سیگار کشیدن یک مسئله مهم بهداشت عمومی است و ترک سیگار
تنها مهمترین چیزهایی است که افراد سیگاری می توانند برای بهبود سلامت خود انجام
دهند. محققان دانشگاه کالیفرنیا،
دانشکده پزشکی سن دیگو در مجله سالانه بررسی سالانه معتبر بهداشت عمومی، چشم انداز
توقف سیگار را طی 20 سال گذشته بررسی کرده اند. در طول این دوره زمانی، بهبود در داروهای دارویی برای کمک به
توقف وجود دارد، و مربیگری تلفنی تلفن رایگان در هر دولتی در دسترس است. با این حال، روند اخیر در ترک سیگار برای محققان کنترل تنبلی
مشکل است.
جان پرویز پیرس، استاد پزشکی خانواده و پیشگیرانه و مدیر علوم جمعیتی در دانشگاه سان دیگو مورس، گفت: "برای دهه گذشته تلاش برای ترک سیگار افزایش یافته است، اما نسبت افرادی که تبدیل به موفق شدن می شوند، کاهش یافته است." مرکز سرطان "انتشار وسیع سرویس های متوقف شده منجر به افزایش احتمال احتمال موفقیت یک تلاش خاتمه نیافته است."
به نظر نمی رسد که مشکل با خدمات خودکشی باشد. "آزمایشات تصادفی همچنان نشان می دهد که نوآوری ها در کمک های متوقف، مانند سرویس جدید متن به ترک، باعث افزایش میزان موفقیت در میان سیگاری ها می شود که انگیزه ای برای مطالعه ی بالینی هستند"، گفت: شارون کامینز، دکتر ارشد ارزیابی با Smokers کالیفرنیا خط تلفنی و همکارانش در این مطالعه. "در واقع، یک مطالعه نشان داد که افراد سیگاری سنگین تر احتمال بیشتری دارند تا با موفقیت کنار بیایند، زمانی که یک پزشک به طور مستقل از تلاش ترک خود نظارت می کند، کمک های دارویی استفاده می شود و سیگاری دریافت تماس های مربیگری چند را از سرویس خاتمه می دهد."
· سیگار کشیدن مادر در دوران بارداری با بلوغ زودرس در کودکان
· تحقیقات نشان می دهد که چگونه برای رسیدن به نتایج بهبود یافته سیگار کشیدن در جمعیت Medicaid کالیفرنیا
· ژن های مصرفی نوشیدن سنگین تر را انجام نمی دهند، تحقیقات را نشان می دهد
با این حال، شواهد اخیر نشان می دهد که بخشی از این مشکل ممکن است درمورد اینکه چگونه کمک های بازپرداخت توسط شرکت های دارویی به بازار عرضه می شود، بیان می شود: بسیاری از این تبلیغات نشان می دهد که ممنوعیت ترک سیگار ممکن است به همان اندازه ساده سازی شود. به نظر می رسد که بیشتر سیگاری های جوان بیشتر احتمال دارد که میزان کار مورد نیاز برای ترک سیگار را با موفقیت کاهش دهند.
به طور سنتی، اکثر سیگاریهایی که با موفقیت کنار گذاشته شده اند، بدون کمک انجام شده اند، و داده های اخیر نشان می دهد که این تغییر نکرده است. با این حال، سیاست فعلی ملی مانع ترک ترک اعتیاد نیست، مشاوره پزشکان را برای اطمینان از اینکه افراد سیگاری که بخواهند این کار را با کمک کمک های دارویی انجام دهند. این خط مشی ممکن است اعتقادات افراد سیگاری را در توانایی خود برای ترک خود داشته باشد.
پیرس و همکارانش خاطر نشان کردند که برخی از اولین متون در روانشناسی که بیش از 100 سال پیش نوشته شده اند شامل فصل هایی درباره عادت های شکستن مانند سیگار کشیدن است. ویلیام جیمز در سال 1890 مجموعه ای از قواعدی را که امروزه به طور گسترده ای شناخته شده است، ارائه می دهد و امروزه نیز معتبر است: سیگاری ها باید قطعنامه ای برای تغییر ایجاد کنند؛ آنها باید بر اساس آن قطعنامه عمل کنند؛ آنها موفق تر خواهند بود اگر تعهد شخصی به دیگری برای موفقیت داشته باشند؛ و در نهایت، مهم است بدانیم که خطر داشتن حتی یک سیگار تنها در یک اقدام متوقف شده.
محققان پیشنهاد می کنند که سیاست گذاران به کسانی که در دانشگاه ها شرکت می کنند، برای بازبینی جدی سیاست ترک سیگار اقدام می کنند.
طبق یک مطالعه که یکشنبه، 29 آوریل در دانشگاه های اطفال
دانشگاهیان ارائه می شود، نوزادانی که مادرانشان در معرض استرس در سه ماهه اول
بارداری قرار دارند ممکن است در معرض خطر کم بودن وضعیت آهن باشند که می تواند
منجر به عقب ماندگی جسمی و ذهنی در جاده شود. (PAS) سالانه در بوستون.
آهن نقش مهمی در توسعه سیستم های عضو، به خصوص مغز دارد. عوامل خطر شناخته شده برای وضعیت فقیر آهن در نوزادان کمبود آهن مادران، دیابت مادران، سیگار کشیدن در دوران بارداری، زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد و حاملگی های چندگانه است.
این مطالعه که توسط محققان از کالج آکسلون آکادمیک و مرکز پزشکی برزیل در اسرائیل و دانشگاه میشیگان انجام شده است، برای اولین بار در انسان است که نشان می دهد استرس مادر در اوایل بارداری یکی دیگر از عوامل خطر برای وضعیت کم آهن در نوزادان است.
· مدیریت تهوع و استفراغ در دوران بارداری بیشتر از آنچه قبلا تصور می شد هزینه NHS را بالا می برد
· CWRU برای استفاده از ابزار Vital Scout VivaLNK برای مطالعه استرس در ورزشکاران دانشجویی
· مطالعه رابطه بین استرس کار و افزایش خطر ابتلا به سرطان را بررسی می کند
محققان تحت رهبری رینات آرمانی-سیفان، دکترا، مدیر آزمایشگاه تحقیقاتی روانشناسی کالج آکسلون آکادمیک، زنان باردار را که در مراکز درمانی بارزیل درگذشته بودند، استخدام کردند. اولین گروه از زنان (گروه استرس) در منطقه ای زندگی می کردند که در طی سه ماهه اول بارداری بیش از 600 حمله موشک (عملیات Oferet Yetzuka) وجود داشت. گروه کنترل در همان منطقه زندگی می کردند و سه تا چهار ماه پس از پایان حملات موشکی باردار شدند.
زنان به طور خلاصه در محل پذیرش اتاق تحویل پرس و جو برای تعیین اینکه آیا آنها سالم و بدون عوارض حاملگی بودند. زنان واجد شرایط که موافقت کردند در این مطالعه شرکت کنند، یک یا دو روز پس از زایمان در زمینه حاملگی و سلامت آنها مورد مصاحبه قرار گرفتند. آنها همچنین پرسشنامه های مربوط به افسردگی و اضطراب را پر کرده و سطح استرس آنها را در دوران بارداری ارزیابی کردند.
خون بند ناف از نوزادان جمع آوری شد و سطح سرمی فریتین (آهن) اندازه گیری شد.
نتایج نشان داد که 63 کودک که مادرانشان در گروه استرس بودند، میزان بالای فریتین خون بند ناف را نسبت به 77 نوزاد در گروه کنترل کاهش دادند.
دکتر Armony-Sivan می گوید: "یافته های ما نشان می دهد که نوزادانی که مادران آنها در دوران بارداری تحت تأثیر قرار گرفته اند، یک گروه خطر خطرناک برای کمبود آهن هستند." "زنان باردار باید آگاه باشند که سلامت، تغذیه، سطح استرس و حالت ذهن آنها سلامت و رفاه فرزندان را تحت تاثیر قرار خواهد داد."
دکتر Armony-Sivan نتیجه گرفت که ممکن است توصیه شود که قبل از بازدید 12 ساله کودک، به ویژه در افراد با خطر بالا، کار خون اضافی را در نظر بگیریم تا کمبود آهن با یا بدون آنمی زود تشخیص شود. درمان قبل از آن می شود مزمن و شدید است.
چند سال پیش و در یک مهمانی، که خیلی از شخصیتهای مهم هم در آن شرکت داشتند، استادی را دیدم که کمی آنسوتر نشسته بود. آنچنان صاف و درست، آنچنان با وقار که توجه همه به سمتش جلب میشد. استاد ساکت نشسته بود و بیشتر به حرفهای اطرافیانش گوش میداد. لبخند ملیحی هم گوشه لبش جا خوش کرده بود. خیلی ساده و راحت آدم میتواند نسبت به چنین شخصیتی حسودی کند. در تنفس کوتاهی که ایجاد شد، تقریبا همه به سمت استاد رفتند و میخواستند عکسی به یادگار با او بگیرند.
چند نفری هم «یواشکی» کاغذها و عکسهایی را از جیب کتشان در آوردند و میدادند تا استاد امضایشان کند. آنقدر شجاع نبودند که بگویند یک امضا برای یادگاری میخواهند. مدام میگفتند که دخترشان که دانشآموز راهنمایی است و پسرشان که تازه مهدکودک را تمام کرده، امضایی از استاد را میخواهد. درست در این شرایط است که دلت میخواهد استاد باشی و همه دورت بچرخند. اما درست چند دقیقه بعد، حداقل من یکی نمیخواستم استاد باشم. استاد درخواست لیوانی آب کرد. لیوانی با یخ سفارشی برایش آوردند. با لبخندی تلخ گفت که آب یخ نمیخورد. و خیلی سخت است که حتی نتوانی یک لیوان آب خنک را از گلویت بدهی پایین. من، خودم بودن را ترجیح دادم. احتمالا مثل خیلیهای دیگر.
این مقدمه طولانی را نوشتم تا برسم به نویسنده جوان که در ۳۴ سالگی چند جایزه معتبر جهانی از جمله «بوکر» را دریافت کرده است. او زندگیاش را این جور توضیح میدهد: «راستش را بخواهید خیلی کسلکننده است. صبح تا بعد از ظهر در دفتر خودم کار میکنم و کلی چایی میخورم، یادداشت مینویسم، این دست و آن دست میکنم، کمی کار میکنم، پیادهروی میکنم، بعد کمی بیشتر کار میکنم و دست آخر هم به خانه میروم. قبل از ناهار معمولا ۵۰۰ کلمه مینویسم و در دفتر کارم هیچ وقت از اینترنت استفاده نمیکنم. چرا که میدانم اگر یک روز سروکله اینترنت در دفتر کارم پیدا شود، بیچارهام و تمام مدت مشغول وبگردی خواهم بود و عملا تمام روز را از دست میدهم.»
حالا شما دوست دارید که جایزههای جورواجور بگیرید یا دوست دارید بروید یاهو مسنجر و وقتتان را با فیسبوک بگذرانید؟ همین انتخابهاست که زندگی آدم را تعیین میکنند.
جان مک گریگور وقتش را خیلی دقیق برنامهریزی میکند. او مثل کارمندها پشت میزش مینشیند و مینویسد. یعنی اصلا از این تریپهای هنرمندی نیست که هر وقت عشقش کشید، پشت میزش بنشیند و بنویسد. موهایش را کوتاه نگه میدارد و سعی میکند برای همه کارهایش برنامهریزی کند. مثلا عشق یادداشتبرداری و تحقیق دارد. حالا برویم سراغ حرفهایش در مورد آخرین رمانش، یا به طور دقیقتر سومین رمانش.
جان میگوید که اوایل سال ۲۰۰۳ فصل اول را نوشته است، آن هم بعد از شنیدن قضیه مردی که تنها در آپارتمانش مرده بود و ادامه میدهد: «تحت تاثیر قرار گرفته بودم و میدیدم در حال نوشتن رمانی درباره مواد مخدر، بیخانمانی و اجساد مینویسم. اما خیلی زود از نوشتنش منصرف شدم و گذاشتمش توی کشوی پایینی میزم. موضوع دست از سرم بر نمیداشت و در پسزمینه ذهنم کاملتر و کاملتر میشد و بالاخره سال ۲۰۰۷ بود که تصمیم گرفتم درست و حسابی رویش کار کنم. نوشتن خود داستان یک سال طول کشید و یک سال هم صرف ویرایش کتاب شد.»
بچه مثبتی آقای نویسنده باعث شده تا تعداد زیادی از آقادکترها از او تشکر کنند. او تحقیقات زیادی در مورد پزشکی انجام داده بود: « در واقع دو لایه از تحقیق وجود داشت. لایه اول مرگ و گندیدن جنازه «رابرت» و اقدامات دولت در پی آن بود و دومین لایه سیاق زندگی افراد گرفتار اعتیاد. تحقیق در اولین لایه مشکل نبود و میشد از طریق خواندن کتابهای پزشکی، گفتوگو کردن با ماموران پلیس، آسیب شناسان و اهالی محل به نتیجه رسید. اما کنکاش در لایه دوم کمی سختتر بود و به همین خاطر با عدهای از معتادان به مواد مخدر که ترک کرده بودند، پزشکان ترک اعتیاد و متخصصان بازپروری صحبت کردم.»
او ادامه میدهد: «میخواستم جزئیات زندگی خیابانی، چرایی اعتیاد، تجربه واقعی اعتیاد و در واقع واژگان آن را پیدا کنم نه فقط یک سری قصه درباره معتادها، چرا که میخواستم داستان بنویسم نه مستند. پس لازم بود شخصیتهای خودم را خلق کنم و برای همین میبایست اطلاعات و واژگان دقیق را در اختیار میداشتم. به طور قطع برای نوشتن این رمان گستردهترین تحقیقاتم را در مقایسه با دیگر کارهایم انجام دادهام. و البته قسمتهای غیر داستانی و مستند آن در باره هرویین را بعدها در کتابی مفصلتر منتشر میکنم.»
دو رمان اول او نامزد جایزه بوکر شده بود. او فکر میکند که جایزهها روند زندگی آدم را مختل میکنند: «زندگی کاریام متحول شد. نقدهای خوبی درباره کتابم چاپ شد که به فروش بیشتر آن کمک چشمگیری کرد و فرصتهای خوبی برای نوشتن در زندگی کاری من به وجود آورد. منظورم این است که دیگر میتوانستم نویسندهای حرفهای و تمام وقت باشم و تا هفتهها هیجانزده بودم و این اتفاق خیلی خوشایند بود برایم. اما کمکم احساس کردم همه این هیجانات به نحوی تمرکزم برای نوشتن را به هم میزند و خیلی جدی تصمیم گرفتم که تمام حواسم را متوجه امر نوشتن کنم و از نویسنده بودنم احساس خوشایندی داشته باشم.»
در نتیجه جان مثل خیلی از فیلمسازهای وطنی در مورد فقر و بدبختی ننوشته تا جایزه بگیرد. او از دغدغههایش نوشته است. او میگوید: «البته این طور نبود که از مشاهده این حوادث عصبانی یا شوکه شده باشم، یا اینکه خواسته باشم سطح آگاهی مردم پیرامون این مسائل را بالا برده باشم، بلکه هر چقدر بیشتر درباره زندگی افراد معتاد مطلع میشدم و یا مردمی که حاشیهنشین و فقیر بودند، پیچیدگی تجربیات آنها برایم جذابیت بیشتری پیدا میکرد.»
جان مک گریگور هم مثل همه نویسندهها از نویسندههای قبلی تاثیر گرفته است. البته خودش هم در این مورد خیلی مطمئن نیست. شاید برای اینکه اعتراف کند از نویسندههای دیگر تاثیر گرفته، خیلی جوان باشد: «فکر نمیکنم که انتخابی کاملا خود آگاه بوده باشد، عناصر فرم و قالب در روند نوشتن ظهور پیدا میکنند. به عنوان مثال استفاده از راوی اول شخص جمع هنگام فکر کردن به دوستان رابرت که منتظر رسیدن پلیس هستند، به ذهنم خطور کرد. ممکن است از رمان «خودکشی باکره» اثر جفری اگونیس تاثیراتی گرفته باشم، البته مطمئن نیستم.»
و ادامه میدهد: «در واقع عدم حضور راوی قطعی منجر به این شد که آنها را به عنوان یک گروه کر یونانی به تصویر بکشم؛ البته گروه کر یونانی که تعداد زیادی تکنواز دارد. در ضمن جنبههای دیگر داستان، مثل جملههای ناتمام، تاکید بر انتظار در فصل سوم، سؤالات بسیار زیاد در فصل پنجم، همه و همه در طول فرایند نوشتن برای درگیرکردن بیشتر خواننده با زندگی شخصیتها ظهور پیدا کردند.»
جان مک گریگور، نویسنده ۳۴ ساله انگلیسیزبان است که از سال ۲۰۰۲ تاکنون سه رمان نوشته است. «اگر کسی از چیزهای مهم حرفی نزند» اولین اثر ادبی او در سال ۲۰۰۲ نامزد دریافت جایزه «بوکر» و برنده جایزه «بتی ترسک» شد. همچنین در سال ۲۰۰۳ او جایزه سامرست موام را از آن خود کرد. کتاب دوم مک گریگور «راههای بسیای برای شروع است» در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسید. این کتاب هم نامزد دریافت بوکر شد.
جان مک گریگور در سال ۱۹۷۶ در برمودا به دنیا آمد. او در نورفولک بزرگ شده است و هم اکنون در ناتینگهام سکونت دارد. اثر اخیر او که در فوریه امسال به چاپ رسید، «حتی سگها» نام دارد که تاکنون نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است و میتوان به انتظار جوایزی که این کتاب میتواند کسب کند، بود. او به خاطر اولین کتابش برنده جایزه «بوکر» شد و همین شد تا کتابش پرفروشتر شود و این موفقیت اعتماد به نفس و انگیزه او را برای نویسندهشدن چندبرابر کرد. او بلافاصله به یادداشتبرداری از موضوعاتی که میتوانستند مایه اصلی کتابهای بعدی او باشند، پرداخت. همین یادداشتبرداریها دستمایه کتابهای بعدی او شدند، ازجمله کتاب «حتی سگها» که آخرین رمانی است که از او به چاپ رسیده. به گفته خودش، او قصد هشدار یا هشیار کردن خوانندگان کتابش را نداشته است، بلکه فقط به سمت موضوعات اجتماعی جذب شده است. مک گریگور که از نظم و تکراری شدن کارها بیزار است، در مصاحبهای که اخیرا با مجله «تورنتوایست» داشته است، در مورد داستان نوشتن و به خصوص نوشتن «حتی سگها» صحبت کرده است.
و حالا «حتی سگها»
«اواخر دسامبر بود که در ورودی را شکستند و به زور آمدند تو و جسد را با خودشان بردند.» سومین رمان جان مک گریگور با این جمله شروع میشود. رمان در شهری ناشناخته در انگلستان جایی نزدیک نواحی مرکزی اتفاق میافتد و کم و بیش در زمان حال.
جمله آغازین داستان بسیار بر کشش و جذاب است، اما بندهای بعد از آن به توصیف فضای داستان میپردازد و سرعت خواننده را کمی پایین میآورد. کمی جلوتر معلوم میشود که راوی داستان «ما» است. به عنوان مثال در این جمله از داستان: «چسبیده بودیم به در ورودی و میدیدیم که مردم در حال رفت و آمدند، وقتی سر و کله دو مامور پلیسی که میخواستند خانه را بررسی کنند، پیدا شد، ما هم به دنبالشان رفتیم داخل.»
این نوع روایت را میتوان نزدیک به یک فیلمنامه دانست. در قسمت کشف جسد مرد جان باخته، معلوم میشود که «ما» حضوری نامرئی دارد و کمی جلوتر متوجه میشویم که جسد متعلق به شخصی به نام «رابرت» است و هنگامی که جسد او را در نعشکش میگذارند، ما هم همراه او سوار میشویم. وقتی جنازه «رابرت» در راه سردخانه است، کاراکترهای متفاوتی که شوخ و طناز هستند در داستان ظهور مییابند و یکنواختی روایت به تدریج در داستان رنگ میبازد. اینکه «ما» در داستان مک گریگور ارواح هستند یا اوهام، زنده هستند یا مردهاند، توفیری نمیکند، چرا که آدمهای داستان به تناوب در معرض دید ساکنان دنیای واقعی هستند. داستان در پی گرفتن نتیجه خاصی نیست و هرچند همه حضوری شبحگون در این داستان دارند، ولی در واقع همگی مردمان معمولی هستند که حضورشان از سوی شخصیتهای داستان جدی تلقی نمیشود.
ارتباط زناشویی یکی از دغدغه های زندگی دو نفره است.
و مسئله اساسی در مشاوره زناشویی می باشد.مشاوره زناشویی آنلاین
و با مشاوره آنلاین زناشوئی می توانید این مشغله ها را رفع کنید.

خود کلمه زناشوئی شامل معنی های متفاوتی می باشد .
به دلیل اینکه زناشویی به زمان پس از عقد تا آخر عمر می گویند.
مشاوره آنلاین زناشویی میتواند.مشاوره زناشویی آنلاین
با داشتن هدف افزایش دادن سطح آگاهی خود نسبت به یکدیگر باشد.
مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
که بدون طرفداری کردن و همراه با اطلاعات کافی بداند.
که کجای ارتباط زناشویی دارای مشکل می باشد.
که بتوانید در زندگی خود پیشرفت کنید.مشاوره زناشویی آنلاین

متاسفانه هنگامی که از تصمیم گیری به صورت آگاهانه به طرفه رفتن می پردازیم.
در حقیقت میخواهیم ارتباط خود را همان طور که می باشد حفظ کنیم.
ما با انتخاب نکردن فرصت تحول و تغییرات مثبت را از خود خواهیم گرفت.
حتی اگر میخواهیم ارتباطمان را بهر صورتی که هست.مشاوره زناشویی آنلاین
به حفظ کردن بپردازیم بهتر می باشد که این تصمیم هوشیارانه را بگیریم.