مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

تغییر اخلاق

سلام -من 32 ساله و ی پسر یک ساله دارم. مشکل خانوادگی دارم ولی الان از خودم عاصی شدم میخام اخلاقم عوض بشه خیلی ادم ساده لوح و زودباوری هستم اصلا خوددار نیستم و همین موضوع باعث شده وجههی خوبی نه در محل کار نه زندگی مشترکم داشته باشم. در ارتباط با خانوده همسرم به قدری ساده بودم و خودمونی دشم باهاشون که اصلا دیگه ادم حسابم نمیکنن و به راحتی مادرشوهرم بهم توهین میکنه .نمیتونم تعادلو نگه دارم یا سخت میشم یا زیادی نرم . همسرم باهام راحت حرف نمیزنه چون میگه به مامانت اینا میگی و بهم اعتماد نمی کنه. خسته شدم از این رفتارم . ممنون میشم که راهنماییم بفرمائید.
ویرایش توسط سعیده : 05-16-2018 در ساعت 04:59 AM
افراد ساده لوح و زودباور همان کسانی هستند که به سهولت نیز هیپنوتیزم می شوند.
زیرا قدرت مقاومت در برابر گفته ها و القائات دیگران را ندارند.ساده لوح

ساده لوحی حماقت نیست و حماقت نادانی نیست.
آن گاه که از چیزی سر درنمی آوریم، پیش می آید که تصورهای خطایی درباره آن داشته باشیم.
ساده لوحی گاه از یک معصومیت اخلاقی برمی خیزد.
انسان های نیک اخلاق معمولا زودباور و خوش قلب اند که در بسیاری از مواقع این خصلت خوب کار دست شان می دهد.




در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88422495




افراد ساده لوح و زود باور
افراد سطحی نگر، بسیار زود باورند و به راحتی می توان فضای ذهنی شان را اشغال کرد و زمام اندیشه شان را به دست گرفت.
این افراد به دلیل اینکه به معضلات هر مسئله توجه ندارند .
و از تجربه و تحلیل عمیق و همه جانبه مسائل زندگی عاجزند، به سرعت و به سهولت به «یقین» و اطمینان می رسند.

به طور اصولی شایسته است که انسان ها نسبت به یکدیگر با اعتماد رفتار کنند.
ولی وجود درجه ای از احتیاط نیز در رفتارهای اجتماعی ضرورت دارد زیرا ممکن است .
گفتار دیگران چه به صورت ارادی و چه به صورت غیرارادی گاهی درست نباشد.
اما پذیرش بی چون و چرای گفته دیگران نیز کار صحیحی نیست.
البته در دوران کودکی، کودک گفته های افراد بزرگ تر را بدون چون و چرا به عنوان واقعیت قبول می کند.
که در نتیجه اهمیت دارد بزرگ ترها جز با راستگویی با آنان رفتار نکنند.
اگر پذیرش بی قید و شرط گفته دیگران در دوران جوانی و بزرگسالی هم تداوم یابد یا ناشی از مشکلات هوشی .
و کارکرد پایین تر از طبیعی ذهنی یا ناشی از ساده دلی فرد است.
که به طور احتمالی در محیط ساده و صمیمی بار آمده است .
و از رفتار جوامع پیچیده شهری که گاهی نیز منطبق با درستکاری و صداقت کامل نیست بی خبر است.

افراد در تعامل با دیگران نیاز به ارزیابی گفته های یکدیگر دارند و زودباوری در افراد تحت تاثیر عوامل گوناگونی.
چون سن به خصوص در کودکان، نارسایی های دستگاه عصبی، نداشتن تجربه کافی در ارتباط با دیگران.
میزان هوش افراد در تشخیص درستی یا نادرستی آنچه با آن روبه رو هستند، شکل می گیرد.

کمبود میزان مطالعه، کاهش سطح آگاهی ها درباره موضوعات گوناگون، محدودیت های فرهنگی و اجتماعی.
در محیط زندگی و برقراری ارتباطی محصور با دیگران و نداشتن قدرت نقادی گفتار اطرافیان زمینه های بروز زودباوری را گسترش می دهد.

افراد تلقین پذیر و زودباور عموما با مشکلات عدیده ای درخصوص معاملات بین فردی.
مسائل مادی، ازدواج و شغل مواجه هستند .
لذا به سادگی تحت تاثیر امواج اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته و به مسیری خلاف احوالات زندگی خود کشیده می شوند.
افراد زودباور با ارتقای سطح تجربه، مطالعه و مشورت با افراد صاحبنظر و خیرخواه می توانند خود را از وجود دام های دروغین نجات دهند.

دلایل زودباوری
اولین دلیل زود باوری این است که هنگام رسیدن اطلاعات جدید هرچه را که دریافت می کنیم .
در بست قبول یا رد می کنیم زیرا یا در زمان حال نیستیم یا درگیر گذشته ایم یا درگیر گفت وگوهای درونی خود هستیم.
به این دلیل اگر بخشی از واقعیت یا بخشی از خبری که به ما می رسد مطابق با واقعیت باشد .
ما این بخش را به کل اطلاعات و داده هایمان تعمیم می دهیم و کل اطلاعات و گفتار را می پذیریم.
بدون اینکه به خود زحمت تجسس، تحقیق و کنکاش بدهیم که موضوع چه هست.
به همین دلیل زود باوری باعث می شود ما از دنیای واقعی دور شویم.

ما درستی یک حرف یا اطلاعات را بر چه اساس می سنجیم؟
غیر از این نیست که آن اطلاعات و گفتار دریافت شده را با باورهای خودمان که در مغزمان درستی آنها به تایید ما رسیده است مقایسه می کنیم.
و اگر تطبیق داشته باشد می گوییم درست یا نادرست است.
حال اگر اطلاعات جدید یا بخشی از آن غلط بود یا غلو شده بود یا بخشی از حقیقت در آن پنهان شده باشد.
اگر این اطلاعات جدید را دربست بپذیریم اتفاقی که می افتد این است که آن قضاوتی که در آن لحظه می کنیم.
و تصمیمی که بر اساس آن قضاوت می گیریم می تواند در سرنوشت ما و اطرافیان مان تاثیر داشته باشد.
تصمیم گیری ما می تواند اشتباه باشد و در نتیجه هر عملی هم که بر اساس آن انجام می دهیم، اشتباه خواهد بود.

کمتر جمع و گروهی را می یابید که شایعه بین آنها جایی نداشته باشد.
شایعه را به راحتی می توان در شوخی های دوستانه جوانان، درددل های میانسالان و حرف های پیرمردان و پیرزنان یافت.
مردم بدون هیچ شناختی و تنها با تکیه بر شنیدارهای خود، فردی را به اوج رسانده یا به قهقرا می فرستند.
روابط خانوادگی را بر هم زده و زوج های جوان را از هم جدا می کنند.
از شخصی یا گروهی بی دلیل تمجید کرده و به شخص یا گروهی دیگر ناسزا می گویند.

حال که به اینجا می رسیم سؤال می شود که چه باید کرد که زودباور نباشیم؟
اولین علت زود باوری این است که در زمان حال نیستیم، پس باید در زمان حال و متمرکز باشیم تا در تله هایی که بر سر راهمان است، نیفتیم.
نباید بر اساس حدسیات به سخن دیگران گوش داد؛ مثلا اگر کسی گفت «ف» نباید بگوییم منظورش فرحزاد بوده است.
باید سخن دیگران را بشنویم و در گوش دادن دقیق باشیم.

در شناخت از افراد یا گوینده نباید دچار تزلزل شویم.
نباید ذهنیت های خودمان را وارد دریافت خبر کنیم.
مثلا نباید اگر فردی که با او مخالف هستیم، سخنی گفت زود آن را رد کنیم، باید به خود سخن توجه کنیم نه به گوینده آن.
اعتماد زیاد از حد باعث زودباوری و بی اعتمادی موجب دیرباوری می شود.
در دریافت خبر نباید زیاد اعتماد کرد و نه بی اعتماد بود چون در هر دو صورت خود را از شنیدن واقعیت ها محروم می کنیم.

احساسات در دیرباوری و زودباوری ما نقش بسزایی دارد و نباید آنها را وارد منطق خود کنیم.
آیا هر چیزی که در هر جایی می شنویم را باید باور کنیم ؟! چرا بدون تحقیق ، وهم ها را باور می کنیم ؟!
چرا بدون بصیرت و پرسش فریب عده ای فریبکار را می خوریم؟!
چرا با باور های غلط ، عقل و انسانیت خود را گاهی زیر سؤال می بریم؟!


توصیه های ما:
اهل تحقیق باشید، بدون تحقیق تصمیم نگیرید.
تحقیق کردن توسط بزرگان دینی و غیردینی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.
در کتاب های معتبر و افراد شاخص دنبال جواب های خود باشید.
اگر 20 نفر هم گواه بر یک امر دادند دلیل بر درستی آن نیست.
عقل خود و آموزه های دینی درست را سرلوحه کار و عمل خود قرار دهید.
کمی متفاوت با بقیه باشید و فریب دوستان و فامیل های منحرف را نخورید.
چشم های تان را بشویید و طوری دیگر بنگرید.
اگر همه در چاه جهالت سقوط می کنند دلیل نمی شود شما نیز با آنها به ژرفای نادانی پرت شوید.
سعی کنید ساده لوح و زود باور نباشید.

مشاوره شغلی : شب کسب و کار یا شلوغی بیهوده

مشاوره شغلی : شب کسب و کار یا شلوغی بیهوده

باورنکردنی است. هر چه از شب‌های تهران دیده‌اید و شنیده‌اید و به یاد دارید، باید دور بریزید. شب‌های میدان شوش چیز دیگری است. فقط باید خودتان بیایید و ببینید. شنیدن و خواندن این حکایت هیچ دردی را دوا نمی‌کند. ناصر هم خیلی از این حرف‌ها به ما می‌زد. هر وقت دور هم می‌نشستیم، از آخرین شبی تعریف می‌کرد که سری به میدان شوش زده بود. راستش ما فکر می‌کردیم مخش پاره آجر برداشته است. بعد که یک شب ما را با خودش برد و چیزهایی را که برایمان تعریف می‌کرد، از نزدیک نشانمان داد، رسما تکان خوردیم، به خودمان آمدیم و دیدیم که دوست ما درست می‌گوید، اما راستش هنوز در باورمان نمی‌گنجد چیزهایی که دیدیم واقعیت داشته باشد. دوستمان ناصر نقاشی کار می‌کند. یکی دو ماه دیگر نمایشگاه دارد. آدم عجیب و غریبی است، مثل همه آوانگاردها. مرا یاد آرتیست‌های قرن نوزدهم می‌اندازد. می‌میرد برای خیابان‌های جنوب شهر، برای آدم‌های فراموش شده، برای ماجراجویی‌های شبانه. تفریحش همین است؛ تنهایی بچرخد توی شهر و به سوراخ سمبه‌های آن سرک بکشد. شب‌های میدان شوش را هم در یکی از همین سرک‌کشیدن‌ها پیدا کرده و حالا مگر دست برمی‌دارد از این شب‌ها؟ شب که می‌گویم، منظورم ساعت دو به بعد است؛ همان ساعاتی که در خیلی از خیابان‌های شهرمان پرنده پر نمی‌زند، اما در حوالی میدان شوش تازه ابتدای کسب و کار است. کسب و کار می‌گویم، کسب و کار می‌شنوید… تنها باید به خواندن این مقاله ادامه دهید تا حساب کار دستتان بیاید.مشاوره شغلی

«قیافه‌هایشان را می‌بینید؟» ناصر بود که این سوال را درست در همان لحظه که پرایدمان به میدان شوش و ابتدای خیابان فدائیان اسلام رسید، از ما پرسید. اما حتی اگر نمی‌پرسید، از همان دور آن قیافه‌ها، آن چهره‌هایی که انگار در روشنایی روز به خوبی دیده نمی‌شوند، و آن آدم‌ها با آن بدن‌های نحیف کم‌خون از دور پیدا بودند. از همان جا هم می‌شد فهمید که کمابیش در اعتیاد غرق شده‌اند. پیاده که شدیم و جلوتر که رفتیم، دیگر همه چیز از حدس و گمان فراتر رفته بود. بساط کرده بودند و بعضی‌هایشان پشت همان بساط لوله شیشه‌ای را به دست گرفته بودند و داشتند مواد می‌زدند. بعضی‌ها هم اصلا بساطی در کارشان نبود. همین‌طور که داشتیم با رعب و کنجکاوی و هیجانی توأمان می‌چرخیدیم، یکهو صدایی در گوشمان شنیده می‌شد که می‌گفت: «کراک… کراک.» و تا سرمان را برمی‌گرداندیم، صاحب صدا دور شده بود. کجا بود آنجا؟ یعنی واقعیت داشت؟

آن شب که ما رفته بودیم ببینیم در میدان شوش چه خبر است، تعداد بساطی‌ها خیلی زیاد نبود. ناصر می‌گفت: «کمی دیر آمده‌ایم.» ساعت سه و نیم صبح بود. می‌گفت: «زمستان‌ها خیلی شلوغ است.» الان وسط بهار است. می‌گفت: «یک شب سرد زمستانی آدم اینجا غلغله بود. بهتان بگویم ۳۰۰-۲۰۰ نفر آدم ریخته بودند، دو طرف یکی از همین کوچه‌ها بساط کرده بودند و رد می‌شدند و تنه می‌زدند، باورتان نمی‌شود.» آن شب فقط ۳۰-۲۰ نفر بودند و من یکی را فقط یاد پیرمرد خنزرپنزری می‌انداختند. البته خیلی هم پیر نبودند. خانه پرش، ۶۰-۵۰ سالی داشتند، اما اغلب بهشان می‌خورد که حدودا ۴۰ ساله باشند، با سر و مو و لباس‌هایی گرد و غبارگرفته، اما خاص، خیلی خاص؛ طوری که بشود ته چشمشان خواند که خواسته‌اند خوش‌تیپ باشند، اما زورشان نرسیده است: یکی موهایش را از پشت بسته، دیگری کفش سفیدی به پا کرده که در ظلمات شب هم برق می‌زند، آن سومی دستمالی قرمز رنگ را پیچیده دور ران پایش و محکم گره زده، مچ‌بند یکی هم خیلی توی چشم می‌زند. این‌طور آدم‌هایی بودند آنها. نمی‌دانستی از شوقی که به زندگی دارند، به وجد بیایی، یا از این شب و این خاص‌بودن آنها دلهره داشته باشی.

شب کسب و کار

عجیب و غریب‌تر از بساطی‌های شبانه میدان شوش، چیزهایی است که بساط کرده‌اند و به خیال خودشان قصد فروش آن را دارند. ضمن احترام به همه‌شان باید گفت که این رفقا یک سور به پیرمرد خنزر پنزری زده‌اند. فکر کن… طرف واقعا امیدوار است که یکی بیاید و مثلا این اتوی موی سر را که یک طرفش شکسته و عمرا دیگر به دردی بخورد، ازش بخرد. یا این‌که این موقع شب، یک شهروند محترم گذرش به این حوالی بیفتد و از اینجا یک عدد خودکار بیک دست دوم برای اهل و عیالش تهیه کند. تنها عتیقه‌بازها می‌توانند در این سیاهی شب چیزی گیرشان بیاید: انگشتری مثلا، یا نعل اسبی قدیمی. مابقی چیزهایی است در مایه‌های کمربندهای زهوار دررفته، دکمه‌های رنگ وارنگ، ساعت‌های مچی و دیواری خراب و درب و داغان به تعداد زیاد، قاب عکس‌های شکسته، یک تکه آهن که معلوم نیست برای چی بوده و به کجا وصل بوده. غم‌انگیز است رفقا، غم‌انگیز است. کسی بالای این چیزها پولی نمی‌دهد. کسانی هستند که سروکله‌شان این طرف‌ها پیدا شود و چرخی در میان این بساطی‌ها بزنند، اما اغلب از سر کنجکاوی است.شلوغی بیهوده

بعضی‌ها هم شورش را درآورده‌اند، با این کنجکاوی‌شان. طرف، نصف شبی پا شده بود رفته میدان شوش، چراغ قوه از جیبش درآورده بود و همچی داشت این بساطی‌ها را می‌کاوید که انگار به معدن طلا آماده است. ما مانده بودیم که این دیگر کیست. ناصر می‌گفت: «از این آدم‌ها این طرف‌ها زیاد پیدا می‌شود.» می‌گفت: «بساطی‌ها عشق می‌کنند که یکی این‌جوری توی بساطشان دنبال چیزی بگردد.» می‌گفت: «همه اینها برای بساطی‌ها یک جور نمایش است. اینها که یک شاهی هم از اینجا درنمی‌آورند. جنس‌هایشان یا ۵۰۰ تومان است یا ۱۰۰۰ تومان. تازه همین‌ها را هم کسی نمی‌خرد.» بد هم نمی‌گفت. این بساطی‌ها هر چقدر هم که زندگی‌شان به باد رفته بود، پرستیژ شخصی‌شان را حفظ کرده بودند. طبیعی بود نشود خیلی باهاشان گرم گرفت. فقط همین که قیمت یک انگشتر را ازشان می‌پرسیدی، جوری برایت افه می‌گذاشتند و خالی می‌بستند که انگار دارند درباره قیمت یک ملک اعیانی در حومه پاریس صحبت می‌کنند.شب کسب و کار

بساطی‌ها جنس‌هایشان را از کجا می‌آورند؟ از خودشان که قاعدتا نمی‌شد این سوال را پرسید. همچی چپ چپ نگاهمان می‌کردند که انگار می‌خواهیم ازشان مالیات بگیریم. این است که باز هم باید ناصر، این ابرکارشناس میدان شوش به فریادمان می‌رسید. البته دوست نقاش ما خیلی خوش‌بین بود. اصلا به مخیله‌اش خطور نکرد که ممکن است این وسایل را از جایی بلند کرده باشند. این است که فقط به همین موارد بسنده کرد: جوی‌گردی کرده‌اند، این طرف و آن طرف دنبالشان گشته‌اند و پیدایشان کرده‌اند، همیشه چشمشان می‌چرخد تا چیزهایی در این مایه‌ها از گوشه و کنار گیر بیارند. همیشه هم چیزهایشان را با هم تاق می‌زنند و رد و بدل می‌کنند.

از میدان شوش که برگشتیم، نزدیک ساعت پنج صبح بود. خواب از سر همه پریده بود. هیچ کس حرف نمی‌زد. یک‌دفعه مرتضی شروع کرد به گریه کردن. وسط گریه‌هایش چیزهایی می‌گفت که همگی توی سرمان داشتیم به آن فکر می‌کردیم. بعد حرف زدیم، حرف زدیم، حرف زدیم. حتی وقتی از هم خداحافظی کردیم، حرف‌هایمان تمام نشد. هر کسی را دیدیم، حرف آنجا را وسط کشیدیم. حالا که دو، سه روز می‌گذرد، هنوز این حرف‌ها تمامی ندارد. بچه‌ها می‌گویند که دوباره باید برویم آنجا را ببینیم. ناصر که کاری به کار ما ندارد؛ خودش می‌رود و می‌بیند و می‌ریزد توی خودش.

رابطه جنسی قبل از ورزش

رابطه جنسی قبل از ورزش

یونانیان باستان بر این باور بودند  که  ورزشکاران باید قبل  از ورزش از برقراری  ارتباط جنسی  خودد اری کنند ولی  المپیکی‌های مدرن و پژوهشگران در مورد تاثیرات برقراری رابطه زناشویی زمان مسابقه‌ها و اینکه آیا خودداری از برقراری این رابطه کارکرد ورزشی را تقویت می‌کند، اختلاف‌ رای دارند.

سال‌هاست مربیان و ورزشکاران در شب مسابقه‌های بزرگ یا حتی چند هفته پیش از آن، از رابطه زناشویی پرهیز کرده‌اند اما در بازی‌های المپیک لندن ، بسیاری از مربیان و پزشکان متخصص پزشکی ورزشی، درباره این باور قدیمی تردید کردند. گفته می‌شود محمدعلی کلی، بوکسور معروف، پیش از مسابقه‌های مهم تا ۶ هفته از برقراری رابطه زناشویی پرهیز می‌کرد و در طول جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸، مربی تیم انگلیس، گلن هدل رابطه زناشویی را در طول این رویداد یک ماهه برای بازیکنان ممنوع کرد.

مارتی لیکروی، دونده آمریکایی و قهرمان دوی ۵هزار متر، ۴ دهه پیش گفته است: «رابطه زناشویی،‌شما را شاد می‌‎کند و آدم‌ شاد نمی‌رود ۵ کیلومتر بدود.» کارشناسان می‌گویند باور قدیمی «رابطه زناشویی پیش از ورزش ممنوع!» هنوز کاملا بررسی علمی نشده است اما تا به حال اغلب پژوهش‌هایی که بر اساس تاثیرات فیزیولوژیک انجام شده‌اند، نشان داده‌اند این رابطه استقامت، قدرت یا بنیه جسمی را کاهش نمی‌دهد. یان شرایر، استاد بخش پزشکی خانواده در دانشگاه مک گیل کانادا در این باره می‌گوید: «هنگامی که افراد را در آزمایشگاه بررسی می‌کنیم، «آزمون‌های کارکرد جسمی» روی آنها انجام می‌دهیم اما به احتمال بسیار زیاد در مسابقه‌ها، روان‌شناسی نقش بسیار مهم‌تری ایفا می‌‌کند. افرادی که مدعی‌اند رابطه زناشویی باعث کاهش میزان کارکرد ورزشی‌شان شده، می‎گویند علت این است که تمرکز، ستیزه‌جویی و فشار روانی‌شان برای بردن مسابقه کاهش یافته است.»

یک بازبینی بررسی‌های علمی در این باره که در نشریه بالینی پزشکی‌ورزشی منتشر شد، نشان داد رابطه زناشویی در شب پیش از مسابقه هیچ تاثیری بر تست‌های فیزیولوژیک ورزشکار ندارد. در یک بررسی ۱۴ ورزشکار سابق متاهل مورد یک تست قدرتی فشاری در روز پس از انجام مراقبت قرار گرفتند، همین تست ورزش پس از حداقل ۶ روز پرهیز از برقراری رابطه زناشویی انجام شد. نتایج نشان داد نه میزان قدرت و نه استقامت عضلات خم‌کننده دست تحت‌تاثیر رابطه زناشویی در شب پیش از آن قرار نگرفته است. پژوهشگران در دانشگاه ایالتی کلرادو در یک پیگیری بر این بررسی، ۱۰ مرد متاهل با تناسب بدنی را که بین ۱۸ تا ۴۵ ساله بودند، آزمایش کردند. در آزمایش‌های آنها قدرت فشاری، تعادل، حرکت جانبی، زمان واکنش، قدرت هوازی و ماکزیمم حجم اکسیژن (معیاری از کارایی مصرف اکسیژن در بدن) تحت‌تاثیر رابطه زناشویی قرار نگرفته بود.

یک بررسی سوم که در سال ۱۹۹۵ انجام شد، نشان داد رابطه زناشویی ۱۲ ساعت پیش از انجام یک آزمون تناسب بدنی اثر قابل‌توجهی بر قدرت حداکثر هوازی، میزان اکسیژن خون یا فشارخون ندارد.

نظریه‌ای مبنی بر اینکه محرومیت زناشویی باعث افزایش ستیزه‌جویی افراد می‌شود و انزال باعث کاهش تستوسترون – هورمونی که بر کارکرد ورزشی هم موثر است- در بدن می‌شود، هنوز به‌طور علمی ثابت نشده است.

دکتر شرایر می‌گوید: «حتی اگر این نظریه درست باشد، اغلب کارشناسان در حال حاضر معتقدند یک حد مطلوب برای ستیزه‌جویی یا تمرکز وجود دارد؛ مقدار خیلی کمتر آن و نیز مقادیر بسیار بیشتر آن کارکرد ورزشی را تضعیف می‌کند.»

از طرف دیگر، مارتین میلتون، کارشناس روان‌درمانی و روان‌شناسی مشاوره در دانشگاه سوری معتقد است اثر رابطه زناشویی بستگی بسیار زیادی به این دارد که چه کسی، با چه تعدادی، به چه مدت و به چه شیوه‌ای آن را انجام دهد. او می‌گوید: «اگر رابطه زناشویی بیش از حد مانع خوابیدن یا استراحت ورزشکار شود و ذهنش را از مسابقه منحرف کند، آشکار است که کارکرد ورزشکار افت می‌کند.»

مشاور خوب زعفرانیه

زعفرانیه روستایی می باشد که در شمال غربی تجریش قرار دارد.

بیشترین زمین هایی که در نزدیک باغ فردوس قرار دارد زراعی محسوب می شود.

زعفرانیه

معرفی زعفرانیه

بعد از احداث شدن خیابان های پهلوی جاده ای برای دست یابی به اسد آباد  کشیده شد.

که از باغ فردوس آغاز شده و به سمت سعد آباد ختم می‌شود.مشاور خوب زعفرانیه

در دنیای امروز در حقیقت در حاشیه همین خیابان های قدیمی واقع می باشد.

  • یکی از محله های قدیمی در اسد آباد نامیده می شود .
  • که بیشتر پیرمردان و همینطور پیرزنان محلی باغ های مشهور در سعد آباد را به خوبی به یاد می آورند.
  • و از هوای پاکی که دارد استفاده می‌کنند.

معروفترین باغهای زعفرانیه

از معروفترین این باغ ها می توان به باغ زند کریمی ، باغ حاجی ، کلاهی و باغ خیامی را نام برد.

از این چند باقی که معروف می باشند فقط باغ خیامی می باشد.مشاور خوب زعفرانیه

که هنوز شکل گذشته خود را حفظ کرده  و بدون تغییر باقی مانده است.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

 زعفرانیه در دوره قاجار

یکی از اسم هایی می باشد که مربوط به دوران قاجار است .

و عده ای بر این باور می باشد که به دلیل این که کاخ سعد آباد  این منطقه رنگ آن زعفرانی می‌باشد .

به ندرت  از طریق مردم به اسم زعفرانیه نام گرفته است.

به دلیل اینکه افرادی که تمایل داشتند در این منطقه زندگی کنند .

زعفرانیه1

نشانی از این محله  در کاخ را که در آن هنگام محبوب ترین سازه در آن منطقه بوده است می‌دادند.

این محله بدون سابقه داشتن در تاریخ مثل دیگر آبادی ‌هایی که  در کنار آن هستند.مانند:

  • اوین و تجریش از آن یاد می‌شود اسمی از آن در تاریخ مشاهده نمی‌کنیم.
  • به عبارت دیگر در اوایل دهه چهارم هجری زعفرانیه دارای وجود خارجی نبوده است. 
  • در زمان های قدیم زعفرانیه به عنوان قسمتی از زمین های کشاورزی مورد استفاده قرار می گرفته است.
  • و در آن زمین هایی وجود داشت که گندم کشت می شود .مشاور خوب زعفرانیه
  • و همینطور در آن زمین‌ها پیاز زعفران در قسمت سعدآباد کاشتند.

که به دلیل اینکه  در نزدیکی این محله بوده است به تدریج این خیابان به زعفرانیه نام گرفت.

لکنت زبان در کودکان

یکی از مسائل و مشکلات خاص دوران کودکی اختلالات و  ناروانی­های گفتاری است که از جمله شایع­ترین آنها می­توان از لکنت زبان نام برد. بر طبق چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری بیماری­های روانی، لکنت زبان نوعی آشفتگی و اختلال در روانی گفتار است که به صورت تکرار صداها، کشش صداها، قطع­روانی کلام، تکرار کلمات، مکث بین واژه­ها، ناموزونی تکلم و جایگزین کردن واژه ها به منظور جلوگیری از کشش صداها در بین کودکان و نوجوانان مشاهده می­شود.

اغلب کودکانی که دچار لکنت زبان هستند، می­دانند که چه می­خواهند بگویند و شاید بارها نیز آن را تمرین وتکرار کرده­اند. ولی به­ راحتی و در شرایطی خاص قادر به بیان آن نمی­باشند. آنان برای این­که بتوانند فشار حاصله از وقفه­های غیرارادی کلام­شان را کاهش دهند، دچار پریشانی و آَشفتگی می­شوند و سعی دارند با  تلاش و کلنجار بسیار حرف خودشان را بزنند.

همانطور که هیچ دوکودکی کاملاً شبیه به هم نمی­باشند، لکنت نیز در همۀ کودکان به یک شکل نمی­باشد. درگروهی از کودکان لکنت همراه با اضطراب، فشارهای عصبی، تیک­های جسمانی، تغییر حالات چهره و حتی گریۀ کودک است و در گروهی دیگر، لکنت موجب ناتوانایی های شدید ارتباطی درآنان می­شود. لکنت در بین­کودکان خردسال، ناپایدار وگذراست و می­تواند از یک روز به روز دیگر و از یک موقعیت تا موقعیت دیگر تغییر کند.

برای مثال، کودکی ممکن است به صورت تدریجی دچار لکنت شود و این اختلال در او ماندگار شود، در حالی­که ممکن است درکودکی دیگر، کاملاً ناگهانی و به یک ­باره شروع شود و حتی به یک باره نیز از بین برود.علت این تغییرات می­تواند با حالات روحی – روانی، خستگی، نگرانی و شتاب او برای توضیح دادن مطلب در ارتباط باشد.

آن­چه که در این خصوص حائز اهمیت می­باشد آن است که، اگر کودک تازه شروع به لکنت کرده است و پس از مدتی بهبود نیافته است، ممکن است ناروانی درگفتار او موجب تنش، اضطراب و ناکامی او در مراحل مختلف زندگیش شود که بهتر است در همان اوان کودکی به دنبال کمک متخصصین بود.

در اغلب موارد لکنت­ها و ناروانی­های­ گفتارکه ثابت­و پایدار می­شوند، ممکن است با افزایش سن بهبود نیابند و مسائل و مشکلات فراوانی برای کودک به وجود آورند.

میزان شیوع لکنت زبان

میزان شیوع لکنت زبان در بین کودکان تقریباً ۵ درصد است و معمولاً تا سنین جوانی، ۸۰-۵۰ درصد این افراد با رسیدگی و درمان­به موقع بهبود پیدا می­کنند. هم­چنین لکنت زبان در بین پسرها ۵-۴ برابر دخترهاست و سیر بیماری نیز در بین پسرها طولانی­تر است.

به­ طورکلی، اغلب مشکلات­گفتاری در سنین ۵-۲ سالگی (یعنی زمانی که کودکان در حال فراگیری مهارتهای کلامی گوناگون، استفاده از لغات جدید، به­کارگیری جملات طولانی­تر، صحبت در میان جمع و بیان نظرات و افکارشان هستند) و ۷-۵ سالگی (یعنی زمان آغاز مدرسه، برانگیختگی برای یادگیری و کنجکاوی، هیجان ناشی از کلاس و درس، کسب مهارتهای اجتماعی و ورود به اجتماع بزرگ­تر هستند) ،آغاز می­شود.

مشخصات بالینی لکنت زبان

اغلب کودکان در ۱۵-۱۲ ماهگی شروع به صحبت­کردن می­کنند­و در ۲۴-۱۸ ماهگی با ساختارهای دستوری صحبت می­کنند. کودکانی که لکنت دارند، میانگین زمان گفتارشان پایین است و تکلم را دیرتر آغاز می­کنند. این­گونه کودکان الزاماً درسایر مهارتهای رشدی خود کند نیستند. پژوهشگران طی تحقیقی دریافتند کودکان مبتلا به لکنت از تعداد بیشتری ازگفته­های تک واژگانی استفاده می­کردند.

* ساختارهای سادۀ دستوری رابه کار می­بردند

* اشتباهات دستوری بیشتری داشتند.

* اشتباهات بیشتری در تولید اصوات داشتند.

* در مقایسه با کودکان سالم ۲ ماه تأخیر رشد کلامی داشتند.

تشخیص لکنت زبان در مراحل اولیه بسیار مشکل است؛ زیرا اغلب کودکان خردسال بدون اینکه هیچ مشکل و یا زمینه­ای برای گسیختگی های گفتاری داشته باشند. علائمی از لکنت زبان دارند. گروهی از آنها چندان به این مشکل خود اهمیت نمی­دهند واگر چند بار هم نتوانند کلمه­ای را به درستی بیان کنند. هیچ ناراحت نمی­شوند. درحالی­که گروهی دیگر، کمترین گرفتگی زبان تأثیری عمیق بر رفتارهای اجتماعی آنان می­گذارد و سخت تلاش می­کنند تا لغات و واژگان را به درستی بیان کنند. در نهایت نیز از این­که نمی­توانند آن­طور که می­خواهند صحبت­کنند، دچار نا­امیدی و ناکامی می­شوند. شدت لکنت زبان درکودکان می­تواند از حادترین تا کمترین حالات متغیر باشد. متخصصان گفتاردرمانی برای تشخیص و شناسایی کودکانی که دچار لکنت زبان هستند، به علائم  زیر توجه می­کنند؛

* تکرار صداها و هجاها (مثل، من من ، من من ،او او او )

* کشش یا امتداد دادن صداها (مثل تکرار صدایی مممم ماما، تکرار ه یجایی مامامامان)

* در میان اندازی

* مکث درون واژه­ ها

* انسداد قابل شنیدن و ناملفوظ (مکث­های پر و خالی)

* جایگزین کردن برخی لغات به­منظور عدم گفتن کلمات مشکل

* تکرار واژه­ های تک هجایی

* انجام حرکات اضافی مثل، چشمک زدن، تیک، لرزش فک­ها و لب و دهان

* بیان واژه­های مشکل که با تنش فیزیکی ادا می­شوند.

تمام موارد فوق علائم لکنت زبان هستند و چنان­چه والدین، مربیان و نزدیکان تصور می­کنند کودکی با این خصوصیات صحبت می­کند،بهتر است با اتخاذ روش­های مناسبی درصدد بهبود او برآیند و اجازه ندهند لکنت در او سال­هاطول بکشد؛ زیرا گفتن این جمله که خودش خوب خواهد شد مشکلی از کودک حل نمی­کند.

برای درمان لکنت زبان کودکان روشهای بی­شماری وجود دارد که هر یک بر دیدگاهی خاص تدوین شده­ اند، از جمله روش­های روانکاوی، گروه درمانی، خود درمانی، دارو درمانی، شناخت درمانی و …

در برخی موارد، درمان لکنت زبان نیاز به جلسات متعددی دارد که لازمۀ آن ایجاد ارتباط مناسب و موثر با کودک و والدینش است. به­ طورکلی هرچه کودک از نظر سنی بزرگتر باشد، برنامۀ درمانی طولانی­ تری نیاز دارد. هدف درمانگر برای بهبودی کودکان خردسال مبتلا به لکنت آن است که مانع از پیشرفت مشکل او شود و درهمان ابتدا آن را درمان کند. هرچه درمان دیرتر آغاز شود و کودک بزرگ­تر باشد، احتمال بهبودی کامل کمتر می­شود. در ادامه مقالات این سایت به بحث درمان لکنت زبان بیشتر خواهیم پرداخت.