ﮔﺎﻫﯽ...
ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ،
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.
ﮔﺎﻫﯽ...
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ،
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ،
ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی،
ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩه ای.
ﮔﺎﻫﯽ...
ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ،
ﺗﺎ ﺁن را ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ.
ﮔﺎﻫﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ،
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ:
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ نمی فهمد...
مرگ مشکوک افراد معروف
با اینکه چند روز بعد از مرگ تونی اسکات،
روزنامهها اعلام کردند که او خودکشی کرده، اما هنوز خیلی از اهالی هنر
نمیتوانند بپذیرند که این کارگردان مطرح خودکشی کرده باشد، آن هم در
شرایطی که قراردادی چرب و چیلی با تام کروز بسته بود تا در قسمت دوم فیلم
«تاپ گان» همکار باشند. میگویند که اسکات خودش را به سمت رودخانه پرت کرده
است. مصاحبه زنش هم این نکته را تایید میکند. زنش فردای مرگ او گفت که
ریدلی سرطان مغز داشت و چون میدانست درمان نمیشود، خودش را کشت.
بعد از مدتی و بعد از پیگیریهای زیاد، اما کالبدشکافی این کارگردان نشان
میدهد که او داروهای آرامبخش و ضدافسردگی مصرف میکرد و تقریبا همه
نزدیکان کارگردان میدانند که او رابطه خوبی با زنش نداشت، حوادثی که شاید
در نهایت به مرگ کارگردان انجامید.
اما اسکات تنها فردی نیست که به مرگی مشکوک در گذشته است. در گذشته، چه در
میان ایرانیها و چه در میان هنرمندان جهانی، افراد زیادی بودهاند که مرگ
آنها هنوز مشکوک است. در ادامه به مرگ مشکوک ۱۰ هنرمند میپردازیم.
![]()
تختی و ماجرای خانوادگی
غلامرضا تختی بیشتر از آنکه یک کشتیگیر باشد، یک قهرمان ملی
بود. درست است که او چند قهرمانی جهان داشت و از نظر مدال، میتواند یک
نام ماندگار در ورزش ما باشد، اما آن چیزی که تختی را محبوب و ماندگار کرد،
چیزی دیگر بود. ورزشکاران زیادی بودند و هستند که از نظر تعداد مدال،
بیشتر از تختی روی سکو رفتهاند، اما کمتر کسی پیدا شده که بدون انگیزههای
تبلیغاتی، درخواست کمک برای مردم زلزلهزده کند.
کار تاریخی تختی بعد از زلزله بویین زهرا، در تاریخ ایران ماندگار شد، چون
از دل برآمده بود. اما همه آنهایی که فقط برای مطرح کردن خودشان و به شکل
تبلیغاتی سراغ ماجرا رفتند، فقط باعث خنده و تفریح شدند. دست کمک تختی،
برای زلزلهزدگان بویین زهرا پیش از آن هم از آستین بیرون آمده بود و دستان
سرد مردم وطنش را گرفته بود.
با همه اینها قرار نیست یک پهلوان، همه جا در اوج باشد. زندگی خانوادگی
مرد دوستداشتنی ورزش ایران، آنچنان خوب نبود. و همین بهانهای شد تا او
را به حاشیه برانند. تختی از آنهایی نبود که به سادگی تسلیم شود، اما همین
بهانه کافی بود تا مرگ او را خودکشی جلوه دهند. روزنامههای آن روزگار خبر
خودکشی پهلوان را روز ۱۷ دی منتشر کردند، اما کسی این خبر را باور نکرد.
![]()
صمد بهرنگی، افسانهای در ارس
صمد بهرنگی هرچند از نظر زور و بازو به پای تختی نمیرسد، اما از نظر
محبوبیت از او کم ندارد. زمانی که در یکی از کتابفروشیهای استانبول، کتاب
او را میان کتابهای محبوب دیدم، احساس غرور کردم که در بچگی، مدام
داستانهای او را میخواندم. با این همه دو دیدگاه در مورد صمد قصههای ما
وجود دارد.
یک دیدگاه میگوید که او اصلا آن چیزی نیست که برای ما تعریف کردهاند. اگر
به مناطق محروم رفت، فقط به این دلیل بود که باید طرح دوران تحصیلیاش را
میگذراند و مجبور به این کار بوده. به بچهها هم کتاب مجانی نمیداده،
بلکه پولش را میگرفته. یعنی اسطورهای را که در ذهن ما ساخته شده پر
میدهند. این همان دیدگاهی است که مرگ صمد آقای ما را، یک حادثه میداند.
میگویند او میخواسته از رود ارس بگذرد و به شوروی سابق فرار کند و در رود
خروشان غرق شده. روزنامههای آن روزگار هم همین را نوشتند.
اما تفسیری دیگر، میگوید که صمد را در رود ارس غرق کردند. باعث و بانی این
نوع نگاه کردن هم جلال آل احمد بود، با مقالهای که در نشریه «آرش» منتشر
کرد. او نوشت که مرگ صمد بهرنگی اتفاقی نبود، بلکه او را کشتند.
![]()
جیمز دین و ماشینی که ترمز پاره کرد
کمتر در دنیای سینما اتفاق میافتد که یک بازیگر فقط با شش فیلم، بدل به یک
اسطوره تمام نشدنی شود. اما این اتفاق برای جیمز دین افتاد. او در مدت
کمتر از پنج سال، یک ستاره بود. البته حضور او در فیلم اولش آن قدر کمرنگ
است که خیلیها، این دو فیلم را جز سابقه بازیگری او نمیدانند، اما به هر
حال او بازیگریاش را با فیلم «ملوان برحذر» در سال ۱۹۵۱ شروع کرد. همان
سال در فیلم «سرنیزههای استوار» و سال بعد در فیلم «کسی دختر مرا دیده؟»
بازی کرد. اما شروع موفقیت این بازیگر با فیلم «شرق بهشت» به کارگردانی
الیا کازان بود. و بعد بازی در دو فیلم «شورش بیدلیل » و «غول» او را به
اوج رساند.
نکتهای که برای خیلیها عجیب بود، مرگ جیمز دین بود که در ۲۴ سالگی و بر
اثر بریدن ترمز ماشینش اتفاق افتاد. اما خیلیها این اتفاق را ساختگی
خواندند. میگویند ماشین او را دستکاری کرده بودند.
مرگ جیمز دین، به دلیل قضایای سیاسی روی نداد، هر چند در آن روزها خیلی از
هنرمندهای آمریکایی به سمت سوسیالیسم کشیده شده بودند. احتمالا کسانی ترمز
ماشین او را دستکاری کردند که نمیتوانستند شهرت و محبوبیتش را تحمل کنند.
![]()
ستارهای که قربانی سیاسیبازی آمریکایی شد
مرلین مونرو، یکی از آن ستارههایی است که او را به اوج رساندند و وقتی
دیدند که بازی و کار و کارآیی ندارد، نابودش کردند. مرلین مونرو در تاریخ
پنجم اوت ۱۹۶۲ میلادی، در کالیفرنیا درگذشت. علت مرگ او. «مصرف بیش از حد
داروی خوابآور» ذکر شد. اما کسی این داستان را باور نکرد. مرگ او را کار
خانواده کندی دانستند و میترسیدند که خانم بازیگر اسرار خانوادگیشان را
لو دهد.
نکته که حائز اهمیت است اینکه مونرو رابطه نزدیکی با بسیاری از
سیاستمدارهای آمریکایی داشت و به همین دلیل کسی شایعه مرگ عجیب او را
پیگیری نکرد، چون این بار دست جمهوریخواهها و دموکراتها در یک کاسه
بود. هرچند که بسیاری از آنها این موضوع را قبول نمیکردند، ولی عدهای
دیگر نیز میگفتند که آنها دستی در ماجرا داشتهاند.
![]()
مایکل جکسون و مرگی عجیب
مایکل جکسون در ۵۰ سالگی مرد و این سن مرگ یک نویسنده ایرانی را به یاد ما
میآورد. صادق هدایت. او هم در ۵۰ سالگی در پاریس درگذشت؛ شهری که اسمش را
روی دختر مایکل جکسون گذاشتهاند.
مرگ این ستاره پاپ، توجه بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب کرد. او در
اواسط سال ۲۰۰۹ بر اثر تزریق بیش از حد داروی قوی بیهوشی پروپوفول توسط
دکترش، در سن ۵۰ سالگی درگذشت. البته پس از گذشت دو سال از مرگ مایکل
جکسون، دکتر او به چهار سال حبس در زندان به خاطر قتل غیرعمد جکسون محکوم
شد. اما هنوز کسی نمیداند که تزریق این دارو عمدی بوده یا خیر. دو دسته
این اتفاق را ساختگی میدانند.
گروه اول میگویند که خود مایکل خواسته تا به زندگیاش پایان دهد، چون دیگر
نمیتوانسته کار خلاقانهای انجام دهد و گروه دیگر معتقدند که ثروت او و
کسانی که این پول به آنها میرسیده، عاملی برای مرگش بوده. به هر حال هر
گروهی چیزی میگوید و هنوز کسی نمیداند که علت اصلی مرگ او چیست.
در این میان عامل سومی هم میتواند جالب توجه باشد. تعدادی از رسانههای
ایرانی، معتقدند که مایکل در سالهای پایانی عمرش مسلمان شده بود و این
نکته را هم یکی از دلایل احتمالی مرگ مشکوکش میدانند.
![]()
هیث لجر و تکرار ماجرای جیمز دین
در روز ۲۲ ژانویه ۲۰۰۸، پیکر هیث لجر در آپارتمانش در طبقه چهارم ساختمانی
در خیابان ۴۲۱ بروم در محله سوهوی نیویورک پیدا شد. بنابر گزارش پلیس، ترسا
سولومون، خدمتکار خانه حدود ساعت ۱۲:۳۰ ظهر به آپارتمان هیث میرود و وقتی
حدود ساعت یک برای تعویض لامپ حمام به اتاق هیث وارد میشود، او را در
حالی پیدا میکند که روی تخت رو به صورت دراز کشیده و پارچهای سفید تا روی
شانهاش بالا کشیده شده بوده و خروپف میکرده. حدود یکساعت و نیم بعد
ماساژور هیث به آپارتمان او میآید. تا ساعت سه هیث از اتاق بیرون نمیآید و
به همین علت ماساژور به موبایل هیث زنگ میزند و جوابی نمیگیرد. او سپس
وارد اتاق هیث میشود و شروع به آماده کردن میز ماساژ و بعد هم سعی در
بیدار کردن هیث میکند. بعد از آن با موبایل مری-کیت آلسن تماس میگیرد که
شمارهاش در دفتر تلفن موبایل هیث بوده است. مری-کیت میگوید که یکی از
افراد محافظش را به آپارتمان خواهد فرستاد.
بعد از اینکه ماساژور دوباره سعی در بیدار کردن هیث میکند، به اورژانس
زنگ میزند. ماموران اورژانس اقدامات اولیه را انجام میدهند، ولی در ساعت
۳:۳۶ بعدازظهر، اعلام میکنند که هیث مرده است. پلیس گفته است که با وجود
قرصهایی که در اتاق هیث پیدا کردهاند، ولی هیچ نشانه مشخصی که حاکی از
خودکشی هیث باشد یافت نشده.
مورگان فریمن در باره مرگ مشکوک بازیگر نقش ژوکو گفته است: «از آنجایی که
او در این فیلم نقش یک شخصیت شیطانی را بازی کرده است، مردم بازی در نقش
این شخصیت را علت مرگ نابهنگام او میدانند، اما من فکر میکنم مرگ او هیچ
ربطی به این پروژه نداشت.»
![]()
شیخ محمد خیابانی؛ مردی که نقطه پایانش را کسی نمیداند
نام شیخ محمد خیابانی برای ما آشناست، اما کمتر درباره او میدانیم؛ کاری
نداریم از روی تنبلی خودمان است یا مسائل دیگر، ولی خیلی از ما در مورد شیخ
محمد خیابانی کم میدانیم. درست است که متاسفانه اطلاعات درستی از او به
ما نرسیده و در این نوشته کوتاه هم نمیشود به این قضیه پرداخت، اما مرگ او
از زندگیاش هم عجیبتر است.
او در دو روز از قیامی که در فروردین ۱۲۹۹ شمسی انجام داد، نهادهای دولتی
تبریز را به تصرف خود درآورد و شهر را از دست دولتیان خارج کرد. قیام بیش
از پنج ماه ادامه داشت.
مخبرالسلطنه هدایت به ولایت آذربایجان منصوب شد و موظف شد که به کار
خیابانی پایان دهد. قزاقها در نیروهای این مبارز رخنه کردند و خانهاش
محاصره شد. میگویند که شیخ مبارز خودش را کشت، اما هیچ عقل سلیمی این نکته
را باور نمیکند. چرا باید فردی مبارز، همچون خیابانی خودش به زندگیاش
نقطه پایان بدهد؟
مرکز مشاوره مدائن:مشاوره یک امر مهم در دنیای کنونی است.
و بسیاری از افراد برای داشتن زندگی بهتر آن را انجام می دهند.
مرکز مشاوره مدائن یکی از مراکزی است که در آن انواع مشاوره و روانشناسی ها صورت می گیرد.
یکی از مهم ترین و جذاب ترین موضوعات مشاوره در مرکز مشاوره مدائن مشاوره در مورد رابطه با حساسیت های جنسی کودکان است.
بعضی از روانشناسان معتقدند که جنسیت در هنگام تولد شروع می شود.
و پستان مادر به عنوان یک تجربه جنسی است.
در طول این دوره، والدین و مراقبان کودک باید به نکات اساسی زیر توجه کنند.
از لمس کردن و تحریک تناسلی نوزاد خودداری کنید.
مطالب و مقالات سایت ” مرکز مشاوره ” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناس تهیه و پشتیبانی شده است.
با ظهور رشد ذهنی و عقلانی، کودک نام قسمت های مختلف بدن خود را یاد می گیرد که در این دوره ضروری است.
تا به درستی اسامی ارگان های تولید مثل توسط والدین به تنهایی و یا با کمک مشاوره ها، به جای نام بد استفاده شود .
همانطور که نوزاد رشد می کند و از محیط اطراف آگاه می شود و بخش های مختلف بدن خویش را تشخیص می دهد.
برخی از قسمت های بدن را لمس می کند.
در زبان کودکانه، او باید یاد بگیرد که این رفتار خوشایند نیست و نباید تکرار شود.
این باید در محیط آرام و بی تنش به کودک منتقل شود.
دخالت کودک در فعالیت های دیگر و منحرف کردن حواس کودک از این حالت ها.
و ایجاد زمینه های سایر فعالیت های خوب می تواند در ترک عادت در کودکان موثر باشد.
متأسفانه بعضی از والدین برهنگی را با تمدن تر درک می کنند و فکر می کنند که برهنه متمدن تر است.

اگر سن سه تا چهار سال سن بیداری جنسی و شکل گیری خاطرات در ذهن کودکان باشد .
و در سن پنج تا هفت سالگی، کودکان وقتی که با بدن برهنه والدین مواجه می شوند.
درباره اینکه بدن آنها چه هستند، کنجکاو هستند. و آنها نمی دانند این موارد خطرناک و نگران کننده است.
سن بیداری جنسی در کودک می تواند کم باشد. در دوران کودکی، دیدن یا لمس کردن پستان مادر .
باعث ایجاد پاسخ های مکنده در کودک می شود که می تواند توسط شیردهی به نوزاد رضایت بخش باشد.
اما در دوران کودکی، سه تا چهار سال بعد، دیدن یک والد برهنه، باعث تحریک و میل جنسی کودک می شود .
که به هیچ وجه نمی تواند در زمینه کودکی برآورده شود.
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
مغز کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی فقر پروتئینی را نشان می دهد
تحقیقات جدید در کودکان با بیش فعالی و کمبود توجه به فقر مواد شیمیایی مورد نیاز در خون این کودکان پی بردند. به نظر می رسد کودکان با بیش فعالی و کمبود توجه، حدود۵۰ درصد سطوح پایین تری از آمینو اسید یا به اصطلاح تریپتوفان؛ پروتئین عامل تولید دوپامین، نورآدرنالین و استروتونین؛ و نیز یک مؤلفه مهم برای توجه و یادگیری دارند. جسیکا جاناسون از دانشگاه اربرو سویس به همراه تیم تحقیقاتی اش در پی بررسی فرضیه تفاوت بین انتقال پروتئین هاس تریپتوفان، تیروسین و آلانین در کودکان ADHD بودند، از آنجایی که این آمینو اسیدها مواد متشکله شیمیایی مغز و دخیل در ابتلای به ADHD محسوب می شوند. آنها سلول های بافتی پیوندی یا فیبروبلاست های ۱۴ پسر ۶ تا۱۲سال دارایADHD را تحلیل کردند و به این نتیجه رسیدند که توانایی سلولی برای انتقال تریپتوفان در پسرانADHD نسبت به دیگر پسران کمتر است.
جانستون بیان کرد این یافته ها اختلالات بیوشیمیایی بیشتر در مغز افراد ADHD را در مقایسه با دانسته های قبلی نشان می دهد. وی اذعان می کند “این نشان دهنده چندین ماده مخابره گر بسیار مهم در ADHD است که این وضع در آینده می تواند موجب راهگشای واردات داروهای دیگری نسبت به داروهای در دسترس کنونی باشد “. جانستون تمرکز کاری خود را بر تحلیل مواد انتقال دهنده مهم در مغز برشمرد. سطوح بسیار پایین این مواد ممکن است دلیل پشتوانه ایجاد شرایطی از قبیل ADHD باشد.
برای مطالعه بیشتر:
آیا تغذیه روی بیش فعالی کودکان موثر است؟
او گفت احتمالاً این یافته ها به معنای آنست که مغز سروتونین کمتری را تولید می کند. تاکنون عمدتاً تمرکز بر ماده انتقال دهنده دوپامین و نورآدرنالین در درمان پزشکی ADHD بوده است. اما اگر سطوح پایین سروتونین نیز عامل مشترک باشد داروهای دیگر ممکن است برای درمان موفقیت آمیز لازم باشد.
میزان پایین سرتونین با تکانشگری بیشتر ارتباط دارد که نشانه اصلیADHD است. او بر این باوراست که بررسی بیشتر سروتونین در افراد ADHD و اختلال رفتارهای آشوب زا بسیار مهم است.
همچنین کودکان گروه ADHD آمینو اسید آلانین بیشتری در سلول های فیبروبلاست مغز منتقل شد. متخصصان می گویند مشخص نیست این آمینو اسید چقدر بر ADHD اثردارد اما به نظر آنها شاید بر انتقال امینواسیدهای مهم دیگر برای فعالیت نرمال مغز تأثیرگذار باشد.
به طور قابل توجهی انتقال بیشتری از آلانین در کودکان اوتیستیک یافت شده است و در بررسی نُه پسر و دو دختر مبتلا به اوتیسم نمونه های فیبروبلاست ظرفیت فوق العاده ای برای انتقال آلانین را نشان دادند. محققان بیان کردند این افزایش انتقال در سطح غشای سلول ممکن است بر انتقال چندین آمینواسید دیگر در سطح سد خونی-مغزی تأثیر بگذارد و آنها نیز اضافه کردندکه معناداری این یافته ها باید بیشتر مورد کنکاش قرار گیرد. هیچ گونه تفاوتی در کار آمینواسید تریوسین در نمونه های پسران دارای ADHD دیده نشد که به نظر متخصصان فعالیت تریپتوفان در پسران در شرایط بدونADHD علت تفاوت بود. اما آنها فکر می کنند که این می تواند به معنای تغییر در تریپتوفان باشد که با تبدیل کلی تر در عملکرد یاخته سلولی ADHDها ارتباط دارد. تغییرات مشابه در یاخته های سلولی در اختلالات روانی دیگر مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی دیده شده است.
سرپرست تیم دکتر نیکولاس ونیزولوس برشمرد که سطوح کاهشی شدید گیرنده های استیل کولین نیز در پسران ADHD دیده شد. این فقدان می تواند منجر به مشکلاتی در تمرکز و یادگیری شود. داروهای بهبود دهنده سطوح استیل کولین هم اکنون موجودند و در حال حاضر در درمان بیماری آلزایمر به کار برده می شوند. جزئیات کامل این مطالعه در مجله کارکردهای مغز و رفتار منشتر شده است.
دکتر ونیزیلوس اضافه کرد “من درحال انجام تحقیقی در مورد بیمارهای روانی و اختلالات کارکردی در سطوح سلولی هستم”. فرض بر این است که بسیاری از اینها نتیجه سطوح بسیار پایین مواد انتقال دهنده مهم در مغز باشند، بنابراین تحلیل بیوشیمی سلولی به ما در درک فرآیندهای سهیم در این تغییرات کمک می کند.
این مطالعه به دلیل نمونه کوچکی از بیماران و آن هم فقط جامعه پسران با محدودیت آماری مواجه شد. اما این تیم نتیجه گرفتند “کودکانADHD ممکن است دسترسی کمتری به تریپتوفان و دستیابی بیشتری به آلانین در مغز داشته باشند”. دسترسی پذیری فزاینده تریپتوفان در مغز ممکن است علت اختلالات در سیستم انتقال دهنده عصبی ساختارهای سروتونرژیک، عامل ثانویه در تغییرات در سیستم کته کولامنرژیک (که فعالیت دوپامین را پوشش می دهد) باشد.
بدین ترتیب این اکتشافات جدید با مطالعه قبلی همسو است که در آن ژن ها باADHD ارتباط دارند که از آن جمله چندین ژن مرتبط با سیستم کته کولامینرژیک را در بر می گیرد.
در نهایت متخصصان خواستار بررسی گسترده وبیشتری با تمرکز بر اختلال در انتقال دهی آمینواسید در کودکان ADHDشدند.
یکی از پر اهمیت ترین نکته ها در مورد ابراز کردن محبت و دریافت کردن آن فرق های زوجین می باشد .
که در بیشتر موارد یکی از زوجین به روش و شیوه خودش که به آن علاقه دارد محبت دریافت خواهد کرد.
و محبت میکند به طور مثال خانمی که انجام دادن کارهای خانه یا کدبانو بودن را محبت کردن می داند.
در صورتی که همسرش احتیاج به محبت کلامی او دارا می باشد.
و یا مردی که بیشتر کار کردن را یک اقدام محبت آمیز نسبت به همسر خود میداند.
ولی همسر او احتیاج به صحبت کردن کردن محبت آمیز و یا دریافت کردن دیگر انواع محبت از طرف او را می خواهد.
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

که به چه صورت احتیاج به محبت آنها برآورده شود که البته لازمه آن خود آگاهی زوجین می باشد .
ولی اشتباه شایع این فکر این می باشد که به دلیل اینکه همسرم به من علاقه دارد باید بداند .
من علاقه دارم که الان به من توجه کند. یا همسرم بدون آنکه من برای او بازگو کنم .
باید این را بداند که چه زمانی به محبت احتیاج دارم .
اما در صورتی که بیشتر زوج هایی که همدیگر را دوست دارند.
در مواقع فراوانی از احتیاج هم بیخبر میباشند.
گام دوم معین کردن مقدار مهر طلبی زوجین می باشد.
و مقداری نوازش اشخاص دارای فرق می باشد و بسیار متحمل می باشد.
که زوجین به یک مقدار مهر طلب نباشند.
و اشخاص مهرطلب به طور معمول در صورت به دست نیاوردن محبت مورد احتیاج احساس نا امن بودن می کنند .
و در بعضی از موارد مبتلا به سوء ظن و بدگمانی خواهند شد .
که راه حل این موضوع نیز همان بیان کردن و شفاف سازی می باشد.
گام سوم استفاده کردن از شیوه های متعدد در ابراز کردن محبت می باشد و پیشنهاد می شود که زوجین خلاقیت را به خرج بدهند.
و ابراز محبت را به شیوه های متعددی انجام بدهند که شیوههایی مانند یادداشت کردن نامه و همینطور ارسال کردن پیامک.
و یادداشت گذاشتن بر روی اشیا های منزل و غیره میتواند احتیاج به دریافت کردن محبت را بیشتر به ارضا کردن بپردازند.
و درضمن اشخاصی که مثل شما احساس بی مهری و همینطور کمتوجهی فراوانی میکنند.
میتوانند انتظارها و احتیاج های خود را به صورت مکتوب بازگو کنند.
گام چهارم قربانی کردن و تشکر کردن از محبت و توجه همسر می باشد .
که یکی از شیوههای شکل دادن برخورد اطرافیان مان قدردانی کردن و تشکر کردن از برخوردهای مثبت آنها می باشد .
و با این شیوه همسر شما به ندرت متوجه خواهد شد .
که کدام یک از برخوردهای این چنین پاسخ مثبتی را به وجود می آورد و آن بر خود را بیشتر خواهد کرد.
گام پنجم که مکمل قدم قبلی می باشد دوری کردن از مهر ورزی یک جانبه و یک طرفه می باشد.
که به طور معمول این تصور غلط موجود می باشد که من محبت می کنم تا همسرم تحول پیدا کند.
یا عشق من بالاخره او را عوض خواهد کرد که این باور غلط می باشد و محبت کردن یک طرفه .
و همیشگی به ندرت نادیده گرفته خواهد شد به دلیل اینکه خاصیت سیستم روانی انسان این می باشد.
که محرک های یکنواخت و به صورت تکراری را به نادیدهگرفتن بپردازد.

گام ششم و آخر نیز شناختن شرایط ها و روزهای به خصوص احتیاج به محبت کردن و توجه فراوان را دارا میباشد .
که هر شخص در روزهایی که از هفته و ماه به توجه و محبت فراوان احتیاج دارد به طور مثال بعضی از مردان در موقعیت کاری دشوار.
و صدمه پذیر خواهند شد و یا بعضی از خانمها در اوایل دوره های قاعدگی احتیاج به توجه و محبت فراوانی دارا می باشند.
که زوج نباید در خصوص این دوره ها و روزهای به خصوص به همدیگر آموزش و اطلاع بدهند و در مورد انتظار هایشان از همدیگر به توافق رسیدن بپردازند.
همانگونه که کمبود مهر و همینطور محبت زمینه آشکار شدن عقدههای روحی و روانی را ایجاد می کند.
و چنانچه این پدیده ی تلخ مدیریت نشود به جرم و جنایت منجر خواهد شد .
و افراط کردن در محبت نیز آثار و عوارض نامطلوبی را به همراه دارد و مهرورزی به دلیل اینکه در آدمی به مدد عقلانیت صورت می گیرد .
و یا تفکر و اندیشه پشتیبانی خواهد شد باید در حد احتیاج و اندازه آدمی انجام شود.
و حفظ کردن تعادل در مهربانی نه تنها به آشکار شدن مشکل منجر نخواهد شد.
بلکه صدمه روحی و روانی و تعادل شخصیتی و اجتماعی را برای اشخاص به همراه نخواهد داشت.
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه