مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

تصویر سازی ذهنی درمان

مطالعات اخیر در مورد استفاده از استعاره ها نشانگر این بوده است .

که افراد در همه مکان ها، در هر دقیقه از ۲ تا ۱۰ استعاره استفاده می کنند.

شاید به همین دلیل است که در تمرین مدل سازی نمادین.

استعاره یک عامل مهم و تعیین کننده در نظر گرفته می شود.

کاربرد استعاره فقط به بخش گفت و گو محدود نمی باشد.

افراد می تواند در ارتباطات غیر کلامی هم از استعاره ها استفاده کنند.

برای مثال، نمادها، استعاره ها و تصویر ذهنی می تواند از طریق کلمات، ژست ها.

زبان بدن و نقاشی بیان شوند و همچنین می تواند به صورت آگاهانه و غیر آگاهانه ابراز شوند.

اهداف افراد در استفاده از استعاره ها می تواند عبارت باشد از:

  • توضیح یک اتفاق آسیب زا.
  • بیان کردن یک احساس مشکل.
  • بیان کردن یک تجربه یا اتفاق به صورت خلاصه.
  • بیان کردن مفاهیم انتزاعی به صورت دقیق.
  • خلاصه بیان کردن اطلاعات حجیم.
  • بحث در مورد موارد مشکل.
  • توصیف یک تجربه درونی.

استعاره های نمادین

استعاره های نمادین و تصویر ذهنی می توانند مشخص و یا نامشخص باشند.

برای مثال، در صورتی که یک مرد بگوید ” کل وزن جهان بر روی شانه های من هست”.

کاملا مشخص است که وی به صورت کنایه آمیز و استعاره ای صحبت می کند.

و بنابراین استعاره مشخص و صریح می باشد. ولی اگر آن مرد بگوید که “دوست دارم.

مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

بدانم که چه کاری را باید در مورد شغلم انجام بدهم”.

  • عبارت چه کاری، نشانگر یک استعاره نامشخصو نامفهوم است.
  • معمولا در موارد بیشتری از استعاره های نامشخص استفاده می شود.
  • ولی در برخی مواقع فهمیدن آن سخت تر می باشد.
  • در طول درمان، یک درمانگر معمولا از یک فرآیند چهار مرحله ای.
  • برای ایجاد یا توسعه استعاره های ایجاد شده  است.
  • توسط فرد درمانجو، استفاده می کند. 

در اغلب موارد از یک مجموعه نُه سوال زبان صریح، برای پیشرفت این پروسه استفاده می شود.

تصویر سازی ذهنی درمان

مرحله شناخت استعاره ذهنی

مرحله ۱ (شناخت استعاره):

  • وقتی که فرد درمانجو در طول گفتار درمانی از یک استعاره استفاده می کند.
  • درمانگر همراه با تکرار کردن آن کلمه، شروع به پرسیدن سوالات دیگری از فرد می کند تا استعاره را مشخص تر کند.

مرحله ۲ (توسعه و پیشرفت استعاره):

  • درمانگر با استفاده از سوالات نُه گانه زبان صریح، توسعه.
  • و مشخص کردن استعاره استفاده شده را تسهیل می کند و همچنین هدف وی کمک به فرد.
  • برای برقراری ارتباط با استعاره در سطوح مختلف می باشد. تا زمانی که این استعاره به صورت کامل.
  • و از طریق زبان، ژست، هنر و سایر روش ها درک شود، معمولا درمانگر یک مدتی را در این مرحله باقی می ماند.

مرحله ۳ (کار بر روی استعاره):

  • با مشخص شدن و شناخته شدن استعاره استفاده شده توسط فرد درمانجو.
  • درمانگر دوره را به سمت یک هدف درمانی خاص پیش می برد.
  • برای مثال، ممکن است که درمانگر محدودیت های مربوط به استعاره را پیدا کند.
  • و به فرد درمانجو کمک کند تا استعاره را دوباره بسازد، و یا از وی بخواهد .
  • که یک داستانی را بگوید که عبارات موجود در استعاره را شامل شود.

مرحله ۴ (تغییرات کامل):

  • در طول این فرآیند، معمولا استعاره ها به صورت کامل یا جزئی تغییر می کنند.
  • در طول این مرحله، درمانگر می تواند به کامل بودن این تغییرات کمک کند .
  • و فرد به یک چشم انداز و دیدگاه جدیدی دست یابد که قابل اعمال در زندگی روزمره فرد باشد.

استعاره های تصویرسازی ذهنی

مرحله اول:

استعاره شناخته شده است.

فرد درمانجو:

اخیرا حس می کنم که من نامرئی هستم.

درمانگر:

و چه زمانی حس می کنی نامرئی هستی، چه نوع نامرئی منظورت هست؟

فرد درمانجو:

مثل یک روح هستم.

درمانگر:

و روح، چه نوع روحی هست؟

فرد درمانجو:

روحی که از مه درست شده است. شما می تواند از من عبور کنید.

توسعه استعداد ذهنی

مرحله ۲:

استعاره توسعه می یابد.

درمانگر:

و زمانی که یک شخص از مه عبور می کند، چه اتفاقی رخ می دهد؟

درمانجو:

از هم می پاشد و پراکنده می شود.

درمانگر:

و چه زمانی از هم می پاشد، در کجا پراکنده می شود؟

درمانجو:

به همه جا می پاشد. شما می توانید به صورت کاملا مشخص آن را ببینید.

درمانگر:

آیا می توانی به من نشان بدهی که بدن شما کجا می رود؟

درمانجو:

(فرد در کل فضای اتاق حرکت می کند، با دست های خود دایره های تکراری می کشد)

شکل گیری استعاره ذهنی

مرحله ۳:

استعاره دوباره شکل می گیرد.

درمانگر:

خب، بعضی مواقع شما احساس می کنید که یک روح نامرئی از ابرها هستید.

که مردم از شما عبور می کنند، و باعث می شوند که مه از هم بپاشد .

و در همه جا پخش شود. برای اولین بار در چه زمانی روح دیده می شود، دوست دارید چه اتفاقی بیافتد؟

درمانجو:

من دوست دارم که دیده شوم. من دوست دارم که شاداب و سرزنده باشم.

درمانگر:

و چه زمانی دیده می شوید و شاداب می شوید، بعد از آن چه اتفاقی می افتد؟

درمانجو:

آنها به من توجه می کنند و می فهمند که من مهم هستم.

درمانگر:

و چه چیزی نیاز است تا روح دیده شود، سرزنده باشد ، مورد توجه قرار گیرد و مهم باشد؟

درمانجو:

روح باید فنا شدن در پس زمینه را متوقف کند. نیاز دارد تا وجود داشته باشد و شکلی به خود بگیرد.

تصویر سازی ذهنی درمان1

ایجاد استعاره های ذهنی

مرحله ۴:

استعاره ایجاد می شود و در دیدگاه افراد تغییراتی صورت می گیرد.

درمانگر:

چه چیزهایی نیاز است تا روح از فنا شدن جلوگیری کند و یک شکلی به خود بگیرد؟

درمانجو:

نیاز دارد تا با صدای بلند خواسته های خود را بگوید. از اینکه آسیب ببیند نترسد.

درمانگر:

و چه زمانی روح این را با صدای بلند می گوید، از آسیب دیدن نمی ترسد، و بعد از آن چه اتفاقی می افتد؟

درمانجو:

  • در آخر احساس اعتماد به نفس و سالم بودن می کنم. من با خودم صادق خواهم بود.
  • و آنها خواهند فهمید که من چه کسی هستم، آن را قبول می کنند و یا طرد می کنند.
  • و هر اتفاقی که بیافتد من احساس راحتی خواهم داشت.
  • بعد از این مرحله، افراد درمانجو به صورت کلی راهنمایی می شوند تا یک داستان جدیدی را پیدا کنند .
  • که شامل زمینه های مربوط به استعاره هم باشد. در برخی مواقع، پیدا و استفاده کردن از استعاره های ساده .
  • برای افراد مزایایی دارد، در حالی که بعضی دیگر از افرد یک مرحله اضافی و تکاملی را انجام می دهند.
  • و  استعاره های آنها کاملا تغییر می کنند.
  • در هر دو سناریو، اغلب افراد یک خود بینی بهتر و یک حس کلی بهزیستی را تجربه می کنند .
  • که در نتیجه استعاره درمانی و مدل سازی نمادین در این افراد شکل می گیرد.

محدودیت های مدل سازی نمادین

وب سایت رسمی مدل سازی نمادین، the clean collection، شامل تعدادی مطالعات تحقیقی، مقالات آکادمیک.

و مقالات حرفه ای مناسبی است که از کارایی استعاره درمانی و مدل سازی نمادین حمایت می کنند.

برای مثال، یک مطالعه که در مجله مدیریت تغییرات سازمانی[۱] در سال ۲۰۰۸ چاپ شد.

  • نتیجه گیری کرد که استفاده از استعاره های بصری از طریق تغییرات سازمانی.
  • منجر به بهبود وضعیت تجارب عاطفی کارمندان شد.
  • با این وجود، انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه مفید می باشد.
  • مطالعاتی که پیامدهای درمانی مدل سازی نمادین را بررسی می کنند.

و احتمالا منجر به بهبود اعتماد پذیری به این شیوه درمانی هم خواهد شد.

  • علاوه بر آن، به نظر می رسد که مدل سازی نمادین شامل یک مجموعه مهارت های خاص و توانایی های بالینی است .
  • که نیاز است افراد در یک دوره آموزشی مناسب شرکت کنند. محدودیت دسترسی می تواند .
  • برای درمانگران علاقمند به دوره های آموزشی، چالش جدی باشد.
  • افزایش فرصت های دسترسی و آموزشی نه تنها منابع مورد نیاز متخصصان را برای آنها فراهم می کند.
  • بلکه همچنین منجر به توسعه کلی این روش درمانی خواهد شد.

 

[۱] The Journal of Organizational Change Management (2008)

 

 

  • برای انجام مشاوره های تخصصی میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه 

بهترین روش برای موفقیت زودهنگام

کار گروهی، بهترین روش برای موفقیت زودهنگام

هرچه از نردبان ترقی بالاتر روید، به این نکته خواهید رسید که زمانی می‌توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید که بدانید با تکیه بر کار گروهی می‌توانید بهتر و سریع‌تر عمل کنید و بعد از اراده و تصمیم‌گیری برای انجام کاری، برنامه کار گروهی است که می‌تواند تا حدود زیادی به شما و دوستانتان کمک کند.

گروه سه نفره از دانشجویان رشته موسیقی، یک روزی در این شهر تصمیم گرفتند تا به کنار خیابان بروند و سازهایشان را از جعبه بیرون بیاورند و برای مردم کوچه و خیابان، ساز بزنند. این گروه سه نفره از همان روز می‌دانستند که ممکن است مردم کوچه و خیابان حواسشان را به آنها ندهند، فکر کنند گدا هستند و یا اصلا بدتر از همه اینها، از صدای ساز آنها خوششان نیاید و شلوغی و همهمه شهر را به موسیقی آنها ترجیح دهند. اما با تمام این ترس‌ها و دلهره‌ها سازهایشان را روی دوششان انداختند و به دل شهر زدند تا با دست و دلی لرزان، این وسوسه دوست‌داشتنی را تجربه کنند و برای اولین بار، گروه کنسرت خیابانی شهر تهران را راه بیندازند. گروهی که اعضایش مجتبی، امیر و مانی نام دارند، اما هنوز اسمی ندارد. گروهی که رفاقت و عشق و علاقه به موسیقی آنها را به خیابان آورده و اعتراف می‌کنند، آن پول‌های افتاده در جعبه‌های سازهایشان در پایان برنامه ارزش هیچ کدام از اینها را ندارد.

گروهی که دلشان را به برخورد خوب آدم‌های این شهر با موسیقی خوش کرده‌اند و برای بقیه راه حل بامزه‌ای پیدا کردند و جمله‌ای همیشگی که: «گدایی ۱۰ دقیقه اولش سخت است.» در یکی از روزها با آنها روبه‌روی پاساژ «‍ژ» قرار می‌گذارم تا کنارشان بنشینم و از کنسرتی گزارش بگیرم که برای آن بلیتی نخریدم. مقاله‌ای که می‌خوانید، روایت لحظه به لحظه این کنسرت عجیب و غریب است.

 

صبر کن خزانه باز شود!

امیر نزدیک ساعت سه و زودتر از مجتبی و مانی می‌رسد. از دور و از گیتار روی شانه‌اش قابل تشخیص است. بعد از چند دقیقه مجتبی و مانی هم از راه می‌رسند و سه نفری کنار پیاده‌رو و کمی بالاتر از پاساژ آرین، می‌نشینند و سازهایشان را در می‌آورند. پیاده‌رو را کنده‌اند و آن دور و بر پر از سنگ‌ریزه و خاک است. اما انگار برای بچه‌ها مهم نیست و بی‌اعتنا به خاک‌ها، کاپشن‌هایشان را به میله انتقال گاز آویزان می‌کنند، سازهایشان را در می‌آورند، کیف یکی از گیتارها را جلویشان می‌گذارند و شروع می‌کنند. امیر و مجتبی، گیتار می‌زنند و مانی ماندلین. ماندلین، یک ساز کوچک بامزه جمع و جور است که بی‌شباهت به گلابی نیست و مانی آن را شبیه یک بچه‌ شش ماهه‌اش بغل کرده بود و همان اول توضیح داد: «ماندلین یک ساز ایتالیایی است که هشت تا هم سیم دارد.»

پیاده‌رو تقریبا خلوت است. به بچه‌ها می‌گویم: «یعنی فکر می‌کنید سر ظهر هم کسی موسیقی گوش می‌کند و یا پولی می‌دهد؟» امیر، گیتار زدن را متوقف می‌کند، برمی‌گردد و می‌گوید: «کلا همیشه این‌جوری است. تا وقتی کیفمان خالی از پول باشد، رهگذرها رغبتی برای پول گذاشتن ندارند. ولی به محض این‌که یک نفر پول گذاشت، بقیه هم پشت سرش می‌آیند. انگار در خزانه باز شده باشد! باور نمی‌کنی؟ حالا به حرفم می‌رسی.»

روی سکوی ساختمانی که بچه‌ها جلویش نشسته‌اند، می‌نشینم و نگاه‌ها و عکس‌العمل‌های آدم‌ها را دنبال می‌کنم. نیم ساعت از شروع برنامه می‌گذرد و پیاده‌رو شلوغ‌تر شده و اولین نفر یک دو هزار تومانی در کیف بچه‌ها می‌گذارد، امیر نگاهم می‌کند که یعنی «در خزانه باز شد».

 

دوست نداریم مردم از سر دل‌سوزی پول بدهند

هرچقدر به ساعت چهار و پنج عصر نزدیک‌تر می‌شویم، آدم‌های بیشتری در پیاده‌رو جمع می‌شوند و بچه‌ها پول بیشتری می‌گیرند. هر چه باشد شب عید است و خودشان می‌گویند شب عید پول بیشتری می‌گیرند. این خلاف تصورم است، چون به هر حال شب عید است و آدم‌ها خرج‌های دیگری دارند. اما انگار تصورم اشتباه است. دغدغه مالی خیلی برای بچه‌ها مطرح نیست. ازشان می‌پرسم: «این کار را برای پولش انجام می‌دهید؟» جواب امیر، قاطعانه «نه» است. وقتی از این همه قطعیت می‌پرسم، سازش را زمین می‌گذارد و می‌نشیند تا بیشتر توضیح دهد. بین توضیحاتش می‌فهمم که متولد ۶۴ است، مثل مانی.

ارشد این گروه، مجتبی، متولد ۶۲ است. امیر، از اهمیت شادکردن مردم می‌گوید و با لبخندی می‌گوید: «شادکردن مردم از همه چیز مهم‌تر است. این کار که پول چندانی برای ما ندارد. مهم‌ترین مسئله همین شاد کردن مردم است. این‌که در خیابان، موسیقی بشنوند، تاثیر می‌گذارد. محیط را دوست‌داشتنی‌تر می‌کند و ممکن است لبخندی روی لب آدم‌ها بنشیند. مسئله بعدی هم جا انداختن فرهنگ موسیقی خیابانی است. این موضوع هنوز در ایران جا نیفتاده. آن مقداری هم که جا افتاده، موسیقی‌ پاپ و کمی هم سنتی است.» این سه نفر، علاقه شدیدی به موسیقی‌های آمریکایی دارند.

در بسیاری از موارد با علاقه از هنرمندان و موزیسین‌های آمریکایی حرف می‌زنند و هم‌زمان، آهنگ‌های مختلفشان را می‌نوازند. «اصلا یکی از انگیزه‌های من این است که گوش مخاطب را به شنیدن «کانتری» و «بلوز» عادت دهم. ما دوست داریم برای مردم مهم باشد که به چه چیزی گوش می‌دهند. اگر رد می‌شوند و پولی می‌دهند، بایستند و چند دقیقه‌ای به موسیقی‌ای که می‌زنیم گوش بدهند. یعنی آن پولی که می‌دهند، از سر دلسوزی نباشد.»

 

تردید این سه نفر میان رفتن و ماندن

پیاده‌رو تقریبا شلوغ شده. آدم‌ها می‌آیند، پولی در کیف گیتار می‌اندازند و می‌روند بدون آن‌که لحظه‌ای مقابل بچه‌ها بایستند، یا آهنگی درخواست کنند یا حتی تشویقشان کنند.

مجتبی می‌گوید: «شنیدن موسیقی برای آدم‌های اینجا انگار خیلی مهم نیست. فقط پولی می‌دهند و می‌روند. این خیلی بد است.» بچه‌ها بعد از یک ساعت و نیم ساز زدن، به خودشان استراحتی می‌دهند، روی پله‌های خانه‌ای که جلویش ایستاده بودند، می‌نشینند و از خاطره‌های ساززنی‌شان می‌گویند. مجتبی اعتراف می‌کند که آن اوایل کار خیابانی را دوست نداشته: «من اصلا دوست نداشتم گوشه خیابان ساز بزنم. مانی خیلی زودتر از ما ساززدن در خیابان را شروع کرده بود و من و امیر حدودا پنج، شش ماه است که به مانی اضافه شده‌ایم. به هر حال با این‌که حس خوبی نسبت به این کار نداشتم، به خاطر مانی و بچه‌ها قبول کردم. چند روزی آمدم و دیدم چه کار خوب و بامزه و جالبی است. شروع کار سخت بودها! تحمل نگاه‌ها خیلی سخت بود. اما بعد از مدتی خوشم آمد و ماندگار شدم. به مرور دیگر به نگاه‌های سنگین هم توجه نمی‌کنی. می‌دانی، این کار هزینه زندگی را نمی‌دهد. ما از این راه، دنبال پول در آوردن نیستیم. هر کداممان بخشی از کار را دوست داریم. یکی شادکردن، یکی ساز زدن. مسئله مهم برای من کار با امیر و مانی و رفاقتمان است. تا وقتی هم که اینجا هستم، این کار را ادامه می‌دهم.»

وقتی با این سه رفیق حرف می‌زنم، می‌فهمم هر سه‌تایشان تصمیم دارند از ایران بروند. از مانی درباره دلیل تصمیم می‌پرسم. «درآمد این کار بد نیست. من آن اوایل که کارم را تنهایی شروع کردم، بعد از یک هفته با پولی که به دست‌ آوردم، یک ساز دهنی و یک گیتار خریدم. اما رفتن را ترجیح می‌دهم. تصمیم دارم به سوئد بروم، چون استانداردهای زندگی اصلا قابل مقایسه نیستند. ماندن اینجا برای ما فایده‌ای ندارد. در سوئد گروه‌هایی برای جذب نوازنده‌ها وجود دارد.» می‌پرسم اصلا تصمیم دارید برای انتشار آلبوم، مجوز بگیرید و با هم آلبوم بیرون بدهید؟ امیر می‌گوید: «دنبال مجوز نیستیم. چون واقعا فایده ندارد. باید از زیر نظر چندین و چند ناظر بگذریم.

تا آن آلبوم بیرون بیاید، چیزی ازش باقی نمانده! برای ساززدن کنار خیابان هم نیازی به مجوز نداریم. اما یک بار که در یک میدان بزرگ مشغول ساززدن بودیم، سه نفر آمدند و بساط همه دست‌فروش‌های آنجا را جمع کردند و به هم گفتند بروید. به جز چنین موردی، مشکل دیگری نداشته‌ایم.» مانی هم خاطره‌ای یادش می‌آید از وقتی که دو نفر سر جای همیشگی‌ بچه‌ها نشسته بودند و پیرمردی که در یک خیابان بالای شهر، پارکبان است آنها را بلند کرده و گفته اینجا جای سه نفر دیگر است. مجتبی پیرمرد را نشانم می‌دهد که آنجا قدم می‌زند و انگار حسابی حواسش به این سه نفر هست.

 

از سکه ۵۰ تومانی تا تراول چک ۵۰ هزار تومانی

خاطره‌گویی‌هایمان به جاهای خوبی رسیده. مانی دارد از عکس‌العمل‌های مردم و پول‌دادنشان می‌گوید: «من بیشتر از هر چیزی، عکس‌العمل بچه‌های کوچولو را دوست دارم. خیلی پیش می‌آید که با خوشحالی می‌ایستند و می‌روند با زور و گاهی دعوا از مامان و بابایشان پول می‌گیرند که در کیف ما بگذارند.» اما عکس‌العمل‌هایی هم بوده که سرخورده‌شان کرده باشد. «یک بار خانم پیری آمد و نشست پیش ما. فکر کردیم می‌خواهد موسیقی گوش بدهد. آهنگ که تمام شد و می‌خواستیم برویم آهنگ بعدی، با لحن نصیحت‌کننده‌ای گفت پسرم، کارت را کنار بگذار و به زندگیت برس. آخر این چه کاری است؟»

اما امیر کنار خاطره مانی که سرخورده‌اش کرده بود، خاطره‌ای از یک مرد میانسال تعریف می‌کند و می‌گوید: «مرد میانسالی آمد و پولی در کیف گیتارمان گذاشت، بعد هم تا هفت، هشت دقیقه ایستاد و موسیقی را گوش داد. آن‌قدر نگاه آن مرد را دوست داشتم و برایم ارزش داشت که حتی یادم است آهنگی که آن لحظه می‌زدم چه بود؛ «پاپیون». این مسئله برای ما ارزش دارد. این‌که عده‌ای بیایند و از موسیقی‌ای که می‌زنیم بپرسند، خوشحال‌کننده است. اما خب این اتفاق‌ها خیلی کم پیش می‌آید و وقتی پیش می‌آید، در ذهنمان ماندگار می‌شود.»

پول گذاشتن‌های مردم هم اسباب شوخی و خنده ما شده است. یک نفر پنج هزار تومانی می‌گذارد، نفر بعدی یک دویست تومانی پاره. امیر که عضو شیطان‌تر و پرسروصداتر گروه است، مکث می‌کند و یواش می‌گوید: «پول زیری را نگاه کن آخر. از این پول پاره خجالت بکش.» البته همه‌اش شوخی است تا بلکه خستگی سه ساعت نشستن روی پله‌های سرد، از تنشان در برود. وقتی با دویست تومانی پاره شوخی می‌کنیم، مجتبی از بیشترین پولی که تا آن روز گرفته‌اند می‌گوید: «یک بار آقایی داشت از بغل دستمان رد می‌شد که دسته پولش را در آورد و ۱۵ هزار تومان در کیفمان گذاشت. این یکی از بیشترین پول‌هایی است که تا امروز گرفته‌ایم.» مانی هم از دو تا پسربچه می‌گوید که یک بار فقط یک سکه پنجاه تومانی در کیفشان پرت کرده‌اند. همان‌طور که داریم با خاطرات مادی بچه‌ها شوخی می‌کنیم، مردی نزدیک می‌شود، مکثی می‌کند و با دقت زیاد، اسکناسی را از بین اسکناس‌هایش جدا می‌کند. نزدیک ما می‌شود و اسکناس را در کیف بچه‌ها می‌گذارد و رد می‌شود. امیر باتعجب ما را نگاه می‌کند.

«دیدی چه کرد؟ آقا ما پول پس نمی‌دهیم‌ها!» ناباورانه تراول چک پنجاه هزار تومانی را نگاه می‌کنیم. وقتی می‌خواهم از تراول عکس بگیرم، امیر می‌گوید: «بابا کسی باورش نمی‌شود که این پول را به ما داده‌اند. فکر می‌کنند خودمان گذاشته‌ایم.» اما شما باور کنید، با همین دو تا چشم خودم دیدم.

بعد از سه ساعت و نیم، بچه‌ها هم می‌خواهند بروند و قبل از رفتن پول‌ها را می‌شمارند. می‌فهمیم که در این مدت ۱۵۰ هزار تومان جمع کرده‌اند. بچه‌ها فکر می‌کنند که رکورد زده‌اند و خوشحالند. می‌گویند در روزهای زمستان و با دست‌های یخ‌زده به طور متوسط روزی ۳۰ هزار تومان جمع می‌کرده‌اند، این ۱۵۰ هزار تومان اولین درآمد بالای کنسرت‌هایشان است.

وقت خداحافظی می‌پرسم: «حالا جدی جدی می‌خواهید از ایران بروید؟»، دوباره می‌خندند و همین‌طور که در پیاده‌رو بین آدم‌ها گم می‌شوند، بلند می‌گویند: «حالا که نه…»

درمان ترس از آینده

درمان ترس از آینده:ناحیه کوچکی از مغز در افسردگی و وابستگی نقش دارد .

و نقش مهمی در ترس از آینده ایفا می کند.

منطقه کوچک مغز در این زمینه تاثیر گذار است، نقش مهمی در ترس از آینده ایفا می کند.

این منطقه با افسردگی به ویژه عدم توانایی لذت بردن از مثلا در یک محیط لذت بخش.

و وابستگی  مثلا اعتیاد به دخانیات همراه است.

درمان ترس از آینده

درمان ترس از آینده

پژوهش گران دانشگاه های مختلف با آزمایش داوطلبان نشان دادند .

که ترس از آینده بر اشتباهات گذشته ما مبتنی است.

این تست داوطلبان مجموعه ای از تصاویر انتزاعی را به منظور معرفی شوک.

و تخلیه آن به منظور تحریک ترس نشان داد.

  • این تصاویر برای ایجاد یک واکنش مربوط به شغل، یا از دست دادن پول یا هر چیزی که شگفت انگیز.
  • و تکان دهنده بود استفاده شد. پس از انتشار تصاویر، پژوهش گران توانستند پاسخ مغز را ببینند.
  • این واکنش با درد همراه بود؛ زیرا فعالیت این قسمت کوچک مغز به طور قابل توجهی افزایش یافت .
  • و هشدار خطرناک در نظر گرفته شد. پژوهش گران گفتند که این قسمت از مغز یک مشکل نیست.
  • که خود را بوجود آورده است، مگر اینکه بیش فعالی وجود داشته باشد.
  • و می تواند به ایجاد برخی علائم افسردگی و اختلال اضطراب کمک کند.

که این بدان معنی است که این ناحیه کوچک ممکن است روش های درمانی را برای هدف ایجاد کند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

ریشه ترس از آینده 

ترس از کجا می آید و چگونه می توان بر آن غلبه کرد؟

چه کاری می خواهید انجام دهید؟، چه اتفاقی می افتد؟.

اگر من برای بقیه زندگی ام تنها باشم چه می شود؟

این ها سوالاتی هستند که همه ما به تنهایی اندیشیده ایم.

در حضور هر انسان، ترس از آنچه در آینده اتفاق می افتد ریشه دارد.

  • اگر چه این ترس در بین انسان ها به عنوان یک تجربه هستی شناختی رایج است.
  • اما نمی تواند از زندگی کاملا حذف شود. دانستن علل این پدیده و راه های کنترل .
  • و کاهش آن به ما کمک می کند تا از تبدیل این ترس طبیعی به افسردگی و اضطراب مزمن جلوگیری کنیم.

و حتی آن را به عنوان یک فرصت برای تبدیل شدن به زندگی رویایی بیشتر کنیم.

چرا از آینده می ترسیم؟

ترس از ناشناخته ها:

  • ما همیشه از آنچه که نمی دانیم ترس داریم .
  • و آینده پر از حوادث نامشخص و غیر قابل پیش بینی است.
  • صرف نظر از جنبه عمومی و معمول این نگرانی، تغییر شرایط اقتصادی.
  • سیاسی و اجتماعی، وضعیت زندگی خصوصی و ویژگی های شخصیتی.
  • نیز بر میزان این ترس تاثیر می گذارد.

ترس تنهایی

این یکی از عمیق ترین نگرانی های انسان است.

  • حتی زمانی که ما یک خانواده قوی و یک شبکه کارآمد و صمیمی از دوستانمان با ما داشته باشیم.
  • نگرانی این در مورد از دست دادن آنها گاهی به ما آسیب می رساند. به طور طبیعی.
  • در چنین شرایطی مانند بیماری شدید یا مرگ یک عضو خانواده، قطع رابطه با دوستان و جدایی.
  • این ترس جدی تر می شود مردم از راه های مختلفی برای فرار از تنهایی سعی می کنند.

ازدواج یکی از این راه ها است. اگر چه یکی از دستاوردهای آن کاهش ترس از تنهایی، به ویژه در سن پیشرفت است.

نمی توان انتظار داشت که این نگرانی کاملا حل شود.

درمان ترس از آینده1

شکست و ترس از آینده 

ترس از شکست:

دستیابی به موفقیت، ناخواسته، تبدیل به بزرگترین هدف بیشتر مردم امروز شده است.

در هر مرحله از زندگی، موفقیت در عوامل خاص، موقعیت اجتماعی و در نتیجه رضایت فرد از خود و زندگی ما را تعیین می کند.

شکست های شغلی و تحصیلی نیز نگرانی در مورد شکست ضعف عاطفی و طلاق از ترس هایی است .

که در سال های جوانی بر زندگی تاثیر می گذارد.

ناتوانی در پیدا کردن معنای زندگی:

  • زندگی بدون هدف، فلسفه و معنای تعریف شده پر از نگرانی است.
  • اگر ما نمی دانیم آنچه که ما از زندگی می خواهیم.
  • و آنچه که در شادی مان پیدا می کنیم.
  • آینده در چشم انداز ما چیزی جز یک تصویر مبهم نیست.
  • و نتیجه این عدم قطعیت و عدم بینش، نگرانی است .
  • که در بلندمدت اضطراب فراگیر و عمیق می شود.
  • هر چه توجه ما به آنچه که به عنوان معنی زندگی مان انتخاب کردیم.
  • عمیق تر می شود و خودمان را بیشتر در جهت این معنا قرار می دهیم.
  • نگرانی ما نسبت به آینده کمتر است. ترس از مرگ: بدون تردید.
  • عمیق ترین ترس مرد، بیش از نسل ها و در تمام فرهنگ ها، ترس مرگ است.

انواع ترس از آینده 

گرچه شیوه وقوع و نمونه هایی از این ترس بر اساس نوع باورها و دینداری افراد متفاوت است.

شرایط اجتماعی و فرهنگی، سن و شخصیت و گستره وسیعی از آن شامل ترس از عدم وجود و مرگ گناه و مجازات الهی است.

مرگ دردناک و حتی ناراحتی و مشکلات بستگان نزدیک پس از مرگ یک فرد با یک نگرانی مشترک است:

  • ایا من فردا نیستم؟
  • اگر چه بسیاری از ما در طول زندگی ما این ترس را نادیده می گیریم .
  • و به آن فکر نمی کنیم. ما قبلا این را قبول نداریم.
  • مانند از دست دادن خویشاوندان.
  • و حضور در مراسم عزاداری یا وقتی که بیماری آن را در زندگی فرد سایه می اندازد.

 

 

 

 

  • برای  انجام تست های روانشناسی و مشاوره های تخصصی  میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .

                  ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵  خط ویژه

ذهن آگاهی mindfulness

ذهن آگاهی، درست مثل مدیتیشن، یکی از موضوعات داغ امروز ماست.

این کلمه تقریبا در همه جا است و برای توضیح موضوعات مختلف از جمله کاهش وزن.

تا بهره وری استفاده شده است. اما آیا می دانید که ذهن آگاهی چیست و چه معنایی دارد؟

مطالعات نشان داده اند که آگاهی ذهن همه جنبه های زندگی را افزایش می دهد.

با ما همراه باشید تا اطلاعات بیشتری در مورد مفهوم ذهن آگاهی و تاثیر آن بر شیوه زندگی یاد بگیرید.

ذهن آگاهی چیست ؟ 

آگاهی ذهن دارای معنی بسیاری است، مانند آگاهی، توجه، حضور و آگاهی.

اما مخالف ذهن آگاهی چیست، غفلت ذهن، اما این کلمه با مفاهیم نظیر .

حواس پرتی، بی توجهی و عدم تعامل با محیط یکی نمی باشد.

ذهن آگاهی نیز نوعی تمرین و وضعیت ذهنی است.ذهن آگاهی mindfulness

به عنوان مثال، هنگامی که شما در ذهن آگاهانه تفکر می کنید.

و تمرکز خود را بر تمام حواس خود دارید نه تنها تمرکز خود را افزایش می دهید.

بلکه مغز شما یاد می گیرد که حتی از پایان مدیتیشن آگاه باشید.

  • هنگامی که شما ذهن آگاهی دارید، شما محیط اطراف را درک می کنید.
  • تمرینات ذهنی بسیار متنوع هستند و مراقبه تنها یکی از آنهاست.
  • خود مراقبه دارای چندین نوع است و به مراقبه ذهن آگاهی محدود نمی شود.
  • به طور کلی، ذهن آگاهی و مدیتیشن دو مفاهیم مرتبط است، اما آنها یکی نیستند.
  • به عبارت ساده، ذهن آگاهی به معنی حضور کامل در حال حاضر است.

به گفته دکتر جان کابل زین، بنیانگذار روان درمانی ذهن آگاهی.

«آگاهانه نسبت به حال حاضر، بدون هیچ گونه قضاوتی آگاه است.

به شرط اینکه زندگی شما به این بستگی داشته باشد».

ذهن آگاهی mindfulness

روان درمانی ذهن آگاهی

اما به خصوص در جهان امروز که گیجی و حواس پرتی خیلی زیاد است.

ذهن آگاهی صد صد در حال حاضر آسان نیست.ذهن آگاهی mindfulness

به عنوان مثال، هنگامی که همکار شما چندین بار یک ماجراجویی تکراری را تعریف می کند.

بمانید و حتی برای یک لحظه نگران نباشید.

ذهن آگاهی  به این معنی است که شما باید همه چیزهای خوب را حتی هنگام انجام امور عادی.

هر روز مانند غذا خوردن یا رفتن به ایستگاه اتوبوس انجام دهید.

  • ذهن آگاهی در فلسفه و بودیسم ریشه دارد و این مسیر روشنگری است.
  • روشنگری به معنای حالت زندگی است که در آن ذهن آزاد است .
  • از هر نوع حرص و آز، نفرت و توهم. ذهن آگاهی.ذهن آگاهی mindfulness
  • یا تمرکز آگاهی از واقعیت محیطی (به ویژه در حال حاضر) نوعی قدرت است.

قدرت ذهن 

این قدرت ذهنی، به خصوص هنگامی که قدرت آن را می گیرد، با درک روشنی از همه چیز اتفاق می افتد.

اما بر اساس روانشناسی غرب، معنای ذهن آگاهی چیست؟

دکتر الن لنگر، معلم روانشناسی در دانشگاه هاروارد، به مفهوم ذهنی آگاهی به صورت کمی نگاه می کند.

و شامل ویژگی های زیر است: ایجاد دسته های جدید به طور مداوم.

به جای دیدن هر چیزی در همان مقوله های قدیمی، فرد ذهن آگاه تلاش می کند.

تا در هر موقعیت و شرایط، تمایز جدیدی را جستجو کند.ذهن آگاهی mindfulness

چنین فردی به یک آجر فقط به عنوان یک مصالح ساختمانی نگاه نمی کند.

بلکه یک آجر را با کارهای دیگر مانند کتاب (یکی از ابزارهای نگهداری یک کتاب در کتابخانه).

یک سلاح، یک زیردریایی، و غیره می سنجد.

به اطلاعات و دیدگاه های جدید خوش امد می گوید.

  • شخصی که ذهن آگاهی دارد به طور مداوم اطلاعات جدیدی را دریافت می کند.
  • و از دانش جدید در هر زمینه ای خوشحال است.
  • به عنوان مثال، اگر با همسرتان مشکلی تکراری دارید.
  • و هیچکس مایل به انعطاف پذیری نیست.
  • شما به اشتباه سخت هستید!
  • در عوض شما باید ذهن خود را به یکدیگر متصل کنید تا رابطه شما تغییر کند.
  • پیش از مسیر کار بر روی نتیجه ان فکر می کند.

اثرات ذهن آگاهی

فری که آگاهی ذهن دارد از مسیر مراقبت می کند.

و خود را در مورد نتیجه کار مشغول نمی کند.

به عنوان مثال، به جای اینکه فقط به نمره 20 نگاهی بیندازید.

تمرکز بر یادگیری نحوه برخورد خوب با دیگران دارد.ذهن آگاهی mindfulness

به طور خلاصه، ذهن آگاهی در مورد هر تجربه ناخوشایند است.

ذهن آگاهی تمرکز، خلاقیت، خوشبختی، سلامت، آرامش و استراحت را افزایش می دهد.

این همچنین به ما در مورد لحظه ی حال و اکنون کمک می کند.

  • برخی از مزایای شناخته شده ذهن آگاهی عبارتند از: تقویت عملکرد حافظه و کلاس درس.
  • مطالعات نشان داده اند که انجام تمرینات ذهنی در دانش آموزان باعث افزایش تمرکز می شود.
  • (و به طور طبیعی سکته مغزی را کاهش می دهد)، حافظه کوتاه مدت را بهبود می بخشد.
  • و عملکرد را در آزمون های دشوار مانند GRE بهبود می بخشد.

کمک به کاهش وزن و رژیم غذایی سالم.

ذهن آگاهی به فرد کمک می کند تا بتواند با تمرکز بهتری وزن خود را کاهش داد.

و تمرکز خود را برای گرفتن رژیم غذایی سالم و مبتنی بر اصول افزایش دهد.

تمرکز بهتر در ذهن آگاهی

با افزایش فزاینده نگرانی های انسانی و پیچیدگی های زندگی در دوران کنونی.

آرامش روحی و روانی یکی از نیازهای اصلی انسان است.

توجه و مهارت آن برای دستیابی به آن، جایگاه ویژه ای در میان مردم دارد.

و این نیاز یکی از نیازهای اصلی مردم می باشد.ذهن آگاهی mindfulness

آگاهی یک زیرساخت مهم برای دستیابی به رهایی است.

از آنجایی که این یک راه قدرتمند و موثر برای تعطیل کردن.

و جلوگیری از فشارهای جهان یا فشارهای ذهنی فرد است.

  • ذهن آگاهی یک راه مدرن برای فرار از تخیل است و در حال حاضر باقی می ماند.
  • شکل دیگری از نگاه کردن به زمان حال و حضور دائمی در حال حاضر.
  • اگر چه ممکن است برای پیدا کردن معادل فارسی دیگر دچار مشکل شویم.
  • اما شاید ذهن آگاهی یک ترجمه خوب برای آن باشد.

ذهن آگاهی چیست؟یک اصطلاح در روانشناسی و خودآگاهی است.

یعنی توجه عمدی و تمرکز عمدی و دستیابی به افکار، احساسات و عواطف در حال حاضر.

البته، نمی توان انکار کرد که ذهن آگاهی از شرق آمده است.

اما امروز آن را در غرب مشخص کرده است.ذهن آگاهی mindfulness

مدیریت استرس

به عنوان مثال، پروفسور جان کابات زین، برنامه ای به نام “مدیریت استرس .

مبتنی بر ذهنیت” یا MBSR در غرب، یکی از درمان های مکمل در حال حاضر .

در بیش از 200 بیمارستان آمریکایی در دسترس است و موضوع پژوهش های زیادی است.

این رویکرد در برخی از روش های جدید روان درمانی، به ویژه برای جلوگیری از اعتیاد.

حذف استرس و اختلال وسواس فکری، و افزایش تمرکز در دانش آموزان.

و آرام کردن بیماران محروم، که می تواند به عنوان “درمان شناختی.

بر اساس آگاهی ذهن” نامگذاری شود، مورد استفاده قرار می گیرد.

در ذهن آگاهی، مبنای تدریس مجموعه ای از تکالیف، آگاهانه و خودآگاه است.

هر آموزش می تواند به طور هدفمند و آگاهانه ظرفیت و توانایی سیستم پردازش اطلاعات را افزایش دهد.

تمرینات ذهنی

تمرینات ذهنی می تواند به عنوان یک سیستم هشدار اولیه عمل کند تا از بروز یک اختلال در ذهن جلوگیری شود.

درمان شناختی مبتنی بر آگاهی ذهنی یک وعده جدید در توضیح رویکرد شناختی-رفتاری است.

آگاهی ذهن آگاهی مستلزم یادگیری فراشناختی و راهبردهای رفتاری جدید برای تمرکز بر توجه.

جلوگیری از نشستن و تمایل به پاسخ نگرانی، گسترش افکار جدید و کاهش احساسات ناخوشایند است.

یادگیری تکنیک های ذهن آگاهی نیاز به صبر و مراقبت دارد که افراد می توانند.ذهن آگاهی mindfulness

تکنیک را در ساعت های مختلف روز و در شرایط مختلفی که می توانند ذهن را اماده کنند، پیاده سازی کنند.

برچسب ها: تقویت ذهن آگاهی ,تکنیکهای ذهن آگاهی ,ذهن آگاهی و افسردگی ,ذهن آگاهی و شخصیت ,ذهن آگاهی کودکان ,

نی نوشابه

#ZhivarShop
-----------
کد محصول : ZH0003
-----------
نی نوشابه
اطلاعات فنی محصول :
نی های پلاستیکی وانعطاف پذیر
با قطر دهانه ٦ و ٨ و ١٠ میلیمتر
تهیه شده از مواد غیر بازیافتی و ضد حساسیت
-----------
برای آگاهی از قیمت محصولات و دریافت مشاوره خرید با شماره و با آی دی تلگرام زیر تماس بگیرید :
09396051894
www.zhivarshop.ir
-----------
#zhivar#zhivarshop#cafe#coffee#coffeeshop#resturant#foodcourt#takeaway#takeawaycoffee#disposablecontainer
#ژیوار#فروشگاه_ژیوار#کافه#کافی_شاپ#رستوران#فودکورت#بیرون_بر#ظرف_یکبار_مصرف#ظروف_یکبار_مصرف#نی_نوشابه#نی_پلاستیکی