مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

خیانت یاوسواس فکری!!!

سلام.
آبان ماه عقدکردم وعاشقانه همسرمودوست دارم اماازاونجایی که همسرم خیلی اجتماعیه دخترای زیادی سعی دارن که خودشونونزدیک ایشون کنن.منم فوق العاده حساسم وخیلی وقت هااین حساسیته جفتمونوآزارمیده بااین حال سعی میکنم به روم نیارم ولی خب موفق نمیشم.
ازطرفی 1 ماه بعدازعقدمتوجه شدم همسرم دوران مجردی بادخترخاله ی یکی ازاقوام به نسبت نزدیک رابطه داشته وازاون موقع نسبت به رفت وآمدبااین خانواده دلسردشدم وهمش حس میکنم که هنوزم باهم رابطه دارن یااون خانوم فامیل آمارزندگی ماروبه دخترخالشون میده.چندشب پیش همسرم به دلیل شغلشون خونه ی اون فامیل موندن ووقتی به من گفتن منم ناخودآگاه چنان قشقرقی برپاکردم اون سرش ناپیدا.همسردلیلوپرسیدومتوجه ناراحتیم شدوکلی قسم وآیه خوردکه همه ی این هاتوهمه وبعدازعقدمون نه اون خانومودیدن ونه خواهنددید.البته بگم خودمنم هنوزاون خانوموندیدم امادخترخالشون که فامیل همسرمیشه هرازگاهی جلوی من اسم اون خانوموخواسته یاناخواسته میاره ومنم کلی اذیت میشم.
ازاون شبم رفتارهمسرم خیلی سردوبدترازهمیشه شده ومیگه ازاین به بعدهمینجوری رفتارمیکنه.
تروخداکمکم کنیدو1 راه حلی پیش پام بذاریدتازندگیم مثل قبل ،بلکه هم بهترشه.موندم دیگه چیکارکنم.(ازاونجایی که دوران عقدهستیم وهمسرم شغلشون آزاده هفته ای 1 بارهمومیبینیم؛به نظرتون کمترزنگ واس بدم تااون بیادسمتم یامثل قبل باشم؟؟؟)

توسط elimeli درازدواج · پاسخ 1493 روز 18 ساعت 40 دقیقه قبل

سوال: 1 پذیرفته شده: 0 ( 0% ) | امتیاز: 1

 

پاسخ (23)

1 vote

سلام دوست عزیز

برای این‌که عزیز همسرتان باشید

همیشه صادق باشید. صداقت شما هیچ وقت از یاد همسرتان نخواهد رفت و بی‌صداقتی نیز براحتی می‌تواند اعتماد همسرتان را از شما سلب کند و او را به شما بدبین کند و همین باعث از بین رفتن عزت شما شود.

بر اعصاب خود مسلط باشید. از کوره در نروید . موقع عصبانیت ممکن است متوجه رفتار و گفتار خود نباشید و حرفی بزنید که همسرتان را ناراحت کند و برنجد. شاید عصبانیت تان بعد از مدتی فروکش کند و شما آن را فراموش کنید، ولی همسرتان هیچ وقت حرف‌هایی را که شما در عصبانیت به او گفته‌اید از یاد نمی‌برد. افرادی که زود عصبانی می‌شوند، برای اطرافیانشان خسته‌کننده‌اند چون در پی هر گفتار و رفتاری باید منتظر عصبانیت شما باشند و این واقعا زجر آور است که کسی دائما از دست همه عصبانی باشد و با هر چیز کوچکی از کوره در رود.

نقاط مثبت را هم ببینید و بدبین نباشید. وقتی همیشه به ایرادهایی که همسرتان دارد فکر کنید، روز به روز بیشتر از او دور می‌شوید، اما اگر همیشه به نقاط مثبت او بیندیشید آن‌وقت هر روز بیشتر از دیروز برایتان عزیز می‌شود.

در رفتارتان با دیگران دقت کنید. به بزرگترها احترام بگذارید و با دوستانتان زیاده‌روی نکنید و در روابطتان حساسیت‌های همسرتان را در نظر داشته باشید و او را با یک رفتار نابه‌جا در جمع نرنجانید.
نشاط خود را حفظ کنید و همیشه خسته و افسرده نباشید. بعضی افراد همین که به همسر خود می‌رسند فکر می‌کنند باید ناله کنند و خسته باشند. شور و نشاط باعث می‌شود که همسرتان در کنار شما احساس شادی کند، اگر روزی در کنارش نباشید، جایتان خالی می‌باشد. اما اگر دائم ابراز افسردگی کنید، هر کسی در کنار شما احساس دلمردگی می‌کند.

هیچ‌گاه برای کارها و گذشت‌هایی که در زندگی کرده‌اید، سر همدیگر منت نگذارید. هر کاری کرده‌اید برای زندگی خودتان بوده و خودتان خواسته‌اید، پس بامنت آن را بی‌ارزش نکنید.

به همدیگر احترام بگذارید. خیلی اوقات از بین رفتن عزت همسران در دید همدیگر به خاطر از بین رفتن حریم‌ها بین آنهاست. سعی کنید همیشه ادب و احترام را در قبال هم رعایت کنید تا قبح توهین و بی‌احترامی بین شما از بین نرود و همیشه همدیگر را محترم بشمارید. این مورد شامل خانواده همسرتان هم می‌شود.

با هم به سفر بروید . از هیجان زندگی غافل نشوید و روزهای شادی را با هم بگذرانید.

هر زنی که می‌خواهد برای همسرش عزیز بماند، باید به برخی نکات اهمیت بدهد مثل این‌که، به ظاهر خود اهمیت بدهد و همیشه لباس مناسب بپوشد. تشخیص ظاهر مناسب برای هر مکان کار سختی نیست و شما می‌توانید با توجه به حساسیت‌ها و نظرات همسرتان در این مورد، آنها را پیدا کنید.

خوب آشپزی کنید. شاید بعضی از زن‌ها آشپزی را دوست نداشته باشند و آن را وظیفه خود ندانند، اما تقریبا بیشتر مردها از همسر خود انتظار دارند یک غذای خوب برای آنها تهیه کند.

خانه مرتب و آرام خانه‌ای است که یک مدیر خوب آن را اداره می‌کند.
خانه را مرتب و آرام نگه دارید. این به معنی کار کردن همیشگی شما در خانه نیست، بلکه صحبت از جو خانه است که ظاهر مرتب نیز به آرامش آن کمک می‌کند. خانه مرتب و آرام خانه‌ای است که یک مدیر خوب آن را اداره می‌کند. مثلا حواستان باشد که مایحتاج خانه تکمیل باشد، جو خانه را از تشنج به دور نگه دارید و فضای خانه را آرامش‌بخش بچینید.

به حرف همسر خود گوش دهید. کمتر با او سرسختانه مخالفت کنید. دقت کنید که منظور ما، فراموش کردن دیدگاه‌ها و نظرات خودتان نیست بلکه ابراز آنها به نحوی است که همسر شما فکر نکند شما حرف او را زیر پا گذاشته‌اید، مخالفت‌های یکباره، اکثر مردها را عصبانی می‌کند، در حالی که وقتی به حرف آنها گوش می‌دهید لذت می‌برند. در این مورد زیاده روی هم نکنید.

اگر در کارهای خانه از شوهرتان کمک می‌خواهید، کارهایی را که دوست دارد به او بدهید و تقسیم کار کنید. دستور ندهید و ایراد نگیرید. او را به کمک کردن تشویق کنید نه این که با رفتارتان او را از کمک کردن در خانه زده کنید

۹ نکته درباره “نه” گفتن به کودکتان

منضبط کردن یک کودک بسیار سخت است و چه بسا این کار دلش را هم بشکند. لابد شما می خواهید لبخند درخشانی بر چهره فرزندتان ببینید، نه اخم ناراحت کننده را، یا اشک چشم هایش را،  یا کج-خلقی از سر ترسش را. “نه” گفتن به طرز غلط می‌تواند به آسیب‌های دراز-مدت منجرشود،حال آنکه این کار به طرزی صحیح، موجب رضایت کودکتان شده و خیال شما را هم در دراز مدت راحت می کند. در اینجا تعدادی از این نکات موثر برای “نه” گفتن ذکر شده است:

یکبار کافیه!

باید در اولین “نه” گفتنتان مصمم باشید، طوریکه بی نیاز از تکرار کردنش باشید. حالت چهره ای جدی به خود بگیرید و علتش را به کودکتان بگویید که چرا نمی تواند آنچه را می خواهد داشته باشد. اگر اولین “نه”ی شما جواب نداد، رویکرد متفاوتی در پیش بگیرید، مثلا شیوه هایی پیدا کنید برای “بله” گفتن.

اشتباه بزرگی خواهید کرد اگرکه دلتان به رحم بیاید. اگر کودکتان یاد بگیرد که می تواند شما را برای “بله” گفتن به ستوه آورد، دائما حرفش را به کرسی خواهد نشاند.

توضیح:

“نه” گفتنِصرف کافی نیست. کودکان متوجه آن نمی شوند و احتمالا بدرفتاری خود را تکرار می کنند مگر اینکه شما به او توضیح هم دهید. موثرترین راهکار برای “نه” گفتن این است که دلایل منطقی که کودکتان بتواند آنها را بفهمد به او ارائه دهید.

“بله” می تواند به معنی “نه” باشد.

“نه” شنیدن زیاد برای پیشرفت زبانی بچه هاآسیب‌زننده است، و آنها را مستعد خشم می کند. کاملا ممکن است که درهمان حال که شما “بله” می گویید، معنی “نه” بدهد. برای مثال اگر کودک شمامقداری کیک بخواهد، می توانید در پاسخ بگویید: « “بله”  بعد از شام می تونی کیکت را داشته باشی.» اگر بچه ها موقع خرید، اسباب بازی جدید بخواهند بگویید: «بله می تونه هدیه شب کریسمست باشه.» بدین شیوه کودک شما این شانس را دارد که آنچه می خواهد در روز خاصی صاحبش شود و توافق کردن را هم یاد می گیرد.

9 نکته درباره

داد نزنید!

مجله ی رشد کودکمی نویسد: «[تاثیرات]داد زدن سر بچه درست به بدی تنبیه بدنی است، و باعث مشکلات رفتاری و ایجاد مسئله در رشد عاطفی آنها می شود.» داد کشیدن مدام سر بچه ها به-مراتب، عواقب سنگینتری نسبت به ساکت کردن موقتشان دارد. در مجله ی ازدواج و خانوادهیافته ها نشان داد که داد کشیدن می تواند موجب افسردگی و مشکلات عزت-نفس کودک شود. ازاینرو برقراری ارتباط در یک محیط آرام با رفتاری صمیمانه امری حیاتی است.

خواسته های مکررکودک غالباً کلافه کننده است. با سرگرم کردن بچه ها در گفتگویا شرکت در بازی آنها می توانید توجهشان را جلب کنید و اینگونه سریعا موضوع را عوض کنید و بدین صورت حواسش را به سمت چیزی مثبت جلب کنید.

به حریم خصوصی شان احترام بگزارید!

کودکتان را در مقابل دیگران خجالت زده نکنید. بلکه با اشاره، آنها را به محلی امن برده و صراحتا دلیل “نه” گفتنتان را برایش توضیح دهید. چنانچه در جمع به کودک خود بی-احترامی کنید خشمگین خواهد شد؛ مخصوصا چنانچه مورد تمسخر دیگران هم واقع شوند. به یاد داشته باشید اگر کودکتان را در جمع خجالت-زده کنید، آنها یاد خواهند گرفت که همان کار را با شما بکنند.

به وسیله ی یک جایگزین، نه بگویید!

پیشنهاد دادن جایگزین، کودکتان را متقاعد خواهد کرد که خواسته ی آنها را خوار نمی شمارید. برای مثال جمله ی«نه عزیزم تو نمی تونی اون آبنبات رو داشته باشی؛ بجاش می تونی صاحب یه سیب بشی» یک جایگزین پیشنهاد می دهد، و چه بسا برای توضیح دادن در مورد مزیت سلامتی در سیب نسبت به آبنبات، بابی بگشاید.

وعده ی دروغ ندهید!

والدین معمولا می گویند: «حالا نه، عزیزم.» اگر حالا نه پس کی؟

اگر خلف وعده کنید، کودکتان احتمالا در امر اعتماد ورزیدچار مشکل شود. زمان مشخصی را برای برآورده کردن آرزوی فرزندتان تعیین کنید. مثلا: «الان نه عزیزم، اون رو برای تولدت می خریم.»

 

بگذارید کودکتان انتخاب کند!

حق انتخاب به بچه ها حس قدرت می دهد و می فهمند نظراتشان باارزش است. اگر در تصمیم‌گیری‌ها شرکت داده شوند احساس نخواهند کرد که نادیده گرفته شده اند.

مثلا می توانید خواست کودک را برای داشتن شکلات به سمتی دیگر ببرید و از او بپرسید اگر بجایش میوه فراهم باشد ترجیحش چیست؛ وفواید سلامتی را هم بهش یادآوری کنید.

در انتخاب اقلامی مثل غلات صبحانه، بجای اینکه اجازه دهید کودکتان از هرچیزی انتخاب کند، تعدادی گزینه ی اندک برایش فراهم کنید و آنگاه تصمیم نهایی را به عهده خودش بگذارید. اجازه داشتن برای انتخاب هر چیز، می‌تواند منجر به انتخاب‌های بدی شود که مخالفت شما را در پی خواهد داشت. دراین صورت نظرات آنها دارای اهمیت بنظر نخواهد رسید.

با شریک زندگیتان، برخلاف هم عمل نکنید

اغلب اوقات یکی از والدین فقط برای اینکه ببیند فرزندش برای “بله” گرفتن به سراغ والد دیگر خواهد رفت، به او “نه” می گوید. این امر باعث مشاجره بین والدین شده و عادت دستکاری کردن را در کودک ایجاد می کند. شما و شریک زندگیتان بایستی در ارتباط باهم قرارداشته باشید: در این جور مواقع بسادگی می توانید از او بپرسید ببینید آیا در این مورد قبلا تصمیمی گرفته شده یا نه.

 

“نه” گفتن خیلی سخت است. می خواهید کودکتان خوشحال باشد؛ این کار خیلی ساده است، لااقل در همان لحظه‌ای که در گودال خواسته‌های آنها می افتید. ساده تر است که حتی سرشان داد بزنید!

به هرحال با نتایج منفی که درازمدت به بار می آورند، لازم است که برای یادگیری تان وقت صرف کنید تا بتوانید ارتباط آرام و موثری داشته باشید.

طلاق در نامزدی

با سلام و خسته نباشید…
من مرد ۳۲ ساله هستم و با همسرم ۹ ماهه نامزد شدیم اما به دلایل مختلف و بحث و دعوا و …
تصمیم گرفتم طلاق بدم و خواهشا شما فقط جواب سوالات بنده رو بدید ممنون میشم ؛ نکته اینه که من با همسرم ارتباط جنسی داشتیم اما ارتباط کامل نبوده و همچنین پرده بکارت همسرم توسط اشتباهی که خانم دکتر زنان انجام داده پاره شده ؛

سوال من اینه که : ۱) الان که من باعث پاره شدن پرده بکارت ایشون نشدم بازم کل مهریه رو باید بدم یا نه ؟؟؟ (( این در صورتی هستش که خانم دکتر که این اتفاق افتاد برای همسرم بهش گفته بود از ۱۰۰% پرده بکارت حول حوش ۲۰% توسط ارتباط با شوهرت قبلا اتفاق افتاد بود و بقیش با اشتباه من بوده…))

سوال ۲ ) من کار ثابت ندارم و توی خرید فروش ماشین هستم و حساب کنید جمعا ۲۰۰ میلیون تومن دارم این در صورتی هستش که ماهانه ۲,۵ میلیون تومن قسط میدم و میانگین ۴ میلیون از طریق ماشین درآمد دارم , مهریه من ۲۰۰ عدد سکه هست شما با تجربه خودتون میخوام ببینم دادگاه چطور تصمیم میگیره با تجربه شما که تو دادگاه دیدید؟؟؟
با تشکر و سپاس از راهنمایی شما بزرگوار…

1 پاسخ
پاسخ داده شده 21 می 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (47,800 امتیاز)
ویرایش شده 6 روز قبل توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست عزیز  توجه داشته باشید  که به هر حال اگر دادگاه در مورد رابطه کامل و این ها سوال کند فقط اون خانم دکتر می توانند گواهی بدهند که چگونه است ..
اگر ایشدن قبول کنند به پرده اسیب  وارد شده خب طبیعتا ..شما مهر یه را کامل ن می دهید ..ولی ایشون باید فرم به دادگاه بدهند که  مشکل رو ایشون ایجاد کردند ...ولی در غیر این صورت مساله گردن شماست و مهریه کامل است چون معایته انجام می دهند ..
و عموما مساله مهم این است که امروزه کسی رو به خاطر مهریه زندان نمی اندارنو منتهی ماهانه مبلغی را می دهد یا ماهانه به هر حال یک سکه این قوانین را باید حتما از وکیل سکال کنید
منتهی شما 9 ماه ازدواج کردید یعنی اونقدر شرایط غیر قابل تحمله که فکر می کنید باید طلاق گرفته شود
در هر صورت امیدوارم موفق باشید ولی بهتره کمی دقت کنید و سریع تصمیم نگیرید به هر حال هر د قطعا بر اساس دلبستگی و علاقه  ازدواج کردید و الا اجبار که مشخص است
اگر واقعا هنوز علاقه ای دارید بهتره مراجعه کنید و بدونید که به هر حال خیلی از موارد دعواها به خاطر لج و لجبازی است و مشکلاتی که وجود دارد و الا کاملا حل می شو و جای نگرانی وجود ندارد .یعنی داشتن تکنیک های مهارت زندگی له شما کمک می کند باز هر طور صلاح می دانید
امیدوارم موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

02122689558

موفق باشید

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

 

داشتن یک رابطه خوب، یک مهارت مهم فرزندپروری است. زمانی که ارتباط مثبتی بین والدین و فرزند برقرار باشد فرزندپروری لذت‌بخش تر هم خواهد بود. چه کودک نوپایی را پرورش دهید و چه یک نوجوان را، برقراری یک رابطه خوب، کلید ایجاد عزت نفس و همین‌طور احترام متقابل است.

اصول اساسی ارتباط خوب والد-کودک

  • بگذارید کودکتان بداند شما علاقه دارید هروقت که کودک نیاز داشت درگیرش شوید و کمکش خواهید کرد.
  • زمانی که کودکتان می خواهد با شما صحبت کند تلویزیون را خاموش کنید یا روزنامه را کنار بگذارید.
  • زمانیکه فرزندتان دارد چیز مهمی می گوید از حرف زدن پشت تلفن خودداری کنید.
  • گفتگویتان بین خودتان بماند مگر اینکه افراد دیگری بطورمشخص درگیر در موضوع باشند. بهترین ارتباط بین شما و فرزندتان زمانی صورت می گیرد که کسی دوروبرتان نباشد.
  • شرمنده کردن یا مورد خطاب قرار دادن کودکتان در جلوی جمع، فقط موجب بروز خشم و خصومت در او می شود، نه ارتباط خوب.
  • مثل برجی بالای سر کودک تان نایستید. طوری قرار بگیرید که هم-قد کودک شوید و آنگاه گفتگو کنید.
  • اگر از رفتار یا حادثه ای خیلی عصبانی هستید، تا زمانیکه آرامش خود را بدست نیاورده اید وارد مکالمه نشوید زیراتا قبل از آن نمی توانید حالت بی طرف داشته باشید. بهتر است مکث کنید، آرام بگیرید و بعدا با فرزندتان حرف بزنید.
  • چنانچه خیلی خسته باشید، زور زیادی می برد تا شنونده ی فعال باشید. شنونده ی واقعا فعال بودن کار دشواری است و زمانیکه ذهن و بدنتان خسته است بیشتر سخت می شود.
  • بادقت و همراه با ادب گوش دهید. وقتی کودک سعی دارد ماجرایش را بگوید حواسش را پرت نکنید. با کودکتان همچون بهترین دوست خود خوشرفتار باشید.
  • مشکل را زیادی بزرگ نکنید، همچون کسی که درحال کشف موضوعات جزئی از یک داستان است و هرگز به خود بچه اجازه نمی دهد که ادامه دهد. اینها والدینی اند که به حاشیه یک رویداد، بیشتر واکنش نشان می دهند در حالیکه صورت مسئله را فراموش می کنند، مثلا کودک شروع به گفتن آنچه رخ داده می کند و پدر یا مادر می گوید «برام مهم نیست که اونها دارن چیکارمی کنن، بهتربود تو خودت رو درگیر این چیزها نمی کردی.»
  • نپرسید چرا، بلکه بپرسید که چی شده.
  • اگر چیزی درباره وضعیت پیش آمده می دانید، با اطلاعاتی که دارید خیال کودکتان را راحت کنید.
  • از چشم یک بزرگسال حرف زدن (“وقتی حرفم تمام شد حرف می زنی”، “من میدونم چی برات بهتره”، “فقط چیزی که من میگم رو انجام بده تا مشکل حل شه”)، موعظه و نتیجه اخلاقی گرفتن را به حداقل برسانید چونکه این روشها برای ایجاد ارتباط مفید نیستند و دریچه ی ارتباطی را می بندند.
  • از کلمات یا عبارات سخیف ازقبیل “خفه شو”، “احمق”، “تنبل” استفاده نکنید: «احمق! اون اصلا معنی نمیده» یا «تو چی می فهمی، تو فقط یه الف بچه ای».
  • در برنامه ریزی بعضی مراحل خاص، کودک رابرای رسیدن به راه حل یاری کنید.
  • نشان بدهید که خود کودک موردقبول شماست، جدای از کرده و نکرده هایش.
  • کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران تقویت کنید. با پذیرش او، و تمجید از تلاشش در برقراری ارتباط، این کار را انجام دهید.

دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک

کلمات تشویق و تمجید

کودکان در سایه ی توجهات مثبت رشد می کنند. آنها نیاز دارند که بفهمند دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می شود. اکثر والدین بازخورد منفی دادن را ساده تر از بازخورد مثبت می دانند. با گزینش و کاربرد روزانه ی برخی از عبارات زیر با فرزندتان، درخواهید یافت که او توجه بیشتری به شما نشان خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا قدردان شما باشد.

بله    درسته   خوبه    خیلی خوبه    فوق العاده جالب    بحق که یک مردی

درسته    صحیح    شگفت انگیز    از روشی که بکار گرفتی خوشم اومد    ازت ممنونم (بهت افتخار میکنم)

خوبه    به به (لحن حیرت و تحسین)    وای پسر    خیلی قشنگه    کار خوبیه    عالی داری پیش میری

ارزوی موفقیت برات دارم  …..این راهشه

خیلی بهتر شده      اوکیه    داری بهتر انجامش میدی

ایده ی خیلی خوبیه    چه ایده ی هوشمندانه ای

خودشه  کار خوبیه    خوبه که خودت کنترلش می کنی

از روشی که در……… بکار گرفتی خوشم اومد

متوجه شدم که در ……… پرچمت بالاست

………..لذتبخشی باهات داشتم

تو توی……… …. بیشتر و بیشتر داری پیشرفت می کنی

موقع انجام… ……………….مسئولیت پذیری زیادی از خودت نشون دادی

راهتوبرو

ارزش راهی که میری رو می دونم

تو توش عالی هستی

تو بهترینی

یاداور خیلی خوبیه……    زیباست

از این کار تو (کار را نام ببرید) خوشم اومد

از اینکه بدون اینکه ازت خواسته بشه (یا یادآوری بشه) فلان… …..کارو کردی خوشم اومد

مطمئنا خوشحالم که تو پسر/دختر منی

به چیزی که حقت بود رسیدی

دوستت دارم

 

می توانیدبه آنها نشان دهید چه احساسی دارید، همانطوری که به زبان می آوردید:

با لبخند

با تأیید سر

با بخشی از شانه، سر، زانو

چشمک زدن

علامت یا ژستی بمعنای تأییدکردن

بزن قدش

گونه را لمس کنید

قلقلک بدهید بخندید (با کودک بخندید، نه به او)    به پشتش دست بکشید

در آغوش بگیرید

نکات نهایی:

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند، می آموزد که محکوم کند.

اگر کودکی با خصومت زندگی کند، می آموزد که ستیزه جو باشد.

اگر کودکی با تحقیر زندگی کند، می آموزد که شرمنده باشد.

اگر کودکی با ترس زندگی کند، می آموزد که مضطرب باشد.

اگر کودکی با احساس شرم زندگی کند، می آموزد که احساس گناهکار بودن کند.

اما

وقتی کودکی با سعه صدر زندگی کند، می آموزد که صبور باشد.

اگر کودکی با تشویق زندگی کند می آموزد به خود اطمینان داشته باشد.

اگر کودکی با پذیرش زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.

اگر کودکی در زندگی اش به رسمیت شناخته شود خواهد آموخت که هدف داشتن خوب است.

اگر کودکی با درستکاری زندگی کند، یاد می گیرد که حقیقت چیست.

اگر کودکی با انصاف زندگی کند عدالت را می آموزد.

اگر کودکی در امنیت زندگی کند، می آموزد به خود و اطرافیانش اعتماد ورزد.

اگر کودکی دوستانه زندگی کند می آموزد که جهان جای خوبی برای زندگی کردن و دوست داشتن و دوست داشته شدن است. 

اضطراب منتشر

اضطراب منتشر

  •  اضطراب فراگیر یا منتشر قبل از اضطراب روزانه در رابطه با مسئله های روزمره می باشد.
  • این گونه اضطراب  به مدت طولانی دوام پیدا خواهد کرد و  جزوه اضطراب های حاد می باشد.
  • و حتی امکان دارد که عامل استرسوری برای آغاز شدن آن موجود نباشد.

عامل اضطراب منتشر

به طور مثال عامل ترسناک و ایجاد کننده اضطراب نمی باشد که موجب این نوع اختلال شود. 

شخصی که به این اختلال دچار می باشد به طور دائم در حال ترس می باشد که مصیبتی ایجاد شود.

بیشترین نگرانی های بیش از اندازه در رابطه با سلامتی، پول ، خانواده و کار می باشد.

گاهی اوقات عامل این گونه نگرانی به عاملی بسیار ناچیز محسوب می شود.

تاثیر تفکرات بر اضطراب منتشر

  • تفکر کردن در رابطه با هر مسئله می‌تواند موجب برانگیخته شدن نگرانی ها  و اضطراب ها شود.
  • این اشخاص نمی‌توانند نگرانی‌های خود را کم کنند.

حتی اگر این را بدانند که این اضطراب علت به خصوصی ندارد و بدون منطق می باشد.

  • این اشخاص نمی‌توانند به آرامش برسند.
  • این اشخاص در خواب و هم در به خواب رفتن  و همینطور در ادامه خواب دارای مشکل می باشند.

اضطراب منتشر1

علائم جسمانی اضطراب منتشر

نگرانی آنها همراه با علائم جسمانی می باشد.

  • مخصوصاً  در کشش و تنش عضلات.
  • عرق کردن.
  • شکایت‌های جسمی متفاوت و متنوع .
  • مانند درد داشتن در سینه و شکم.
  • اسهال و یبوست و غیره.

برخی اوقات به این افراد  حالت تهوع دست می‌دهد.

گاهی حس می‌کنند که در گلوی آنها توده ای قرار دارد.

این اشخاص به سادگی نسبت به اشخاص دیگر وحشت زده می شوند .

ویژگی اختلال اضطراب منتشر

یعنی عامل کوچکی می تواند باعث وحشت زدگی در آنها بشود.

این اشخاص دارای احساس خستگی هستند.

به سختی می‌توانند به تمرکز کردن بردازند.

گاهی دارای افسردگی رنج آوری می‌شوند.

حالت افسردگی آنها موجب ایجاد شدن حس خستگی به طور مداوم و بدون اثر بودن آنها می شود.

معمولاً اختلال های همراه آن به صورت ملایم می باشد.

برخلاف دیگر اختلالات اضطرابی در این گونه اختلال اشخاص از شرایط های واقعی دوری نمی کنند.

برچسب ها: اختلال اضطراب منتشر ,اضطراب منتشر ,اضطراب منتشر فراگیر ,درمان اضطراب منتشر ,علائم اضطراب منتشر ,