سفر روی دایره زمان
میخواهید بدانید ۴۰ سال پیش در قهوه خانههای تهران چه میگذشت؟ ذات بعضی ایرانیهاست به گمانم که حتی اگر ماشین زمان توی دستشان باشد، به جای آنکه دکمه را فشار بدهند تا ۵۰ سال آینده را ببینند، دکمه را فشار میدهند و ۵۰ سال به عقب برمیگردند. به جایی که قدیمیها دیدهاند سفر کنند، در زندگی آنها فضولی کنند یا حتی کنارشان بنشینند و با آنها حرف بزنند. من اما نه ماشین زمان توی دستم دارم و نه بلدم برای خودم ماشین زمان بسازم، اما توی چرخزدنهایم این سر و آن سر شهر، به قهوهخانهای رسیدم که انگار ۴۰ سال پیش ساعتش یخ زده و متوقف مانده و حالا آدمها با سروشکلهای سینمایی نگاهم میکنند. انگار امروز نیست، انگار گریم آدمهاست که آنها را شبیه به دورهای دیگر کرده. اما خب واقعیت است، اینجا تهران است، شهری پر از ماشینهای بزرگ و کوچک، شهری که در زمان قدیم با دارابودن چند دروازه روزگار سپری میکرد و امروز اگر لحظهای غافل شوی، قطعا در آن گم خواهی شد. شهری که سالیان سال است نام پایتخت را با خود یدک میکشد و آدمهای زیادی را در دل خود جا داده است، آدمهایی که در اقصی نقاط این شهر پراکندهاند و هر کدام مشغول به کاری هستند و برای روزی خود و خانواده، در تلاش هستند. شهری که با اضافه شدن کوچه و پسکوچههای فراوان، هنوز برای خیلی از مردمانش قابل تصور نیست که به این بزرگی در آمده باشد؛ و من به دل تاریخ سفر میکنم.
در راه سفر
برای هر سفر باید لباس مناسب و وسایل لازم را به همراه داشت، من هم به خاطر شناختی که از محله دروازه غار داشتم، با تجهیزات کامل رفته بودم، تا خدایی نکرده تبدیل به سوژه داغ خبری نشوم. برای سفر به قهوهخانه حاج تقی باید سوار بر ماشین زمان شوم – در اینجا منظور مترو است – و با آخرین سرعت به سمت ایستگاه شوش حرکت کنم. همان جا از یکی دونفری آدرس دروازه غار را پرسیدم، اما آنها به هر نحوی که بود تلاش کردند تا مرا از رفتن به این محله منصرف کنند؛ اتفاقی که نیفتاد، چون آنوقت چیزی برای نوشتن نداشتم.
ورود بعضیها ممنوع!
وقتی وارد قهوهخانه میشوم، خشک میشوم، گیج و مبهوت و یخزده، صدای صاحب قهوهخانه از پشت پیشخوان میآید که میگوید: «داداش چی میخوای؟» فضای قهوهخانه آنقدر برایم سنگین است که نمیتوانم جواب بدهم. فشارم پایین آمده و راههای فرار را بررسی میکنم، قطعا اگر ماشین زمان، از آن واقعیهایش که توی فیلمها هست دستم بود، در همان لحظه دکمه بازگشت به زمان حال را فشار میدادم و به زندگی طبیعی خودم برمیگشتم. اما انگار که آن دکمه هم کار نمیکند و من مجبورم به زندگی ادامه بدهم؛ «بی زحمت یه دیزی با نوشابه سیاه».
لباسهای مبدلی که پوشیدهام تا حدودی من را میان جمعیت استتار کرده، ولی هنوز سنگینی نگاه عدهای را حس میکنم. در جستوجوی پیدا کردن صندلی خالی هستم که ناگهان فردی ناشناس که پشت یک میز با چند صندلی خالی است برایم دست تکان میدهد، بعد از تشکر روی صندلی مینشینم، آن فرد ناشناس که در آخر فهمیدم اسمش سیروس بود، به شدت سعی میکرد تا سر صحبت را با من باز کند: «واقعا بد دوره زمونهای شده.» جوابی نمیدهم.
سیروسخان خودش ادامه میدهد: «گرونی بیداد میکنه، اصلا تو چرا اومدی اینجا ناهار بخوری؟ دیزی رو باهات چند حساب کرد؟» سیروس خان وارد سوژههای غیرقابل بیان میشود و دیزی من هم آماده است، فرار را بر قرار ترجیح میدهم و به تختهای توی حیاط پناه میبرم. حالا مجبورم حواسم را به آداب صحیح دیزیخوردن جمع کنم تا سوتی نداده باشم. چند دقیقهای مجبورم حواسم را جمع کنم و برای همین چیزی به جز توجه به ظرف دیزی و قاشق و نان ندارم که بعید میدانم هیجانی برای دانستنش داشته باشید.
از باغ شاه فقط سر درش مونده
غذایم را تمام کردهام، ولی هنوز یک قسمت از نان سنگک بزرگی که در سینیام گذاشتهاند، باقی مانده است. پیرمردی ۷۰ ساله به سمتم میآید، مطمئنم که دستور خروج من را دارد، ولی پیرمرد بدون گفتن حرفی فقط کنارم مینشیند. چند دقیقه که میگذرد، آرام آرام آن تکه نان سنگکی را که در سینیام باقی مانده است، برمیدارد و میخورد. پیرمرد ظاهر بسیار مهربانی دارد و پلیدی در چشمانش نیست، ولی نمیدانم چرا اصلا قصد ندارد سر صحبت را با من باز کند. بعد از ۲۰ دقیقه من سفارش دو تا چای میدهم و گویا این حرکت به مزاج پیرمرد خوش میآید، دلیل دیگری برای آغاز خاطرهگوییهایش پیدا نمیکنم: «من همسن تو بودم، تو خیام دوکان داشتم، ماشینمو روشن میکردم، میرفتم اوین آبگوشت میخریدم ۱۲ هزار و ۱۰ شاهی، بعدشم همون جا زیر درختها چرت میزدم و عصری راه میافتادم میآمدم پایین. منظور اینکه اون موقعها تهران خیلی شهر خوبی بود، اما الان… از باغ شاه فقط سر درش مونده.»
قصهها همینجور ادامه دارد، حتی روی دور تند. تصویر خودم را میبینم که مثل لحظههای سینمایی رد میشود و دوربین او را نشان میدهد که حرف میزند و از پهلوان محلهشان علی کل نقی میگوید و از خاطراتش با سردار بهار حکمت رئیس مجلس شورای ملی، دسته عزاداری طیب و… که وقتی پای خاطراتشان مینشینی، در عرض چند دقیقه تو را به سالیانی میبرند که با اینکه در آن زمان نبودهای، ولی دوست داری برای یک دفعه هم شده به آن زمان برگردی و ببینی که به راستی در همین شهر چه خبر بوده و مردم با کمترین امکانات به چه صورت و چه جالب در کنار هم زندگی میکردهاند.
از کفتر کاکل زری تا برس دسته دوم
قهوهخانه حاج تقی، مثل یک بنگاه اقتصادی زود بازده عمل میکند، آدمهایی که به قهوهخانه میآیند اگر «چیز» ارزشمندی دم دستشان باشد، آن را به قهوهخانه میآورند و میفروشند؛ مثلا سگک کمربند، عطر زنانه استفاده شده، سماور ذغالی، عاج فیل مصنوعی، رایو ضبط گراندیگ ۵۰ ساله، انگشترهای عقیق و خلاصه هر چیزی که به ذهن ما شهریهای ساکن سال ۹۰ نمیرسد، اما برای آنها «چیز» حساب میشود. آنجا، دقیقا جلوی در قهوهخانه، بورس قاشق و چنگال است، انگار که فروشندهشان هر جایی مهمانی رفته، بعد از خوردن غذا یادش رفته که قاشق و چنگال را… بگذریم.
عکسبرداری ممنوعه داداش
سختترین قسمت در سفر زمان، وقتی است که میخواهی نشانهای از تکنولوژی روزمرهات به آنها انتقال بدهی. مثلا میخواهی با آدمهایی که حال و هوای ۴۰ سال پیش توی سرشان است و هنوز فکر میکنند دور و بر اوین را باغهای بزرگ گرفته، درباره دوربین عکاسی صحبت کنی. کسانی که شاید در زمان جوانی خیلی از آنها هنوز دوربینهای حرفهای وجود نداشته و یا اگر هم بوده، دوربینهای عکاسی معمولی و ابتدایی.
با دوستم در طول راه صحبت کردهام و قرار است خودش را به عنوان پسرعموی من معرفی کند، پسرعمویی که از آلمان آمده و حالا خیال عکاسی دارد. وقتی به قهوهخانه میرسیم، از روزهای قبلتری که به آنجا سرزدهام، شلوغتر است. دوستم یک جای خالی پیدا میکند و سریع عکاسی را شروع میکند تا قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی برای ما و دوربینش بیفتد، کار را یکسره کند. مرد میانسالی که از خرت و پرتهایش عکس گرفتهایم، کنجکاو شده و میپرسد: چرا؟ برای او قصه از قبل هماهنگ شدهمان را میگویم. بعد از چند ثانیه سکوت میگوید: «داداش منم انگیلیس زندگی میکنه، منم چند باری رفتم اونجا، آخرین دفعه هم شش ماه موندم، ۱۹۹۵ رفتم ۱۹۹۶ برگشتم! خیلی جای خوبیه ولی ایران نمیشه، من کارام برای آمریکا هم درست شده که برم…»
از آنجایی که بقیه افراد قهوهخانه خارج نرفتهاند و طرز برخورد با خارجیها را نمیدانند، اجازه عکاسی از بساطشان را به مرتضی نمیدهند. تصمیم میگیریم که خودمان با زبان خوش ماشین زمان را متوقف کنیم و به زندگی عادی برگردیم؛ به دورهای که دوربین عکاسی یک وسیله طبیعی است و زمانی که میخواهیم از روی آن زمین عجیب خارج شویم، دقیقا شبیه به فیلمهای سینمایی که با یک پایان باز غافلگیرت میکند، صاحب قهوهخانه جلویمان را میگیرد و با یک جمله عجیب داستان را به پایان میرساند: «تا عسکها رو پاک نکنین، نمیذارم از اینجا بیرون برین!»
شاید شما فکر کنید که بزرگترین مزیت غذا خوردن با یکدیگر بعنوان خانواده اطمینان از سیر شدن شکم هر فرد است. با اینحال، اشتراک غذا چیزی بیشتر از تغذیه افراد به صورت فیزیکی انجام میدهد. این کار آنها را به صورت احساسی نیز تغذیه میکند و آنها را در کنار هم نگه می دارد. در این مقاله اهمیت غذا خوردن با حضور تمام اعضای خانواده و فواید آن ذکر شده است:
۱.غذاهای خانواده گی اجازه صحبت کردن میدهند. بطور ساده باهم بودن و صحبت کردن در مورد روز میتواند برای کمک به ارتباط شما با دیگر اعضای خانواده کافی باشد. مسئله این نیست که چه غذاهایی را با هم میخورید، شما از اینکه فرصتی برای دانستن هر آنچه در زندگی هر شخص میگذرد خواهید داشت قدردان خواهید بود.
۲. برای هر شخص در خانواده وظیفه ای برای آماده سازی غذا معین کنید. دلیلی برای اینکه شما همه کارهای آماده سازی غذا را انجام بدهید وجود ندارد، چنانچه آنها نیز میخواهند غذا بخورند. شما شاید دریابید که برخی از بهترین مکالمات، در حالیکه شما باهم غذا را آماده میکنید اتفاق می افتد. وظایف خانوادگی حتی برای جوانترین عضو خانواده نیز پیدا کنید.
۳. آماده سازی و سرو غذا در یک زمان تقریبا یکسان هر روز یک جریان عادی و طبیعی را در خانه شما تشویق خواهد کرد. خانواده شما خواهد دانست که اگر ساعت نزدیک ۵:۳۰ بعداز ظهر است آنها نیاز به رسیدن به خانه دارند و یا باید خطر از دست دادن غذا را بپذیرند. غذا خوردن هر روز تقریبا در یک ساعت مشخص، همچنین مانع غذا خوردن سرپایی و غذا خوردن میان وعده ای شوید.
در مورد تغذیه کودک بیشتر بخوانید:
۴. درباره روز هر شخص سوال کنید. به کودک خود بیاموزید که صحبت کردن مهم است و شما واقعا علاقه مند هر آنچه که آنها می گویند هستید. به هر شخص زمانی برای صحبت کردن بدهید و شما خیلی زود درخواهید یافت که کودکان مشتاق صبر کردن برای رسیدن نوبت خود میباشند. تشویق کودکانتان برای صحبت کردن طی شام همچنین به آنها کمک میکند تا نظراتشان را ابراز کنند و تجاربشان را به اشتراک بگذارند.
۵. از وقتی که بر سر میز بعنوان خانواده صرف میکنید، برای صحبت کردن درباره آنچه که در اخبار می گذرد استفاده کنید. دریابید که هر شخص درباره موضوع خاص چه فکر میکند. زمان را طوری تنظیم کنید که هرکس فرصتی برای ابراز افکارش داشته باشد و شما بیشتر درباره اعضای خانوادهتان یاد خواهید گرفت.
۶. آماده سازی و اشتراک غذا با یکدیگر همچنین یک روش خوب برای تاثیر چیزی که کودکان شما میخورند میباشد. درباره چرایی برخی غذاهایی که خاص سرو شده و درباره انجام انتخاب های بهتر صحبت کتید. درباره انرژی که غذاها فراهم می کنند و چرایی اهمیت جلوگیری از خوردن زیاد غذاهای منع شده و شیرین صحبت کنید.
۷. کودکانی که غذا را با خانواده می خورند عملکرد بهتری را در مدرسه نشان میدهند. بخشی از این حالت به این دلیل است که غذایی که می خورند مغذی تر از هر غذای فست فود میباشد. پرسش والدین درباره اتفاقات مدرسه همچنین آنها را برای عملکرد بهتر کمک میکند و کمک میکند تا مشکلاتی را که در مدرسه پیش می آید را با یک روش مناسب اداره کنند.
روش های درست تغذیه کودک را یاد بگیرید:
اضافه وزن در کودک و چگونگی برخورد با آن
۸. شما شاید از اینکه بدانید اشتراک غذا با یکدیگر میتواند شانس استفاده کودک شما از مواد مخدر و الکل را کاهش دهد شگفت زده شوید. هنگامیکه نوجوانان با چنین چیزهایی روبرو می شوند که نباید، عموما بخاطر آنست که آنها برای جلب توجه والدینشان تلاش میکنند. کودکانی که با خانواده خود غذا میخورند توجهی را که آرزو میکنند دارا هستند.
چه کسی میداند که خوردن وعده های غذایی چقدر میتواند مهم باشد؟ بواسطه خوردن غذا باهم بطور منظم شما می توانید به برتری کودکتان در مدرسه کمک کنید. آنها را از مصرف داروها (مواد مخدر) محافظت کنید و با آنها در ارتباط باشید. شما همچنین میتوانید آنها را تشویق کنید و به آنها در ایجاد انتخابهای هوشمند غذا کمک کنید.
انفال جزو هشتمین سوره قرآن مجید می باشد که از آیه ی اولین سوره گرفته شده است.
و برخی از مسئله های بازگو شده در این سوره شامل صفت های مومن های واقعی ، داستان های جنگ بدر.
و حکم اسیران جنگی ، جهاد و همینطور حکم خمس ، خرافات مشرکان و شیوه شناختن منافقان .
و مقابله کردن با آنها که این سوره دارای ۷۵ آیه می باشد که در مدینه نازل شدن رسیده است.
در فضیلت این سوره نقل شده است که هر فردی که سوره انفال را مطالعه کند شفاعت خواهد شد.
و در روز قیامت شخص از انفال به دور خواهد شد .
و به تعداد تمام مردان و زنان منافق در دنیا به او دهها حسنه داده خواهد شد .
و در گناه و عذاب پاک خواهد شد و ۱۰ درجه بالاتر افزایش پیدا میکند.
و حاملان آن در روزهای زندگی او در دنیا به او درود خواهند فرستاد.
هر فردی که سوره انفال را بخواند هرگز نفاق داخل قلب او نخواهد شد.
و در زمره ی شیعیان از امر حسابرسی دور خواهد ماند.
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
غالب شدن در خصم:
هر فردی که سوره ی انفال را یادداشت کند و آن را به همراه خود دارا باشد در مقابل هر حاکم زورمندی که قرار بگیرد.
می تواند حق خود را بگیرد و حاجتش برآورده خواهد شد و هیچ فرد به او تجاوز نخواهد کرد .
و با هر فردی که منافع داشته باشد بر او غالب خواهد شد که این نوشته مایه حفظ و امان او در آینده می شود.
ادای قرض:
هر فردی که آیه ۶۶ سوره انفال را در زمان یک هفته در عقب هر نماز واجبی آن را بخواند.
به صورتی که ابتدای آن نمازی که این آیه ها پس از آن خوانده خواهد شد.
اگر روز جمعه انجام دهد خداوند بار وام را از گردن او بر خواهد داشت.
هر فرد با ایمانی که در بند و زندان قرار بگیرد یا به دست ظالمی به گرفتار شدن برسد .
و با نیت خالص و توجه کردن به خدا و معنی آن تلاوت کند خلاص خواهد شد.
جهت شادی و خوشدلی:
فردی که این آیه را در ۲۷ ماه رمضان در قطعه کاغذ به نیت خالص و توجه کردن به خدا و معنی آن یادداشت کند.
و آن را در نگین قرار دهد هر فردی آن نگین را که با خود دارد همیشه شادمان و خوشحال خواهد بود.
و بر تمام دشمنان مظفر خواهد شد.
و اگر فردی این آیه را به نیت خالص و توجه کردن به خدا و همینطور معنای آن بر ورد زبان بسازد بر اعدا ظفر یابد.
هر فرد با دارا بودن ایمان آیه های ۶۲ و ۶۳ سوره انفال را در روز جمعه اول ماه رمضان مابین نماز ظهر.
و همینطور عصر در هنگامی که با طهارت کامل باشد بر سه قطعه از پارچه یادداشت.
کند که یکی از آنها سبز و دیگری زرد و همینطور سرخ باشد .
و آنها را با خود به همراه داشته باشد هر فردی که او را مشاهده کند دوست او شود.
هر فرد با ایمان که میخواهد سختی دل او برطرف شود و از دل او خارج شود.
و بر اطاعت و اعمال خیر پیدا کند از آرد جو خالص خمیر درست کند.
بدون نمک و از آن قرص نانی بپزد قبل از طلوع آفتاب با یک نیت خالص و توجه کردن به خدا .
و همینطور معانی آن ، آن را یادداشت کند و بر آن قرص نان هفت بار آیه ۲ سوره را به قلمی که فارغ باشد.
از سیاهی بعد از آن روز را روزه بدارد و با قرص نان افطار کند به قصد خود خواهد رسید.
هرکس با داشتن ایمان آیه های ۶۶ تا ۷۵ سوره ی انفال را به مدت یک هفته از روز شنبه در عقب هر نمازی با نیت خالص.
و توجه کردن به خدا و همینطور معنای آن تلاوت کند خداوند متعال همه کارها را بر او آسان خواهد کرد .
و آرامش مشکل ها و دشواری ها را از گردن او بر خواهد داشت.
فضیلت های سوره های قرآن و پاداش های بزرگی که برای تلاوت کنندگان به وعده داده شده پرداخته اند.
تنها در پرتو خواندن های آن کسب نخواهد شد بلکه مطالعه کردن مقدمه هایی می باشند.
برای تفکر و اندیشه وسیله ای می باشد برای فهمیدن و فهم مقدمه ای می باشد .
برای عمل و از آنجا که در سوره انفال صفت های منافقان و همینطور مومنان تفسیر شده است.
آنهایی که آن را در زندگی خود از آن استفاده کنند هیچ وقت گرفتار روح نخواهند شد.
و هم همینطور از آنجا که در این سوره به صفت های مجاهدان راستین و گوشه هایی از فداکاری های مومنان آمده است.
آنها که محتویات این سوره را درک و اجرا کند از شیعیان واقعی محسوب میشود .
و علاوه بر این در قسمتی از این صورت و در آیه های ۲۴ تا ۲۶ مبحث های جالبی در رابطه با مسئله دعوت انسان به سمت زندگی.
و همینطور حیات مطرح می باشد. دعوت اسلام یک دعوت به سوی حیات و زندگی می باشد .
و حیات مادی و معنوی و همینطور اقتصادی و سیاسی به معنی حقیقی و حیات و زندگی در همه حوزهها میباشد.
این تعبیر کوتاهترین تعبیری می باشد که در رابطه با اسلام و آیین حق در این سوره آمده است.
که اگر کسی سوال کند که اسلام هدفش چه می باشد .
در یک جمله کوتاه بیان می کنیم هدف از حیات در همه حوزهها و این را به ما خواهد بخشید.
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴ خط ویژه
تنوع در سبک والدین
مفهوم پدر و مادر برد آزاد رسانه در سال 2008 ضربه که لنور Skenanzy، مقاله نویس نیویورک، نوشت مقاله ای با عنوان: "چرا من اجازه دهید من 9 ساله سوار مترو به تنهایی." داستان توجه رسانه ملی به عنوان مردم به دست آورده در مورد تصمیم او محاسبه شده است.
Skenanzy روشن است که او اطمینان داد که پسرش توانست نقشه مترو را بخواند و در صورت نیاز به او پولی به او داد. اما منتقدان هنوز تصمیم خود را درمورد بی توجهی به فرزندشان بحث کرده اند.
Skenanzy یک حرکت آغاز کرد تا والدین را تشویق کند که والدین بالگرد را متوقف کنند. او درباره خطرات فرزندان بیش از اندازه محافظت هشدار داد و او والدین دیگر را تشویق کرد تا بچه های مستقل را انتخاب کنند که می توانند انتخاب های سالم خود را انجام دهند.
در طول سالها، بسیاری از والدین دیگر اخبار را برای رویکرد فرزندپروری خود انتخاب کرده اند. در چند مورد، خدمات محافظت از کودکان در خانواده هایی قرار دارد که در آن والدین آزاد به نظر می رسند غفلت.
مشاوره ازدواج در مشهد مشاوره خانواده مشاوره ازدواج در تهران مشاوره زنان مشاوره ازدواج خوب
والدین آزاد و بی احترامی کردن
همیشه در مورد زمانی که یک کودک آماده پاسخگویی به مسئولیت های بالغ است، مانند پاسخ دادن به مترو تنها، پاسخ مشخصی وجود ندارد. در حقیقت، آنچه در یک محدوده در میان والدین طبیعی است، ممکن است در سایر شهرها یا ایالت ها غفلت باشد. بحث های زیادی در مورد سوالاتی مانند:
در چه سنی باید یک کودک مجاز به اقامت در خانه باشد؟
هنگامی که کودک به اندازه کافی بزرگ می شود که تنها در یک شب باقی بماند؟
سن چه کسی باید مجاز به رفتن به خیابان تنها باشد؟
آیا یک کودک میتواند بدون حضور یک بزرگسال در پارک بازی کند؟
در چه سنی باید یک برادر بزرگتر بتواند فرزندان جوانتر را نظارت کند؟
در حالی که یک خانواده ممکن است 7 ساله اجازه دهد تا تنها به پارک راه یابند، خانواده دیگری ممکن است برای یک 12 ساله یک بچه نگهدار را استخدام کند. چند ایالت دارای قوانین خاصی هستند که حاکی از این است که چه تعداد از کودکان باید تنها به سمت خانه مانده و یا مجاز به راه رفتن به مدرسه باشند، اکثریت قریب به اتفاق قوانین خاصی ندارند. در عوض، برای والدین تصمیم می گیرند که بر اساس یک مورد بر اساس تصمیم گیری صورت بگیرد.
مشخصات
اسکینززی واضح است که والدین والدین آزاد در مورد پدر و مادر بی توجهی نیستند. در عوض، این مسئله در مورد اجازه دادن به بچه ها به آزادی و فرصتی برای «بچه شدن» است. در اینجا چند ویژگی اصلی از والدین فرزند آزاد وجود دارد:
پدر و مادر برای انجام فعالیت های غیر منظم زیادی. هر روز والدین به جای اینکه از درسهای ویولون برای تمرین در فوتبال لذت ببرند، بازی بدون ساختار را تشویق می کنند. به عنوان مثال، به جای داشتن بزرگسالان مقادیر زیادی از قوانین یک بازی بیس بال را اجرا می کنید، بچه های آزاد در نظر گرفته شده برای بازی کردن با بازیگران خود در محله، تشویق می شوند.
بازی در طبیعت مهم است. بچه های رشته آزاد هستند که به جای استفاده از الکترونیک، به خارج بازی می روند. والدین آزاد می توانند فرزندان خود را بدون فن آوری از خود لذت ببرند - چه در بازی در باغ و چه در ساخت قلعه.
بچه ها به استقلال دست یابند والدین آزاد می توانند به استقلال دست یابند و به تدریج آزادی و مسئولیت بیشتری به دست می آورند. تمرکز بر روی نشان دادن بچه ها است که آنها قادر به انجام کارهای جدید و انجام وظایف سخت به تنهایی هستند.
پدر و مادر والدین خود را از ترس نمی بینند. در حالی که بسیاری از آنها اقدامات ایمنی را اجرا می کنند - مانند پوشیدن کلاه ایمنی در حین دوچرخه سواری - آنها همچنین درک می کنند که حوادث می توانند در هر کجا رخ دهند. آنها اجازه می دهند که بچه هایشان در زمین بازی بازی کنند و چیزهای جدیدی را امتحان کنند زیرا آنها می دانند که برای آنها خوب است، حتی اگر آنها یک بار در معرض آسیب باشند.
والدین با فرزندخواندگی در مورد پذیرش یا عدم مشارکت نیستند. در عوض، این امر درمورد اجازه دادن بچه ها به آزادی برای رسیدن به عواقب طبیعی رفتار آنها است - زمانی که ایمن باشد. همچنین در مورد حصول اطمینان از اینکه بچه ها دارای مهارت هایی هستند که می بایست به بزرگسالان مسئول تبدیل شوند، نیز می باشد.
ایده های مختلفی در مورد چگونگی مجاز بودن بچه ها باید وجود داشته باشد. در حالی که بعضی از والدین احساس می کنند که زمان تغییر کرده است و اجازه می دهد بچه ها بازی کنند خارج از منزل بدون مراقبت، یک ایده بد است، دیگران احساس می کنند بیش از اندازه زودگذر خطر واقعی برای رشد کودک است.
شاید این را شنیده باشید که اشخاص متاهل در برابر اشخاص مجرد از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردار می باشند.
ولی اختلاف های زناشویی موجب میشود که سلامت زن و شوهر هم به خطر بیفتد و اگر دارای ازدواج بدی می باشید.
نقش استرسی که دچار آن می باشید را دست کم نگیرید.
و اگر ارتباط روزانه شما پر از استرس و همینطور دعوای یا بی محلی به همسرتان می باشد.
هر روزه سلامت شما در خطر قرار خواهد گرفت.
و بعضی ها نمی توانند در این استرس ناشی از مشکل های ارتباطشان مقابله کنند.

به طور مثال :
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
پنج مورد از این عادت هایی که در ازدواج های بد موجود می باشند .
و چگونگی غلبه کردن با آنها شامل موارد زیر خواهد شد:
هر زوجی که با چالشهایی مواجه می باشد ولی اگر در رابطه با این مشکل ها با همسر خود گفت و گو نکنید.
تنش ناشی از این اختلاف زناشویی و ایجاد فاصله بین شما بیشتر خواهد شد .
و اشخاصی که در خانوادههای شما بزرگتر می باشند.
توانایی های ارتباطی خود را بهتر کنید و برای این کار می توانید کتاب هایی که در این رابطه نوشته شده است.
آن را مطالعه کنید و مشاوران ازدواج هم یک گزینه خوب دیگر می باشد و البته باید به این نکته توجه کنید .
که مشاور ازدواج را مورد انتخاب قرار دهید که بتواند به صورت موثری مهارتها و تواناییهای ارتباطی را به شما یاد دهد.
بیشتر اشخاص میخواهند که حرفهای آنها شنیده شود.
ولی همسران در ازدواجهای دچار مشکل اغلب به طرز صحیح و موثر به همدیگر گوش نمی کنند.
و وقتی که درست به حرف ها و صحبت های همدیگر گوش نمیدهیم.
با شنیده شدن یک کلمه تحریک خواهیم شد.
و از ادامه دادن بحث دوری خواهیم کرد و وقتی که فردی حرفش شنیدن نخواهد شد.
با همسر خود به این توافق برسید تا در نوبت های ۳ تا ۵ دقیقه بدون قطع کردن صحبت های دیگری.
با یکدیگر گفت و گو کنید و به صحبت های یکدیگر گوش بدهید.
و وقتی که شنیدن را آغاز میکنید دیدگاه تازه ای از همسر خود کسب خواهید کرد.
در ازدواج هایی که اشخاص درگیر مشاجره های برطرف نشده و دلخوری های سرکوب نشده میباشند .
اغلب در عوض اینکه مسئولیت خود را بپذیرند همسر خود را مقصر خواهند دانست.
و مقصر دانستن شخص مقابل مشکلی را برطرف نمیکند و تنها با این کار اختلاف ها افزایش پیدا خواهد کرد.
تلاش کنید که مسئله های اساسی را که به طور حقیقی که بر سر آن جنگ و دعوا دارید .
به پیدا کردن بپردازید به طور مثال آیا این احساس را میکنید که صحبتهای شما شنیده نخواهد شد .
و در رابطه با عشق و احترام همسرتان قرار نمیگیرید.

یکی از رایج ترین مشکل های ازدواج ندانستن قدر همسر و کم شدن حساسیت به احتیاج های او در طول زمان می باشد.
و شاید همسرتان دیگر وقتی که از سرکار باز میگردد به شما به سلام کردن نپردازد .
و شاید شوهر دیگر از اینکه زن غذای مورد علاقه او را برای شام پخته اید تشکر نکند.
ولی تمام ما احتیاج به تحسین کردن و ابراز احساسات دارا می باشیم .
و بدون اینها شخص احساس تنهایی و نادیده گرفته شدن و قدر نشناسی خواهد کرد.
و هر بار با انجام دادن این کار دیوار دلخوری و خشم را اندکی کاهش بدهید.
و همینطور با یادآور شدن چیزهایی که در همسرتان هنگامی به آن علاقه داشتید.
و به بیان کردن آنها به او و چیزهایی که در برخورد او که شما را آزار می دهد.
در یک زمان آرام و صمیمی خودتان را با همسرتان افزایش بدهید.
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه