آسیب مغزی آسیب دیده در کودکان (TBI) یک نگرانی عمده بهداشت عمومی است و یک کتاب جدید در ارزیابی
آنچه در حال حاضر در مورد TBI در دوران
کودکی شناخته شده است و چالش هایی که پژوهشگران و پزشکان در این عرصه با آن روبرو
هستند. کتاب "آسیب های مغزی آسیبدی
در کودکان: مرزهای جدید در تحقیقات بالینی و ترجمه" تحت عنوان "ویرایش
ویکی آندرسون و کیت اوون یتس" منتشر شده و توسط انتشارات دانشگاه کمبریج
منتشر شده است.
"طی 20 تا 30 سال گذشته محققان و متخصصان مراقبت از کودکان مبتلا به TBI متوجه شده اند که آسیب های مغز در حال رشد نمی توانند به همان شیوه ای که در بزرگسالی اتفاق می افتد، درک شده و درمان شوند"، Yeates PhD، Director of Pediatric Psychology و مرکز عصب شناسی در بیمارستان کودکان سراسر کشور، مدیر مرکز بهداشت بیوگرافی در موسسه تحقیقاتی در سراسر کشور کودکان و استاد کودکان، روانشناسی و روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو است. "یک پایگاه اطلاعاتی جداگانه شامل شدت آسیب، مسائل مربوط به رشد و نقش خانواده برای TBI اطفال مورد نیاز است. اکثر کودکان مبتلا به TBI خفیف به طور کامل بهبود می یابند، اما تعداد قابل توجهی از آسیب های شدید، پیامدهای دیگری را به دنبال خواهد داشت ،
این کتاب حاصل یک کنفرانس بین المللی تحقیقاتی است که در اواخر سال 2007 در سن دیگو برگزار شد، با حمایت مالی موسسات ملی بهداشت، مراکز کنترل بیماری، موسسه تحقیقاتی کودکان کودکان و نوجوانان، موسسه تحقیقاتی کودکان در بیمارستان کودکان سراسر کشور و انجمن استرالیا مطالعه اختلالات مغزی.
یات گفت: "امید ما تشویق رویکرد بین رشته ای و همکاری در TBI کودکان است." "ما معتقدیم که کتاب ما به پیشرفت در زمینه تحقیقات لبه در این زمینه کمک می کند و شبکه های بین پژوهشگران و پزشکان را ارتقا می بخشد."
برای اولین بار، دانشمندان یک عامل ممکن بیولوژیک در
توسعه اختلالات خوردن را در دوران بلوغ کشف کرده اند: نوعی از استروژن استروژن
نامیده می شود که استرادیول نامیده می شود.
مطالعات پیشگیرانه پیشگیرانه که توسط دانشگاه ایالتی میشیگان برگزار شد، دریافتند که تأثیر ژنهای یک شخص در نشانه های اختلال خوردن در دختران بلوغ با سطوح بالاتر از استرادیول بیشتر از دختران بلوند با سطوح پایین تر از استروییدول است. این مطالعه در مجله روانشناسی پزشکی منتشر شده است .
کلی کلم، استاد روانشناسی MSU، سرپرست تحقیق می گوید تحقیقات قبلی نشان داده است که اختلالات خوردن تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی قرار می گیرند، هنگامی که دختران بلوغ را تحریک می کنند.
· MRI دو بار در سال موثرتر از ماموگرام برای زنان مبتلا به سرطان ژنتیک سرطان است
· پروبیوتیکها واقعا به تحقیقات اخیر نمیپردازند
· سیستم سنجش درجه بندی برای اندازه گیری پراکندگی نور
با این وجود اثرات اساسی ژن ها ناشناخته بود.
کلمپ گفت: "دلیل افزایش و افزایش تأثیرات ژنتیکی در دوران بلوغ، این است که ژن های غذای ناسازگار اساسا در آن زمان فعال می شوند." "این تحقیق در تلاش است تا فهمید که چرا ژن در هنگام بلوغ به چه چیزی تبدیل می شود؟ و آنچه ما متوجه شدیم، افزایش در استرادیول ظاهرا در معرض خطر ژنتیکی برای اختلالات خوردن هستند."
استراژئول، شکل غالب استروژن در زنان است و مسئول رشد اندام های تولید مثل است و همچنین بر روی اندام های دیگر از جمله استخوان ها تاثیر می گذارد.
Klump اشاره کرد که محققان هنوز نمی دانند که ژن ها توسط استرادیول فعال می شوند. علاوه بر این، او گفت که برای تأیید نتایج تحقیقات تحت مدیریت MSU، مطالعات بیشتری لازم است.
Klump، رئیس پیشین آکادمی اختلالات خوردن، گفت که شناختن احتمالا نقش استرادیول در توسعه اختلالات خوردن، در نهایت می تواند پنجره را به درمان های جدید باز کند.
علاوه بر این، او می گوید، تلاش های پیشگیرانه می تواند به سوی دخترانی که نه تنها در محیط زیست با ریسک بالا (مانند ورزش با تمرکز بر وزن) متمرکز هستند، بلکه همچنین افرادی با خطرات ژنتیکی مانند سابقه خانوادگی اختلالات خوردن باشد، هدایت می شود.
این مطالعه سطوح استرادیول نزدیک به 200 مجموعه از دوقلوهای زن در سن 10-15 سالگی را از MSU Twin Registry بررسی کرد که شامل بیش از 5000 جفت دوقلو در میشیگان می باشد. Klump رجیستری را با اس. الکساندرا برت، استاد روانشناسی اجرا می کند.
تحقیقات در دانشگاه اولستر نشان داده است که حوادث جنسی تروماتیک ممکن است مشکلات جدی روانی روانی را در سالهای پس از حوادث ایجاد کند.
پژوهشگران موسسه تحقیقاتی روانشناسی با استفاده از روش تحقیقاتی منحصر به فرد، سلامت روانی زنان مراجعه کننده به مراکز بحرانی تجاوز را بررسی کردند و نشان داد که آسیب های جنسی در ایجاد اختلالات روان پریشی مانند اسکیزوفرنیا نقش دارند.
تمایل به قربانیان تروما برای دور شدن از ناحیه ای که در آن حادثه حادثه اتفاق افتاده است - و به همین دلیل شبکه های حمایت اجتماعی آنها را مختل می کند، ممکن است آنها را در معرض خطرات بیشتر سلامت روانی قرار دهد.
نتایج این تجزیه و تحلیل اخیرا در مجله معتبر Journal of Schizophrenia Bulletin منتشر شده است .
این مطالعه مشترک دانشگاه اولستر را با دانشگاه ایالت جنوبی دانمارک به بررسی داده های جمع آوری شده از سیستم ثبت نام شهروندی دانمارک (CRS)، که پایگاه داده ای از اطلاعات رسمی مربوط به شهروندان دانمارکی از سال 1968 است، رسیده است.
پروفسور مارک شولین از مدرسه روانشناسی اولستر می گوید که استفاده از CRS یک نوع منحصر به فرد تحقیقاتی بود که قبلا در این منطقه انجام نشده بود.
پروفسور شولین گفت: "تحقیقات تروما با مشکالت متدولوژیکی همراه است. استفاده از CRS به ما اجازه داد تا مطالعات آیندهنگرانه را در یک روش بسیار کارآمد انجام دهند. اخیرا مطالعه ما ارتباط بین تجاوز و تشخیص بعد از یک اختلال روانگردان بیش از یک دوره 10 ساله بدون استفاده از داده های CRS تقریبا غیرممکن است. "
"نیمی از پولی که من در تبلیغات صرف میکنم هدر
میرود؛ مشکلم این است که من نمیدانم کدام نصف است." - جان وانامیکر، پیشگام فروشگاه بزرگ ایالات متحده در قرن نوزدهم
دانشمندان علوم اعصاب UCLA در یک مطالعه با مفاهیم برای صنعت تبلیغات و سازمان های بهداشت عمومی نشان داده اند که می توانند از اسکن مغز استفاده کنند تا پیش بینی کنند که آیا مردم در طول یک هفته استفاده از کرم ضدآفتاب حتی بهتر از خود مردم می توانند استفاده کنند.
متی لا لیبرمن، استاد روانپزشکی و روانپزشکی و علوم رفتاری، UCLA، گفت: "در روانشناسی افرادی که قضات بسیار خوبی از آنچه در واقع در شرایط آینده به آنها عمل نمی کنند، بسیار طولانی است." "بسیاری از مردم تصمیم می گیرند که کارها را انجام دهند، اما بعد آنها را انجام نمی دهند."
مطالعه جدید لیبرمن و نویسنده سرپرست امیلی فالک، که در ماه جون دکترای خود را در زمینه روانشناسی از UCLA بدست آورد، نشان می دهد که افزایش فعالیت در ناحیه مغز به نام قشر پیشانی فکری در میان افراد مشاهده شده و گوش دادن به اعلان خدمات عمومی، بر اهمیت استفاده از کرم ضد آفتاب به شدت نشان داد که این افراد احتمال بیشتری برای استفاده از کرم های ضد آفتاب در هفته بعد حتی بیشتر از انتظارات مردم دارند.
لیبرمن گفت: "از این منطقه مغز می توانیم حدود سه چهارم مردم را پیش بینی کنیم که آیا آنها از کرم های ضد آفتاب استفاده می کنند تا آنچه که گفته می شود انجام دهند." "اگر فقط به آنچه مردم می گویند انجام دهند، کمتر از نیمی از مردم به طور دقیق پیش بینی می کنید، و با استفاده از این منطقه مغز ما می توانیم به طور قابل ملاحظه ای بهتر عمل کنیم."
فالک گفت: "در حالی که بسیاری از گزارشات خود مردم بسیار دقیق نیستند، آنها متوجه نمی شوند که خود گزارشات اشتباه بوده اند و اغلب در پیش بینی رفتار آینده، اشتباه است." "شگفت آور است که می توان دریافت که برخی از تکنیک ها قادر به پیش بینی رفتار خودشان بهتر از من می باشند. با این حال مغز به نظر می رسد چیز مهمی را نشان می دهد که حتی ممکن است متوجه نشود."
این مطالعه، اولین مطالعه متقاعد شدن در علوم اعصاب برای پیش بینی تغییر رفتار، 23 ژوئن در مجله علوم اعصاب به نظر می رسد .
برای مطالعه، فالک، لیبرمن و همکارانش به افرادی که هر روز از کرم ضدآفتاب استفاده می کنند، به دنبال افرادی می گردند. گروه مطالعه شامل 20 نفر شرکت کننده، بیشتر دانشجویان UCLA، 10 زن و 10 مرد بودند. شرکت کنندگان مغز آنها را با استفاده از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) در مرکز نقشه برداری مغز آمانسون-لاولیس UCLA اسکن کردند، زیرا آنها یک سری از اعلامیه های خدمات عمومی را دیدند و شنیدند. آنها همچنین درباره خواسته های آنها در مورد استفاده از کرم های ضد آفتاب در هفته آینده و نگرش های آنها نسبت به کرم های ضد آفتاب خواسته شد.
سپس شرکت کنندگان یک هفته بعد با آنها تماس گرفتند و از چند روز در هفته از کرم های ضد آفتاب استفاده می کردند.
لیبرمن و فالک بر روی بخشی از قشر پیشانی فکری مغزی که در جلوی مغز قرار دارند بین ابروها متمرکز شده است. این منطقه مغز با خود بازتاب همراه است - تفکر در مورد آنچه که ما دوست داریم و دوست نداریم و انگیزه ها و خواسته های ما.
لیبرمن گفت: "این یک منطقه قشر پیشانی است که ما می دانیم در انسان بیش از اندازه در مقادیر دیگر است." "این منطقه با خودآگاهی همراه است و به نظر می رسد که برای تفکر در مورد خود و تفکر در مورد تنظیمات و ارزش های خود مهم است."
محققان یک مدل مبتنی بر 10 نفر را طراحی کرده اند و در 10 سال آینده آن را آزمایش کردند. آنها 20 نفر را به روش های مختلف برای آزمایش مدل تغییر دادند. فالک گفت که بیش از 180،000 راه برای تقسیم 20 نفر به گروه وجود دارد.
فالک گفت: "ما یک شبیه سازی از ترکیب 180،000 را اجرا کردیم، مدل ما را در 10 موضوع اول در هر یک از 180 هزار شبیه سازی توسعه دادیم و آن را در 10 مرحله آزمایش کردیم." "ما یک روابط بسیار قابل اعتماد را دیدیم، جایی که اکثریت قریب به اتفاق 180،000 راه برای تقسیم گروه، این منطقه مغز، قشر پیشانی پیشانی، کار بسیار خوبی برای پیش بینی استفاده از کرم های ضد آفتاب در گروه دوم است."
لیبرمن و فالک گفتند این یافته میتواند مربوط به بسیاری از سازمانهای بهداشت عمومی و همچنین صنعت تبلیغات باشد.
لیبرمن، یکی از بنیانگذاران علوم اعصاب شناختی اجتماعی، گفت: «برای تبلیغ کنندگان ممکن است خیلی بیشتر شناخته شود که شناخته شده است و این روش متداول برای اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ایجاد پیامهای متقاعد کننده است.
گروه های تمرکز عصبی
پیشگام John Wanamaker (که در ابتدای این رمان نقل قول شده) پیشاپیش John Wanamaker (که در ابتدای این بیانیه نقل قول شده است) به طور موثر برای روزنامه های خود تبلیغ می کند، اما هنوز گفته است که نیمی از بودجه تبلیغاتی خود را هدر داده است - فقط او نیم که نمی داند.
لیبرمن گفت: "ما چیزی حدود نیمه یاد می گیریم.
در حالی که آژانس های تبلیغاتی اغلب از گروه های متمرکز برای تست تبلیغات و تریلر فیلم استفاده می کنند، در آینده آنها و مقامات بهداشت عمومی شاید باید گروه های تمرکز عصبی را برای تست پیام هایی که در حین نظارت بر فعالیت مغز افراد آنها موثر باشد، اضافه کنند.
· کارآزمایی بالینی جدید برای شروع واکسن تجربی برای جلوگیری از گسترش گلیوبلاستوما آغاز شد
· ژن درگیر در ریتم های روزانه می تواند هدف بالقوه درمان گلیوبلاستوما باشد
فالک گفت، "یک مشکل با گروه های تمرکز استاندارد، این است که مردم در حال گفتگو با آنچه که در واقع انجام می دهند، تند و تیز هستند. ما به این رویکرد مکمل نداشته ایم، اما در آینده ممکن است ایجاد آنچه که ما می خواهیم انجام دهیم گروه های تمرکز عصبی. به جای صحبت کردن با مردم درباره آنچه که آنها فکر می کنند انجام می دهند، یک سازمان بهداشت عمومی یا آژانس تبلیغاتی می تواند مغز خود را مطالعه کند و آنچه را که واقعا انجام می دهد را یاد بگیرد و اینکه چگونه تبلیغات ممکن است به میلیون ها نفر دیگر نیز تاثیر بگذارد. "
لیبرمن گفت: "با توجه به اینکه فن آوری های در حال ظهور که نسبتا قابل حمل هستند و تقریبا برخی از آنچه که fMRI می تواند در یک مقدار از هزینه انجام دهد، به دنبال مغز برای شکل دادن پیام های متقاعد کننده می تواند یک واقعیت تبدیل شود، وجود دارد." "اما ما در ابتدا هستیم. این یکی از نخستین مقالاتی است که در مورد این موارد وجود دارد. در طی 10 سال آینده، مجموعه ای از مقالات منتشر خواهد شد که به ما می گوید که عوامل رؤیت پاسخ های عصبی چیست."
فالک، که به بررسی مبانی عصبی از تعصب و تغییر نگرش می پردازد، امیدوار است که یک مدل پیچیده ای از تعصب ایجاد کند که ممکن است چندین منطقه مغز را شامل شود. او از دانشگاه میشیگان-ان آربور استخدام شده است به عنوان استادیار مطالعات ارتباطی و روانشناسی و عضو موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه، که از ماه سپتامبر شروع به کار می کند.
در حالی که بعضی از مردم بر روی استدلال و احساسات به عنوان زمینه های کلیدی برای ایجاد تبلیغات تبلیغاتی تأکید می کنند، یک سوال کلیدی ممکن است این باشد که آیا پیام ها و تبلیغات می توانند باعث ایجاد احساسات مردم شوند؟ این در مورد من است و مربوط به ترجیحات و انگیزه های من است "" فالک گفت. "شاید پیامهای مؤثر ارزش های ما، خود هویت ما را تقویت کند، ما را به ما انگیزه می دهد. ما در طول سال های آینده به این خط تحقیق ادامه خواهیم داد."
فالک گفت که دانشمندان علوم اعصاب یاد می گیرند که آیا می توانند رفتار بهتر را پیش بینی کنند یا خیر، و احتمال بیشتری برای درک بیشتری از نقش هایی که در قسمت های مختلف مغز ایجاد می کنند، گفت: این ماه مارس جوایز چارلز E. و سو کا. یانگ UCLA را برای تحقیقات برجسته و درس دادن. او علاقه مند به چگونگی ایجاد بهداشت روان و سایر پیام های خدمات عمومی با هدف بزرگسالان جوان است.
فالک گفت: "هنوز هم وجود دارد که ما نمی دانیم چگونه مردم را به انتخاب های سالم تر می رسانیم." "ما امیدواریم که بیشتر در مورد پیامهایی که بیشتر یا کمتر متقاعد کننده هستند را یاد بگیریم."
مناطق مغزی مختلف ممکن است برای متقاعد کردن افراد برای ارسال یا ارسال دوستان خود در مورد یک پیام بهداشتی، محصول یا خدمات مهم باشند. لیبرمن و فالک در حال مطالعه این موضوع از "ایجاد وزوز" نیز هستند.
لیبرمن گفت، با این حال، پیامدهای تحقیق به مراتب فراتر از تبلیغات است.
وی گفت: "برنامه های زیادی وجود دارد که فراتر از این که شما یک بازرگانی 30 ثانویه خوب را در اختیار دارید، از جمله اینکه چگونه معلمان می توانند بهتر ارتباط برقرار کنند تا دانش آموزان خود را تنظیم نکنند و یا اینکه چگونه پزشکان می توانند بیماران را متقاعد کنند تا دستورالعمل هایشان را بپذیرند، استفاده می شود. هر روز به نوعی و هر نوع دیگری متقاعد می شوید. "
مراقب باشید از hucksters
لیبرمن اشاره کرد که بعضی از مردم در حال حاضر "بازاریابی عصبی" را ارائه می دهند، به منظور کمک به کسب و کارها در فروش محصولات خود و کمک به کاندیداهای کمپین تبلیغاتی خود. آنها ممکن است، برای مثال، توصیه می کنند چه رنگ ها و صدا برای استفاده در تبلیغات. آیا این مؤثر است یا آنها ادعا می کنند که تخصص ندارند؟
لیبرمن گفت: "به طور کلی، آنها دیدگاه های ساده ای از نحوه عملکرد مغز های مختلف دارند و می گویند مهم است که هنگام تبلیغات در یک قسمت خاص از مغز قرار گیرد و بنابراین شما باید بیشتر از این یا آن کار را انجام دهید." "به عنوان مثال، آنها می گویند شما می خواهید برای فعال کردن آمیگدال، زیرا این مرکز احساسات مغز است. به طور معمول، آنها به رابطه بین آنچه که در مغز اتفاق می افتد زمانی که کسی در معرض تبلیغات قرار گرفته و در واقع نتایجی است که شما برای مثال، آیا افراد رفتار خود را تغییر می دهند؟ آیا کسی این پیام را به دیگران گسترش می دهد؟ در عوض، آنها تجزیه و تحلیل عمومی را ارائه می دهند، و حدس من این است که اکثریت قاطع مشاوره ای که به آنها داده می شود دقیق نیست.
وی گفت: "برای درک واقعی رابطه بین پاسخهای مغز به علامت ها و مواد قانع کننده و نتایج مطلوب، شما باید نتایجی را که مطلوب هستند را اندازه گیری کنید و نه تنها بگویید که چه باید بکند." "بسیاری از مردم می گویند که دانشمندان علوم اعصاب هستند که کمی علوم اعصاب مقدماتی خوانده اند و این تخصص کافی نیست. این تقریبا بی نهایت پیچیده تر از آن است."
بر طبق یک مطالعه در بولتن روانشناسی شخصیت و روانشناسی اجتماعی (منتشر شده توسط SAGE)، خلاقیت را می توان با تجربه کردن فرهنگ های متفاوت از خود،
افزایش داد .
سه مطالعه به دانش آموزانی که در خارج از کشور زندگی می کردند و کسانی که در آن نبودند، به جنبه های مختلف خلاقیت تسلط یافتند. در مقایسه با یک گروه کنترل که فرهنگ متفاوت را تجربه نکرده بودند، شرکت کنندگان در گروه فرهنگ متفاوت، شواهد بیشتری در مورد خلاقیت در آزمون های مختلفی از ویژگی های مختلف ارائه دادند. این نتایج نشان می دهد که یادگیری چند فرهنگی یک جزء حیاتی از روند سازگاری است که به عنوان یک کاتالیزور خلاقیت عمل می کند.
· بخشی از کانابیس میتواند در روانشناسی کمک کند
· محققین UQ استدلال اخلاقی را در کودکان بررسی می کنند
محققان بر این باورند که کلید خلاقیت ارتقاء یافته با رویکرد بازخورد دانشجویان در سازگاری با فرهنگ جدید ارتباط دارد. در یک جهان جهانی، که در آن مردم بیشتر می توانند تجربه های چند فرهنگی را از گذشته کسب کنند، این تحقیق نشان می دهد که زندگی در خارج از کشور حتی می تواند مفیدتر از آنچه قبلا تصور می شد، باشد.
"با توجه به ادبیات مربوط به تغییرات ساختاری مغز که در طول تجربه های فراگیر یادگیری رخ می دهد، ارزشمند است که در مورد تغییرات عصبی در فرایند خلاقانه در طول تجربه های فرهنگی فراگیر خارجی، ارزشمند باشد"، نویسندگان، ویلیام واد Maddux، حاج آدم، و آدم D. گالینسکی. "این می تواند به نقاشی یک تصویر پویا تر از این که تجربیات فرهنگی خارجی نه تنها خلاقیت را افزایش می دهد، بلکه همچنین، به معنای واقعی کلمه و به شکل مفهومی، ذهن را گسترش می دهد.
مقاله "هنگامی که در رم- یاد بگیرند که چرا رومی ها چه کاری انجام می دهند: چگونه تجربه های یادگیری چند فرهنگی خلاقیت را تسهیل می کنند" در شماره ژوئن 2010 بولتن روانشناسی شخصیت و روانشناسیبه مدت محدودی در http: // psp.sagepub در دسترس است. com / cgi / reprint / 36/6/731 .