مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

تلویزیون واقعیت را به نفع کامل، به شادی نوجوان


سالهاست که نوجوانان با نگرانی شدیدی از ظاهر ارتباط دارندبعضی از واقعیت های تلویزیونی نشان می دهد که از مزایای کامل برخوردارند و خوشبختی را به عنوان یک تکه تکه تکه کنندیک روانشناس روتگرز-کامدم دریافته است که نوجوانان علاقه مند به این نوع برنامه ها بیشتر به میلیون ها نفر می پیوندند که هر ساله تحت چاقو قرار می گیرندبرای بدنها و ذهنها - هنوز در حال پیشرفت هستند، این تصمیمات شدید ممکن است پس از گذراندن مراحل پیگیری شود.

شارلوت مارکی، استاد روانشناسی در Rutgers-Camden، با همسر پاتریک مارکی از دانشگاه Villanova، اخیرا در این نشریه در مجله دانشگاهی Image Body منتشر کرده است .

کودک افسرده

"هنگامی که ما در مورد جراحی زیبایی فکر می کنیم، ما از این موضوع به عنوان یک مسئله ی طول عمر فکر نمی کنیم. فشار زیادی برای نگاه کردن به یک روش خاص وجود دارد و من آنها را برای تحمل سرزنش نمی کنم؛ ما همه را مجبور به احساس آسیب پذیری می کنیم." روانشناسی راتگرز-کامدم یادآور می کند که مردان و زنان جوان در مورد بدن خود چه فکر می کنند و در طول زمان به بهبود سلامت آنها کمک می کنند. "چه مشکلاتی برای من وجود دارد این است که هیچ اطلاعات قطعی وجود ندارد که جراحی لوازم آرایشی حتی باعث شادتر شدن مردم شود، چیزی که مستند شده است این است که مشتریان را تکرار می کند."

تیم همسر و همسر، تقریبا 200 نفر از شرکت کنندگان را با میانگین سن 20 سالگی بر روی پاسخهای فوری خود به برنامه "پیشروی شدید" یا نمایش در خانه بهبود بخشید - به طور خاص به منظور ممانعت از قصد مطالعه مطالعه شده استهر دو مرد و زن در این مطالعه گنجانده شده اند و رویه هایی که مورد بررسی قرار گرفته اند، هر دو جنس می توانند دنبال کنند.

همانطور که محققان Rutgers-Camden مظنون بودند، زنان بیشتر احتمال دارد که جراحی زیبایی را بیشتر از مردان انتخاب کنند و بینندگان جراحی زیبایی، بیشتر مایل به در نظر گرفتن این روش برای خودشان بودند، نه از کسانی که در این لحظه قرار نگرفتند. هنوز مارکهای شوکه شده دست نوشته اند پاسخ به جراحی زیبایی نشان می دهد، از جمله نظرات مانند "الهام بخش" و "من دیدم یک دختر ناراضی رویاهای خود را."

داستان های مربوطه

·         تحقیقات ژاپنی می گوید فاصله دو ساعته بین شام و خواب بیش از حد است

·         سفارشی مدل های مهندسی ژنتیک برای برنامه های کاربردی تحقیقاتی خاص

·         اوتیسم می تواند در اوایل استفاده از یک آزمون شنوایی شناسایی شود

این به نظر می رسد Markey به نظر می رسد که ظاهر بیرونی تنها راه رضایت خود است و این جاده، او معتقد است، دایره ای است. "اگر جراحی پلاستیک باعث می شود شما در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید، پس چرا این کار را انجام می دهید؟او می پرسد. "این طرز فکر بسیار شبیه به آنوریسمی است که مایل به از دست دادن پنج پوند بیشتر است."

در حالیکه افکت افراطی ABC، که منجر به Extreme Makeover Home Edition شد، در سال 2007 لغو شد، این امر باعث توسعه چندین نمایش مشابه مشابه شد، مانند The Swan فاکس، Nip / Tuck درام، MTV I Want A Famous Face، E Dr 90210 و اخیرا معتاد به زیبایی اکسیژن استتأثیر تلویزیون واقعیت به عنوان یک رسانه جدید تاثیر می گذارد - صرفنظر از موضوع - همچنین سوالات بسیاری را در مورد آنچه که به بینندگان به عنوان واقعی و نشانگر زندگی روزمره است، مطرح می کند.

"یک زمینه فرهنگی وجود دارد که هرگز با خود فیزیکی ما راضی نخواهد شد. این فرد نادر است که به طور کامل فراموش شده است یا چنین پیام متفاوتی قوی ایجاد کرده است تا تحت تاثیر قرار نگیرد"، مارکی، مادر چهار ساله پسر و دختر سه ساله. "ما باید به کودکان آموزش دهیم تا پیامهایی را که ما دریافت می کنیم انتقاد کنیم و اکنون به آنها اعتماد کنیم".

مارکی این گفتگوهای فرهنگی را به خانه خود می آورد و با توضیح به فرزندانش به خاطر باربی ممنوع می شوداو می گوید "من به آنها می گویم: هیچکس که هرگز در زندگی واقعی ملاقات نخواهد کرد." "پیام های زیادی وجود دارد که به ما می گوید که باید خودمان را ثابت کنیم، اما در عصر سنی ما باید بچه هایمان را بگوئیم:" من عاشق تو هستم ".

اختلال عملکرد حسی در کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اوتیسم تاثیر می گذارد


نحوه عمل مغز به حساسیت لمس در افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند متفاوت است، به عنوان بخشی از یک مطالعه ابتکاری دانشگاهی دانشگاه کاردیف که برای درک بهتر این وضعیت طراحی شده است مورد بررسی قرار می گیرد.

دکتر David McGonigle از دانشکده های روانشناسی و علوم انسانی دانشگاه Cardiff از آخرین تکنیک های تصویربرداری مغز برای ایجاد یک تصویر واضح تر از نحوه پردازش لمس متفاوت استفاده خواهد کرد.

کودک ترسو

اختلال عملکرد حسی شناخته شده است که بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به اوتیسم تأثیر می گذاردبرخی از ویژگی های لمس، صدا یا حرکت مشخص شده اند که برخی از بیماران ناراحت کننده و ناراحت کننده هستند، در حالی که برخی دیگر حتی ممکن است متوجه صدا یا رنگ خاصی نباشند که می تواند فعالیت های روزمره را دشوار کند.

دکتر McGonigle، که به بررسی دو ساله منجر می شود، گفت: "برای کار بر اختلالات طیف اسپرم (ASD) رایج است که بر جنبه های ارتباطی یا اجتماعی این اختلال تمرکز کند.

"با این حال، در افراد مبتلا به ASD نیز میزان بالای علائم حسی وجود دارد. با حدود 80 درصد از افرادی که تشخیص داده شده از برخی از جنبه های اختلال حسی رنج می برند، این چیزی است که ما باید بهتر بدانیم تا یک تصویر کامل از اختلال ارائه کنیم."

این مطالعه برای اولین بار ترکیبی از آزمایشات آزمایش سنتی لمس است، مانند توانایی احساس و تشخیص بین انواع مختلف ارتعاشات تحویل شده به انگشتان، با تصاویری از مغز از جدیدترین پیشرفته ترین تصویربرداری عصبی تجهیزات.

کار در مرکز تصویربرداری تحقیق مغزی دانشگاه کادرف (CUBRIC)، دکتر McGonigle از Magnetoencephalography (MEG) برای ثبت فعالیت مغز استفاده می کند؛ طیف سنجی رزونانس مغناطیسی (MRS) برای اندازه گیری غلظت نوروترانسمیترها - مواد شیمیایی که سلول های عصبی برای برقراری ارتباط استفاده می کنندو انتشار MRI (D-MRI) برای ارائه اطلاعات در مورد نحوه اتصال قطعات مختلف مغز به یکدیگر است.

دکتر مک گانیگل افزود: "این مطالعه به ما امکان می دهد اطلاعات را از طریق تکنیک های مختلف تجربی ترکیب کنیم و تصویر واضحتری از نحوه پاسخ مغز به حساسیت لمس در افراد مبتلا به ASD ایجاد کنیم.

"با این کار ما امیدواریم بتوانیم علائم حسی را در اوتیسم توضیح دهیم. در نهایت امیدواریم این تحقیق به ما در ایجاد یک اختلال حسی افراد مبتلا به ASD کمک کند و با فرم های بهتر درمان پاسخ دهند."

این تحقیق توسط بنیاد واترلو تأمین مالی شده است، این مطالعه یکی از اولین مطالعاتی است که با همکاری مرکز تحقیقات اوتیسم ولز (WARC) به رهبری پروفسور سو لوکام - یکی از عوامل برجسته پژوهشی در عوامل رفتاری و شناختی که بر شروع و توسعه اوتیسم تاثیر می گذارد اختلالات طیف

داستان های مربوطه

·         اوتیسم به ارتباط طولانی مدت بین مناطق مغز مرتبط است

·         نمره خطر ژنتیکی برای اوتیسم مرتبط با نتایج درمان روانی

·         رفاه مثبت با کاهش خطر افسردگی در افراد مبتلا به اوتیسم همراه است

WARC یک همکاری منحصر به فرد بین اوتیسم کیمرو، اوتیستیکا و دولت مجلس ویلز است که برای پیشبرد تحقیقات علمی در زمینه عوامل خطر، شناسایی زودهنگام و تشخیص اوتیسم طراحی شده است.

اهمیت این تحقیق موضوع کنفرانس اخیر بود که توسط WARC و مرکز عصبی کاردیف (CNC) سازمان یافته بود.

تمرینکنندگان از سراسر ولز جنوبی از جمله معلمان، متخصصان اطفال، درمانگرهای گفتاری و زبان، درمانگران شغلی و نمایندگان سازمان های خیریه به محققان، والدین و افرادی که مبتلا به اوتیسم شدند، تجربیات شخصی خود را درباره علائم و نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه مورد بحث قرار دادند.

جکی ادواردز، که دو فرزندش هر دو تجربه مشکلات پردازش حساس را تجربه می کنند، به کنفرانس گفت: "من ابتدا متوجه شدم تفاوت های پردازش حسینی زمانی که آنها با صدای نگه دارنده گریه می کردند یا زمانی که کسی توالت را می لرزاند.

"پسر دوم من با دو ماه و نیم به اوتیسم کلاسیک" کانر "تشخیص داده شد و بعدا برادرش بعد از سندرم Asperger تشخیص داده شد. آنها اکنون 21 و 19 ساله هستند و همچنان برای یافتن پردازش های حسی دشوار هستند.

"برای پسر اوتیستم، خانه اش در یک روستای آرام انتخاب شده است که در آن ماشین ها یا اختلالاتی وجود دارد که او باید پردازش کند. خانه اش رنگ های آرام بخش رنگ آمیزی شده است، اگر چه او تحریک حساسیتی دارد که می تواند کنترل کند به عنوان کوسن های کرکی و اسباب بازی های موسیقی.

پسر من با Asperger بیشتر قادر است از استراتژی هایی مانند پخش موسیقی مورد علاقه خود از طریق آی پاد استفاده کند تا صدای محیط اطراف را غرق کند که برای فیلتر کردن آن دشوار است.

"هر دو پسر حساس هستند به احساس لباس بر روی پوست خود و نیاز به پوشیدن آنچه که راحت است، نه آنچه که در مد است. یکی بیش از حد به طعم غذا حساس است و رژیم غذایی محدود، در حالی که دیگر هر چیزی را بخورند.

"تحقیق در زمینه پردازش حساسی ضروری است، زیرا این امر به همه کمک می کند تا در درک بهتر آنچه که یک فرد مبتلا به اوتیسم تجربه می کند، به جای نگاه کردن به دیدگاه عصبی، و انتظار داشته باشد که رفتار ما را به نحوی که انتظار داریم، به دست آورد.

"به دست آوردن درک بهتر از تفاوت های پردازش آنها - به ما کمک خواهد کرد که آنها را در جامعه خود حمایت کنیم."

گمان میکنم وسواس فکری

سلام
من دانش آموز پایه دوازدهم تجربی هستم. من مدتی هست که هرکاری می کنم فکرم به ان مشغول میشه یا به عبارتی مثلا دارم یک کار می کنم یا یک کتاب می خونم . یکدفعه یک نفر وارد اتاق میشه یا حرفی میزنه کلا یه کنش انجام میده. من حواسم پرت میشه و به اون مطلب فکر می کنم البته غیر ارادی یعنی یکجورایی عادت شده برام و باعث شده من در درس و زندگی روزمره بازدهی ام کاهش یابد . برای مثال در راه مدرسه به این فکر میکنم که اهنگ گوش دادن مانع تحصیله بعد یک دفعه یک فکر دیگه می یاد سراغم . من ادم پر تلاشی هستم ولی این افکار مزاحم من را اذیت می کنند .لطفا کمکم کنید.

مشاور گفته:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
ممکن است شما دچار پرش افکار شده باشید که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ممکن است پرش افکار به علت فشارهای درسی یا روحی یا وجود استرس یا نوعی بیماری روانی به وجود آید که به نظر می رسد دو مورد اول بیشتر در مورد شما صدق می کند میتوانید برای بررسی دقیق این موضوع به صورت حضوری به یک روانشناس مجرب مراجعه کنید . سعی کنید برای برنامه روزانه خود برنامه داشته باشید تا این پرش افکار به کمترین مقدار خود کاهش پیدا کند سعی کنید افکار خود را بنویسید و همچنین در این مواقع که متوجه پرش افکار خود می شوید دقت کنید که یک عکس العمل نشان بدهید مثلا چند تنفس عمیق انجام بدهید اما برای درمان کامل نیاز به شناسایی علل ان در اول می باشد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
02122354783
شاد باشید

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

 

داشتن یک رابطه خوب، یک مهارت مهم فرزندپروری است. زمانی که ارتباط مثبتی بین والدین و فرزند برقرار باشد فرزندپروری لذت‌بخش تر هم خواهد بود. چه کودک نوپایی را پرورش دهید و چه یک نوجوان را، برقراری یک رابطه خوب، کلید ایجاد عزت نفس و همین‌طور احترام متقابل است.

اصول اساسی ارتباط خوب والد-کودک

  • بگذارید کودکتان بداند شما علاقه دارید هروقت که کودک نیاز داشت درگیرش شوید و کمکش خواهید کرد.
  • زمانی که کودکتان می خواهد با شما صحبت کند تلویزیون را خاموش کنید یا روزنامه را کنار بگذارید.
  • زمانیکه فرزندتان دارد چیز مهمی می گوید از حرف زدن پشت تلفن خودداری کنید.
  • گفتگویتان بین خودتان بماند مگر اینکه افراد دیگری بطورمشخص درگیر در موضوع باشند. بهترین ارتباط بین شما و فرزندتان زمانی صورت می گیرد که کسی دوروبرتان نباشد.
  • شرمنده کردن یا مورد خطاب قرار دادن کودکتان در جلوی جمع، فقط موجب بروز خشم و خصومت در او می شود، نه ارتباط خوب.
  • مثل برجی بالای سر کودک تان نایستید. طوری قرار بگیرید که هم-قد کودک شوید و آنگاه گفتگو کنید.
  • اگر از رفتار یا حادثه ای خیلی عصبانی هستید، تا زمانیکه آرامش خود را بدست نیاورده اید وارد مکالمه نشوید زیراتا قبل از آن نمی توانید حالت بی طرف داشته باشید. بهتر است مکث کنید، آرام بگیرید و بعدا با فرزندتان حرف بزنید.
  • چنانچه خیلی خسته باشید، زور زیادی می برد تا شنونده ی فعال باشید. شنونده ی واقعا فعال بودن کار دشواری است و زمانیکه ذهن و بدنتان خسته است بیشتر سخت می شود.
  • بادقت و همراه با ادب گوش دهید. وقتی کودک سعی دارد ماجرایش را بگوید حواسش را پرت نکنید. با کودکتان همچون بهترین دوست خود خوشرفتار باشید.
  • مشکل را زیادی بزرگ نکنید، همچون کسی که درحال کشف موضوعات جزئی از یک داستان است و هرگز به خود بچه اجازه نمی دهد که ادامه دهد. اینها والدینی اند که به حاشیه یک رویداد، بیشتر واکنش نشان می دهند در حالیکه صورت مسئله را فراموش می کنند، مثلا کودک شروع به گفتن آنچه رخ داده می کند و پدر یا مادر می گوید «برام مهم نیست که اونها دارن چیکارمی کنن، بهتربود تو خودت رو درگیر این چیزها نمی کردی.»
  • نپرسید چرا، بلکه بپرسید که چی شده.
  • اگر چیزی درباره وضعیت پیش آمده می دانید، با اطلاعاتی که دارید خیال کودکتان را راحت کنید.
  • از چشم یک بزرگسال حرف زدن (“وقتی حرفم تمام شد حرف می زنی”، “من میدونم چی برات بهتره”، “فقط چیزی که من میگم رو انجام بده تا مشکل حل شه”)، موعظه و نتیجه اخلاقی گرفتن را به حداقل برسانید چونکه این روشها برای ایجاد ارتباط مفید نیستند و دریچه ی ارتباطی را می بندند.
  • از کلمات یا عبارات سخیف ازقبیل “خفه شو”، “احمق”، “تنبل” استفاده نکنید: «احمق! اون اصلا معنی نمیده» یا «تو چی می فهمی، تو فقط یه الف بچه ای».
  • در برنامه ریزی بعضی مراحل خاص، کودک رابرای رسیدن به راه حل یاری کنید.
  • نشان بدهید که خود کودک موردقبول شماست، جدای از کرده و نکرده هایش.
  • کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران تقویت کنید. با پذیرش او، و تمجید از تلاشش در برقراری ارتباط، این کار را انجام دهید.

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

کلمات تشویق و تمجید

کودکان در سایه ی توجهات مثبت رشد می کنند. آنها نیاز دارند که بفهمند دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می شود. اکثر والدین بازخورد منفی دادن را ساده تر از بازخورد مثبت می دانند. با گزینش و کاربرد روزانه ی برخی از عبارات زیر با فرزندتان، درخواهید یافت که او توجه بیشتری به شما نشان خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا قدردان شما باشد.

بله    درسته   خوبه    خیلی خوبه    فوق العاده جالب    بحق که یک مردی

درسته    صحیح    شگفت انگیز    از روشی که بکار گرفتی خوشم اومد    ازت ممنونم (بهت افتخار میکنم)

خوبه    به به (لحن حیرت و تحسین)    وای پسر    خیلی قشنگه    کار خوبیه    عالی داری پیش میری

ارزوی موفقیت برات دارم  …..این راهشه

خیلی بهتر شده      اوکیه    داری بهتر انجامش میدی

ایده ی خیلی خوبیه    چه ایده ی هوشمندانه ای

خودشه  کار خوبیه    خوبه که خودت کنترلش می کنی

از روشی که در……… بکار گرفتی خوشم اومد

متوجه شدم که در ……… پرچمت بالاست

………..لذتبخشی باهات داشتم

تو توی……… …. بیشتر و بیشتر داری پیشرفت می کنی

موقع انجام… ……………….مسئولیت پذیری زیادی از خودت نشون دادی

راهتوبرو

ارزش راهی که میری رو می دونم

تو توش عالی هستی

تو بهترینی

یاداور خیلی خوبیه……    زیباست

از این کار تو (کار را نام ببرید) خوشم اومد

از اینکه بدون اینکه ازت خواسته بشه (یا یادآوری بشه) فلان… …..کارو کردی خوشم اومد

مطمئنا خوشحالم که تو پسر/دختر منی

به چیزی که حقت بود رسیدی

دوستت دارم

 

می توانیدبه آنها نشان دهید چه احساسی دارید، همانطوری که به زبان می آوردید:

با لبخند

با تأیید سر

با بخشی از شانه، سر، زانو

چشمک زدن

علامت یا ژستی بمعنای تأییدکردن

بزن قدش

گونه را لمس کنید

قلقلک بدهید بخندید (با کودک بخندید، نه به او)    به پشتش دست بکشید

در آغوش بگیرید

نکات نهایی:

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند، می آموزد که محکوم کند.

اگر کودکی با خصومت زندگی کند، می آموزد که ستیزه جو باشد.

اگر کودکی با تحقیر زندگی کند، می آموزد که شرمنده باشد.

اگر کودکی با ترس زندگی کند، می آموزد که مضطرب باشد.

اگر کودکی با احساس شرم زندگی کند، می آموزد که احساس گناهکار بودن کند.

اما

وقتی کودکی با سعه صدر زندگی کند، می آموزد که صبور باشد.

اگر کودکی با تشویق زندگی کند می آموزد به خود اطمینان داشته باشد.

اگر کودکی با پذیرش زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.

اگر کودکی در زندگی اش به رسمیت شناخته شود خواهد آموخت که هدف داشتن خوب است.

اگر کودکی با درستکاری زندگی کند، یاد می گیرد که حقیقت چیست.

اگر کودکی با انصاف زندگی کند عدالت را می آموزد.

اگر کودکی در امنیت زندگی کند، می آموزد به خود و اطرافیانش اعتماد ورزد.

اگر کودکی دوستانه زندگی کند می آموزد که جهان جای خوبی برای زندگی کردن و دوست داشتن و دوست داشته شدن است. 

منبع: فارس پاتوق

مشاوره تلفنی خانواده

 

 

مشاوره تلفنی خانواده برای افرادی که امکان حضور در جلسه های مشاوره را ندارند بسیار مناسب است.

e_butterfly_64

 

 

کمک به بهبود روابط خانوادگی، ارتباط بین والدین و فرزندان

e_butterfly_64

 

 

توسط بهترین دکتر روانشناس و روانپزشک در سطح کشور

زندگی خود را دوباره لذت بخش کنید

 

 

هیچ چیز نمی‌تواند جای احترام را در خانواده پر کند

 

در خانواده معیوب، مرد بر زن، زن بر دختر، برادر و خواهر بزرگ‌تر بر خواهر و برادر کوچک‌تر دیکتاتوری دارند. و بر اساس این سلسله مراتب فردیت همدیگر را نابود می‌کنند. در یک جامعه سنتی همه کنار هم هستند و با خوبی زندگی می‌کنند، در صورتی که کسی توجهی ندارد که فردیت هر کدامشان به سمت نابودی می‌رود.

در یک خانواده کوچک با وجود همه این مشکلات، همه کنار هم با خوبی زندگی می‌کنند، ولی زمانی که فرد وارد جامعه می‌شود، خشونتش شروع خواهد شد.

در کانون خانواده، افراد مشکلی ندارند و خشونتی نیست، چون همه با فردیت له شده خودشان با یکدیگر خوش‌اند.

در زمان‌های قدیم که ما خانواده‌های گسترده داشتیم و هنوز به این خانواده‌های کوچک و سلولی نرسیده بودیم، مسائلی که باعث نمود این فقدان در افراد می‌شد، وجود نداشت. وقتی که مدرنیته و مدنیت وارد جامعه ما شد، یعنی تئاتر، سینما و… به وجود آمد، که در آن زن وارد می‌شد و نقش کس دیگری را بازی می‌کرد، به یک‌باره جامعه سنتی واکنش نشان داد و از آن موقع زمینه نشان‌دادن خشونت در افراد ایجاد شد.

خشونت در خانواده‌های سنتی گذشته هم وجود داشته، ولی از جنس سلسله‌مراتبی. یعنی اگر کسی در سلسله‌مراتب آن خانواده می‌خواست تغییری ایجاد کند، آنجا بود که خشونت ایجاد می‌شد.

در دهه ۷۰ مدرنیته بر جامعه حاکم می‌شود و جنس خشونت‌ها متفاوت می‌شود. افراد در جامعه می‌روند و با توجه به این موضوع وقتی در جامعه قرار می‌گیرند، می‌خواهند فردیت خود را اثبات کنند. فردیتی که خانواده و جامعه هر دو آن را قبول ندارند و برای از بین بردن آن تلاش می‌کنند. اینجا به بحث آموزش و پرورش می‌رسیم. آموزش و پرورش که پاسخ را به جای پرسش گذاشته، نمره را به جای یادگیری قرار داده و دانستن را فدای مدرک کرده. فردی را که اینچنین آموزش دهیم، زمانی که دیپلم می‌گیرد، دو راه بیشتر ندارد. اول این‌که تست‌زنی کند و به دانشگاه برود و دوم این‌که وارد بازار آزاد شود، که هر دو فرد را افسرده می‌کند، چون هیچ استعدادیابی در فرد ایجاد نشده و فرد از کاری که انجام می‌دهد، لذتی نمی‌برد. پس باز هم خشونت شکل می‌گیرد.

مسئله بعدی اوقات فراغت است. در جامعه ما این‌طور جا افتاده که اوقات فراغت همان وقت تلف شده است. در صورتی که اوقات فراغت ضامن اصلی رشد فردی است. شما اگر می‌خواهید ببینید فردیت چه کسی سالم است، به اوقات فراغتش نگاه کنید. اگر اوقات فراغتش خالی باشد، فردیتش صفر است.

در کشورهای مدنی برای اوقات فراغت به شدت ارزش قائل‌اند، به همین دلیل است که اغلب تئوری‌های علمی، گروه‌های هنری و اندیشه‌های اندیشمندان حاصل اوقات فراغت‌اند. پینک فلوید محصول اوقات فراغت جوانان است که خط ربط بین مهندسی، دانش و فلسفه است، ولی به‌طور مثال در جامعه ما همین مراکز فرهنگی به نظر من به روش مرغ‌داری اداره می‌شوند.

مرغ‌ها با طلوع آفتاب شروع به فعالیت می‌کنند و با غروب آفتاب هم می‌خوابد و فعالیت تمام می‌شود. حالا به مراکز فرهنگی نگاه کنید، اکثرا از ساعت هشت صبح تا هشت شب باز هستند. در جامعه‌ای که مراکز فرهنگی تا ساعت هشت شب بیشتر باز نیستند، ولی آب هویج‌فروشی‌ها تا ساعت ۱۲ شب باز است، ما نمی‌توانیم توسعه فردیت داشته باشیم. و این توسعه نیافتن فردیت ایجاد خشونت در جامعه را به دنبال دارد. تمام خشونت‌ها منشأ اقتصادی ندارند. در اکثر خشونت‌ها فرد به دنبال به رخ کشیدن فردیت خود است.

یعنی این اتفاق در جامعه زیاد می‌افتد. یعنی اتفاقاتی که در آنجایی برای عقلانی‌بودن وجود ندارد، چرا شما با فردی که مرتکب قتل شد، همذات‌پنداری می‌کنید نه با فردی که کشته شده؟ چون اصلا فضای شما فضای عقلانی نیست.

 

آن سوی فردیت له شده، بعد از افسردگی

اگر قرار براین باشد که افراد در جامعه فردیت خود را از دست بدهند و دست به خشونت بزنند، این موضوع هم برای زنان اتفاق می‌افتد و هم برای مردان، ولی در اکثر فیلم‌ها که همان ویترین جامعه هستند، زنان قربانی خشونت‌اند، نه مردان؟

من فکر می‌کنم به دو دلیل این‌گونه است. هم به خاطر مردها و هم به خاطر خود زن‌ها. مردها به این دلیل که در هیچ جا آموزش مواجه‌شدن با زن را نمی‌بینند و هیچ کجا یاد نمی‌گیرند که به زن به دلیل انسان‌بودنش احترام بگذارند. تمام احترام‌هایی که شما از جانب مردان به زنان می‌بینید یا اداست و یا از جایی خیلی اتفاقی و دیمی یاد گرفته‌اند، نه بر اساس یک نظام آموزشی. حتی در روابط عاطفی هم که نگاه کنید، در سینما، تئاتر و… رابطه عاطفی محترمانه کمتر دیده می‌شود. زن تا حدی محترم است که منی که عاشقش هستم را درک کند، نه این‌که خودش انتخاب کند. و علت دوم؛ زن‌ها خود دیدگاه مردانه نسبت به زن دارند. یعنی زن می‌پذیرد که تصویری از زن را در خود متصور شود که مرد آن را قبول دارد. مثلا زنان حتی ظاهر خودشان را هم به‌گونه‌ای انتخاب می‌کنند که مرد خوشش می‌آید. یعنی زن خودش به علایق خود احترام نمی‌گذارد، پس چطور انتظار دارد که مرد به او احترام بگذارد. زمانی که کسی به شما گفت که من مجبورم، بدانید که فردیت او له شده و به معنای واقعی فردیتش را از دست داده و این همان نقطه آغاز خشونت است. زنان به دلیل فیزیک بدنشان شاید بیشتر مورد ظلم قرار بگیرند، ولی این دلیل بر آن نیست که آنها فردیت‌های مسلمی دارند و به خشونت کمتر دست می‌زنند. یکی از دلایل افسرده‌بودن زنان نسبت به مردان، همینی است که اگر جایی هم دست به خشونت نمی‌زنند، ولی فردیت از بین رفته آنها، در قالب افسردگی و بی‌حوصلگی در این افراد خود را نشان می‌دهد و این چند برابر خطرناک‌تر است برای جامعه.

بررسی‌های متعدد انجام شده در زمینه خشونت خانوادگی در کل دنیا نشان می‌دهد که در دهه‌های اخیر، این مسئله به عنوان یکی از مشکلات فراگیر و وحشتناک نمود پیدا کرده است که پیامدهای آن گاه با آسیب جسمی شدید و حتی مرگ قربانیان همراه بوده است. نتایج آمار و تحقیقات حاضر در ایران نیز حاکی از وجود گسترده انواع همسرآزاری در خانواده‌های ایرانی است. آمار سازمان بهزیستی ایران حاکی از آن است که بعضی از زنان خانه‌دار ایرانی مورد خشونت همسران خود قرار می‌گیرند. در میان انواع خشونت‌ها، خشونت کلامی- روانی که زنان در سطح خانوادگی و اجتماعی به شدت درگیر آن هستند، خشونتی است از نوع پنهان که به دلیل نامشخص بودن تعریف آن برای بسیاری از زنان، معمولا چندان علنی نمی‌شود و در سطح خصوصی باقی می‌ماند. با این وجود نتایج تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که علی رغم نامشخص بودن تعریف آن، بیش از انواع دیگر خشونت‌های خانوادگی رخ می‌دهد.

در دهه فعلی ما با خشونتی که منشأ آن زن باشد، بیشتر از دهه‌های قبل مواجه هستیم و این نشان می‌دهد که مسیر بعد از له‌شدن فردیت و افسردگی، خشونت است و این اصلا به صلاح جامعه نیست، چون زن خودش تربیت‌کننده است و نسل بعدی دچار مشکلات سخت‌تری خواهد شد.

 

فردا

آن بخشی از خشونت را که مستقیم از طرف خانواده است، در کوتاه‌مدت می‌توان حل کرد و روی تربیت افراد کار کرد. دست خودتان است که با تربیت درست و آموزش بچه‌ها از خشونت جلوگیری کنیم.

اگر شما نشانه‌ای از تکامل فردیت افراد ببینید، من می‌توانم به شما بگویم که روند رشد خشونت رو به کاهش است. یعنی فرد ذره‌ای به فرد جاری در جامعه تبدیل می‌شود و این کامل‌ترین نوع فرد است. یعنی هم جمعی است و هم جاری. در عرض جامعه گسترش دارد و در طول تاریخ جاری است و از گذشته و تاریخ خود نصیب می‌برد، اما بخشی از خشونت درازمدت است که من آن را مربوط به فقدان عقلانیت می‌دانم.

اگر عقلانیت را در جامعه به شکل جمعی احیا کنیم و موانع فرهنگی را شناسایی کنیم. روش‌های اعمال خشونت به تدریج حذف خواهد شد، ولی این در شرایطی است که ما آموزش و پرورش خود را اصلاح کنیم و اگر اینچنین نشود، خشونت حتی رو به افزایش می‌رود که من امیدوارم این‌گونه نشود و امیدوارم که ژن ایرانی همان‌طور که افرادی مثل سعدی و حافظ را آفرید، در این نسل هم بیافریند و ندا دهد که خشونت رو به افزایش است و باید کاری کرد. یعنی هر کسی اول از خود باید شروع کند تا ما به نتیجه برسیم.

مشاوره خانواده تهران مشاوره آنلاین مرکز مشاوره خانواده مشاوره آنلاین ازدواج مرکز مشاوره آنلاین