مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

کمک به کودک برای ایجاد احساس خوب و عزت نفس

کمک به کودک برای ایجاد احساس خوب و عزت نفس

کودکان دارای عزت نفس بالا، نسبت به خودشان احساس خوبی دارند، و طبق گفته ی یکی از نویسندگان، «اشخاصی که نسبت به خود احساس خوبی دارند، نتایج خوب ننیز به بار می آورند». آنان در پیدا کردن دوست و حفظ آن، موفق ترند زیرا کمتر حالت دفاعی به خود می گیرند، کمتر پرخاشگرند، احساس می کنند دوست داشتنی ترند، و از سازش کردن با سایرین و دادن فرصت و توجه به دیگران،، خوشحال می شوند. آنها در بازی ها بهتر عمل می کنند، چون می دانند دوست دارند چه چیزی را انجام دهند و در زمینه ی کشف افکار، عقاید و مکان ها، احساس ایمنی می کنند. در کار کردن از آن رو شایسته ترند که کنجکاو هستند، بهتر می توانند تمرکز کنند، قدرت خطر کردن دارند، و خرسند می شوند که موضوعات تازه را امتحان کنند. از انجام دادن کارهای خوب احساس رضایت می کنند. اطمینان دارند که هر یک از این شیوه ها، به تقویت عزت نفس در آنها کمک می کند. کامیابی، می آفرینند. هر چه بیشتر احساس اعتماد کنیم، جدی تر تلاش می کنیم و بیشتر خطر می کنیم، در نتیجه بهتر می توانیم موفق شویم و مزایای بیشتری به دست بیاوریم. بدین ترتیب، کارکردن بسیار حائز اهمیت است.

اگر کودک ما احساس نیرومندی می کند و موفق است، معلوم می شود که صحیح عمل کرده ایم. می توانیم احساس رضایت و خوشحالی کنیم، عقبتر بایستیم و از دور مراقب او باشیم وو بگذاریم او رد زندگی خودش پیش برود. برای تجدید نیروی درونی کودکانی که اعتماد به نفسشان ضعیف است و در معرض ناامیدی و دلسردی هستند و اوضاعی نابسامان دارند، چه می توانیم بکنیم و چگونه می توانیم به آنان یاری دهیم تا از نو شروع کنند؟ ما می توانیم:

  • کاری کنیم که آنها احساس کنند دوستشان داریم و خواستنی هستند.
  • شرایط لازم به منظور ایجاد تجربه ی موفقیت را برای آنها فراهم کنیم.
  • از عیبجویی و سرزنش بیهوده آنها بپرهیزیم.
  • چارچوبی مناسب برای نظم و انضباطشان در نظر بگیریم.

کاری کنید که کودکان احساس کنند دوستشان دارید و خواستنی هستند

همه ی کودکان، والدین خود را به حد پرستش دوست دارند. کودکان احتیاج دارند به کسانی که آنان را به دنیا اورده اند، اعتماد کنند. در عوض، انتظار دارند که دوستشان بدارند، احترامشان را حفظ کنند، و مورد اعتماد و خواستنی باشند. اگر کودکان ایهن را احساس نکنند، زمانی که نیاز دارند بدانند که جزئی از چیزی هستند که برایشان بسیار شایان اهمیت است، – یعنی خانواده- احساس خواهند کرد که جدا و تنها هستند. کودکانی که احساس کنند وجودشان برای والدینشان بی اهمیت و بی ارزش است، از نظر عاطفی و اجتماعی تک و تنها خواهند ماند و مسلما قادر نخواهند بود توانایی های خودشان را کاملا به منصه ی ظهور برسانند.

ما می توانیم با توجه به موارد زیر، کودکان را یاری کنیم تا احساس کنند دوست داشتنی و خواستنی هستند:

  • مراقب تندرستی و ایمنی شان باشیم و نسبت به اضطراب هایشان حساسیت داشته باشیم.
  • از همراه بودن و مصاحبت با انان لذت ببریم.
  • به اندیشه ها، مهارت ها و عقایدشان ارج بگذاریم.
  • بخشی از زمان فراغت خود را با آنها بگذارنیم، با آنان صحبت کنیم، گردش و بازی کنیم، و به تفریح بپردازیم.
  • به چیزهایی که برای انان اهمیت دارد، علاقه نشان دهیم.
  • وقتی کاری را خوب انجام می دهند، به آن توجه کنیم.
  • درباره ی چیزهایی که آنان را تحت تاثیر قرار می دهد، همواره به آنها اگاهی بدهیم.
  • به خود آنها، روش آنان برای انجام دادن کارها، و توانایی شان در رسیدن به نتیجه ی مطلوب، اعتماد داشته باشیم.
  • به نیازها و حقوق آنان احترام بگذاریم.
  • به آنان فرصت دهیم تا بتوانند درباره ی سلیقه ها و پسندهای خود بیشتر بیاموزند و دریابند که چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد و در مورد آنچه برایشان پیش آمده است، حرف بزنند.

… و مهم تر از همه ی این ها زمان است. بررسی و ارزیابی های مکرر نشان می دهد که کودکان دوست دارند پدر و مادرشان دور و برشان باشند، حتی اگر عملا هیچ کاری با کودکان انجام ندهند. آنان دوست دارند که پدرشان را نیز به همان میزانی که مادر خود  را می بینند، ببینند. در انگلستان، نسبت به دیگر کشورهای اتحادیه ی اروپا، ساعت کار مردان بیشتر است. این بدانن معنا است که آنان زمان کمتری را در خانه و با خانواده ی خود می گذرانند. اگر چه کودکان خردسال آشکارا نیاز بیشتری به مراقبت جسمانی مستقیم از سوی والدین خود یا دیگر مراقبان دارند، کودکان بزرگتر هم به وقت و محبت و توجه والدین نیاز دارند. در پژووهشی که به تازگی در یک همایش کمیته ی اجرایی اتحادیه ی اروپا درباره ی نوجوانان و خانواده ی آنان مطرح شد، چنین به دست آمد که حتی نوجوانان، اشتیاق زیادی به دیدن والدین از خود نشان می دهند. وقتی پدرها و مادرها نخواهند یا قادر نباشند زمانن بیشتری را در خانه خود بگذرانند، به نظر می رسد این وضعیت پیام هایی در برداشتبه باشد. مدیران آموزشی گزارش داده اند که در چنین شرایطی کودکان در رویارویی با موانع یادگیری یا مشکلات دیگر، انعطاف پذیری خود را از دست می دهند. در پژوهشی دیگر که مایکل راتر به عمل آورد، نشان داده شد که انعطاف پذیری کودکان بر سه عامل گرایش مثبت (عزت نفس، خوددمختاری و اجتماعی بودن)، داشتن خانواده ای حامی، و دیگر نظام های حمایتگر اجتماعی، مبتنی است. جامعه و خانواده – و بخصوص پدران – داارای اهمیت هستند. اگر کودکان احساس کنند که مورد توجه اشخاص مهم زندگی خود هستند، درباره ی خودشان احساس خوبی خوااهند داشت. اگر ما در کنار فرزند خویش حضور نداشته باشیم، گاهی اوقات صرف نظر از علت حضور نداشن خود، مشکل می توانیم کودک را متقاعد کنیم که وجودش دارای اهمیت است. به این ترتیب، هم عزت نفس او و هم احساس توانایی او در هدایت و اداره خود، لطمه خواهد دید.

منبع: ایجاد انگیزه در کودکان ترجمه احمد ناهیدی

آدرس مشاور خانواده

آدرس مشاور خانواده

اگر می خواهید آدرس مشاور خانواده خوب را بیابید.

  • اگر می خواهید فوری داشته باشید؟
  • اگر می خواهید مشاوره تلفنی و یا حضوری بهره ببرید؟
  • اگر می خواهید مشاوره آنلاین داشته باشید؟
  • اگر به در پی یافتن آدرس یک کانال تلگرامی خوب و تاثیرگذار هستید؟
  • اگر در شهر خود نیاز به روانکاو دارید؟
  • اگر می خواهید زندگی خود را بهبود ببخشید؟
  • اگر در خانواده شما دعواهای زیادی رخ می دهد؟
  • اگر با همسر خود سرد شده اید و زندگی شما کسل کننده شده است؟
  • اگر از زندگی ناامید شدید و افسردگی دارید؟
  • اگر به دنبال راه های موفق تر شدن هستید؟

سه دسته افراد به درمانگر مراجعه می کنند

گروه اول زندگشان به بن بست رسیده و موقعیتی بحرانی دارند

گروه دوم افرادی که موفق هستند و می خواهند به قلعه موفقیت دست یابند

گروه سوم کسانی هستند که در اوج موفق و شادی در زندگی بودند و اکنون وضعیت آنان در حال افت و یا رکود است

همه این ها را به شما معرفی خواهیم کرد سایت “مشاوره خانواده” سعی دارد تا بسترهای رشد و ارتقا فرهنگ مشاوره و روانشناسی را در کشور عزیزمان گسترش دهد.

 

امید است بتوانیم با حمایت و پیشنهادات شما این امر را مرتفع سازیم.

آدرس مرکز مشاوره خانواده در تمامی نقاط ایران

حق مالکیت بدن را به کودک یاد بدهید

حق مالکیت بدن را به کودک یاد بدهید

با یک بغل شروع شد. من و دخترم از مهدکودک بیرون می‌آمدیم که دوست صمیمی‌اش آمد جلو تا او را بغل کند. دخترم اجازه نداد و دستم را می‌کشید تا برویم. برای من خیلی عجیب بود و راستش را بخواهید شرمنده شدم. مادر بچه آنجا ایستاده بود و نگاه‌مان می‌کرد. یواشکی از دخترم خواستم که دوستش را بغل کند. اینکه آن بچه کوچک و نازنین از رفتار دخترم آزرده شود و قرار گرفتن در این شرایط امتناع احساس بدی برایش ایجاد کند، برایم سخت بود. اما من به پیامی که به فرزند خودم می‌دادم توجه نمی‌کردم و فقط نگران دوستش بودم. من می‌خواستم دخترم را مجبور به انجام کاری کنم که دوست نداشت. به دخترم این مفهوم را انتقال دادم که حریم شخصی‌اش مهم نیست و می‌تواند به خاطر خوشایند دیگران و فقط برای اینکه آدم باادبی به نظر برسد از تمایل خودش بگذرد.

✨من بعدا متوجه اشتباهم شدم و رفتارم را تغییر دادم؛ گام‌هایی برداشتم برای اینکه او بفهمد باید بدنش را دوست داشته باشد و آن را حق خودش بداند و هیچ‌کس حتی مادرش نمی‌تواند و نباید به او بگوید با بدنش چه کند.

چطور توانستم حق مالکیت بدن را به او یاد بدهم؟

او حق دارد برای موهایش تصمیم بگیرد

دخترم موهای بلند و فر و زیبایی دارد. اما همین موها یک چالش مهم در زندگی من بود. موهای بلند روی کمر زیباست اما دردسرهای خودش را دارد. مثلا شست‌وشوی این همه مو کار ساده‌ای نیست و واقعا زمان بر است. آرایش مو و جمع کردنش هم سخت است. شاید من دوست داشته باشم او موهایش را کوتاه کند تا کار مراقبت و نگهداری از موها آسان‌تر شود. اما این واقعا حق من نیست که برای اندازه موهای دخترم تصمیم بگیرم مگر این‌که او خودش بخواهد. این موها متعلق به من نیست و من فقط والد او هستم نه مالک بدن او. این موهای اوست و به من ربطی ندارد که دخترم دوست دارد دردسر شستن موهایش را تحمل کند. تا زمانی که این کار به او آسیبی وارد نمی‌کند و با موهای بلندش خوشحال است، من به این حق احترام می‌گذارم و نظری نمی‌دهم.

آیا من اجازه دارم او را غلغلک بدهم؟

فرزند من بدن حساسی دارد و غلغلکی است. وقتی بچه‌تر بود ما زیاد با او شوخی می‌کردیم و غلغلکش می‌دادیم. یادم می‌آید که بارها از ما خواسته بود که بیشتر ادامه ندهیم و شوخی بس است. یک بار باجدیت گفت: «بس کن!» اما من باز غلغلکش می‌‌دادم و می‌گفتم: «بس نمی‌کنم، بس نمی‌کنم.»

غلغلک دادن کار جالبی است اما می‌تواند برای کودک یک موقعیت آزار دهنده باشد. بعدها دوباره به این مساله فکر کردم. من چه چیزی به او یاد دادم؟ آیا منظور من این نبود که «نه» گفتن تو ارزشی ندارد و معنایش واقعا تمام کردن نیست؟ تو از ما خواستی دیگر غلغلک ندهیم اما حرف تو برای ما مهم نبود. گویا خواسته تو بی‌اعتبار و بی‌ارزش است.

ما وقتی این نکته را متوجه شدیم، رفتارمان را تغییر دادیم. هنوز هم گاهی وسط بازی قلقلکش می‌دهیم اما وقتی او می‌خواهد که دیگر ادامه ندهیم، به خواسته‌اش توجه می‌کنیم مگر این‌که خودش دوباره پیشنهاد شروع بازی را بدهد. بغل کردن زورکی نیست بعد از ماجرایی که گذشت من از دخترم خواستم بدون اینکه دیگران را ناراحت کند و احساسات‌شان را جریحه‌دار کند به آنها بفهماند که علاقه‌ای به بغل کردن ندارد و تاکید کردم که حتی من به عنوان مادرش هرگز او را مجبور نخواهم کرد کاری که واقعا دوست ندارد را انجام بدهد حتی اگر این یک بوسه کوچک از گونه‌اش باشد. دیگر هرگز از او نخواستم برای رعایت ادب و خوشایند دیگران پذیرای آغوش آنها باشد.

این مساله‌ای ساده بود و من نتیجه‌اش را خیلی زود در رفتار فرزندم دیدم : دفعه بعدی که دوستش می‌خواست او را بغل کند، دخترم ابتدا سعی کرد از موقعیت فرار کند اما حرف‌های ما تاثیر مثبتی داشت، چون او دوباره برگشت و به دوستش گفت: «امروز بغل نمی‌خوام.» حرف او اصلا به معنای رد کردن درخواست محبت‌آمیز دوستش نبود. من دخترم را مجبور نمی‌کنم که دیگران را به آغوش بگیرد یا ببوسد یا هر واکنش و تماس جسمی محبت‌آمیز دیگری داشته باشد مگر اینکه واقعا این کار برایش خوشایند باشد.

شماره های تماس 01

آزار جسمی نشانه عشق نیست

دیدگاه رایجی بین پسرها و دخترها در مورد طرز نشان دادن علاقه به طرف مقابل وجود دارد که برای من اصلا جالب نیست. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر کسی سعی کرد به هر شیوه‌ای مثل هل دادن، ناگهان تنه زدن یا سیخونک زدن تماس جسمی‌ برقرار کند، این کارها نشانه محبت و ابراز علاقه و راهی برای جلب توجه است. اما من فکر می‌کنم اگر کسی دیگری را اذیت بکند و رفتاری داشته باشد که برای ما خوشایند نیست، این کارها به هیچ وجه معنای خوبی نمی‌دهد.

منبع: کودک و نوجوان

عدم توجه، علت پنهانی مشکلات بزرگ

زوج های جوان گاهاً از لحاظ رفتاری با همسر خود دچار مشکل شده و غیر عمد مرتکب اشتباهاتی می شوند که ناشی از عدم آگاهی آنان است و زمانی که مشاوران ازدواج اشتباهات آنان را به آن ها گوشزد می کنند، خودشان هم باورشان نمی شود که این رفتار آنان می تواند چنین اثر مخرب و نتیجه بدی داشته باشد.

یکی از این رفتار ها عدم توجه کافی نسبت به همسر است. همسران به ویژه خانم ها نیازمند توجه کامل شما هستند. توجهی که به روش های مختلف می تواند به طرف مقابل القاء شود. طبق تحقیقات انجام شده مردانی که با همسران خود حرف می زنند، مشورت می کنند و برای آنان از کارهای روزشان بر سر کار صحبت کرده و از همسرشان می خواهند که از روزی که داشته اند برایشان بگوید، در روابط زناشویی خود موفقیت بالایی را کسب می کنند. همچنین زنانی که با همسرشان صحبت کرده از مشکلات خود می گویند و آنان را در جریان تمامی امور قرار می دهند روابط بهتری داشته و کمتر در زندگی زناشویی خود دچار مشکل می شوند. اما بسیارند کسانی که با بد اخلاقی از همسر خود پذیرایی کرده، به سخنان آنان گوش نکرده و آنان را خرد و کوچک می کنند و در خیال خود حق را به خودشان داده و نمی دانند که باعث بروز چه مشکلاتی می شوند. همین عدم توجه کافی و یا هنگامی که همسرتان با ذوق فراوان مطلبی را برایتان تعریف می کند یا غذایی را برای شما تهیه می کند و بی توجهی شما را می بیند، امید  زندگی و رضایت وی پایین آمده و دچار گوشه گیری و انزوا می شود و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند عواقبی بد همچون جدایی خواهد داشت.

توصیه مشاوران ازدواج این است که برای همسر خود وقت بگذارید به حرفهایش گوش کنید و حتی اگر ناراحت و خسته هستید برای همسرتان همیشه حاضر و خوش اخلاق باشید و با رویی خوش از او پذیرایی کرده و توجه کافی را به وی بدهید تا بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنید.

میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت مشاوره ازدواج مراجعه کنید

 

منبع:e-teb.com

والدین و معلمان: نوجوانان و مشکلات اموزشی

فرزندان های ما درحال شایسته تر شدن و مستقل‌تر شدن هستند. انها بیشتر وقت خود را به دور از نظارت ما می‌گذارنند. انها نیاز دارند تا بلوغ در حال رشد خود را بشناسند و در همان زمان انها هنوز کودک هستند و به حمایت، راهنمایی و مقررات ما احتیاج دارند. برای تنظیم محدودیتهای موثر ما باید هردو طرف این معادله را به خاطر بیاوریم.

بهترین شانس ما برای برقرار کردن قوانین موثر، از طریق بحث با نوجوانان در حال بلوغمان است با درنظرگرفتن اینکه در زندگی انها چه می‌گذرد، انها چقدر قادر به احساس مسئولیت‌های خود هستند و چیزی که ما به عنوان والدین برای دستیابی به ارامش ذهنی به ان نیاز داریم.

برخی از قوانین “موقعیتی” هستند و از یک خانواده به خانواده دیگر متفاوتند. ما این قوانین را ایجاد میکنیم زیرا بدون انها زندگی غیر قابل تحمل است و این قوانین معمولا شامل دانستن اینکه فرزندان ما کجا هستند وقتی که در خانه نیستند، اجازه نداشتن برای صحبت گستاخانه با ما و قوانین جدی در مورد تجاوز و خشونت در برابر دیگران است.

بحثهای دیگر- مانند پول توجیبی، ساعات منع رفت و امد، کارهای منزل و تکالیف – به میزان مختلفی از انعطاف‌پذیری احتیاج دارند وابسته به اینکه چقدر نوجوان مسئولیت پذیر است. تحصیلات برای تمام والدین مهم است و ما می‌خواهیم فرزندانمان در مدرسه موفق باشند و متاسفانه همانطور که انها بزرگ می‌شوند ما کنترل خود را روی اینکه انها چطور تکالیف خود را انجام می‌دهند و کیفیت کارشان از دست می‌دهیم. برای اینکه خود را ایمن نگه داریم و برای اجتناب از مجادله پیوسته، قوانین درمورد تکالیف و مدرسه باید ثابت و سازگار باشند.

والدین و معلمان: نوجوانان و مشکلات اموزشی

بهترین راه برای پیشنهاد این قوانین، بحث با نوجوانتان درمورد مدرسه، تکالیف و اهداف آینده است. اگر انها بفهمند که چرا شما نگران کارهای مدرسه انها هستید و بتوانند منافعی که  موفقیت در مدرسه برای انها دارد را تشخیص دهند، شما بر یک مانع بزرگ غلبه کرده اید. یک راهی که نوجوانان تصمیم میگیرند که ایا ما بدرستی به زندگی انها علاقه مند هستیم، بوسیله قضاوت درمورد اینکه چقدر ما درگیر در فعالیتهای مهم انها هستیم، است.

بسیاری از ما این فرض فلج کننده را داریم که نوجوانان ما نمی‌خواهند دنیای خود را با ما شریک شوند، که معمولا اینطور نیست. اگر ما به یادبیاوریم تا نوجوان خود را تشویق به صحبت با خود در مورد موضوعات کنیم انها معمولا موافقت می‌کنند.

با پرسیدن یک سوال بسته مانند “امروز مدرسه چطور بود؟” مطمئن باشید که این جواب را دریافت می‌کنید:”خوب”. درمقابل، پرسیدن اینکه ایا شما می‌توانید در پروژه زیست به او کمک کنید؛ می‌تواند بسیاری از درها را بازکند.

اگر شما نمی‌توانید جواب‌هایی در مورد مدرسه، انتظارات و کارایی وی از فرزند خود دریافت کنید، از صحبت با مدیر، مشاور و یا پرسنل اموزشی نترسید. انها مکررا تمایل دارند تا شما و فرزندتان تحصیل و موفقیتش را ارتقاء بخشد.

.

 

منبع:مشاورانه

 

برچسب ها: والدین و معلمان: نوجوانان و مشکلات اموزشی ,