مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

اولین بار است که یک مشاور را ملاقات می کنید

این اولین بار است که یک مشاور را ملاقات می کنم (هر آنچه در جلسه اول مشاوره در انتظار شماست)

مشاور : به هر قصد و نیتی به مراکز مشاوره ای مراجعه کرده باشید، دانستن این نکته که قرار است در جلسه اول انتظار چه چیزی را داشته باشید، برای شما احساس امنیت بیشتری ایجاد خواهد کرد. ما در اینجا قصد داریم به شما اطلاعات کافی در ارتباط با روند جلسه اول در اطاق مشاوره بدهیم، پس با ما همراه باشید.

در ابتدا باید بدانید، در جلسه اول مشاوره، مشاور به طور معمول سؤالات مشخصی در مورد شما و زندگیتان خواهد پرسید. این اطلاعات به او کمک می کند به یک ارزیابی اولیه از موقعیت شما دست یابد. سؤال هایی که از شما پرسیده می شود شامل:

چرا به مشاوره رجوع کرده اید.

احتمالاً یک مسئله خاص شما را به گرفتن مشاوره مایل کرده است. مشاور باید مشکلات سطحی شما را قبل از این که بتواند به مسائل عمیق تر برسد، تشخیص دهد.

پیشینه شما و موقعیت در حال حاضرتان.

درمانگر، یکسری سؤالات درباره زندگی شما خواهد پرسید، به عنوان مثال: به دلیل این که خانواده تان نقش مهمی درباره این که شما چه کسی هستید بازی می کند، سؤالاتی در ارتباط با اعضای خانواده تان و ارتباطشان با یکدیگر و شما پرسیده می شد. همچنین یک درمانگر به بررسی آسیب های احتمالی دوران کودکی و نوجوانی، شناخت دیدگاه های شما نسبت به مذهب و اعتقادات و باورهای اجتماعی تان و کسب اطلاعات درباره دوستان صمیمی، درباره روابط عاطفی، موقعیت شغلی و تحصیلی شما و حتی بررسی تفریحات و سبک زندگی تان می پردازد.

چند پیشنهاد مهم

  1. لطفاً فقط آنجا روی مبل لم ندهید.

درمان یک تلاش گروهی است. اگر شما در جلسه درمانی فعال نباشید، مشاوره شما ارزشمند و مفید نخواهد بود. با درمانگر خود همراهی کنید و در بحث ها اشتراک داشته باشید.

  1. دروغ گفتن ممنوع!

درمانگرها آموزش دیده اند تا سؤالات درست بپرسند اما باور کنید آنها ذهن خوانی بلد نیستند. اگر می خواهید درمانگرتان درست و به موقع شما را کمک کند، اطلاعات صحیح در اختیارش قرار دهید.

  1. آماده باشید.

قبل از این که به جلسه درمانی بروید، بدانید که چگونه می خواهید مشکلات و احساساتتان را توضیح دهید.

یک راه برای آماده بودن این است که دلایلتان را برای رفتن به مشاوره روی کاغذ بنویسید، مشکلاتتان را لیست کنید و برای آنها مثال هایی از قبل آماده داشته باشید چرا که مثال ها بهترین راه برای بیان منظور شما به مشاورتان است.

[همسرم به من بی توجه است، به طور مثال وقتی بیمار می شوم از من مراقبت نمی  کند]
  1. سوال بپرسید.

هر چه بیشتر بفهمید که مشاورتان چه برنامه ای در ذهن دارد، احساس راحتی بیشتری می کنید. درباره پروسه درمان سؤال کنید و اگر چیزی را متوجه نشدید، از او بخواهید تا مجدداً برایتان توضیح دهد.

  1. در مورد احساساتتان صادق و رو راست باشید.

چیزهای زیادی در طول جلسه درمان از ذهن شما می گذرد. به عکس العمل و احساسات خود گوش کنید و آنها را با درمانگرتان در میان بگذارید.

سخن آخر

مشاوره یا درمان یک راه حل سریع برای حل مشکلات شما نیست، مشاوره یک روند منطقی و علمی است. شما می توانید با کمک مشاورتان راه های منطقی برای حل معضلات شخصی خود پیدا کنید. روابط تان با دیگران را اصلاح کنید و از زندگی خود لذت ببرید. درمانگر شما برای پیمودن این راه به تلاش، صداقت و همراهی شما نیاز دارد. زندگی آرام حق شماست.

بدگمانی نسبت به همسر

بدگمانی نسبت به همسر

  • مسئله شک داشتن در زندگی تمام انسان‌ها موجود می باشد.
  • ولی گاهی می‌تواند دردسر ایجاد کند و زندگی زناشویی را خراب کند.
  • و باید با آن برخورد جدی داشت.بدگمانی نسبت به همسر

بدگمانی در زندگی مشترک

دو مسئله پر اهمیت در هر رابطه ای مخصوصاً در زندگی مشترک موجود می باشد.

که آن اعتماد و احترام می باشد .بدگمانی نسبت به همسر

هر کدام از این دو مورد اگر صدمه ببیند.

امکان دارد رابطه را از میان بردارد.

در واقع این دو  مورد خط  قرمزهای می باشند.

که هیچ وقت نباید از آن به عبور کردن پرداخت.

لحظه ای که در رابطه‌ای بی اعتمادی ایجاد شود .

رابطه به سوی ویرانی خواهند رفت.بدگمانی نسبت به همسر

از بین رفتن اعتماد به همسر

شک کردن به همسر از آن مسئله هایی می باشد.

که می تواند هم احترام و همینطور اعتماد را در زندگی زناشویی از میان بردارد.

و به ندرت پناهگاه امنیت خانه و زندگی مشترک را به جهنم تبدیل خواهد کرد.

هر کدام از ما در زندگی خود حداقل یک بار شک کردن را به تجربه کردن پرداختیم .

اما شک کردن در هیچ کجای زندگی مشترک نمی‌تواند مخرب محسوب شود.

بدگمانی نسبت به همسر1

از بین رفتن عشق به همسر 

  • شک کردن به همسر عشق را از بین می برد.
  • هنگامی که آدم ها به یکدیگر علاقه دارند.
  • و عشق می ورزند.
  • و به یکدیگر اطمینان و اعتماد دارند .
  • ولی از لحظه ای که شک کردن به همسر و نبود.
  • اعتماد و مدیریت در رابطه ایجاد می شود .
  • و به ندرت عشق میان زوجین از بین خواهد رفت.
  • و دو طرف از یکدیگر دور خواهند شد.
  • البته اگر از شک کردن و مدیریت یکدیگر دست بردارند.
  • دوباره می توانند به یکدیگر نزدیک شوند .
  • به دلیل اینکه هیچ وقت عشق با وجود نیت های منفی.
  • نبود اعتماد نمی تواند در یک جا قرار گیرد.بدگمانی نسبت به همسر

متاسفانه وجود ترس و نگرانی در صحبت های بیشتر آدم ها مشاهده می کنیم.

این روزها هنگامی که با آدم ها صحبت می کنیم.

مشاهده می کنیم که ترس و همینطور نگرانی.بدگمانی نسبت به همسر

پشت بیشتر صحبت ها و برخوردهای آنها موجود می باشد.

  • اشخاصی که به شک کردن به همسر خود می پردازند.
  • نباید در دنیای بیرون به دنبال راه حل بگردند بلکه باید از خودشان شروع کنند.

مخالفت با ادامه تحصیل و کار در خارج منزل

  • سلام
    بنده دختری 27 ساله هستم که دوست دارم ازدواج کنم و خواستگارهای زیاد با شرایط خوب و حتی عالی دارم ولی با ادامه تحصیل و شاغل بودن بنده مخالف هستند و این موضوع برای بنده تعریف نشده است و از طرفی میترسم سن بره بالا و ازدواج نکرده باشم جال با این شرایط به نظرتون به چه صورت عمل کنم؟
     
     
  • Top | #2
     
     
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدیس نمایش پست ها
    سلام
    بنده دختری 27 ساله هستم که دوست دارم ازدواج کنم و خواستگارهای زیاد با شرایط خوب و حتی عالی دارم ولی با ادامه تحصیل و شاغل بودن بنده مخالف هستند و این موضوع برای بنده تعریف نشده است و از طرفی میترسم سن بره بالا و ازدواج نکرده باشم جال با این شرایط به نظرتون به چه صورت عمل کنم؟
    دوست عزیز تماما" به خواست و نظر شما بستگی داره

    اینکه ازدواج برای شما مهمه و یا دست کشیدن از کار و تحصیل ؟

    از نظر سن هم خیلی از افراد هستند که سن براشون مهم نیست چون هدفشون در زندگی مشخصه

    شما هم اگر تمایل به ازدواج دارید بهتره بتونید معیارهای خودتون رو روشن و یا تغییر بدید

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر قیطریه:
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    دفتر شریعتی:
    ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

اهدافتان را با این افراد درمیان نگذارید؛

اهدافتان را با این افراد درمیان نگذارید؛





گفته شده است که همان لحظه ای که هدفی را تعیین می کنیم، باید آن را به همه بگوییم تا ابزاری برای تضمین موفقیت باشد.
این تعهدی به تمام دنیاست که تضمین می کند تا ما برای رسیدن به آن هدف، حاضر باشیم فشار اضافه را تحمل کنیم.
ولی آیا این کار همیشه بهترین رویکرد است؟


این ها چند دسته از افرادی هستند که در هنگام مطرح کردن اهدافتان، باید حواستان به آن ها باشد:



1. افرادی که اهداف خودشان را دنبال نمی کنند؛

هر کسی سیستم اعتقادی مخصوص به خود را دارد که چه چیزی ممکن یا غیرممکن است، که با نحوه تربیت او در ارتباط است.
بسیاری از افراد هستند که به شما پیشنهاد می دهند تا اهداف خود را به سطحی پایین تر بیاورید که با توجه به درک آن ها از ممکن بودن، به نظرشان امکان پذیر بیاید.
با این کار، ما به زندگی بر اساس قواعد مورد قبول اجتماع بسنده می کنیم به جای اینکه به دنبال نوآوری ها، کسب و کارها و رفتارهایی باشیم که می تواند تمام جامعه را از وضع کنونی بهبود دهد.

کسی که اهداف خودش را دنبال نمی کند ممکن است به شما پیشنهاد دهد که نیازی به تغییر کردن ندارید.
این خواسته خودخواهانه فردی است که می خواهد با پایین نگه داشتن شما، احساس برابری کند.
این موضوع بسیار زیان آور است، چرا که باعث می شود شما به جای تلاش کردن، به وضع فعلی بسنده کنید.
در این حالت، باورهای آن ها هرگز به چالش کشیده نمی شود و اهداف شما هرگز برآورده نمی شود.

حتی بدتر از آن، فردی است که به طور کلامی با تلاش شما موافقت می کند، ولی به صورت غیر کلامی مخالفت می کند.
گفته شده است که ما 93 درصد به طور غیر کلامی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم.
از طریق نورون های آینه ای، مغزهای ما حداقل به صورت غیر هوشیارانه می توانند هر چیزی که گفته نمی شود را متوجه شوند.
کسی که به صورت کلامی با شما موافقت می کند ولی به صورت غیر کلامی به شما تردید دارد، باعث خواهد شد که شما خودتان را زیر سؤال ببرید.

وقتی که به هدف خود فکر می کنید احساس تردید می کنید، و این ممکن است پیشرفت شما را خدشه دار کند حتی پیش از اینکه شروع شود.
وقتی که اهداف ما هنوز در حال توسعه هستند، باید مطمئن شویم که در کنار افرادی قرار نداریم که در ناباوری و بی اعتقادی زندگی می کنند.


راهکار: اهداف خود را با کسانی در میان بگذارید که قبلاً در آن زمینه از زندگی خود به موفقیت دست یافته اند، یا کسانی که در حال حاضر در تلاش برای رسیدن به موفقیت در زندگی خود هستند.
آن ها سیستم هایی اعتقادی دارند که شکاک ها و کسانی که فکر کوچکی دارند از آن بهره مند نیستند.
این ها معدود افرادی هستند که وقتی شما به خودتان تردید پیدا کنید، با شما مخالفت خواهند کرد.
کسانی که با باورهای محدود کننده شما مبارزه خواهند کرد و شما را به استاندارد بالاتری از زندگی سوق خواهند داد.



2. افرادی که به جای تعهد و سرسپردگی شما، هدفتان را تحسین می کنند ؛

از آنجایی که ما مخلوقاتی اجتماعی هستیم، اغلب می خواهیم که به وسیله افرادی که نزدیک خود نگه می داریم پذیرفته شویم. دوستان و خانواده های خوش نیت ما سعی می کنند با تحسین اهدافی که تعیین می کنیم، عزت نفس ما را تقویت کنند.
ولی این کار بی فایده است چرا که به جای اقدام ما، نیت مان را مورد تأیید قرار می دهد.
روانشناسان ثابت کرده اند که تحسین کردن فرایند به جای عملکرد، برای عزت نفس و دستیابی به هدف سودمندتر است.
عمل مشخص کردن هدف و دنبال کردن راهی برای رسیدن به عظمت، آزاردهنده است.
اگر اطرافیانمان فقط برای تعیین کردن هدف ما را تحسین کنند و این کار مایه تسلی ما شود، شاید هرگز پیگیری لازم برای دستیابی به آن هدف را پیدا نکنیم. مجدداً به کُنج راحتی خود بر می گردیم به جای اینکه سوار هواپیمای موفقیت شویم.

راهکار: یادتان باشد که هدف تعیین کردن شما را از بقیه جدا نمی کند.
باید مراقب حس آسایشی باشیم که تحسین توسط دیگران می تواند به وجود بیارد.
اگر هدف های خود را با کسانی که دوستشان دارید در میان بگذارید، به خودتان یادآوری کنید که هنوز راه درازی تا رسیدن به موفقیت دارید و پیگیری راه همیشه حس بهتری نسبت به تأیید شدن توسط دیگران دارد.
اگر کسی به شما بابت هدف تعیین کردن تبریک بگوید، آن تبریک را در ذهن خود به گونه ای جای دهید که انگار بابت تعهد و تلاشتان برای دستیابی به آن هدف به شما تبریک می گویند.



3. افرادی که همیشه انتقاد می کنند ؛

انتقاد لزوماً سمی نیست، ولی این شخصی نیست که شما وقتی هدفتان تازه در مراحل اولیه است، بخواهید با او صحبت کنید.

شاید شما تمام اعتماد به نفس موجود در جهان را داشته باشید، ولی هنوز هم باید در نظر بگیرید که چشم اندازتان تازه در ابتدای راه است و باید مورد محافظت قرار بگیرد.
در این مرحله، حرکت لحظه ای دارای اهمیت بسیار زیاد است.
اغلب اوقات، فرد منتقد نیت خوبی دارد؛ او نمی خواهد ببیند که شما وارد مسیر اشتباهی شوید.
ولی ممکن است توصیه او را به سادگی با کمال گرایی اشتباه بگیریم.
وقتی نظر این افراد در مراحل اولیه فرایند بیان شود، تنها باعث می شود که سفر ما به تعویق بیفتد یا اینکه مسیرمان به سمت موفقیت به کلی متوقف شود.


راهکار: این افراد ذهنیتی دارند که می تواند برای ویرایش دستنوشته های ما، بررسی محصولاتمان و قوی کردن مجموعه مهارت هایمان بسیار مفید باشد.
مهم است که این افراد را در حلقه ارتباطی خود حفظ کنیم، ولی تنها وقتی می توانیم اهدافمان را با آن ها در میان بگذاریم که به نتایج قابل قبولی رسیده باشیم.
در آن نقطه، می توانیم از منتقدان درخواست فیدبک کنیم. آن ها می توانند کیفیت تلاش ما را افزایش دهند

همسر کم حرف ...

سلام من همسرم خیلی کم حرفه چطور به آدمی زندگی کنم که اصلا حرف نمیزنه وقتی که داغون و بهم ریخته هستم شوهرم به جای حرف زدن سوالهای بی ربط میپرسه مثلا اینکه کفشات چطورن.دیگه خسته شدم چیکار کنم؟
1 پاسخ
پاسخ داده شده 26 Mar 2018 توسط مشاور
دوست عزیز قبل از اینکه با این فرد ازدواج کنید باید به این مساله فکر میکردید به قول ژاپنی های تنها راه خوشبختی انسان ازدواج با همصحبتی نیک است چون اعتقاد دارن در سنین کهولت فقط یک همصحبت خوبه که میتونه به درستی تمامی احساساتشون تهیج کنه به هر حال توصیه میشه از روشهای آموزش ارتباط موثر بین زوجین استفاده کنین یه سری مدرسین مشاوره ارتباط موثر هستند که این روش رو میتونن به شما مشاوره بدن تا بیشتر و بهتر به همدیگه به صورت کلامی در ارتباط باشین