با سلام
من و آقا پسری سه ماهه به روش خواستگاری و سنتی با هم آشنا شدیم و در مراحل
آشناییت هستیم، حدودا ده جلسه بیرون تو کافی شاپی جایی با هم صحبت کردیم.
ایشون فوق العاده درونگرا هستند و حریم ها رو حفظ میکنن ابراز احساسات ی
حتی نظر خیلی واضحی در مورد ظاهرم نمیدن… سوالی که دارم از خدمتتون چگونه
میتونم بفهمم که تو مساگل احساسی و جنسی چگونه هستند گرم یاسرد؟؟ ومورد
بعدی اینکه دو جلسه آخر حس میکنم منقلب میشن و خودشون کنترل میکنند و میرن
سرویس بهداشتی! آیا این نشونا خوبیه یا بد؟؟ جلسات اول حتی یکبار هم سرویس
بهداشتی نمیرفتن تو یه جلسه چهارساعته! ازشونم که پرسیدم خوبید گفتن بله
خوبم!
من خیلی شناخت رو پسرها ندارم به خصوص مساگل جنسی و احساسی کمکم کنید…
شما تا دوران نامزدی بین 9 ماه تا یک سال و نگذرونید نمیتونید به شناختی که مدنظرتون هست برسید
در این دوران خانواده ها با هم مراوده و معاشرت میکنن و بهتر میتونید از ایشون شناخت بدست بیارید
به همین خاطر میتونید به طور غیر مستقیم از ایشون سوالاتی بپرسید … و یا نهایتا با مشاوری مجرب حضورا مشورت کنید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88472864
وقتی در راه بودم میدانستم که باید از کجا شروع کنم و به کجا برسم، ولی وقتی به سوال دوم رسیدم، فهمیدم که در مسیر سختی قدم گذاشتهام. سوالها به جواب نمیرسید، یعنی با هر سوال وارد فضایی میشدیم که برای بیرون آمدن از آن باید از راههای پرپیچ و خمی میگذشتیم و تازه هنگامی که دری برای خروج پیدا میکردیم، از یاد میبردیم که با کدام سوال به اینجا رسیدهایم. برای من شبیه علامت سوال است. هر پاسخش، پرسش تازهای برایت خلق میکند و انگار از این که برای کشفش باید تلاش کنی، لذت میبرد، ولی گاهی هم به تو فرصت میدهد که چند ثانیه نفس تازه کنی تا با پاسخ بعدیاش ناک اوتت کند. شرمندهام اگر نمیتوانم همه متن گفتوگوی خاطرهانگیزم را با دوستم که سالهاست بین عشق فوتبال و سینما مردد است، در این مقاله بگنجانم.
– اولین جام جهانی که به خاطر دارید، مربوط به چه سالی بود؟
۱۹۷۸ که انگلیس قهرمان شد.
– چندساله بودید؟
حدودا ۱۴ساله.
– و طرفدار چه تیمی؟
در آن روزها طرفدار ایتالیا بودم، هرچند که در همان دوره از جام جهانی ایتالیا از کره شمالی شکست خورد و در مقدماتی حذف شد.
– پس ایتالیا زیاد هم فرقی نکرده؟
در جام جهانی این دوره که ایتالیا فاجعه بود. دوست داشتم آرژانتین قهرمان شود که نشد، ولی از بازی و قهرمانی اسپانیا هم لذت بردم.
– فوتبال چطور وارد زندگیتان شد؟
در کودکی به علت کار پدرم در شهرستان زندگی میکردیم و مثل همه پسربچههای آن روزها تنها سرگرمیمان فوتبال بود.
– همان داستان معروف زمین خاکی.
ما در قبرستان متروکهای که نزدیک خانهمان بود، بازی میکردیم. هر روز هم کلی پول خُرد پیدا میکردیم، پولهایی که مردم به عنوان صدقه و کفاره، نذر اموات میکردند. ما که نمیدانستیم این پولها برای چه روی زمین ریخته شده، آنها را جمع میکردیم و غروب با آن به سینما میرفتیم. هر بلیت سه ریال. تازه من و برادرم چون کوچک بودیم، میتوانستیم یک بلیت بخریم و روی یک صندلی بنشینیم.
– پس سینما از همان اول همراه فوتبال بود؟
همراه که نه، بیشتر در تقابل با هم.
– و اینطور که پیداست این تقابل حالا حالاها ادامه دارد.
خودم هم همین طور فکر میکنم. هر دو را دوست دارم و از دست هیچ کدام هم خلاصی ندارم.
– برگردیم به فوتبال و اولین تیم باشگاهیتان.
تیم آرش. یک تیم محلی در غرب تهران. ما به تهران برگشته بودیم و در یکی از فقیرنشینترین محلات تهران زندگی میکردیم. در همان سالها، رادیو، در سطح نوجوانان محلات، جامی را برگزار کرد که تیم ما در آن شرکت کرد و در همان دور مقدماتی حذف شد.
– یک شروع توفانی!
برای تیم نه، ولی برای من چرا. در آن بازیها تیمهای صعود کرده، میتوانستند از بازیکنهای تیمهای حذف شده به عنوان یار کمکی استفاده کنند و تیم لکوموتیو مرا انتخاب کرد و ما به فینال رسیدیم. در فینال این مسابقات، برای اولین بار در امجدیه بازی کردم.
– استرس نداشتید؟
به استرس نرسیدم. قرار بود بازی در ساعت سه شروع شود و مربی ما – مدد نوعی که همه آقا مدد صدایش میکردند – از ما خواست که حدود ساعت دو در ورزشگاه حاضر شویم. من قبل از رفتن به استادیوم، به رستوران رفتم و یک ظرف چلوکباب با دوغ خوردم. به خیال خودم داشتم انرژی ذخیره میکردم. بازی که شروع شد، سرم گیج میرفت، حالت تهوع داشتم و اصلا نمیتوانستم بدوم. بین دو نیمه آقا مدد صدایم کرد و پرسید که چرا دم کردی…
– با همین ملایمت پرسید؟
(میخندد) نه. کمی خشنتر. گفتم اتفاقا چلوکباب و دوغ خوردم که جان بازیکردن داشته باشم. آقا مدد با همان ملایمت و با پسگردنی مرا به دستشویی فرستاد تا هرچه را خوردهام بالا بیاورم. در نیمه دوم عالی بازی کردم. بعد نوجوانان و جوانان و در ۱۷ سالگی که جزو ذخیرههای تیم بودم، بعد از آسیبدیدگی کاپیتان تیم که در دفاع چپ بازی میکرد، به زمین رفتم و تا آخر لیگ تخت جمشید آن سال بازیکن فیکس تیم بودم.
– پس دستمزد فوتبالیستها در آن دوران هم رقم بالایی بوده؟
در کنار این دستمزد ماهی پنج هزار تومان حقوق میگرفتم و برای هر برد هم ۱۵۰۰ تومان جایزه. تازه این که رقمی نبود، تراکتورسازی میخواست با مبلغ ۲۵۰ هزار تومان با من قرارداد ببندد که به خاطر دانشگاهم که در تهران بود، قبول نکردم.
– چه میخواندید؟
در دانشگاه، سینما میخواندم.
– باز هم نبرد فوتبال و سینما. این بار سینما برنده شد.
گزینه اول خودم همیشه سینما بوده و خواهد بود، ولی فوتبال همیشه به نوعی از جایی که انتظارش را نداشتم، خودش را وارد زندگیام کرده. سینما برای من در آسمان بود و فوتبال در زمین.
– از اول طرفدار فوتبال بودید؟
همان روز اگر تیمی۸۲ هزار تومان پیشنهاد میکرد، به آن تیم میرفتم. ما خانواده پرجمعیتی بودیم. پنج برادر و چهار خواهر و من دلم میخواست با پولی که به دست میآورم، به خانوادهام کمک کنم.
– یعنی اصلا برایتان مهم نبود که به چه تیمی میروید؟
به هیچ وجه. مهمترین چیز برایم مبلغ قراردادم بود و درسم و سینما. به خاطر همین هم در ۲۵ سالگی فوتبال را رها کردم تا فیلم بسازم.
– ولی بعد فوتبال را به شکل دیگری ادامه دادید و فیلم هم نساختید، هرچند همیشه در سینما حضور چشمگیری داشتید.
چرا. من چند فیلم کوتاه ساختم و فقط یک بار از تلویزیون پخش شد.
– منظور من فیلم بلند سینمایی بود.
همیشه رویای ساختن یک فیلم با من است، رویایی که گمان نمیکنم به واقعیت برسد.
– شما که مشکل مالی ندارید و نباید مشکلی برای ساختن فیلم داشته باشید.
همیشه که مشکل پول نیست. فکر میکنم الان زمانش نیست. شاید یک روز فیلمم را ساختم، البته شاید.
– سرگرمی شما در آن سالها چه بود؟
فوتبال، سینما، مطالعه.
– در میان این همه گفتنی و نگفتنی، فرصت کردید عاشق شوید؟
من فکر میکنم در بعضی از دورهها عاشق شدن سخت است.
– باران الان چندساله است؟
۲۴ ساله.
– چقدر شبیه ۲۴ سالگی شماست؟
شباهت من و باران بیشتر شباهت درونی است. نگاه اجتماعی و نگاهش به مردم شبیه من است. نگاه متعهدی که نسبت به هنر دارد، عبور از مسیرها و خوانهای سخت اجتماعی، تن به دشواریدادنها، اینها چیزهایی است که من و باران را شبیه به هم میکند.
– آن زمان اطلاعات مربوط به تیمها را از کجا پیدا میکردید؟
واقعا نمیدانم. نه مجلهای بود ونه هیچ منبع دیگری. مثل الان نبود که دو نفر از روی اینترنت سریع برایت ترجمه کنند. من وقتی ۱۴-۱۳ ساله بودم، برای هر تیم دفترچهای داشتم و اطلاعاتی را که به دست میآوردم، در آن مینوشتم. یکی از دوستانم تعریف میکرد که در یکی از بازیها میخواسته اسامی بازیکنان را بداند، ولی هیچ منبعی نبوده که به آن رجوع کند.
– بیشتر بچههای همدوره با شما تحصیل کرده بودند؟
در تیمی که بازی میکردم، از ۲۲ بازیکن، ۱۸ نفر دانشجو بودند. در حالی که این تیم، یک تیم بیپول و جنوب شهری بود. وقتی به تیم بهتری رفتم، حتی یک نفر هم دیپلم نداشت. البته الان هم تقریبا شرایط به همین شکل است و ما بازیکن تحصیلکرده خیلی کم داریم.
– پست شما، دفاع چپ بود؟
بله. در بیشتر مواقع، ولی مثلا در بازی سال ۱۳۵۴ در برابر یک تیم قوی گوش چپ بازی کردم.
– خودتان خواستید که دفاع بایستید؟ فورواردها بیشتر دیده میشوند.
همیشه گلزنها محبوبترند و از هر ۱۰ نفر که جذب فوتبال میشوند، ۹ نفرشان دوست دارند در خط حمله بازی کنند، ولی من از همان ابتدا با تشخیص مربی دفاع چپ ایستادم و اعتراضی هم نداشتم.
– چپپایید؟
اتفاقا راست پا هستم!
– بازیکن محبوبتان چه کسی بود؟
یاشین، دروازهبان شوروی.
– پس چرا دروازهبان نشدید؟
مدتی هم دروازهبانی کردم، ولی در بیشتر بازیها در همان پست همیشگیام بازی کردم.
– چرا هیچ وقت به تیم مشهوری دعوت نشدید؟
چون مسئولان صلاح ندانستند من را دعوت کنند و همیشه به تصمیماتشان احترام گذاشتهام و به حرفشان گوش دادهام.
– چه کسانی در آن زمان دفاع چپ تیمتان بودند؟
دقیقا اسمشان را به یاد ندارم، ولی من از آنها خیلی جوانتر بودم، ولی لابد تشخیص مربیمان این بود که من به درد تیم اصلی نمیخورم، وگرنه حتما دعوتم میکرد.
شما را در ترک عادت کندن جوش یاری می کنیم.
اگر شما هم به عادت نامطلوب کندن جوش ها هنگام استرس یا واقع شدن در جلوی آینه می باشید .
و مایل می باشید که پوست ایدهآل دارا باشید حتما این عادت ناخوشایند را به ترک کردن بپردازید.
و شیوه هایی را پیدا کنید که از طریق آن بتوانید حواس خود را از این مسئله پرت کنید.
تا شرایط را از اینکه موجود می باشد بدتر نکنید.ترک کردن عادت جوش
شما میتوانید هنگامی که دست به این کار میزنید اطلاعات فراوانی را جمعآوری کنید.
هنگامی که مشغول تماشا کردن تلویزیون می باشید و چه هنگامی که در حال نگاه کردن به تلویزیون.
تمام این اطلاعات به شما یاری خواهند داد .ترک کردن عادت جوش
تا با نزدیک شدن به این زمان برای آن آمادگی پیدا کنید و حواس خود را به پرت کردن بپردازید.

تصویر کنده شدن یک جوش را در فکر خود مجسم کنید.ترک کردن عادت جوش
بدون آنکه به صورت حقیقی آن را به انجام دادن بپردازید. کندن کردن را در ذهن خود تصور کنید.
و نیروی آن را در دستهای خود حس کنید.ترک کردن عادت جوش
این کار میتواند لذت کندن جوش بدون صدمه زدن بیشتر به پوست را به شما انتقال دهد.
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
قدم ۴: به هر طریقی که شده مدیریت دستان خود را برای مبارزه کردن با وسوسه شدن کندن جوش ها به کار ببرید.
به طور مثال این کار را از راه نشستن روی دست ها یا همینطور مشت کردن دست ها یا حتی استفاده کردن از دستکش انجام دهید.
قدم ۵: یک تصویر از خود را با پوستی روشن و بدون صدمه آن را با خود به همراه داشته باشید.
تا الهام بخش شما برای مبارزه کردن کندن جوش های تان باشد.
ممکن است از اختلال وسواس باشد و باید درمان شود.
از آنجایی که کندن جوش ها تنها شرایط را بدتر خواهد کرد.
هنگامی که احساس احتیاج به این کار در شما ایجاد میشود.
میتوانید این تصویر را نگاه کنید و تا برطرف کردن وقت احتیاج به این کار آن را به کنار گذاشتن بپردازید.
ولی ترکاندن آن بعضی از جاهای صورت میتواند در بدترین حالت منجر به مرگ و همینطور فلج شدن صورت شود.
مثلث خطرناک صورت بخشهایی از بینی، فاصله بینی تا قسمت لبه بالایی و گوشه های لب می باشد.
این ناحیه از صورت بخشی به اسم سینوس کاورنوس را به پوشاندن میپرداز.
ترکاندن جوشهای این قسمت میتواند منجر به مرگ و همینطور فلج صورت.
و این ناحیه به مثلث خطرناک صورت مشهور میباشد.ترک کردن عادت جوش
و بر اثر ترکاندن جوش و به وجود آمدن زخم این ناحیه عفونت خواهد.
و مستقیما داخل مغز میشود و میتواند دچار نابینایی یا مرگ شود.
یا اگر به صورت اتفاقی جوش های این ناحیه دچار صدمه شدهاند حتماً به پزشک متخصص رجوع کنید.
بعضی از اشخاص که این عادت را دارند که مرتب به جوش های صورت خود ور بروند.ترک کردن عادت جوش
و آنها را به دست کاری کردن بپردازد تمایل داشتن به ترکاندن جوشها وسواسی و همینطور مضری می باشد .
در مورد اختلال وسواسی جبری بیشتر بدانید.
ترک عادت کندن جوش به شما در ارتقا ارائه نیز کمک می کند.
که به ضرر پوست شما خواهد بود لذت بردن از این کار به نوعی اختلالات روانی و عصبی محسوب میشود.

نوجوان ناسازگار – نوجوانی دورانی بسیار حساس در دنیای هر فرد خواهد بود که دانستن ویژگی ها این دوره می تواند کمک مناسبی به والدین نماید. اغلب افراد تا سنین نوجوانی مشکل خاصی با فرزندان خود ندارند و هم چنین فرزندان نیز تا سنین نوجوانی اختلافات و مشکلات رفتاری خاصی با والدین و اطرافیان خود ندارند اما با شروع دوره نوجوانی و در پی تغییراتی که در سیستم فیزیکی و درونی شخص رخ می دهد تغییرات بسیاری نیز در سیستم رفتاری و اخلاقی نوجوانان به وجود می آید که سبب می شود خانواده نگران روابط میان خود و نوجوانان شان و نیز روابط خارج از خانه نوجوان خود باشند. به سن بلوغ رسیدن تغییراتی در سیستم عاطفی و رفتاری و جنسی فرد ایجاد می کند که باعث می شود علاوه بر تغییرلت جسمی با تغییرات روحی روانی اتفاق افتاده در فرد هیجانات و استرس و اضطراب و نیازهای عاطفی جسمی او تغییر کند و در پی آن شاهد مشکلات بسیاری از جانب او برای خانواده اش و نوجوان ناسازگار باشیم. رفتارهای منفی در علم روانشنای ناسازگاری نامیده می شود و به نوجوانانی که با این رفتارها موجب آزار و اذیت خانواده خود می شوند نوجوان ناسازگار گفته می شود.
ناسازگاری در لغت به معنای عدم کنترل نوجوان بر رفتارها و عدم توانایی او در مطابقت خود با شرایط محیطی و خانوادگی است که در این صورت از او به عنوان نوجوان ناسازگار یاد می شود. گرایش به مصرف الکل و مواد مخدر، رابطه های جنسی خطرناک و تمامی ناهنجاری های اجتماعی به دلیل همین ناسازگاری در نوجوانان به وجود آمده که در صورت عدم کنترل مناسب و صحیح می تواند آینده انان را تخریب نماید. به نوعی می توان گفت که نوجوان ناسازگار آیینه ای از والدین خویش است یعنی می توان تبلوری از رفتار و اخلاق والدین را در او مشاهده نمود.
رفتار والدین فرد به صورت مستقیم بر رفتار و ناسازگاری های دوران نوجوانی و بلوغ فرزند تاثیر گذار بوده و بنابراین والدین باید تلاش کنند که در دوران قبل از بلوغ و بعد از بلوغ رفتارهایی مناسب و صحیح از خود نشان دهند. نیاز است تا والدین در دوران نوجوانی با نوجوانان خود مهربانانه و با محبت رفتار کنند گرچه ممکن است که نوجوان این نیازها را بروز ندهد و برخی از والدین در این مواقع نتوانند تشخیص دهند که نوجوان ناسازگار شان به شدت دارای نیازهای عاطفی است. هیچ وقت درخواست های خود را با زور و اجبار از نوجوان نخواهید چرا که حتی اگر منطقی و قابل پذیرش باشد باعث بروز رفتارهای نامناسب بعدی در او شده و ناسازگاری در رفتارش بیشتر و بیشتر خواهد شد پس نیاز است تا خواسته ها و انتقادات خود را دوستانه و با حالتی مهربانانه و منطقی بیان کنید که به این صورت تاثیر بیشتری نیز خواهد داشت.
نوجوانان نیاز دارند تا به خوبی درک شوند و به هرحال با ویژگی های این دوره از زندگی نمی توان از آن ها انتظار داشت که مانند یک کودک و یا مانند یک بزرگسال منطقی عمل نمایند پس باید به خوبی نوجوان خود را از نظر تغییراتی که در بدنش رخ داده درک نموده و او این حس درک شدن را از شما دریافت نماید تا به این ترتیب آرامشش بیشتر شده و نیازهای عاطفی اش تا حد مناسبی برطرف شود. هیچ گاه نباید اخلاق هایی که می دانید مربوط به دوران نوجوانی است و ممکن است در هر فردی بروز پیدا کند به او نسبت داده و بگویید که این رفتارها در تو ذاتی است مثلا هیچ گاه نباید به او بگویید که تو به صورت ذاتی بداخلاق و عصبی و پرخاشگر هستی چرا که این رفتارها می تواند صرفا مربوط به دوران نوجوانی او باشد. می بایست در سنین نوجوانی با دقت و با ارامش به صحبت های نوجوان خود گوش فرا دهید چرا که این دوران می تواند باعث به وجود امدن حرف های زیادی برای نوجوان شود و گوش دادن شما می تواند محبت و عاطفه شما را نشان داده و نوجوان شما حس داشتن حامی مناسب را درک نموده و کمتر به محیط بیرون از خانه برای برطرف نمودن نیازها و احساسات و هیجانات خود روی بیاورد. فعالیت های درسی نوجوان خود را زیر نظر قرار دهید حتی اگر شرایط شما به گونه ای است که زمانی برای رفتن به مدرسه و جویا شدن مستقیم احوالات فرزند نوجوان ندارید می توانید از راه دور و یا با استفاده از مکالمات تلفنی و غیره جویای اوضاع درسی او باشید تا بدین صورت او حس کند که اولا اینده او برای شما مهم است و دوما ترغیب شود تا تلاش بیشتری برای بهتر شدن در امور درسی خود داشته باشد. صحبت کردن با نوجوان می تواند سبب کاهش استرس ها و تنش ها درونی او شده و به این صورت از میزان رفتارهای ناسازگارانه در او بکاهد. وقتی که با نوجوان خود صحبت کنید متوجه می شوید که او چقدر به مشاوره با شما و مشورت نمودن نیاز دارد و این می تواند به او آرامشی خاص بخشیده و خیال شما را از بابت داشتن فرزندی دلخواه در سنین حساس نوجوانی جمع نماید.
صفات اخلاقی مناسب را به نوجوانان خود آموزش دهید چرا که بهترین سن برای دریافت و یادگیری صفات اخلاقی سنین نوجوانی است. در واقع خمیر مایه شخصیت اصلی فرد در دوران نوجوانی در او شکل می گیرد و به این صورت نیاز است تا نوجوان شما موارد زیادی را در سنین نوجوانی یاد بگیرد. ویژگی هایی مانند عدم زورگویی، رعایت حق دیگران، مهربان بودن، کمک کردن به دیگران و مواردی از این دست می تواند گزینه های مناسبی برای آموزش دادن به فرزندان در سنین نوجوانی باشد. به جای اینکه به نوجوان خود به زور بقبولانید که باید فلان طور باشد و یا فلان طور رفتار کند سعی کنید بهترین الگو برای شخصیت او باشید تا او خود به صورت واقعی این موارد را از شما یاد بگیرد پس گرفتن استقلال از نوجوان و تغییر او به گونه ای اجباری جواب نداده و حتی کار را بدتر کرده و باعث شکل گیری یک نوجوان ناسازگار خواهد شد. افراط و تفریط را به خوبی به نوجوانان در سن بلوغ خود یاد دهید مثلا او باید بداند که نباید تمامی زندگی و وقتش را صرف خوش گذرانی با دوستان و یا نشستن پای رایانه و یا حتی درس خواندن کند و تعادل در انجام امورات زندگی او می تواند از نظر شخصیتی نیز او را متعادل کند.
دنیای امروزه روز به روز در حال پیشرفت است پس اصول تربیت نیز باید به گونه ای به روز شود پس نیاز نیست همان گونه که والدین تان شما را بزرگ کرده اند شما نیز فرزندتان را بزرگ کنید و نیاز است تا برخی از آداب و رسوم تربیتی گذشته فراموش شده و به روز شود. برخورد منطقی با رفتارهای نوجوان ناسازگار می تواند منطقی بودن را به او آموزش دهد و نیز در صورت چنین برخوردی با او تغییرات مناسب تری را نسبت به زمانی که می خواهید با پرخاش رفتار کنید مشاهده خواهید کرد. در مورد دوستان و اطرافیان او و کسانی که او با آن ها معاشرت دارد قضاوت بی جا نکنید چرا که می تواند موجب لجبازی او و صدمه زدن به رفتارهای او در آینده شود. نوجوان نمی تواند به سرعت در مورد کارها تصمیم گیری کند و عجله در کارها می تواند به شدت برای او مضر باشد پس اجازه دهید تا او سر فرصت و با منطق و حوصله بیشتری تصمیم گیری کند. آخرین نکته این است که تنبیه بدنی می تواند سبب تشدید رفتارهای ناسازگارانه در نوجوان و افراد در سنین بلوغ شده و رابطه میان شما و فرزندتان را تیره و تار نماید پس هرگز از این روش اشتباه استفاده نکنید.
منبع:ساینس دیلی