «ووداستاک». آنها کشاورزی زندگی می‌کرد که یک مزرعه بزرگ داشت و آن مزرعه یکی از خاطره‌انگیزترین مکان‌های دنیا است. چرا؟ چون جشنواره راک ووداستاک درست وسط این مزرعه برپا شد. سال ۱۹۶۹ بی‌نظیرترین گردهمایی موزیسین‌های راک برای پاسداشت صلح بین‌المللی برگزار شد و مجله رولینگ استون این اتفاق را به‌عنوان یکی از ۵۰ اتفاقی که تاریخ راک را متحول کرد، معرفی می‌کند. حالا داستانش را از ابتدا بخوانید که دهانتان آب بیفتد. ظهور چهره‌های جنجالی موسیقی راک در اواخر دهه ۶۰ تفریح بزرگی برای جوان‌ها و نوجوان‌ها بود. آنها حاضر بودند به خاطر چهره‌های محبوبشان هر کاری انجام دهند. همین میل جنون‌وار، شاخک خیلی‌ها را تیز می‌کرد و البته دندان طمعشان را هم. از این فرصت می‌شد نهایت استفاده را کرد تا یک پول حسابی به جیب زد. این فکر به ذهن چهار سرمایه‌دار گردن کلفت می‌زند که کنسرت بزرگی در یک فضای باز تدارک ببینند و کلی آدم را جمع کنند تا چهره‌های بزرگ موسیقی راک را، یکجا روی یک استیج تماشا کنند. نشریه‌هایی مثل نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال شروع می‌کنند به تبلیغ برای این کنسرت. در روزهای اول حدود ۱۸۰ هزار نفر بلیت‌ها را پیش‌خرید می‌کنند. آن چهار نفر قیمتی برابر ۲۴ دلار برای هر بلیت در نظر گرفته بودند. فکر می‌کنید با ۲۴ دلار چند ساعت می‌شود در یک سالن کنسرت نشست و کیف کرد؟ هر حدسی بزنید، غلط است. به خاطر این‌که ووداستاک یک کنسرت سه روزه بود! سه روز از صبح تا شب می‌شد با موسیقی زندگی کرد. آرتی کورنفلد که یکی از آن چهار نفر بود، با کمپانی برادران وارنر یک قرارداد ۱۰۰ هزار دلاری می‌بندد تا همه مراسم ثبت شود و بعدها هم فروخته شود. مایکل لنگ هم یک پای دیگر ماجرا بود که وظیفه پیداکردن مکان مناسب برای کنسرت بر دوش او بود که بالاخره مزرعه «مکس یاسگور» به‌عنوان محل جشنواره انتخاب شد. حالا مشکل اصلی، تازه رخ‌نمایی می‌کرد؛ چطور می‌شد آن همه آدم را در یک محل سرباز نگه داشت و اجازه نداد کس دیگری که بلیت نخریده، وارد منطقه شود؟ در این صورت این مشکل آن‌قدر غیرقابل حل بود که چهار نفر قید همه درآمدشان را زدند و کنسرت را مجانی اعلام کردند. خیلی عجیب است که قید پول را زدند، نه کنسرت را. نه؟ ۱۵ اوت ۱۹۶۹، نیویورک، ووداستاک. نیم میلیون نفر در محل حاضر شدند. نلسون راکفلر که در آن زمان فرماندار نیویورک بود، ۱۰ هزار نفر را مامور حفظ امنیت تماشاچی‌ها کرد که می‌توان گفت در این کار تا حدود زیادی موفق عمل کرد. آدم‌ها با کمال آرامش سه روز در آن مزرعه زندگی کردند، شب را هم همان جا سر کردند و تقریبا خون از دماغ کسی نیامد. سیستم صدای این جشنواره عظیم را صدابرداری به نام بیل هانلی طراحی کرد. او برای صدارسانی به ۵۰۰ هزار نفر از باندهای ALTEC و JBL استفاده کرد و صدا آن‌قدر درست و بی‌نقص به گوش همه رسید که هانلی برای کارش جایزه ویژه انجمن تخصصی صدابرداری را برد. حالا حتما می‌خواهید بدانید این کنسرت سه روزه را چه موزیسین‌هایی برپا کردند. پس تحویل بگیرید؛ البته نه لیست کامل را.مشاوره شغلی آنلاین

روز اول می‌توانستید برت سامر، خوان بائز، سوئیت واتر و تیم هاردین را روی استیج ببینید. اما روز دوم باران عجیبی شروع به باریدن می‌کند و همه را در گل و لای مطلق فرو می‌برد و ووداستاک را به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل می‌کند. با این حال سانتانا، جنیس جاپلین، جفرسون ایرپلن و گروه The who روی استیج رفتند و باران نتوانست کسی را فراری دهد. روز سوم که روز آخر هم بود، جو کوکر، رابی رابرتسون و The band و ترکیب چهار نفره کراس بای، استیلز، استیونش و نیل یانگ و در آخر هم جوجه اردک زشت خودمان یا جیمی هندریکس برنامه اجرا کردند. مغز آدم سوت می‌کشد وقتی اسم این همه سوژه موسیقی را یکجا می‌شنود! صلح، موسیقی و ووداستاک؛ همه چیز عالی تمام شد و بزرگ‌ترین اتفاق موسیقایی ۱۰۰ سال گذشته، هنوز هم آه حسرت آنهایی را که آن زمان هنوز به دنیا نیامده بودند، به آسمان بلند می‌کند.

میک جگر، دردسرساز ۱۱ کاره! چهار ماه بعد از وود استاک، میک جگر، رهبر گروه رولینگ استونز تصمیم می‌گیرد چیزی مثل آن خاطره خوش برای خودش دست و پا کند. بعد از چند نامه‌نگاری، توجه سانتانا، جفرسون ایرپلن و چند گروه دیگر را جلب می‌کند و در کالیفرنیای شمالی در منطقه‌ای به نام آلتامونت (Altamont) جشنواره‌ای به همین اسم به راه می‌اندازد. اما اینجا دیگر راکفلری در کار نبود که امنیت آدم‌ها را تامین کند. میک جگر قهرمان‌بازی‌اش گل می‌کند و می‌گوید ما به هیچ پلیسی احتیاج نداریم و امنیت را به وسیله خود مردم کنترل می‌کنیم. البته نمی‌دانم «فرشته‌های جهنم» اصولا آدم حساب می‌شوند یا نه. اما به هر حال آنها مسئول امنیت بودند. فرشته‌های جهنم اسم یک کلوپ موتورسواری بود که از یک سری لات بی‌سروپای هارلی دیویدسون‌سوار تشکیل می‌شد؛ آدم‌نماهایی که سابقه‌شان می‌گفت کاری جز آزار و اذیت مردم ندارند. نمی‌شود فهمید چه چیزی توی کله میک جگر بود که تصمیم گرفت مردم را بدهد دست این جانورها. رولینگ استونز به اندازه کافی شهرت داشت و جگر هم با خودنمایی‌ها و غرور احمقانه‌اش به اندازه کافی برای گروه حاشیه تراشید. اما باز هم می‌خواست با یک جشنواره اسم خودش را بیش از پیش سر زبان‌ها بیندازد. آلتامونت در حقیقت آخرین کنسرت از تور دور آمریکای گروه بود و آن هم با تبعیت از ووداستاک رایگان برگزار شد. اما خسارت جبران‌ناپذیری به موسیقی راک و مخاطبانش وارد کرد. کارلوس سانتانا درباره آلتامونت می‌گوید: «ما از همان اول هم شاهد برخورد وحشیانه «فرشته‌ها» بودیم. در خلال کنسرت مدام دعوا می‌شد و خیلی از آن وحشی‌ها با چاقو به جان مردم می‌افتادند. آن خیلی‌ها مجروح شدند و چند نفر مردند.» مریدیت هانتر قربانی معروف این جشنواره شد؛ نوجوان سیاه‌پوستی که توسط «فرشته‌ها» به ضرب چاقو مجروح شد و وقتی هم به چادر کمک‌های اولیه رسید، آنجا هیچ امکاناتی برای جلوگیری از خون‌ریزی شدیدش وجود نداشت و به خاطر همین هم درگذشت.مشاوره شغلی آنلاین موج نفرت از رولینگ استونز هر لحظه بیشتر می‌شد. دیوید کراس بای که در ووداستاک هم اجرا کرده بود و شاهد افتضاح آلتامونت بود، درباره آن شب می‌گوید: «ما نیازی به فرشته‌ها نداشتیم، اما مقصران اصلی آنها نیستند، بلکه آنهایی هستند که یک کنسرت عادی را به صحنه جنگ تبدیل کردند؛ یعنی رولینگ استونز. این دیوانه‌های خودپرست نمی‌فهمند چه دسته‌گلی به آب داده‌اند. آنها فقط بلدند فخر بفروشند و خودشان را بزرگ جلوه دهند. برای همین هم از آنها متنفرم.» جرمی پاسکال در کتاب تاریخچه موسیقی راک جمله‌های خوبی درباره این اتفاق دارد: «موسیقی راک که در دهه ۶۰ کاملا بی‌آزار همه چیز را شروع کرده بود و جایگاه موسیقی را از تفریح صرف به یک بستر فکری قابل تامل تبدیل کرده بود، یک شبه آبروی خودش را باخت.» (نقل به مضمون) آلتامونت نقطه مقابل ووداستاک شد و آن‌قدر نحس و سیاه بود که دیگر یادی از آن نشد و خیلی راحت راهی زباله‌دان شد.

– ووداستاک حواشی زیادی داشت. هر گوشه از آن محوطه بزرگ صحنه‌های جالبی را در خود داشت؛ اما نکته جالبش این بود که دو نفر در آن فوت شدند و دو نفر به دنیا آمدند. فوت‌شده‌ها نه زیر دست و پا ماندند و نه به دست «فرشته‌های جهنم» کشته شدند. یکی از آنها دچار حمله قلبی شد و یک نفر هم در مسیر ووداستاک تصادف کرد. آن دو نفر هم که به دنیا آمدند، بدون هیچ دردسری به وسیله هلی‌کوپتر به کلینیک رسیدند. – لیست آدم‌‌ها و گروه‌هایی که به ووداستاک دعوت شدند، اما به هر دلیلی به جشنواره نرسیدند، درست مثل نیمکت ذخیره‌های رئال مادرید است؛ پر از ستاره. باب دیلن به دلیل بیماری پسرش از جشنواره بازماند. از گروه The Doors فقط جان دنزمور به جشنواره رسید که برای جو کوکر هم درامز زد. گروه جترو تول و مودی بلوز و جانی میشل را هم به فهرست بدشانس‌ها اضافه کنید. – در آلتامونت حتی ستاره‌ها هم از دست فرشته‌های وحشی جان سالم به در نبردند؛ مارتی بلین از جفرسون ایرپلن وقتی صحنه کتک‌خوردن یک نوجوان را دید، کارش را رها کرد و به طرف ضارب حمله‌ور شد که البته نتوانست کاری بکند و در نتیجه یک کتک سیر نوش جان کرد. – سونی بارگر سردسته فرشته‌های جهنم بود. وسط کنسرت، وقتی کیت ریچاردز هاج و واج مشغول تماشای آنها بود، او را با اسلحه تهدید می‌کند و می‌گوید: «یا به کارت ادامه می‌دی یا تو یه مرد مرده‌ای.»

آزمایش استشمام بو و تشخیص زود رس مراحل زوال عقل

با توجه به  مطالعه ای جدید که توسط محققان دانشگاه پنسیلوانیا و دردانشکده پزشکی پرلمن انجام شده است، یک آزمایش ساده استشمام بو ممکن است ابزار تکمیلی موثری برای تشخیص اختلال شناختی خفیف باشد، که اغلب  در عرض چند سال به شکل آلزایمر پیشرفت می کند.

این یافته ها به شواهد دیگری که در این زمینه وجود دارند، اضافه می شود که نشان می دهد احساس بویایی ما در مراحل  آغازین بیماری آلزایمر، به شدت کاهش می یابد.

مطالب مرتبط:

میانسالی پر استرس و افزایش ریسک آلزایمر

محقق اصلی دکتر دیوید رولف، استاد یار دپارتمان روانپزشکی در پن گفت:”این امکان هیجان انگیز وجود دارد که از کاهش در حس بویایی می توانیم برای شناسایی افراد در معرض خطر زوال عقل استفاده کنیم که بتوانیم  قبل از پیشرفت آن در بیمار خطر را کاهش دهیم.”

برای این مطالعه، محققان از یک آزمایش ساده تجاری استفاده کردند که در آن افراد باید ۱۶ بوی متفاوت را از هم تشخیص می دادند.

آن ها  آزمون استشمام بو  و آزمون استاندارد شناختی ( ارزیابی شناختی مونترال)  را برای ۷۲۸ فرد مسن تجویز کردند.

شرکت کنندگان توسط پزشکان  پن با روش های عصب شناسی ارزیابی شدند و در یکی از این سه دسته قرار داده شدند: “بزرگسالان مسن سالم “،” اختلال خفیف شناختی”، ” زوال عقل و آلزایمر.

رولف و تیم او نتایج حاصل از آزمون شناختی به تنهایی و یا در ترکیب  با  آزمون استشمام بو  را مورد بررسی قرار دادند تا ببینید که چگونه  ویژگی های افراد هر رده را  تشخیص داده اند. یافته ها نشان داد که آزمون استشمام بو  زمانی که با آزمون شناختی ترکیب می شد، در تشخیص دقیق بسیار موثر بود.

به عنوان مثال، آزمون شناختی وقتی به تنهایی استفاده می شد، تنها ۷۵ درصد از افراد دارای اختلال خفیف شناختی را به درستی طبقه بندی می کرد، اما  وقتی که نتایج آزمون استشمام بو نیز اضافه شد، این رقم به ۸۷ درصد افزایش یافت.

ترکیب دو آزمون،  شناسایی دقیق تر بزرگسالان مسن سالم و آن هایی که مبتلا به  آلزایمر بودند را نیز به همراه داشت.

آزمون ترکیبی شناختی و استشمام بو حتی دقت در تخصیص افراد به دسته خفیف تر یا پیشرفته تر  اختلال شناختی را افزایش داد.

رولف گفت: این نتایج نشان می دهد که یک آزمون ساده  شناسایی بو می تواند ابزار تکمیلی مفیدی برای  طبقه بندی بالینی اختلال شناختی و آلزایمر باشد، و حتی برای شناسایی افرادی که در معرض بیشترین خطر بدتر شدن هستند، مورد استفاده قرار بگیرد.

به دلیل تحقیقات قبلی که احساس ضعف در شناسایی بو را  به آلزایمر مرتبط نشان می داد، پزشکان در کلینیک های روانی بزرگتر  شروع به استفاده از آزمون شناسایی بو در ارزیابی های خود در مورد  افراد مسن کرده اند.

بخشی از دلیل این که انجام این آزمایش هنوز رایج نشده است، این است که آزمون هایی که به نظر می رسد مفید هستند، زمان زیادی طول می کشد تا به مرحله اجرایی شدن برسند. رولف و همکارانش در حال حاضر تلاش برای ساخت آزمایش کوتاه تری هستند که به اندازه آزمایش های طولانی صحیح و با دقت باشد.

رولف گفت: ما امیدوار هستیم که بتوانیم این آزمون را در زمان کوتاه تری ارائه کنیم، که زمان معمول آن که پنج تاهشت دقیقه طول می کشد، به حدود سه دقیقه کاهش یابد، و نشان دهیم که آزمون های کوتاهتر  در تشخیص اختلال شناختی خفیف و زوال عقل مفید هستند – ما فکر می کنیم که این کار کلینیک های  مغز و اعصاب را برای انجام این نوع آزمایش بیشتر تشویق خواهد کرد.

این تیم تحقیقاتی همچنین قصد دارد این موضوع را بررسی کند که آیا نشانگر های پروتئینی آلزایمر که در منطقه بویایی مغز قبل از رخ دادن زوال عقل  وجود دارند، می توانند در مایع بینی  نمایان شوند تا حتی زودتر بتوانیم فرایند بیماری را تشخیص دهیم یا نه.

یافته های آنان در مجله بیماری آلزایمر منتشر شده است.