یک نوع اختلال اضطرابی می باشد که ویژگی های آن تنش و بیمناک بودن می باشد.
امکان دارد با علائم بدنی همراه شود.
از نظر روانشناس افرادی که این نوع اختلال را دارا نمی باشد معمولا به طور واضح متوجه نمیشود که به چه علت دارای ترس می باشند.
علائم اصلی این اختلال ، اضطراب می باشد و به این علت قرارگیری نام دارد که با محرک شده یا یک فرایند مخصوصی به جود نمیآید.
بلکه در شرایط های متفاوتی اتفاق میافتد.
اینگونه است راه ها به فرآیند های بیرونی کمتر وابسته می باشد و بیشتر در مورد احساسات و تعارض درونی فرد دارای ریشه می باشد.
یکی دیگر از اختلالات روانی می باشد.
اختلال خلقی از نظر روانپزشک به سه دسته تقسیم می شوند که شامل:
که هر کدام از آنها مجموعه هایی را در بر دارند.

اختلال خلقی خصوصیات اصلی اختلال عاطفی محسوب می شود.
اشخاصی که دارای اختلال خوردن تک قطبی می باشد دارای آشفتگی هیجانی می باشد که به طور دائم به افسردگی به سر می برند.
اختلال دوقطبی در چه اسمی که برای آنها نامگذاری شده، هم شامل حمله های افسردگی می باشد و هم دارای هجوم شیدایی.
به طور معمولی اختلال های دوقطبی در هنگام شروع شدن به طور حمله شیدایی بروز می دهند.
حمله های بعدی ، امکان دارد که به صورت در نقش های متعددی اتفاق بیافتد.
ممکن میباشد که بعد از هجوم های شیدایی یک دوره معمولی محسوب شود.
در پی آن یک هجوم افسردگی و بعد از آن یک دور معمولی و به همین ترتیب.
صدمه شناسی از نظر جسمی و آسیب حقیقی به بافت به خاطر برانگیخته شدن دائم هیجانی شدن بدن در دوره های فشار روانی متحمل می باشد.
سرمشق استوار عادت و بدون انعطاف برخورد که توانایی سازگار شدن با فردی به شدت محدودیت ایجاد می کند.
در بیشتر موارد جوامع این طور برخوردها را ناسازگاری میدانند در صورتیکه از لحاظ خود فرد اینگونه نیست.
این گونه اختلال ترس های بدون منطق از اشیا و شرایط های به خصوصی می باشد.
این نوع از اختلالات روانی برعکس آشفتگی های مبهم است که در اختلال اضطرابی مشاهده می شود.
در اختلال هراس اختصاصی می باشد هنگامی که فردی حاد در مقابل شرایطی بروز می دهد که دیگران آن را به خطر نمی کند.
از دیدگاه مشاور این شخص به هراس فوبی مبتلا شده است.
با چه روش هایی والدین می توانند پیوندی قوی با کودک ایجاد کنند؟ این ها سوالات اساسی هستند که ما با سری مقالاتی در این سایت به شما کمک خواهیم کرد.
پیوند دلبستگی ایمن، رابطه ای غیرمستقم ، احساسی و عاطفی بین کودک و مراقب اولیه او می باشد که توسط پاسخ های عاطفی به پیام های کودکان تعریف می شود، که کودک این پیام ها را از طریق حرکات، ژست ها و صداها بیان می کند.
مطالب مرتبط: نظریه دلبستگی و اهمیت ارتباط های اولیه کودک
عملی شدن این رابطه بدون کلام منجر به ایجاد احساس امنیت و رشد کامل در کودک می شود و روی چگونگی تعامل و برخورد او با دیگران و فرم روابط او در طول زندگی تاثیر می گذارد. با دانستن این موضوع که چگونه در این رابطه احساسی متقابل ایفای نقش بهتری داشته باشیم، میتوانیم مطمئن شویم که کودکان ما بهترین شالوده را برای زندگی خواهند داشت.
پیوند دلبستگی چیست؟
پیوند دلبستگی، پیوند عاطفی منحصر به فردی میان شما (به عنوان سرپرست اولیه) و کودک شما است. این تعامل بی کلام عاطفی موجب این می شود که کودک احساس امنیت و آرامش کافی کند و سیستم عصبی آرامی داشته باشد. پیوند دلبستگی عاملی کلیدی در نحوه سازماندهی مغز نوزاد شما است که رشد اجتماعی، احساسی، فکری و فیزیکی او را تحت تاثیر قرار می دهد.
برای مطالعه بیشتر: موانع ایجاد پیوند دلبستگی ایمن
کیفیت پیوند دلبستگی یکسان نیست. یک پیوند ایمن در کودک اشتیاق به یادگیری، خود آگاهی سالم، احساس اعتماد و رابطه با دیگران را ایجاد می کند.
یک پیوند دلبستگی نا ایمن، به طوری که نیاز به امنیت و درک کردن کودک را برآورده نکند، می تواند در مورد هویت او سردرگمی به وجود آورد و باعث ایجاد مشکلاتی در فهمیدن و درک دیگران شود.
باورهای نادرست و حقیقت هایی در مورد پیوند با کودک و دلبستگی ایمن |
| باور نادرست: کودک من به من وابسته است چون من او را به دنیا آورده ام. حقیقت: نوزادان سیستم عصبی مستقلی دارند که می تواند با شما متفاوت باشد. هر چیزی که شما را خوشحال کند شاید همان چیزی نباشد که نوزاد شما را هم خوشحال کند. پس با وجود این که به نشانه های عاطفی نوزادتان گوش می دهید و نگاه می کنید، اما نمی توانید به طور کامل متوجه نیاز های فردی او شوید. |
| باور نادرست: پیوند ایمن و عشق یکی هستند. حقیقت: دلبستگی و پیوند به طور غریزی بین مادران و نوزادان به وجود می آید، اما متاسفانه عاشق کودک بودن به طور خود به خود نمی تواند منجر به یک پیوند ایمن شود. پیوند ایمن از توانایی شما در کنترل استرس خود، پاسخ به نیازهای کودک، و تسکین نوزاد به طور موفقیت آمیز حاصل می شود. |
| باور
نادرست: مواقعی من در فهمیدن علایم و نشانه های غیر کلامی نوزاد دچار مشکل
میشوم و اکثرا نمی توانم متوجه شوم کودک من چه می خواهد، پس به نظر می
رسد او پیوند ایمنی ندارد. حقیقت: همیشه لازم و امکان پذیر نیست که همه نیاز های عاطفی کودک خود را در راستای یک پیوند عاطفی ایمن متوجه شوید. به محض این که شما قطع ارتباط را تشخیص دادید و برای ترمیم این قطعی ارتباط تلاش کردید، پیوند محکم باقی خواهد ماند و حتی امکان دارد به دلیل تلاش برای این ترمیم، ارتباط نیز بهتر و قوی تر شود. |
| باور نادرست: پاسخگویی همیشگی به نیاز های کودکان آن ها را لوس می کند. حقیقت: برعکس، هر چقدر بیشتر به نیازهای نوزاد توجه کنید، نوزاد هرقدر که بزرگ تر می شود کمتر لوس می شود. دلبستگی منجر به ایجاد اعتماد شده و با وجود پیوند ایمن، کودکان بیشتر تمایل به مستقل شدن دارند. |
| باور نادرست: کودکان می توانند با بیشتر از یک نفر پیوند دلبستگی ایمن داشته باشند. حقیقت: کودکان فقط با یک نفر پیوند امن برقرار می کنند- کسی که بیشترین وقت خود را صرف آنان می کند. با این وجود، آنان می توانند پیوند عاشقانه با همه افرادی که از آنان مراقبت می کنند داشته باشند. |
| باور نادرست: دلبستگی ایمن فرآیندی یک طرفه است که من باید نشانه های کودک را به طور دقیق متوجه شوم. حقیقت: دلبستگی یک فرآیند تعاملی دو طرفه است که در آن نوزاد نشانه های شما را متوجه می شود، همان طوری که شما نشانه های او را متوجه می شوید. |
در ادامه مقالات این سایت در مورد اهمیت این مقوله و چگونگی ایجاد آن صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید.
منبع:مشاوره-ازواج.com
خسته شدم از زندگی مشترک. دوست دارم تنها زندگی کنم. یه دختر یازده ساله
دارم. همسرم وقتی مهربونه خوبه باهام ولی همون لحظه اگه از چیزی ناراحت بشه
با بی احترامی کامل باهام برخورد میکنه. به نظرم همه محبتاش دروغ محض یا
برای رفع نیازش. برام شده یه آدم دوروی دروغگو.. جالبه اینقدری که به دخترم
احترام میزاره یه هزارمشم به من نمیزاره. دخترمم دقیقا مثل خودش شده فقط
به پدرش احترام میزاره. این رفتارشون باعث شده پرخاشگر بشم. خیلیم با هاش
حرف زدم . قبول میکنه البته همه تقصیر ها رو میندازه گردن من.تهش میگه منم
نباید اینجوری کنم ولی در عرض سه دقیقه همون فرد قبل میشه. به اندازه سر
سوزن دوسش ندارم همه کارایی که میکنم بدون کوچکترین محبت فقط از روی عادتو
وظیفه اس. افسردگی گرفتم. در ضمن خسیسم هست.با سلام دوست عزیر
ببینید با این شرایطی که شما کاملا انگیزتون رد برای ادامه زندگی از دست
دادید یک نکته ای که اهمیت دارد این است که خب ایا از ایشون خواستید که
به روانشناس مراجعه داشته باشید به هر حال این مساله مهمی است که بدانید
که اگر ایشون گاها متوجه اشتباهات می شوند .
خب شاید بپذیرند مراجعه داشته باشید با هم شرایط به سمتی پیش می رود که شما
فرزندتون رو هم همسوی ایشون می بینید و این حالت تنفر و عدم و علاقه گسترش
پیدا می کند .
در نظر بگیرید که د بحث تعامل نمی شو گفت فقط طرف مقابل مقصر است مگر می شو
که صرفا ایراد از همسر شما باشد خب طبیعتا شما هم در تعامل مسائلی رو
داشتید که ایشون هر طور خواسته رفتار کرده و حالا احساس می کنید که نیازعا
اصلا مرتفع نمی شود بهتره به این نکات هم توجه داشته باشید و دقت کنید که
چنین شرایطی وجود دارد
به هر صورت در زندگی افراد با مشکلاتی رو به رو می شوند ولی اگر الگوهای
ارتباطی درست را فرا بگیرند می توانتد موفق باشند و می توانتد به شرایط
مطلوبی برسند .
دختر 11 ساله یعنی سالها از زندگی مشترک شما می گذرد قطعا اگر زبان مشترک
پیدا شود این حالت استهلاک ایجا د نخواهدشد و به شما کمک هم می شود و این
نکته ای است که باید در نظر داشته باشید
قطعا اگر بخواهید می توانید وضعیا را به حالت مطلوب تغییر دهی بهتره ابتدا خودتون مراجعه داشته باشید
موفق باشید
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
02122354783
موفق باشید.
نارضایتی شغلی در این روزها بسیار زیاد است.
در بعضی از صنایع این نارضایتی به ۷۰ درصد می رسد.
در بازاردشوار کار،نارضایتی از این حد هم بیشتر است.
در بسیاری از مواقع کارکنان به این نتیجه می رسند.
که روسا و مسولان انها را به درستی درک نمی کنند.

در بیشتر مواقع سرپرستان نشانه های کارکنانی را که روز به روز .
از کارشان ناراضی تر می شوند درک نمی کنند.
از انجایی که بیشتر سرپرستان به جای کارکنان به شغل وکار توجه می کنند.
وقتی به ناراحتی کارمندی پی می برند نمی دانند که با او چگونه باید کنار بیایند.
این احتمال وجود دارد که تا به حال چند بار به فکر افتاده باشیدکه شغلتان را عوض کنید.
شاید هم تا به حال به این فکرکرده باشید که اگر شما رییس جمهور بودید بهتر می توانستید.
شرکتی را که در ان کار می کنید اداره کنید.اما چگونه می توانید این کار را بکنید؟
ایا می توانید ناراحتی و بی قراری کارکنانتان را درک کنید؟
داوری درباره شما در مورد مدیریت تعارض بستگی به این دارد.
که چگونه کارکنانتان را درک می کنید و نظرتان چه چیز هایی برایشان مهم است.
مطالب و مقالات سایت ” مرکز مشاوره ” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناس تهیه و پشتیبانی شده است.
در ادامه مطلب ۱۰ جمله اورده ایم شما تا چه اندازه می توانید یک رییس خوب باشید؟
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط
درست غلط

این پرسشنامه دشواری است و ممکن است از مشاهده جوابهای حیرت کنید.
با توجه به جوابهای زیر به هر سوالی که جواب مشابه داده اید یک امتیاز بدهید.
۱٫غلط ۲٫غلط ۳٫غلط ۴٫غلط ۵٫غلط
۶٫غلط ۷٫درست ۸٫درست ۹٫درست ۱۰٫درست
امتیاز ۵ متوسط است.امتیاز بالاتر از ۵ نشان می دهد .
که شما نسبت به اغلب مردم درک بیشتری از این که چه عواملی کارکنان را خوش حال می کند دارید.
توضیحات تست آیا رییس ملاحظه گری هستید؟
برای مثال ،معلوم شد که مدیران بیش از کارکنان به موضوع دستمزد بها می دهند.
در جریان یک بررسی معلوم شد که کارگران در یک فهرست ۱۰ موردی .
حقوق را در مرحله سوم اهمیت قراردادند.
در این رابطه برنامه های زیادی در رابطه با مدیر ملاحظه گر ساخته شده است .
در حالی که مدیران حقوق و دستمزد را در مرحله دوم اهمیت می دانستند.
درحالی که کارکنان بیش از مدیران به امکان ارتقا و پیشرفت شغلی بها می دادند.
با توجه به این مطالب مشخص می شود که اگر رییسی بخواهدهمه ی کارکنانش را شاد کند.
باید به موضوعات مختلفی توجه کند .
با همه ی این اوصاف فکر می کنید دوست دارید یکی از انها باشید؟

پیش از استخدام نوروتراپیست در تهران با شرایط عالی مطالب زیر را مطالعه کنید.
نوروتراپیست به شخصی گفته می شود که با دستگاه نوروفیدبک آشنا بوده و روش های درمانی و شناختی از طریق آن را به خوبی می داند.
بهتر است که نوروتراپی توسط فارغ التحصیلان مرتبط در رشته های روانشناسی در همه گرایش ها و همچنین توسط پزشکان علوم شناختی و نوروساینس انجام گردد.
اما در برخی موارد نیز روانپزشکان به انجام آن مبادرت ورزیده و علاقه نشان می دهند.
یکی از موارد بسیار مهم این است که افرادی بدون داشتن تخصص و دانش کافی در این زمینه و از سایر رشته ها اقدام به انجام نوروفیدبک و نقشه برداری مغزی میکنند.
همین امر سبب شده است که مشکلات بسیار زیادی در شناخت و درمان بیماران و مراجعین اتفاق بیفتد و آنها آنگونه که تمایل دارند مشکلات روحی و روانی شان شناخته و درمان نمی شود.
به مرور زمان این ذهنیت در جامعه به وجود می آید که نوروفیدبک پایه و اساسی نداشته و از نظر علمی برای درمان و شناخت بیماری ها و اختلالات کاربردی نیست.