مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

مرکز مشاوره ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

پرسش و پاسخ

با سلام خدمت شما دوست عزیز

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

02122354783

شاد باشید

چرا افسرده شده‌ایم؟

چرا افسرده شده‌ایم؟

چرا افسرده شده‌ایم؟

چرا افسرده شده‌ایم؟

مقاله پیش روی شما درباره افسردگی است، چیزی که بهش می‌گویند بیماری قرن و خیلی از ما نشانه‌هایش را داریم. حالا یا نمی‌دانیم یا انکارش می‌کنیم. شاید هم جو می‌گیرتمان و بزرگش می‌کنیم. دوست داشته باشیم یا نه، قبول کنیم یا نه، آمار افسردگی در ایران بالاتر رفته و این را خودمان هم می‌توانیم با یک نگاه کردن به دور و برمان بفهمیم. آمار هم تاییدش می‌کند. آخرین روزهای سال 89 خبری منتشر شد و یکی از مقامات اجتماعی تهران، اعلام می‌کرد که براساس یک نظرسنجی 34 درصد مردم علائم اختلالات روانی به خصوص اضطراب و افسردگی دارند که نسبت به سال 87، 12 درصد هم رشد داشته. آماری که می‌تواند نگران‌کننده باشد. می‌تواند ثابت کند که ما دیگر آن آدم‌های شاد و شنگول نیستیم و عبوس و عصبی شده‌ایم.

راه‌های مقابله با افسردگی

افسردگی همیشه آن قدر حاد نیست که کارمان را به دوا و دکتر بکشاند. گاهی وقت‌ها کارهایی ساده می‌تواند حالمان را عوض کند. این چند پیشنهاد حاصل عمری تجربه و ممارست ما در امر افسردگی غیرحاد است.

قدم بزنید: پا شوید بروید بیرون یک قدمی بزنید، نه که خوب شویدها! ولی لااقل کسی نیست به پر و پایتان بپیچد. البته اگر شانس ماست توی خیابان هم یکی پیدا می‌شود بپیچد به پرو پایمان. حالا بروید شاید شانس شما خوب بود. اگر حال بیرون رفتن ندارید، فقط دوست دارید یک گوشه‌ای بنشینید تا بمیرید (دور از جان!) و فکر خودکشی به سرتان زده، باید بستری شویدها! پس ولش کنید. همان بیرون رفتن که بهتر است. یک قدمی بزنید تمام شود برود. تحقیقات نشان داده حدود نیم ساعت قدم‌زدن در طول روز می‌تواند تا حدود زیادی در روحیه افراد تاثیر مثبت بگذارد. همین قدم‌زدن ساده که خیلی از ما به آن دقت نمی‌کنیم، باعث می‌شود تا روحیه‌مان به کلی عوض شده و به مرور زمان بسیاری از دردهایی که در مفاصل پا و حتی دستمان هست، از بین برود. به یاد داشته باشید که هنگام قدم‌زدن یک مقدار از حالت طبیعی تندتر بروید، به صورتی که کمی عرق بدنتان بیرون بیاید و تاثیر خوبی در روند حرکتی شما داشته باشد.

آهنگ گوش کنید: یک هندزفری بگذارید توی گوشتان، مسخره‌ترین آهنگی را که سراغ دارید پلی کنید. در عرض چند ثانیه اگر از این رو به آن رو نشدید، یک کمی بهتر که می‌شوید. در کل سعی کنید با انتخاب موسیقی مورد علاقه‌تان، خودتان را سرگرم کرده و به همین راحتی به خودتان آرامش دهید.

در جمع باشید: همه‌اش این نیست که یک گوشه غمبرک بزنید و توی خودتان باشید. بعضی افسرده‌ها دوره‌هایی از سرخوشی بی‌خودی دارند. یعنی می‌توانید یک موقع‌هایی هم الکی خوش باشید. تازه اگر افسرده خوبی باشید، خانواده برای این‌که حالتان را بهتر کنند، کلی این طرف و آن طرف می‌برندتان. حالش را ببرید و در کنار هم خوش باشید و روزگار را با شادی سپری کنید.

حرف بزنید: بالاخره یکی پیدا می‌شود به غرهایتان گوش کند و یک راه حلی جلوی پایتان بگذارد. حالا برندارید برای هر کس و ناکسی درددل کنید که راه را از چاه تشخیص ندهد، بعد بگویید ما گفتیم! یک آدم درست و حسابی پیدا کنید. پس حرف بزنید و حدالامکان سعی کنید کسی را پیدا کنید که کاملا به حرفتان گوش دهد.

بنویسید: هی نمی‌گید نمی‌گید جمع می‌شود توی دلتان قلمبه می‌زند بیرون. خب حالا که گفتنش سخت است و رودربایستی دارید با همه لااقل یک دفتری چیزی دست و پا کنید حرف‌هایتان را بنویسید. کلی سبک می‌شوید. این نیز یکی از کارهایی است که ثابت شده تا حدود زیادی از درون آدم را سبک می‌کند.

مثبت‌ فکر کنید: یک کوچه‌ای هست به نام علی چپ، گاهی هم سری به آنجا بزنید آب و هوایتان عوض می‌شود به خدا. این‌قدر به فکرهای بدتان پا ندهید و نگذارید فلجتان کنند. مثبت‌گرا باشید و مثبت بیندیشید و خود را از فکرهای بیهوده رها کنید.

خوراکی‌های آرامبخش بخورید: یک چای زعفرانی دم کنید و برسانید به بدن. ما شنیده‌ایم دم کرده گل گاوزبان و اسطوخدوس هم جواب می‌دهد. به بو و مزه‌اش چه کار دارید، سر بکشید یک دفعه!

بزنید به دل طبیعت: آنجا که هنوز آدم‌ها خرابش نکرده‌اند، کوه، دشت و از آنها بکرتر «کویر». حالتان جا می‌آید. بروید بعد که کلی خوش گذشت به جان ما دعا کنید.

کارهایی که دوست دارید بکنید: بلند شوید و طی یک اقدام دلیرانه کارهایی که ته ذهنتان همیشه دوست داشتید، اما جرئت و حوصله‌اش را نداشتید انجام دهید. به این فکر نکنید که نظر دیگران چیست یا در این‌باره چه فکر می‌کنند. توجه به خواسته دلتان کمی از کرختی درتان می‌آورد و بهتان انرژی می‌دهد.

تنوع بدهید: افسرده‌ها ناخواسته به پوشیدن رنگ‌های تیره و لباس‌های یکنواخت روی می‌آورند. یک تنوعی به سر و شکلتان بدهید. لباس نو خیلی حال آدم را جا می‌آورد. رنگ‌های گرم را انتخاب کنید. اگر دستتان فقط به رنگ سیاه می‌رود، خودمان بیاییم برایتان انتخاب کنیم!

منچ بزنید: یک نفر را در خانه پیدا کنید و بنشینید یک دست منچ بزنید. یکی از ساده‌ترین راه‌هایی که می‌توان از انزوا و تنهایی درآمد و روحیه را تا حدود زیادی با هیچ هزینه‌ای عوض کرد، بازی منچ است. هیچ می‌دانید این بازی به ظاهر ساده می‌تواند چقدر در افکار و روحیه شما تاثیر بگذارد؟

گزارشی از یک بیمارستان اعصاب و روان

قبل‌تر‌ها می‌گفتند بعضی از افسردگی‌ها برای بهار است. بهار و روزهای بلندش می‌تواند افسردگی بالقوه آدم‌ها را بالفعل کند… البته از این حرف‌ها زیاد می‌زدند. از این حرف‌های در گوشی که شاید مبنای علمی هم نداشته باشد. اما به هر حال می‌گفتند و آدم‌ها هم باور می‌کردند که کسالت روزهای بهار به خاطر افسردگی نهفته در این فصل است. بعدها که هزار عامل اضافه شد به دلایل افسردگی، کسی به بهار و کسالت روزهای آن فکر نکرد. آن‌قدر دلیل‌های بی‌درمان دیگر اضافه شد به این بیماری که افسردگی‌های فصلی خنده‌دارترین دلیل این بیماری به حساب می‌آمد. وقتی سر می‌زنی به یک بیمارستان اعصاب و روان فکر نمی‌کنی آدم‌ها آن‌قدر ساده کارشان به اینجا بکشد. شکست عشقی، از دست دادن عزیز، فشار زندگی، فقر، جنگ، پوچی، وسواس، نبود شادی و دلخوشی، روزمرگی و خیلی از دلایل دیگر باعث شده تا آدم‌های اینجا با بی‌انگیزگی محض تعطیلات عیدشان را بگذرانند. تعطیلاتی که بود و نبود آن توفیر زیادی برای آنها ندارد…

پشت درهای بسته بیمارستان

یک حیاط بزرگ و سرسبز با بوته‌های زیاد و گل‌های رنگی رنگی. ششم فروردین و سکوتی که آدم‌های مسافرت رفته شهر به حوالی بیمارستان اضافه کردند. وقت عیادت هم مثل اکثر بیمارستان‌ها دو تا چهار است منتها با این تفاوت که نمی‌توانی خیلی عادی گل و شیرینی بگیری دستت و از در بیمارستان وارد شوی. جلوی در بیمارستان از تو اسم بیمار را می‌خواهند. بعد که اسم بیمارت را چک کردند، تازه اجازه داخل‌شدن پیدا می‌کنی. به قول نگهبان، «اینجا بیمارستان اعصاب و روان است. کلی بیمار افسرده و ترک اعتیاد اینجا بستری شده. هر کسی که اجازه ورود ندارد. بیمارهای اینجا به آرامش نیاز دارند.»

از پشت میله‌های بلند فقط می‌توانی داخل حیاط را نگاه کنی. چشمت بیفتد به آدم‌هایی که تک و توک توی حیاط قدم می‌زنند. چشمت بیفتد به زن جوانی که روی نیمکت نشسته، لباس زرد پوشیده و نگاه خیره‌اش به یک گوشه مات شده و مرد جوانی را ببینی که کنارش روی نیمکت نشسته و آرام با او حرف می‌زند. من حرف‌هایشان را نمی‌شنوم، اما هیچ حالتی توی صورت زن دیده نمی‌شود. اصلا حرف‌های ملاقات کننده‌اش را می‌شنود یا توی فکر و خیالات و ناراحتی‌هایش غرق شده است؟

جنگ، ویرانی و دیگر هیچ

اینجا جانبازها لباس‌های قهوه‌ای می‌پوشند، بیمارهای اعصاب و روان آبی و لباس بیمارهای زن همیشه زرد است. از پشت میله‌ها که حیاط را نگاه می‌کنم، یک مرد با لباس قهوه‌ای داخل اتاق نگهبانی می‌شود. اسمش ناصر است. مدام می‌خندد. حدود 50 ساله است. شاید هم کمتر. حرف‌های نامفهومی می‌زند. کارمند رده بالایی بوده. همان چند کلمه حرف نامفهوم هم انگار از همان روزها در ذهنش جا مانده. از وزارت می‌گوید، از کار. اما سخت می‌شود معنای جمله‌اش را فهمید. از رنگ لباسش می‌شود حدس زد چرا اینجاست. جنگ و همه ویرانی‌هایش کارش را به اینجا کشانده. نگهبان می‌گوید مجتبی بیمار همیشگی اینجاست و هیچ وقت خوب نمی‌شود.. توی روزهای جنگ به این روز می‌افتد. حالا سال‌هاست که با یک مشت قرص سرپاست. اگر قرص نخورد، کسی جلودارش نیست. یک بار عصبی شده و همین‌طوری دست و پای مادرش را شکسته. با این حال مادرش هر روز می‌آید اینجا و به ناصر سر می‌زند. ناصر نگاهمان می‌کند، اما می‌فهمم که در دنیای ما نیست. بعد از کمی مکث و با زمزمه‌های زیر لبش می‌رود سمت حیاط و صدای لخ لخ دمپایی‌هایش می‌شود تنها صدای پرسکوت ظهر ششم فروردین ماه.

شوهر موجب افسردگی

بالا رفتنمان نیاز به معرفی‌نامه دارد که من ندارم. همان دم در ترجیح می‌دهم با نگهبان حرف بزنم. بالاخره 15 سال مسئول نگهبانی بیمارستان اعصاب و روان بودن شوخی نیست. وقتی می‌پرسم توی روحیه خودت هم اثر داشته، می‌گوید: «مگر می‌شود بگویم تاثیر نداشته. من آدم خیلی خونسردی بودم، اما اینجا تقریبا هر روز درگیری هست، هر روز هستند کسانی که بخواهند فرار کنند. خب همه اینها روی آدم اثر می‌کند. اوایل اگر کسی توی گوش من هم می‌زد، می‌خندیدم، اما حالا خیلی عصبی‌تر شدم. مخصوصا موقع رانندگی، از رانندگی افتضاح آدم‌ها خیلی عصبانی می‌شوم.»

مردی آمده ملاقات خواهرزاده‌اش. می‌پرسم که چرا اینجا بستری شده؟ می‌گوید: «شوهرش باعث شد. دست بزن داشت، شکاک بود.» بعد از من می‌پرسد: «فکر می‌کنی بیشتر آدم‌های اینجا برای چی بستری شدند؟» همین چند ثانیه‌ای که فکر کنم تا جوابی داده باشم، خودش می‌گوید: «در یک کلام! بیشتر بیمارهای اینجا از فشار زندگی افسرده شدند و کارشان به بستری شدن کشیده.» دلم می‌خواهد خواهرزاده‌اش را ببینم، اما اجازه نمی‌دهند وارد بیمارستان شویم.

سه راه برای داشتن خواب بهتر

سه راه برای داشتن خواب بهتر: هیچکس هدف دقیق رویا پردازی مرحله ای ازخواب که طی آن به نظر می رسد.

رؤیای شما نقش بسزایی درعملکرد روزانه دارد را نمی داند.

شما در طی رویا، خواب با حرکات سریع چشم (REM) را تجربه می کنید زیرا مغز شما فعال است ولی بدن شما در خواب.

پس از خواب (REM) شما ممکن است به مدت کوتاهی کاملاً بیدار شوید بطوری که مغز در سطحی افزایشی به فعالیت خود ادامه می دهد.

و سپس شما مراحل عمیق تر خواب را از سر می گیرید که ممکن است با دقایقی بیداری مختصر شما رویا یا ادامه رویا را به یاد آورید.

اما شاید هم کلاً آن را فراموش کنید. گرچه در خواب روشن شما می دانید که در حال دیدن رؤیا هستید.

شما نه تنها ممکن است رویای خود را به یاد آورید بلکه فعالانه در فعالیت هایی که در آن رخ می دهند مشارکت کنید.

حتی ممکن است شما مضمون آن را نیز تعیین کنید.

روانشناسی خواب بهتر

موضوع خواب روشن تمایل دارد نسبتاً در حواشی روانشناسی خواب قرار گیرد، اما طرفداران معتقدند.

که با بیشتر درگیرشدن در رویای های خود، شما هم بهتر می خوابید و هم در زندگی بیدار خود کارکرد خلاق تری دارید.

دینهولم آسپی و همکارانش، روانشناسان (استرالیایی) دانشگاه آدلاید (۲۰۰۷) ذکر کردند که گزارشات روایتی این پدیده به سال ۲۰۰۰ بر می گردد.

در حالی که آن تا سال ۱۹۷۵وجود نداشت، زمانی که ابتدا افراد در آزمایشگاه خواب مطابق دستور و در واکنش به آموزش از پیش تعیین شده

چشمان خود را در حین خواب دقیقا از راست به چپ حرکت می دادند.

در طی دهه ها پیگیری این اکتشاف، رویای خواب به عنوان تکنیکی برای کاهش کابوس.

بهبود توانایی های فیزیکی از طریق یادآوری در ضمن رویاپردازی، حل مسئله خلاق

و درک تغییرات اضافی در هوشیاری که در طی چرخه خواب رخ می دهد استفاده می شد.

تکنیک های القای رویای مؤثر

این تحقیق با فقدان تکنیک های القای رویای مؤثر محدود شد.

تیمی استرالیایی معتقدند که آنها روش موثقی برای انجام چنین کاری را یافته اند و موفقیت روش خود را در طی گزارشی اعلام کردند.

با دانستن روند کاری آنها شما می توانید این تکنیک ها را درقالب زندگی شخصی خود ادغام کنید.

با استفاده از الگوی آنها از رویای روشن در این مطالعه می توان از آن برای تبیین موارد مشابه با آن استفاده کرد:

  • “در انگلستان بودم و با مادربزرگم صحبت می کردم به یادم آمد (در زندگی واقع) که چند سالی از مرگ مادربزرگم می گذشت.
  • و من هرگز به انگلستان نرفته بودم. به این نتیجه رسیدم که من در حال رویا دیدن بوده ام .
  • و تصمیم گرفتم تا با استفاده از منظر چشم پرندگان به حومه شهر پرواز کنم”.
  • این نمونه نشان دهنده آن است که چگونه شما بیدارید و در حال رویای روشن، رویاپردازی می کنید.
  • اما در واقع آن رویدادهایی که تجربه می کنید تنها رویا هستند.

آموزش به رویا وارد شدن

آسپی و همکارانش معتقدند که به جای آموزش افراد به مستقیم از حالت بیداری به حالت رویا وارد شدن ترجیحا آموزش رفتن به حالت رویای روشن فراهم شود.

که در آن افراد پیش از این رویاپردازی به معنای رویاهای روشن القاگر رویا (DILD) را تجربه کرده اند.

افراد می توانند از طریق تحریک بیرونی مانند نور، صداها و حتی شوک الکتریکی خفیف به این مرحله (DILD) بروند که سپس با رویای آنها ادغام می شود.

وقتی این تحریک ها در قالب رویا در می آیند، رویاپرداز از رویای خود آگاه می شود.

از این نقطه نظر حالت رویای روشن می تواند اتفاق بیفتد.

رویکرد کاربردی تر آن استفاده از تکنیک های شناختی است که به هیچ گونه تجهیزاتی نیاز ندارد و به سرعت آموزش داده می شود.

شماره های تماس 01

تکنیک های رویای روشن

تیم تحقیقاتی استرالیایی به ساخت پروتکل آموزشی رویای روشن شناختی به عنوان روشی برای فراهم کردن داده ها

در مورد بهترین روش اندازه گیری یادآوری رویا پرداختند.

با آموزش شرکت کنندگان به رفتن به حالت رویای روشن آنها بهتر تضمین کردند.

که شرکت کنندگان تولید کننده رویا، سپس می توانند با بیداری رویا را به یاد آورند.

نمونه ای متشکل از ۱۶۹ نفر شرکت کننده به سه گروه تقسیم شده و آموزش های مختلف رویای روشن را دریافت کردند.

هفته نخست مطالعه شرکت کنندگان وارد رویاهای خود می شدند.

و در هفته دوم آنها مجموعه ای از آموزش هایی مطابق با گمارش گروه آزمایشی را دریافت کردند.

قبل از آزمایش، شرکت کنندگان به مجموعه ای از سؤالات در مورد رویاهای آنها در کل و تجربه قبلی آنها در داشتن رویای روشن پرسیده شد.

همچنین از آنها خواسته شد تا اشاره کنند که آیا آنها تا به حال برای القای حالت روشن در خود تلاش کرده اند یا خیر.

متغیرهای نهایی این مطالعه یادآوری رویاها به طورکلی؛ یادآوری رویاهای روشن،  مدت زمانی که آنها صرف خوابیدن کرده اند.

کبفیت خواب آنها، میزان تلاش آنها برای حس کردن آن پس از بیداری و میزان محرومیت از خواب آنها در روز قبل را در برگرفت.

تکنیک های رویای روشن

قبل از دریافت تکنیک های رویای روشن که در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت، اجازه بدهید .

ببینیم آیا در واقع شرکت کنندگان درگیر در رویاهای روشن هیچ مزایایی در مقایسه با افراد گروه کنترل را احساس کردند یا خیر.

اگرچه آنها در میزان خواب با یکدیگر تفاوتی نداشتند رویاپردازان روشن احساس کردند، خواب بهتری داشته اند.

و تلاش کمتری برای بیداری کرده اند و کمتر از روز قبل محرومیت از خواب را تجربه کرده اند.

شاید بیشترین تفاوت در اندازه گیری طول زمان برگشتن آنها به خواب پس از دیدن رویای روشن بود.

در شب هایی که شرکت کنندگان تجربه رویای روشن را گزارش کردند به طور متوسط ۱۰٫۶دقیقه طول کشید.

اما زمان بیدار شدن آنها پس از رویای غیر روشن حدود تقریباً ۲۷ دقیقه طول کشید تا آنها به حالت خواب و بیداری بازگردند.

با توجه به این که این سنجش از طریق خودگزارش دهی بود، یافته ها حاکی از فواید زیادی در یادگیری نحوه رویاپرداز روشن شدن دارد.

بنابراین به نظر می رسد که ممکن است فوایدی در یادگیری نحوه القای رویای روشن  وجود داشته باشد.

به ویژه اگر شما خواب سبک دارید یا جزء آن دسته از افرادی هستید .

که پس از ساعت ها خواب باز هم پس از بیداری احساس خستگی می کند.

روش های القای رویای روشن

تمام روش های القای رویای روشن اثربخشی یکسانی نداشتند و به نظر می رسد.

که بهترین روش برای اطمینان از واردشدن به حالت رویای روشن شامل ترکیبی از رویکردها باشد.

بعلاوه، استمرار یک هفته ای این مطالعه ممکن است .

برای امکان پذیر ساختن تحقق کامل القای رویای روشن در شرکت کنندگان ناکافی بوده است.

ترغیب کننده ترین خبرها آن است که رویای روشن می توند.

با آموزش های کتبی نیز به جای استفاده از تمرین آزمایشگاهی گسترده آموزش داده شود.

افراد متمایل به تجربه این تکنیک ها می توانند حداقل این را به عنوان تلاشی بدون انجام دادن آموزش های زمان بر یا گسترده  بپذیرند.

اکنون اجازه دهید نگاهی به مداخلات آنها بیندازیم با نمونه هایی از نحوه اجرای هر کدام:

 آزمودن واقعیت.

در این روش آموزشی شما واقعاً در جهت رویای روشن در حین بیداری تلاش می کنید.

این تکنیک رویای روشن هنگام روز شامل حداقل ده دقیقه پرسیدن از خود در طی روز است.

خواه شما در حال رویاپردازی باشید خواه آنچه برای شما اتفاق می افتد واقعی باشد.

سوال با حالتی جدی پرسیده می شود و بررسی هر چیز واقعی یا پیش بینی شده معطوف به شما را در بر می گیرد.

همانطور که نویسندگان ذکر می کنند، آزمون واقعیت به علت تمایل شدید ذهن رویاپردازانه در تبیین بعد دیگر

آشکارترین شاخص ها از جمله رویاپردازی حائز اهمیت است.

بنابر استدلال آنها، توانایی در اشراف بر زمانی که شما رویایی نمی بینید .

می تواند در درک زمان آمادگی برای رفتن به حالت روشن مفید واقع شود.

 القای یادیار رویاهای روشن (MILD)

در این روش شما از حافظه رویدادی بهره مند می شوید؛زمانی که شما به خود ضرورت انجام کاری در آینده را می دهید.

در  روش القای یادیار رویای روشن، شما به خود می گویید دفعه بعد که در حال رویا دیدن بودم باید رویای خود را به یاد بیاورم.

در عین حال، شما خود، رویا را به حالتی شفاف تجسم می کنید.

۳- بیدار برگشتن به خواب(WBTB)

این روش یادگیری نحوه دیدن رویاهای روشن ممکن است کمی آزارگرایانه باشد.

اما نویسندگان استرالیایی ادعا می کنند بسیار مؤثر است و می تواند دیگر تکنیک های القای رویای روشن را نیز تقویت کند.

برای اثربخشی این روش شما باید پس از ۶-۵ ساعت خواب از طریق یک هشدار اقدام به بیدارشدن کنید.

سپس شما خود را مجبور به بیدار ماندن حین تمرین روش MILD می کنید.

با مشغولیت در این روش شما باید ذهن هوشیارتری داشته باشید.

اما به احتمال  نیز برای آگاه شدن از رویاهای خود در ضمن دیدن آنها بتوانیدآموزش های خود را نیز دنبال کنید.

ترکیبی از هر سه روش اثربخشی بیشتری در ارتقای حالات رویای روشن در شرکت کنندگان اثبات شد.

که این می تواند در همه به طور قابل توجهی رخ دهد.

از آنجایی که نزدیک نیمی از همه بزرگسالان هرگز دیدن رویای روشن در کل زندگی خود را گزارش نکردند.

(خطراتی در رویای روشن وجود دارد ولی برخی از افراد در جهت کنترل وضوح این رویه بهتر مشاوره می شوند).

اما شما اگراین روش را تجربه کردید، بهتوانایی نزدیک ترکردن رویاهای خود به ذهن خودآگاه دست می یابید .

که می تواند همان نیاز شما به بهبود کیفیت خواب خود، رشد تفکرات آزاد و نیز لذت از تجربه آگاه شدن از تصورات

و داستان های خارق العاده ی زیادی باشد که در  ذهن ناخودآگاه خود خلق می کنید.

 

 

منبع: ساینس دیلی

چگونه می توان سیگار را ترک کرد ۴:

چگونه می توان سیگار را ترک کرد ۴:

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

ولع مصرف را مدیریت کنید.

اجتناب از راه اندازهای مصرف سیگار برای اجتناب از عوامل تحریک سیگار کشیدن می تواند مفید باشد، ولی نمی توانید ولع مصرف را به طور کامل از بین ببرید. ولی تمایل به سیگار زیاد طول نمی کشد، پس در صورتی که تحریک شدید که سیگار روشن کنید، یاد آوری کنید که این علاقه تمام خواهد شد و منتظر باشید تا آن زمان برسد. این امر همچنین به شما کمک می کند تا برای وضعیت های پیشرفته آماده تر شوید. داشتن  یک برنامه برای مقابله با ولع مصرف بسیار کمک کننده خواهد بود:

  • حواس خودتان را پرت کنید: ظرف بشورید، تلویزیون را روشن کنید، یک دوش بگیرید، یا با دوستتان تماس بگیرید. طول مدت فعالیت شما مهم نیست، این امر منجر به این می شود تا فکرتان از سیگار کشیدین بیرون بیاید.
  • به خودتان یاد آوری کنید که چرا می خواهید ترک کنید. به روی دلایل ترکتان توجه داشته باشید که می تواند مواردی از قبیل مزایای سلامتی، ظاهر بهتر، پس انداز پول و افزایش قدرت و اعتبار خودتان می باشد.
  • از وضعیت های اغوا و ترغیب کننده دور باشید. محلی که در آن قرار دارید یا کاری که انجام می دهید، ممکن است منجر به افزایش و تحریک علاقه شما شود. اگر چنین وضعیتی باشد، یک تغییر موقعیت می تواند همه چیز را عوض کند.
  • از خودتان تقدیر کنید. موفقیت های خود را تقویت کنید. در زمانی که شما بر یک تمایل غلبه می کنید، به خودتان یک جایزه بدهید تا هم چنان انگیزه داشته باشید.

با ولع سیگار کشیدن در لحظه مقابله کنید

چگونه می توان سیگار را ترک کرد 4:

یک جایگزین شفاهی پیدا کنیدچند وسیله دیگر در اطراف خود قرار دهید تا در هنگامی که تمایل به سیگار پیدا کردید، آن را در داخل دهان خود بگذارید، انتخاب های خوب می تواند شامل شیرینی معطر، شکلات سفت، وسایل چسبی هویجی یا کرفسی، آدامس و یا تخمه های آفتاب گردان باشد
ذهن خود را مشغول نگه داریدیک کتاب یا مجله بخوانید، به چند تا موسیقی که دوست دارید گوش بدهید، یک بازی پازل مربوط به کلمات یا سودوکو انجام بدهید، یا یک بازی آنلاین انجام بدهید
دستهای خود را مشغول کنیدتوپ های فشرده، مدادها، یا لوله های خودکار، وسایل جایگزین مناسب برای تامین نیاز شما به منظور شبیه سازی لامسه ای می باشند
دندان های خود را مسواک بزنیدفقط یک احساس نو بودن و  تمیز بودن می تواند برای رهایی از تمایل به سیگار کشیدن، مفید و کمک کننده باشد
آب بنوشیدبه صورت آرام آب زیاد و خنک بنوشید. نه تنها این امر برای غلبه بر میل شما به سیگار کشیدن مفید می باشد، بلکه هم چنین ثابت بودن هیدراته و آب پوشی بدن ، منجر به حداقل کردن سندروم ترک نیکوتین می شود
یک چیز دیگری را روشن کنیدبه جای روشن کردن یک سیگار، یک شمع یا مواردی شبیه آن را روشن کنید
فعال باشیدبه پیاده روی بروید، یک بازی انجام بدهید یا ورزش کنید، سعی کنید برخی از تمرینات یوگا را انجام بدهید یا در اطراف محوطه بلوک بدوید
سعی کنید که آرامش را به دست آوریدکاری را انجام بدهید که شما را آرام می کند، همانند گرفتن یک دوش گرم، برنامه آرام سازی یا خواندن یک کتاب، یا انجام تمرینات مربوط به تنفس عمیق

منبع: کانون مشاوران ایران

دلایل انتخاب قفل دیجیتال

قرن هاست که انسان ها از کلید برای باز و بسته نمودن قفل درب خود استفاده می نمایند. مصریان باستان اولین افرادی بودند که از قفل و کلید برای محافظت از درب ورودی ساختمان های خود استفاده می کردند. امروزه و با پیشرفت تکنولوژی، قفل های معمولی و قدیمی جای خود را به سایر انواع قفل ها داده اند. قفل دیجیتال یکی از این نوع قفل ها می باشد که توسط رمز، کارت و یا اثر انگشت می توان درب را باز نمود و نیازی به استفاده از کلیدهای پردردسر نمی باشد.

قفل دیجیتال چیست؟
قفل دیجیتال نوعی قفل الکترومکانیکی می باشد که بدون کلید و توسط سایر روش های دسترسی می توان آن را کنترل نمود. بدنه بسیار مقاوم و همچنین وجود سیستم های هوشمند امنیتی باعث شده تا قفل های دیجیتال به یکی از امن ترین مدل های قفل موجود در جهان تبدیل شود. منبع تغذیه این نوع قفل باتری قلمی بوده به طوری که جهت نصب نیاز به سیم کشی داخلی برق نمی باشد. این نوع قفل اثر انگشت را می توان بر روی انواع درب نصب نمود.

دلایل انتخاب قفل دیجیتال
به دلایل ویژگی های منحصر به فرد فنی و امنیتی قفل دیجیتال ، افراد زیادی در سراسر جهان از این نوع قفل استفاده می نمایند. از ویژگی های مهم این نوع قفل می توان به موارد زیر اشاره نمود:

– امنیت بالای ورودی های قفل دیجیتال
در گذشته استفاده از کلیدها باعث بروز مشکلات زیادی بوده و دردسرهای جبران ناپذیری را برای کاربران ایجاد می کرد. مشکلاتی از جمله هزینه های بالای گم شدن کلیدها، کپی شدن بسیار آسان کلیدهای گم شده یا به سرقت رفته و …به همین دلیل با گذشت زمان قفل اثر انگشت های قدیمی با کلید جای خود را به سایر مدل های قفل با دسترسی های متفاوت دادند. از جمله آن می توان به قفل دیجیتال اشاره نمود که توسط رمز، کارت و اثر انگشت، بدون کلید، می توان درب را باز نمود. هک نمودن پنل های دسترسی این نوع قفل ها بسیار دشوار بوده و دسترسی به ان را برای سارقان تقریبا غیر ممکن می نماید. وجود سیستم های امنیتی رمزدهی مانند تابع خیالی، سیستم بیومتریک و تشخیص بافت زنده و نیز حذف بسیار آسان کارت های گم شده باعث افزایش امنیت این نوع قفل الکترونیکی می باشد.
 

موضوعات مشابه

Last edited by a moderator: امروز ساعت 18:27