مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

علائم هشدار دهنده استرس

علائم هشدار دهنده استرس ، در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت است.

رئیس شما آخرین لحظه را در مورد شما منتشر می کند.

شما احساس ناراحتی میکنید، اما مطمئن باشید که میتوانید آن را اداره کنید.

یک ساعت بعد تلفن زنگ می زند – مراقبت روزانه است.

دختر شما بیمار است و شما باید او را انتخاب کنید.

روز همچنان ادامه دارد، چرا که اخبار بدتر همچنان به قطع روز شما می انجامد، چیزی که فکر می کنید مشکلی نخواهد داشت.

این خستگی شما احساس می کنید که سردرد، تنش در گردن شما و تمایل به خوردن یک جعبه شکلات – این شما احساس تنش می کنید.

همچنین بدن شما یک تماس برای کمک به شما ارسال می کند.

از نظر مشاور خانواده استرس واکنش طبیعی بدن شما به هر گونه تقاضایی است که عمر را مختل می کند.

علائم هشدار دهنده استرس

استرس به اندازه خوب است

در مقدار کم استرس خوب است – مثل زمانی که شما به تسخیر تسلیم می شوید یا به شما می دهد تا استقامت و انگیزه بیشتری برای انجام کاری داشته باشید.

اما استرس بد نیز وجود دارد که اغلب ناشی از نگرانی ها مانند پول، شغل، روابط یا سلامت ماست، ناگهان و کوتاه یا طولانی مدت.

استرس برای بیش از حد طولانی، چه مدت چند ساعت، چند روز یا چند ماه، سیستم هشدار بدن شما را از هشدارهای جسمی و احساسی تنظیم می کند.

علامت های هشدار دهنده تنش بدن شما به شما می گوید که چیزی درست نیست.

مانند نارنجی درخشان، چراغ دیتا را بر روی داشبورد خودروی خود چک کنید، اگر شما هشدارهای ارسال شده توسط بدن خود را نادیده بگیرید، می توانید یک سوء عملکرد بزرگ موتور داشته باشید.

استرس هایی که بدون کنترل و یا ضعیف کنترل می شوند شناخته شده است که به فشار خون بالا، بیماری های قلبی، چاقی، دیابت و خودکشی کمک می کند.

بنابراین زمانی که همه چیز به راه خود ادامه نمی دهد یا احساس می کنید که از دست دادن کنترل یا سرازیر شدن می کنید، به علائم هشدار دهنده ذکر شده در زیر توجه کنید.

برخی از علائم هشدار دهنده استرس

آنها فقط برخی از راه هایی هستند که بدن شما به شما می گوید که نیاز به نگهداری و مراقبت های اضافی دارد.

  • سردرد،
  • تنش عضلانی، گردن یا درد پشت
  • ناراحتی معده
  • دهان خشک
  • درد قفسه سینه،
  • ضربان قلب سریع مشکل رفتن یا خوابیدن
  • خستگی از دست دادن اشتها یا فراموشی “غذاهای راحت”
  • افزایش فرکانس
  • سرماخوردگی
  • عدم تمرکز یا تمرکز مشکلات حافظه یا فراموشی
  • جترس
  • تحریک پذیری
  • خلق و خوی کم
  • اضطراب

برخی از علائم هشدار دهنده استرس

هر کس به تنهایی به تنهایی واکنش نشان می دهد، و هر بدن از مجموعه های مختلف پرچم های قرمز می گیرد.

بعضی از مردم حتی ممکن است علائم هشدار دهنده جسمی یا عاطفی را تا ساعت ها یا روزهای فعالیت های استرسزا احساس نکنند.

اما هنگامی که متوجه شدید پشت سر گذاشتهاید یا اینکه به دوستانتان تکان دهید، به علائم توجه کنید.

و گوش دادن به آنچه بدن شما به شما می گوید، گوش دهید.

در حالی که آدرنالین عجله می کند پس از دیدن که ارائه به هیئت مدیره چیزی است برای لذت بردن، علائم هشدار دهنده از استرس چیزی نیست که به آرامی یا نادیده گرفتن.

با نشاندادن اینکه چگونه به استرس پاسخ می دهید، می توانید آن را بهتر و با روش های سالم مدیریت کنید، که به بدن شما صحیح کمک می کند.

هزینه های بالا و مراقبت از مشکلات سلامتی مزمن و بلند مدت را کاهش می دهد

منبع: گردآوری تست سایت “مشاوره خانواده” به منظور ارائه خدمات مشاوره خانواده و مشاوره سلامت خانواده می باشد.

ثبت شرکت در منطقه آزاد اروند

ثبت شرکت با مشاوره رایگان
آیا می دانید ثبت شرکت توسط اشخاص بدون صلاحیت باعث جریمه مالیاتی میلیونی وهزینه های جانبی متفرقه دیگر می شود ؟
ثبت وتغییرات شرکت در
منطقه آزاد اروند
تعاونی
رتبه بندی
تعیین صلاحیت
کارت بازرگانی
تاسیس شعبه
نمایندگی خارجی
ایران کد و مجوز های وزارت نفت
امور مالیات و اخذ کد اقتصادی و پلمپ دفاتر
معافیت مالیاتی

خدمات جدید :
هولدینگ ، تضامنی ، سهامی عام ، ثبت سرمایه در بورس ، مجوز از بانک ملی مرکزی
ثبت شرکت بازرگانی - ثبت شرکت تبلیغاتی با مجوز رسمی کانون تبلیغاتی - ثبت شرکت حسابداری با مجوز رسمی از جامعه حسابدارن ، ثبت شرکت با مجوز وزارت نفت ، ثبت شرکت با صلاحیت پیمانکاری - ثبت شرکت با رتبه پیمانکاری- ثبت شرکت با رتبه مشاور - ثبت شرکت تولیدی - ثبت شرکت ساختمانی و ابنیه - ثبت شرکت تاسیساتی و خدماتی
با ما مشاوره کنید
کارشناسان ما در سریعترین زمان به شما پاسخ می دهند
09163333528
06153222225
06153227706
06153227705
06153227704
06153221752
آبادان -- چهار راه امیری - پاساژ زمرد -
طبقه 3 - واحد 1
موسسه اروند مشاور ( خبرنامه)


http://arvandmoshaver.com/
http://arvandmoshaver.com/
 

موضوعات مشابه

مردمانی که در جنگ قدرت سهمی ندارند

مردمانی که در جنگ قدرت سهمی ندارند

روز از پی روز می‌گذرد و هر بار در سپیده صبحی، فریادی نو از گوشه‌ای از آسمان بلند می‌شود. فریادی که گاه انسان را برای دیدن طلیعه صبح فردا دل‌گرم می‌کند و گاه همراه است با یأس و زمزمه‌های زیر لبی منحوسی که بر باد می‌دهد آرزوی مدینه فاضله را؛ آرزوی یک بار رویت پرنده خوشبختی در آسمان. این کار سیاست است. رویارویی حق و باطل را هم که نادیده بگیریم، «آن‌ها» مسئول شادی و اندوه‌های کوچک و بزرگ آدمی هم هستند. آن‌ها مسئول انتظار مرگبار انتخاب و انتصاب جدید هستند. چه کسی نفر بعدی است؟ چه کسی منافع مرا می‌بیند که خود به خود علیه منافع است که دیگری در سر دارد؟ این دلهره‌ای است که از بدو شکل‌گیری جوامع انسانی، بشر با خود حمل کرده و تا امروز آن را به دوش کشیده. گریزی از آن نیست مگر جنگل‌نشینی و غارگردی را انتخاب کنیم و عالم مفردات را نشانه بگیریم. بشری که به لطف بلوغش، به پشتوانه ابزاری که امورات مدرن زندگی امروزش را رفع می‌کند، بیشتر به عمق فردیت می‌خزد، لاجرم در یک بزنگاه سیاسی از دل تاریکی به در می‌شود تا تصمیمی جمعی را محقق کند که به گمانش برای کنج خلوتش، مثمرثمر است.

بازی می‌خورد، درگیر می‌شود، دفاع می‌کند، تخطئه می‌کند و هرچه را در بازو دارد، به کار می‌گیرد تا آرمانی ولو محدود در یک دوره زمانی را در سر پخته کند و در انتهای دوره، دوباره از نو. موهایش که سپید شد، شاید بگوید سیاست پدر و مادر ندارد، اما آن روزها و ساعت‌ها شاید دیگر دیر باشد.

در روزهای پایانی ماه اکتبر، که بدون شک در تقویم سیاسی، تنها انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ شوروی را یادآور می‌شود و اولین روزهای ماه نوامبر که انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را در دل خود دارد، در این مقاله قصد کردیم با نگاهی به جنگ ابدی ازلی شرق و غرب، دو روی یک سکه را به اقتضای خود واکاوی کند. بخوانید.

شور انقلاب

بگذارید از روسیه شوروی شروع کنیم. حال نزار تزار در آغازین سال‌های قرن بیستم، شاید تنها به دلیل بی‌کفایتی‌های خود و کابینه‌اش نبود. شاید حتی آغاز جنگ اول بین‌الملل نبود که نسخه حکومت او را پیچید و رومانف‌ها را برای همیشه از صحنه سیاسی به در کرد. آغاز یک خوانش جدید از پدیده‌های اجتماعی و نقد سیاست مدرن که نوک پیکانش به سمت سرمایه‌داری بود، اندک‌اندک در سراسر دنیا به گوش می‌رسید.

مارکس آتشی به خرمن جوامع توسعه‌طلب انداخته بود که نادیده گرفتنش میسر نبود. اما از سوی دیگر سخن او چنان بغرنج و پیچیده بود و فرو کردنش به گوش کارگر و دهقان، آن‌چنان دشوار می‌نمود که نیازمند بازنگری بود. روشنفکران اعم از عمل‌گرایان و نخبه‌گرایان، همگی سعی در ارائه خوانش خود از آرای این فیلسوف رازآلود داشتند.

همان طور که در روسیه گئورگی پلخانف را پدر مارکسیسم روسی می‌دانستند، اما استالین هم در دوران بلوغ سیاسی‌اش ادعا می‌کرد تنها خوانش او از مارکس است که صحیح می‌نماید. حتی او یک بار قبل از انقلاب با اعتمادبه‌نفسی حیرت‌انگیز و قلدرمآبانه گفته بود: «مارکس باید آن طور می‌نوشت که من می‌گویم.» انحراف شاید از همین نقطه آغاز می‌شود. خیل پرشور کارگران و دهقانان که سهم خود از تولید سرمایه را می‌خواستند، هرگز با خود مارکس توان رویارویی نداشتند و این جزوات مارکسیستی بود که در تمام طول دوران فعالیت مارکسیست‌ها، در هر جغرافیایی و در هر دوره‌ای از زمان، دست به دست می‌شد. جزواتی که این و آن نوشته بودند و معلوم نبود تا چه حد از وفاداری به آرای مارکس عدول کرده‌اند. بنابراین بر اساس همین مدعای ساده، اهداف انقلابیون در رده‌های پایین با آرای روشنفکران در تضاد بود.

عمق تضاد فکری میان این دو قشر، در روزهایی که انقلاب تنها یک آرمان بود، بروز نکرد. حتی در انقلاب ۱۹۰۵ که خام و دست خالی بود، کسی متوجه این شکاف عظیم نشد. وقتی در فوریه ۱۹۱۷ انقلاب اتفاق افتاد و رومانف‌ها سرنگون شدند و کاخ زمستانی به دست انقلابیون افتاد، کرنسکی یک‌مرتبه روی کار آمد و قدرت را به دست گرفت و خود را ناپلئون روسیه خواند. بلشویک‌ها که به رهبری لنین، بهای گزافی برای انقلاب پرداخته بودند، سعی کردند به هر قیمتی قدرت را قبضه کنند.

انقلابیون مخالف از همه جا بی‌خبر، که تنها قصد از میان برداشتن بورژواها و در دست گرفتن صنعت و داشتن زمین را طلب می‌کردند، اغلب از میان کسانی بودند که حتی نام تروتسکی، مرد شماره دو انقلاب را نشنیده بودند. هنگامی که انقلابیون کنترل اوضاع را در دست گرفتند، تروتسکی به مقر فرماندهی بلشویک‌ها می‌رفت که جوانکی جلویش را گرفت و به او اجازه ورود نداد. تروتسکی گفت در را باز کن، من تروتسکی هستم. جوان گفت این اسم را تا به حال نشنیده‌ام.

تئوریسین برجسته‌ای چون او، در همان لحظه باید آهی سر می‌داد و تلاش چندین ساله‌اش در تبعید و زندان را بر باد رفته می‌دید، اما شور انقلاب مانع چنین تاملی است.

هم ناچاریم تاریخ را واگویه کنیم، هم ناچاریم به سرعت از آن عبور کنیم تا به مرکز اصلی حرفمان برسیم. لنین که خود اشراف‌زاده‌ای اهل تفکر به نظر می‌رسید، بلافاصله بعد از در چنگ گرفتن قدرت، در حالی که به شدت هیجان‌زده و تندمزاج شده بود، خطاب به منشویک‌ها -دیگر نیروهای انقلابی که سال‌ها پیش، راه خود را از بلشویک‌های عمل‌گرا و خشن جدا کرده بودند و به شدت با تصفیه نیروهای مخالف لنین، ضدیت داشتند – با فریاد می‌گفت: «این چگونه انقلابی است که نمی‌توانیم در آن کسی را بکشیم؟ چطور می‌شود انقلاب کرد و نیروهای مخالف را اعدام نکرد؟» این سخنان به طرز شگفت‌آوری ضد انسانی است. لنین روزنامه‌نگاری فعال و خوش‌سخن بود که برای سال‌ها توانسته بود در راس حزب باقی بماند. لنین گویی در روزهای وقوع انقلاب، به جنون خون دچار شده بود. در واقع هم او بود که با شعار دیکتاتوری پرولتاریا، کارگران را برای انقلابی بزرگ که جهان را در برخواهد گرفت و حق را به صاحب حق خواهد رساند، بسیج کرد و تا آن‌جا پیش رفت که ریختن خون همان کارگران برایش کار راحتی شد. هرگز نمی‌توانیم جنایات استالین را که در طول دوران رهبری‌اش بیش از ۲۵ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند و تصفیه کرد، اتفاقی یک‌شبه و خلق‌الساعه بدانیم. استالین دنباله لنین بود. اگر لنین در دوران رهبری استالین زنده بود، او را می‌ستود و استالین را تکامل‌یافته خود می‌دانست. همان طور که در طول حیاتش، برای انجام امور انقلابی به شدت به او وابسته بود. استالین هم روزنامه‌نگاری قهار بود که برعکس بسیاری از روشنفکران نخبه‌گرا، زبان مردمان را به خوبی می‌دانست و موجز می‌نوشت؛ طوری که هر کارگر ساده‌ای بتواند فحوای کلام او را دریافت کند. او از این منظر نسبت به تروتسکی و حتی خود لنین، به مردم نزدیک‌تر می‌نمود. چگونه شد که دیکتاتوری دیوان‌سالار و خون‌ریز از کار درآمد و فاتح برلین شد؟ نیچه می‌گفت قدرت وجود ندارد، بلکه ترس از قدرت است که وجود دارد. این گونه اگر نگاه کنیم، وجود ترس برای رسیدن به قدرت الزامی است. شاید همین شد که استالین دوران «وحشت بزرگ» را از ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ به راه انداخت. بعد از آن هم دیگر نیازی به درگیری‌های داخلی این چنینی نبود. چراکه جنگ دوم جهانی آغاز شده بود.

آن چه در تاریخ شوروی باقی مانده است، چیست؟ ترس؟ وحشت؟ خفقان سیاسی؟ کشتار؟ تبعید؟ کار اجباری؟ فرار؟ آیا یک انقلاب از روزهای نخستین تولدش، می‌توانست با این سرفصل‌ها حق حیات پیدا کند؟ آیا مردمان بی‌گناه به خاطر این آرمان‌ها جلوی گلوله‌های مسلسل ژاندارم‌های تزار می‌ایستادند؟ آیا آن‌ها حاضر بودند با کار انقلابی، خود را همچون موشی به تله اخرانا، سازمان اطلاعات و امنیت روسیه تزاری بیندازند و تا پای جان از آرمانشان دفاع کنند؟ آیا سوسیالیسم که شعار زندگی در کشوری واحد را پی می‌گرفت، می‌توانست چنین فجایایی به بار آورد؟

عبور از نظام ناکارآمد سرمایه‌داری که جامعه طبقاتی را هر روز با معضل‌های جدید روبه‌رو می‌کرد، این گونه دچار فروپاشی می‌شد؟ آیا این آرمان مارکس بود یا یک فیلسوف (مارکس) اساسا می‌تواند خون‌ریز باشد؟

شوق دموکراسی

جان اف کندی را در سال ۱۹۶۳ ترور کردند. یک آمریکایی یا در واقع عده‌ای آمریکایی که مدعای دموکراتیک‌ترین نظام سیاسی در سراسر دنیا را همواره مطرح می‌کردند و می‌کنند، رئیس‌جمهور منتخبشان را طی توطئه‌ای مشکوک، که رازهایش هنوز هم فاش نشده، به ضرب گلوله از پای درمی آورند. دو سال مانده بود تا او کارش را به عنوان سی‌وپنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده تمام کند. آن‌ها حتی نتوانستند دو سال را کژدار و مریز با او تا کنند تا لااقل در یک بازی انتخاباتی دیگر، او را از صحنه بیرون کنند.

می‌گفتند کندی قصد سازش با کمونیست‌ها را دارد و به آن‌ها چراغ سبز نشان می‌دهد. جمهوری‌خواهان دوآتشه، از بارهای محلی گرفته تا کنگره، یک صدا او را مورد عتاب قرار می‌دادند. چطور است که نامی که از صندوق رأی در می‌آید، رئیس‌جمهور آمریکاست به جز نام کندی؟ چطور است که آن قدر از خاندان کندی می‌ترسیدند که رابرت کندی، برادر رئیس‌جمهور سابق را هم به محض کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری بعدی، ترور کردند و لیندن جانسن را علم کردند؟ اگر مجموعه این اتفاقات رخ نداده بود، هرگز کسی به مشروعیت جانسن و مابقی رئیس‌جمهورهای ایالات متحده مشکوک نمی‌شد و از عبارت «علم کردند» استفاده نمی‌کرد؛ شاید. مردم آمریکا به جرج واشنگتن می‌نازند به یک دلیل کاملا موجه: او سرداری آزادی‌خواه بود که بعد از پیروزی بر استعمار، طلب قدرت نکرد و برگزاری انتخابات را پیش کشید. آمریکای آزاد، انتخابات آزاد. چطور تمامی آن آرزوها با مرگ کندی بر باد رفت؟ او بومی‌های ایالات متحده را پاس می‌داشت و قصد پایان دادن به جنگ سرد را داشت. چطور با یک لیموزین روباز، با سرعتی به شدت پایین‌تر از دستورالعمل‌های امنیتی از پیچ تند خیابان گذر کرد تا تیرانداز آماتور، به ضرب سه گلوله او را از پای درآورد؟ ترس از کمونیست تا این حد بر مردم آمریکا تاثیر گذاشت که رئیس‌جمهورشان را ترور کنند؟ آن هم کمونیسمی اخته‌شده که دیگر نه یارای به راه انداختن وحشت بزرگ دارد و نه می‌تواند نیروهای انترناسیونالیست خود را در سراسر کره خاکی متحد کند.

بدگمانی به انتخابات آزاد در ایالات متحده دلایل فراوانی دارد. با مرگ کندی آغاز کردیم، چون لکه ننگ جبران‌ناپذیری در تاریخ معاصر ایالات متحده است. بماند جنایات جنگی‌شان. بماند ادعای متعفنشان در پدرخواندگی جامعه جهانی. ساختار انتخابات آمریکا که بر اساس آن رئیس‌جمهور با شیوه‌ای موسوم به «انتخابات غیر مستقیم» یا «الکتورال» به کاخ سفید وارد می‌شود، خود بحث برانگیزترین موضوعی است که می‌تواند درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکایی‌ها مطرح باشد. شیوه الکتورال انتخاب نهایی رئیس‌جمهور را به هیئت‌های انتخاباتی که خودشان قبلا توسط مردم انتخاب شده‌اند، می‌سپارد. تک‌تک آرای ریخته‌شده به صندوق رای، به این شکل محاسبه نمی‌گردد. بلکه در هر ایالت، مردم علاوه بر نوشتن نام کاندیدای مورد نظرشان، نام هیئت‌های انتخاباتی دل‌خواهشان را هم روی برگه رأی می‌نویسند و به صندوق می‌ریزند.

طبق یک سنت دیرینه در هر ایالت به صورت جداگانه بر اساس این‌که کدام نامزد آرای بیشتری به دست آورده (صرف نظر از میزان اختلاف در تعداد آرای مردمی مربوط به هر ایالت) همه الکترال کالج‌های هر ایالت به نفع نامزدی که آرای مردمی‌اش در آن ایالت بیشتر است، رأی می‌دهند.

از امتیازها این سیستم ازدیاد نقش ایالت‌های کوچک‌تر است، هرچند ممکن است آرای عمومی در کل آمریکا به نفع کاندیدای دیگر باشد. برای مثال جرج بوش در انتخابات سال ۲۰۰۰ در ایالت فلوریدا کمتر از ۱۰۰۰ رأی مردمی بیشتر از ال گور رأی به خود اختصاص داد. در نتیجه همه الکترال کالج مربوط به ایالت فلوریدا به نفع بوش رأی دادند و بوش پس از دو بار شمارش دستی آرا و با رأی دادگاه به ریاست جمهوری رسید.

حتی ممکن است تعداد رای‌های تکی که در آن‌ها تنها نام کاندیدای مورد نظر ذکر شده، از نظر تعداد آرا، بر رأی هیئت‌های انتخاباتی چیره باشد. اما هیئت‌ها رأی نهایی را صادر می‌کنند، هر که آن‌ها بخواهند، کاندیدای پیروز ایالت محسوب می‌شود. این سیستم پیچیده و شاید حتی ناکارآمد، هر چهار سال یک بار فریاد بسیاری از شهروندان را بلند می‌کند؛ شهروندانی که می‌خواهند انتخابات با رأی مستقیمشان صورت بگیرد.

می‌توانیم این موضوع را هم نادیده بگیریم. اما باز هم هست؛ تمام نشده. قانون تبلیغات انتخاباتی در ایالات متحده به گونه‌ای طراحی شده که هزینه‌های انتخاباتی توسط سیستم اعانه به کاندیداها برسد. سیستم اعانات به این دلیل طراحی شده که بودجه دولت صرف هزینه‌های انتخاباتی نشود و در عین حال خود مردم در ماجرا شریک باشند. هزینه‌ها هم که به خاطر خصوصی بودن رسانه‌ها در ایالات متحده، سر به فلک می‌کشد. حال در این میان محتمل است افراد ذی نفوذ با صرف هزینه‌های کلان در واقع رئیس‌جمهور خریداری کنند.

قانون می‌گوید هر نفر می‌تواند تا سقف هزار دلار اعانه بپردازد و هر نهاد و سازمان و کمپانی، تا سقف پنج هزار دلار. دولت هم در این میان موظف می‌شود به ازای هر پنج هزار دلار، ۲۵ دلار به کاندیداها کمک مالی کند. اما واقعا این قانون رعایت می‌شود؟ کارتل‌های بزرگ نفتی که جملگی جمهوری‌خواه هستند و درآمد‌های کلان خود را صرف روی کار آمدن کاندیداهای مورد نظرشان می‌کنند، تنها ۵۰۰۰ دلار کمک مالی می‌کنند؟!

آن یک انقلاب و این یک سیستم به ظاهر دموکراتیک. هر دو با آرمان‌هایی که محورشان مردمانند و هر دو با امید به سعادت بشر. تقابل تمام‌عیار و پایان‌ناپذیری که بین این دو قلدر بزرگ وجود دارد، هرگز تمامی ندارد. راهشان از یکدیگر جداست، اما به راستی جز خواست قدرت، چه هدف دیگری می‌تواند وجود داشته باشد؟

مشاوره ازدواج منطقه ۱۵ تهران

همانطور که گفته اند ازدواج مانند هندوانه در بسته ای است که انسان از درون آن خبر ندارد و به قول قدیمی تر ها بستگی به شانس آدم دارد! اما امروزه شاهد این هستیم که بسیاری از جوانان این سنت را ندیده گرفته و شیوه ازدواج مدرن را انتخاب میکنند، تا جایی که امروزه این دو روش در رقابت با یکدیگرند.

بسیارند پدر و مادرانی که این شیوه مدرن را قبول میکنند و نظر فرزندشان را محترم میشمارند اما بعضی نیز نه تنها این روش را قبول ندارند بلکه به روش های سنتی پایبند هستند و میخواهند فرزندشان با معرفی شدن به یک خانواده خوب و آشنایی با کسی که آنها برایشان در نظر گرفته اند ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. تا به حال فکر کرده اید که کدام یک ،روش صحیح تری است؟

مشاورین ما پاسخ این سوال و بسیاری از سوالات  دیگر شما را در زمینه ازدواج و طلاق خواهند داد کافیست تنها با یک مراجعه ، خود را از تصمیمی که گرفته اید مطمئن سازید.

از این رو و به منظور کمک به هموطنان تهرانی، کانون مشاوران ایران ،تصمیم به راه اندازی مشاوره ازدواج منطقه ۱۵ تهران کرده است. مشاوره ازدواج منطقه ۱۵ تهران  به منظورایجاد فضایی مناسب با بهره گیری از مشاورانی خوب، کاردان و با تجربه به صورت مداوم در مشاوره ازدواج افسریه و مشاوره ازدواج شوش و مشاوره ازدواج بسیج، مشاوره ازدواج خاوران پذیرای ساکنین این منطقه خواهد بود.

درمان زود خوابیدن نعوظ

زود خوابیدن نعوظ یا اختلال نعوظ از مهم ترین مشکلات جنسی مردان است .

که تاثیر شگرفی بر کیفیت میل جنسی و عاطفی آن ها بازی می کند.

درمان زود خوابیدن نعوظ شدنی و ممکن است اما به دلیل حساس بودن.

ان باید با دقت و تحت نظر پزشک و روان شناس صورت بگیرد.

درمان زود خوابیدن نعوظ

یک نوع اختلال عملکرد جنسی در مردان اختلال نعوظ است. دو دهه پیش، بیش از هشتاد درصد.

از موارد نارسایی نعوظ در مردان به عوامل فاجعه آمیز مربوط می شد. اما در حال حاضر با پیشرفت علم.

و روش های تشخیصی، در بیش از نود درصد از موارد، تشخیص نیازهای بیمار به عنوان یک علت اختلال نعوظ دیده می شود.

هنگامی که یک مرد از اختلال نعوظ رنج می برد، می تواند سه علت اصلی داشته باشد:

علت عضو:

  • فرآیند مشخصی در بدن انسان باعث اختلال در عملکرد نعوظ فرد می شود.
  • برای مثال، دیابت یا قند می تواند منجر به اختلال در عملکرد عروقی.
  • و در نتیجه ناتوانی جنسی در مردان شود. یکی از علل شایع اختلال نعوظ در مردان دیابت است.

مطالب و مقالات سایت ” مرکز مشاوره ” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناس  تهیه و پشتیبانی شده است.

علل شایع اختلال نعوظ در مردان

علل عصبی:

این گروه از اختلالات نعوظ در مردان مبتلا به نئوپلاسم نیز در اصطلاح علمی نوروژنیک نامیده می شود.

مانند یک فرد با آسیب نخاعی (به عنوان مثال آسیب نخاعی) یا فرد مبتلا به ام اس.

دلیل روانی:

  • این گروه سوم اختلال نعوظ در مردان مبتلا به مشکلات روان شناسی.
  • در اصطلاح علمی نامیده می شود.
  • مانند افسردگی، که در آن شیوع اختلال عملکرد جنسی.
  • در این افراد به میزان قابل توجهی بالاتر از جمعیت طبیعی است.

علل ارگانیک یا ارگانیک به دو گروه عمده تقسیم می شوند:

  • هورمون ها (مانند افراد مبتلا به اختلال غدد درون ریز مانند تیروئید یا هیپوفیز) .
  • و عروق (مانند افراد مبتلا به شکستگی لگن که با ضایعات عروقی یا کسانی که دارای چربی بالا هستند).
  • به طور خلاصه، اختلالات جنسی دارای انواع مختلفی هستند.
  • و بدون تشخیص دقیق، افراد باید درمان نشوند.
  •  تشخیص دقیق نیاز به اقدام مناسب از درمان پاراکلینیکی دارد.

درمان پاراکلینیکی نعوظ 

مردان به هر موردی که بر فعالیت جنسی آنها را تحت تاثیر قرار دهد بسیار حساس می باشند .

و اندازه آلت تناسلی می تواند نگرانی بزرگی برای آنها باشد.

اما آیا شریک زندگی فرد نیز به همین اندازه در مورد اندازه آلت تناسلی شخص حساس می باشد؟

در حالی که اختلال نعوظ یک مسئله نگران کننده است، بدترین حالت بیماری قلبی عروقی است.

  • اختلال نعوظ، نشانه اصلی بیماری عروق است.
  • علت اصلی ابتلا به جلوگیری از جریان خون مناسب به سرخرگ آلت تناسلی است.
  • که به نوبه خود جلوی مملو شدن آلت تناسلی از خون را گرفته و در نتیجه آن را شل تر می کند .
  • یکی دیگر از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی فشار خون بالا است.
  • که همچنین می تواند باعث اختلال در عملکرد نعوظ شود. انجمن قلب آمریکا گفت که فشار خون بالا ممک است.

سبب اختلال در نعوظ فرد ناشی از صدمه به سیستم عروقی و فقدان جریان خون مطلوب برای نگه داشتن نعوظ در فرد شود.

علل فیزیکی اختلال در نعوظ

لیست کامل علل فیزیکی اختلال در نعوظ مردان در زیر آورده شده است:

از آنجا که علت اختلال نعوظ ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد، مشکلات ثابت نعوظ باید با پزشک بحث شود.

جدی بودن یا جدی نبودن، تشخیص درست یک مشکل پزشکی ضروری است، و همچنین کمک به حل مشکل جنسی شما می کند.

لیست زیر خلاصه ای از رایج ترین علل دلایل جسمی مرتبط با اختلال نعوظ است.

  • بیماری قلبی و تنگ شدن عروق خونی.
  • دیابت. فشار خون بالا (در مورد این سه مورد در بالا صحبت می شود).
  • کلسترول بالا. چاقی و سندرم متابولیک (همچنین عوامل خطر برای دیابت).
  • بیماری پارکینسون. بیماری ام اس. اختلالات هورمونی شامل تریروئید و تستوسترون.
  • اختلالات و نقص ساختاری آلت تناسلی. سیگار کشیدن، مصرف الکل و مواد مخدر.
  • از جمله استفاده از کوکائین. درمان بیماری پروستات.
  • عوارض جراحی شامل جراحی مجاری ادراری و جراحی سرطان رکتوم.
  • آسیب به لگن یا نخاع. رادیوتراپی در ناحیه لگن.

درمان زود خوابیدن نعوظ1

اختلالات و نقص ساختاری آلت تناسلی

دلهره هایی که دوچرخه سواری مداوم برای ساعت های زیاد می تواند.

سبب بروز اختلال در عملکرد نعوظ و موضوعات مرتبط با سلامت مردان شود.

مانند ناباروری و سرطان پروستات زیاد صحت ندارد.

یک مطالعه اخیر که در این موضوع مورد بررسی قرار گرفت نشان داد .

که بین دوچرخه سواری و اختلال نعوظ ارتباطی وجود ندارد.

  • اما بین دوچرخه سواری طولانی مدت و خطر ابتلا به سرطان پروستات ارتباط وجود دارد.
  • با این حال، نویسنده این مطالعه گفت که مردان نباید در مورد این تحقیق نگران باشند.
  • زیرا مزایای کلی دوچرخه سواری بیشتر از نگرانی است تا اینکه ثابت شود.
  • مردان باید بیشتر از قبل دوچرخه سواری کنند.
  • زیرا مزایای آن به قلب، ریه، بدن و سلامت روان بسیار مهم تر است.

توصیه پزشکی برای اختلال نعوظ

پزشکان انگلیسی راهکارهایی عملی را برای مردانی که بیش از چهار ساعت در طول هفت روز.

برای اختلال نعوظ خویش نگرانی دارند، ارائه می دهند.

آنها می توانند یک دوره دوچرخه سواری را متوقف کرده و تمامی پیشرفت های حاصل را بررسی نمایند.

آنها همچنین گفته اند که در راه حلی پیشگیرانه می شود از نصب صندلی دوچرخه در پوزیشنی مطلوب بهره برد.

  • با توجه به موارد گفته شده درمان زود خوابیدن نعوظ می تواند سخت و چالش برانگیز باشد اما شدنی است .
  • و فرد با کمی تلاش و دقت و استفاده از مشاوره های پزشک و روان شناس می تواند به راحتی ان را درمان نماید.
  • و خیالی اسوده از بابت سلامت جنسی کامل در رابطه زناشویی خود داشته باشد.

 

  • برای دریافت بهترین راهنمایی و مشاوره میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه