سلام راستش من چند وقتیه در زندگی به بن بست رسیدم الان چهارساله ییکارم دست به همه کاریم زدم ولی نشده الان همه دوستام رفتند سر کار و ازدواج کردن و احساس میکنم عقب افتادم ازشون چندوقتیه همش فکر خودکشی میاد تو ذهنم دیگه نمیدونم چیکارکنم
۱-مسئولیت پذیرباشید.
۲ – هدفمند باشید.
۳ – برنامه ریزی داشته باشید.
۴ – برای همه چیز ارزش قائل باشید.
۵ – مهارت کسب کنید.
۶ – هیچوقت تسلیم نشوید.
۷ – کارهای سخت را قبل از کارهای دیگر انجام دهید.
بهترین مشاور خانواده در تهران ومشاور خانواده خوب وبهترین مشاور خانواده در مشاوره خانواده
مشاوره تلفنی خانواده مشاور ازدواج تهران مشاور خانواده تهران دوره آموزش خانواده مشاوره تلفنی خانواده
ازدواج جوانان و تفکر مردم به ازدواج ، به عنوان
می باشد که شخص در آن در حال زندگی کردن می باشد.
عوامل فرار جوانان از ازدواج متفاوت است.
به همین دلیل نگرش شخص نسبت به ازدواج ، تحت تاثیر فرهنگی است که در آن قرار دارد .
این دیدگاه، همینطور با جایگاه شخص در جامعه رابطه مستقیم دارد.
از سوی دیگر موضوع مشکلات و عواملی که مانع ازدواج از یک سو و رویاها ، ایده آل ها و نگاهی که دختران
و پسران از آینده و زندگی زناشویی خود دارند.
از سمت دیگر باعث شده است که جوانان به راحتی ، ازدواج نکنند و به نوعی دیگر از آن بگذرند.
علل زیادی در این رابطه اثر گذار اند که بعضی از آنها واقعی و بعضی دیگر ساخته فکریات شخص است این عوامل عبارت اند از:

در سال های اخیر ،در الگوهای رفتاری خانواده ها ، تغییرات جدی ای حاصل شده است.
تغییر در الگوی مصرف ، نوع پوشاک ، مسکن سطح توقعات خانواده ها و توجه به مرتب و شیک بودن ظاهر باعث شده
که درک زندگی به صورت کلی تغییر کند.
در حال حاضر رفاه ، از ضروری ترین عوامل است که خانواده ها بیشتر به آن اهمیت می دهند.
جوان امروزه در پیدا کردن شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است.
اما از طرف دیگر فرصت ها و امکانات برابری برای رسیدن به این شرایط ، برای همه مردم وجود ندارد.
اکثر جوانان می اندیشند که تامین هزینه بالای عقد و عروسی تهیه خانه و پرداخت اجاره خانه خیلی سخت است.
و از آن جا که نمی توان از عهده خرج های آینده زندگی بر آمد. بر خلاف علاقه خود از ازدواج فرار می کنند.
در تحقیقات آماری صورت گرفته از بین دانشجویان ، افراد زیادی از آنان ، مشکلات مالی را از موانع ازدواج
می دانند ، و متاسفانه تعداد این اشخاص هم کم نیست.
در حال حاضر با تغییرات کیفیتی انجام شده در مورد ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقتبا تعیین مهریه است.
اما بعضی از خانواده های دختران مهریه بالایی را مد نظر دارند که منطقی و قابل درک نیست .
و به طور معمول یک جوان یا حتی یک شخص میانسال شاغل در ایران با چندین سال پس انداز کردن همه درآمد خود هم به سختی از عهده آن بر می آیند.
چنین تعهدی ( که طبق قوانین ایران، مرد در زمان ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را ضمانت می کند ) .
یکی دیگر از علت هایی که باعث گریز جوانان از ازدواج شود.
گرایش به ادامه تحصیل در میان جوانان است.
در جامعه فعلی ایران ، اکثر پسران و دختران علاقه مند هستند تحصیلات خود را ادامه دهند.
و نگرش آنان این است که ازدواج باعث می شود شخص نتواند ادامه تحصیل بدهد .
به خصوص تحول موقعیت اجتماعی زنان و تمایل آنان به تحصیلات بالا باعث شده که در امر ازدواج جوانان تاخیر رخ دهد.
خانواده ها عقیده دارند که دختر و پسر ، بعد از ازدواج ، به علت پذیرفتن مسئولیت همسری ، نمی توانند ادامه تحصیل دهند.
و به همین دلیل حاضر نیستند که در مورد ازدواج فرزندان خود در زمان تحصیلی اقدام کنند.

یکی دیگر از علت های فرار جوانان از ازدواج ، وسواس و مراقبت بیش از حد دختران و پسران در مورد همسر آینده است.
اشخاصی که بیش از حد در این مورد وسواس به خرج می دهند.
نمی توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم نهایی بگیرند.
و حتی زمانی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرار ها را فراموش می کنند و حاضر به انجام ازدواج نیستند.
وسواس در انتخاب همسر اکثرا باعث انتخاب مناسب تر و ایده آل نمی شود و تنها سالیان از عمر دختران و پسران از بین می برد .
و روحیه آنان را با غمگینی و حسرت و افسردگی و… همراه می کند.

بین گریز از ازدواج جوانان و منحرف شدن اخلاقی ، ارتباطی دو سویه موجود است .
بعضی تحقیق ها نشان می دهد که رابطه آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
( چه به طور مشروع و چه نا مشروع ) احتیاج به ازدواج را در جوانان ، کم رنگ کرده است.
بعضی جوانان برای ارضای غریزه طبیعی خود ، به رابطه آزاد با جنس مخالف ، بسنده می کنند.
و چون این مدل رابطه ها ، مسئولیت زیادی بر عهده شخص نمی گذارد.
خود زمینه ساز گریز جوانان از ازدواج است.
ازدواج کردن :
بعضی از جوانان بر این نگرشند که ازدواج، سبب ایجاد محدودیت زیادی می شود.
که هیچ چیز حتی تحصیلات دانشگاهی نمی تواند جایگزین او شود.
گریز از قوانین طبیعت ممکن نیست و غریزه و فطرت را نمی توان نابود کرد به علاوه میل فطری انسان به
زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست .
جامعه های غربی که در حال حاضر با پیری جمعیت و تمایل نداشتن جوانان به ازدواج مواجه اند .
از شیوه دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی ، در تلاشند جوانان خود را نگه دارند.
به علاوه در اینجوامع بانوان و آقایان میان سال ، بدون ازدواج ، از شیوه پذیرش فرزند خوانده ها ، تلاش در تشکیل خانواده دارند.
دو پدیده غیر اخلاقی
است.
از دیگر مشکلات کم شدن ازدواج در جامعه های غربی و بالا رفتن سنازدواج در این جوامع (و به همین دلیل بی فرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در موقع ایده آل و بدون سختگیری و وسواس ، توصیه عقل ، دین و حتی علم جدید است.
ذکر منبع سایت ” مشاوره خانواده ” در کپی کردن این مطالب الزامی می باشد.
درمانگر به دنبال هیپنوتراپی با کمک گرفتن از هیپنوتیزم است.
با استفاده از این تعریف، هیپنوتراپی به این معنی است که درمانگر باید همزمان دو عنصر مهم را تقویت و تثبیت کند.

هیپنوتراپی چیست و کاربردهای هیپنوتیزم درمانی
اگر درمان توسط یک پزشک در درمان بیماری خاص شروع شود، درمان نباید متوقف شود.
اگر فرد گیرنده بیماری جسمی داشته باشد، هیپنوتراپی قادر به درمان بیماری جسمی نیست.
بلکه یک درمانگر و تسهیل کننده بیماری است و می تواند بهبود بیمار را تسهیل و تسریع کند یا بیمار را در شرایط بهتری قرار دهد.
تا کنون، ما دریافتیم که هیپنوتراپی به خودی خود درمان بیماری نیست، بلکه عملکردی است که درمانگر علاوه بر هیپنوتراپی می تواند نقش هیپنوتیزم درمانی را نشان دهد.
و این برای دانش پزشکی بسیار مهم است.
پس پزشک، روانشناس و سایر درمانگران که در انجمن های علمی دانشگاه های پزشکی، هیپنوتراپی به آنها آموزش داده می شود، برای این کار مهارت دارند.
هیپنوتراپی یک حالت خوشایند و زیبا است که یک فرد می تواند از طریق هیپنوتیزم (هیپنوتیزم شده توسط فردی دیگر) و یا از طریق هیپنوتیزم خود، آن را تجربه نماید.
بدیهی است، این یک حالت آرامش بخش است که در آن وضعیت ذهنی موضوع مورد تاکید است.
هیپنوتیزم فقط برای درمان بیماری نیست بلکه همه انسان ها می توانند از هیپنوتیزم بهره مند شوند و از آن برای بهره مندی از نتایج خوب و موفقیت استفاده کنند.
رشد روحی کودک از وقتی که به دنیا میآید تا زمانی که به درجه انسان کامل میرسد، دارای مراحلی است که رسیدن به نقطه اوج آن بدون گذر از مراحل پایینتر ناممکن است. پدران، مادران و مربیان اگر مراحل رشد و توانایی کودکان را به صورت کامل و درست بشناسند، در تربیت فرزند بهتر میتوانند عمل کنند. عدم شناخت مراحل رشد کودک سبب افراط یا تفریط در تربیت میشود که هر یک از این دو، آثار ناگواری بر جای خواهد گذاشت که جبران این آثار، گاهی غیرممکن است.
باید با توجه به مراحل رشد عاطفی، درخواستها و نیازهای کودک را در نظر گرفت. مثلا توجه: به او، نیاز او به محبت اشباع میکند. پس مادران باید توجه داشته باشند حضور آنان و تماس بدنی با کودک به او آرامش و احساس امنیت میدهد و آسایش روحی سبب رشد هر چه بهتر کودک میشود.
البته پدران نیز همانند مادران باید بدانند که کودک، علاوه بر مادر و محبت او، به پدر و رابطه با او هم نیاز دارد و کمبود احساس محبت از سوی پدر برای او پیامد مناسبی نخواهد داشت و قطعا امنیت روحی و آسایش خاطر او را به هم میزند. بنابراین پدر و مادر باید همراه و همگام با یکدیگر در رشد و ارتقای سطح فهم و تربیت کودکشان تلاش نمایند. والدین باید توجه داشته باشند که در برخورد با فرزند باید صبر و حوصله بیشتری داشته باشند. مثلا وقتهایی او بهانهای میگیرد، باید با صبر و حوصله پاسخ او را داد و در آرامش و تامین امنیت روحی او کوشید. باید از بروز حسادت وی جلوگیری کرد و با دادن مسئولیتهایی در حد توان وی، حس مسئولیت انجام کارها را در او زنده ساخت.
جامعهای که به سلامت جسم و روان اعضای خود توجه میکند، ضمن عدم صرف هزینههای سرسامآور درمانی، انسانهایی سالم نیز پرورش میدهد که موجب رشد فردی و اجتماعی خواهد شد. از جمله ویژگیهای فردی که از سلامتی روانی برخوردار است، عبارتند از:
۱- قابلیت ایجاد روابط موزون و هماهنگ با دیگران
۲- حل تعارضهای هیجانی و تمایلات شخصی
۳- تغییر و اصلاح محیط اجتماعی پیرامون
بر اساس آمارهای موجود تمام مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی همگی ناشی از رفتارها و روشهای غلط زندگی است. بنابراین همان قدر که سلامت جسم اهمیت دارد، به همان نسبت سلامت روان نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. پس باید راهکارهای صحیح زندگی را در پیش بگیریم.
بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت فرد پایهریزی شده و شکل میگیرد. باید به این نکته توجه داشت که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و هوشی را در بر گیرد.مشاوره کودکان
نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانیترین زمان را نیاز دارد که قابلیتها و تواناییهای خود را پرورش داده و آشکار سازد. از طرف دیگر، نوزاد انسان با کمترین توانایی و امکانات به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز دارد. این مراقبت توسط پدر و مادر و جامعه اعمال میشود، ولی این مراقبت بدون آگاهی، دانش و آموزش شیوههای فرزندپروری صحیح امکان ندارد و اهمیت روانشناسی کودک نیز از این دو موضوع ناشی میشود.
در این مقاله رشد عاطفی را در دو بخش هیجانات و ترسها مطالعه میکنیم و هر یک را از دوره شیرخوارگی، مراحل بالاتر مختصرا بیان خواهیم کرد.
رفتار معنیدار کودک، یک وسیله ارتباطی است. اگر فعالیت بیرونی بر «چشمکزدن»، «جویدن لب»، «تکان دادن پاها» باشد، میتوانیم آن را نوعی انقباض عضلانی، یا یک دریچه و «سوپاپ» گریز به حساب آوریم. ما نمیتوانیم خط مرز مشخصی مابین رفتار ارتجاعی و بیان هیجانات، ترسیم نماییم. چیزی که «هیجان» نامیده میشود، ممکن است بر اثر یک حالت تنش پیچیدهای به وجود آمده باشد و واکنش شدید، با هیجان متشابه میباشد. مثلا: ما گریه نمیکنیم، چون غمگین هستیم، ولی وقتی ما غمگین هستیم، گریه میکنیم. ما باید از بعضی جهات نسبت به کودک که گاه گاهی با درخشش بیانی، احساس دارد، حقشناس باشیم که بیش از همه چیز اساسیترین طرز بیانش را تشکیل میدهد.
هیجانات، نیروهای مستقلی نیستند که به صورت اسرارآمیزی کودک را احاطه کنند، آنها طرق واکنشی هستند که ساختاری داشته و مانند ادراک به تاثیرهای تشکیلاتی تجربه و تربیت، تسلیم میشوند. آنها در تاریخچه نژادها تحول قابل ملاحظهای داشتهاند و در رشد حالات شخص در نمود فردی نقش دارند. برای به دست آوردن دورنمای کامل، در بخشهای بعدی از شکلهای هیجانی که مربوط به ترسها و رویاها، بازیهای کودک و روابط اجتماعیاش در خانه و مدرسه، واکنشهای اخلاقی و فلسفی، خیر و شر، حقیقت و زیبایی حرف خواهیم زد.
مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحی کودک
این مرحله مانند مراحل دیگر زندکی کودک ارتباط مستقیمی با تعلیم و تربیت دارد. پس از تولد، مسائل عاطفی و روحی کودک همراه تغذیه و جسم او اهمیت مییابد. زندگی عاطفی و روحی در مراحل نخست در احساس آسایش و یا عدم آرامش خلاصه میشود و در مرحله بعدی یعنی حدود سه یا چهارماهگی، به صورت عواطف خودنمایی میکند. از جمله حالتهای عاطفی در دوره شیرخوارگی، حالتهایی چون ترس و سپس خشم و شادی است که به صورت خندیدن و لبخندزدن ظاهر میشود.
امنیت خاطر از مهمترین مسائلی است که باید مورد دقت قرار گیرد که ارتباط پیوسته مادر با طفل، این امنیت و آسایش روحی کودک را تامین میکند. بیاعتنایی به کودک در دوره کودکی، سبب مشکلات روحی فرزند در آینده خواهد شد. برای دستیابی هرچه بهتر و توجه به نکات ظریف تربیتی در دوران شیرخوارگی ابتدا باید مراحل رشد کودک را شناخت. این مراحل به طور مداوم در زمینه و طرح مشخصی صورت میگیرد. البته جریان رشد در کودکان مختلف است، زیرا رشد برخی به آرامی صورت میگیرد و در گروهی دیگر رشد با سرعت بیشتری رخ میدهد، ضمنا رشد جسمی و روحی وابسته به یکدیگر هستند.
نسبت به چیزهای اطرافش علاقه نشان میدهد. از توجه دیگران نسبت به خودش خوشش میآید. به افراد خانواده توجه و علاقه نشان میدهد. دوست دارد بعد از خوردن غذا و هنگامی که از خواب بیدار میشود، کمی بازی کند. با خشنودی از خود صدا در میآورد، با دیدن چهرهای آشنا لبخند میزند، به نظر میرسد حضور دیگران را پذیرا باشد، ولی با خود سرگرم است، عدم تعادل زیاد و گریه از ویژگیهای دیگر این دوره است.
نوزاد انسان با قابلیت جهش، احساس کردن درد و لذت، به دنیا میآید که این سه قابلیت، اساس هیجان هستند و به احساسات خوشایند یا ناخوشایند منجر میشوند. افراد بالغ و همچنین کودکان، نمونههایی در این مورد عرضه میکنند. به طور مثال، چشمک میزنند. دهان باز میشود، شکم منقبض میشود، آرنجها، انگشتان، زانوها در حالت جهش ناگهانی خم میشود، این واکنش را «ترس» مینامیم. در همین موقع ضربان قلب ممکن است تند و شدید شود، فشار خون بالا رفته، طحال گلبولهای قرمز آزاد کرده و کبد «گلیکوژن» وارد خون نماید.مشاوره آنلاین
کنش ممکن است ضعیف و کوتاهمدت یا برعکس شدید و ممتد باشد. خوف و بیم داشتن طبیعی است و غالبا تاثیر مناسبی روی زندگی کودک در مدت رشدی دارد. اولین ترسهای کودک با بالا رفتن سن، تغییر میکند. بعضی از این ترسها، به نظر کاملا منطقی میآید و بعضی دیگر که چندان مهم به نظر نمیرسند، گاهی اثر ژرفی در کودک دارند. تغییراتی با محتوای مشابهی از ترس در تمام مدت طفولیت میدهد. کودک ترسهی قدیمی را به دور میریزد، زیرا تجربه، معانی واقعی آنچه که او را میترساند به وی آموخته شده است. کودک ترسهای تازه ای کسب میکند، زیرا بر خلاف سابق، برای درک و فهم آن پختهتر شده و علل آن را کشف میکند و این احساس نشاندهنده پیشرفت در رشد میباشد. واقعیت این است که کودک کاملا ترس را کنار نمیگذارد، بلکه ساختارهای آن را ظریفتر کرده و نظم و ترتیب میدهد. حتی در درون یک نوع ترس مشخص، تغییرات قابل توجهی به خاطر رشد روی میدهد. مراحل رشد به طور کلی تعیینکننده این است که کودک چه وقت میرسد و یا خواهد ترسید.
کودک در این دوره از صداهای شدید و غیر منتظره، اسباب بازیهایی که فریاد میزنند، صدای ساعت شماطهدار، صدای بم پدر و تمام صداهای ناشناس میترسد. اشیاء، اوضاع یا اشخاص جدید یا شخص آشنایی که شکل ظاهری او تغییر مشخصی کرده است، مثلا با یک کلاه. همچنین اشیایی که میافتد، خطرات سقوط، حرکت ناگهانی، تهدید بدنی یا از درد میترسد.
در ۱۵ ماهگی مشاهده بیرون رفتن مادرش باعث ترس او میشود.
در ۱۸ ماهگی صداهای دستگاههای مکانیکی مانند جاروبرقی و مشاهده بیرون رفتن مادر.
در ۲ سالگی ترسهای زیاد به ویژه صداهایی که توسط قطار، کامیون، رعد و برق ایجاد میشود. از رنگهای تیره، اشیاء بزرگ، ساختمانهای بلند، قطار، جرثقیل و تاریکی میترسد.
جدایی از مادر در ساعت خواب و باد و باران، حیوانات، به ویژه صدای آنها کودک را وحشتزده میکند.
در ۵/۲ سالگی ترس زیاد به ویژه از ترس فضایی مثل: ترس از حرکات، تمام اختلافهای جهتیابی، وارد شدن کسی به منزل به صورت غیر عادی وجود دارد. به اضافه ترسهای زیادی که در نتیجه سروصدا ایجاد شده مانند دوره دو سالگی.
در ۳ سالگی از سالخوردگان با چهرههای پرچین و چروک، اشخاص بد ریخت و بد ترکیب، ماسک، لولو خور خوره، تاریکی، حیوانات، افراد خاصی که به عنوان «بد» برای کودک تشریح شدهاند، مثلا دزد میترسد.
در ۴ سالگی از سر و صدا میترسد، از اشخاص رنگینپوست، از سالخوردگان و از لولو خور خوره میترسد. دوست دارد که فرد بزرگتری در حال بازی کمی او را بترساند.
۵ سالگی سن ترسیدن نیست. ترسها ذاتی و محسوس و معمولیتر است. از سقوط و افتادن، تاریکی و سر و صدا مثل: رعد و برق، باران مخصوصا در شب میترسد.
کودک در ۵/۵ سالگی خیلی ترسو میشود، از تنها خوابیدن در یک اتاق یا تنها بودن در یک طبقه منزل میترسد. از دست داد مادر، ترس از اینکه وقتی به خانه وارد میشود او در آنجا نباشد، او را شدیدا نگران میکند.
در ۶ سالگی ترسها ممکن است به علت آزمایشی انجام شوند. از اشباح و جادوگرها، حیوانات بزرگ وحشی و سگهای بزرگ، رعد، باران، باد، آتش و بهویژه صدای عناصر طبیعی میترسد. ترس از مرگ مادر یا اینکه اتفاقی برایش روی بدهد، ترس از مردی که در زیر تختش مخفی شده یا در جنگل پنهان شده، ترس از جراحاتی که خود موجب آن بوده است، در کودک ۶ ساله دیده میشود.
کودک ۷ ساله از سایه، اشباح، موجودات خیالی مخفی شده در اتاق زیرزمین، ارتفاعات، جنگ و جاسوس، میترسد. از اینکه والدینش، معلمان و رفقایش او را دوست نداشته باشند، نگران است. همچنین مدرسه و تکالیف جدیدی که باید انجام دهد، ترس از دیر رسیدن به مدرسه باعث ترس و نگرانی خواهد شد.
منبع: مقالات کانون مشاوران ایران
سلام راستش من چند وقتیه در زندگی به بن بست رسیدم الان چهارساله ییکارم دست به همه کاریم زدم ولی نشده الان همه دوستام رفتند سر کار و ازدواج کردن و احساس میکنم عقب افتادم ازشون چندوقتیه همش فکر خودکشی میاد تو ذهنم دیگه نمیدونم چیکارکنم
با سلام خدمت شما دوست عزیز
لطفا بیان کنید چند سالتونه؟
و اینکه این افکار خودکشی چند وقته در ذهن شما وجود دارد؟
این مواردی که بیان کردیید که البته بسیار خلاصه بود می تواند نشان دهند
اعتماد به نفس پایین در شما باشد که باعث میشود به مروز زمان احساس افسردگی
کنید . سعی کنید ویژگی های مثبت خود را شناسایی کنید و برای رشد آنها تلاش
کنید تا بتوانید موقعیت کاری بیشتری را تجربه کنید و همچنین با حضور بیشتر
در اجتماع می توانید هم موقعیت های بیشتری برای ازدواج و هم کار پیدا کنید
و هم از نظر روحی انگیزه بیشتری پیدا کنید.برای بررسی بیشتر به یک متخصص
مراجعه کنید تا تشخیص گذاری دقیق تری صورت گیردو در صورت افسردگی درمان های
لازم انجام شود و با درمان آن شما نیز انگیزه بیشتری برای زندگی خواهید
داشت داشتن افکار خودکشی یک زنگ خطر برای مراجعه به روانشناس می باشد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
شاد باشید