مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

سردرگمی برای ادامه زندگی

با عرض سلام و خسته نباشید.  متولد 1369.لیسانس علوم تربیتی و در خانواده ای کاملا مذهبی بزرگ شدم. حدود 4سال پیش با مردی که یک سال و نیم بزرگتر از من بود و دانشجوی کارشناسی ارشد نهج البلاغه بود فرزند اول خانواده ازدواج کردم. ایشان موقع ازدواج به من گفتند بعد از تمام شدن درسشان حدود 10 ماه سربازی دارند و بعد می توانند در دانشگاه مشغول به کار شوند. خانواده شان هم کاملا راضی و مشتاق به ازدواج ما بودند.طی چندین جلسه صحبت و بررسی ایشان با معیارهای من سازگاری داشتند. و وانمود کردن با قواعد و اصولی که من انتظار داشتم و بزرگ شده بودم موافق هستند. متاسفانه بعد از گذشت 6ماه از زندگی ما مادر ایشان و اقوام به شدت در زندگی ما دخالت می کردند د ایشان هم هیچ برخوردی با آنها نداشتند و باعث بروز مشکلات زیادی بین ما شد. خانواده شان کم کم از ایشان خواستند کاملا از من جدا شودو هرطور می‌توانستند با من دعوا می کردن اما من هیچ وقت با آنها در دعوا همکلام نشدم و فقط نظاره گر شدم و بین ما اختلاف ودعواهای زیادی راه افتاد اما حل میشد تا اینکه همسرم 2 ماه کامل به دیدن من نیامد و بعد از دوماه آمد باهم حرف زدیم و مشاوره رفتیم و آشتی کردیم. خلاصه سه سال عقد بودیم و همسرم درسش را رها کرد و برای سربازی اقدام نمی کرد و مدام بهانه درس داشت تا اینکه با اصرار زیاد و هم چنین دعواهای مکرر تازه خانواده شان با هردوی ما عروسی کردیم. من می خواستم همه تلاشم را برای حفظ زندگی بکنم و خیلی مشاوره رفتم تلاش کردم صبوری کردم اما بعد از عروسی ایشان اعلام کرد از دانشگاه انصراف داده و با وجود اصرارهای من برای سربازی اقدام نکرد و در مغازه جوشکاری پدرش مشغول به کار شد. از لحاظ اقتصادی اصلا من را در جریان زندگی نمی گذارد و حتی اجازه خرید به من نمی دهد و اصلا به من پول نمی دهد. از طرفی رفتارهای کاملا متعصبانه و بچه گانه نشان می دهد حتی وقتی اشتباه می کند خودش قهر می کند و من فهمیدم ایشان اصلا منطقی نیست و بدتر اینکه تکیه گاهی برای من نیست. قوی نیست و با هر چیز کوچک آرزوی مرگ می‌کند. من واقعا بعد از گذشت تقریبا 4سال از زندگی و این یکسال هم خانه شدن خسته شدم. آنقدر متعصبانه و خودخواهانه برخورد می کند که من می ترسم کوچک ترین نیاز عاطفی ام را بگویم. من متاسفانه به طلاق فکر میکنم و اصلا نمی توانم تصمیم درست بگیرم. لطفا منو راهنمایی کنید. علاقه ام به ایشان خیلی کمتر شده و نمی دانم چکار کنم. ممنون از زحمات شما.

ناشناس گفته:

سلام دوست عزیز
متأسفم ک با وجود این همه دعوا و کشمکش در دوران نامزدی باز هم نتونستید تصمیم درست بگیرید..
بهتون توصیه میکنم فعلا ب هیچ عنوان بچه دار نشید و بدون هر گونه ترسی مشکلات و انتظاراتتون رو با همسرتون در میون بذارید.
هیچ کس ب شما طلاق رو پیشنهاد نمیکنه ولی این شما هستید ک بهتر از هر کسی شرایطتون رو میدونید.پس خودتون باید در این مورد تصمیم قاطع بگیرید.

وابستگی شوهر به خانواده

وابستگی شوهر به خانواده یکی از مهم ترین دغدغه های مهم این روزها در زندگی مشترک افراد است.

بعضی از مردان هنوز هم پس از ازدواج وابسته به خانواده هایشان هستند.

و این مشکلات برای عروس های تازه به خانه بخت رفته ایجاد می کند.

دکتر شیوا دولت آبادی، رئیس انجمن روانشناسی ایران.

توصیه های مهمی برای زنان دارد که وابسته به همسرانشان با خانواده هایشان هستند.

علل وابستگی همسر به خانواده 

  • وابستگی همسران به خانواده می تواند دو حالت داشته باشد.
  • در اولین مورد، فردی که به خانواده اش بستگی دارد.
  • تنها در موارد خاص به خانه   می رود تا مشکلات و اختلافات را حل کند.
  • و بر تصمیم ها و اظهارات خود عمل کند.
  • اما در مورد دوم، خانواده برای حکم سایه ای برای فرد .
  • و خانواده در زندگی جدید خود حضور دارند نقش مهمی داشته باشند.
  • خانواده اش نیز در تمام تصمیماتی که قرار است گرفته شود حضور دارد.
  • پس از جدا شدن از خانواده اش و تشکیل یک زندگی جدید.
  • او نمی تواند به طور ذهنی و احساسی والدین خود را از خود جدا ببیند.
  • خانواده ها به این وابستگی های بیش از حد اجازه می دهند.
  • تا در کوچک ترین مسائل دختر یا پسر خود دخالت کنند.
  • اغلب دومین مشکل ساز است.
  • در خانواده های امروز، عملکرد همسران با گذشته متفاوت است.
  • زنان نه تنها مسئول کار در منزل و پرورش کودکان هستند .
  • و مردان فقط مدیر امور خارج از خانه نیستند.

وابستگی شوهر به خانواده

نقش زنان در خانواده

زنان نیز در کار در خانه نقش دارند و همچنین مردان مسئولیت های خانه را بر عهده می گیرند.

یکی از نمونه هایی که در ابتدای مقاله ذکر شد این است.

که تفاوت میان زندگی مدرن و سنتی می تواند مشکل ساز باشد.

در غیر این صورت، اگر یک فرد وابسته به خانواده اش به اندازه ای باشد.

که قادر به حمایت از فکری و کار باشد، مشکلی نخواهد بود.

اما اگر این وابستگی منجر به الگوهای سنتی خانواده اش در زندگی مدرن شود.

برای مثال، او مایل نباشد که در خانه کار کند.

برای کمک به همسرش، برای خانواده جدید، بدون شک، پیچیده خواهد بود.

در شرایطی که امروزه شرایط تغییر کرده است، اگر این وابستگی باعث می شود .

که خانواده تجربیات گذشته خود را در وضعیت فعلی تحمیل کند، در نهایت خانواده ی تازه متولد خواهد شد.

گاهی اوقات وجود بزرگسالان، به جای همجوشی،  سبب اختلاف نظر میان زوج های جوان می شود.

اختلاف زوج های جوان

تجربه ی قدردانی اغلب پیام های ارزشمندی را می رساند.

اما ما باید توجه داشته باشیم که در زندگی روزمره .

ما باید به کسب اطلاعاتی برای پیشرفت زندگی دست یابیم.

  • اگر وابستگی زیادی به خانواده وجود داشته باشد.
  • اگر همسر شما وابستگی زیادی به خانواده شما داشته باشد.
  • می توانید از روش های زیر برای کاهش این وابستگی استفاده کنید.
  • همسر خود را آگاه کنید که دخالت خانواده شما.
  • موجب اختلاف و فاصله بین شما شده است.
  • به آرامی صحبت کنید و با احترام، شما یک زن و شوهر هستید.
  • سپس او را متقاعد کنید؛ به او بگویید.
  • والدین شما توصیه های خوبی می کنند .
  • و شما می توانید آنها را به کار گیرید.
  • اما شما باید تصمیم گیری نهایی را با یکدیگر انجام دهید.
  • در مکالمه با همسر خود نباشید.
  • مراجعه به مواردی که از لحاظ تجربی صورت گرفته است.
  • و در مورد موجودات ذکر شده است.

نمونه ای از آن که از توصیه های خانواده اش ناراحت و ازرده شده اید را به او بگوئید.

و اگر او با خانواده اش مشکل نداشته باشد، چنین مشکلی رخ نخواهد داد.

او را سرزنش نکنید و تنها به کارهای او بگویید.

حل مشکل وابستگی همسر

ارتباط نزدیکی با همسرتان داشته باشید .

تا او شما را محرم در نظر قرار دهد و با شما صمیمی تر شود.

با او صحبت کنید تا او تشویق شود که درباره شما صحبت کند .

اگر شوهرتان نتیجه گیری کند که وابستگی بیش از حد به زندگی شما مشکل ساز است.

و شما می خواهید رفتار خود را مرور کنید، ابتدا باید به درک اولیه رسیده باشید.

فهمیدن در حرف و سپس در عمل با موارد کوچک شروع کنید.

و استقلال خود را به خانواده نشان دهید.

با استقلال خود، رابطه شما نیز تقویت خواهد شد.

در حقیقت، اکنون زمان اقدام است.

کلمات را که در حرف قرار داده اید، در عمل قرار دهید.

با احتیاط برنامه ریزی کنید به عنوان مثال:

  • هنگامی که یک عضو خانواده همسر شما در کار تان دخالت کرده است.
  • می گویند: “ما نیز در مورد آن فکر می کنیم”.

تقویت استقلال از خانواده

به همین ترتیب، خانواده اش را هم ناراحت نمی کند.

خانواده ها از شادی و رفاه شما شکایت نخواهند کرد.

در این حالت، عزت نفس، رشد و استقلال در شما.

و همسرتان نیز ایجاد و حفظ می شود.

فکر می کنید راه حل مشکل چیست؟

چگونه می توان به نظرات خانواده احترام گذاشت.

و زندگی را از دخالت و وابستگی نجات داد؟

برای اینکه وابستگی شوهر به خانواده را درمان نمایید.

و آن را گمتر کنید استفاده از روان شناسی .

و مشاوره می تواند بسیار کارآمد و مناسب باشد .

که با مراجعه به مشاوران روان شناسی می تواند.

بسیار مفید و موثر واقع گردد

دخالت و وابستگی دیگران 

  • لذا در صورتی که خانواده همسر شما به گونه ای هستند که احساس می کنید.
  • که شوهر شما به حد زیادی به خانواده اش وابسته است.
  • باید با مراجعه به دفاتر روان شناسی و مشاوره ما و با انجام مشاوره با مشاوران مجرب.
  • و ماهر مشکلات و دغدغه های خود را در این زمینه مهم رفع نمود.
  • و برای داشتن اینده ای بهتر قدم برداشته و بدون وابستگی به خانواده.
  • و در آرامش زندگی خود را همسر خود ادامه داده.
  • و احساس آرامش و اسایش ناشی از استقلال در زندگی را تجربه نمایید.

رفتار ازار دهنده همسر

تقریبا از وقتی که ازدواج کردیم میشه گف هرموقه ناراحتی و قهری بینمون بوده 90درصد سرهمین موضوع بوده..راستش منوهمسرم خیلی همو دوست داریم مادر همسرم فوت کردن چندسال قبل ازدواح ما. ایشون دوتا خواهر مجرد دارن یکی بزرگتر ازمن یکی کوچیکتر. همسرم خیلی ادم مهربونیه خیلی. مشکلی که دارم اینه همسرم جلوی خونوادش اونقدی که من توقع دارم بم توجه نمیکنه.اوایل که خیلی بدبود تامیرفتیم پیش خونوادش شرومیکرد بگوبخندباخواهراش و منو انگار نه انگار. خیلی تحقیرمیشدم. کلی دراینباره ناراحت میشدمو قهرو صحبت کردن تا اینکه الان خیلی خوب شده ولی بازم جلوی خونوادش خجالت میکشه به من توجه کنه.دوتا خواهراشم باهم خوبن و بلخره بحث عروس خواهرشوهری هم هس خیای موقه ها میفهمم کیف میکنن منوتحویل نمیگیره ولی درظاهر خوذشون خوب نشون میدن. شوهرمم از خواهراش حس میکنم هم حساب میبره هم اینکه چطور درموردش فکر کنن براش مهمه هم اینکه چون مامان ندارن نمیخاد فک کنن بعد ازدواج عوض شده و بفکرشون نیس.منم بهش میگم من نمیگم با اونانگونخندیاتوجه نکن میگم به قیمت دل شکستن من نباید اینارو بشون ثابت کنی من زنتم توجه به من ینی احترام گذاشتن و برعکس.تازه نمیگم به من بیشتر توجه کن که میدونم نمیتونه میگم انقد که بااونامیگی میخندی حواست به منم باشه بامیگه نه توفکرمیکنی یابضی موقا میگه اره راس میگی باشه ولی بازم میریم خیلی موقه هایادش میره..من حس میکنم کوچیک میشم جلوخواهراش اونام انگارعمدن جلوی من هی تحویلش میگیرن. خواهر کوچیکشم که 22سالشه انقدلوسش کردن هررفتارو حرفی دوست داره میزنه هیچی نمیگن ومبخندن…اصلا باورم نمیشه باهمسرم که 7.8سال ازش بزرگتره یجوری برخورد میکنه بصی موقه ها که انگارجاشون برعکسه دستورمیده دعوامیکنه ازاین زورم میاد که همسرمم انگارمیترسه ازش هیچی نمیگه بامیخنده یازود انجام میده..جدیدا هم یادگرفته تیکه میندازه غیرمسنقیم به در گفتم دیواربشنوه همه هم پشتشن و میخندن نمیدونم چطور باش رفتارکنم ؟؟؟من نمیخندم توقع دارم همسرم لاقل بخاطراحتراپ به من نخنده.ارزو به دل موندم بخاطر من لاقل یبار بخاطر بضی رفتارای بدی که بامن میکنن ناراحتی نشون بده خوذشو سرسنگین یکم باشه حتی به مدت. کم..ولی اصلا. میشه به همسرم بگم اگه خواهرش رفتار زشتی باهاش داشت سرسنگین باشه باهاش تا خواهرش متوجه بشه و تکرار نکنه؟.بضی موقاحس میکنم حتی جرات نداشنه باشه جلوشون یبار به دفاع از من جلوبیاد اگه حق بامن باشه..یچیزیم که هست اینه که من داداشم وقتی ازدواج کرد توخونه ما انقددورش میجرخید ونمیزاش کسی بش بگه بالاچشش ابرو و این چیزا وقتی اونم یادم میاد خیلی اصابم بهم میریزه که داداشم خیلی موقها بخاطر دروغای زنذاداشم انقدمنو دعوا وتحقیر کرد که ازشون متنفرشدم واز این طرفم همسرم برعکسه..غیرازاین ویژگیش بهترین همسردنیاس و خوشبختم.راستی جلوی دوستامون و فامیل ما اصلا اینجوری نیس وخیلی توجه میکنه واینجیزا که بضی موقامن خجالت میکشم ولی جلوخونواده خودش اینجوری نیس بهشم گفتم میگه نه بنظرم همه جا یجورم.

راهنما گفته:

جلب نظر شوهر
دوست عزیز شما میتونید از طریق محبت کردن به مادرش اول نظر ایشون رو جلب کنید و بعد ازاین طریق بطور غیر مستقیم روی شوهر اثرگذار باشید

برای اینکه بتوانید عشق و محبت یک مرد را برای همیشه برای خود داشته باشید مستلزم این است که شما هم از او عشق دریافت کنید. بسیاری از زنان تصور می کنند هر چه بیشتر به یک مرد توجه کنند و نیازهای کوچک و بزرگ او را برآورده کنند، بیشتر در دل او جای خواهند داشت. از آنجا که این کار را بیشتر جامعه زنان در دنیا انجام می دهند، زنان تصور می کنند این مسیر درست است و تخت‌گاز به سمت انتهایی که نمی دانند چیست می تازند. اما هر چه بیشتر در عمق این روش می روند، بیشتر آسیب‌پذیر می شوند و کمتر عشق دریافت می کنند.

مردها وقتی بیشتر از آنچه به شما می دهند از شما دریافت کنند، دلزده می شوند. خاموش می شوند و ممکن است روش رفتاری خود را تغییر دهند. هنگامی که یک مرد دایما با حجم زیادی توجه، نگرانی، کادو، علاقه، قربان‌صدقه، آماده بودن غذا و تمیز بودن خانه و …. مواجه می شود احساسش به شما عوض خواهد شد. او شما را همچون مادری می بیند که دایما مراقب فرزند خود است تا چیزی کم نداشته باشد. این همه توجه و زحمتی که شما می کشید هرگز به چشمش نخواهد آمد و نمی تواند برای آنها به شما عشق بیشتری بدهد.

مادر زن بد

مادر زن یکی از اعضای خانواده است که ممکن است ناخودآگاه مشکلاتی برای داماد و دخترش ایجاد کند.

بسیاری از دامادها با مشکل روابط والدین خود در زندگی مشترک مواجه هستند و نمی دانند چگونه آنها را مدیریت کنند .

ما ایرانیان معمولا مردمی هستیم که می گویند والدینشان معمولا عروس خود را دوست دارند.

مادر زن بد

مادر زن در فرهنگ ایران

  • دلیل اول ممکن است این باشد که هر مادر به دختر خود عشق می ورزد .
  • و فکر می کند در مورد شادی او را تامین می کند، بنابراین، معتقد است.
  • که پسرش می تواند آینده شادی و راحتی دخترش را تامین دهد.
  • پس او را مانند پسر خودش دوست دارد!
  • این درست است و تا کنون ممکن است مشکل نباشد.
  • اما دلیل دوم، درگیری با مادر زن بد است.
  • از آنجا که این دو شخصیت با دو جنس مخالف هستند.
  • جنس آنها را بهتر از رابطه مادر و عروس نمی کند.
  • خوب. این را می توان در جای خود برطرف کرد.
  • در اکثر توصیه های من، اکثر مردان به آن اعتراض کردند.
  • آنها گفتند که همسر من حتی بدون اجازه مادرش غذا نمی خورد.
  • و همه چیز که در خانه ما اتفاق می افتد بلافاصله مادر زن من خبر دار می شود.
  • متأسفانه اکثر این گفته ها نیز صحت دارند.
  • از آنجا که بسیاری از مادرانی را دیده ام که سعی دارند .
  • دخترانشان را به شدت وابسته به شرایط ذهنی خاص خود کنند.
  • آنها اجازه نمی دهند دخترانشان اشتباهات خود را انجام دهند و اعمالشان را اصلاح کنند.

تربیت دختران برای ازدواج

چنین پدر و مادری نیاز جدی برای خود می دانند که دخترشان نیاز به کمک و هدایت دارد.

در ضمن، بیشتر مادران ناخودآکاه نسبت به رابطه جدید دختران و همسرانشان حسادت می کنند.

زیرا آنها متوجه می شوند که دخترانی که برای سال ها از آنها اطاعت می کنند.

بلافاصله از مرد دیگری اطاعت می کنند و به شوهرش تکیه می کنند.

مادرانی که رابطه خوبی با شوهران خود ندارند.

که قبلا از دختران تازه متاهل شده خود دلسرد شده اند.

و اکنون در این وضعیت بوده اند، اکنون می بینند .

که دخترشان به دیگران تکیه کرده و تنها او را ترک کرده است.

پس ناخودآگاه احساس دلتنگی می کنند.

بنابراین، آنها در خانه شروع به آوردن عذرهای مختلف می کنند.

از سوی دیگر، داماد خانواده، که از این نقطه ضعف آگاه نیست.

این لحظات مکرر را به مثابه یک نوع آزار و دخالت می بیند.

عامل عدم شناخت زوجین 

در اینجا من به یک داماد محترم توصیه می کنم که هیچ مادری عمدا نمی خواهد.

زندگی دخترش را خراب کند و دخترش را محروم کند.

بیشتر تلاش ها و انگیزه های مادر به خدمت به روابط خوب بین زن جوان و مرد جوان است.

او می خواهد به شما در حل مشکلات کمک کند، بنابراین نقش سنتی مادر را نادیده نگیرید.

که همانا مداخله ای است برای کاهش تنش ها و زندگی بهتر.

مشکل دخالت های مادر زن بسیار مهم است. مادر زن ممکن است.

ناخودآگاه مشکلات خود را برای داماد و دخترش ایجاد کند.

خب، دعوا از مسیر درست حل مشکل متفاوت است .

و هر دو طرف باید بین این دو تفاوت قائل شوند.

گاهی اوقات همسر شما نیاز به صحبت کردن با کسی دارد .

و با کسی صحبت می کند که در مورد رویدادهای خوب بین شما و او اتفاق افتاده است.

این شخص، به غیر از مادر زن، نمی تواند کسی دیگری باشد، و بهتر است شخص دیگری نباشد.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

 مادر زن بد1

برخورد صحیح با مادر زن

  • اکنون که او یک شوهر برای دختر تان است .
  • و یک داماد برای شما، او نیاز به قدردانی از نوعی فداکاری از مادرش دارد.
  • پس بین او و مادر تفاوت قائل نشوید .
  • و مادر و دختر خود را از رفتن به مسیر معقول متوقف نکنید.
  • یادآوری به دختران جوانی که بسیار وابسته به مادرشان هستند:
  • شما باید هر چه زودتر وابستگی خود را به مادر خود کاهش دهید .
  • و سعی کنید ارتباط معناداری ایجاد کنید که نه مادر و نه شوهر همیشه داشته اند.
  • و بدانید مداخله بی مورد مادر همسر تان را اشفته خواهد کرد.
  • هنگامی که با زنان جوان در مورد این صحبت می کنم.
  • می گویند ما نمی خواهیم مادرمان در کار ما دخالت کند.
  • اما ما خجالت می کشیم که به طور مستقیم از آنها بخواهیم.
  • او چند سال است که ما را ناراحت کرده است و اکنون انتظار دارد.
  • که به حرف هایش گوش دهیم، بنابراین ما نمی توانیم .
  • چشم خود را بر روی آن بسته و به او بگویم.
  • که ما بهترین کار خود را انجام می دهیم و ما به شما نیاز نداریم.

جلب اعتماد مادر زن

در پاسخ به این خانم عزیز، اول از همه، شما تمام کارها را به خوبی نمی دانید.

و باید آنها را هدایت کنید؛ دوم، مداخله مستقیم از غیر مستقیم متفاوت است.

شما لازم نیست که هرکدام از کلمات و توصیه های مادرتان را به شوهر بگویید.

به طوری که ممکن است دخالت مادر خود را از یک طرف احساس کند و فکر کند که به او وابسته هستید.

از راهنمایی های مادرت استفاده کن تا آنچه را که نیاز دارید بگیری و فقط به موارد و کلمات مهم آن گوش کن.

  •   خانمی گفت: مادر من معتقد است که ما راحت زندگی نمی کنیم.
  • به طور مداوم می گویم بیایید به خانه ما برویم یا اصرار دارد که ما را ببرد.
  • و ما را به خانه برساند من می خواهم خودم را بسازم.
  • و شوهرم نیز همین طور و دوست داریم که در کنار هم به تنهایی غذا بخوریم و راحت باشیم.
  • در حالی که مادر من می گوید شما نمی توانید غذا درست کنید و مثل  بچه ها با ما رفتار می کند.

زمان مناسب برای رابطه جنسی موفق

زمان مناسب برای رابطه جنسی موفق
آمادگی دستگاه تناسلی هیچ ارتباطی به آمادگی روحی شما ندارد.دستگاه تناسلی شما بعد از مدتی استراحت و همچنین تغذیه مناسب آمادگی خود را برای فعالیت مجدد بدست می آورد ولی آمادگی روحی زمانی بدست می آید که حس شما درخواست کند.متاسفانه این مورد اصلاً رعایت نمی شود و زوجین به محض آمادگی در اعضای تناسلی و بدلیل فراهم بودن بستر مناسب دلیلی برای خودداری نمی بینند و رابطه را ایجاد میکنند.سپس براحتی بعد از مدتی دچار دلزدگی جنسی خواهند شد.
زیرا درست است که شما فیزیکی ارضا شده اید اما حس جنسی شما ارضاء روحی نمی شود و شما همچنان تشنه روحی هستید.حالا هی می خواهید روحتان را سیراب کنید و به محض آمادگی مجدد دوباره رابطه برقرار میکنید ولی میبینید که اوضاع خرابتر میشود.روابط جنسی سریعاً جذابیت خود را از دست داده و شما را به دالانی از افسردگی پرتاب میکند.

شما اشکال را از همسر خود میبینید و کم کم وی را فردی سربار،سرد، تکراری و خسته کننده می یابید.چون امکان بروز هم ندارید سر هیچ و پوچ کارتان به مشاجره میکشد.سرخوردگی از ازدواج به شما دست خواهد داد و در انتها زنها و مردها به خود حق می دهند که زیر آبی بروند!!چرا که همسرشان را عامل این مورد میدانند.آن دسته از زنها و مردها هم که پایبند ترند مجدداً شروع به خود ارضائی میکنند.این مورد قبل از ازدواج بدلیل کمبود رابطه جنسی اتفاق می افتد ولی بعد از ازدواج بدلیل عدم سیرابی روحی بوجود می آید.و فرد هم دلیلش را نمی داند.فرد خود را مریض قلمداد کرده و فکر میکند که توان جنسی اش تحلیل رفته و با خود ارضائی سعی در بردن لذت جنسی میکند زیراکه فکر میکند دیگر همسرش قادر به ارضاء روحی و جنسی وی نیست.

بهترین عامل برای تازه نگهداشتن طراوت جنسی این است که زمان را به عشق واگذار کنیم. در صورتیکه بگذارید علاقه و عشق باعث کشش گردد روح شما سریعاً آماده میگردد.بدانیدکه برای ۲ نفر ، رابطه جنسی باید نهایت میزان ابراز علاقه به یکدیگر باشد و نه وظیفه زناشویی و یا عامل ارضاء جسمی.شما باید برای پالایش روح و عشقتان از رابطه جنسی استفاده کنید و نه برای خلاص شدن از یک حالت فیزیکی.رابطه جنسی یک ابزار قدرتمند در خدمت روح برای ابراز علاقه میباشد نه یک وسیله برای ایجاد زنگ تفریح…پس بگذارید که کشش عشقی شما را وادار به ایجاد رابطه کند و نه فشار جسمی…در اینصورت در هیچ مقطعی همسرتان برای شما تکراری نخواهد شد و شما همیشه در یک آرامش روحی قرار خواهید داشت…
اما نکته مهمتر: برخی مواقع فشارها و مشکلات زندگی در خارج از خانه (چه برای زن و یا مرد)آنها را نیازمند یک رابطه عاطفی با جنس مخالف می کند. در این هنگام نوازش، لامسه، بوسه و… بسیار مناسب است.