مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

بازی های جنسی و دکتر بازی در کودکان

بازی های جنسی دوران کودکی

یکی از بازیهایی که کودکان به صورت فردی وجمعی که ظاهرا مخفیانه ومحرمانه اقدام به آن می کنند بازیهایی است که کودکان آلت جنسی و بدن خود یا دوستشان را دستکاری می کنند و یا بازی را طوری ترتیب می دهند که در آن ها حس کنجکاوی خود را با نگاه کردن به بدن لخت دیگران وترجیحا پدر و مادر و…ارضاء کنند با عنایت به عدم دانش کافی  والدین دربرخورد با این رفتارکودکان،در این نوشته به توجیه مختصر این بازیها وبه طور خاص از دیدگاه روانکاوی فروید پرداخته می شود.

فروید سنین قبل از هفت سالگی را دوره پیش جنسی نامیده است.  مرحله ی دهانی (تولد تا پایان سال اول) مرحله اول نظریه فروید است. لذت دراین دوره از طریق لمس دهانی و قسمت های وابسنه به آن صورت می گیرد.کودک همه چیز را به دهان می برد ازپستان مادر تا اسباب بازی،این لذات نباید متوقف ویا کوتاه شود بلکه باید مواظب بود کودک اشیای کثیف را به دهان نبرد.

مرحله ۲ تا ۳ سالگی مرحله مقعدی نامیده می شود. کودک در این دوره از نگه داشتن مدفوع لذت می برد و همزمان با از شیر گرفتن کودک معمولا اتفاق می افتد. کودک با مدفوع خود بازی کرده وبه جدال با مادر می رود. مرحله اخر که مرحله آلتی نامیده می شود و ۳ تا ۷ سالگی است. یشتر بازی های جنسی در این دوره صورت می گیرد لذت از مقعدبه آلت جنسی در کودک منتقل می شود و کودک به آن توجه کرده ودستکاری می کند واین مساله برایش مورد سوال قرار می گیرد وتوجه انرژی جنسی بر خلاف دوره ی بلوغ،  متوجه خود کودک است ولی کودک به تفاوت های بین خود وغیر همجنس توجه دارد وسوال هایی می پرسد که با عث نگرانی برخی خانواده ها می شود. ایضا در این دوره کودکان لباس های عروسک راپاره می کنند یا در می آورند تابدن لخت وآلت او را  از روی کنجکاوی ببینند به همین دلیل در مراکز پیش دبستانی کشور های پیشرفته که اکثرا مختلط هستند، دکتر بازی برای پاسخ به این کنجکاوی، جزء بر نامه های رایج  آنهاست. در این بازی یک بار دختر بچه ویک بار پسر بچه دکتر می شوند وتمام لباس های جنس مخالف را در آورده ومعاینه می کنندوبه این ترتیب کنجکاوی خود را ارضاء می کنند.

از جمله بازی های مرحله ی سوم پیش جنسی (آلتی) می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-کودک با آلت تناسلی خود ودیگر کودکان بازی می کند.

۲-کودک با لمس بدن خود به پدر ومادر و اشیاء وغیره کسب لذت جنسی می کند.

۳-کودکان بازیهایی ترتیب می دهند که دزدکی به قسمت های لخت بدن پدر ومادر نگاه کرده ویا به اتاق خواب آن ها سرک می کشند.

۴-کودکان سوال هایی در ارتباط با مسایل جنسی از والدین می پرسند مثلا من چگونه به  واز چه راهی به دنیا آمدم؟

در رابطه باسوا لاتی که کودکان می پرسند باید به نکات زیر توجه کرد:

الف :فراهم کردن فرصت برای طرح آزادانه ی سوال توسط کودک.

ب : دادن جواب واقعی به سوالات آنان به طور غیر مستقیم ودر موارد به خصوص مستقیم نه فریب دادن آنها.

ج : نباید والدین در مواجهه با این قبیل سوالات آشفته شده ویا ذهن کودک را منحرف کرده ویا توضیحی که مد نظر کودک نیست بدهند.

د: باید توجه داشت بهترین زمان آموزش جنسی برای کودکان زمانی است که سوال می پرسند.

در صورت مشاهده ی باز ی کودک با آلت خود نباید او را تنبه کرد ویا با جملات آمرانه مثل دست نزن و… منع کرد بلکه می توان با محول کردن یک کار،پرسیدن یک سوال و… او را باز داشت هر چند آغاز دستکاری در این سنین نشانه ی رشد طبیعی کودک است.

لازم به ذکر است که سنین بین ۲ تا ۳ سالگی زمانیست که باید والدین اتاق خواب کودک راجدا کنند وبه لحاظ تربیتی بسیار حائز اهمیت است. زیرا هم کودک شاهد آمیزش والدین نمی شود ومتعاقبا از احساس گناه ناشی از آن در آینده در امان می ماند وهم از تماس مداوم جسمی بین کودک و والدین جلو گیری می شود.هر چند باید تدابیری اندیشید که کودکان مخفیانه هم نتوانند آمیزش پدر ومادر را ببینند.

منبع:تریبون آزاد

مرکز مشاوره کاشانک

مرکز مشاوره کاشانک

کاشانک در منطقه ۱ تهران قرار دارد.مرکز مشاوره کاشانک

و از لحاظ شرایط جغرافیایی از قسمت شمال به ارتفاعات البرز و از سمت جنوب به نوبنیاد و فرمانیه منتهی می شود.

قدمت محله کاشانک

  • از لحاظ پیشینیه تاریخی مسجد های متعددی در این منطقه وجود دارد .
  • و یک قبرستان در این منطقه میباشد.
  • که مربوط به ۳۰۰ سال پیش می باشد.

قناتهای این منطقه هم می‌توان به قناتهای رحمان آباد اشاره کرد که :

برای آبیاری فضای سبز به کار می رود.مرکز مشاوره کاشانک

نمادهای محله کاشانک

  • نماد های جذاب و بی نظیر در این منطقه می‌توان چنار مسجد را نام برد.
  •  قدمت این درخت مربوط به ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش باز می‌گردد .
  • که دارای قطر ۳ متر می باشد.
  • و درون آن به صورت یک اتاق بسیار زیبا می باشد.

از لحاظ اقتصادی در این منطقه خانوارها  در دو طبقه کاملاً متفاوت می باشد.

که طبقه فقیر این منطقه در بخش تپه کاشانک ساکن می باشد .

و در حدود ۲۶۲ باب خانه های این منطقه بدون سند مسکونی می‌باشد .مرکز مشاوره کاشانک

مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

مرکز مشاوره کاشانک1

احداث مرکز مشاوره کاشانک

این منطقه از لحاظ امکانات فرهنگی و همینطور عمرانی دارای ویژگی های متفاوتی می باشد.

همچنین سرای محله کاشانک در سال ۸۷  کار را آغاز کرده است.مرکز مشاوره کاشانک

و با اجرا کردن کلاس های آموزشی متفاوت در ارتقا بخشیدن به سطح فرهنگی نقش پر اهمیتی داشته است.

همچنین در این منطقه مراکز مشاوره خوبی واقع شده است.

از نظر عمرانی فعالیت های قابل تحسین در این منطقه اجرا شده است که:

  • تاسیس کردن پارک رحمان آباد می باشد.

در این منطقه  آلونک هایی  ایجاد شده بود که:

  • موجب  زننده شدن این منطقه شده بود.
  • و همینطور موجب پیدا کردن فرسایش خاک شده بود.

ساختمان انرژی محله کاشانک

اولین ساختمان های انرژی در حال تاسیس شدن می‌باشد  .

برای استفاده کردن  علمی و آموزشی به کار می رود.مرکز مشاوره کاشانک

شهروندان در این مکان می‌توانند با شیوه های تازه تامین کردن انرژی های تجدیدپذیر .

همینطور جایگزین شدن شیوه‌های هدر رفتن انرژی اطلاعاتی کسب خواهند کرد.

و همچنین شیوه‌های مبارزه کردن با آن را آموزش خواهند دید.

غمگین باش! ولی راه های شاد بودن خیلی آسونه-زندگیتو بهتر کن

غمگین باش! ولی راه های شاد بودن خیلی آسونه-زندگیتو بهتر کن

بعضی به نظر می رسد ذاتاً شاد و پر جنب و جوش اند.

و برخی به نظر می رسد، کشتی شان همیشه غرق شده است و دچار اختلال افسردگی شده اند.

مردم غمگین فکر می کنند که شاد بودن باید در ژن هایشان باشد.

و مسئله زندگی شاد، مهارت یادگیری و تغییر دادن خود نیست.

بهتر است بدانید که بر خلاف این افراد، انسانها تنها موجوداتی هستند که می توانند تصمیم بگیرند که یک زندگی شاد داشته باشند.

یا زندگی خودشان را در انجام کاری که باعث غم و ناراحتی شان می شود، صرف کنند.

دشواری جلوگیری از باورهای منفی و تکراری و ادراکات منفی است.

اما در تغییر وضعیت ما از بد به خوب، بسیار موثر است.

در اینجا چند راهنمایی برای زندگی شاد وجود دارد که خواندن آن برای شما ضروری است.

غمگین باش! ولی راه های شاد بودن خیلی آسونه-زندگیتو بهتر کن

  • ناامیدی از تمام چیزها

اولین و مهمترین چیز این است که دیدگاه شما درباره این جهان و مشکلات و معایب آن را تغییر دهید.

این جهان در کنار حوادث ناگوار تلخ است و هنگام مواجه شدن با مشکل، نباید آشفته باشید.

  • در زندگی خود هدف داشته باشید

معمولا افرادی که در زندگی خود هدف قرار نداده اند، دلیلی برای خوشحالی در زندگی ندارند.

بنابراین یکی از مراحل مهم زندگی و خوشحالی تکنیک تعیین هدف در زندگی شماست.

توجه داشته باشید که در هدفگیری، شما باید در میان اهداف، هدفی قرار دهید که امید بیشتری برای موفقیت داشته باشید.

نه فقط تلاش برای رسیدن به آن و یا تأیید یا رد کردن دیگران.

البته مشورت و مشاوره نیز می تواند موثر باشد.

شما همچنین باید واقع بین باشید تا هدف را تعیین کنید.

  • گذشته ها متعلق به گذشته است

یکی از مهم ترین چیزهایی که می تواند لذت بردن را سلب کند این است که دائما گذشته و حسرتش را بخورید.

شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید و هیچ دلیلی برای زندگی با آن وجود ندارد.

بنابراین تمام مشکلات و اشتباهات را انجور که ممکن است تغییر دهید.

در واقع، اشتباهات ما را قوی تر و با انگیزه تر می کنند، و ما از آنها یاد می گیریم و نقاط ضعف مان را پیدا می کنیم.

حتی وضعیت های پر تنش و غم انگیز در نهایت درس های خوبی برای ما خواهد بود.

  • ویژگی های منفی خود را بپذیرید

قبول کنید که خودتانید و هر انسان دارای یک سری معایب و مجموعه ای از شایستگی ها است که در برخی موارد نمی تواند آنها را تغییر دهد.

به عنوان مثال، یک فرد ممکن است یک مشکل فیزیکی داشته باشد که همیشه در معرض استرس قرار دارد.

اما زمانی که او آن را قبول می کند، مشکلی دارد و نمی تواند تغییر کند و او باید با این مشکل زندگی کند.

او آرامش ذهنی بیشتری پیدا می کند.

البته، چنین افرادی باید دیدگاه های خود را در نظر بگیرند، از آنچه می توانند برای ضعف هایشان بد باشد دوری کنند.

  • با بحران روبرو نشوید

یکی از دلایل اینکه مردم غمگین و بی حوصله هستند، بحران هایشان است.

بعضی از مردم، در مواجهه با مشکلات، مشکلات خودشان را بزرگتر از آنچه که هستند، می سازند.

بسیاری از مردم می گویند زمانی که با مشکل مواجه می شوند، ما بسیار هیجان زده و مضطرب هستیم.

اما بعد از مدتی متوجه می شویم که این مشکل تاکنون تاثیر خاصی هم نداشته است.

وقتی که شاد هستید، بسیاری می گویند: “چقدر شنگول هستید؟

این یک شادی است، اما بر خلاف ادراک مردم، به خودمان بستگی دارد.

زندگی سخت است، بیش از حد، سخت است، اما یکی در زندگی یک هنرمند خوب است، که با وجود تمام این موانع، بهانه ای برای خوشبختی دارد.

برای دستیابی به این هدف از توصیه های ساده زیر استفاده کنید

دستورالعمل گوش‌دادن به موسیقی

دستورالعمل گوش‌دادن به موسیقی

نمی‌توان سلیقه موسیقایی کسی را به کلی کن‌فیکون کرد. کسی همچنان مسئولیتی بر گردن ندارد؛ خیالتان راحت. تنها می‌شود از شاخه‌ای به شاخه نزدیک‌ترش پرید و قدری در این پریدن‌ها گستره شنیداری را منبسط کرد. کار زیاد دشواری نیست، البته به شرطی که در این مسیر پیچ در پیچ به اندازه کافی علائم و نشانه‌های هشداردهنده وجود داشته باشد تا به شکلی حداکثری از کج‌روی و افراط و تفریط و انحراف به چپ و سبقت از راست و تصادف جلوگیری شود. قبل از حرکت هم آب و روغن را چک کنید و محض احتیاط چند تسمه اضافه هم در صندوق داشته باشید. این مقاله قصد دارد بدون پرحرفی و باید و نباید و این درست است و آن نادرست، فقط یکی از مسیرهایی را که ممکن است شما را در رسیدن به نقطه‌ای قابل توجیه در چنین سفری، راهنمایی کند، معرفی کند. بقیه‌اش دیگر با خودتان است. البته این نکته را نیز می‌دانیم که بسیاری از مخاطب‌های این صفحه تا به حال به آن نقطه مذکور نزدیک شده‌اند و دیگر نیازی نیست کسی راهنمایی‌شان کند. قرار است این مقاله در کوتاه‌ترین شکل ممکن، آشنایی با «موسیقی جدی» حاصل شود و یکی از هزاران مسیر موجود برای ورود به این وادی نشان داده شود.

«موسیقی جدی» در برابر «موسیقی شوخی»؟

این سوال شاید یکی از اولین سوال‌هایی باشد که مخاطب آماتور در ذهن با خود مرور می‌کند. شاید همین‌طور باشد؛ یعنی شاید ما «موسیقی‌جدی» داریم و «موسیقی شوخی»! حالا اولین چیزی که باید بدانیم این است که «موسیقی جدی» چگونه اصطلاحی است و از کجا آمده و به چه شکلی از موسیقی گفته می‌شود. تشخیصش کار دشواری نیست. در وهله اول باید بدانید که این یک اصطلاح در مجموعه اصطلاحات نقد موسیقی است و واژه «جدی» قرار نیست در مقابل «شوخی» قرار بگیرد.

«موسیقی جدی» را شاید منتقدان متاخر و معاصر موسیقی باب کردند. منتقدانی مثل تئودور آدورنو که از اندیشمندان ارشد مکتب انتقادی فرانکفورت بود و در عین حال یک موزیسین و آهنگ‌ساز و منتقد موسیقی بود. این اصطلاح در نگاه اول به موسیقی کلاسیک اشاره دارد و مجموعه آن را در بر می‌گیرد. اما این تمام ماجرا نیست. درواقع اگر این تمام ماجرا بود، لازم نبود این اصطلاح را بسازند و به کار گیرند. می‌توانستند از همان عبارت موسیقی کلاسیک استفاده کنند و دیگران را با این عبارت جدید درگیر نکنند و سوال تازه‌ای هم ایجاد نکنند. اما باید بدانیم که از سال‌های پایانی قرن نوزدهم، موسیقی در هیئتی جدید و با مجموعه قوانین جدید، آرام آرام چهره‌ دیگری از خود را به نمایش می‌گذاشت و تفاوت‌های آشکاری با موسیقی قبل از خودش داشت. پس اصطلاح «موسیقی جدی» هم می‌بایست مجموعه گسترده‌تری را تحت پوشش قرار دهد. علاوه بر همه اینها شاید خود «موسیقی کلاسیک» هم تنها یک قرارداد بود برای خطاب‌کردن مجموعه موسیقی ارکسترال. این قرارداد نه تنها در ایران رواج دارد، بلکه در مجموعه واژگان مربوط به دنیای غرب هم مصطلح است. این در حالی است که مثلا نمی‌توانیم هم باخ، هم بتهوون و هم فرضا لیست را در این قاعده جای دهیم، اما ناخودآگاه این کار را می‌کنیم؛ ناخودآگاه یا شاید با کمی سخت‌گیری، ازروی بی‌دقتی. باید بدانیم که باخ موسیقی دوره باروک را پی می‌گرفت و بتهوون خط ربطی بود بین موسیقی کلاسیک و رمانتیک و لیست هم به طور کامل از آهنگ‌سازان دوره رمانتیک به شمار می‌رفت. پس با این حساب دیگر می‌دانیم که «موسیقی‌جدی» با این تعاریف، گستره بسیار وسیعی از موسیقی را دربرمی‌گیرد. اما نکته مهم این است که بدانیم چطور می‌شود به معنای آن بیشتر نزدیک شد. از همین حالا بدانید که به هیچ‌وجه نمی‌توانیم یک تعریف واحد و غیر قابل تغییر برای این عبارت قائل شویم و با چند معادل، سر و ته قضیه را هم بیاوریم. زهی خیال باطل! اما در تشریح بیشتر اجازه بدهید این توضیحات را اضافه کنیم. این موضوع را حتما می‌دانید که ژانرهای موسیقایی، تا قبل از شکل‌گیری موسیقی مدرن، وجود خارجی نداشتند و تنها فرم‌ها وجود داشتند و در غالب اوقات، برای مشخص‌کردن محتوای کلی آثار، از دوره‌ای که اثر در آن نوشته شده بود، نام می‌بردند. همان‌طور که در بالا به آن اشاره شد. (مثال باخ، بتهوون و لیست) حالا بیایید ببینیم مجموعه کارهایی که آهنگ‌سازان بزرگ تاریخ موسیقی نوشته‌اند جدی محسوب می‌شوند یا خیر. پاسخ مثبت است. سمفونی‌ها، سوییت‌ها، کنسرتو‌ها، کوارتت‌ها، کویینتت‌ها و تمامی آثار آنها در این دسته‌ قرار می‌گیرند.

فرقی نداشت یک اثر برای چند ساز نوشته شده و چند دقیقه طول می‌کشد تا اجرا تمام شود. تمامی این فرم‌های موسیقایی «موسیقی جدی» قلمداد می‌شوند. حالا یک سوال پیش می‌آید: آیا تنها شکل موسیقی که در این دوران وجود داشته، فقط و فقط همین فرم‌ها هستند و گزینه دیگری پیش روی مخاطب نبوده؟ اگر این است، دیر کاری است برایش یک نام کلی هم بگذارند؟ باید در نظر بگیریم که در دوران گذشته هم بخشی از موسیقی به عنوان موسیقی عام‌پسند حیات داشته و مخاطبان خاص خود را نیز در برمی‌گرفته. به تبع این بخش از موسیقی نمی‌توانست دغدغه نوآوری را داشته باشد و نمی‌توانست نام‌هایی ماندگار در تاریخ به جای بگذارد و به تحقیق تقلیدی بود اجمالی از کارهای آهنگ‌سازان بزرگ و از جرگه «موسیقی جدی» خارج بود و منتقدان علاقه‌ای به بررسی آن نداشتند. گرچه بخشی از موجودیت فرهنگی در هر دوره‌ای بر دوش همین موسیقی عام‌پسند بوده و هست. اما در حوزه نقد و تحلیل، منتقدان تنها به آهنگ‌سازانی می‌پرداختند که به لحاظ تحلیلی کارشان یکه محسوب می‌شد و مولفه‌هایی کاملا یکتا داشتند. می‌دانید و می‌بینید که تعدادشان هم کم نبوده و نیست.

استارت بزنید

هیچ پیش‌زمینه‌ای نیاز نیست. لازم نیست علاقه‌مندی‌هایتان را دسته‌بندی کنید و ببینید آیا اساسا لازم است یا لازم نیست و چه و چه. می‌توانید امتحان کنید و اگر بعد از آزمایش خوشتان نیامد، برگردید به همان رسوم قدیمی‌ خودتان. لازم نیست ربدوشامبر داشته باشید یا حتما در خانه‌تان گرامافون یافت شود. لازم نیست پدر، مادر، پدربزرگ، خان عمو یا خان دایی‌تان به قول معروف این کاره بوده باشد تا به شما هم به ارث برسد. فقط کافی است قدری حوصله جمع‌آوری «موسیقی جدی» را داشته باشید.

بر حسب اتفاق باید همین جا به این موضوع اشاره کنیم که تهیه این نوع از موسیقی نسبت به بسیاری دیگر از ژانرهایی که شما ممکن است دوست داشته باشید، آسان‌تر است. فروشش غیرمجاز نیست و غالب کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند منابع خوبی باشند برای راه‌انداختن کار شما. البته این موضوع مادامی کارکرد دارد که هنوز درگیر مشاهیر باشید و باد به کله‌تان نیفتاده باشد که بروید سراغ آنهایی که کمتر کسی، حتی در اروپا و آمریکا آنها را می‌شناسد و پیدا کردن آثارشان کار هر کسی نیست. البته مژده می‌دهم که بعد از مدتی این خوره هم به جانتان خواهد افتاد. اما آن زمان دیگر هیچ تنبلی در شما وجود ندارد و آن‌چه را می‌خواهید، از زیر سنگ هم که شده به چنگ می‌آورید. اولین چیزی که به ذهنتان خطور می‌کند، احتمالا این است که از آغاز ماجرا شروع کنید به گوش‌دادن و طبق زمان جلو بیایید. اتفاقا می‌خواهیم پیشنهادی درست برعکس این را برایتان داشته باشیم. بهتر است برای راه افتادن از آنسامبل‌های کوچک امروزی استفاده کنید. می‌توانید از ژانرهایی مثل نیو اج شروع کنید که «موسیقی جدی» آن را هم دربرمی‌گیرد. می‌توانید از آهنگ‌سازانی مثل دیوید دارلینگ شروع کنید. دارلینگ را که حتما می‌شناسید. قبلا در همین صفحه معرفی شده. او آهنگ‌ساز و نوازنده چلو است و به عنوان یک آهنگ‌ساز جهانی، با خیلی‌های دیگر همکاری داشته. قطعات دارلینگ با محوریت چلو، با سازهای دیگری مثل پیانو، گیتار الکتریک، سکسوفون و از این جور سازها ترکیب شده و لذت بی‌نهایتی را به شما تزریق خواهد کرد. قطعات آن‌قدر روان و خوشایند هستند که در کمتر مواقعی ما را درگیر ساختارهای پیچیده و دیر هضم می‌کند. به همین سبب شما می‌توانید با خیال راحت با آنها ارتباط برقرار کنید و هیچ ترسی به خود راه ندهید. از آن گذشته می‌توانید به راحتی با سازهای آکوستیک و شمایل آهنگ‌سازی برای آنها آشنا شوید که این مهم‌ترین بخش در گوش کردن «موسیقی جدی» است. همین حالا تا دیر نشده یک پیشنهاد دیگر را هم برایتان داریم. اگر احساس می‌کنید با موسیقی الکترونیک بیشتر ارتباط برقرار می‌کنید، می‌توانید از آهنگ‌سازانی چون استیو رایش، فیلیپ گلس، تری رایلی و دیگر مینی‌مالیست‌هایی که در حیطه موسیقی الکترونیک فعالیت کرده‌اند، شروع کنید. هر سه نامی که در بالا خواندید هم در شمارگان گذشته موسیقی‌جهان معرفی شده‌اند و آن قدر نمی‌بایست با آنها احساس ناراحتی کنید. در کنار این پیشنهادها می‌توانید به وورد میوزیک هم بپردازید. آهنگ‌سازانی مثل استفان میکوس را در این ژانر به خاطر بسپارید.

دنده را به دو تغییر دهید

همان‌طور که در بخش قبل دیدید، سعی کردیم برای تمامی سلیقه‌ها یک نقطه آغاز داشته باشیم. پیداکردن این آثار اصلا کار دشواری نیست. همان‌طور که اشاره شد، کاملا مجاز هستند. حالا باید گام بزرگ‌تر را برداریم. وقت آن رسیده که قدری زمان بیشتر برای گوش‌کردن به موسیقی بگذارید. بهتر است آرام آرام بروید سراغ آثار ارکسترالو. این کار برای آنهایی که از ژانر نیو اج استفاده کرده‌اند، راحت‌تر است. چون احتمالا با سازهای آکوستیک بیشتری آشنایی دارند و می‌توانند آرام آرام به نقش آنها در موسیقی پی ببرند. می‌توانید از سمفونی‌های دوره رمانتیک، بخش دوم کارتان را شروع کنید. سمفونی شهرزاد از ریمسکی کورساکف می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌های شروع بخش دوم باشد. سازبندی دقیق این سمفونی چهار موومانی، می‌تواند گوش شما را به شکل سازبندی‌ها عادت دهد. تم‌های شرقی، ملودی‌های آشنا برای مخاطب ایرانی و ریتم‌های شگفت‌انگیزی که این مجموعه دارد، نهایت لذت را برایتان به ارمغان خواهد آورد. به جرئت می‌توان ادعا کرد موسیقی دوره رمانتیک به راحتی هرچه تمام‌تر با مخاطب آماتور ارتباط برقرار می‌کند و درک موسیقی او را بالا می‌برد. می‌توانید به جای این‌که از سمفونی آغاز کنید، سراغ شوپن لهستانی بروید و سونات‌های پیانوی او را پی‌گیری کنید؛ این هم می‌تواند گام دوم خوبی باشد. یا شاید حتی بتوانید بروید سراغ فهرست مجار و رپسودی مجارش را به دندان بکشید. باید ببینید سلیقه‌تان در این گام، به کدام سمت بیشتر گرایش دارد. هنوز زود است؛ این قدر عجله نکنید. به باخ هم می‌رسیم! گوش‌دادن به سمفونی‌های نُه گانه گوستاو مالر آلمانی هم که در اواخر دوران رمانتیک فعالیت می‌کرد و او را با لقب پست رمانتیک می‌شناسند و معتقدند او پلی‌ است میان موسیقی رمانتیک و موسیقی مدرن، می‌تواند در این دوره راه‌گشا باشد. پیشنهاد ما برای گوش‌کردن آثار مالر، اول سمفونی چهارم، بعد سمفونی اول و بعد هم به انتخاب خودتان است. در این میان می‌توان به دیگر هم‌وطن او ریچارد اشتراوس بزرگ هم اشاره کرد. البته اگر می‌خواهید آن‌قدر‌ها گیج نشوید، بهتر است از والس اشتراوس شروع کنید که بارها به گوشتان خورده؛ در تلویزیون، در رادیو و به عنوان موسیقی متن بسیاری از فیلم‌های سینمایی. یک مدرنیست عجیب هم هست که می‌توانید پیش از ورود به موسیقی مدرن آثارش را به عنوان راه‌گشا مدنظر قرار دهید؛ دیمیتری شوستاکوویچ روس. سمفونی لنین‌گرادش می‌تواند گزینه خوبی باشد. آنتوان دورژاک چک هم در این مرحله بسیار دلچسب است.

احتیاط کنید! جاده باریک می‌شود

اگر این مراحل را پشت سر گذاشته‌اید، دیگر وقتش است به اندازه کافی جدی شوید. اگر هنوز از ادامه راه منصرف نشده‌اید، نشانه آن است که دیگر معتاد شده‌اید یا دارید می‌شوید. پس باید جنس بیشتری استفاده کنید. در این مرحله می‌توانید باخ بزرگ را انتخاب کنید. گوش دادن به موسیقی باروک به خصوص آثار باخ، توان بالایی در درک موسیقایی نیاز دارد که از همین روی او را در این مرحله قرار دادیم. می‌توانید از سوییت‌های او شروع کنید. مخصوصا سوییت‌هایش برای چلو. سوییت‌های چلو باخ هم می‌تواند پیچیدگی‌ ریتمیک و ملودیک موسیقی آن دوره به ویژه خود باخ را برایتان آشکار کند و در عین حال به دلیل نبودن فضای ارکسترال، با درصد کمتری گیجتان کند؛ فقط یک ساز در کار است: چلو. اگر احساس کردید باخ برایتان هنوز پیچیده است، به سرعت سراغ ملودی‌های ناب موتزارت بروید. این می‌تواند یک فرار استراتژیک باشد. اما یادتان نرود که باید برگردید و باخ را از نظر بگذرانید. سمفونی‌های پنجم و نهم بتهوون را همه می‌شناسند.

اگه عقد رسمی کنم حقوق پدرم رو از دست میدم

بعد یک ازدواج ناموفق تصمیم گرفتم دوباره ازدواج کنم در حال حاضر 1 سال نامزد شدیم که همو بشناسیم و الان خیلی دوسش دارم  ولی با وضعیت اقتصادی  کم درامد دوس ندارم عقد دایم بشم بخاطر داشتن حقوق پدرم که از بین نرود به نامزدم پیشنهاد صیغه بلند مدت کردم ولی الکی به همه بگیم عقد دایم کردیم و او قبول نمیکنه. شما من رو راهنمایی کنید خب اول اینکه کسی که بخواد زندگی کنه عقد دایم و موقت نداره تو این زمونه که میبینیم زن و شوهر فقط شناسنامه همو سیاه میکنن و بعد میرن... از طرفیم اون که باید نگرانی بیشتری داشته باشه خانمه، که منم مشکلی ندارم. چرا نامزدم قبول نمیکنه؟
1 پاسخ
پاسخ داده شده 1 روز قبل توسط دکتر روانشناس حرفه ای (70,960 امتیاز)
با سلام
دوست عزیز
ببینید شما به واسطه حقوق پدرتون که خب تا حدی هم حق دارید البته  می خواهید صیغه بلند مدت شوید اتعاقا قبول نکردن ایشون رو دلیلی ب  درست بودن ایشون بدانید وقتی ایشون  به  شما  این مساله رو می گویند که نمی پذیرند شما هم نباید اصرار  کنید واقعا به صیغه  اعتباری است ضمن اینکه در بسیاری از فرهنگ ها اصلا صیغه مساله ای است که قابل پذیرش و قابل قبول نیست و مشکلات زیادی برای فرد ایجاد خواهد کرد .
شاید ایشون از سمت خانوادشون هم معذوریت هایی به هر صورت دارند که  شرایط رو برای ایشون سخت و غیر قابل پذیرش می کند .
اگر می توانید چنین  شرایطی را بپذیرید خب یک نکته است  ولی  اگر شما واقعا اصرتر دارید به این مساله منطقش رو هم برای ایشون توضیح دادید یا خیر ؟؟؟ولی به خاطر داشته باشبد که  چون شما ازدواج مجددتون هست  شاید با همه اینکه حقوق پدرتون رو می گیرید ولی نتوانید موفق عمل کنید و زندگی شما ثبات لازمه را نداشته باشد
چون خدای ناکرده مشکل ایجاددشود در صورت صیغخ حق و حقوق خاصی هم نخواهید داشت
مگر اینکه خودتون هم به اینده ازدواج  خوش بین نباشید و براتون مهم تر بحث حقوقه  که خب اگر این بار هم مشکل پیش امد حقوق حداقل داشته باشید .
به هر حال باید همسرتون  هم دلایلشون رو مطرح کنند و اصلا نمی شود یک طرفه قضاوت کرد و مسائل را در نظر گرفت  به هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و در اینده مشکلی ایجاد نشود