ورود همسر جدید شریک سابق زندگی، به زندگی شما بسیار سخت می باشد. اما می توان با این سختی مبارزه کرد و با آن کنار آمد. نیازی نیست آن فرد جدید را بی ارزش جلوه دهید چون در واقع خودتان را ضعیف جلوه داده اید. نیازی نیست با همسر جدید شوهرتان صمیمی شوید. خیلی منطقی و معقول رفتار کنید. در همه حال شأن و منزلت خود را حفظ کنید. بهترین راه حل برای این مشکل، امضا کردن سند طلاق است. مدت زمانی طول می کشد تا از وابستگی به همسر سابقتان راحت شوید. اما بعد از گذشت مدت زمانی این وابستگی از بین می رود و می توانید زندگی جدیدی شروع کنید. بعد از طلاق دیگر نیازی نیست به آنها فکر کنید. حس حسادت را رها کنید و با انرژی به استقبال زندگی جدید بروید. حس بد را کنار بگذارید و با زندگی جدید رو به رو شوید. هیچ گاه خود را با همسر جدید شوهرتان مقایسه نکنید. این مقایسه باعث می شود احساس بدی داشته باشید. بر روی زندگی تازه تمرکز کنید و روز به روز بر توانایی های خود بیفزایید. حسابی خودتان را مشغول کنید. هیچ گاه ذهن خود را مشغول زندگی گذشته نکنید. چون نتیجه ای جز افسردگی و از دست دادن انگیزه برای ادامه زندگی ندارد. هیچ گاه به انتقام فکر نکنید. و اگر شرایط مهیا بود به ازدواج تازه فکر کنید و زندگی جدیدی برای خود تشکیل دهید.
مشاوره آنلاین مرکز مشاوره خانواده مشاوره آنلاین ازدواج مرکز مشاوره آنلاین مشاوره ازدواج تهران
واژه “روان درمانی عمیق” برای اولین بار در اواخر دهه ۱۹ ام و توسط اگن بلولر[۱] که سرپرست تیمارستان بورقولزلی[۲] در شهر زوریخ (جایی که بعدها کارل جان[۳] در آن روان پزشک بود) بود، مورد استفاده قرار گرفت.
پیشگامان این روش درمانی همانند کارل جانگ، پیر جنت و اوتو رنک[۴] منجر به پیشبرد این روش و کاربردهای امروزی آن شدند، که شامل روش های درمانی و رهیافت های تحقیقاتی گسترده ای می شود که تلاش دارد تا اعماق ذهن ناخود آگاه را کشف کند.
این رهیافت ها شامل مولفه های روان کاوی و روان شناسی جانگین[۵] (طرفداران جانگ)، با روان شناسی شفاف و صریح و اگزیستیانیلیسم (مکتب وجود نگری) و سایر روش ها می باشند.
روش درمانی عمیق بیانگر چندین روش درمانی است، ولی به سه مکتب کلی تقسیم شده است:
نظریه مبنایی مربوط به درمان عمیق این ایده می باشد که بخشی از روان انسان به صورت فرآیند هوشیاری و بخشی به صورت فرآیند ناهوشیار می باشد که تجاربی سرکوب شده و مشکلات شخصی را به صورت نیروهای انباشت شده و به شکل الگوهای اولیه، ذخیره می کند. روان شناسی عمیق آن چیزی را که به عنوان روح شناخته می شود، یا نقطه تعامل مابین شفاف بودن وضعیت روانی و جنبه های شخصی، را به عنوان بخش مهم در مباحث مربوط به دوره های درمانی مد نظر قرار می دهد.
بکار گیری و شرکت داشتن بخش روان ناهوشیار در درمان، یکی از اصول مهم در زمینه درمان عمیق می باشد. چرا که باور بر این است که کشف کردن لایه های روانی از طریق روان شناسی عمیق، یکی از مولفه های مهم مربوط به بهزیستی عاطفی، خود اکتشافی و رشد می باشد.
دوره های درمان عمیق به صورت انفرادی صورت می گیرند. به دلیل اینکه بررسی و کشف کردن بخش ناخود آگاه و ناهوشیار به سطوح بالای اعتماد و پذیرش نیاز دارد، در رهیافت های روان درمانی عمیق تاکید زیادی بر روی ارتباط مابین درمانگر و فرد درمانجو می شود.
یک دوره می تواند شامل بررسی اتفاقات فعلی و همچنین تجربیات گذشته باشد؛
در هر دو مورد، درمانگر از طریق فرآیند خود آگاهی و بینش درونی درمانجو، از آنها حمایت می کند.
درمانگر ها می توانند از طریق بررسی شرایط ناخود آگاه، ارائه حمایت و راهنمایی به درمانجو ها کمک کنند و آنها را به تفکر تشویق کنند تا به یک شناخت کامل از خودشان دست یابند. اطلاعات جدیدی که در این مرحله کسب می شود می تواند به عنوان ابزاری برای توسعه و رشد ویژگی ها و مولفه های مثبتی بکار برده شود که در مراحل اول با سطوح هوشیار و در مراحل بعدی با سطوح ناهوشیار ادغام و ترکیب شوند.
تکنیک های مورد استفاده در روان درمانی عمیق که می تواند منجر به رشد و تغییر در فرد شود، عبارتند از:

که درمانگر ها با صمیمیت و ملایمت از افراد درمانجو سوالاتی می پرسند، ولی این سوالات، سوالات چالشی و بحث برانگیز می باشند. این سوالات به افراد کمک می کند تا آگاهی آنها نسبت به محرک های ناخود آگاه و تجارب اولیه افزایش یابد. بعد از آن، می توان از پرسش سقراطی برای کمک به افراد استفاده کرد تا آنها الگوهای جایگزین و واقعی تر را برای اقدامات و واکنش های خود انتخاب کنند. در غیر این صورت، واکنش ها نمی توانند تاثیر قابل توجهی بر روی عوامل ناخود آگاه بگذارند.
که توسط درمانگر استفاده می شود و افراد درمانجو از طریق بررسی و کشف تجارب احساسی کامل نسبت به خاطرات اولیه خودشان، راهنمایی می شوند. درمانگر با استفاده از بررسی های جزئی در مورد تجاربی که منجر به ایجاد احساس پستی و یا دلسردی در آنها شده است، می تواند برای دست یابی به یک آگاهی مشخص کمک کند و فرد درمانجو را مورد حمایت و تشویق قرار دهد تا آنها تصاویر و خاطرات اولیه را یادآوری کنند.
می تواند منجر به ایجاد محیط امن برای افراد درمانجو شود تا آنها برنامه ها و الگوهای جایگزین و عقلایی را برای اقدامات خود انتخاب کنند. ایفای این نقش می تواند شامل تمرینات مربوط به سناریوهای چالشی باشد که روز به روز چالش آنها در حال افزایش است، بنابراین افراد می توانند این فرصت را پیدا کنند که از رفتارها و روش های تفکر جدید، که مورد حمایت و پذیرش درمانگر است، استفاده کنند.
برای افرادی که دارای مشکلات ، آسیب ها و یا نگرانی هایی با ریشه های عمیق هستند که نمی توانند به صورت کامل آن را بشناسند، روش روان درمانی عمیق می تواند به عنوان یک روش درمانی مفید برای این افراد مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین، افرادی که اضطراب، افسردگی، مشکلات رابطه ای، نگرانی های جنسی ، وسواس عملی یا دیگر چالش های مربوط به زندگی را تجربه می کنند،
می توانند با استفاده از درمان عمیق، قادر به کشف و شناخت ریشه های این مشکلات باشند. در حالت کلی، درمان های عمیق بر حل مشکل یا مسئله خاص تمرکز ندارند، بلکه به دنبال شناسایی حیطه کلی مربوط به احساسات هوشیارانه و ناهوشیارانه افراد می باشند.
| برای افرادی که تمایل دارند تا زمانی را صرف شناخت عمیق تر مواردی کنند که باعث شده است آنها به درمانی مراجعه کنند، روش درمان عمیقی می تواند یک رهیافت مفیدی باشد |
مطالعات روانشناسی خانواده نشان داده است که درمان عمیق می تواند نتایج مهم و پایدار داشته باشد.
معمولا این رهیافت درمانی، طولانی مدت تر از روش های درمانی متمرکز شده بر حل مشکل می باشند، و برای افرادی که تمایل دارند تا زمانی را صرف شناخت عمیق تر مواردی کنند که باعث شده است آنها به درمان مراجعه کنند، رهیافت درمانی عمیق می تواند یک روش مفیدی باشد.
یکی از پیامدهایی که می تواند در نتیجه روان درمانی عمیق ایجاد شود، افزایش خود آگاهی و شناخت عمیق نسبت به خود می باشد. افرادی که در شناخت هدف زندگی خود با مشکل مواجه هستند و یا به دنبال یافتن یک طبقه بندی مشخص از اهداف خودشان هستند، می توانند به روش روان درمانی عمیق مراجعه کنند و با آگاهی یافتن نسبت به شرایط ناخود آگاه خود، مشکلات خود را حل کنند.
در نتیجه، آنها می توانند یک حس بهتری نسبت به خود واقعی شان داشته باشند و آزادی بیشتری را در رابطه با نگرانی های تاثیر گذار بر خودشان حس کنند و ظرفیت خودشان در رابطه با ثابت نگه داشتن قدرت و روابط سالم با دیگران افزایش یابد.
در طول درمان عمیق، ضروری است تا افراد در یک وضعیت تفکر انتزاعی قرار بگیرند. تکنیک های مورد استفاده در طول درمان ایجاب می کند که افراد درمانجو معانی مختلفی را از مفاهیم در نظر بگیرند، الگوهای رفتاری خودشان را بررسی کنند و معانی را در نظر بگیرند که اصلی و واقعی نیست.
در برخی از موارد، افراد درمانجو تمایل و توان قرار گرفتن در وضعیت تفکر انتزاعی را ندارند یا ترجیح می دهند که در چنین وضعیتی قرار نگیرند.
روش های روان درمانی عمیق برای افرادی که ترجیح می دهند در طول درمان از یک رهیافت متمرکزی استفاده کنند، یک روش ایده آل و مناسب نمی باشد.
معمولا درمان عمیق از طریق متخصصان سلامت روانی ارائه می شود که روان درمانگر نامیده می شوند. درمان عمیق تنها یکی از روش های درمانی است که یک درمانگر می تواند ارائه دهد.
انجمن روان کاوی آمریکا برنامه های آموزشی را تنظیم می کند که درمانگران می توانند با طی آنها به متخصصان مجاز در درمان عمیق تبدیل شوند. معمولا دوره های گواهی نامه ای مربوط به روان کاوی، شامل حداقل چهار سال مطالعه گسترده است.
به منظور شرکت در برنامه های مورد تایید انجمن روان کاوی آمریکا، افراد باید درجه های زیر را به دست بیاورند:

نگرانی ها و محدودیت های مربوط به روان درمانی عمیق
درمان عمیق معمولا یک روش درمانی عمیق و نسبتا گسترده می باشد. درمانگر باید قبل از شروع درمان عمیق، اطلاعات مربوط به هزینه های بالقوه درمان را به اشتراک بگذارد.
همچنین افراد درمانجو باید آگاهی داشته باشند که سایر روش های درمانی می تواند در مدت زمان کوتاهی، مشکلاتی را شناسایی کنند که باعث شده است آنها به درمان مراجعه کنند. به دلیل وجود یک تمایل عمومی برای کاهش هزینه مراقبت سلامتی، بیشتر شرکت های بیمه ای الزام می کنند که ارائه کنندگان درمان، یک درمان برنامه ریزی شده و دارای محدودیت زمانی را اجرا کنند. شرکت های بیمه ای حمایت خوبی را در مورد روش های روان درمانی عمیق ارائه نمی کنند، و افرادی که به درمان عمیق مراجعه می کنند باید نسبت به این مسئله آگاهی داشته باشند که ممکن است تحت پوشش بیمه ای نباشند.
با گذشت زمان، انواع مختلفی از روش های درمان عمیق برای بهبود تعدادی از مشکلات مربوط به سلامت روان به کار رفته است، ولی بر اساس مطالعات اخیر، و همچنین شواهد عینی مربوط به مشاوره خانواده سلامت روانی، فقط برای برخی از افراد روش روان درمانی عمیق یک روش مناسبی باشد.
ممکن است برخی از افراد روش های درمانی مختصرتر و رهیافت های متمرکز شده بر حل مشکل موجود را ترجیح دهند.
همچنین روش درمانی عمیق ایجاب می کند که افراد با عواطف و احساساتی مواجه شوند که ممکن است دردناک باشد، و شرکت کنندگان در درمان عمیق، باید آگاهی داشته باشند که احتمالا این رهیافت منجر به ظهور عواطف و احساسات قوی و منفی بالقوه ای می شود و ممکن است که این افراد قبل از دستیابی به یک وضعیت بهتر، برای یک مدتی، وضعیت بدتری در مقایسه با شرایط قبل از درمان داشته باشند.
[۱]رشد اجتماعی / هیجانی و خصوصیات مهم گروه سنی ( ۶ تا ۸ سالگی ) :
در این گروه سنی، کودکان؛ زمان بیشتری را با هم سن و سالان خود در بیرون از خانه به سرمی برند و در بعضی اوقات، نظارت مستقیم والدین بر آنان وجود ندارد و کودکان بدون ترس و نگرانی از والدین در کوچه یا محله بازی می کنند. کودکان در این دوره ی سنی؛ بیش از ۴۰ درصد زمان خود را در کوچه هستند و این موضوع بدان معنا می باشد که کودکان به نسبت زمان کمتری را با اعضای خانواده خود به سرمی برند. این افزایش آزادی در رفتار و برخورد کودکان بسیار حائز اهمیت می باشد و کودکان از این روش احساس آرامش و امنیت در خانواده را حس می کنند.
برای مطالعه بیشتر در مطالب رشدی:
۵ روش برای رشد عاطفی کودک شش ساله
در مورد رشد کودکان؛ یادگیری به خانواده ها کمک می کند که آنچه در سنین مختلف از کودک انتظار دارند به گونه ای واقع بینانه و معقول باشد که شامل موارد زیر می باشند:
برای ارتقاء رفتار اجتماعی کودکان خرد سال خود ، خانواده ها از دو روش می توانند استفاده کنند:
الف ) الگو دادن: به گونه ای که با دیدن رفتار و برخورد بزرگسالان و والدین خود ؛ می توانند شیوه ی درست رفتار کردن را بیاموزند.
ب ) آموزش دادن: والدین شیوه ی درست رفتار کردن را به فرزندان خود بیاموزند.
کودکانی که اعتماد به نفس بالا و آرامش زیادی دارند، بهتر رشد می کنند و توانایی مقاومت در برابر پرخاشگری و خشونت رفتارهای منفی دیگران را دارند و از انجام رفتارهای خشونت آمیز دوری می کنند. خانواده ها باید به فرزندانشان کمک کنند تا آرامش داشته باشند و احساس مثبتی نسبت به خودشان داشته باشند.
روانشناسی توانبخشی و حل چالش موضوع این مقاله است.
روانشناسان توانبخشی با افرادی که دارای معلولیت و شرایط سلامت مزمن هستند مطالعه و کار می کنند.
تا مشاور خانواده به آنها کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنند و کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشد.
هر زندگی چالش دارد، اما برای افرادی که با ناتوانی یا بیماری مزمن زندگی می کنند، کارهای روزمره می تواند شدید باشد.
به همین ترتیب، افراد مبتلا به سلامت روان یا مسائل احساسی، اختلالات مصرف مواد یا درد مزمن ممکن است برای حمایت از آنها برای بهبودی و زندگی بهتر تلاش کنند.
روانشناسان توانبخشی از افراد حمایت می کنند، حال آنکه آنها با چالش های ذهنی و جسمانی خود مواجه هستند.
آنها اغلب به بیماران خود آموزش می دهند که چگونه انطباق و انتخاب شیوه زندگی را تقویت کنند.
سایت “مشاوره خانواده” با کادری تخصصی همواره در کنار شماست.
هدف روانشناسی توانبخشی کمک به افراد دارای معلولیت و شرایط سلامت مزمن کیفیت زندگی آنها را بهبود می بخشد.
روانشناسان توانبخشی با همه عوامل در زندگی مردم مواجه هستند که به سلامتی و بهبودی آنها کمک می کند.
از حمایت هایی که از خانواده و دوستان خود دریافت می کنند تا روابطی که با تیم ارائه دهنده خدمات درمانی دارند.
روانشناسی توانبخشی و حل چالش را به متخصصین کارآزموده بسپارید.
روانشناسان توانبخشی در تنظیمات مختلف از جمله بیمارستان های مراقبت های اورژانسی و مراکز بهداشتی، مراکز توانبخشی فیزیکی سرپایی و سرپایی، و خدمات درمانی و مراقبت های طولانی مدت کمک می کنند.
کسانی که متخصص هستند ممکن است در مرکز آسیب های درد و ورزش و یا امکانات توانبخشی قلبی کار کنند.
علاوه بر این، آنها در سازمان های اجتماعی برای کمک به افراد دارای معلولیت خاص یا بیماری های مزمن همچون موارد زیر می باشد:
“سایت مشاوره خانواده” برای مشاوره های تخصصی خانواده میتوانید با متخصصان و کارشناسان کانون مشاوران ایران تماس حاصل فرمایید .
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
تجربه در زندگی
صدا میپیچید. چون من وسط حمام بودم! البته با لباس، و اطرافم ستونهای
باعظمت. زیر پایم سنگهایی که ۱۹۰۰سال قبل رومیها لیف و سنگ پایشان(!) را
آنجا میگذاشتند. جلویم استخری بود که بیا و ببین، البته فقط اجازه دیدنش
را میدادند و شناکردن در آن قدغن است. اگرچه محال است که هوس شنا به سرت
بزند، چون آبش اصلا شفاف و وسوسهانگیز نیست. البته در سال ۷۰ میلادی باید
کمی جگر داشتی که این جور، از آب استخر ایراد بگیری. چرا که آن سالها این
تشکیلات زیارتگاه بود و آب استخر شفادهنده محسوب میشد. این زیارتگاه با
چشمه و استخرش امروز حمام رومیها نام دارد.
این حمام یکی از زیباترین جلوههای معماری
پرشکوه رومیها در محلی است که امروز جزو انگلیس محسوب میشود و درست وسط
شهر بث است. (منصفانهاش این است که بگوییم شهر اطراف حمام رشد کرده.)
مهمترین قسمت این حمام چشمه مقدس است. از هزاران سال پیش، روزانه آبی به
حجم ۱۱۷۰۰۰۰ لیتر با دمای ۶۴ تا ۹۶ درجه سانتیگراد از این قسمت میجوشد و
این برای مردم روم باستان کافی بود تا آن را نشانی از تقدس بدانند. اولین
معبدی که در کنار این چشمه ساخته شد، بین سالهای ۶۰ تا ۷۰ بعد از میلاد
مسیح آماده و به ربالنوع سولیس پیشکش شد. به همین دلیل شهر به آکوا سولیس –
آبهای سولیس- تغییر نام داد، شهری که الان نامش بث یا حمام است.
در فرهنگ روم باستان، حمام کردن جایگاه ویژهای داشت. حمام گرفتن فعالیت
دسته جمعی بود. بسیاری از معاملات، رخدادهای سیاسی(!) و ملاقاتهای عاشقانه
در این حمامها برگزار میشد.
کمی بعد رومیها برای خودشان سور و ساطی راه انداختند و سه قسمت درست کردند
که آنها کالدریوم (وان آب گرم)، تپی داریوم (وان آب داغ) و فریجیدیوم (وان
آب سرد) نامگذاری شدند. (همان جکوزی و وان آب سرد امروزه) گرمابههای
رومی حتی اتاقهایی برای فروش کتاب و عطر و سالن تئاتر هم داشتند. پس از
انحطاط امپراتوری روم، حمام رو به زوال رفت و به آرامی مدفون شد. حمام رومی
در اواخر قرن ۱۸ میلادی دوباره کشف شد و با حفاری و بازسازی جان گرفت و
حالا به عنوان یکی از پربینندهترین آثار باستانی در شهر بث و حتی انگلستان
قد برافراشته است. ورودی این حمام، همسطح خیابان است، ولی چشمه مقدس،
معبد رومی، حمام رومی و موزه آن از سطح زمین مقدار قابل توجهی پایینتر
است.
در موزه این حمام اشیای جالبی پیدا میشود و آن میان بیشتر پیشکشهایی است
برای ربالنوع سولیس که مردم آن دوران داخل چشمه میانداختند. خرت و
پرتهای با مزهای که حالا عتیقه شدهاند، مانند بیش از ۱۲۰۰۰ سکه رومی یا
طلسمهایی که روی ورقههای سربی یا قلع حک شده و تا خورده و در چشمه
انداخته شدهاند. در برخی از طلسمهای رمزگشایی شده به نفرینهایی برخورد
میکنیم که به دزدهای لباس حواله شده است. رومی بخت برگشتهای را تصور کنید
که بدون رخت و لباس مانده، لنگ و قطیفهاش را بردهاند!
بسیاری از آدمها فکر میکنن که دارن کار بزرگی میکنن
بارها شده وقتی با دوستانی که مدتها ندیدیم روبهرو میشویم، در پاسخ به
این سوال که مشغول به چه کاری هستی، میگوید: دارم کار بزرگی میکنم، یک
تجربه بینظیر. بعد از یک بیطاقتی کشنده وقتی محصول کار را میبینیم، از
آن همه طمطراق فقط یک تجربه خشک و خالی نصیبمان میشود. آن دوست نه دست به
کار بزرگی زده و نه تجربهاش بینظیر است. اصولا بر این باوریم که
تجربهکردن، مجوزی است برای بیدقتی! کافی است هر کاری میخواهی بکنی و
اسمش را بگذاری تجربه. کی به کیه؟ فقط پشت آن کلمه جادویی قایم شو و خودت
را از پاسخ به هرچه که فن و علم و هنر و قاعده است، خلاص کن. حالا میگویید
از کجا میگویی، ساده است. چون موقع خلق این مزخرفات خودشان اشراف دارند
که بزرگ و بینظیر هستند.
همین برای کوچکبودنشان کافی است. اما از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان،
وقتی قرار شد یادداشت بنویسم، گفتیم از کجا شروع کنیم؟ یکی گفت از آنجا که
یک کار بزرگ کردیم، یک تجربه بینظیر. لابد گمان میکنید که خُل شدیم و
عقلمان پارهسنگ برمیدارد که چیزی که خودمان دست میاندازیم، گریبانگیر
خودمان بکنیم، ولی اگر کمی صبر و حوصله کنید، قطعا با ما همعقیده میشوید
که کار ما بزرگ بود و یک تجربه بینظیر.
ساختن یک کار از واقعه عاشورا واقعا حساسیتبرانگیز بود و پرمسئولیت.
خواننده اثر هم بدون شک بزرگ بود و حتما ارکسترش هم از تعداد بچههای پشت
صحنه ما بیشتر بود. البته به استثنای روزهایی که ۲۰۰ نفر سیاهی لشکر
داشتیم. اولین چیزی که مهم بود، اینکه فقط پنج روز وقت داشتیم و عجله
میکردیم، چون ممکن بود کارگردان را از دست بدهیم (به علت سکته قلبی).
اولین چیزی که به چشممان آمد، کوچکی خیمهها بود که راستش تا آخر متوجه
نشدیم که ما برای خیمهها خیلی بزرگ بودیم یا آنها خیلی کوچک بودند. شهرک
دفاع مقدس خیلی بزرگ بود یا سیاهی لشکرها خیلی کم. اما گفتیم سیاهی لشکر،
یاد این افتادیم که آنها از ما آدمهای بزرگتری بودند، چون زودتر از ساعت
هشت سر صحنه حاضر نمیشدند. حتما زندگی برای آنها مهمتر بود تا کار. وقتی
حساب کردیم، دیدیم مجموع سن ما سه نفر مطمئنا به قرن نمیرسد، ولی ما باید
میرفتیم به ۱۴۰۰ سال قبل و یک اتفاق بزرگ و ما حدود ۱۳ قرن کم داشتیم که
این واقعا مشکل بزرگی بود.
سعی کردیم این کمبودها را از طریق کتابها و معلومات فردی، جنسی و بصری و
غیربصری و حدس و گمان و کلی هم چاشنی جوانی جبران کنیم. خوشبختانه از زمانی
که چشم باز کردیم، در هر محلی علم و کتل و… بوده که ما را با این حس پیوند
داده. راستش را بخواهید، این کار، یک جورایی زنجیرزنی بود و مصیبت آن
واقعه (عاشورا). مصیبتی که خودمان دست به یقهاش بودیم، در موقع ساخت در حس
بصری صحنهها به ما کمک میکرد.
فیلمبرداری تمام شد؛ ما تصویرها را گرفته بودیم، ولی نمیدانستیم چطور به
هم مربوط میشود. وودی آلن هم اولش نمیدانست و همه چیز را به تدوین
میسپرد. باور نمیکنید، مصاحبهاش را با برگمن بخوانید. همین آدمهای بزرگ
بودند که به ما قوت قلب میدادند، حالا نگذارید پای اورسن ولز و دیگران را
به میان بکشیم که نه برای او خوب است و نه ما.
ما هم برای خودمان شوکایی داریم (تدوین) که کار بزرگمان را دست او سپردیم و
علی هم خدا خیرش بدهد. سر صحنه که بود، میگفت: یا مقلب القلوب من با
اینها چه خاکی به سرم بریزم. دیگر به ما چه ربطی داشت، ما کار بزرگمان را
کرده بودیم. حالا با هم یک آیتالکرسی میخوانیم و منتظر محصول نهایی
میشویم.