سلام من پسری 20 ساله هستم چهار ماه پیش یه دختری رو دیدم توی عکاسی کار میکرد ازش خوشم اومد نمیدونم بهش بگم یا نه، نمیدونم حسم گذرا بود یا واقعی؟
همچنین تحریفات شناختی نیز خوانده می شود که اولین بار توسط روانشناس، آرون بک و دکتر دیوید برنز تشخیص داده شد.
داشتن این افکار غیر منطقی هر از گاهی عادیست. طرز فکر اشتباه حتی در میان نخبه ها و اغلبِ افراد باهوش عادی است. همه ما ممکن است در مسیرزندگیمان همچین حسی را داشته باشیم. این فقط بخشی از انسان بودن است، عکس العملی تکاملی که برای محافظت و مصون نگه داشتن ما طراحی شده است.
با این وجود، افکار غیر منطقی می توانند سد راه موفقیتتان شوند و منجر به احساس خطر هایی سالم و ضروری شوند. برای مثال، منتقد درون شما ممکن است بگوید به اندازه ی کافی خوب نیستید و اینکه شما قطعا شکست خواهید خورد. بداندیشی و اغتشاش ذهنی همچنین می تواند روابطمان را پیچیده کند. پیش بینی می کنید وقتی که از شما اشتباهی سربزند رئیستان ناراحت می شود یا اینکه خانواده و دوستان شما را چگونه ارزیابی می کنند.
خبر خوب این است که می توانید خودآگاهی لازم را برای توقف وتغییر افکار غیر منطقی ایجاد کنید. با اندکی خودداری، شما می توانید فکرتان را از نو بسازید. به تدریج می توانید خودگویی تان را تعدیل کنید که متناسب تر، انعطاف پذیر تر شود و مشوقی باشد تا کمکتان کند به اهدافتان دست یابید و از عهده ی سخت ترین موقعیت ها نیز برآیید. شناختن افکار مضر مانند افکار غیرمنطقی و موقت قدم اولیه ی مهمی برای رها شدن از استرسی است که این افکار به بار می آورند:
نگاهی می اندازیم به رایج ترین بداندیشی های ذهنی که برنز معرفی کرده است، به همراه مثال هایی از رفتاری که ممکن است در کار و زندگیتان ظاهر شوند.
شما تک جزئیات منفی ای را انتخاب می کنید و روی آن انگشت می گذارید. ممکن است نظرات مثبت زیادی درمورد ارائه ی خود در محل کار دریافت کنید، اما اگر یکی از همکاران چیزی بگوید که اندکی منتقدانه باشد، ذهنتان برای چند روز درگیر آن می شود.
همه چیز را سیاه و سفید می بینید. اگر رئیس تان بگوید تنها در قسمتی از بررسی عملکردتان انتظارات را برآورده نکردید، به خودتان برچسب «شکست کامل» در کارتان می زنید. با این طرز تفکر، هیچ جایی برای کوچک ترین اشتباهی وجود ندارد- هیچ قسمتی از کارتان وجود نخواهد داشت که در آن عالی باشید، تا زمانی که همچنان روی جنبه هایی که نیاز به تلاش دارد تمرکز می کنید.
اعتقاد به این که چیزی همیشه به آسانی اتفاق خواهد افتاد به این دلیل که قبلا یک بار اتفاق افتاده. اگر ماموریت پردرآمدی یکباربه کس دیگری محول شود، به هیچ چیز نمی توانید فکر کنید جز، «بخشکی ای شانس! من در هر کاری شکست می خورم.»
این یک فکر رایج برای شما است که تجربه هایمثبت را با گفتن این به خودتان که آنها ارزش نداشتند کم اهمیت جلوه دهید. اگر کار مفیدی انجام داده اید، دلیل بیاورید که هرکس دیگری در گروهتان می توانست آن را به همان خوبی انجام دهد، پس چه ارزشی دارد؟
تعبیر منفی اتفاقات بدون حقایقی که نتیجه گیری تان را اثبات کند، نشانی است برای این طرز نگرش. فرق نمی کند چه باشد، شما پیش بینی می کنید که کارها بد از کار در می آیند. قبل از ملاقاتی مهم، برای مثال، ممکن است به خودتان بگویید، «من گند میزنم.»
شما می پذیرید که احساسات منفی مصداقی است بر آنچه چیز ها واقعا هستند.ممکن است شما به خودتان بگویید: « من درمورد رویداد های مربوط به طراحی شبکه احساس ترس می کنم،» «شرکت کردن در آنها فکر بدی است.»
عبارت های «باید» به جای تمرکز روی اینکه چگونه موقعیت ها را همانطور که هستند مدیریت کنید، می خواهید آنها همانطور که تصور کرده اید تغییر کنند. این «عبارت های بایدی» وقتی درمقابل خودتان قرار می گیرند، منجر به احساس گناه و درماندگی می شوند، عباراتی همچون، «من بزرگسال هستم. من باید تا الان احساسم را می سنجیدم.» که وقتی در مقابل دیگران قرار می گیرند، باعث عصبانیت و دلخوری می شوند. این مثال خوبی است: «تیم من باید بتواند این مشکل را بدون زحمت دادن به من مدیریت کند.»
این بداندیشی ذهنی زمانی که خودتان را شخصا برای اتفاقی مسئول می دانید باعث استرس می شود که کاملا تحت کنترل شما نیست. برای مثال، زمانی که در مسیر با همکاری برخورد می کنید به جای تلاش برای پیدا کردن دلیل مشکل، فکرهایی می کنید مثل «همه اش تقصیر من است،» بنابر این شما و همکارتان مانند هم فکر خواهید کرد. در ضمن این نیز عادی است که به خاطر شرایطتان دیگران را سرزنش کنید و راه هایی که خودتان احتمالا در ایجاد مشکل نقش داشته اید را به حساب نیاورید.
آیا هیچکدام از این الگو های فکری در مورد شما صادق است؟ زمان آن رسیده که طرز تفکرتان را از نو بسازید بدین نحو می توانید بر این افکار غیر منطقی غلبه کنید.
دفعه ی بعد که متوجه شدید دچار الگو های این افکار مضر شده اید، روش تحقیق اخیر را که از روانشناسی شناختی مورد تایید، برگرفته شده را امتحان کنید، که به شما کمک می کند افکار منفی ای را که بر اضطراب، عدم اعتماد به نفس و سندرم فریب تاثیر می گذارند تغییر دهید.
سلام من پسری 20 ساله هستم چهار ماه پیش یه دختری رو دیدم توی عکاسی کار میکرد ازش خوشم اومد نمیدونم بهش بگم یا نه، نمیدونم حسم گذرا بود یا واقعی؟
درخواست ازدواج
دوست عزیز قبل از بیان درخواستون .
اول ببینید دنبال چی هستید ؟
اگر دنبال ازدواج هستید باید شرایط ازدواج و داشته باشید.
حداقل این شرایط داشتن استقلال مالیه .
تا بتونید هزینه های زندگی رو تامین کنید .
و گرنه صرف دوست داشتن شما فقط سدی روی زندگی این دختر خواهد بود.
تولرانس به صورت آشکار می شود.
اول احتیاج به مصرف بیش از اندازه مواد مخدر برای حفاظت از موثر بودن و نشئگی در روزهای نخست و بعد از آن کم شدن موثر بودن مواد مخدر به خاطر مصرف زیاد آن.
۲٫ وسوسه شدن
مشغله و دغدغه مهم معتادان این می باشد که توانایی این را داشته باشند.
که نشئگی را که بار اول تجربه کرده اند را دوباره کسب کنند.
و به همین علت مدت زیادی از عمر و وقت خود را برای خریدن و استفاده از مواد مخدر صرف کرده اند.
۳٫ بیشتر شدن استفاده
یکی دیگر از نشانه های اعتیاد به مواد مخدر مصرف بیش از حد یا طولانی مدت از مواد می باشد برای اینکه نشئگی روزهای نخست را به دست آوردند.
معتادان معمولا برای کم کردن مقدار مصرف خود از مواد مخدر یا ترک کردن و مدیریت مقدار استفاده مواد سعی خود را می کنند
ولی در این مسیر موفقیت کسب نمی کنند.
آنها به طور مداوم به خود قول می دهند و آماده می شوند.
که به ترک اعتیاد خود بپردازند ولی توانایی این کار ندارند به دلیل اینکه مریضی آنها حالت ضرر و کهن پیدا می کند.
و آنها در تصمیم گیری و مدیریت کردن مصرف مواد را از دست می دهند.
۵٫ مصرف مدام مواد با اینکه دارای عواقب می باشد
شخصی که معتاد می باشد با اینکه از عوارض آن آگاهی دارد.
باز هم وقت خود را برای خرید و استفاده از مواد صرف می کنند.
مطالب بیشتر در سایت “مشاوره خانواده ” مطالعه کنید.

۶٫ علائم خماری
به خاطر اینکه مغز معتاد توانایی تولید مواد شیمیای ضروری برای منتقل شدن پیام های عصبی که باعث ایجاد شدن حس راضی بودن و مدیریت می شود را ندارند.
این امر باعث می شود معتادان از خماری صدمه ببینند.
علائم های خماری شامل تحولات جسمی یا روحی دارای درد می باشد.
و در حالیکه مواد به بدن شخص نرسد معتاد به آن عادت می کند.
با توجه به انواع مواد مخدری که شخص به استفاده آن می پردازد علائم خماری توانایی این را دارد.
که در مدت کوتاهی بدن شروع به درد کند و تا چند روز یا هفته و همچنین ماه امتداد پیدا کند.
خماری علائم اعتیاد می باشد.
نوع خماری بستگی به مواد مخدر دارد و دارای تفاوت می باشد.
تریاک ، الکل و همینطور آرام بخش می توانند خماری فراوانی در بدن شخص به وجود آورند که می تواند دارای خطر و یا باعث کشته شدن شخص شود.
موادهای دیگر مانند کوکائین ، ماری جوانا و قرص های روان گردان در شخص معتاد خماری آسیب دهنده ای را به وجود آورد
ولی این نوع خمار شدن به جان شخص صدمه نمی زند.
حالت خمار شدن اشخاص با یکدیگر فرق دارد
و اگر برای ترک کردن مواد مخدر و الکل قصد آن را دارید به شما پیشنهاد می شود که به روانپزشک رجوع کنید.
من دختر زیبا و از خانواده ی سرشناسی هستم و پسرهای اطرافیان خیلی بهم توجه می کنند اما کسی بهم پیشنهاد ازدواج نمی دهد . من چه کار باید کنم؟
سوال و دغدغه بسیاری از افراد این است: تمرکز ندارم.
بسیاری از افراد وقتی متوجه می شوند که این کلمه را می شنوند.
آنها فکر می کنند تمرکز صرفا در مورد تحصیل و مطالعه است.
اما واقعیت متفاوت است.
مشکل بزرگ فقدان تمرکز بر ذهنیتی است که در زندگی وجود دارد.
مقدار اندیشه ای که ما بر روی زندگی روزمره مان صرف می کنیم.
زمان ما را دزدیده است و ما زمان زیادی در مورد آن فکر می کنیم.
در ادامه چند راهنمایی برای مدیریت تمرکز و توجه وجود دارد.
و برای کسانی که می گویند تمرکز ندارم بسیار مفید است.
با انجام و رعایت موارد زیر دیگر نمی گویید تمرکز ندارم.
بلکه با انرژی مثبت و کیفیت بهتری به زند گی خود ادامه می دهید.
مغز ما به تمرکز نیاز دارد.
با توجه به تحقیقات، زمانی که انرژی ما را به کار بی اهمیت اختصاص می دهیم.
طبیعی است که انرژی ما تمام شده است.
ما همیشه فکر می کنیم که مغز ما یک منبع انرژی بی پایان دارد.
ما چیزها را بدون اولویت بندی انجام می دهیم.
وقتی ما نیاز داریم تمرکز کنیم.
هنگامی که ما بیش از حد نگران هستیم، انرژی مغز ما تخلیه می شود.
اگر ما با بسیاری از فعالیت های فکری درگیریم، انرژی ما تخلیه خواهد شد.
بنابراین، با شناخت اولویت ها و استفاده بهینه از انرژی می توانیم.
بهتر تمرکز کنیم و خسته نشویم.
آگاهی از برنامه آینده و سازماندهی آنها به شما کمک خواهد کرد تا بیشتر تمرکز کنید.
به عنوان مثال، مشخص کنید چه پروژه ای دارید لیست آنها را مشخص کنید.
گجت های خود را مرتب کنید تا بتوانید به راحتی به آنها دسترسی پیدا کنید.
هر فعالیت را به زمینه های کوچک تر تقسیم کنید و آن را در چند مرحله اجرا کنید.
ترتیب کار خود را به خوبی بدانید و ان را اجرا کنید.

هنگامی که شما نمی دانید هدف شما در زندگی شما چیست، تمرکز شما کم است.
شناسایی اهداف در کار و زندگی خانوادگی شما به حفظ.
و تقویت تمرکز و توجه شما کمک می کند.
کاغذ را بردارید و اهداف خود را مشخص کنید.
از زندگی چه می خواهید؟
شما با کار، فکر، روح، پول، فرزند، خانواده تان، بدن .
و همسرتان چه کار می کنید؟ برای شما مهم است؟
تمام عوامل مهم زندگی خود را بنویسید.