مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

فوبیای سرطان

فوبیای سرطان

اگرچه در یک نگاه کلی ترس داشتن از بیماری را فوبیا می گویند.

اما در حقیقت داشتن ترس از بیماری سرطان فوبیا به حساب نمی‌آید.

ترس یا فوبیای سرطان

  • به دلیل اینکه در فوبیا همواره درد های روانی پنهان می باشد.
  • که در رابطه با سرطان موجود نمی باشد.
  • بیماری‌هایی که ترس از آن را فوبیا می گویند.
  • بیماری‌هایی می باشد که در نهایت خطری برای او ندارد .
  • و منجر به مرگ آنها نخواهد شد.

واکنش غیر معمول در سرطان

پس ترس داشتن از آنها یک واکنش غیر معمولی به حساب می‌آید .

که در اشخاص عادی موجود نمی باشد.

اما این موضوع در رابطه با بیماری سرطان دارای فرق می باشد .

به دلیل اینکه در سرطان مقدار مرگ و میر به صورت معمولی بالاتر می باشد.

علل ترس از سرطان

  • ترس داشتن از مبتلا شدن به این بیماری چندان دور از ذهن نمی باشد .
  • و یک ترس حقیقی  به حساب می آید.
  • فرق ترس از سرطان با فوبیا در این می باشد.

که شخص در دیگران و آشناهای خود که مبتلا شدن به این‌گونه بیماری را شاهده کرده اند.

در حقیقت هنگامی که پزشک از وجود داشتن سلولهای سرطانی در بدن او این خبر را می دهد .

بیمار به علت  به یاد آوردن تجربه هایی که در دیگران مشاهده کرده است.

که آنها روبه فوت رفته اند خود را جزو آن دسته از افراد می دانند.

فوبیای سرطان1

 طرز فکر منفی در سرطان

  • نکته دیگری که در این ترس از بیماری سرطان موجود می باشد .
  • نوع طرز فکر بیمار در رابطه با آن می‌باشد.
  • در حقیقت به دلیل اینکه ذهنیت قبلی.
  • و نوع طرز فکر این اشخاص به بیماری می باشد.
  • بیشتر تلاش می‌کند که جنبه‌های این بیماری را مشاهده کند .

 مبارزه کردن با سرطان

یعنی این اشخاص خود را درمانده تصور خواهند کرد .

و به عبارتی دیگر به وسیله طرز فکر منفی دارند .

موجب پیشرفت کردن بیماری و قوی‌ شدن سلول های سرطانی کمک خواهند کرد.

اولین گام در راه مقابله کردن و درمان بیماری مانند:

  • سرطان  کنار گذاشتن ترس .
  • ایجاد تحولات نوع طرز فکر .
  • گرفتن تصمیم صحیح در مقابله با بیماری می باشد.

برچسب ها: درمان سرطان ,درمان فوبیا ,روانشناسی فوبیا ,علائم سرطان ,علل ابتلاء به سرطان ,

راهنمایی جهت انتخاب درست

با سلام
مشاور عزیز, من برای انتخاب درست احتیاج ب کمک شما دارم,
خواستگاری دارم ک همسن خودم ۳۲ساله و کارمند بانک, من حسابدار شرکت هستم و ارتباط کاری ماباعث شناخت و اشنایی ما شد, ایشون مطلقه و دارای یک پسر ۲ساله ک حضانت دایم با مادر رو دارن و دوماه یکبار حق دیدار دارن, خانواده خوب و محترمی داره ولی خانواده من مخالف هستن و نظرشون اینه ک حرف و حدیث پشت سر من پیش میاد, و ممکنه فرزندش برگرده یا همسرش مشکلی برای من پیش بیاره,
من اخلاق و رفتار ایشون رو میپسندم اما توجیه کردن خانواده رو نمیدونم .خواهش راهنمایی بفرمایید.
Top | #2
تاریخ عضویت
Jun 2014
عنوان کاربر
مدیریت کل سایت
نوشته ها
1,605
پسندیده
40

مورد پسند
40
نقل قول نوشته اصلی توسط نیلو نمایش پست ها
با سلام
مشاور عزیز, من برای انتخاب درست احتیاج ب کمک شما دارم,
خواستگاری دارم ک همسن خودم ۳۲ساله و کارمند بانک, من حسابدار شرکت هستم و ارتباط کاری ماباعث شناخت و اشنایی ما شد, ایشون مطلقه و دارای یک پسر ۲ساله ک حضانت دایم با مادر رو دارن و دوماه یکبار حق دیدار دارن, خانواده خوب و محترمی داره ولی خانواده من مخالف هستن و نظرشون اینه ک حرف و حدیث پشت سر من پیش میاد, و ممکنه فرزندش برگرده یا همسرش مشکلی برای من پیش بیاره,
من اخلاق و رفتار ایشون رو میپسندم اما توجیه کردن خانواده رو نمیدونم .خواهش راهنمایی بفرمایید.
دوست عزیز اگر ایشون همسرش رو طلاق کامل داده میتونید در مورد ازدواج با ایشون فکر کنید

چون ممکنه در چنین مواردی فرد همسر اولش رو داشته باشه و به خاطر عدم تمکین همسر از دادگاه اجازه داشتن همسر دوم رو کسب کنه

بحث بعدی موضوع فرزندش هست که اگر حضانت با مادرش باشه مشکلی برای شما نیست ...برگه های احکام قضایی در این مورد کاملا" مشخص هست و

میتونید مشاهده اش کنید ... به هر حال ایشون شرایطش طوریه که فردی که میخواد باهاش زندگی کنه اونارو بپذیره

چون ممکنه در آینده اتفاقاتی بیفته که خارج از تصور شما باشه ولی کسی از فردای خودش خبر نداره ...

تمام این صحبت ها نوعی اینده نگری در مورد بروز مشکلات احتمالیه

همسرم دوستم ندارد

سلام من دختری هستم 22 ساله 2 ماهه نامزدم کردم کاملا سنتی اصلا اهل روابط با هیچ پسری هم نبودم . با توجه به اینکه تازه نامزد کردیم خیلی انتظارات ابراز علاقه از همسرم دارم همسرم بهم میگه دوست دارم ولی فقط لفظیه فکر میکنم من خودم واقعا بهش علاقه مند شدم و دوستش دارم. همسرم ازم دور کارش کلا تو یه شهر دیگست هر 15 روز یکبار چند روز میتونم ببینمش انتظار دارم از همسرم که زیاد باهام تماس بگیره و حالمو بپرسه و یا اینکه زیاد بهم پیام بده ولی همسرم خیلی کم زنگ میزنه و وقتی هم زنگ میزنه من واقعا دلم می خواد هی باهاش صحبت کنم ارامش میگیرم از صحبت کردن باهاش ولی اون شاید نزدیک یک ربع حرف بزنه همش یه چیز یو بهانه می کنه و قطع میکنه یا اینکه شبا کلا انلاینه ولی اخر شبا میاد سراغ من اونم در حد بیست دقیقه میگه خوابم میاد میره ولی من چکش کردم بعداز اون دوباره انلاین میشه تا دیر وقت ازش مطمئنم هیچ شکی بهش ندارم پسر مذهبی ایه اهل ارتباط با دختر نیست ولی موندم چرا من هیچ جاذبه ای براش ندارم با وجود اینکه اوایل اشناییمونم هست. البته کلمات محبت امیز زیاد استفاده میکنه زیاد قربون صدقم میره ولی با وجود این رفتاراش من حرفاشم باور نمی کنم . نمی دونم واقعا دوستم داره یا نه میشه کمکم کنیم. میشه یادم بدید که چطوری رفتار کنم که جذبش کنم؟ پاسخ داده شده 19 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (45,560 امتیاز)
ویرایش شده 20 Mar 2018 توسط دکتر روانشناس

با سلام
دوست عزیز فکر نمی کنید کمی حساس شدید ؟البته به شما حق میدم که به هر حال در شرایطی باشید که دلتون بخواد معاشرت بیشتر باشه ..بیشتر زمان بگذراند مخصوصا که خانم ها هم حساس تر هستند و طبیعیه که به این خاطر بیشتر دلشون بخواد که پیش همسرشون باشند منتهی این مساله رو هم در نظر بگیرید که به هر حال ایشون به خاطر شرایط کاری دور هستند ابراز محبت و وابستگی زیاد بعدا برای ایشون شرایط رو سخت می کنه و
تحمل اینکه بخوان به کارهاشون برسند طبیعتا کم میشه واصلا جنس ابراز علاقه در دو جنس کاملا متفاوته مردها کلا زمان کمتری برای صحبت تلفنی و سایر مسائل میگذران که باید دقت داشته باشید همینکه می فرمایید جملات محبت امیز به کار میربرند یعنی کاملا متوجه شما هستند علاقه دارند و قرار نیست این دوری ها باعث سو تفاهم و نگرانی شما و شک در علاقه ایشون بشه ضمن ایتکه اگر فردی تا مدتی انلاین بود به این معنی نیست که نخواسته با شما نرتبط باشه به هر حال کار دوستان دیگه همه این ها می تونه دلیلی باشه برای اینکه تایمش رو مدیریت می کنه برای اخصاص وقت به دیگران و شرایط کاری
به هر حال دوست عزیز اصلا نگران نباشید و مطمئن باشید که  اگر در این زمان بتوانید کمی صبر و تحملتون رو بالا ببرید و شرایط را مدیریت درستی داشته باشید و شما هم برای زمان های خودتون برتامه بچینید که کمتر ذهنتون درگیر کار و شرایطه دیگه بشه حتما می تونید موفق عمل کنید ..
امیدوارم همیشه خوشبخت باشید در این دوران دلتنگی ها و مسائل مربوطه کاملا عادی است و حای نگرانی وجوددندارد.

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

02188472864

موفق باشید

اصول درست صحبت کردن و گوش دادن به کودک

تا می توانید با کودک خود حرف بزنید و به او گوش کنید

همانطور که می دانیم کودکان بی نظیرند. در جهت شناختن کودک خود عمل کنید، و فراموش نکنید شناسایی آنچه کودک شما را عصبانی و برافروخته می کند می تواند به شما در پیشگیری از عصبانیت و ناراحتی قبل از حادث شدن شرایط بروز این حالات کمک کند.

صحبت کردن با کودک و گوش دادن به حرفهایش می تواند به آنها کمک کند تا به خوبی آنچه پیش می آید را درک کنند:

برای مطالعه بیشتر: صحبت با کودک و نوجوان در مورد اضطراب

  • زبان: سعی کنید از عبارات مثبت استفاده کنید. آنچه می خواهید کودک با خواست خودش انجام دهد را به او بگویید نه آنچه او باید انجام دهد. به جای گفتن “اینجوری شلوغ کاری نکن” سعی کنید بگویید “لطفاً اسباب بازی هایت را مرتب کن.”    این یک از نمونه فرزندپروری مثبت است.
  • تن صدای خود را تغییر دهید: تن صدای شما ابزار قدرتمندی است. گاهی اوقات تغییر تن صدا یا درجه صدا می تواند برای توقف وضعیت آشفته یا مبادرت کودک شما به انجام کاری که شما می خواهید کافی باشد. این کار می تواند به طور برابری برای کودکان بزرگتر هم کارآمد باشد. اگر واکنش یا صحبت کردن شما به طرز کاملاً متفاوتی با آنچه مورد انتظار کودک شماست تفاوت داشته باشد او ممکن است متعجب شود.
  • گوش دادن: کودک شما زبان جدید و نیازهایش را محک می زند بلکه شنیده شوند.کودک خود را به صحبت کردن با خود ترغیب کنید و درکنارش بنشینید؛ آنها با این کار راحت‌ تر خواهند توانست با شما صحبت کنند و به حرفهای شما گوش کنند به شرطی که خواسته های آنها را به تعویق نیندازید.
  • احساسات: به کودک خود کمک کنید بتواند از عباراتی برای استفاده کند که توصیف کننده حالی که دارد باشد، حتی اگر زمان می برد، مثلا احساس غم دارم، عصبانی هستم و ….
  • توضیح: اگر شما مجبورید نه بگویید با آوردن دلیل و راهکارهایی خوب، “نه” بگویید “الان سارا داره با عروسک بازی می کنه بیا با هم بگردیم عروسک دیگه ای برات پیدا کنیم “.
  • کودک خود را درگیر کنید: تا جایی که ممکن است با آنها در مورد قوانین و آنچه شما از آنها انتظار دارید صحبت کنید. “رو راست باشید”.
  • بحث: همانطور که کودکان شما بزرگتر می شوند قوانین وضع شده را با آنها در میان بگذارید.

به کودک خود بگویید که دوستش دارید و آن را با لبخند، نوازش کردن و بوسیدن به او نشان دهید. هنگام کج خلقی یا ناراحتی از رفتار کودک خود، به آنها بگویید. آنها باید بدانند این رفتاری که انجام می دهند مورد قبول شما نیست و نه خود کودک.

اختلال شخصیت دوری گزین

اختلال شخصیت دوری گزین یا اسکیزوئید با الگوهای طولانی مدت جدایی از روابط اجتماعی شناخته می شود.

نشانه های اختلال شخصیت دوری گزین

فرد با اختلال شخصیتی اسکیزوئید در بیان احساسات دچار مشکل است.

و یا خیلی کنترل شده احساساتش را بیان می کند، خصوصا زمانی که با دیگران ارتباط برقرار می کند.

فرد با این اختلال شخصیتی ممکن است میل به دوستی نزدیک نشان ندهد، و از روابط نزدیک با دیگران دوری کند.

آنها اغلب ترجیح می دهند تنهایی وقت بگذرانند به جای اینکه معاشرت کنند یا  در جمع افراد باشند.

در نگاه عامه، فرد با اختلال شخصیت اسکیزوئید احتمال دارد «گوشه گیر» معمولی تصور شود.

افراد با اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است در ابراز خشم مشکلات خاصی داشته باشند.

حتی در پاسخ به تحریک مستقیم، که باعث این تفکر می شود که آنها فاقد احساس هستند.

زندگی آنها گاهی بی هدف می شود و ممکن است نسبت به اهدافشان بی اراده باشند.

چنین افرادی معمولا نسبت به شرایط ناسازگار منفعلانه واکنش می دهند .

و در پاسخ مناسب به اتفاق های مهم زندگی دچار مشکل می شوند.

بخاطر فقدان تجربه های جنسی، افراد با این اختلال شخصیتی روابط دوستانه اندکی دارند.

به ندرت قرار ملاقات می گذراند، و معمولا ازدواج نمی کنند. استخدام یا عملکرد شغلی ممکن است تضعیف شود.

اما افراد با این اختلال ممکن است وقتی تحت شرایط انزوای اجتماعی کار می کنند عالی عمل کنند.

اختلال شخصیت  الگویی پایدار از تجربه ی درونی و رفتاری است که نسبت به هنجار های فرهنگ فرد انحراف پیدا می کند.

الگو در دو حیطه ی نامبرده یا بیشتر مشاهده می شود:

شناخت؛ خلق؛ عملکرد بین فردی؛ یا کنترل امیال. الگوی پایدار در گستره ی وسیعی از شرایط شخصی و اجتماعی انعطاف ناپذیرو فراگیر است.

این مسئله معمولا منجر به رنج و یا لطمه چشمگیری در عملکرد اجتماعی، شغل یا دیگر حیطه ها می شود.

این الگو ثابت و طولانی مدت است و شروع آن می تواند ریشه در کودکی یا بلوغ داشته باشد.

نشانه های اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت اسکیزوئید:

الگوی گسیختگی از روابط اجتماعی و گستره ی محدودی از بیان احساسات در روابط بین فردی شناخته می شود.

از اوایل بزرگسالی آغاز می شود و در زمینه های متنوعی بروز داده می شود، که نشانه اش حداقل ۴ مورد از موارد زیر است:

  • نه به روابط نزدیک تمایل دارد و نه از آن لذت می برد، از جمله عضو خانواده بودن.
  • اغلب اوقات فعالیت های انفرادی را انتخاب می کند.
  • هیچ علاقه ای به تجربه های جنسی با فرد دیگر ندارد یا علاقه ی اندکی دارد.
  •  از هیچ فعالیتی لذت نمی برد یا فقط از فعالیت های اندکی لذت می برد.

بجز خانواده ی درجه یک فاقد دوستان صمیمی یا معتمد است.

نسبت به تحسین یا انتقاد دیگران بی تفاوت است.

بی عاطفگی، بی اعتنایی یا حالت عاطفی هموار از خود نشان می دهند.

به این دلیل که اختلالات شخصیتی طولانی و الگو های رفتار پایدار توصیف می شوند، آنها اغلب در بزرگسالی تشخیص داده می شوند.

غیر معمول است که در کودکی یا نوجوانی تشخیص داده شوند زیرا کودک یا نوجوان با رشد مداوم، تحت تاثیر تغییرات شخصی و بلوغ است.

با این وجود، اگر در نوجوانی یا کودکی تشخیص داده شود، ویژگی ها باید حداقل یک سال وجود داشته باشند.

اختلال شخصیتی اسکیزوئید در مردان نسبت به زنان متداول تر است.

مانند اغلب اختلالات شخصیتی، اختلال شخصیتی اسکیزوئید با افزایش سن کاهش خواهد یافت.

خیلی از افراد وقتی در ۴۵ یا ۵۰ سالگی به سر می برند اندکی از نشانه های افراطی را تجربه می کنند.

اختلال شخصیتی اسکیزوئید چگونه تشخیص داده می شود؟

اختلالات شخصیتی :توسط متخصص سلامت روان کارآمد شناخته می شود، همچون روانشناس یا روانپزشک.

پزشک خانواده و پزشکان عمومی قاعدتا آموزش ندیده اند یا آگاه نیستند که این نوع تشخیص های روانشناسی را انجام دهند.

بنابر این وقتی در ابتدا با پزشک خانواده در مورد این مسئله صحبت می کنید

آنها باید شما را برای تشخیص و درمان به متخصص سلامت روان ارجاع دهند.

هیچ آزمایشگاه، آزمایش خون یا ژنتیکی وجود ندارد که برای تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید مورد استفاده قرار گیرد.

خیلی افراد با اختلال شخصیت اسکیزوئید دنبال درمان نمی روند.

افراد با اختلالات شخصیتی، عموما تا وقتی که اختلال بر زندگی فرد تاثیر بگذارد به دنبال درمان نمی روند.

این اغلب وقتی اتفاق می افتد که نیرو های مقابله ی فرد توان رویارویی با استرس یا دیگر رویداد های زندگی را ندارد.

تشخیص اختلال شخصیتی توسط متخصص سلامت روان انجام می‌شود.

نشانه ها و تاریخچه ی زندگیتان را با آنچه در اینجا آمده مقایسه می کند.

آنها تعیین می کنند که نشانه های شما معیار های لازم برای تشخیص اختلال شخصیتی را دارند یا خیر.

دلایل اختلال شخصیتی اسکیزوئید

امروزه محققان نمی دانند چه چیز باعث اختلال شخصیتی اسکیزوئید می شود.

نظریه های بسیاری در مورد دلایل احتمالی اختلال شخصیت اسکیزوئید وجود دارند.

اغلب متخصصان بر ویژگی های  مدل علت و معلولی اجتماعی روانی، توافق کردند.

دلایل احتمالا مربوط به ویژگی های بیولوژیکی و ژنتیکی:

عوامل اجتماعی (همچون چگونگی تعامل فرد با خانواده و دوستان و دیگر کودکان در سنین پایین) و  عامل های روانشناسی

(شخصیت و خلق و خوی فرد، به وسیله ی محیطشان و مهارت های اکتسابی مقابله با استرس).

این نشان می دهد که هیچ نشانه ای به تنهایی عامل نیست، بلکه مجموعه و ماهیت به هم تنیده ی هر سه عامل مهم است.

اگر فردی این اختلال شخصیتی را داشته باشد، تحقیقات نشان می دهند که اندکی خطر افزایش «انتقال» این اختلال به فرزندانشان وجود دارد.

درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید

درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید معمولا شامل روان درمانی طولانی مدت با روانشناسی می باشد

که تجربه ی درمان چنین اختلال شخصیتی ای را دارد.

همچنین ممکن است دارو نیز برای کمک به نشانه های دردسر ساز و ناتوان کننده تجویز شود.